آیینه پژوهش
(١)
سرمقاله -
١ ص
(٢)
كتابشناسى، نخستين گام اطلاعرسانى - مسرت حسين
٢ ص
(٣)
ضرورت ايجاد نمايشگاه دائمى كتاب ايران - ابطحى سيد محمدعلى
٣ ص
(٤)
كتابخانههاى جهان اسلام در قرون وُسطى - ديوان محمدرستم
٤ ص
(٥)
مخازن قديمى كتابهاى اسلامى در كوفه - الطريحى محمدسعيد
٥ ص
(٦)
زندگى و آثا علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى - انصارى قمى ناصر الدين
٦ ص
(٧)
كتابخانهها و سوانح - نيکنام مهرداد
٧ ص
(٨)
گردش كار در چهار دايرة المعارف فارسى - فرح زاد محمد
٨ ص
(٩)
برترين كتابشناسى شيعه - انصارى قمى ناصر الدين
٩ ص
(١٠)
نسخههاى خطى آيت اللَّه صفائى خوانسارى - زمانى نژاد على اکبر
١٠ ص
(١١)
نگاهى به تاريخ كتابخانههاى مساجد - سلطانى محمدعلى
١١ ص
(١٢)
گفتگو -
١٢ ص
(١٣)
كتابخانهها و دانشخانههاى اسلامى - اذکائى پرويز
١٣ ص
(١٤)
كتابخانههاى مكه و مدينه - محلاتى مظفر الدين
١٤ ص
(١٥)
طرحى در باب تدوين كتابشناسى كتب شيعه - مختارى رضا
١٥ ص
(١٦)
معرفىهاى اجمالى -
١٦ ص
(١٧)
معرفىهاى گزارشى -
١٧ ص
(١٨)
مجلههاى پژوهشى -
١٨ ص
(١٩)
كتابشناسى كتابخانهها - رفيعى على
١٩ ص
(٢٠)
نسخههاى خطى مدرسه صدر بابل - حافظيان ابوالفضل
٢٠ ص
(٢١)
كتب خطى انتشار يافته انستيتو تاريخ علوم عربى - اسلامى - ارجمند مهدى
٢١ ص
(٢٢)
اخبار -
٢٢ ص
(٢٣)
فهرست موضوعى سال پنجم
٢٣ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - كتابخانههاى جهان اسلام در قرون وُسطى - ديوان محمدرستم

كتابخانه‌هاى جهان اسلام در قرون وُسطى‌
ديوان‌ محمدرستم

## ترجمه سيد حسين اسلامى‌##
اسلام بيشترين عنايت و توجه خود را به دانش و فراگيرى آن، معطوف داشته است. قرآن كريم، بى‌سوادان را در شمار مردگان، و دانشمندان را در رديف زندگان قرار داده است. پيامبر اسلام (ص) نيز كسب دانش را گرامى داشته و مركّب علما را برتر از خون شهيدان دانسته است(١) ١. المشكاة، كتاب العلم. و راههايى را كه به مراكز دانش منتهى مى‌شوند چونان گذرگاهى دانسته كه پوياى آن را به آسمانها مى‌رساند.(٢) ٢. همان. خداوند آن گاه كه بخواهد كسى را بزرگى بخشد، فروغ علم و شناخت را كه همان شاخت دين و احاطه به اصول و فروع آن است، به او ارزانى مى‌دارد.(٣) ٣. همان.
اين مطالب و آنچه كه در اين زمينه از تعاليم و گفته‌ها آمده است، اثرى عميق و به جاى ماندنى در اذهان جامعه مسلمين، به جاى گذاشته است. اسلام، در بخش كوتاهى از تاريخ، دانشمندان نام آورى چون: «ابن شهاب زهرى» و «محمد بن جرير طبرى» و عده‌اى ديگر از دانشمندان نكته سنج و نقّاد را به جامعه عرضه داشته است.
دانشمند گرانقدر «زهرى» در دوره آغازين حكومت امويان، به بررسى علوم و تأليف آثار دينى پرداخت. گويند روزى همسر زهرى وارد اتاق او شد و او را مخاطب قرار داد و چنين گفت: «به خدا اين كتابها در نظر من غير قابل تحمل‌تر از هوويى كه با من در يك خانه زندگى كند».(٤) ٤. همان.
از ديگر سو، نيكلسون درباره تاريخنگار و مفسر بزرگى چون، محمد بن جرير طبرى است كه مى‌گويد: «طبرى نزديك به چهل سال از عمر خود را صرف نوشتن كرد و هر روز چهل صفحه مى‌نگاشت». در تاريخ معروفش نيز كار را با آغاز آفرينش شروع كرد و تا روزگار خود به پايان برد. اين كتاب از چنان وزانت و پيچيدگى برخوردار بود كه شاگردان طبرى، از خواندن آن عاجز آمدند و او ناچار شد كه آن مختصر كند. اين اثر، امروزه به نام «تاريخ طبرى» يا «تاريخ الرسل و الملوك».(٥) ٥. همان. معروف است.
گويند طبرى اين دانشمند گرانمايه در تحرير آثار خود، از قلم نى استفاده مى‌كرد و هرگاه كه قلمها را مى‌تراشيد و براى نوشتن آماده مى‌ساخت، تراشه قلم را در گوشه‌اى از كتابخانه بزرگ خود، جمع مى‌كرد. او پيش از مرگ، به شاگردانش سفارش كرد تا تراشه‌هاى قلمها را به عنوان سوخت به كار گيرند و آب غسل او را با آتشى كه از تراشه‌ها فراهم آمده است، گرم كنند.(٦) ٦. همان.
اين عشق و شيفتگى نخستين طبقه از مسلمانان نسبت به دانش و شناخت آن، به ايجاد كتابخانه‌ها ضرورت بخشيد. در پى درك اين ضرورت، در سده دوم هجرى كتابخانه‌هايى در سرتاسر امپراتورى اسلامى احداث و تأسيس شد. از نخستين مسلمانانى كه اولين كتابخانه‌ها را ايجاد كردند، «خالد بن يزيد» (٧٠٤ م) بود.(٧) ٧. ابن نديم، الفهرست. خالد نخستين مسلمانى بود كه پس از فراگيرى علم شيمى نزد راهبان يونانى به تدريس آن پرداخت.
*١٩* ابن نديم، (٩٨٧ م). شخصاً از كتابخانه خالد بن يزيد ديدار كرده است.(٨) ٨. فيليپ حتي، تاريخ العرب، ص ١٦٦. او كتابهاى ارزشمندى را در علوم پزشكى، جراحى، ستاره‌شناسى و شيمى در اين كتابخانه ديده است. كتابخانه سلطنتى در روزگار خلافت عمر بن عبد العزيز بخشى از كتابخانه خالد بن يزيد بن معاويه، به شمار مى‌رفت (٧٠٤ م). ايجاد و تحول كتابخانه‌ها پس از آن، همچنان ادامه داشت. اين كتابخانه‌ها پس از آن، همچنان ادامه داشت. اين كتابخانه‌ها در آغاز بيشتر در بردارنده ديوان اشعار شاعران پيش از اسلام بودند كه در توصيف فتوحات و پيروزيها و نيز انساب عرب سروده شده بود. بعدها علما به تدريج به تأليف آثار جديدى در زمينه فقه، تفسير، تاريخ، سيره و علم كلام نيز پرداختند.
در سال ٨٧ ه بنا به دستور و در خواست وليد اول (٧٠٥ - ١٥ م)، عبداللَّه بن مالك، به ترجمه دفاتر ديوانى مصر به زبان عربى پرداخت. در روزگار هشام بن عبدالملك (١٠٥ - ١٢٥ ه / ٧٢٣ - ٧٤٢ م). نيز دفاتر ديوانى رسمى كه به زبان سريانى نگاشته شده بود، به عربى ترجمه شد.(٩) ٩. مقالات شبلى، عزام كاره، (هند: ١٩٥١) جلد ٦، ص ٤ - ٧. وى همچنين در سال ١١٣ ه / ٧٣١ م به «سالم» رئيس منشيان خود دستور داد تا تاريخ شاهان ايرانى را به عربى ترجمه كند. اين آثار ترجمه شده، شامل عكسهايى از شاهزادگان پارسى نيز بود.(١٠) ١٠. همان.
در دوران حكومت عباسيان، مسلمانان تحولاتى بزرگ در زمينه فعاليتهاى فكرى و بحث در تصورات ايجاد كردند. از اين رو كتابخانه‌هايى بزرگ برپا داشتند و معارف تازه‌اى را به دانش و علوم انسانى از قبيل: جغرافيا، شيمى، پزشكى و...، افزودند. مأمون، خليفه عباسى (٧٥٤ - ٧٥)(١١) ١١. همان. از پيشگامانى بود كه به دانش و دانشمندان توجه فراوان داشت. وى دستور داد تا كتابهاى ادبى و علمى كه به زبان بيگانه نوشته شده بود، به عربى ترجمه گردد. در روزگار او، كتب حاوى احاديث، گردآورى شدند و همچنين نسخه بردارى و تكثير كتابهاى فقه اسلامى انجام پذيرفت. ترجمه تاريخ «ساسيكى» ايران باستان كه از كتابهاى مقدسِ پارسيان به شمار مى‌رفت نيز در دوره مأمون صورت گرفت و عده‌اى از دانشمندان مسلمان و مسيحى به ترجمه كتابهايى كه به فارسى به رشته تحرير درآمده بود، پرداختند. بدين ترتيب دانشهاى فراوانى در زمينه مطالعات و تحقيقات به دست آمد.(١٢)
از جمله آثارى كه در روزگار مأمون به عربى ترجمه شد، مى‌توان به كتابهاى هفتگانه «مانى» اشاره كرد.
اين اقدام در سال ٢١٥ ه صورت پذيرفت.(١٣) ١٣. مانى در دوران حكومت شاپور بن اردشير، ادعاى پيامبرى كرد وعده زيادى از وى پيروى كردند؛ ولى او به وسيله يكى از شاهان ايران به قتل رسيد. و «ابن نديم» در «فهرست» خود، بسيارى از اين مترجمان بلند آوازه.(١٤) ١٤. مقالات شبلى، ج ٦، ص ١٠، عبداللَّه بن مقفع، هم اوست كه كليله و دمنه، خداى نامه و عين نامه و... را ترجمه كرد. جبرائيل نيز كتابهاى زيادى در علم طب ترجمه كرد و بطريق كه مسيحى است نيز كتابهايى چند را ترجمه كرد. را نام برده است. افزون بر آثار ترجمه شده در اين دوران، مترجمين همچنين به ترجمه نامه‌ها و يادداشت‌هايى كه به شاهان ايرانى چون: انوشيروان، هرمز و اردشير ارسال مى‌شد، اقدام مى‌كردند. به رغم اينكه در آن زمان مسلمانان نسبت به داستان و داستانسرايى توجه چندانى نشان نمى‌دادند، ولى از خلق و ابداع در اين نوع ادبى نيز فروگذار نبودند.(١٥) ١٥. ابن نديم، الفهرست، ص ٣٠٤. هزار داستان (الف ليلة و...) به عربى ترجمه شده است.
استادان و معلمان هندو، گروه گروه به سوى دربار خليفه عباسى در بغداد سرازير مى‌شدند و مورد تكريم خلفاى عباسى قرار مى‌گرفتند. اين احترام به دليل آن بود كه ترجمه پاره‌اى از كتابها را از زبان سانسكريت به آنان واگذار شده بود. عده‌اى از اين استادان هندو، به منصبهاى پر اهميتى در دربار دست يافتند.
در سال ٧٧٣ م. كتابى در زمينه ستاره‌شناسى از دانشمند فلكى «سيدانتا» توسط «فرضى» به عربى ترجمه شد و علاوه بر آن نزديك به هزار كتاب اصيل و معتبر در اين زمينه، به دانش دوستان عرضه شد.(١٦) ١٦. عبدوس صبح قاسم، مقاله مكتبات العالم الاسلامى القديم (كتابخانه‌هاى جهان اسلام قديم) - مجله (Pakistan) Journal of Peshawar university ژانويه ١٩٨٥.
*٢٠* در روزگار هارون الرشيد ٧٨٦ م تحول شگرفى در زمينه كتابخانه رخ داد. وى كتابخانه مشهور و نامىِ «بيت الحكمه»، را - كه يك كتابخانه آكادميك بود، در بغداد تأسيس كرد. همچنين بخشى براى ترجمه برپا كرد و نيز نام آورانى چون: أصمعىِ نحوى (اديب)، شافعى، عيسى بن يونس صوفى، سفيان ثورى، موسيقيدانان نامى ابراهيم موصلى، و جبرئيل بن بخيشوعِ پزشك را يك جا گرد آورد.(١٧) ١٧. فيليپ حتي، تاريخ العرب، ص ٣٠٩. از كارهاى ادب دوستانه اين خليفه، گردآورى و ترجمه تعدادى از كتابهاى يونانى و ادبيات شرق بود.(١٨) ١٨. اثر آلفرد هسل، ترجمه ريويين بيس، تاريخ المكتبات، ص ٣٠.
يحيى بن خالد برمكى و هارون الرشيد، نمايندگانى را به قصد دعوت از استادان گرانقدر، پزشكان بلندآوازه و فيلسوفان، به مصر روانه ساخت. وى آنان را به دربار هارون فرا خواند. در پى اين اقدام، بغداد خاستگاه دانش و شناخت گرديد. آنچه كه قابل توجه است اين است كه خليفه، هيچ گونه تبعيضى در نژاد، انديشه، عقيده، رنگ و مليت نسبت به مترجمين، اعمال نمى‌كرد. به كار گماردن «ابان شعوبى» - كه از دشمنان سرسخت عرب و عربيت بود - را در كتابخانه حكومتى مى‌تواند نمونه‌اى از اين روحيه باشد.(١٩) ١٩. ابن نديم، الفهرست، ص ١٢٤٥. در همين دوران تاريخ نگار عرب، «عمر واقدى» (٧٣٦ - ٨١١ م) معادل بار يكصد و بيست شتر، در كتابخانه شخصى خود، كتاب داشت.(٢٠) ٢٠. جى. دبليو. تامسون. مكتبات المسلمين فى العصر الوسيط، ص ٣٥٠ - ٥١، نيويورك.
مأمون خليفه عباسى (٨١٣ - ٨٤٧ م) كه دوران زمامداريش به دوره طلايى شهرت داشت، اقدام به گسترش و توسعه «بيت الحكمه» كرد كه توسط پدرش هارون الرشيد احداث شده بود. دربار وى هماره محل تجمع استادان، شاعران، پزشكان و فيلسوفان نامى بود. اينان از سراسر گيتى گرد آمده و داراى عقايد و مليتهاى گوناگون بودند. مأمون بدون توجه به مليت و ساير خصوصيات آنان، به آنها اموال فراوانى بخشيد. همچنين مورخان، فلاسفه، نحويان و گردآورندگان حديث را كه در پايتخت و مركز حكومت او گرد آمده بودند، مورد عطايا و بخشش فراوان قرار مى‌داد.
از جمله اقدامات مأمون، گردآورى دفاتر ديوانى دوران جاهليت عرب بود و نيز با جمع آورى اشعار شاعران پيشين عرب، نامه‌ها و پيمانهاى آرشيوى، به كتابخانه «بيت الحكمه» غنا بخشيد.
از پيشگامان در ترجمه در اين انجمن علمى «بيت الحكمه» ابو يحيى بن بطريق (٧٠٦ - ٧٩٦ م)، از دانشمندان يونان بود. اين برهه زمانى، توأم با حركت بارز و مهمى در تاريخ اسلام بود و با عرضه آثار ترجمه شده و حضور فعال مترجمان از برجستگىِ ويژه‌اى برخوردار شد.
همچنين، مأمون، حنين بن اسحاق را (٨٠٩ - ٨٧٧ م) - كه مترجمى چيره دست بود - به عنوان يكى از ياران نزديك خويش برگزيد. او همچنين كتابهاى خود را كه از فارسى، سانسكريت، قبطى و يونانى به عربى ترجمه شده بودند، با طلا تزيين مى‌گردد.(٢١) ٢١. فيليپ حتي، تاريخ العرب، ص ٣١٢ - ٣١٣.
از اين مترجمان، مى‌توان به يوحنا - كه مترجم بزرگ اين آكادمى «بيت الحكمه» بود - اشاره كرد. او فيلسوفى بزرگ بود و ١٢١ جلد كتاب از جالينوس (٢٠٠ - ١٠٠ قبل از ميلاد) ترجمه كرد.
كندى، اين فيلسوف بزرگ (٨١٣ - ٨٧٤ م.) از ديگر اعضاى اين انجمن علمى بلند آوازه، بود.(٢٢) ٢٢. سيد امير على، تاريخ الساراسانس، ص ٢٧٩. او افزون بر فعاليت و اشتغال در زمينه ترجمه، در بحث و بررسى و همكارى بنيادين با نظارت استادانى چيره دست بود. او با گشاده دستى به تشويق و ترغيب نويسندگان مى‌پرداخت. پى آمد اين اقدامات به وجود آمدن تعداد بيشمارى از كتابها در زمينه رياضيات، هندسه، فلك، رصدگيرى، علم بصريّات * - علم البصريات، بخشى از فيزيك است كه درباره قانون نور و ديدن، گفتگو مى‌كند، المنجد، ماده علم.، مكانيك، پزشكى و... بود. تمامى اين دانشها و كتابها با هدف آگاهى خوانندگان گردآورى و عرضه شدند.(٢٣) ٢٣. تامسون، تاريخ المكتبات فى العصر الوسيط، ص ٣٥٠ - ٥١، نيويورك.
«برازى» متوفاى سال ٩٢٥ م. كه از دانشمندان فيزيك بود، افزون بر دويست جلد كتاب براى «بيت *٢١* الحكمه» نگاشت. ٢٤. همان. همچنين «ابن ابى الحارث» كه از ماهرترين صحافان آن دوره بود، به عنوان صحاف، براى اين كتابخانه برگزيده شد.
با اندكى تأمل در موقعيت شهر بغداد، مى‌توان به عظمت و شكوه كتابخانه مأمون و شمار كتابهاى موجودِ در آن، پى برد. اين كتابخانه، به رغم آنكه بارها در معرض غارت قرار گرفت و كتابهاى آن به سرقت رفت، با اين حال، كتابهايى كه تا قرن هفتم هجرى، صحيح و سالم بر جاى ماند، بسيار زياد بود. ٢٥. مقالات شبلى، ج ٦، ص ١٠٧ - ١٠٨. جاى بسى خوشبختى است كه «ابن ابى عصيبه» بر باقيمانده كتابها دست يافته و در شرح حال «حسين بن اسحاق» از آنها نام برده است.
از روزگار مأمون، اقدام به جمع آورى و نگهدارى كتاب در سراسر بغداد، به صورت يك حركت همگانى درآمد. بيشتر وزرا، وابستگان به دربار و امراى لشكرى، هر يك كتابخانه‌اى مخصوص به خود داشتند كه با صرف هزينه سنگينى فراهم آمده بود. وزير متوكل فتح بن خاقان (٨٤٧ - ٦١ م.) با ساختن كتابخانه بزرگى، يحيى بن منجم (متوفاى ٨٨٨ م.) را براى نظارت بر امور آن، گماشت. اين كتابخانه در آن روزگار در نوع خود يگانه و منحصر به فرد بود.
در دوران واثق، محمد بن عبدالملك زيات وزير واثق ٢٦. همان، ص ١٨٥. هر ماه مبلغ ده هزار روپيه *روپيه، واحد پول هندوستان است. اين پول توسط انگليسيها زمانى كه اين شبه قاره را به اشغال خود درآورده بودند وارد آن كردند. هر روپيه معادل ٧٥ فلس [عراقى‌] است و همچنان در هند، پاكستان و بنگلادش، رايج است. هر پنجاه فلس معادل يك درهم و هزار فلس معادل يك دينار عراقى است. م. هزينه ترجمه و نسخه بردارى كتابها مى‌كرد.
رافدى (متوفاى ٨٢٢ م.) نيز در كتابخانه‌اش، ششصد رفِ (طاقچه) پر از كتابهاى گوناگون داشت. او چند سالى پيش از مرگش، بخشى از كتابخانه خود را به دوهزار قطعه (سكه) طلا فروخت. ٢٧. ابن نديم، الفهرست.
كتابخانه «دار العلمِ» موصل، از جمله كتابخانه‌هايى كه «ابوالقاسم جعفر بن محمد بن حمدان موصلى» (٨٥٤ - ٩٣٤ م.) آن را بنا نهاد.٢٨. ا.س. قاسمى، المكتبات فى العالم الاسلامى، نشريه دانشگاه پيشاور، پاكستان. اين شخص، در معرفت و دانش دوستى، سر از پا نمى‌شناخت. پيوسته عده زيادى از شاعران و استادان، در دربار او، حضور داشتند. همچنين صفىّ الدوله و برادرش، عطشى سيرى‌ناپذير در گردآوردن كتاب براى كتابخانه خود داشتند. ٢٩. مقالات شبلى، جلد ٦، ص ١٦١. هر دو برادر از شاعران ستوده دوره خويش به شمار مى‌رفتند. صفى الدوله، يكى از استادان را متولّى كتابخانه خويش كرد. ٣٠. سيد امير على، روح الاسلام، ص ٣٧٣؛ تاريخ الساراسانس، ج ٦، ص ٤٦٩.
سلطان «عضد الدوله بويهى» كه خود شاعرى بزرگ و استاد أدب بود، كتابخانه‌اى سترگ تأسيس كرد. كتابهاى فراوانى براى اين كتابخانه جمع آورى شد. اين كتابها در موضوعات گوناگون و مربوط به آغاز دوره‌هاى اسلامى تا روزگار خود او بود. علاّمه «بشارى» در توصيف اين كتابخانه چنين مى‌گويد: «اين كتابخانه بهشت روى زمين است». كتابخانه ياد شده كه بسيار زيبا، دل‌انگيز و باشكوه بود، در كاخ قرار داشت و دربر دارنده كتابهاى فراوانى بود. قفسه‌هاى اين كتابخانه به عرض سه يارد [٧٠/٢ متر] و ارتفاع قامت انسان و چوبهاى به كار رفته در ساختن اين قفسه‌ها، از بهترين چوبها و مزيّن به طلا بود. اين كتابخانه همچنين داراى سالن مطالعه‌اى جداى از مخزن و فهرستهاى موضوعى بود كه يك متولى، بر امور آن اشراف داشت. كتابخانه ياد شده را يك صندوق‌دار و چند كارمند، اداره مى‌كردند. هرگز به كسى اجازه داده نمى‌شد كه از در اصلى كتابخانه وارد آن شود. ٣١. مقالات شبلى، جلد ٦، ص ١٦٠ - ١٦١.
«عضد الدوله بويهى» كتابخانه ديگرى در بصره داشت كه براى مطالعات و تحقيقات استادان باز بود و در آن ترتيبى اتخاذ شده بود كه مطالعه كنندگان و نسخه برداران براحتى بنشينند. ٣٢. ٨٠٠ - ١٣٥٠ م. دانشگاه كولرادو ١٩٦٤، ص ٦٧ - ٧٠.
در بصره كتابخانه ديگرى به نام «خزانة الوقف» وجود داشت. اين كتابخانه توسط «على بن ساوار كاتب» (متوفاى ٩٨٢ م.) كه از افراد حكومت عضد الدوله بود، تأسيس شد. اين كتابخانه دربردارنده پاره‌اى از كتابهاى كمياب بود و تا روزگار «حريرى» *٢٢* (متوفاى ١١٢٢ م.) پابرجا بود. ٣٣. ا.س. قاسم، نشريه دانشگاه پيشاور، المكتبات فى العالم الاسلامى.
اين احتمال وجود دارد كه «شاپور» پسر «اردشير» فرمانرواىِ بويهى در سال ٩٢٢ م. در بغداد كتابخانه‌اى به نام «دار العلم» تأسيس كرده باشد. اين كتابخانه كه كتابهاى زيادى در خود داشت، براى استفاده عموم فراهم آمده بود. اين نخستين كتابخانه عمومى است كه در ميان مسلمانان و در قرون وُسطى به وجود آمده است.
در سال ١٠٠٤ م حاكم مصر حكيم «عمربله»، كتابخانه بزرگى ساخت كه مردم زيادى به آن مراجعه مى‌كردند. مراسم افتتاح اين كتابخانه، باشكوه و شوكت همراه بود. در اين كتابخانه، كاغذ، مركب و ديگر لوازم به طور رايگان در اختيار خوانندگان قرار مى‌گرفت. در سال ١٠٠٩ م. كتابفروشى و مغازه‌هاى متعددى براى تأمين نيازهاى اين كتابخانه، وقف شد كه عايدات آنها هزينه اين مركز علمى مى‌شد. ٣٤. مقالات شبلى، جلد ٦، ص ١٦٧.
از آن روزگار بود كه ايجاد و تأسيس كتابخانه‌هاى عمومى اقدامى فراگير شد. در اين راستا، كتابخانه‌هاى بى شمارى در سراسر جهان اسلام به وجود آمد.
در قرن يازدهم ميلادى تمايل شديدى به ايجاد دانشگاه در جهان اسلام به وجود آمد. اين امر مستلزم ايجاد حداقل يك كتابخانه براى هر دانشكده و يا دانشگاه بود. ٣٥. همان. «نظام المُلك» وزير فرهنگ دوست آن زمان، زبده‌ترين استادان را نزد خود فراهم آورد كه در ميان آنان، اخترشناس، شاعر و تاريخ‌نگار نيز وجود داشتند. نظام الملك، مدرسه نظاميه بغداد را تأسيس كرد و در كنار آن نيز كتابخانه‌اى بنا نهاد. او طىّ فرمانى عمومى به سراسر جهان اسلام، دستور داد تا در كنار هر انجمن علمى و آكادمى، كتابخانه‌اى تأسيس شود. نتيجه اين اقدام گسترش كتابخانه در سراسر ممالك اسلامى بود؛ تا آنجا كه در هر مسجدى هر چند كوچك و حتى تنها با يك كلاسِ درس، كتابخانه‌اى ساخته شد.٣٦. همان، ص ٦٧ - ٨.
همچنين كتابخانه‌اى به نام «خزانة الكتب» به سال ١٠٦٦ م. در كنار آرامگاه و مدرسه ابوحنيفه، توسط خوارزمى ساخته شد. اين كتابخانه تا به امروز در ٣ كيلومترى بغداد و نزديك قبر ابوحنيفه پابرجا و حاوى مقدار قابل توجهى كتاب است. ٣٧. ا.س. قاسم، المكتبات فى العالم الاسلامى.
از ديگر كتابخانه‌ها، مخزن و كتابخانه مسجد زيدى است. اين كتابخانه به دست شريف زيدى (١١٣٤ - ١١٧٩ م.) ساخته شد. شريف، از خليفه وقت مبلغ دو هزار دينار براى گذران زندگى شخصى خود دريافت كرد؛ ولى ترجيح داد تا با اين پول، قطعه زمينى *٢٣* در شرق بغداد خريده و كتابخانه ديگرى بر كتابخانه‌هاى بغداد بيفزايد. ٣٨. همان.
همچنين از اين قبيل آثار، كتابخانه رباط خاتون سلجوقى است كه از جمله موقوفات خليفه «الناصر لدين اللَّه» (١١٨٠ - ١٢٢٥ م.) اين كتابخانه بر آرامگاه «سلجوقه خاتون» همسر «ناصر» ايجاد شد. كتابهايى كه در اين كتابخانه قرار داشت، برگزيده‌اى از كتابهاى شخصى خليفه بود.
وزراى دربار عباسيان، اكثراً كتابخانه‌هايى مخصوص به خود داشتند. ٣٩. همان.
«مستنصر» عباسى (١٢٢٦ - ١٢٤٢ م.) با احداث دانشگاه مستنصريه و كتابخانه وابسته به آن در سال ١٢٣٣، املاك و زمينهايى را جهت تأمين مخارج دانشگاه و كتابخانه مربوط به آن وقف كرد. قيمت اين موقوفات ده ميليون سكه طلاى رايجِ آن روز، برآورد مى‌شود. بنا به گفته ابن اثير، اين دانشگاه در سراسر گيتى منحصر به فرد بود و كتابهاى موجود در كتابخانه دانشگاه، به هشتاد هزار جلد مى‌رسيد. ٤٠. ابن نديم، الفهرست. در آن روز تنها در بغداد، ٣٦ كتابخانه عمومى وجود داشت. ٤١. شمس الحق، ص ١١٦.
كتابخانه ديگرى نيز در دوران عباسيان و از سوى وزير عباسى، «ابن علقمى» تأسيس شد. شمارِ كتابهاى اين كتابخانه، به چهارصد هزار جلد مى‌رسيد و از كتابخانه‌هاى عمومىِ دوران عباسيان به شمار مى‌رفت؛ ولى تمامى اين كتابخانه‌ها، در اثر تهاجم مغول به بغداد، در سال ١٢٥٨ م. ويران و نابود شدند. ٤٢. جى. دبليو. اف. تامسون، المكتبات المسلمين فى العصر الوسيط، فصل ١٢.
به وجود آمدن اين كتابخانه‌ها، اشتياق مردم غرب را نيز برانگيخت. در اسپانيا، حَكَم دوم، بيشترين اشتياق را در تأسيس كتابخانه، از خود نشان داد. ابن خلدون (متوفاى ١٤٦٠ م.) و مقرى (متوفاى ١١٣١ م.) از كتابخانه‌هاى اسپانيا بسيار گفته و نوشته‌اند.
«حَكَم» خليفه بلند آوازه اموى، فردى دور انديش و از استادان رتبه اول بود. وى علاقه جدّى و فراوانى به جمع آورى كتاب داشت. اين علاقه او به حدى بود كه عايدات حكومتى كفايت نظر او را تأمين نمى‌كرد. او عده‌اى از عوامل دولتى و بازرگانان را در شهرهاى اسپانيا، سوريه، مصر، بغداد، فارس و خراسان به خريد و جمع آورى كتابهاى كمياب و گران قيمت واداشت. البته جديد يا قديمى بودن كتابها نزد او تفاوتى نداشت.
زمانى كه ابوالفرج اصفهانى (متوفاى ١٩٦٧ م.) كتاب مشهور خود «الأغانى» را به پايان رساند، حَكَم نماينده ويژه‌اى را نزد او فرستاد تا او كتاب خود را پيش از تكثير و توزيع، در كتابخانه حَكَم ثبت كند. ٤٣. مقالات شبلى، جلد ٦. بدين ترتيب، نخستين نسخه اين كتاب، به چهار هزار روپيه خريدارى گشت و در كتابخانه حَكَم قرار گرفت.
ابن خلدون و ابن ابار به توصيف كتابخانه حكم پرداخته، مى‌گويند: علاوه بر فهرستى كه در آن به چهارصد هزار كتابِ موجود در كتابخانه، اشاره شده است، ديوان‌هاى اشعارى كه در كتابخانه وجود دارند، هشتصد صفحه از فهرست كتابخانه را به خود اختصاص داده‌اند. ٤٤. همان.
از جمله مؤسسه‌هاى آموزشى كه در جهان، در عهد حكومت «حَكَم دوم» تأسيس شد، دانشگاه مشهور قرطبه در كنار مسجد جامع آن شهر است. دانشجويان مسيحى و مسلمان نه تنها از اسپانيا و اروپا، كه از آفريقا، آسيا نيز به سوى اين دانشگاه، سرازير شدند.٤٥. محمد عبدالقادر، مسلم كرتي، كلكته، هند، ١٩٣١. اين دانشگاه، داراى بزرگترين و غنيترين كتابخانه‌هاى جهان بود.٤٦. فيليپ حتي، تاريخ العرب، ص ٥٣٠.
حَكَم دوم همچنين با سخاوت و گشاده دستى، براى كتابهاى نسخه بردارى شده، مبالغى هزينه مى‌كرد. وى نمايندگانى داشت كه در كتابفروشيهاى اسپانيا، بغداد، دمشق، قاهره و اسكندريه به جستجوى كتابها *٢٤* مى‌پرداختند. از اين رو به كتابهايى كه اختصاصاً براى كتابخانه وى تأليف شده بود و نيز كتابهاى زيادى كه براى اين كتابخانه، استنساخ شده بودند دست يافت. از جمله اين كتابها، آثارى بودند كه درباره «اوقاف» به بحث پرداخته بودند كه مى‌توان به كتاب «اوقاف الصناعات» اثر «ابوالحسن عريب بن سيد» (متوفاى ٩٨٠ - ٩٨١ م.) اشاره كرد. نويسنده، اين كتاب را در سال ٩٦١ م. و در شهر قرطبه (كردوبا) به رشته تحرير درآورد. اين اثر، در سال ١٨٧٣ م. توسط «دوزى» تنقيح و به لاتين ترجمه شد. ٤٧. اس. ام. امام الدين، المكتبات العربية في اسبانية، كراچى، ١٩٦١.
استادانِ معاصرِ عرب، از مجموعه كتابهاى ارزشمند كتابخانه «حكمِ دوم» بسيار سخن به ميان آورده‌اند. بنابر گفته اين افراد، كتابخانه «حَكَم»، بزرگترين گنجينه كتب سلطنتى، در قرون وسطى بوده است.٤٨. مقالات شبلى، سيد امير على، جلد ٦؛ تاريخ الساراسانس، ص ٥١٤. «حكم» علاقه شديدى به تنظيم و تزيينات هنرىِ كتابخانه داشت...بنابر همين علاقه، عده‌اى از صحافان چيره دست و ماهر را براى اين امر به كار گمارد. همچنين اتاقهايى را براى استنساخ و تزيين و صحافى كتابهايى كه با آب طلا نگاشته و با عكسهاى زيبايى تزيين شده بودند، اختصاص داد.
افزون بر آنچه درباره علاقه «حكم» به كتاب و جمع آورى آن گفته شد، او استاد و تاريخنگار نيز بود. وى در پايان هر كتاب - كه داراى چند برگ سفيد بود -، نظرات زيادى از خود، بر جاى گذاشته و حواشى با ارزشى بر هر يك از كتابها زده است. ٤٩. همان. حَكَم همچنين كتابى نوشت شامل نويسندگان، القاب، نام خانواده آنان، قبيله آنان و تاريخ تولد و مرگشان. تنها حكم بود كه تا اين مرحله از اطلاعات در تاريخ، ادب و علم انساب بهره‌مند بود. اين اطلاعات به قدرى دقيق و معتبر بود كه استادان و دانشمندان اخير آن را پذيرفته‌اند و اذعان داشته‌اند كه اين معلومات از درستى و دقت برخوردارند.
در روزگارى كه چون امروز صنعت چاپ و نشر وجود نداشت، حكم توانست چهارصد جلد كتاب فراهم آورد.(٥٠) محمد عبدالقادر، مسلم كرتي، ج ٢، ص ١٢٥؛ دوزى، ص ٦١٠.
در روزگار «حكَمِ دوم» زنان نيز از دانش و شناخت بهره‌مند بودند. زنان اين دوره، توانستند خود را وقف دانش و درس كرده و افتخار فراگيرى دانش را نصيب خود سازند. در نتيجه، زنان زيادى در اثر نوشتنن مقالات ادبى و سرودن شعر به شهرت بسزايى دست يافتند.
در ميان دختران و كنيزكان دربار حكم كسانى بودند كه بهره فراوان از دانش كسب كرده بودند. از جمله آنان، فاطمه، دختر يكى از كاركنان دربار حكم به نام زكريا بود. وى استنساخ آثار متعددى را براى خلفا انجام داد. فاطمه، علومى چون: دستور زبان عربى، علم الحساب و علوم ديگر را فراگرفته بود. او همچنين به شعر ولع خاصى داشت، تا آنجاكه در كاخ كسى يافت نمى‌شد كه بتواند با او در شيوايى سخن، به رقابت بپردازد.(٥١) مسلم كرتي، ج ٢، ص ١٢٩ - ١٣٠.
احمد بن محمد قرطبى، دخترى داشت به نام عايشه. عايشه، به دليل مهارت در سرودن شعر و بيان آن، شهرت فراوانى يافت. وى كتابخانه‌اى درخور توجّه داشت.(٥٢) همان. همچنين در دوران حكومت حكم دوم، هفتاد كتابخانه عمومى وجود داشت كه به مسجد بزرگ قرطبه وابسته بود.(٥٣) تاريخ المكتبات العربية فى اسبانيا، ص ٢٢٣ - ٢٢٤.
همچنين در كتابخانه شخصى ابن عباسِ وزير كه از شهر «المريه» اسپانيا بود، چهار هزار كتاب وجود داشت.(٥٤) مسلم كرتي، ج ٢، ص ٧؛ دوزى، اسبانيا الاسلاميه، ص ٦١٠. گفته‌اند كه در عهد حكم در سراسر كشور انبارهاى پر از كتاب وجود داشت و كتاب همچون ساير كالاها در سطحى وسيع در بازارها براى فروش، عرضه مى‌شد.
پس از حكم، نوبت زمامدارى، به حاجبِ منصور رسيد. او نيز، استادان و طالبان علم را گرامى مى‌داشت.
*٢٥* وى با همتى بلند، در راه جمع آورى كتابهاى كمياب براى كتابخانه خود بذل و بخشش مى‌كرد. گفته‌اند كه وى، براى خريد يك كتاب مبلغ پنج هزار سكه طلاىِ رايج، پرداخت. اين كتاب «الفصوص» نام داشت كه تأليف «سعيد البغدادى» (متوفاى ١٠٢١ م.) بود.(٥٥) تاريخ المكتبات العربية فى اسبانيا.
نوح بن منصور نيز كه پادشاه بزرگ بخارا بود، از اين قاعده مستثنا نبود. وى اقدام به تأسيس كتابخانه‌اى كرد كه در روزگار ما نيز كتابخانه‌اى كه با آن همسنگ باشد، وجود ندارد. ابن خلكان درباره اين كتابخانه گفته است: «تمامى انواع كتابهايى كه در موضوعات صنايع، هنر و علوم ديگر وجود داشت، در اين كتابخانه زيبا و غنى جمع شده بودند. علاوه بر اين، كتابهاى منحصر به فردى در اين كتابخانه بود كه نامى از آن در ساير كتابخانه‌ها وجود نداشت.»
اظهارات ابن سينا (٩٨٠ - ١٠٣٧م.) درباره اين كتابخانه را چنين مى‌خوانيم: «گنجينه كتاب اين كتابخانه را كه كتابهايى در موضوع فلسفه را در بر دارد ما در ديگر كتابخانه‌ها نديده‌ايم و كسى جز من نيز آنها را نديده است.
اين كتابخانه داراى ساختمانى معظم و داراى چندين اتاق است. در هر اتاق چندين رف (تاقچه) وجود دارد و كتابها بر اساس موضوع در اين تاقچه‌ها جاى گرفته‌اند.»(٥٦) ابن خلكان، تذكره شيخ ابوعلى سينا.
نوح بن منصور از استاد گرانقدر، صاحب بن عباد (متوفاى ٩٣٨ - ٩٥ م.) دعوت كرد تا به بخارا آمده و پست وزارت او را تصدى كند، ولى صاحب بن عباد نپذيرفت؛ زيرا وى براى جابجايى كتابهاى خود نيازمند چهارصد شتر بود.(٥٧) مقالات شبلى، جلد ٦، ص ١٦٠؛ اى جى. براون، التاريخ الادبى - الفارسي، ج ١، ص ٣٧٤ - ٣٧٥. نوح بن منصور، از شيفتگان فلسفه و دانش و هنر بود. او در انفاق بر استادان هيچ محدوديتى را ملحوظ نمى‌داشت.
فاطميان مصر نيز، از اين قافله عقب نماندند. آنان تعداد زيادى كتابخانه تأسيس كردند. در حقيقت اين مؤسسه‌هاى فرهنگى، بر ساير مؤسسه‌هايى‌كه توسط همگنان فاطميان در سراسر گيتى به وجود آمده بود، پيشى گرفتند.(٥٨) جى. دبليو. اف. تامسون، المكتبات فى العصر الوسيط، فصل ١٢، ص ٣٥٣. نخستين كتابخانه‌اى كه در قاهره احداث شد، از سوى «العزيز» خليفه فاطمى (٩٧٥ - ٧٦ م.) بود. هزينه‌هاى جارى اين كتابخانه و ٣٥ دانشجو، از محل عايدات اوقاف تأمين مى‌شد. اين كتابخانه داراى چهارصد هزار و به نقلى، ششصد هزار جلد كتاب بود كه در ميان آنها ٠٠٠/٢٤ جلد قرآن كريم - كه به گونه زيبايى با طلا و نقره تزيين شده بود - وجود داشت. (٥٩) همان. ساير كتابهاى اين كتابخانه كه در موضوعاتِ شريعت، نحو، تجويد، تاريخ، سيره، فلك و شيمى بودند، به تفكيك موضوع، در تاقچه‌هايى - كه در ديوار تعبيه شده بودند -، و در اتاقهاى جداگانه‌اى قرار داشتند.
مقريزى (١٣٤٦ - ١٤٤٢ م.) در توصيف اين كتابخانه مى‌گويد كه اين كتابخانه بخشى از كاخ سلطنتى بود كه خود به چهل كتابخانه مجزّا تقسيم مى‌شد كه هر يك هجده هزار جلد كتاب در موضوعات مختلف علوم و معارف كهن در خود داشت. مقريزى ادامه مى‌دهد كه: در اين كتابخانه دسته‌هاى نسخه‌بردارانى مانند «ابن مقله»، «ابن بواب» و ديگران را ديده‌ام، در اين كتابخانه كره زمينى كه ٢٢٥٠ سال پيش به دست بطلميوس ساخته شده بود و نيز كره ديگرى وجود داشت كه به قيمت پانزده هزار روپيه براى عضدالدوله خريدارى شده بود.(٦٠) مقالات شبلى، جلد ٦، ص ١٦٢.
تنها شاهان و فرمانروايان نبودند كه به ايجاد كتابخانه همت مى‌گماشتند، بلكه عمده استادان نيز با تأسيس كتابخانه شخصى، احساس افتخار و سربلندى داشتند. براى مثال مى‌توان از «ابونصر سيهات بن مرزبان» نيشابورى نام برد. او قسمت اعظم ثروت خويش را *٢٦* صرف تهيه كتاب كرد. وى اكثراً براى دستيابى به كتابهاى كمياب، به بغداد سفر مى‌كرد.(٦١) ٦١. همان.
محمد بن حسين بغدادى نيز از كسانى بود كه به تأسيس كتابخانه پرداخت. اين كتابخانه، به دليل داشتن مجموعه كتابهاى كمياب و پربها، بى نظير بود. ابن نديم مى‌گويد مانند كتابخانه محمد بن حسين را در هيچ كجا نديده است. ابن نديم كه از مقربان و افراد مورد اعتماد محمد بن حسين بود، مى‌گويد: روزى محمد بن حسين، صندوقى با تعداد بيش شمارى از ديوان اشعار، دفاتر ثبت و اسنادى كه مربوط به گذشته عرب و بر روى پوست و كاغذ نوشته شده بود، به من نشان داد. او گفت اين آثار را از خراسان، مصر و چين برايم فراهم آورده‌اند. در ميان آثار ياد شده، نامه‌هاى امام على(ع)، نوشته‌هاى امام حسن و امام حسين (عليهم السلام) و نامه‌هاى پيامبر اسلام(ص) كه به سران قبايل فرستاده شده بود، ديده مى‌شدند. افزون بر آنچه گفته شد، احاديث سفيان ثورى و اوزاعى نيز در اين مجموعه مشاهده مى‌شد. من (ابن نديم) پس از بازديد از اين كتابخانه دريافتم كه واضع علم نحو، ابوالاسود بوده است.(٦٢) همان، ص ١٦٤؛ الفهرست، ص ٤١.
مسلمانان ايران نيز با تلاش سخت، در جستجوى كهنترين كتاب بودند. ابومعشر فلكى مى‌گويد كه از ديرباز در ايران كتابخانه بزرگى وجود داشت كه مسلمانان آن را تأسيس كرده بودند. اين كتابخانه، داراى كتابهاى قديمىِ بسيارى بود. زمانى كه اين كتابخانه ويران شد، كتب فراوانى در آن يافت شد كه به زبان فارسى كهن (پهلوى) نوشته شده بود و كمتر استادى قادر به خواندن آن بود.
ابن نديم مى‌گويد: «در سال ٣٥٠ ه - / ٩٦١ م. تعداد زيادى كتاب از زير ويرانه‌هاى اين كتابخانه بيرون آوردم؛ ولى كسى يافت نمى‌شد كه به خوبى از عهده خواندن اين كتابها بر آيد.»
ابن عميد نيز چنين مى‌گويد: «در سال ٣٤٠ ه - / ٦٥١م. تعداد زيادى از اين كتابها كه در كتابخانه‌هاى اصفهان نگهدارى مى‌شد و به زبان يونانى تأليف شده بود، به بغداد فرستاده شد.» او مى‌افزايد: «يوحنا بن ماسويه (٧٥٠ - ٨٥٠ م.) و ديگران، اين متون را به خوبى مى‌خواندند.»(٦٣) مقالات شبلى، جلد ٦، ص ١٦٥؛ الفهرست، ص ٢٤١.
در تشكيلات سلطان محمد پس از فتح غزنه (٩٩٦ - ١٠٣٠ م.)، بيش از چهار صد دانشمند، اديب و شاعر چون: بيرونى، فردوسى، دقيقى، عنصرى، اسجدى و ديگران، حضور داشتند. سلطان محمد در دوره حكومتش، به تأسيس كتابخانه بزرگى همت گمارد. هم در زمان او بود كه علم و هنر به حد اعلاى شكوفايى رسيد. به وجود آمدن حكومت سلجوقيان علاقه و دلبستگى‌شان به دست‌آوردهاى دانشمندان، منعكس كننده روزگار طلايى عهد عباسى است. طغرل، الب ارسلان و سنجر نيز به پيروى از ساير فرمانروايان، به تأسيس چندين كتابخانه پرداختند.(٦٤) سيد امير على، روح الاسلام، ص ٣٨١.
اگر ما در صدد بازگفتِ خدمات و تلاش مسلمانان صدر اسلام در اين زمينه باشيم، ناچار از نوشتن چندين كتاب خواهيم بود. ولى براى پرهيز از اطناب و درازگويى، در اين مقاله به برشمردن پاره‌اى از كتابخانه‌هاى قرون وسطى، بسنده مى‌كنيم. در كتاب «سفرنامه مولانا شبلى نعمانى» آمده است كه قسطنطنيه ترك، بزرگترين محل جمع‌آورى كتابهاى عربى بود. در اين شهر ٤٥ كتابخانه وجود داشت كه همگى آنها در كاخ «همايون» قرار داشتند و از قديميترين كتابخانه‌ها به شمار مى‌رفتند.
كتابهاى اين كتابخانه به هشتاد و پنج هزار جلد مى‌رسيد. هر چند كه اين رقم، ناچيز به نظر مى‌رسد ولى قسطنطنيه به دليل داشتن كتابهاى كمياب بر ساير كتابخانه‌ها تفوق داشت. اينك به پاره‌اى از كتابخانه‌هاى قسطنطنيه اشاره مى‌كنيم:
كتابخانه مسجد بايزيد
كتابخانه جام يول‌
كتابخانه حميديه قديم‌
٢٧** كتابخانه عاشر افندى‌
كتابخانه اسعد افندى‌
كتابخانه جام محمد فاتح‌
كتابخانه حميديه جديد
كتابخانه على پاشا
كتابخانه لاله باى‌
كتابخانه اخيل پاشا
كتابخانه محمد پاشا
كتابخانه قليچ على پاشا
كتابخانه ولى الدين افندى‌
كتابخانه سليميه‌
كتابخانه فيضى اللَّه افندى‌
كتابخانه سلطان محمد قاضى زاده‌
كتابخانه عاطف افندى‌
كتابخانه شهناز داماد ابراهيم پاشا
كتابخانه خسروپاشا
كتابخانه مهر بهان‌
كتابخانه محمد افندى‌
كتابخانه مصطفى پاشا
كتابخانه توفيق افندى‌
كتابخانه سليمانيه‌
كتابخانه محمد افندى مراد
كتابخانه راغب پاشا.(٦٥) شبلى، سفرنامه، لاهور، پاكستان، ١٩٦١.
مولانا «شبلى نعمان» اضافه مى‌كند: اين كتابخانه‌ها همان گونه كه از نامشان بر مى‌آيد به دستور پادشاهان پيشين و اميران به وجود آمده‌اند و تمامى آنها بر روى خوانندگان باز بوده است. همچنين بخش اعظم كسانى كه به فراگيرى دانش علاقه‌مند بودند و نيز دانشمندان، تنها به بهره بردن از اين مراكز بسنده نمى‌كردند، بلكه آثار قلمى خود را به اين كتابخانه‌ها اهدا مى‌كردند. از اين رهگذر بود كه كتابخانه‌هاى ياد شده، به آثار منحصر به فردى دست يافتند. براى اداره اين كتابخانه‌ها تشكيلاتى فراهم آمد و دولت نيز در اين امر از هر گونه كمك و خدمتى، فروگذار نكرد.
اهميت و اعتبار كتابخانه حميديه به دليل داشتن كتابهايى است كه صفحات بيشتر آنها، با آب طلا منقوش شده و حاشيه اين كتابها با طلا تزيين شده است.(٦٦) همان.
با توجه به حقايق ذكر شده، انسان مى‌تواند به آسانى به اين مطلب پى ببرد كه مسلمانان از نهصد سال پيش، حركت و قيام بزرگى در ايجاد اين گونه تأسيسات به وجود آوردند. البته چندان فرقى نمى‌كند كه اين مؤسسات خصوصى باشند و يا عمومى. زمانى به ارزش اين اقدام بيشتر پى مى‌بريم كه دريابيم، در آن زمان امكانات چاپ نوين وجود نداشته است. در حالى كه جهان امروز، جز پاره‌اى از پيشرفتهاى فنى كه در دويست سال گذشته به دست آورده است، هيچ گونه پيشرفتى در اين زمينه نداشته است و اين مسلمانان بودند كه در ايجاد كتابخانه‌ها همواره پيشقدم بوده‌اند.(*) * اين مقاله ترجمه‌اى است از مقاله آقاى محمد رستم ديوان رئيس بخش زبانهاى فارسى و اردوى دانشگاه داكاى بنگلادش با عنوان «المكتبات فى العالمين العربى و الاسلامى فى العصر الوسيط» كه در مجله المورد، ج ٩، شماره سوم نشر يافته است.