آیینه پژوهش
(١)
سرمقاله -
١ ص
(٢)
كتابشناسى، نخستين گام اطلاعرسانى - مسرت حسين
٢ ص
(٣)
ضرورت ايجاد نمايشگاه دائمى كتاب ايران - ابطحى سيد محمدعلى
٣ ص
(٤)
كتابخانههاى جهان اسلام در قرون وُسطى - ديوان محمدرستم
٤ ص
(٥)
مخازن قديمى كتابهاى اسلامى در كوفه - الطريحى محمدسعيد
٥ ص
(٦)
زندگى و آثا علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى - انصارى قمى ناصر الدين
٦ ص
(٧)
كتابخانهها و سوانح - نيکنام مهرداد
٧ ص
(٨)
گردش كار در چهار دايرة المعارف فارسى - فرح زاد محمد
٨ ص
(٩)
برترين كتابشناسى شيعه - انصارى قمى ناصر الدين
٩ ص
(١٠)
نسخههاى خطى آيت اللَّه صفائى خوانسارى - زمانى نژاد على اکبر
١٠ ص
(١١)
نگاهى به تاريخ كتابخانههاى مساجد - سلطانى محمدعلى
١١ ص
(١٢)
گفتگو -
١٢ ص
(١٣)
كتابخانهها و دانشخانههاى اسلامى - اذکائى پرويز
١٣ ص
(١٤)
كتابخانههاى مكه و مدينه - محلاتى مظفر الدين
١٤ ص
(١٥)
طرحى در باب تدوين كتابشناسى كتب شيعه - مختارى رضا
١٥ ص
(١٦)
معرفىهاى اجمالى -
١٦ ص
(١٧)
معرفىهاى گزارشى -
١٧ ص
(١٨)
مجلههاى پژوهشى -
١٨ ص
(١٩)
كتابشناسى كتابخانهها - رفيعى على
١٩ ص
(٢٠)
نسخههاى خطى مدرسه صدر بابل - حافظيان ابوالفضل
٢٠ ص
(٢١)
كتب خطى انتشار يافته انستيتو تاريخ علوم عربى - اسلامى - ارجمند مهدى
٢١ ص
(٢٢)
اخبار -
٢٢ ص
(٢٣)
فهرست موضوعى سال پنجم
٢٣ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - كتابشناسى، نخستين گام اطلاعرسانى - مسرت حسين

كتابشناسى، نخستين گام اطلاع‌رسانى‌
مسرت حسين

از آن هنگام كه بشر توانست انديشه خود را مكتوب سازد، سده‌ها مى‌گذرد. رفته رفته، گستردگى و تنوع كتابهاى تأليف شده، نياز به تدوين فهرست يا سياهه‌اى پيدا كرد كه انديشوران و پژوهندگان از طريق آن بتوانند از آنچه پيشينيان يا كسان ديگر در موضوع مورد علاقه خود نوشته‌اند، آگاهى يابند. اين كار دو حُسن داشت: نخست، راه دستيابى به اطلاعات و آموخته‌ها و تجربه‌ها را آسان مى‌كرد و ديگر آنكه مانع از دوباره‌كارى مى‌شد. تعريف كتابشناسى‌
درباره كتابشناسى تعريفهاى گوناگونى داريم. برخى بر اين باورند كه «كتابشناسى عموماً ناظر بر دو انگاره است: يكى اطلاق بر آن دسته از فعاليتهاى انسان كه مواد نوشته در آن دخالت دارند، ديگرى ابزارها و خدمات واسطه كه مواد نوشته را از توليد كننده به استفاده كننده نهايى منتقل مى‌سازند. به عبارت ديگر كتابشناسى هم به يك فرايند اطلاق مى‌شود و هم به عينيتى كه حاصل آن فرايند است. در اين باب شايد بهترين تبيين از مالكه (Malcles ) باشد كه كتابشناسى و فنّ كتابشناسى را بدين شكل از يكديگر تفكيك مى‌كند كه منظور از فنّ كتابشناسى كاربرد قوانين مشخص جهت جستجو، تشخيص، تبيين و رده‌بندى مواد و مدارك است و اين فنّ به حاصلى مى‌انجامد كه آن را كتابشناسى مى‌خوانيم.»(١)
«كلاپ نيز كتابشناسى ر ا از دو نقطه نظر بررسى مى‌كند: به عنوان يك علم و به عنوان يك فن. وى معتقد است كه كتابشناسى به عنوان يك علم پيكره منتظمى از دانش بشرى است كه به كتابها از تمام جهات و جوانب مى‌نگرد (خواه به عنوان واحدهاى فيزيكى و يا وسيله‌هايى براى انتقال افكار و عقايد). به عنوان فن، كتابشناسى شامل مجموعه فعاليتهايى است كه به گرد آوردن، تنظيم و ارائه اطلاعاتى درباره كتابها منجر شود.»٢
در فرهنگ اصطلاحات داكومانتاسيون، كتابشناسى بدين گونه تعريف شده است:
١- دانشى است كه به تجزيه و تحليل كمى و كيفى و تاريخى آثار و نوشته‌هاى مكتوب مى‌پردازد.
٢- دانشى است كه تحوّل آثار مكتوب را در طول تاريخ و با توجه به عوامل مؤثر و متأخر مورد مطالعه قرار مى‌دهد.
٣- به مجموعه‌اى كه حاوى اطلاعات كتابشناسى آثار خطى و يا چاپى بوده و با نظم مخصوص و با قصد استناد و ارائه اطلاعات تهيه شده باشد نيز اطلاق مى‌گردد.
٤- از روى مسامحه در معناى كتابنامه (اثرى كه فقط كتابهاى مربوط به يك شخص يا يك رشته را معرفى كند) هم به كار مى‌رود.»٣
«در عصر حاضر حجم انتشارات به صورتهاى گوناگون، اعم از كتاب يا مقاله يا ديگر اشكال انتشاراتى، *٥* چون صفحه و نوار، به حدى است كه براى پژوهشگران و نيازمندان به اين اطلاعات و دستيابى به اين منابع بدون بهره گرفتن از منابع و مراجع نظام‌يافته نامحتمل و حتى گاهى ناممكن مى‌باشد. از جمله اين مراجع مى‌توان از انواع كتابشناسيها ياد كرد. كاربردهاى عمده كتابشناسيها را شايد بتوان به شرح زير خلاصه كرد:
كتابشناسى وسيله‌اى است براى انتخاب كتاب و ديگر منابع در زمينه مورد نظر.
كتابشناسى وسيله گردآورى اطلاعات كتابشناختى نوشته‌هاى مربوط به يك موضوع است.
كتابشناسى وسيله‌اى است براى بهره‌گيرى بهتر از دانش موجود و از تجربه‌هاى ديگر جوامع.
كتابشناسى وسيله‌اى است براى اعتلاى سطح كيفى پژوهشها.»٤
افرادى همچون دكتر اس‌ار. رانگاناتان دكومانتاسيون را مترادف با كتابشناسى گرفته‌اند. «با اين تفاوت كه وظيفه تحليل جزئيات مطالب مندرج در مقالات نشريات و تنظيم كتابشناسيها، خدمات مرجع و تكثير ماشينى مطالب مورد نياز خوانندگان را در حوزه فعاليت دكومانتاسيون شناخته است. رانگاناتان مى‌گويد: «دكومانتاسيون چيزى نيست مگر خدمات مرجع گسترش يافته.»٥ و تهيه كتابشناسى‌ها را يكى از خدمات دكومانتاسيون مى‌داند. اما «كانتيكار» در مقاله دكومانتاسيون و علم كتابدارى متذكر مى‌گردد: اصطلاح كتابشناسى و دكومانتاسيون عملاً با دو معنا و كاربرد متفاوت نزد اهل فن معروف گرديده است. كتابشناسى، چه در معناى سنتى و چه در معناى قراردادى، معمولاً به سياهه كتابها يا به عبارت ديگر، به كلان اطلاق مى‌شود. حال آنكه دكومانتاسيون براى مواد غير چاپى و بويژه براى مواد خرد به كار رفته است.»٦
*

تاريخچه كتابشناسى‌
الف) در جهان‌
«كلمه كتابشناسى طبق نوشته پيرسن، سابقه ٢٥٠٠ ساله دارد. كلمه كتابشناسى كه اغلب به طور عام به كار مى‌رود، نشان‌دهنده فهرست كتابهايى است كه از نظر موضوع نزديك به يكديگر باشند.
در حدود پنج قرن قبل از ميلاد مسيح كراتى نوس ميچر، از اهالى يونان، كلمه كتابشناس را به معنى نويسنده يا كاتب به كار برده است. كتابشناسى به اين معنى تا سال صد ميلادى به كار برده شده و از آن ايام به بعد شخص ديگرى به نام، «ديوسكوريدز» كلمه بپيلوگرافيا را كه به معنى نوشتن كتاب مى‌باشد، معرفى نمود.»٧
آقاى كامرانى فانى درباره پيشينه تهيه اين گونه فهرستها و كتابشناسيها مى‌نويسد:
«قدمت تهيه چنين فهرستهايى به يك معنى با قدمت كتابخانه‌ها برابر است. كتابخانه آنشورباينپال (قرن ٧ ق.م) كه از دهها هزار الواح گلى تشكيل يافته بود، داراى فهرستى بود كه آن هم بر روى لوحه‌هاى گلى نقر شده بود. كتابخانه بزرگ اسكندريه نيز كه به قولى ٦٠٠ هزار طومار و كتاب در آن وجود داشت، داراى فهرست موضوعى كتابها بود. پس از اختراع چاپ فزونى گرفتن انتشار كتاب، تهيه و تدوين كتابشناسى در اروپا مورد توجه قرار گرفت.»٨
آقاى افشار نيز درباره كتابشناسى جديد در اروپا مرقوم داشته است:
«نخستين گام كتابشناسى اروپائى در سال ١٤٩٤، يعنى پس از ٣٧ سال كه از ايجاد صنعت چاپ مى‌گذشت، به نام Liber de scriptoribus ecclesiasticis شامل فهرست آثار مؤلفين كليسا انتشار يافت. ... اولين كتابشناسى جهانى از نوع عمومى فهرستى است كه Conurd Gesner ، زبانشناس زوريخى، به نام universalisBibliotheca به سال ١٥٤٥ به طبع رسانيد كه در آن فهرست پانزده هزار كتاب لاتينى، عبرى و يونانى به ترتيب الفبايى اسم شخصى مؤلفين جمع‌آورى شده بود.
*٦* در سال ١٥٤٨ نخستين كتابشناسى مربوط به تأليفات نويسندگان يك مملكت كه آن را بايد اولين «كتابشناس ملى» ناميد، توسط John Bale در انگلستان منتشر شد.»٩ ب) در اسلام و ايران‌
آقاى ايرج افشار در مقدمه فهرست‌نامه كتابشناسيهاى ايران مرقوم داشته است:
«فن كتابشناسى در ايران از نظرى جوان و از جهتى كهنسال است. جوان است به اعتبار آنكه فن كتابشناسى به شيوه علمى اروپايى بيش از چند سالى نيست كه در ايران رواج يافته و كوششهاى مقدماتى در اين زمينه آغاز شده است. اما كهنسال و سالخورده است، بدان علت كه تدوين فهرست كتب از قرون چهارم و پنجم در پهنه اسلامى عالم باب بوده است و كتب اختصاصى در اين باب از آن ايام به جاى مانده و در كتابهاى رجال و طبقات روات و احوال علما و نويسندگان، فهرست آثار و كتب آنها ذكر مى‌شده است. كتابهاى الفهرست و فهرست طوسى و فهرست منتخب‌الدين از مراجع مهم كتابشناسى ملل اسلامى و در شمار كتابشناسيهاى قديمى جهان به شمار مى‌آيد.»١٠
در عصر كنونى پيشگام تدوين كتابشناسى در ايران را مى‌توان آقابزرگ تهران نام برد كه در مجلدات بيست و شش‌گانه كتاب نام‌آور خود، الذريعه الى تصانيف الشيعه، به گردآورى و شناسايى چندين هزار جلد كتاب عربى و فارسى پرداخته كه به وسيله دانشمندان و نويسندگان شيعه‌مذهب نگارش يافته است.
اما تأليف كتابشناسى فارسى در ايران به شيوه‌اى كه امروز رايج است، سابقه چندانى ندارد و نخستين قدم را در اين زمينه ايرج افشار با تأليف كتابشناسى ايران برداشت. وى در سال ١٣٣٣ موفق شد با همكارى حسين بنى‌آدم نخستين كتابشناسى علمى و روزآمد زبان فارسى را به چاپ برساند. از آن زمان اين كتابشناسى با عناوين تقريباً مشابهى از سوى انتشارات ابن‌سينا و انجمن كتاب چاپ شد. از سال ١٣٤٢ كتابخانه ملى ايران عهده‌دار چاپ كتابشناسى سالانه ايران شد و خدمتى بس بزرگ به امر گسترش مطالعات و فرهنگ ايران و زبان فارسى كرد. نقص عمده و بزرگ كتابشناسى كتابخانه ملى در بر نداشتن نام بسيارى از انتشارات بنگاههاى دولتى و برخى ناشران خصوصى (به واسطه نبودن قانونِ اعطاى يك نسخه از هر كتاب به آن كتابخانه) است.
دومين گام را در اين زمينه مرحوم خانبابا مشار با تأليف فهرست كتابهاى چاپى فارسى برداشت كه نخستين جلد آن به سال ١٣٣٧ چاپ شد. اين فهرست بعدها با افزودگيهايى توسط بنگاه ترجمه و نشر كتاب در سال ١٣٥٢ درن سه جلد چاپ شد. همزمان با آن نيز مشار خود به تكميل كار پرداخت و به چاپ دوره پنج جلدى آن در سال ١٣٣٥ - ١٣٥٠ همت گماشت. از مزاياى برجسته اين كتاب در بر داشتن نام بسيارى از كتابهاى چاپ شده سراسر ايران است كه به واسطه مسافرتهاى مكرر مؤلف به شهرهاى ايران و عراق ميسر گرديده است. «مشار يك تنه به اين كار پرداخته و با شوقى وافر سراسر خاك ايران و عراق را زير پا گذارده و در طى سى سال به هر كتابخانه و دكه كتابفروشى در تهران و قم و اصفهان و مشهد و تبريز و نجف و كربلا سر زده. هر كجا يادداشت برداشته و مجموع اين عرق‌ريزى روح را در دو مجلد در ١٣٣٧ - ١٣٤٢ منتشر كرده است... كتاب مشار مهمترين مأخذ شناخت كتابهاى چاپى فارسى است.»١١
به تعبيرى ديگر مى‌توان نخستين كوششها را در اين زمينه فهرست كتابخانه‌هاى تبريز (١٣٠٢) مجلسى (١٣٠٥) و آستان قدس رضوى (١٣٠٥) دانست و در مرحله بعد به فهرست كتابهاى ناشران خصوصى ايران، همچون كلاله خاور (١٣١١) علمى (١٣٢٥) به عنوان كتابشناسيهاى عمومى اشاره كرد.
اما كتابشناسى موضوعى در مقايسه با كتابشناسهاى عمومى يا به عبارتى فهرست كتابها از پيشينه نسبتاً كمترى در ايران برخوردار است. فهرستى از اين گونه كتابها كه در موضوعات گوناگون در ايران چاپ شده، در سه كتاب فهرست‌نامه كتابشناسيهاى ايران *٧* (ايرج افشار)، نگرشى جامع بر جهان كتابشناسى‌هاى ايران (غلامحسين تسبيحى) و كتابشناسى كتابشناسيها و كتابشناسى كتابشناسيهاى موضوعى (على آقابخشى) آمده است.
خوشبختانه در چند سال اخير پا به پاى گسترش علوم گوناگون در ايران چاپ كتابشناسيهاى موضوعى نيز رواج نسبتاً خوبى پيدا كرده است.
* اهميّت و ضرورت كتابشناسى‌
در اهميّت كتابشناسى همين بس كه بدون آن هيچ پژوهشى به طور كامل به سامان نمى‌رسد. براى مثال هر گاه خواسته باشيم درباره زندگى و آثار يك سخنور سده دهم (مانند وحشى بافقى) تحقيقى جامع و وافى بنماييم، اگر ندانيم در چه كتابها و نشرياتى مى‌توانيم در اين باره مطلب يا شرحى بجوييم، بى‌گمان وقت و نيرويمان را هدر داده‌ايم. روزها و گاه سالها وقت خواهد برد تا تمامى نشريات و كتابهاى ادبى و تاريخى را از ديده بگذرانيم و مطلب مورد نظر را بيابيم. در حالى كه تنها با مراجعه به چند كتاب، همچون فهرست مقالات فارسى (در چهار جلد تأليف ايرج افشار) و فرهنگ سخنوران (عبدالرسول خيامپور) مى‌توان سريعتر و آسانتر به خواسته رسيد.
در زبان لاتين جمله‌اى مشهور است كه گفته شده است: «كسى كه مى‌داند علمى در كجا يافت مى‌شود به آن كسى كه عالم آن است نزديك مى‌شود.»١٢
ساموئل جانسون، محقق و فرهنگنويس انگليسى، در اين باره مى‌گويد:
دانش بر دو قسم است: يا موضوعى را مى‌دانيم و يا مى‌دانيم در كجا مى‌توانيم اطلاعاتى درباره آن بيابيم.
وقتى ما راجع به هر موضوعى مى‌خواهيم تحقيق كنيم، نخستين كارى كه بايد انجام دهيم آن است كه بدانيم چه كتابهايى در آن موضوع بحث مى‌كند.١٣
* ضرورت كتابشناسى‌
«كتابشناسى و فهرست راهنما از ابزار مهم تحقيق و كليد پژوهش علمى است. در سالهاى اخير با اينكه تدوين و چاپ كتابشناسيهاى موضوعى در ايران رايج شده است، اما هنوز براى مجلات و نشريات ادوارى فهرستهاى مدوّن وجود ندارد و اين كمبود با توجه به حجم عظيم انتشارات زمانى آسان و از نظر صرف وقت مقرون به صرفه مى‌شود كه بتوان عناوين مقالات و رؤوس مطالب آنها را استخراج و با نظمى الفبايى مرتب كرد. تورّق همه شماره‌هاى يك نشريه براى دستيابى به مطالبى خاص براى علاقه‌مندان و خوانندگان عادى شاق و براى پژوهشگران بس وقت‌گير است و فهرست جامع بهترين وسيله در دسترس است كه مى‌تواند آن را در اين راه يار ى كند.»١٤
اين نكته نيز درخور گفتن است كه همان اهميتى كه كتابشناسى دارد، كتابشناس نيز دارد؛ چنان كه آمده است: «كتابشناس كسى است بداند در [هر] علم بخصوصى چه كتابهايى موجود است و چه كتابهايى انتشار يافته، و از چه منابع مآخذى مى‌توان درباره آن علم كسب اطلاع كرد.» ١٥
اينك با توجه به اهميت كتابشناسى بايد بنگريم كه كتابشناسيها در اجتماع به درد چه گروه از مردم خواهد خورد. بنا به نظر دكتر محسن صبا اهم گروههاى كه مى‌توانند در اين مسأله ذى‌نفع باشند، بدين قرار هستند:
١- دانشمندان و پژوهندگان، كه جوياى آگاهى از دانسته‌ها و تحقيقات جديد هستند.
٢- كتابداران، كه پاسخگوى تشنگان دانش و فرهنگند.
٣- دوستداران كتاب، كه در پى غنى ساختن مجموعه‌هاى خويشند.
٤- كتابفروشان، كه با آگاهى از كتابهاى پرخواننده و پرفروش در انديشه جلب مشترى مى‌افتد.
*٨* انواع كتابشناسى‌
«گونه‌گونى علايق و سلايق مردم جامعه، دوستداران نشر و گسترش فرهنگ را بر آن داشته كه به تدوين كتابشناسى‌هاى مختلف در زمينه‌هاى گوناگون دست بزنند. اين كتابشناسيها نخست هدف عمده و واحدى چون اطلاع‌رسانى را بر عهده داشته و در مرحله بعد هر كدام نيز به نوبه خود در چهارچوب وظيفه‌اى كه برايشان تعيين شده عملكردى خاص دارند.»
آقاى هوشنگ ابرامى در اين باره مى‌نويسد: «عملاً ميزان افزايش انتشارات ملى و بين‌المللى در حدود سه برابر رشد جمعيت دنيا است. براى كتابشناسى حتى دشوار است كه از عهده كنترل همه انتشارات برآيد. از اين‌رو ناگزير خود كتابشناسى به رشته‌هاى اختصاصى و موضوعى رده‌بندى مى‌شود. و اغلب يك حيطه خاص، يك مشكل معين از وسايل ارتباطى و يا يك موضوع را در بر مى‌گيرد.»١٦
آن گونه كه بايسته علوم نظرى است، در اين مباحث نيز تعاريف و تقاسيم گوناگونى از كتابشناسى در دست است كه براى اطلاع از چگونگى آنها در هر بخش به جامعترين تعاريف اشاره مى‌شود، اما سعى شده براى آنها تقسيم واحدى در نظر گرفته شود.
* ١- از نظر هدف‌
الف - تحليلى (Analytical )
«نوع نخستين كتابشناسى عموماً به نامهاى تحليلى، انتقادى و يا تاريخى ناميده مى‌شوند و تنها براى متخصصان سودمند مى‌افتد. در كتابشناسى تحليلى يك اثر از هر نظر، بويژه از دوازده مورد مطالعه قرار مى‌گيرد: ١) ويژگيهاى طبيعى، چون نوع كاغذ، صحافى، تصاوير و... ٢) خصوصيات متن براى تعيين اختلافات يك اثر با اثر ديگر. از اين رو يك چنين كتابشناسى كه مثلاً ممكن است براى آثار ادبى كلاسيك باشد، بيشتر به كار پژوهشگران مى‌آيد.»١٧
«كتابشناسى تحليلى بيشتر با جنبه‌هاى مادى كتاب سر و كار دارد و در حقيقت نماينده جنبه علمى كتابشناسى است. كوشش كتابشناسى تحليلى بر اين است كه اطلاعات حاصله از خصوصيات مادّى كتابها را سازمان بخشد و از اين طريق شواهد و مداركى براى تاريخ كتابها و بخصوص متونى كه اين كتابها در زمره آنهايند به دست آورد. اين روش مطالعه، همزمان با پيدايش صنعت چاپ آغاز شد و بعدها محركى شد تا با مطالعه ويرايشهاى جديد كتابهاى چاپى قديمى درباره كيفيت چاپ و انتشار و ساير مسائل آن تحقيق كنند. همچنين در كتابشناسى تحليلى مسائلى از قبيل مؤلفان گمنام يا با نامهاى مستعار و تأليفات جعلى و مخصوصاً تحقيق و تتبع در اقتباسها و منابع متون، مورد بحث قرار مى‌گيرد.»١٨
«در اين نوع كتابشناسى، منابع مربوط به يك موضوع، رشته يا شخص خاصى توسط كتابشناسى خبره يا متخصص موضوعى با دقت بررسى، توصيف، معرفى، تحليل و نقّادى مى‌شود. كتابشناسى تحليلى يكى از بهترين و مفيدترين ابزار پژوهشهاى علمى است.»١٩ ب) توصيفى (Descriptive )
«در كتابشناسى توصيفى بيشتر جنبه‌هاى هنرى كتابشناسى در نظر است و هدف مستقيم آن شناساندن و توصيف مرتب و منظم كتابهايى است كه براى تحقيق در منظور خاصى ممكن است به آنها نياز باشد، و يا كتابهايى كه خصوصيات مشترك ديگرى با يكديگر دارند. كتابنامه نيز در حقيقت محصول برجسته اين روش است.»٢٠
«كتابشناسى توصيفى داراى سه وظيفه اساسى است: ١) تعيين كتابهايى كه درباره هر موضوع وجود دارد ٢) توصيف يكايك آنها ٣) تنظيم آنها به شكلى كه بتواند براى مطالعه يا ارجاع مفيد واقع شود.
تفاوت كتابشناسى شمارشى و توصيفى در اين است كه در كتابشناسى شمارشى اطلاعات كتابشناسى بسته به هدف تنظيم به حداقل ممكن كاهش مى‌يابد؛ و حال آنكه *٩* در كتابشناسى توصيفى، كليه اطلاعات كتابشناسى كه مربوط و متعلق به كتاب است براساس ضوابط از پيش تعيين شده ذكر مى‌شوند. «باورز» كتابشناسى توصيفى را «پلى به سوى نقد ادبى» مى‌داند.»٢١
«نوعى از كتابشناسى گزارمانى است كه در آن علاوه بر مشخصات اصلى كتاب، نسخه مورد نظر را از لحاظ كاغذ، جلد و چاپ، تصاوير و ديگر جنبه‌هاى فيزيكى مورد بررسى قرار گرفته، ويژگيهاى آن ذكر مى‌شود و در مورد كتب چاپى معمولى نيز موضوع و محتواى كتاب را به طور خلاصه وصف و معرفى مى‌كند. كتابشناسى نسخ خطى را از نوع كتابشناسى توصيفى مى‌دانند.»٢٢ ٢- از نظر دامنه موضوعى‌
از اين ديدگاه كتابشناسى را به دو گروه عمومى و اختصاصى تقسيم مى‌كنند.
الف - عمومى (General )
«كتابهايى كه در اين نوع از كتابشناسيها مشخصات آن داده مى‌شود، منحصر به موضوعى خاص نبوده، از گوناگونى موضوعى برخوردارند. به عبارت ديگر اين كتابشناسى هر نوع كتابى را در بر مى‌گيرد.»٢٣
«اين نوع كتابشناسيها بيشتر به وسيله كتابداران، ناشران و كتابفروشان مورد استفاده قرار مى‌گيرند. كتابشناسى ملى ايران، الذريعه الى تصانيف الشيعه، و فهرست كتابهاى چاپى فارسى، نمونه‌هاى خوبى براى كتابشناسى عمومى هستند.»٢٤ ب - اختصاصى (Allcloted )
«كتابشناسى‌هاى اختصاصى به موضوع، فرد و يا حوزه معينى اختصاص دارند، و اغلب ابزار كار پژوهشگران است. كتابشناسى‌هاى اختصاصى را مى‌توان به صورت زير تقسيم كرد: اول - كتابشناسى‌هاى موضوعى (Subject )
آقاى كامران فانى گفتارى در باب «كتابشناسى موضوعى فارسى» نوشته‌اند كه به نقل بخشهايى از آن در زمينه اهميت اين گونه كتابشناسى‌ها مبادرت مى‌شود:
«اهميت كتابشناسى موضوعى فارسى از چند لحاظ مورد توجه است: نخست آنكه مهمترين ابزار كار خواننده و كتابدار جهت گزينش كتاب است و هر گاه اين كتابشناسى با توصيف كوتاهى از هر كتاب همراه باشد عمل گزينش را بسيار سهل مى‌نمايد و مى‌توان ارزشيابى خود را بر مبناى همين توصيفات گذارد و گزيده‌ترين و مناسب‌ترين كتابهاى مورد نظر را انتخاب كرد. كتابشناسى موضوعى از سوى ديگر كار پژوهنده و دانشجو را سهل مى‌كند... . از كتابشناسى موضوعى مى‌توان موضوعات و مسائل خاص استخراج كرد و كتابشناسيهاى موضوعى اختصاصى ترتيب داد. مثلاً كتابشناسى موضوعى پزشكى... .
كتابشناسى موضوعى، وضع و موقع كتاب را در ايران روشن خواهد كرد: اينكه تاكنون چه كرده‌ايم و اكنون در كجا ايستاده‌ايم و اينكه در هر رشته چه كتابهايى منتشر شده و در چه زمينه‌هايى هنوز كتاب نداريم... كتابشناسى موضوعى مى‌تواند راهنمايى باشد براى انجام تحقيقاتى كه هنوز زمينه آن خالى است و...»٢٥
«كتابشناسيهاى موضوعى سياهه يا صورتى از موادى است كه در زمينه موضوعى خاص منتشر شده باشد. وقتى موضوع كتابشناسى برگزيده شد، آنگاه محدوديتهاى ديگر چون زمان، شكل، حدود جغرافيايى و مانند اينها را مى‌توان در نظر داشت. با اين همه بايد گفت كه چنين عواملى در كتابشناسى موضوعى، برخلاف كتابشناسى ملى، كمتر در نظر گرفته مى‌شود. كتابشناسى شعر نو در ايران، فهرست مقالات و كتب فلسفى نمونه‌هايى از كتابشناسى موضوعى هستند.»٢٦
«در اين نوع كتابشناسيها، مشخصات كتابها و مواد ديگر، از قبيل «جزوه، نشريه، نقشه، نوار، صفحه و... را درباره موضوعى خاص» فهرست مى‌كنند و طبق يكى از نظامهاى رده‌بندى شناخته شده يا در داخل خود در موضوع تنظيم مى‌نمايند.»٢٧
«شيوه تنظيم و ويژگيهاى خاص چنين كتابشناسى به *١٠* موضوع و محتواى كتابها بستگى دارد. به همين سبب اين نوع كتابشناسى با توجه به فرم و شكل مواد و موضوعات مختلف بسيار فراوان و گوناگون است. چكيده‌ها، نمايه‌ها و فهرست‌هاى موضوعى مختلف از اين دسته‌اند.»٢٨
دوم - كتابشناسى سازمانى (Drganization )
«سياهه انتشارات سازمانها و مؤسسات مختلف دولتى و خصوصى را در بر دارند و از آنجايى كه هر سازمان در جنبه و موضوعى خاص فعاليت دارد، اين گونه انتشارات به موضوع يا قلمرو ويژه‌اى اختصاص مى‌يابند؛ نظير فهرست نشريات وزارت بهدارى.»٢٩
سوم - كتابشناسى انفرادى (پديدآور، مؤلف يا مشاهير) (Authar )
«اين كتابشناسى، فهرستى است از كتابها و مقالات، و به طور كلى آثار يك نويسنده يا آنچه درباره آن نوشته‌اند، كه گاهى توسط خود مؤلف و گاه توسط ديگران گردآور ى مى‌شود.»٣٠ مانند كتابشناسى نيما يوشيج، مولوى.
«افراد برجسته ادبى، تاريخى، سياسى، علمى، مذهبى و هنرى و غيره از هر نژاد و مليتى موضوع كتابشناسى قرار مى‌گيرند كه اين گونه آثار را كتابشناسى مشاهير يا كتابشناسى پديدآورنده مى‌نامند.»٣١
* ٣- از نظر محدوده جغرافيايى‌
برخى سه گونه زير را جزء كتابشناسيهاى عمومى قلمداد كرده‌اند. اول - كتابشناسى جهانى (Universal )
«كتابشناسى جهانى بايد در آنچه را كه در زمينه ارتباطات از آغاز تاكنون چاپ و منتشر شده و يا در آينده نزديك انتشار خواهند يافت دربر بگيرد؛ بى‌آنكه به زبان، قلمرو جغرافيايى، موضوع يا شكل محدود شود. در شرايط كنونى يك كتابشناسى جهانى نه براى مواد غير چاپى وجود دارد و نه براى مواد چاپى و بيشتر به يك خواب و خيال مى‌ماند. فهرستهاى كتابخانه ملى و پاره‌اى فهرستهاى واسطه‌اى كتاب به كتابشناسى جهانى نزديكند.»٣٢
«تاكنون كتابشناسى كليه كتابهاى جهان تدوين نشده است. فدراسيون بين‌المللى دكومانتاسيون اقداماتى در اين زمينه انجام داد و نيز فدراسيون بين‌المللى انجمنهاى كتابدارى (ايفال) دفترى براى كنترل كتابشناختى جهانى در كتابخانه موزه بريتانيا داير كرده است.»٣٣ دوم - كتابشناسى منطقه‌اى (Regional )
«اين كتابشناسى، فهرست آثارى است كه در يك منطقه جغرافيايى انتشار يافته باشد. تا به حال تعداد اندكى كتابشناسى كه مشخصات كتابهاى منتشره در گروهى از كشورهاى مستقل و در عين حال وابسته به هم را در يك مجموعه دربر گرفته باشد، منتشر شده است. در مناطقى كه مشكلات و مسائل مشابهى وجود دارد، انجام چنين طرحهايى ممكن است مفيد باشد. براى نمونه فهرست آثار چاپى جنوب شرقى آسيا يا فهرست آثار چاپ شده در كشورهاى عرب‌زبان آفريقا را مى‌توان نام برد.»٣٤ سوم - كتابشناسى ملى (National )
«كتابشناسى ملى فهرست آثار مربوط به يك كشور يا يك زبان را ارائه مى‌دهد، اعم از آثار مكتوب ياكتابشناسى ديدارى و شنيدارى. ملى ممكن است جارى يا گذشته‌نگر باشد. كتابشناسى ملى جارى شامل كليه آثار مكتوب اعم از كتاب، اسناد و مدارك، جزوه‌ها، پيايندها، و ساير مواد ديدارى و شنيدارى است كه در داخل يك كشور و در زمان معينى مثلاً سال، فصل يا ماه جارى منتشر شود. اين كتابشناسى معمولاً توسط يك يا چند سازمان رسمى كه طبق قانون دريافت‌كننده نسخ و اسپارى مدارك هستند به طور منظم چاپ يا به وسيله ماشينهاى الكترونيكى ضبط مى‌شوند. كتابشناسى ملى ممكن است آثار مربوط به يك كشور را نيز كه در خارج منتشر مى‌شود در بر گيرد. در متن شماره ٥٦ است.»٣٥ ٤- از نظر زمانى‌
از اين ديدگاه كتابشناسى‌ها را به سه گروه تقسيم مى‌كنند: اول - جارى يا ادوارى (Current )
«اين نوع كتابشناسى، همان طور كه از نامش پيداست، كتابهاى منتشر شده جارى را در بر مى‌گيرد و از جهت پايان كار، مقطعى براى آن در نظر گرفته نمى‌شود. كتابشناسى ملى در اين گروه جاى دارد.»٣٦
«كتابنامه‌هاى جارى معمولاً به صورت ادوارى منتشر مى‌شوند و بر حسب فاصله انتشار ممكن است داراى تقسيمات زير باشد.»٣٧ سالنامه، فصلنامه، ماهنامه، هفته‌نامه و روزنامه.
دوم - گذشته‌نگر، يا واپس‌نگر، متوقف، راكد (Retrospective )
«صورت كتابهايى است كه در يك دوره معين از زمان گذشته منتشر شده باشد، فرضاً مانند كتابشناسى كتب فارسى در عصر قاجار.»٣٨ سوم - آينده‌نگر (Prespective )
«اين نوع كتابشناسى، مدارك و آثارى را كه قرار است در آينده منتشر شود، معرفى مى‌كند كه البته اغلب از سوى ناشرين انتشار مى‌يابد.»٣٩
* ٥- از نظر شمول‌
از اين ديدگاه كتابشناسيها را به دو گروه تقسيم مى‌كنند:
اول - كتابشناسى جامع يا فراگير (Comprehensive )
«هر گاه كتابشناسى (خواه عمومى، خواه اختصاصى) اگر سياهه‌اى از تقريباً كليه آثارى باشد كه در آن زمينه منتشر شده‌اند، كتابشناسى جامع خوانده مى‌شود. هر گاه رؤياى كتابشناسى جهانى به تحقق بپيوندد، مى‌توان از يك كتابشناسى جامع جهانى صحبت كرد. در شرايط فعلى كتابشناسيهاى جامع با حذف يك يا چند عامل تهيه مى‌شوند، مثلاً فهرست كتابهاى چاپى فارسى مشار، كتابشناسى جامع عمومى از كتابهاى چاپى فارسى است، يعنى محدوديت زبانى در تهيه و تدوين آن رعايت شده است.»٤٠
دوم - كتابشناسى گزينشى يا برگزيده (Selective )
«همچنان كه از نام آن برمى‌آيد، هر گاه برگزيده‌اى از مجموعه انتشارات در زمينه‌اى يا محدوده جغرافيايى خاصى در سياهه‌اى گردآورى كنيم، يك كتابنامه برگزيده در اختيار داريم. فى‌المثل كتابهاى مناسب براى كتابخانه‌هاى دبستانى، دبيرستانى و عمومى نمونه‌اى از كتابشناسى عمومى و فهرست گزيده مقالات روزنامه‌هاى ايران، نمونه‌اى از مقاله‌شناسى اختصاصى، ولى گزيده است.»٤١
* ٦- از لحاظ اطلاعات كتابشناختى‌
«از اين نظر كتابشناسى را به دو گروه تقسيم مى‌كنند:
اول - گزارمانى، يا توصيفى، تحشيه‌اى (Annotated )
نوعى كتابشناسى است كه حاوى توضيحات كوتاهى درباره هر يك از منابع معرفى شده باشد. اين توضيحات معمولاً با ديد و هدفى انتقادى براى ارائه اطلاعات بيشتر و معرفى بهتر منابع در كتابشناسى درج مى‌شود. همين ديدگاه است كه اين نوع كتابشناسى را از كتابشناسى توصيفى متمايز مى‌كند.»٤٢ دوم - غير گزارمانى (بدون توضيح)
*
٧- از نظر شكل كتابشناختى «كتابشناسيها از لحاظ نوع و شكل موادى كه سياهه مى‌كنند، داراى تقسيمات زيرند:
اول كتابنامه يا كتابشناسى: اين گونه منابع تنها آن دسته از مواد را سياهه مى‌كنند كه مستقل بوده و وابسته به هيچ گونه مجموعه يا نشريه‌اى نباشند. شكل ظاهرى موادى كه به اين گونه منابع راه مى‌يابند ممكن است كتاب - به معناى سنتى آن - يا به اشكال ديگرى از قبيل جزوه، فيلم، ميكروفيلم، صفحه و امثال آن باشد. كتابنامه‌ها دو گروه عمده دارند: عمومى و اختصاصى.»
*١٢* دوم - مقاله‌نامه: «مقاله‌نامه‌ها منابعى هستند كه صرفاً مشخصات مقاله‌هاى نشريات ادوارى را در بر دارند. و ممكن است عمومى يا اختصاصى باشند.» مانند فهرست مقالات فارسى.
سوم - چكيده‌نامه: «چكيده‌نامه منبعى است كه علاوه بر ذكر مشخصات مقاله‌ها، خلاصه‌اى نظام‌يافته از محتواى هر مقاله را ذيل نام آن مقاله ذكر مى‌كند تا جوينده قبل از مراجعه به مقاله اصلى، از محتواى آن آگاه گردد. چكيده‌نامه‌ها معمولاً موضوعى هستند. چكيده‌مقاله‌هاى مجله‌هاى ايران در زمينه علوم اجتماعى از آن جمله است.»
چهارم - جُنگ‌نامه‌ها: «جنگ‌نامه‌ها مجموعه‌هايى هستند كه از قطعات مستقل و جداگانه تركيب يافته باشند؛ نظير مجموعه شعر، ... مجموعه مقالات ... منابعى كه نوشته‌هاى اين گونه مجموعه‌ها را به تفكيك سياهه كنند جنگ‌نامه خوانده مى‌شود.» و آنها خود بر دو دسته‌اند: عمومى وموضوعى.
پنجم - كتابنامه كتابشناسيها: «تعداد كتابشناسيها پيوسته رو به افزايش است و مواد اطلاعاتى از نقطه نظرهاى مختلف در كتابشناسيهاى متفاوت گردآورى مى‌شوند. بنابراين به منابعى نياز هست كه كتابشناسيها را سياهه كنند. اين گونه منابع را كه كتاب‌نامه‌ها، مقاله‌نامه‌ها، جنگ‌نامه‌ها و نظاير آنها را سياهه مى‌كنند، كتابنامه كتابشناسيها مى‌خوانند. فهرست‌نامه كتابشناسيهاى ايران از آن جمله است.»٤٣
ششم - فهرست و فهرستگان: «فهرست سياهه منظمى است كه قسمتى و يا تمام مجموعه يك كتابخانه را در بر مى‌گيرد. فهرست يك كتابخانه معمولاً به صورت برگه‌اى براى استفاده مراجعه‌كنندگان نگهدارى مى‌گردد. گاه ممكن است كتابخانه‌اى فهرست موجودى خود را به صورت چاپى نيز منتشر نمايد ... فهرست نسخ خطى در اين گروه از اهميت ويژه‌اى برخوردار است.
مجموعه چند فهرست را در يك نظم معين و واحد فهرستگان مى‌نامند كه توسط آن معلوم مى‌گردد كدام كتابخانه چه كتابهايى را دارد.»٤٤
هفتم - كليدهاى ديگر: «منابع ديگرى مى‌توان يافت كه در هيچ يك از تقسيمات بالا نمى‌گنجد. ليكن زير پوشش كلى كتابشناسى قابل بحثند و نگنجيدن آنها در مقوله‌هاى فوق دليل بر بى‌ارزشى آنها نيست. از آن جمله‌اند:
الف - نقد و بررسى و معرفى كتابها: نشرياتى از قبيل راهنماى كتاب، نشر دانش، كيهان فرهنگى، آينه پژوهش و... به نقد يا بررسى نقد گونه‌اى از كتابهاى ارزنده بازار يا وابسته به زمينه‌اى خاص مى‌پردازند كه براى آشنايى كلى با محتواى كتابها و نقاط ضعف و قوت آنها مفيد است... .
ب - فهرست مندرجات مجله‌ها: منابعى هستند كه روبرداشتى از صفحه فهرست مندرجات مجلات مختلف را تهيه كرده، در يك مجموعه گرد مى‌آورند و با فواصل انتشاراتى معين منتشر مى‌كنند... .
ج - كتابشناسى پايان كتابها و مقالات: يكى از ارزشمندترين منابعى كه مى‌توان در يك زمينه يافت، سياهه منابعى است كه مى‌توان در يك زمينه يافت، سياهه منابعى است كه در پايان نوشته‌هاى تحقيقى و علمى ذكر مى‌شود.»٤٥
*
٨- از نظر شيوه تنظيم «در تنظيم كتابشناسى يكى از سه شيوه زير مراعات مى‌شود:
١- الفبايى: يعنى مرتب به اسم مؤلف يا اسم كتاب يا رؤوس موضوعات و يا مخلوطى از اين هر سه، مثل كتاب لغت (فرهنگ‌وار).
٢- دستگاهى (موضوعى يا رده‌اى): آن است كه به ترتيب تقسيم‌بندى منظم علمى، يعنى مطابق با جدولى معين باشد. (مانند تقسيم‌بندى دهگانه بين‌المللى يا دهگانه ديويى و نظاير آن).
٣- سنواتى [يا تقويمى‌]: به ترتيب تاريخ انتشار كتاب.»٤٦
*١٣* ديگر كتابشناسيها ١- كتابشناسى شمارشى يا نظام‌يافته (Enumerotive / Systematic )
«نقش اساسى اين نوع كتابشناسى تعيين و توصيف كتابهايى است كه ممكن است براى هدف خاصى مناسب بوده و يا داراى ويژگيهاى مشترك باشند. اين نوع كتابشناسى را از آن جهت نظام‌يافته مى‌خوانند كه دو نكته در آن شايان توجه است. يكى اطمينان بر اين مطلب كه عمل گردآورى، با توجه به منظور تأليف، دقيق و كامل انجام مى‌پذيرد. ديگر آنكه عمل توصيف با ضوابط پذيرفته شده هماهنگ باشد.
در اين نوع كتابشناسى، كتاب به عنوان يك «واحد فكرى» مورد نظر قرار مى‌گيرد و هدف آن جمع‌آورى و تنظيم اطلاعات در باب كتاب يا كتابهاى خاص به شيوه‌اى منطقى و مفيد است. يك كتابشناسى شمارشى به مختصرترين توصيف نياز دارد و مى‌كوشد هر اثر و ويرايش‌هاى مختلف آن را مشخص سازد.»٤٧ ٢- كتابشناسى انتقادى (Critical )
«اين كتابشناسى... با توجه به كيفيت انتقادى آن در دو مورد به كار مى‌رود:
الف) فعاليتى كه همانند كتابشناسى تحليلى در خدمت نقد متون و نسخ قرار مى‌گيرد كه در حقيقت جنبه‌اى است از كتابشناسى تحليلى.
ب) موردى است كه كتابشناسى فهرستى از كتب فراهم مى‌آورد و به نقد آنها مى‌پردازد، كه طبعاً اين جنبه بيشتر به تاريخ ادبيات و نقد ادبى مربوط مى‌شود تا به كتابشناسى.»٤٨ ٣- كتابشناسى متنى (Textval )
«هدف اين كتابشناسى مطالعه متون است با توجه به اين نكته كه بررسى و آزمايش دقيق ويژگيهاى كتابشناختى يك اثر، گاه مى‌تواند ميزان اعتبار يك متن را روشن سازد. با توجه به هدف اين كتابشناسى، آن را مى‌توان جنبه‌اى از كتابشناسى تحليلى يا انتقادى شمرد.»٤٩ ٤- كتابشناسى تاريخى (Historical )
«كتابشناسى تاريخى در پى تعيين و تشخيص ويرايشهاى اصيل است. اين كتابشناسى در حقيقت بخشى از تاريخ اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى يك عصر است و حتى به گفته استاكس مهمتر از آن است كه «بخش ناچيزى از تاريخ فرهنگى»اش بناميم، و لذا بزرگترين خطرى كه اين نوع كتابشناسى را تهديد مى‌كند آن است كه از جريان اصلى تاريخ و مطالعات تاريخى بركنار بماند.» ٥٠ اهداف كتابشناسى‌
پس از آشنايى با تاريخچه، اهميت و ضرورت و انواع كتابشناسيها، مى‌توانيم باز به اين مطلب بپردازيم كه «در فرآيند تحقيق... با شيوه‌هاى متعارف امروزى، گردآورى اسناد و مدارك (منابع و مآخذ) از اهميت ويژه‌اى برخوردار است. به واقع، ارزش و اعتبار هر پژوهشى، بستگى به حدود و ابعاد شناسايى مدارك و مآخذ دارد.
پراكندگى سازمانهاى توليدكننده اطلاعات و نهادها و مؤسسات نگهدارنده مدارك عملاً مانع تحقيق امر شناسايى و دسترسى به مدارك براى پژوهشگران است. بدين جهت امر تدوين فهرستها و كتابنامه‌ها به جهت راهنمايى محققين در شناسايى مدارك، خود بخشى از فرايند پژوهش است.»٥١
«جس‌شرا» كاربرد كتابشناسى را داراى سه هدف مى‌داند:
١- رابطه اطلاعاتى و علمى ميان اعضاى يك گروه.
٢- رابطه ميان گروههاى مختلف تحقيق.
٣- رابطه گروهها با افرادى كه نظريه‌ها و فرضيّات علمى را در عمل پياده مى‌كنند و در عنايت عامه مردم.» ٥٢
و در مرحله بعد اين اهداف را براى كتابشناسيهاى تخصصى قائل شده‌اند:
الف. شناسايى مطالعات و تحقيقاتى كه تا زمان تدوين هر كتابنامه يا تا زمان شروع هر تحقيق صورت گرفته است.
*١٤* ب. واسطه، محمل، و ابزار انتقال اطلاعات درباره يك موضوع.
ج. تعميم و گسترش ابعاد مطالعاتى كه در حال حاضر و در آينده صورت خواهد گرفت.» ٥٣ خصوصيات كتابشناشى‌
گفته شده كه كتابشناسى در هر سطحى كه مى‌خواهد باشد، بايد بر سه ركن استوار باشد:
١- گردآورى و تدوين كامل همه منابع اطلاعاتى چاپ شده و نشده.
٢- شناسايى اماكن مختلفى كه اين منابع در آنجا قرار دارند.
٣- فراهم آوردن كتابشناسى موضوعى كليه علوم.
اين اركان مهم خود بر اصولى استوارند كه عبارتند از: رعايت قانون امانت يا ثبت انتشارات، پديد آوردن كتابشناسى واحد به وسيله تهيه فهرستهاى واحد با استفاده از منابع اطلاعاتى و رعايت اصول صحيح فهرست‌نويسى و هماهنگ كردن ارتباطات و تبادلات ميان كتابخانه‌ها و مؤسساتى كه در زمينه كتابشناسى فعاليت دارند.» ٥٤
و نيز نوشته‌اند: «براى تهيه يك كتابشناسى دو مرحله اساسى لازم است. نخست شناخت كامل اينكه چه چيز مورد نياز است. دوم، تعيين سطح و ميزان مورد لزوم در آن موضوع... در تهيه و استفاده از كتابشناسى، بايستى از اصولى معين پيروى كرد كه پاره‌اى از آنها چنين است:
١- درجه اعتبار و اعتماد
٢- حدود موضوع‌
٣- نحوه تنظيم كتابشناسى‌
٤- اطلاعات كتابشناختى‌
٥- برآورد و آزمايش كارآيى آنچه شده است.» ٥٥
* نتيجه و پيشنهاد
كتاب عصاره تجربه، دانش و عمر انسانها و نشانه هويّت و شخصيت يك ملت و كشور است. وظيفه انتقال آموخته‌ها و تجربه‌هاى نسلهاى پيشين را به نسلهاى پسين بر عهده دارد، و در يك كلام كتاب پايه اصلى تمدن بشرى است.
هر چند «امروزه از كتاب به عنوان تنها وسيله ثبت و انتقال اطلاعات نمى‌توان استفاده كرد؛ وسايل ديگرى نظير فيلم، ميكروفيلم، صفحه، نوار و نظاير آن را بايد در اين زمينه در نظر داشت. علم نيز در ارتباط با انبوه مدارك علمى با رشدى تصاعدى در حال توسعه است و دانشمندان هر چه بيشتر درباره موضوعات گوناگون تحقق كنند، قلمرو پژوهش آنها وسيعتر شده و نرخ افزايش و رشد علم بالاتر خواهد رفت.» ٥٦
براى آگاهى از وجود اين گنجينه‌ها، نياز به كتابشناسيها داريم و اين ميسر نمى‌گردد مگر با پشتكار و همّت انديشوران و فرهيختگان و كمك سازمانهاى دولتى و ملّتى. كتابشناسيها به دلايل گوناگونى كه اشاره خواهد شد، در راه تدوين و چاپ با دشواريهاى چندگانه‌اى روبرو هستند كه هم پژوهندگان و هم ناشرين چندان تمايلى به روى آوردن به آن را ندارند.
اميدواريم كه در اين دوران كه بيش از پيش به ضرورت و اهميّت كارهاى علمى و سامان‌يافته و پرهيز از دوباره‌كاريها و اتلاف وقت واقف گشته‌ايم، مسؤولان مراكز ذيربط تسهيلات و امكاناتى در جهت حمايت از پژوهشگران و چاپ كتابهاى مرجع و پايه، فراهم كنند.» ٥٧
*
محققين ارجمند مى‌توانند براى آگاهى بيشتر نگاه كنند به:
١. آرام، احمد: كتابشناسى، يادنامه علاّمه امينى، تهران: انجام كتاب، چاپ دوم، ١٣٦٤، ص‌١٩ - ٣.
٢. آذرنگ، عبدالحسين: كتابشناسى، كتاب امروز (بهار ١٣٥١)، ص‌٦٨ - ٧٢.
٣. افشار، ايرج: كتابشناسى مهمترين وسيله ايرانشناسى، راهنماى كتاب، س‌٩، ص‌٢٤٧ - ٢٥١ يا در مجله مهر، س‌١٢ - ص‌٤٧٥ - ٤٧٧.
* * *

 

پي نوشت ها:
١. حرى، عباس: وحدت در كتابشناسى، نامه انجمن كتابدران، دوره ٩، ش‌٢، (تابستان ١٣٥٥)، ص‌٢٠٧ - ٢٠٨.
٢. همانجا، ص‌٢٠٩ و ٢١٠.
٣. برومند، فيروزه: راهنماى تدوين كتابشناسى، تهران: سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، ١٣٦٨، ص‌٥.
٤. نيكنام، مهرداد: كتابشناسى حافظ، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، ١٣٦٧، ص‌٩.
٥ و ٦. كانيتكار، جى‌ام: دكومانتاسيون و علم كتابدارى، ترجمه عبدالحسين آذرنگ، اطلاع‌رسانى، س‌٥، ش‌١ (بهار ٥٧)، ص‌١٣ - ١٥.
٧. تسبيحى، غلامحسين: نگرشى جامع بر جهان كتابشناسيها، تبريز: نيما، ١٣٦٥، ص‌٢٤.
٨. فانى، كامران: كتابشناسى موضوعى فارسى، نامه انجمن كتابداران ايران، ١٣٥٢، ص‌٥٧.
٩ و ١٠. افشار، ايرج: فهرست‌نامه كتابشناسى‌ها، ايرانشناسى، ش‌١، بهمان ١٣٤٢، ص‌١.
١١. كتابشناسى موضوعى فارسى، همانجا ص‌٧٩.
١٢ و ١٣. صبا، محسن: اهميت كتابشناسى، كتابدارى دفتر چهارم، ص‌٣٥ - ٣٦.
١٤. رونق، محمدعلى: فهرست راهنماى ده‌ساله نشر دانش، تهران: مركز دانشگاهى، ١٣٧٠، ص‌١.
١٥. اهميت كتابشناسى، همانجا، ص‌٣٥.
١٦ و ١٧. ابرامى، هوشنگ: شناختى از دانش‌شناسى، تهران، انجمن كتابداران ايران، ١٣٥٦، ص‌١٥٤.
١٨. مرادى، نوراللَّه: با كتابهاى مرجع آشنا شويم. ١- كتابشناسيها، كتابدار، دوره دوم، ش‌١ و ٢.
١٩. راهنماى تدوين، همانجا، ص‌٨.
٢٠. با كتابهاى مرجع، همانجا، ص‌٤٨.
٢١. وحدت در كتابشناسى، همانجا، ص‌٢١٢.
٢٢ و ٢٣. راهنماى تدوين، همانجا، ص‌١٠ و ١٦.
٢٤. با كتابهاى مرجع، همانجا، ص‌٢١٢.
٢٥. كتابشناسى موضوعى فارسى، همانجا، ص‌٧٦ - ٧٧.
٢٦. با كتابهاى مرجع، همانجا، ص‌٤٩.
٢٧. راهنماى تدوين، همانجا، ص‌١٨.
٢٨. وحدت در كتابشناسى، همانجا، ص‌٢١٤.
٢٩. حرّى، عباس: مراجع و بهره‌گيرى از آنها، تهران، مركز اسناد مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، ١٣٦٨، ص‌١٨.
٣٠. راهنماى تدوين، همانجا، ص‌١٨.
٣١. كتابشناسى حافظ، همانجا، ص‌٩.
٣٢. با كتابهاى مرجع، همانجا، ص‌٤٩.
٣٣. سلطانى، پورى و پرويز فروردين: اصطلاحنامه كتابدارى، تهران، كتابخانه ملى، ويرايش دوم، ١٣٦٥، ص‌٢٤٧.
٣٤. راهنماى تدوين، همانجا، ص‌١٧.
٣٥. اصطلاحنامه، همانجا، ص‌٢٤١ - ٢٤٩.
٣٦. راهنماى تدوين، همانجا، ص‌١٠ و ١٦؛ راهنماى تدوين، همانجا، ص‌٢١.
٣٧. مراجع و بهره‌گيرى، همانجا، ص‌٥٢.
٣٨. فهرست‌نامه كتابشناسيهاى ايران، همانجا، ص‌٧.
٣٩. راهنماى تدوين، همانجا، ص‌٢٢.
٤٠ و ٤١. با كتابهاى مرجع...، همانجا، ص‌٥٠.
٤٢. راهنماى تدوين، همانجا، ص‌١٥.
٤٣. مراجع و بهره‌گيرى، همانجا، ص‌٥١ - ٥٥.
٤٤. با كتابهاى مرجع...، ص‌٥١ - ٥٢.
٤٥. مراجع بهره‌گيرى، ص‌٥٥ - ٥٦.
٤٦. فهرست‌نامه، ص‌٧.
٤٧-٥٠. وحدت در كتابشناسى، ص‌٢١٢، ٢١٣، ٢١٤ و ٢١٥.
٥١. مفتخرى نظرى‌پور، طاهره: كتابنامه معمارى، تهران: مركز تحقيقات ساختمان و مسكن، ١٣٦٩، مقدمه.
٥٢. وحدت در كتابشناسى، ص‌٢١٧ - ٢١٨.
٥٣. كتابنامه معمارى، مقدمه.
٥٤. محمد الهادى، محمد: فرآيند كتابشناسى در جهان عرب، ترجمه لميعه ضميرى، نامه انجمن كتابداران ايران، دوره ١١، ش‌١ (بهار ١٣٥٧)، ص‌٥٧ - ٦٦.
٥٥. با كتابهاى مرجع...، ص‌٥٤ - ٥٥ با تلخيص.
٥٦. ميرزاده، احمد: اصول نگاهدارى و بازيابى مدارك فارسى، تهران: سروش، ١٣٥٨، ص‌٩.
٥٧. مسرت، حسين: مرجع‌نگارى و دشواريهاى آن در ايران، ادبستان، ش‌١٦ (فروردين ١٣٧٠)، ص‌٥٩.