آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - طرحى در باب تدوين كتابشناسى كتب شيعه - مختارى رضا
طرحى در باب تدوين كتابشناسى كتب شيعه
مختارى رضا
نزديك به يك قرن و نيم است كه عالمان شيعه به تدوين كتابشناسى كتب شيعه به سبكى نو توجه جدّى مبذول داشتهاند و آثارى - اغلب گرانسنگ - در اين زمينه عرضه كردهاند كه عمده آنها عبارتند از:
١) كشف الحجب و الأستار عن احوال الكتب والأسفار، تأليف سيد اعجاز حسين نيشابورى كنتورى، متوفاى ١٢٨٦ ق در لكنهو.
٢) مرآة الكتب، تأليف ثقة الاسلام شهيد تبريزى، مستشهد عاشوراى سال ١٣٣٠ ق در تبريز.
٣) كشف الأستار عن وجه الكتب و الأسفار، تأليف مرحوم آيةاللَّه سيد احمد حسينى خوانسارى مشهور به صفائى، متوفاى ١٣٥٩ ق در خوانسار و مدفون در همانجا.
٤) الذريعة إلى تصانيف الشيعة، تأليف شيخ آقا بزرگ تهرانى، متوفاى ١٣٨٩ و مدفون در نجف اشرف.
توضيحى اندك درباره هر يك از اين چهار كتاب:
١) سيد اعجاز حسين مشهور به كنتورى (متولّد ١٢٤٠ در لكنهو)، برادر بزرگترِ صاحب «عبقات» بود. وى در كار تدوين «استقصاء الإفحام و استيفاء الانتقام فى ردّ منتهى الكلام» كه به اسم برادرش ميرحامد حسين شهرت يافته، به وى كمك كرد.
كشف الحجب، فهرست كتابهاى شيعه به ترتيب الفبايى است و در آن ٣٤١٤ كتاب معرفى شده است كه البته برخى كتابها به دو نام يا بيشتر ذكر شده و همه شماره مستقل دارد. گرچه مؤلّف غالباً متذكّر شده كه مثلاً نام اصلى اين كتاب، فلان است (بخصوص در مورد كتابهايى كه هم تحت عنوان اصلى خود آمدهاند و هم تحت عناوين عامى مانند رسالهاى در فلان موضوع، يا حاشيه فلان كتاب يا شرح بهمان) با اين حال شايد اسامى تكرارى، كمتر از سيصد عنوان باشد. بنابراين در اين كتاب بيش از سه هزار كتاب از شيعه معرفى شده است.
اين كتاب از منابع مهم مرآة الكتب و الذريعه بوده است. ثقةالإسلام و نيز شيخ آقا بزرگ به اين نكته تصريح كرده و آن را در رديف منابع خود ذكر كردهاند و الذريعه به طور بسيار محسوس از آن متأثّر است و حتى برخى اشتباهات آن به الذريعه هم راه يافته است.
كشف الحجب، نخستين بار حدود پنجاه سال بعد از رحلت مؤلّف در سال ١٣٣٠ ق در كلكته به همّت محمد هدايت حسين با فهرست اعلام و اماكن چاپ شد و ،چنان كه از مقدمّه وى بر مىآيد، چون نسخه اصل به خط مؤلف در اختيارش نبوده بعيد نيست برخى اغلاط كتاب، ناشى از همين امر باشد. مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى مىنويسد:
«مؤلف نسخهاش را به استاد ما مرحوم محدّث نورى هديه كرد و الآن [زمان تأليف الكرام البررة] در كتابخانه نوه دخترى استاد يعنى آقا ضياءالدين فرزند شهيد شيخ فضل اللَّه نورى - قدّس سرّه - موجود است.»(١) الكرام البررة فى القرن الثالث بعد العشرة، ج ١، ص ١٤٩. براى آگاهى بيشتر درباره كشف الحجب رجوع شود به مقالهاى كه نگارنده چند سال پيش نوشته و در مجله نشر دانش، سال دهم، شماره دوّم، بهمن و اسفند ١٣٦٨، ص ٥١ - ٥٤، با عنوان «از بلاد هند» چاپ شده است.
٢) كتاب مرآة الكتب، نوشته ثقةالإسلام شهيد تبريزى، تا مدتها به صورت نسخه خطى باقى مانده بود تا اينكه چند سال پيش نسخه دستنويس مؤلّف عيناً در چهار مجلد به صورتى نازيبا چاپ شد، ولى مدتى است كه جناب مستطاب آقاى شيخ محمد على حائرى به تصحيح آن همت گماشتهاند كه در سال گذشته (١٣٧٢/١٤١٤) يك مجلّد تصحيح شده آن در قم به وسيله كتابخانه مرحوم آيةاللَّه مرعشى -طاب ثراه - چاپ شده است. بخشى از «مرآة الكتب» شرح حال مؤلفان و علماىِ شيعه است، ولى بخش عمده موجود آن اختصاص به كتابشناسى كتب شيعه دارد. مؤلف در آغاز آن، انگيزه تأليف اين اثر را چنين بيان مىكند:
«امّا بعد، فيقول العبد الذليل...: إنّي لمّا تتبّعتُ الكتب الرجالية التي وضعها علماؤنا السالفون في تحقيق حالاتهم و تراجمهم... رأيت كتبهم الشريفة و رسائلهم المنيفة أكثر من أن يحصى، و أوفر من أن يستقصى، و لكن أسماؤها لم تكن على ترتيب مخصوص، و لم يُبالوا على نظم شتاتها بالخصوص؛ بل ذكروها تطفّلاً لترجمة مؤلّفيها الثقات من غير أن يرتّبوها ترتيب اللغات، حتى يكون مرجعاً لمن سأل عن كتاب معلوم الاسم مجهول الصفة والرسم، إلاّ ما سمعت من وجود تأليف لبعض علماء الهند في هذا المعنى، و قد ظفرتُ بنسخةٍ منه أخيراً...»(٢) مرآةالكتب، چاپ جديد، ج ١، ص ١٥ - ١٧. مقصودِ ثقةالاسلام از بعضى علماى هند، سيد اعجاز حسين، صاحب كشف الحجب است.
ثقةالإسلام در آغاز كتاب، نكات جالبى - از جمله روش كار خود را - متذكّر شده و گفته است: «مدّعى نيستم كه به اكثر مؤلّفات شيعه احاطه يافتهام چه رسد به همه آنها» و از نداشتن وسيله براى چنين كارى شكوه كرده است.(٣) همان، ج ١، ص ١٦ - ١٧. همچنين افزوده است:
«... و لم يتكامل فنّ من الفنون إلاّ بتوارد المُشتغلين، و تراكم الفاحصين، فهذا القاصر يسعى سعيه، و يبذل جهده بحسب الطاقة البشرية... فلعلّ المتأخِّر ممّن يقف على تأليفى هذا يُشيّعنى بخالص الدعاء، و يكلمه بذكر مافات منّي قضاءً لحقّ المروّة والإخاء... .»(٤) همان، ج ١، ص ٧٣.
«... و ليس من عزمي ذكر جميع مؤلّفات الإمامية من لدن أوّل أمرهم إلى يومنا هذا؛ بل المهمّ ذكر مؤلّفات أصاب وقعوا في... المائة الخامسة و مابعدها...»(٥) همان، ج ١، ص ٧٧.
از سخن شيخ آقا بزرگ - طاب ثراه - در معرفى مرآة الكتب در الذريعه استفاده مىشود كه وى مرآة الكتب را - حداقل هنگام نوشتن اين قسمت الذريعه - در اختيار نداشته است. وى مىگويد:
«مرآة الكتب فى ذكر اسماء الكتب التي ألّفها الشيعة للميرزا على آثا ثقةالإسلام... كما ذكر بهذا العنوان في مقدمة كتابه «إيضاح الإنباء في تعيين مولد خاتم الانبياء»... و يظهر منه انّه موجود فى مكتبته و لم يطبع بعده. و فيه مقدار وافٍ من اسماء الكتب. و هو فارسي(٦) مرآةالكتب عربى است نه فارسى، و همين جمله هم دليل است كه تهرانى اين كتاب را نديده است. على ما نقل عنه بعض عباراته فى «داستان دوستان فى تذكرة ادباء و شعراء آذربايجان» للميرزا محمد على صفوت.»(٧) الذريعه، ج ٢٠، ص ٢٨٢ - ٢٨٣. براى آگاهى بيشتر درباره مرآة الكتب رك: نشر دانش، سال هفتم، شماره پنجم، ص ٥٧ به بعد، مقاله «فهرست كتابهاى شيعه پيش از الذريعه».
٣) كتاب كشف الأستار عن وجه الكتب و الأسفار را مرحوم آيةاللَّه صفائى حدود نيم قرن پيش در گوشهاى از شهر خوانسار با كمبود منابع تدوين كرده و سه مجلّد از آن به تازگى (از سال ١٤٠٩ تا كنون) به كوشش مؤسسه آل البيت - عليهم السلام - در قم چاپ شده است. اين كتاب به ترتيب حروف الفبا (البته تنها با رعايت حرف اول، كه اين هم خيلى جاها عملى نشده است) تنظيم شده ولى ناتمام است و تا آخر حروف الفبا نگاشته نشده است. مؤلف در نامهاى خطاب به مرحوم آيةاللَّه مرعشى - رضوان اللَّه عليهما - نوشته است:
«... كتابى كه اشتغال به تأليف آن فعلاً دارم در ضبط اسامى كتب اماميّه به ترتيب حروف تهجّى نظير «كشف الظنون» است، با اشاره به اسم مؤلف هر كتاب، و وثاقت آن و مشايخ ايشان، و بعضى نوادر حالات به هر اندازه كه موفّق به تحصيل آن بشوم، و اشاره به طبقه و مواليد و وفيات ايشان اگر ميسّر شود. *١٠٦* لكن به واسطه قلت اسباب و كتب متعلّقه به اين امر، بزحمت فوق العادة بايد مرتّب شود... در بلد [يعنى خوانسار] هم شخص مُعين و مُساعدى كه مضايقه از دادن كتب [نكند]، ولو به اعاره باشد يا به جهات اخرى، وجود ندارد...» (٨) كشف الاستار، ج ١، ص ١٤، مقدمه مرحوم آية اللَّه مرعشى.
مؤلف بزرگوار در مقدمهاش گويد:
«و بعد، فقد كنت كثيراً ما يشوّقنى قلبى و تبعثنى نفسي على جمع مصنّفات علماء الشيعة، خاصّةً الاثنى عشرية منهم، إحياءً لمآثرهم الخالدة، و إبقاءً لآثارهم العائدة، و في ذلك... فوائد جمّة وعوائد مهمّة... و طال تفكّري في هذا المرام اُقدّم رجلاً و اوخّر اخرى، لعلمى ببضاعتى المزجاة... مع فقد الأسباب و الكتب المعينة فى هذا الباب، و عدم الناصر و المعين، و بُعد داري و بلدى من العلماء العاملين و المبرّزين في ذلك المضمار... فتوكّلتُ على اللَّه تعالى... و شرعتُ فى المقصود، بعناية ربّي المقصود المعبود، فأقول:
أعتذر إلى إخوانى المؤمنين أنّ الاطّلاع على أحوال العلماء و مصنّفاتهم أمر عسير، لا يتيسّر لكلّ أحد فضلاً من هذا العبد الفقير الحقير، لانتشارهم في كلّ قرن في مشارق الأرض و مغاربها... بحيث يعدُّ ذلك من المحالات العادية... فلا يبادر أحد إلى انتقادي و ملامتي فى قصوري و تقصيري في مرحلة التتبّع و الاستقصاء...»(٩) كشف الاستار، ج ١، ص ٣ - ٥. براى آگاهى بيشتر از چگونگيهاى اين اثر رك: نشر دانش، سال دهم، شماره دوم، بهمن و اسفند ١٣٦٨، ص ٥٤ - ٥٥، مقاله «از گوشه خوانسار».
شيخ آقا بزرگ به هنگام تأليف الذريعه اين اثر را در اختيار نداشته است، زيرا در الذريعه در وصفش فرموده است:
«كشف الأستار عن وجه الكتب و الأسفار، للسيد أحمد بن محمدرضا الحسينى الخوانسارى الصفائيالعبيدلي المعاصر، المولود في ١٢٩١، خرج إلى حرف الكفاف فى زهاء مجلّدات، ذكره السيد شهاب الدين بقم.»(١٠) الذريعه، ج ١٨، ص ١١.
گويند شيخ آقا بزرگ پس از اطّلاع از چگونگى آن از اينكه هنگام نگارش الذريعه به آن دسترسى نداشته اظهار تأسف كرده است.(١١) نشر دانش، سال دهم، شماره دوم، ص ٥٥ - ٥٦.
٤) الذريعة إلى تصانيف الشيعة كه دربارهاش واقعاً بايد گفت: «كلّ الصيد فى جوف الفَرا». اين اثر عظيم و گرانسنگ در ٢٥ جلد - كه جلد نهم آن خود چهار مجلّد است - طىّ حدود نيم قرن در سالهاى ١٣٥٥ تا ١٣٩٨ در نجف و تهران به چاپ رسيد(١٢) الذريعة، ج ٢٥، ص ٣٠٩ - ٣١٠. و مستدركات و بازيافتههاى مؤلّف نيز در سال ١٤٠٥ در مشهد به همت مؤسسه طبع و نشر آستان قدس رضوى، طىّ مجلدى جداگانه (مجلد ٢٦) منتشر شد. هيچ آدم منصف مطّلعى نيست كه در برابر عظمت اين كار لب به تحسين نگشايد و مؤلّف و همت بلند و اخلاصِ كم مانند و تلاش پيگير او را نستايد. در ارزيابى هر كتابى، نكاتى چند بايد مدّ نظر *١٠٧* باشد، از جمله شرايط مكانى، زمانى و اجتماعى اى كه آن كتاب در آن پديد آمده است. با توجه به اين نكته، چه بسا كتابى امروزه و با توجه به شرايط ما نقاط ضعف فراوان داشته باشد، امّا در «ظرف زمانى» خود واقعاً شاهكار محسوب مىشده است. الذريعه نيز از اين حكم مستثنى نيست، يعنى چه بسا آدمى كم اطّلاع و از خود راضى چند خطا در آن بيابد و بپندارد كه شقّ القمر كرده است، و به شيخ آقا بزرگ - طيّب اللَّه رمسه - نسبت بى اطلاعى و بى دقّتى دهد، ولى چون از سر انصاف بنگرد خواهد ديد: وى در دورانى به چنين كارى دست يازيد كه هيچ يك از فهرستهاى نسخههاى خطى آثار شيعه به شكل امروزى وجود نداشت (بجز چند مجلّد فهرست رضوى و مانند آن كه آنها هم بعد از شروع به تأليف الذريعه نوشته شد) و بسيارى از كتابهاى رجال و تراجم و تذكره چاپ نشده بود يا اگر چاپ شده بود، مغلوط و غير قابل اعتماد بود. از سوى ديگر كتابها فاقد فهرستهاى راهنما، و گاه حتى فاقد شماره صفحه بود و وسايل ارتباطى و بسيارى از ابزار تحقيق هرگز در اختيار ايشان و امثال ايشان نبود؛ مضافاً بر اينها چاپ و نشر كتاب از «نقل الصخر من قلل الجبال» مشكلتر و طاقت فرساتر بود. از سوى ديگر، اين گونه كارها در آن زمان نه خريدارى داشت و نه مروّجى! بلكه زخم زبان و رَمى به «بيسوادى» و مانند آن را نيز به دنبال داشت. خلاصه آنكه اين گونه كارها نه آبى داشت و نه نانى و نامى. در چنين روزگارى شيخ آقا بزرگ، ضرورت كار را درك، و يك تنه به آن اقدام كرد، و بيش از نيم قرن عمر خود را بدان اختصاص داد. ولى در زمان ما كه وسايل كار مهيّا، فهرستهاى گوناگون نسخ خطى منتشر و بسيارى از آثار خطّى و چاپى مغلوطِ آن دوره همراه با تص
حيح و فهرستهاى راهنما چاپ شده است، طبيعى است كه آدمى در الذريعه لغزشهايى بيابد و چه بسا به چند صد خطا در يك مجلّد آن برخورد، ولى اين، به هيچ روى مايّه تنقيص الذريعه يا كوچك جلوه دادن كار تهرانى نشود.(١٣) ر.: آينه پژوهش، سال سوم، شمارههاى ٥ و ٦، ص ٥٨.
پژوهشگر رجالى معاصر حضرت آيت اللَّه شبيرى زنجانى - دامت افاضاته - گويد:
آيةاللَّه حاج شيخ آقا بزرگ تهرانى (١٢٩٣ - ١٣٨٩) هشتاد سال مداوم در رشتههاى متنوع علوم اسلامى، مخصوصاً علم تراجم و كتابشناسى، با زحمتى طاقت فرسا اشتغال داشت و حدو شصت سال يا بيشتر است كه كتب ايشان مرجع بسيار مهم اهل تحقيق است و بسيارى از رجال اسلامى، اماميه و غير اماميه، از اين دانشمند عالى مقام اجازه روايى و تحصيل كردهاند، حتى مرجع على الاطلاق اماميه در عصر اخير، مرحوم آيةاللَّه بروجردى - اعلى اللَّه مقامه - از ايشان اجازه روايت داشتند. به اين جانب نيز... اجازه روايى مرحمت فرمودهاند - رحمةاللَّه عليه رحمةً واسعة.(١٤) يادنامه علاّمه امينى: مجموعه مقالات تحقيقى، به اهتمام سيد جعفر شهيدى و محمدرضا حكيمى، تهران مؤسسه انجام كتاب، [چاپ دوم]، ١٣٦١ / ١٤٠٣، ص ٧٢، مقاله «فهرست شيخ منتجب الدين».
در اهميت الذريعه و وصف شيخ آقا بزرگ سخن بسيار گفتهاند و نگارنده قصد ندارد بتفصيل در اين موضوع وارد شود.(١٥) شمهاى سخنان بزرگان درباره تهرانى و ذريعه و نيز منابعى در اين باب را مىتوانيد در كتاب شيخ آقا بزرگ اثر استاد محمدرضا حكيمى( تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى) و نيز در مقاله «آية اللَّه شيخ آقا بزرگ تهرانى» (نور علم، شماره ٣٨، اسفند ٦٩، ص ٣٤ - ٥٦) ببينيد. تنها اشاره مىشود كه تا كنون درباره الذريعه كارهايى انجام شده است كه اهم آنها عبارت است از:
١) تبويب الذريعة؛ از شهيد سيد احمد ديباجى اصفهانى. اين اثر فهرست موضوعى كتابهايى است كه در الذريعه آمده، و يك جلد از آن در سال ١٣٩٣ / ١٣٥٢ ش در تهران چاپ شده است.
٢) معجم مؤلّفي الشيعة؛ از على فاضل قائينى نجفى؛ اين اثر نيز به چاپ رسيده است (تهران، وزارت ارشاداسلامى، ١٤٠٥ ق [١٣٦٣ ش].)(١٦) درباره چگونگيهاى اين اثر رك: نشر دانش، سال پنجم، شماره ششم، مهر و آبان ١٣٦٤، مقاله «معجم مؤلّفى الشيعة و پيوند آن با الذريعه» ص ٤٧ - ٤٩.
٣) فهرست اعلام ذريعه؛ تأليف فرزند مؤلّف. اين اثر هنوز چاپ نشده و از چند و چون آن اطلاع دقيقى ندارم.
٤) تكميل و تتميم الذريعه كه برخى از معاصران به آن مشغولند و هنوز كامل و چاپ نشده است.(١٧) رك: «نور علم»، پيشگفته، ص ٤٤.
*١٠٨* ٥) مع موسوعات رجال الشيعة الإمامية؛ تأليف سيد عبداللَّه سيد عبدالحسين شرف الدين، كه اخيراً چاپ شده است. (بيروت، الإرشاد للطباعة والنشر، ١٤١١، ٣ ج). مجلّد اول اين اثر به بحث درباره مطالب الذريعه و طبقات اعلام الشيعة (نيز تأليف شيخ آقا بزرگ تهرانى) اختصاص دارد.(١٨) درباره اين اثر رك: آيه پژوهش، شماره ٢٤، فروردين و ارديبهشت ١٣٧٣، مقاله «همراه با دايرةالمعارفهاى رجال الشيعه» ص ٦٣ - ٦٦.
٦) آقاى نجيب مايل هروى اظهار داشته است كه درباره الذريعه «گفتارى مفصّل پرداخته است كه در آتيه عرضه خواهد شد» و نيز گفته است:
«مرحوم آقاى بزرگ تهرانى در ذكر مؤلّفات و نگاشههاى مؤلفان غير شيعى - كه آثار و آراى شيعى داشتهاند و از خواصّ محقّقان اهل سنت و جماعت بودهاند - معيار و ملاكى داشته است كه نگارنده در گفتار «نكاتى چند پيرامون ادامه حيات الذريعه» خواهم كوشيد تا آن را بنمايانم.(١٩) نشر دانش، پيشگفته، مقاله «معجم مؤلفى الشيعة و پيوند آن با الذريعة»، ص ٤٧، ٤٩.
اين اثر ظاهراً تا كنون چاپ نشده است.
علاوه بر اينها دو كتابشناسى مهم شيعه كه شيخ آقا بزرگ هنگام تأليف الذريعه در اختيار نداشته، يعنى «مرآةالكتب» و «كشف الأستار» در دست تحقيق و نشرند و چنانكه گذشت تا كنون از مرآة الكتب يك مجلّد محقَّق (علاوه بر اينكه تمامش بدون تحقيق منتشر شده بود) و از كشف الأستار سه مجلد محقَّق منتشر شده است. و از سوى ديگر در ايران و غير ايران فهرستهاى بسيارى از نسخههاى خطى كتابخانهها منتشر شده است.(٢٠) رك: آينه پژوهش، شماره ٥، بهمن و اسفند ٦٩، ص ٢٧ - ٣٣، مقاله «نسخه شناختهاى عكسى» از راقم اين سطور. همچنين ميكروفيلمها و عكسهايى از نسخههاى خطى موجود در خارج از ايران نيز تهيه و فهرست شده است.(٢١) رك: همان. و خلاصه، همه امكانات و شرايط مادى معنوى و انسانى، براى «طرح پيشنهادى اين مقاله» آماده شده است. پيش از ورود در بيان چگونگيهاى طرح، يادكرد اين نكته مناسب است كه الذريعه را نياز زمان و دفاع از تشيع به وجود آورد، زيرا:
در فهرستهاى مشابه از آثار دانشمندان مسلمان، كه به قلم پژوهشگران ديگر مذاهب تدوين مىگشت، آثار بزرگان شيعه مورد بى اعتنايى قرار مىگرفت. در همين اواخر، جرجى زيدان اديب مسيحى عرب، در كتاب «تاريخ آداب اللغة العربية»، نقش شيعه را در بناى فرهنگ اسلامى بسيار اندك شمرده بود. اين امر بر علماى شيعهگران افتاد و تنى چند از آنان گردهم آمدند و سه تن از ايشان به قصد معرفى دانشمندان اين مذهب و آثار آنان و دفع دعوى باطل جرجى زيدان و امثال او، تصميم گرفتند كه اين مهم را انجام دهند. تبيين نقش شيعيان در علوم اسلامى به سيد حسن صدر واگذار شد و وى كتاب «تأسيس الشيعة الكرام لفنون الإسلام» را به اين منظور نوشت... شيخ محمد حسين كاشف الغطاء، در بيان نادرستيها و لغزشهاى كتاب جرجى زيدان، نگارش «المراجعات الريحانية» و «النقود والردود» را آغاز كرد و اثبات نمود كه عقايد شيعه نسبت به عقايد ديگر فرق اسلامى از استحكام بيشترى برخوردار است، و آقا بزرگ، تأليف «الذريعه» را بر عهده گرفت و براى تدوين و تكميل بزرگترين دايرةالمعارف كتابشناسى شيعى به سفرهاى طولانى پرداخت. از بيشتر كتابخانههاى عمومى عراق و ايران و سوربه و فلسطين و مصر و حجاز و بسيارى از كتابخانههاى خصوصى در اين كشورها ديدن كرد و به بررسى آنها پرداخت. وى در شصت و دو كتابخانه شخصاً كاوش كرد و فهرستهاى بسيارى از كتابخانههاى ديگر را نيز مورد مطالعه قرار دارد.(٢٢) نور علم، پيشگفته، ص ٣٩ - ٤٠. نيز ر.ك: شيخ آقاى بزرگ، ص ٢٣ - ٢٤.
حدود هزار سال پيش نيز سلف صالح تهرانى يعنى نجاشى، رجالى بزرگ شيعه فهرست معروف خود - معروف به رجال نجاشى - را به همين منظور سامان داد. وى در آغاز اين اثر گرانسنگ گويد:
*١٠٩* «امّا بعد، فإنّي وقفتُ على ما ذكره السيد الشريف - أطال اللَّه بقاءَه و أدام توفيقه - من تعيير قومٍ من مخالفينا: أنّه لا سلف لكم و لا مصنَّف. و هذا قول من لا علم له بالناس و لا وقف على اخبارهم. و لاعرف منازلهم و تاريخ أخبار أهل العلم، و لالقي أحداً فيعرف منه، و لا حجّة علينا لمن لم يعلم و لاعرف.
و قد جمعتُ من ذلك ما استطعته، و لم أبلغ غايته؛ لعدم أكثر الكتب، و أنّما ذكرت لك عذراً إلى من وقع إليه كتاب لم أذكره.»(٢٣) رجال النجاشى. تأليف ابوالعباس نجاشى، تحقيق سيد موسى شبيرى زنجانى، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اول، ١٤٠٧، ص ٣.
حقيقت آن است كه امروز نيز دنياى غير شيعى با آثار شيعه اماميه بيگانه است و آن را نشناخته است. بنگريد كه دكتر وهبه زحيلى، كه به ايران هم رفت و آمد دارد و فىالجمله با شيعه آشناست در كتاب معروفش «الفقه الإسلامى و ادلّته» درباره شيعه ومؤسّس مكتب فقهى شيعه اماميه چه گفته است:
سابعاً - أبو جعفر، محمد بن الحسن بن فرّوخ الصفار الأعرج القمّى المتوفى سنة ٢٩٠ ه - مؤسّس مذهب الشيعة الأمامية فى الفقه.
والإمامية يقولون بإمامة اثني عشر إماماً معصوماً، أولهم الأمام أبوالحسن على المرتضى، و آخرهم محمد المهدى الحجة؛ الذين زعموا أنه مستور و أنه هو الأمام القائم.
و ابن فرّوخ هو المؤسس الحقيقي لفقه الشيعة الإمامية فى فارس في كتابه «بشائر [كذا] الدرجات في علوم آل محمد، وماخصهم اللَّه به» طبع سنة ١٢٨٥ ه .
و قد تقدمه أول كتاب للإمامية في الفقه لموسى الكاظم الذي مات فى السجن سنة ١٨٣ ه ، كتبه إجابة عن مسائل و جهت إليه، تحت اسم «الحلال و الحرام».
ثم كتب ابنه علي الرضا كتاب «فقه الرضا» طبع عام ١٢٧٤ ه- فى طهران.
ثم جاء بعد ابن فرّوخ الأعرج في القرن الرابع: محمد بن يعقوب بن إسحاق الكليني الرازي، شيخ الشيعة، المتوفى سنة ٣٢٨ ه-، فألف كتاب «الكافي في علم الدين» وفيه ١٦٠٩٩ ستّة عشر ألفاً و تسعة و تسعون حديثاً من طرق آل البيت، و هو رقم يزيد على ماجاء في كتب الصحاح الستة (البخاري و مسلم...).
و به تكون عمدة مذهب الإمامية: هذه الكتب الأربعة الأساسية للشيعة، و هم كالزيدية لا يعتمدون في الفقه بعد القرآن إلا على الأحاديث التى رواها أئمتهم من آل البيت، كما أنهم يرون فتح باب الاجتهاد، و يرفضون القياس، و ينكرون الإجماع. و مرجع الأحكام الشرعية هم الأئمة دائماً لا غيرهم.
و فقه الإمامية و إن كان أقرب إلى المذهب الشافعي، فهو لا يختلف في الأمور المشهورة عن فقه أهل السنة إلا في سبع عشرة مسألة تقريباً، من أهمها إباحة نكاح المتعة، فاختلافهم لايزيد عن اختلاف المذاهب الفقهية كالحنفية والشافعية مثلاً. و ينتشر هذا المذهب إلى الآن فى إيران و العراق. والحقيقة أن اختلافهم مع أهل السنة لايرجع إلى العقيدة أو إلى الفقه، و إنما يرجع لناحية الحكومة والإمامة. و لعل أفضل ما أعلنت عنه ثورة الخميني في إيران عام ١٩٧٩ م، هو تجاوز الخلاف مع أهل السنة، و اعتبار المسلمين جميعاً أمة واحدة راجين تحقيق ذلك.
و من أهم المسائل الفقهية التي افترقوا بها عن أهل السنة: القول بإباحة الزواج المؤقف أو زواج المتعة، و إيجاب الإشهاد على الطلاق، و تحريمهم كاليدية ذبيحةالكتابي و الزواج بالنصرانية أو اليهودية، و تقديمهم فى الميراث ابن العمّ الشقيق على العم لأب، و عدم مشروعية المسح على الخفين، و مسح الرجلين فى الوضوء، و يضيفون في الأذان و التشهد: «أشهد أن علياً ولي اللَّه».(٢٤) الفقه الإسلامى و أدلّته. وهبه زحيلى، چاپ سوم، بيروت، دارالفكر، ١٤٠٤، ج ١، ص ٤٣ - ٤٤.
من از مفصّل اين نكته مجملى گفتم،
تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل
با ذكر اين مقدمه، وارد اصل مطلب مىشوم.
يك: اين بزرگان در زمان خود وظيفه خويش را به *١١٠* نحو احسن انجام دادند و اينك بر ماست كه اين وظيفه را بخوبى انجام دهيم و در معرفى شيعه اماميه به دنياى غير شيعى از اين راه - كه مهمترين راههاست - گامهاى تازه و متناسب با اين زمان برداريم.
دو: بهترين معرِّف مذهب ما و بيان كننده حقيقت و چگونگيهاى آن، آثارى است كه بزرگان اين مذهب سامان دادهاند، و براى دفع تهمتهاى مخالفان و نشان دادن اصالت اين مكتب، هيچ راهى بهتر از عرضه و شناساندن درست و فنّى و همه جانبه آثار اين مكتب نست. از سوى ديگر، ما امروزه رُكنهاى ركين مذهب خود را با آثارشان مىشناسيم. شيخ مفيد، طوسى، سيد مرتضى، محقق، علامه حلى و شهيد اول و ثانى را آثارشان به ما شناسانده است نه چيز ديگر.
سه: آثارى كه در اين مقاله معرفى شد، و از همه مهمتر اثر گرانسنگ الذريعه، با همه عظمت و محاسنى كه دارند، و ما همگى وامدار زحمات و كوششهاى خالصانه مؤلّفان آنهاييم، براى اين منظور كافى نيست؛ هر چند بايد از همه آنها در پى ريزى بناى عظيم كتابشناسى كتب شيعه استفاده كرد و آنها را در حقيقت پيش نويس اين امر بزرگ دانست. يكى از معاصران درباره الذريعه گفته است:
«... اثر مزبور براى ادامه حيات و كاركرد مؤثرّش نياز به تسنيد و تحريرى دقيق و روشدار (متديك) دارد. به طورى كه نخست از نظر زبانى، كتابها ممتاز گردد، و پس از آن از نظر تاريخى و موضوعى مرتب شود، و يافتههاى تازه ومفيدى كه پس از مرحوم مؤلّف دستياب شده، ضميمه گردد، و لغزشها و اشتباهات موجود رفع شود، و نيز بخشهاى دوگانه كتابشناسى و نسخهشناسى عنوانها، با استناد به اسناد معتبر نموده شود، نسخههاى شناخته شدهاى كه در آن اثر مذكور نيست ذكر شود، و ديگر تناقضها و نقصها مرتفع گردد.»(٢٥) نشر دانش، سال پنجم، شماره ششم، ص ٤٧، «معجم مؤلفى الشيعة و پيوند آن با الذريعه».
براى تكميل الذريعه عملى شدن اين پيشنهادها لازم است، ولى آنچه مدّنظر نگارنده است، پى ريزى و ساماندهى بنايى عظيم در اين مقوله است كه بايد همه اين پيشنهادها، به اضافه نكاتى ديگر، در آن اعمال شود.
چهار: به سامان آمدن اين طرح، كار يك يا دو نفر نيست؛ حداقل بايد صد نفر اهل خبره در علوم مختلف، كه با چگونگيهاى كار نيز آشنا باشند، اين اثر را تدوين كنند و هر كدام به معرفى كتابهايى بپردازند كه مربوط به رشته خودشان است.
پنج: ريزه كاريهاى تأليف چنان اثرى، مستلزم صرف ماهها وقت افراد خبره و نيازمند تدوين كتابى در شيوه نامه تأليف آن است، ولى آنچه عجالةً مىتوان گفت، اينكه:
الف) طبيعى است كه همه آثار بزرگان شيعه بايد معرفى شود، ولى نبايد هر اثر بسيار كوچك و تنك مايهاى *١١١* را به بهانه اينك مؤلفش شيعه است، معرفى كرد.
ب) تدوين هر مدخلى را - حداقلّ - يك نفر كه در آن رشته متخصص است، به عهده بگيرد - مانند دايرة المعارفها - و چه بسا نياز افتد كه معرفى يك اثر مهم، حدود يك ماه وقت نويسنده اهل خبره آن را بگيرد.
ج) مىتوان تنها آن دسته از آثار شيعه را كه تا آغاز قرن پانزدهم هجرى (١٤٠٠) تأليف شدهاند معرفى كرد (به استثناى آثار بسيار مهمى كه پس از اين تاريخ تأليف شدهاند). و براى آثار تأليف شده پس از اين تاريخ چارهاى انديشيد.
د) بااستفاده از ارجاعات دقيق و روشمند و نظم و انسجامى شايسته، از تكرار مطالب مطلقاً پرهيز شود.
ه) در ذكر شروح، حواشى، ترجمهها، تلخيصها و نظمها لازم است روش واحد، منسجم و كارآمدى اتّخاذ و اعمال شود.
و) محاسن و نقاط قوّت كارهايى امثال «تاريخ التراث العربى» از «سزگين» - به رغم اختلاف در هدف و سبك و روش - بررسى و در تدوين چنين اثرى اعمال شود.
ز) از تجربيات اصحات و بانيان و دست اندركاران سه دايرةالمعارفى كه در ايران منتشر مىشود (دايرةالمعارف بزرگ اسلامى، دايرةالمعارف تشيع و دانشنامه جهان اسلام) استفاده شود.
ح) سرگذشت كوتاه، متقن و مستند هر مؤلّفى تنها يك بار ذكر شود و در مواضع ديگر به آن ارجاع شود.
ط) معرفى بسيارى از آثار، تفصيلى و گسترده و مشتمل بر اين نكات باشد:
١- موضوع، زبان و نام دقيق و كامل كتاب، و نيز نامهايى كه به آن مشهور است يا با آن نامها از آن اثر ياد مىشود، گرچه مؤلف آن نامها را بر آن ننهاده باشد.
٢- تاريخ دقيق تأليف كتاب، تاريخ شروع در تأليف و تاريخ ختم آن، و اينكه آيا پس از تأليف به وسيله مؤلف مجدّداً كم و زياد و اصلاح شده است يا نه؟
٣- ارزش علمى كتاب و سخنان اهل فن درباره آن، و نيز روش مؤلف در تأليف.
٤- كتابهايى كه مؤلف در تأليف اثر از آنها به نحو محسوس و ملموس تأثير پذيرفته است، اعم از آنچه نام برده يا نبرده باشد.
٥- كتابهايى كه از اثر مورد بحث به نحو محسوس و ملموس تأثير پذيرفتهاند.
٦- ذكر همه نسخههاى خطى و در مواردى عمده و اهم نسخههاى خطى كتاب. (٢٦) از آنجا كه بسيارى از فهرستهاى نسخههاى خطى مغلوطند، نبايد به رجوع به آنها اكتفا كرد و در مواقع زيادى لازم است خود نسخهها بررسى شود.
٧- تعداد چاپهاى كتاب و ذكر اوصاف و مشخصات دقيق آنها.
٨- ذكر اجمالى شروح، حواشى، ترجمهها، تلخيصها و نظم كتاب.
٩- ذكر ديگر آثار مؤلف كه در اثر مورد بحث از آنها نام برده يا به آنها ارجاع داده است؛ نيز تصريح به عدم آن در صورتى كه نامى از ديگر آثارش نبرده باشد.
١٠- ذكر مواردى كه مؤلف در ديگر آثارش از اثر مورد بحث ياد كرده است. (٢٧) پيداست كه اين دو كار در صحّت انتساب كتابها نقش اساسى دارد. صاحب اين قلم در معرفى دو اثر ارزنده؛ يعنى منيةالمريد از شهيد ثانى، و غاية المراد از شهيد اول در مقدمه آنها، تا آنجا كه ميسور بوده است، به اين نكات يازده گانه پرداخته است.
١١- فوايد گوناگون تاريخى و كتابشناختى كه از آثار استفاده مىشود؛ مانند:
نام بردن و نقل كردن از كتابهايى كه اكنون مفقودند؛ كسانى كه مؤلّف به عنوان استاد يا شيخ روايت خود نام برده است و نيز نحوه دعا كردن در حق آنان كه دالّ بر حيات يا عدم حيات آنان است، اصطلاحات يا مباحثى كه مؤلّف نخستين بار مطرح كرده است و مانند اينها.
١٢- اگر مؤلّف در باب مسائل اعتقادى و نيز مسائل مهم ديگر، نظرى ويژه دارد كه با نظر رايج و پذيرفته شده نزد اكثر علماى مذهب مباين است، تذكر داده شود كه نظر شخصِ مؤلّف است نه نظر مشهور مذهب؛ مثلاً اگر مؤلّف، قائل به سهو النبى - صلّى اللَّه عليه و آله - يا تحريف قرآن است، تذكر داده شود كه نظر مشهور علماى شيعه برخلاف اين است و اين نظر، اعتبارى ندارد.
١٣- نمونههايى از دستخط علماى شيعه، يا تصوير صفحه يا صفحاتى از نسخههاى مهمّ و معتمد كليشه شود.
روشن است كه همه اين نكتهها درباه همه كتابها مصداق ندارد، وچه بسا لازم افتد در معرّفى اثرى مطالب ديگرى جز اينها ياد شود.
براى اينكه تنها به كلى گويى نپرداخته باشيم اشاره مىكنيم كه آنچه اينك مدّنظر است، شناسايى آثار شيعه بطور دقيق است و مقاله «فهرست منتجب الدين» نوشته پژوهشگر رجالى معاصر، حضرت آيتاللَّه شبيرى زنجانى - دامت افاضاته - كه سالها پيش در يادنامه علامه امينى در صفحاغت ٣٢ - ٧٣ چاپ شده است، نمونه بسيار عالى از اين دست است و در كتاب مورد نظر، آثار شيعه بايد اين گونه دقيق و همه جانبه معرفى شود.
بارى، شايسته است بنياد پژوهشهاى آستان قدس رضوى بانى و دست اندر كار چنين خدمت بزرگى شود. پيش بينى مىشود حجم چنان اثرى حدود سى جلد رحلىِ كوچك (قطع مجلهاى، و به اندازه چاپ جديد اعلام زركلى) هر جلدى ٧٠٠ صفحه شود. نيز شايسته است چنين اثرى به زبان عربى يا فارسى تأليف، و بلافاصله به زبانهاى زنده دنيا ترجمه، و به صورتى آراسته و پاكيزه و متناسب با اهميت آن، عرضه و منتشر شود.
***
دو تذكر: ١- براى اينكه ذكر خيرى از پيشگام بزرگ اين فن، يعنى شيخ آقا بزرگ و اثر جاودانهاش الذريعه شده باشد مناسب است نامى بر آن انتخاب شود كه تداعى كننده ياد شيخ آقا بزرگ باشد؛ مثلاً: «الوسيلة إلى تصانيف الشيعة».
٢- الذريعه از بدو تأليف و نشر تا كنون همواره مورد مراجعه محققان و پژوهشگران و نويسندگان بوده است و بسيارى از آنها نقصها و اشتباهاتى در آن يافتهاند كه معمولاً در حاشيه نسخه خود يادداشت كردهاند و جاى منتشر نشده، يا اگر منتشر شده بطور پراكنده بوده است نه يكجا و منسجم؛ از اين رو پيشنهاد مىشود مجله «آينه پژوهش: فصلى ويژه اين كار بگشايد تا هم نويسندگان و پژوهشگران نظريات و طرحهاى خود را در باب تدوين كتابشناسى كتب شيعه، مطرح كنند، و هم نقصها و اشتباهاتى كه در الذريعه يافتهاند، بنويسند تا آغازى باشد براى تدوين كتابشناسى مذكور.(٢٨)، راقم اين سطور تا كنون به مطالب زيادى در ذريعه برخورده است كه نيازمند اصلاح است و اگر آنها تدوين شود مقالهاى طولانى خواهد شد. ما مطمئنيم كه روح مطهّر و منوّر شيخ آقا بزرگ از اين كار خرسند خواهد شد، چرا كه جز حقجويى و حقگويى نظرى نداشت.(٢٩) رك: نور علم، پيشگفته، شماره ٣٨، ص ٤٠ - ٤٣. و از سوى ديگر، الذريعه اكنون به درخت تناورى تبديل شده است كه اين گونه نقدها «غبار ملالى بر خاطر آن» نخواهد نشاند.
سلام و درود بيكران الهى بر همه خادمان وعاشقان حق و فضيلت، بخصوص عالمان پاك نهاد شيعه و بالاخص شيخ المشايخ، شيخ آقا بزرگ تهرانى.