آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١

زابينه اشميتكه, پژوهشگر و متخصّص در مطالعاتِ معتزلى و شيعى
متقی حسین

اشاره
مطالعه بر روى متون كهن شرقيان, به ويژه نگاه منشورى به ميراث مكتوب كهن, ديرزمانى است كه ذهن و انديشه خاورشناسان غربى را به خود معطوف و مشغول داشته است و از همان دوره هاى نخستين شرق شناسى, مطالعات اسلامى, با تمركز بر روى متون اسلامى, در ميان شرق شناسان, از اهميّت خاص ّ و دوچندانى برخوردار بوده است بايد دانست كه به دلايلى همچون مجاورت با مسلمانان سنّى, كثرت جمعيت و كثرت نسبى منابع, مطالعاتِ اسلامى در جهان غرب, تاكنون, عمدتاً بر محور متون اهل سنت صورت گرفته است و مطالعه روى متون شيعى, نسبت به متون اهل سنت, از درصد پايينى برخوردار بوده است; اما اكنون چندى است كه آهنگ مطالعه در ميراث مكتوب شيعه, با سرعت بيشترى نواخته مى شود. در جهان غرب, عمده تمركز مطالعاتى روى متون كهن و موضوعات شيعى, به ويژه شيعه اثنى عشرى, بيشتر از سوى شرق شناسانى صورت مى گيرد كه در اروپا و امريكا مستقر هستند; به عبارت ديگر, شيعه شناسى, امروزه صورتى بين المللى به خود گرفته است و در همه كشورهاى غربى از جمله امريكا, فرانسه, انگلستان, ايتاليا و البته آلمان شيعه شناسى رواج دارد; وجود نام اسلام شناسان, شيعه پژوهان, پژوهشگران آلمانى پرآوازه اى مانند پروفسور ويلفرد مادلونگ و شاگرد و همكار فاضل وى, پروفسور زابينه اشميتكه١ در اين روند, ضرورتِ شناخت بيشتر مطالعات و پژوهش هاى اين دانشمندان پركار آلمانى را دوچندان مى نمايد. آقاى دكتر مادلونگ, به جهتِ مقالات فراوانشان در دايرةالمعارف اسلام و جز آن, در مجامع علمى ايران شخصيت شناخته شده اى هستند; اما از كارهاى پژوهشى و شخصيّتِ شاگرد پركار و برجسته ايشان, يعنى خانم دكتر زابينه اشميتكه آگاهى كمترى در دست محققان ايرانى است. بر اين پايه, نوشتار كنونى را در شناخت اجمالى از ايشان و پژوهش هاى معتزلى و شيعى وى, متمركز مى كنيم.

١. شرح احوال و بيوگرافى
زابينه اشميتكه, استاد مطالعات اسلامى در دانشگاه آزاد برلين ـ آلمان٢ (از ٢٠٠٠ م تاكنون) و استاد مطالعات تاريخى در انستيتو مطالعات پيشرفته دانشگاه عبرى اورشليم٣ و نيز (از ٢٠٠٢ م تاكنون) يكى از ويراستاران٤ و تدوينگران مقالاتِ كلامى و فلسفى,٥ براى ويراست سومِ دايرةالمعارف اسلام٦ (چاپِ ليدن) و همكار سردبيرِ تاريخ فلسفه (فلسفه اسلامى)٧ است. وى داراى اشتغالات متعدّد و متنوّعى است كه در ادامه به تفضيل, بدان پرداخته شده است.
بايد دانست تحقيقاتِ وى عمدتاً در مطالعاتِ كلامى در دوره هاى ميانى اسلام (سده هاى ١٠ـ١٣ م), بر مبناى عقايدِ معتزلى متمركز بوده و (تأثير و تأثر و ارتباط آرا و انديشه هاى متكلّمان بزرگ شيعه با مكتب كلامى اعتزال) را بررسى مى كند. بايد افزود در ميان متكلمان اسلامى, معتزليان در كنار شيعيان, به عدليه, يا كسانى كه عدل را در زمره اصول اعتقادى خود قلمداد كرده اند, شهرت يافته اند. چهار اصل اعتقادى معتزليان عبارتند از: توحيد, وعد و وعيد, امر به معروف و نهى از منكر, و منزلة بين المنزلتين. در برابر معتزليان, متكلمان اشعرى قرار دارند كه مى توان ايمان باورى و ظاهرگرايى را مبناى آموزه هاى اعتقادى آنان دانست.
پروفسور اشميتكه متولد ١٩٦٤ م در آلمان است. وى در سال ١٩٨٦ م, مدرك كارشناسى را از دانشگاه عبريِ اورشليم و در سال ١٩٨٧ م كارشناسى ارشد خود را نيز از مدرسه مطالعات شرقى و آفريقايى, لندن ـ انگلستان٨ اخذ نموده است. مقطع دكترى را در دانشگاه آكسفورد ـ انگلستان٩ سپرى كرده و عنوانِ پايان نامه دكترى (D.Phil) وى نيز انديشه هاى كلامى علامه حلى (د. ٧٢٦ هـ. /١٣٢٥ م)١٠ بوده است كه در سال ١٩٩٠ م از آن دفاع نموده است.
پروفسور اشميتكه در سال ١٩٩٦ م موفق به پذيرش در بورسيه فئودور لينن در مدرسه عملى پژوهش هاى عالى, پاريس, ١١ در سال ١٩٩٨ م در بورسيه فئودور لينن در كالج سنت جان دانشگاه آكسفورد,١٢ در همين سال در بورسيه مركز مطالعاتِ اسلامى آكسفورد١٣ و در سال ١٩٩٩ م (تا سال ٢٠٠٢ م) در بورسيه هايزنبرگ انستيتو مطالعات اسلامى برلين١٤ گرديده است. وى در سال هاى ١٩٩٧ـ١٩٩٨ م به عنوان استاديار, سپس به سال ١٩٩٩ م در مقام استادى,١٥ اجازه تدريس در رشته مطالعات اسلامى دانشگاه بن١٦ را كسب كرده است; وى در همين سال ها فوق دكتري١٧ خود را در همين دانشگاه١٨ گذرانده است. او از سال ٢٠٠٠ م به عنوان استاد در دانشگاه آزاد برلين, تدريس مطالعات اسلامى را به عهده دارد.
ايشان در سال ٢٠٠٢ م, به دليل تأليف و انتشار كتاب كلام, فلسفه و تصوف نزد شيعه دوازده امامى, جهان انديشه هاى ابن ابى جمهور احسايى (د. پس از ٩٠٦ هـ /١٥٠١ م)١٩ به زبان آلمانى, جايزه جهانى كتابِ سال جمهورى اسلامى ايران را دريافت نمود. در سال ٢٠٠٣ م گروه (پروژه نسخه هاى خطى معتزلى)٢٠ را به همراهى ديويد اسكلار٢١ بنياد نهاد و خود نيز, از همان سال تاكنون, از اعضاى فعال آن بوده است. در همين سال (تا سال ٢٠٠٦ م), وى به همراه تزوى لانگرمن٢٢ استاد دانشگاه بار ايلان, ٢٣ از پژوهانه اعطايى بنياد پژوهش آلمان ـ اسرائيل (Gif)٢٤ براى مطالعه و تحقيق درباره (ابن كمونه), برخوردار شده. بين سال هاى ٢٠٠٥ـ٢٠٠٧ م به دليل شركت در (پروژه نسخه هاى خطى معتزلى), پژوهانه بنياد فريتس توسن آلمان٢٥ را نيز به خود جلب نموده و بين سال هاى ٢٠٠٥ـ٢٠٠٦ م, در مقام همكارِ پروفسور ويلفرد مادلونگ٢٦ و نيز عضو برجسته و هماهنگ كننده گروه پژوهشى (اعتزال در اسلام و يهوديّت)٢٧ در اين پروژه انستيتو مطالعات پيشرفته دانشگاه عبرى اورشليم, شركت نمود. وى در ماه مارس سال ٢٠٠٦ م به عنوان استاد مدعوّ به مدرسه عملى پژوهش هاى عالي٢٨ در پاريس, براى پروژه (آثار جدلى اسلامى عليه يهوديت)٢٩ دعوت شد.
اشميتكه از سال ٢٠٠٦ م تاكنون, از مؤسّسان و اعضاى هيئت نظارتى متون و مطالعاتِ منتشرشده كلام و فلسفه اسلامي٣٠ از سوى مؤسّسه حكمت و فلسفه ايران٣١ و مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه آزاد برلين٣٢ بوده است.٣٣ پروفسور اشميتكه در سال هاى ٢٠٠٦ـ٢٠٠٧ م از كمك هزينه اعطايى بنياد گردا هنكل آلمان٣٤ براى پژوهش در (مباحث درون دينى در امپراتورى عثمانى و پيشامدرن ايران)٣٥ بهره مند گرديد و در سال هاى ٢٠٠٧ـ٢٠٠٩ م كمك هزينه (پژوهانه) مؤسسه اسكاليگر كتابخانه دانشگاه ليدن ـ هلند٣٦ را نيز دريافت كرده است. وى افزون بر پژوهانه ها و جوايز متعدد بين المللى,٣٧ در سال ٢٠٠٨ م نيز به عنوان پژوهشگر مطالعات اسلامى, موفق شده است براى مدت پنج سال (تا سال ٢٠١٣ م), كمكِ مالى شوراى پژوهش اروپا (ERC)٣٨ به مبلغ ٨٦/١ ميليون يورو را به خود اختصاص دهد.٣٩ بايد دانست اين كمك تحت پروژه اى با عنوان (بازشناسى عقل گرايى كلامى در دوره هاى ميانى (سده هاى ١٠ـ١٣ م) اسلام)٤٠ و با هدف حمايت از پژوهشگران اروپا در مقابل محققان ايالات متحده, به وى پرداخت شده است.
اشميتكه در سال ٢٠٠٨ م (تاكنون) به عنوان يكى از اعضاى هيئت مشورتى پروژه (مطالعات درباره فرزندان ابراهيم(ع))٤١ بوده كه از سوى انتشارات بريل در ليدن ـ هلند منتشر مى گردد و نيز از همان سال (تاكنون) از اعضاى هيئت مشورتى پروژه (بانك اطلاعاتى فلسفه اسلامى در دوران پس از كلاسيك)٤٢ در مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مك گيل, مونترآل ـ كانادا٤٣ بوده است. وى همچنين در سال هاى ٢٠٠٨ ـ ٢٠٠٩ م از اعضاى انستيتو مطالعات پيشرفته بنياد گردا هنكل آلمان در پرينستون٤٤ و از دريافت كنندگان كمك اعطايى براى تصحيح انتقادى نوشته هاى صاحب بن عباد طالقانى, در علم كلام بوده است; همچنين او در همين سال ها, مجوز اقامت براى كسب تخصّص را از مركز بلاجو بنياد راكفلر (ايتاليا)٤٥ دريافت داشته است. وى از سال ٢٠٠٩ م تاكنون از اعضاى هيئت مديره سالنامه اشراق: فلسفه اسلامي٤٦ است كه با همكارى انستيتو فلسفه فرهنگستان علوم روسيه ـ مسكو٤٧ و مؤسّسه حكمت و فلسفه ايران ـ تهران٤٨ منتشر مى گردد. وى همچنين در سال ٢٠٠٩ م, يكى از اعضاى هيئت سازماندهى (حدود و مرزهاى آلمانى ـ اسرائيلى علوم انسانى)٤٩ در بنياد الكساندر فن هومبولت (آلمان)٥٠ به شمار مى رود. گفتنى است خانم دكتر اشميتكه در سال هاى ٢٠٠٩ـ٢٠١٠ م به عنوان پژوهشگر مدعو, كرسى تدريس و تحقيق در موضوع (تمدّن ها و زبان هاى خاور نزديك) را در دانشگاه هاروارد٥١ به دست آورده است.
بايد افزود بازبينى علمى مقالاتِ كلامى و فلسفى مؤسسات و نشريات ذيل, بر عهده اشميتكه است:٥٢
١. Administraci— Nacional de Educaci—n Pœblica (ANEP).
 ٢.Consejo Superior de Investigaciones Cientificas (CSIC).
٣. Deutsche Forschungs Gemeinschaft (DFG).
٤. Deutscher Akademischer Austauschdienst (DAAD).
٥. Alexander von Humboldt Stiftung
٦. European Research Council (ERC).
 ٧. European Science Foundation (ESF).
٨. Israel Science Foundation (ISF).
 ٩.  Journal of the American Oriental Society (JAOS).
١٠. Journal of Near Eastern Studies (JNES).
١١. Journal of the Royal Asiatic Society (JRAS ).
١٢. The Ohio State University (OSU).
١٣. Oxford University Press (OUP).
١٤. Schweizerischer Nationalfonds zur fڑrderung der wissenschaftlichen Forschung (SNF).
 ١٥. University of California, Los Angeles (UCLA).
١٦. University of Haifa.
١٧. Yale University .
 همچنين پروفسور اشميتكه در برخى دايرةالمعارف هاى مهم, فرهنگ هاى تخصصى و نيز برخى نشريات تخصصى در حوزه مطالعات اسلامى, داراى مقالاتى در موضوعات فلسفى و كلامى به زبان هاى انگليسى, آلمانى و فرانسوى است كه از آن جمله مى توان به موارد ذيل اشاره نمود:
١. Bibliotheca Orientalis .
٢. Bulletin of the School of Oriental and African Studies.
٣. DAVO Nachrichten.
٤. Iranian Studies.
٥. Der Islam .
٦. Journal of the American Oriental Society.
٧. Journal of Islamic Studies .
٨. Journal of the Royal Asiatic Society.
٩. Middle East Studies Association Bulletin .
١٠. Orientalistische Lieraturzeitung .
١١. Polylog .
١٢. Zeitschrift fںr interkulturelles Philosophieren.
١٣. Journal of Intercultural Philosophy.
١٤. Die Welt des Islams.
١٥. The World of Islam.
١٦. Zeitschrift der Deutschen Morgenl*ndischen Gesellschaft.
١٧. Journal of the German Oriental Society.
١٨. The Great Islamic Encyclopaedia (D‡ irat-i ma ‡rif-i buzurg-i isl‡m’).
١٩. Encyclopeadia Iranica.
٢٠. Encyclopaedia of Islam (Third Edition).
٢١. Encyclopaedia of Jews in the islamic World).
٢٢. Encyclopaedia of the Qur‡n.
٢٣. Encyclopaedia of the World of Islam (Daneshnama-ye Jahan-e Eslam).
٢٤. Enzyklop*dia des M*rchens.
٢٥. Lexikon fںr Theologie und Kirche.
٢٦. Medieval Islamic Civilization.
٢٧. Religion in Geschichte und Gegenwart .
 
٢. تأليفات, تحقيقات, تصحيحات و مقالات
از پروفسور اشميتكه, تا كنون كتب و مقالات متعددى در زمينه اسلام شناسى و كلام معتزلى و شيعى, به خصوص در دوره هاى ميانى اسلام (سده هاى ١٠ـ١٣ م) تأليف شده و به چاپ رسيده است كه عناوين برخى از آنها را مرور مى كنيم:

الف) كتاب ها
١. The Theology of al-All‡ma al-Hill’ (d. ٧٢٦/١٣٢٥); vol. ١٥٢ of Islamkundliche Untersuchungen; Berlin: Klaus Schwarz, ١٩٩١. ٢٩٢ p .
اين اثر, در واقع پايان نامه مقطع دكترى (D.Phil) خانم اشميتكه است كه سال ١٩٩٠ م در دانشگاه آكسفورد ـ انگلستان٥٣ از آن دفاع نموده است. اين اثر با عنوان انديشه هاى كلامى علامه حلى (د. ٧٢٦ هـ /٢٥ م١٣) از سوى احمد نمايى, از انگليسى به فارسى برگردانده شده و در ٣٣٦ صفحه به سال ١٣٧٨ ش توسط انتشارات بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى ـ مشهد چاپ و منتشر شده است. اين كتاب, شامل شرح حال علامه حلى, استادان و شاگردانش و نيز دوران حضور او در دربار اولجايتو (د. ٧١٦ هـ ) و بررسى رساله ها و آثارش در زمينه هاى گوناگون است. فصل هايى از كتاب به موضوعات كلامى (عدل, نبوت, صفاتِ خداوند, فنا, اعاده, وعد و وعيد) مى پردازد و موافقت يا مخالفت آراى علامه حلى را با نظريات معتزله و اشاعره, بيان مى كند.
٢. Theologie, Philosophie und Mystik im zwڑlferschitischen Islam des ٩./١٥. Jahrhunderts. Die Gedankenwelt des Ibn Abi Jumhur al-Ahsaصi (um ٨٣٨/١٤٣٤-٣٥ . nach ٩٠٦/١٥٠١). Leiden: Brill, ٢٠٠٠. (Islamic Philosophy, Theology and Science. Texts and Studies).
 اين كتاب كه عنوان آن: كلام, فلسفه و تصوف نزد شيعه دوازده امامى (قرن ٩ هـ /١٥م), جهان انديشه هاى ابن ابى جمهور احسايى است, به زبان آلمانى تأليف شده است و در سال ٢٠٠٢ م جايزه جهانى كتاب سال جمهورى اسلامى را به خود اختصاص داده است. بايد افزود اين كتاب توسط احمدرضا رحيمى ريسه, از آلمانى به فارسى ترجمه شده است و گفته شده است در آينده اى نه چندان دور, ان شاءاللّه منتشر خواهد شد. اين اثر از سوى رابرت گليو٥٤ در نشريه مطالعات اسلامي٥٥ مورد نقد و بررسى قرار گرفته و گزارش هايى نيز از اين اثر در برخى سايت ها٥٦ منتشر شده است.
٣. Correspondence Corbin-Ivanow; Letters ژchangژes entre Wladimir Ivanow et Stella et Henry Corbin, ١٩٤٧-١٩٦٦. Louvain, Paris: Peeters, ١٩٩٩, ٢٣٥p; Vol. ٤ of Travaux et mژtudes de lصInstitut dصژtudes iraniennes.
مكاتبات هانرى كربن و ولاديمير ايوانف (١٣٢٦ـ١٣٤٥ ش/١٩٤٧ـ١٩٦٦ م) است كه توسط عبدالمحمّد روح بخشان از انگليسى به فارسى برگردانده شده است. اين اثر از سوى انتشارات كتابخانه, موزه و مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى در سال ١٣٨٢ ش/٢٠٠٣ م در ٣٣٤ صفحه به چاپ رسيده است. دكتر غلامرضا اعوانى, رئيس مؤسّسه حكمت و فلسفه ايران, درباره اين اثر مى نويسد: كتاب حاضر, مجموعه نامه هايى است كه بين خاورشناس روس, ولاديمير ايوانف (١٨٨٦ـ١٩٧٠ م) و اسلام شناس و فيلسوف فرانسوى, هانرى كربن (١٩٠٣ـ١٩٧٨ م) و همسر ايشان استلا كربن (د. ٢٠٠٣ م) ميان سال هاى ١٩٤٧ و ١٩٦٧ م مبادله شده است. اين مكاتبات هنگامى آغاز مى شود كه ولاديمير ايوانف در سال ١٩٤٦ م انجمن اسماعيليه را در شهر بمبئى هند تأسيس مى نمايد. به جهت علاقه اى كه هانرى كربن به فرهنگ تشيع و از جمله تفكّر اسماعيلى داشته است. در نامه اول, علاقه خود را به پيوستن به اين انجمن ابراز مى نمايد و پس از آن, مكاتبات گسترده اى ميان ايشان صورت مى گيرد كه از خلال آنها نكات مبهمى درباره ايوانف و پروفسور كربن و همسر ايشان, روشن مى شود. در هر نامه, طرفين از كارى كه در دست تأليف يا تصحيح دارند, گزارش مى دهند و مقدار قابل توجهى از كتب و نسخ خطى بين آنها ردّ و بدل مى شود كه علاقه هر دو را درباره موضوع هاى مورد بحث, بازگو مى نمايد. در اين نامه ها, شوق وافر دو محقق پژوهشگر نسبت به ژرف كاوى در مسائل مورد علاقه, به خوبى آشكار است و نيز اين مكاتبات برخى از خصوصيات زندگى و احوال شخصى نويسندگان آنها را براى ما هويدا مى سازد. اين نامه ها علاوه بر جنبه علمى و پژوهشى, از ديد ديگرى هم براى خوانندگان فارسى زبان حايز اهميت اند و آن اينكه بالاخره بر اثر اصرار مكرر كربن براى مسافرت ايوانف به ايران, وى در سال ١٩٥٩ م به ايران مى آيد و حدود ده سال آخر عمر خود را در تهران سپرى مى كند. اكثر نامه هاى آخر عمر ايوانف, از باشگاه دانشگاه تهران به كربن ارسال شده است. اين مكاتبات به همتِ دانشمند جوان آلمانى, خانم پروفسور زابينه اشميتكه فراهم آمده و جاى خوشوقتى است كه به كوشش آقاى روح بخشان به زبان فارسى ترجمه شده و در دسترس خوانندگان فارسى زبان قرار مى گيرد… ). ٥٧
٤. An Anonymous Commentary on Kitab al-Tadhkira by Ibn Mattawayh. Facsimile Edition of Mahdavi Codex ٥١٤, (٦th/١٢th Century). Introduction and Indices by Sabine Schmidtke. Tehran: Institute of philosophy & Institute of Islamic Studies, Free University of Berlin, ٢٠٠٦. (Series on Islamic Philosophy and Theology. Texts and Studies; I).
شرح كتاب التذكرة فى أحكام الجواهر والأعراض تأليف ابن متويه به زبان عربى است كه به صورتِ متن و شرح, مبحث طبيعيات را از ديدگاه معتزلى مورد بررسى قرار داده است. اين اثر با مقدمه انگليسى و تنظيم فهرست ها از زابينه اشميتكه و پيشگفتار فارسى نصراللّه پورجوادى, به صورت نسخه برگردان (فاكسيميلى), از روى نسخه خطى كتابخانه شادروان اصغر مهدوى با تاريخ كتابت ٥٧٠ هـ توسط مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران با همكارى مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه آزاد برلين در سال ٢٠٠٦ م در تهران در ٤٣٦ صفحه منتشر شده است.
٥. Uranos. Unabh*ngige uranische Monatsschrift fںr Wissenschaft, Polemik, Belletristik, Kunst. Herausgegeben von Ferdinand Karsch-Haack und Renژ  Stelter. ١. jahrgang (١٩٢١/٢٢). Nachdruck mit einem Nachwort und Register von  Sabine Schmidtke. Hamburg: M*nnerschwarm, ٢٠٠٢ (Bibliothek Rosa Winkel; ٣٢).
٦. Abu-l-Qasim al-Busti: Kitab al-Bahth شan شadillat al-takfir wa l-tafsiq (Investigation of the evidence for charging with kufr and fisq). Edited with an  Introduction by Wilferd Madelung and Sabine Schmidtke. Tehran: Iran, University Press. ١٣٨٢/٢٠٠٣, ١٥٦ P.
كتاب البحث عن أدلّة التكفير والتفسيق, تأليف اسماعيل بن احمد بُستى سجستانى است كه به اهتمام اشميتكه و ويلفرد مادلونگ تصحيح شده است. اين اثر در ١٧٤ صفحه در سال ١٣٨٢ ش توسط مركز نشر دانشگاهى در تهران به چاپ رسيده است.
٧. Schariصa und Moderne: Diskussionen zum Schwangershaftsabbruch, zur Versicherung und zum Zinswesen, Deutsche Morgenl*ndische Gesellschaft, ١٩٩٤, ٣٣٣p.
اين اثر در واقع مجموعه مقالات و رساله هاى تصحيحى, عمدتاً در موضوع معتزله است كه به زبان عربى مى باشد. اين آثار از آنِ محمودبن عمر زمخشرى و احمد بن محمد بن عطا است كه با همكارى جمعيِ ديتر بلمان٥٨ ريشارد گرامليش,٥٩ روديگر لولكر, ٦٠ زابينه اشميتكه و ولفگانگ رويشل٦١ در سال ١٩٩٤ م منتشر شده است.
٨. A Jewish Philosopher of Baghdad. صIzz al-Dawla Ibn Kammuna (d ٦٨٣/١٢٨٤-٨٥) and His Writings. Leiden: Brill, ٢٠٠٦, XII_٢٧٤pp. Vol. ٦٥ of Islamic Philosophy, theology and science .
فيلسوفى يهودى از بغداد, عزّالدوله ابن كمونه (د. ٦٨٣هـ) و آثارش, عنوان كتابى است كه اشميتكه آن را با همكارى رضا پورجوادى به رشته تأليف درآورده است. اشميتكه در اين اثر, گزارشى تفصيلى از زندگى, آثار و انديشه فلسفى ابن كمونه و تأثير و تأثّر آن در ميان مسلمانان و يهوديان ارائه داده است.
٩. Speaking for Islam: Religious Authorities in Muslim Societies, Leiden: Brill, ٢٠٠٦, IX+٣٠٥pp. (Social, Economic and Political Studies of the Middle East and Asia; ١٠٠).
تحقيقى مشترك به زبان انگليسى از اشميتكه و گودرون كرمر٦٢ (ويرايش) با عنوان گفتارى درباره اسلام: امور دينى و مذهبى جوامع مسلمان است. در اين اثر مباحثى چند درباره اسلام مطرح شده است; از جمله اينكه چه كسى سخنگوى اسلام است؟ چه كسى وظيفه هدايت و راهنمايى مسلمانان را بر عهده دارد؟ تا چه اندازه و چگونه فردى اعمال اقتدار مذهبى نموده و چگونه مى توان آن را ارزيابى نمود؟ نگرانى هاى حال حاضر نسبت به اسلام چگونه درنظر گرفته مى شود؟ همچنين مسائلى همچون رابطه دانش, رفتار و جاذبه, مسائل اجتماعى, عملكرد مكاتب فقهى و كلامى, تلاش در بخشى از دولت ها و حاكمان براى سازماندهى دين, جوامع مسلمان خاورميانه و… در اين كتاب مورد بررسى قرار گرفته است.
١٠. Rational Theology in Interfaith Communication. Abu I-Husayn al-Basriصs Muصatazili Theology among the Karaites in the Fatimid Age. Leiden: Brill, ٢٠٠٦ (Jerusalem Studies in Religion and Culture; ٥).
الهيات عقلانى در ارتباط بين الاديانى: ابوالحسن بصرى معتزلى, كلام معتزلى در عصر فاطمى, عنوان كتابى است كه اشميتكه آن را با همكارى ويلفرد مادلونگ نوشته است. در اين اثر آمده است: نماينده انديشه كلام معتزلى در صدر اسلام, بيشتر ابوالحسن بصرى شناخته مى شود. بصره در اوايل قرن هشتم ميلادى در حوزه كلامى, به گفتمان غالب معتزلى تبديل شده بود و آن مكتب در بصره, تا اوايل قرن يازده ميلادى ادامه داشت. در آن مكتب, مفاهيم و حقايق اساسى كلامى, همچون وجود خدا, ماهيّت صفات و عدالت او, به روش اثبات عقلانى و تطبيق آن با وحى و متن كتاب مقدس صورت مى گرفت; و البته در اين روش تقدم عقل در تفسير كتاب مقدس, كاملاً لحاظ مى گشت. كلام معتزلى به طور طبيعى متمايل و متأثر از الهيات عقلانى اديان ديگر بوده, در آن سعى مى شد ضمن تطبيق با متن كتاب مقدس, تجديدنظر نيز در آن صورت بگيرد; همچنين تلاش مى شد يك مناسبت, براى برقرارى ارتباط بين ايمان خود و جهان اسلام ارائه شود. البته در يهوديت تصور بر اين بود كه مكتب اعتزال از قرن نهم ميلادى پذيرفته شده است و در طول قرن دهم ميلادى به اوج خود رسيده است. نگرش مكتب معتزلى به جهان و عقلانيت, با افزايش رقابت و انتقاد از فلسفه مشّاء يونانى روبرو بود… . آثار كلامى ابوالحسن بصرى (د. ١٠٤٤ م) به طور كلى در ميان معتزليان, ناديده گرفته شده و تنها اندكى محمود ملاحمى خوارزمى بدان پرداخته است و مكتب وى را در آسياى مركزى مطرح نموده است. بايد اذعان داشت منابع مطالعاتى درباره مكتب معتزلى از ديدگاه ابوالحسن بصرى, هم اكنون به صورت پراكنده, در كتابخانه هاى جهان موجود است و در اين اثر سعى شده است مكتب معتزلى, به خصوص در دوره خلافت فاطميان, مورد بحث و مطالعه قرار گيرد.
١١. Abu I-Husayn al-Basri: Tasaffuh al-adilla. The extant parts introduced and edited by Wilferd Madelung and Sabine Schmidtke. Wiesbaden: Harrassowitz, ٢٠٠٦, XX+١١١+١٤٥pp (Abhandlungen fںr die Kunde des Morgenlandes; LVII, ٤).
تصفّح الأدلة, عنوان بخش بازمانده كتابى از ابوالحسن بصرى معتزلى است كه آن را اشميتكه با همكارى اسلام شناس شهير, ويلفرد مادلونگ٦٣ تصحيح نموده, گزارشى از مكتب اعتزال در بصره ارائه كرده است.٦٤
١٢. Khulasat al-nazar. An Anonymous Imami-Muoصtazili Treatise (late ٦th/١٢th or early ٧th/١٣th century). Edited with an Introduction by Sabine Schmidtke and Hasan Ansari. Tehran: Institute of Philosophy & Institute of Islamic Studies, Free University of Berlin, ٢٠٠٦. (Series on Islamic Philosophy and Theology. Texts and Studies; ٢).
خلاصه النظر, اثر مؤلّفى شيعى و معتزلى (زنده در قرن ششم و اوايل قرن هفتم هـ ) است كه با مقدّمه و تصحيح حسن انصارى و زابينه اشميتكه در ٢٢٠ صفحه در سال ١٣٨٥ ش توسط مؤسّسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران و مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه آزاد برلين, منتشر شده است. اين اثر در چند باب نگارش يافته است كه عناوين آن چنين است: باب الكلام فى الصفات, باب العدل, باب الكلام فى التكليف, باب الوعد والوعيد, باب الكلام فى النبوة, باب الامامة, باب فى الأمر بالمعروف والنهى عن المنكر, باب فى الآجال والأرزاق.
 ١٣. Two Codices Containing Theological, Philosophical and Legal Writings by Ibn Abi Jumhur al-Ahsaصi (d. After ٩٠٦/١٥٠١): MSS Marwi ٨٥٥ and ٨٧٤. Persian Introduction and Indices by Ahmad Reza Rahimi Riseh. English Introduction by Sabine Schmidtke. Tehran: Iranian Institute pf Philosophy & Institute of Islamic Studies, Free University of Berlin, ٢٠٠٨. (Series on Islamic Philosophy and Theology. Texts and Studies; ٩).
دو مجموعه خطّى از آثار فلسفى و فقهى ابن ابى جمهور احسايى, مقدمه و فهرست ها از احمدرضا رحيمى ريسه با پيشگفتارى به زبان انگليسى از زابينه اشميتكه, از انتشارات مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران و مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه آزاد برلين, اين كتاب در حقيقت چاپِ نسخه برگردان (فاكسيميلى) دو نسخه (مجموعه) از آثار ابن ابى جمهور احسائى به شماره هاى (٨٧٤) (شامل ٦ رساله) و (٨٥٥) (شامل ٣ رساله) است كه هر دو در كتابخانه مدرسه مروى در تهران نگهدارى مى شوند. اين اثر در دو بخش, بخش يكم معرّفى مجموعه شماره ٨٧٤, شامل ٦ رساله (سى و دو صفحه مقدمه ء ٣٤٧ صفحه متن) و بخش دوم نيز به شماره ٨٥٥, شامل ٣ رساله (هشت صفحه مقدمه ء ١٠١ صفحه متن) است. رساله هاى ابن ابى جمهور در بخش نخست كتاب عبارتند از: ١. مسلك الافهام فى علم الكلام در باب توحيد و افعال حق تعالى; ٢. قبس الاقتداء فى شرائط الافتاء والاستفتاء در تأييد اجتهاد و نفى تقليد از درگذشتگان و شرايط فتوا دادن و درخواست كردن فتوا; ٣. كاشفة الحال عن احوال الاستدلال در اصول فقه با يك مقدمه و پنج فصل; ٤. البوارق المحسنية لتجلى الدرة الجمهورية در بررسى مبانى فلسفه اشراق و اصول فقه; ٤. ذكر مستحقى الزكوة در تفسير آيه شصت از سوره توبه; ٦. رسالة فى النية وذم ّ الوسواس فيها در بيان نيت در اعمال.
همچنين رساله هاى بخش دوم اين مجموعه عبارتند از: ١. الرسالة البرمكية فى فقه الصلاة اليومية در احكام نمازهاى روزانه; ٢. المشهدية فى الاصول الدينية والاعتقادات الحقية بالدلائل اليقينية در اصول دين; ٣. عروة المستمسكين بأصول الدين در اصول دين.٦٥
١٤. لغات موران به پيوست چند اثر پراكنده از يحيى بن حبش سهروردى است كه به تصحيح نصراللّه پورجوادى و زير نظر ويلفرد مادلونگ, سيّدمحمود يوسف ثانى, زابينه اشميتكه و غلامرضا اعوانى در ١٢٠ صفحه در سال ١٣٨٦ ش توسط مؤسّسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايرانى منتشر شده است.
١٥. Critical remarks on the Najm al-Din al-Katibi on the Kitab al-Maش ‡lim by Fakhr al-Din al-Razi, together with the commentaries by شIzz al-Dawla Ibn Kammuna, Edited with an Introduction by Sabine Schmidtke and Reza Pourjavady. Tehran: Iranian Institute of Philosophy & Institute of Islamic Studies, Free University of Berlin, ١٣٨٦/٢٠٠٧, ٣٠٣p. (Series on Islamic Philosophy and Theology. Texts and Studies; ٦).
كتابِ أسئلة نجم الدين الكاتبى عن المعالم لفخرالدين الرازى مع تعاليق عزّالدولة ابن كمونة, عنوان اثرى از نجم الدين كاتبى قزوينى مشهور به دبيران با تعليقاتِ سعدالدين بن منصور بغدادى مشهور به ابن كمونه است كه توسط اشميتكه و رضا پورجوادى تصحيح شده, با مقدمه انگليسى اشميتكه در ٣٨٨ صفحه در سال ١٣٨٦ ش توسط مؤسّسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران و مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه آزاد برلين منتشر گشته است. بايد افزود كتابِ المعالم جزء آثار نسبتاً كوتاه فخرالدين رازى (د ٦٠٦ هـ ) است كه ظاهراً آن را در سال هاى پايانى عمر خويش تأليف كرده است. متنى كه امروز از المعالم باقى است, دو قسم دارد: يكى اصول دين و ديگرى اصول فقه, ليكن به طور دقيق مشخص نيست كتاب در اصل شامل چند قسم بوده است. كاتبى قزوينى (د. ٦٧٥ هـ ) رساله اى به نام الأسئلة نوشت كه حاوى حواشى انتقادى اى بر كتاب المعالم رازى بود. كاتبى در سراسر تعليقه خويش سعى كرده است از متن معالم دور نيفتد و جزئيات استدلال رازى را نقد كند. سپس ابن كمونه بر حواشى انتقادى كاتبى, تعليقاتِ ديگرى نوشته, در آن از نقد اصل كتاب المعالم رازى نيز غفلت نورزيده است. ابن كمونه در مقدمه خود بيان مى كند: (معالم يكى از سودمندترين و دقيق ترين آثار مختصر فخر رازى است و در برخى نقاط, مواضع نويسنده به خوبى بيان شده است). وى اضافه مى كند: او حتى پيش از ديدن الأسئلة كاتبى, قصد نقدكردن كار رازى را داشته است. بر اين پايه مى توان گفت كار ابن كمونه, هم پاسخى به حواشى كاتبى است و هم نقدى بر معالم رازى.
١٦. A common rationality: Mutazilism in Islam and Judaism, Vol. ١٥ of Istanbuler Texte und Studien, Ergon Verlag in Kommission, ٢٠٠٧, ٥٢٠p. (Series in Islamic Philosophy and Theology. Texts and Studies; ٤).
تحقيقى درباره مشتركات عقلانيّت: اعتزال در اديان اسلام و يهود است كه اشميتكه آن را با همكارى كاميلا آدانگ و ديويد اسكلار تأليف كرده است.
١٧. Kashf al-maصaqid fi sharh qawaصid al-aqaصid, Li-Mahmud Ibn-Ali Ibn-Mahmud al-Himmasi al-Razi; Iranian Institute of philosophy. ٢٠٠٧/١٣٨٦,١٦٨p. Facsimile Edition of MS Berlin, Wetzstein ١٥٢٧. Introduction and Indices by Sabine Schmidtke. Tehran: Iranian Institute of Philosophy & Institute of Islamic Studies, Free University of Berlin. (Series on Islamic Philosophy and Theology. Texts and Studies; ٤).
كشف المعاقد فى شرح قواعد العقائد, تأليفِ محمودبن على بن محمود حمصى رازى است كه از روى نسخه خطّى كتابخانه دولتى برلين, با مقدّمه و فهرست هاى زابينه اشميتكه توسط مؤسّسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران و مؤسّسه مطالعات اسلامى دانشگاه آزاد برلين در سال ١٣٨٦ ش چاپ نسخه برگردان (فاكسيميلى) شده است.
آثار كلامى خواجه نصيرالدين طوسى (دانشمند, فيلسوف و متكلّم نامدار قرن هفتم هـ ) را به دو دسته مى توان تقسيم نمود: يك دسته محدود, آثار منسوب به اوست كه تا حدودى براساس مبانى كلامى اسماعيليه نوشته شده و مربوط به دوره اقامت و زندانى شدن او در قلاع اسماعيليه در قهستان است و دسته ديگر, آثارى است كه انتساب آنها به طوسى مسلّم است و وى در آنها به اثبات مبانى اعتقادى اماميه پرداخته است. دسته اخير عبارت اند از: مصارع المصارع, رسالة الامامة, تجريد الاعتقاد و قواعد العقائد.
تجريد و قواعد, اندكى پس از تأليف شهرت و اهميت بسيارى يافتند و تأثير عميقى بر آثار كلامى اماميه پس از خود برجاى نهادند. هرچند از ميان اين دو, تجريد بيشتر مورد اقبال واقع شد و شروح و حواشى بسيارى بر آنها نوشته شد, اما شروحى چند بر قواعد نيز مى شناسيم كه مهم ترين آنها شرح علامه حلى (د ٧٢٦ هـ ) با عنوان كشف الفوائد است. قواعد العقائد شامل مقدمه و پنج باب به ترتيب: در اثبات موجد عالم, در ذكر صفات خداوند, در ذكر افعال الهى, در نبوت و امامت, در وعد و وعيد است و طوسى در طى ّ آن با روش خود ـ كه كلام را به فلسفه مى آميزد ـ از مسائل اعتقادى بحث كرده است; در اين ميان بخشى از باب چهارم به شرح عقايد فرق مختلف در باب امامت مى پردازد.
بايد افزود كشف المعاقد فى شرح القواعد كه چاپ عكسى آن منتشر شده است نيز از جمله شروحى است كه توسط تاج الدين محمودبن على حمصى رازى, بر قواعد العقائد خواجه نصيرالدين طوسى نوشته شده است. رازى در شرح خود, همه متن قواعد را نياورده و معمولاً تنها كلمات آغازين بخشى را كه شرح مى كند, با واژه (قال) آغاز و با (إلى آخره) در پايان, نقل مى كند. تاج رازى در شرح خود عيناً از ساختار تأليفى قواعد پيروى مى كند. وى تصريح مى كند غرض او از اين كتاب, تنها شرح عقايد فرق است و دربردارنده عقايد شخصى او نيست. اين ادعا البته وفادارى رازى به متن قواعد و آراى طوسى را بهتر نشان مى دهد. به گفته اشميتكه (مقدمه, ص هجده), شرح رازى را مى توان نوعى بازگويى قواعد همراه با جزئيات فراوان دانست كه مى تواند به طور مستقل از متن اصلى خوانده شود. كشف المعاقد از آن حيث كه حلقه اى از نگارش هاى عقيدتى امامى در ايران پيش از ظهور صفويه است, شايان توجه است; در اين ميان, نسخه كتابخانه دولتى برلين, باتوجه به آنكه حاوى تصحيحات و اضافات خود شارح است, داراى اهميّت است; جداى آنكه متن آن نيز يكى از شروح كهن قواعد به شمار مى رود و تا كنون در اختيار پژوهشگران نبوده است.
نكته پايانى اينكه: از احوال و آثار تاج الدين رازى چيز زيادى نمى دانيم; بنا به گزارش و اطلاعات جزئى كه خانم اشميتكه در مقدمه خود (يازده ـ سيزده) آورده است, گفته شده است كه تاج الدين رازى, از شاگردان علامه حلى بوده و به جز كشف المعاقد, شرحى نيز بر الرسالة الشمسية نجم الدين كاتبى (د. ٦٧٥ هـ ) و شرحى بر الفصول الايلاقية محمد بن يوسف ايلاقى (د. حدود ٤٦٠ هـ ) با عنوان الامالى العراقية, داشته است. البته اشميتكه افزوده است: نسخه هايى در كتابخانه دولتى برلين موجود است كه يادداشت هايى از تاج الدين رازى در آنها وجود دارد و در شناخت زمان و مكان زندگى او و خانواده اش كمك بسيارى مى كند. وى در مقدمه خود (سيزده ـ هفده) گزارشى از اين يادداشت ها به دست داده است; يكى از اين نسخه ها, نسخه خطى كشف المعاقد است كه برگه هايى از آن به خط اوست و وى در انجامه آن يادآور مى شود كه او خود نسخه را با متن, مقابله نموده است. زابينه اشميتكه مقدمه اى به انگليسى نوشته و طى ّ آن به ايجاز درباره آثار كلامى طوسى, شرح قواعد العقائد, تاج الدين رازى و شرح او بر قواعد و نسخه خطى محفوظ در برلين سخن گفته است. اين مقدمه با ترجمه فارسى احمدرضا رحيمى ريسه در آغاز كتاب درج شده است.٦٦
١٨. Ferdinand Karsch-Haack: Homoerotik im Arabertum. Gesammelte Aufs*tze. Herausgegeben von Sabine Schmidtke. Hamburg: M*nerschwarmskript, ٢٠٠٥. (Bibliothek rosa Winkel. Sonderreihe: WissenschaftاM ٣).
١٩. A Muشtazilite creed of Az-Zamahsari fi Usul Ad-din, Stuttgar: Steiner, ١٩٩٧, Vol. ٥١, Part ٤ of Abhandlungen fںr die Kunde des Morgenlandes: Im Auftrage der Deutschen morgenl*ndischen Gesellschaft, Deutsche Morgenl*ndische. Jar Allah al-Zamakhshari: Kitab al-Minhaj fi usul al-din. Introduced and edited by Sabine Schmidtke. Beirut: Arab Scientific Publishers, ١٤٢٨/٢٠٠٧. {٢nd Edition}.
المنهاج فى اصول الدين, رساله اى عقيدتى در تبيين اعتقادات معتزلى زمخشرى (د. ٥٣٨ هـ ١١٤٤ م), با بهره گيرى و بررسى محتوايى كتاب المنهاج اوست كه توسط اشميتكه از عربى به انگليسى برگردانده و ويرايش شده است.
٢٠. Badhl al-majhud fi ifham al-Yahud: Samawصal al-Maghribiصs (d. ٥٧٠/١١٧٥): the early recension, Wiesbaden: Harrassowitz. ٢٠٠٦, ٧١p; (facsims . ((Abhandlungen fںr die Kunde des Morgenlandes; LVII, ٢).
كتاب حاضر, بذل المجحود فى افحام اليهود, تأليف صموئل بن يحيى مغربى (د ٥٧٠ هـ /١١٧٥ م) است كه اشميتكه آن را با همكارى رضا پورجوادى و ابراهيم مرازكا٦٧ به صورت تصويرى (فاكسيميلى) منتشر كرده است.
٢١. Muhammad b. Ali b. Abi Jumhur al-Ahsaصi (d. after ٩٠٦/١٥٠١): Mujli mirصat al-munji fi I-Kalam wa-l-hikmatayn wa-l-tasawwuf. Lithograph edition by Ahmad al-Shirazi (Tehran ١٣٢٩/١٩١١). Reprinted with an Introduction, Table of Contents, and Indices by Sabine Schmedtke. Tehran: Iranian Institute of Philosophy & Institute of Islamic Studies, Free University of Berlin, ٢٠٠٨ (Series on Islamic Philosophy and Theology. Texts and Studies).
٢٢. Contacts and Controversies between Muslims, Jews and Christians in the Ottoman Empire and Pre-Modern Iran. Eds. Camila Adang & S. Schmidtke. Wurzburg: Ergon (forthcoming), (Istanbuuler Texted und Studien).
٢٣. Handbook of Mutazilite Works and Manuscripts. General Editors: Gregor Schwarb, Sabine Schmidtke and David Sklare. Leiden: Brill (Handbuch der Orientalistik) (forthcoming (.
 
ب) مقالات
١. سAl-Allama al-Hilli and Shiصite Muصtazilite Theologyس. Spekturm Iran, ٧ iii . (١٩٩٤) ١٠-٣٥, ١٢٦-٧.
٢. سThe Influence of Sams al-Din Sahrazuri (٧th/١٣th century) on Ibn Abi Jumhur al-Ahsaصi (d. after ٩٠٤/١٤٩٩)س. Encounters of Words and Texts: Intercultural Studies in Honor of Stefan Wild on the Occasion of His ٦٠th Birthday. Presented by His Puplish in Bonn. Edd. Lutz Edzard & Christian . Szyska. Hildesheim: Olms, ١٩٩٧: ٢٣-٣٢ .
 ٣. سTwelver-Shi'ite Ressources in Europe. The Shi'ite Collection at the Oriental Department of the University at Cologne, The Fonds Henry Corbin and the Fonds Shaykhi at the Ecole Pratique des Hautes Etudes (EPHE). Paris, With a catalougue of the Fonds Shaykhiس. Journal Asiatique, ٢٨٥ i (١٩٩٧) ٧٣-١٢٢. (With Mohammad Ali Amir-Moezzi).
٤. سNeuere Forschungen zur Muصtazila-Forschung unter besonderer Berںcksichtigung der Sp*teren Muصtazila ab dem ٤./١٠. Jahrhundertس. Arabica, ٤٥(١٩٩٨) ٣٧٩-٤٠٨.
٥. سHomoeroticism and homosexuality in Islam: a review articleس. Bulletin of the School of Oriental and African Studies, ٦٢ ii (١٩٩٩) ٢٦٠-٦٦ .
 ٦. سThe Doctrine of the Transmigration of Soul according to Shihab al-Din al-Suhrawardi (Killed ٥٨٧/١١٩١) and his Followersس. Studia Iranica ٢٨ (١٩٩٩) . ٢٣٧-٤١١.
٧. سDie westliche Konstruktion Marokkos als Landschaft freier Homoerotikس. Die Welt des Islams, ٤٠.
٨. سTheologie, Philosophie und Mystik. Ein Beispiel aus dem zwڑlferschiitischen Islam des ١٥, Jhس. Edith Stein Jahrbuch. Jahreszeitschrift fںr Philosophie, Theologie, P*dagogik, Andere Wissenschaften, Literatur, Kunst, ٧(٢٠٠١) ١٧٤-١٩١.
٩. سSchriftenverzeichnis Ferdinand Karsch [-Haack] (١٨٥٣-١٩٣٦)س. Capri. Zeitschrift fںr schwule Geschichte, Nr. ٣١ (Dezember ٢٠٠١) ١٣-٣٢.
١٠. سII Firk. Arab. ١١١ - A copy of al-Sharif al-Murtazaصs Kitab al-Dhakhira completed in ٤٢٧/١٠٧٩-٨٠ in the Firkovitch-Collection, St. Petersburg.س [Persian] Maصarif, ٢٠ ii (١٣٨٢/٢٠٠٣) ٦٨-٨٤.
 (نسخه اى كهن از كتاب الذخيرة شريف مرتضى, تاريخ كتابت: ٤٧٢ هـ ); ترجمه رضا پورجوادى; مجلّه معارف, ش ٥٩, مرداد ـ آبان ١٣٨٢, ص ٦٨ـ٨٤.
١١. سRecent Studies on the Philosophy of ILLumination and Perspective for Further Research.س In: Daneshnamah. The Bilingual Quarterly of the Shahid Beheshti University, ١ ii (Spring/Summer ٢٠٠٣) ١٠١-١١٩ (English Section), ٦٩ (Persian Section).
١٢. سStudies on Saصd b. Mansur Ibn Kammuna (d. ٦٨٣/١٢٨٤): Beginnings, Achievements, and Perspectivesس. Persica. Annual of the Dutch-Iranian Society, ٢٩(٢٠٠٣) ١٠٥-١٢١ [Published in ٢٠٠٤].
١٣. سThe ijaze from Abd Allah b. Salih al-Samahiji to Nasir al-Jarudi al-Qatifi: A Source for the Twelver Shiصi Scholarly Tradition of Bahraynس. Culture and Memory in Medieval Islam. Essays in Honour of Wilferd Madelung. Edd. Farhad Daftary & Josef W. Meri. London: I.B. Tauris in association with The Institute of Ismaili Studies, ٢٠٠٣, ٦٤-٨٥.
١٤. سRe-Edition of al-Minhaj fi usul al-din by Jar Allah al-Zamakhshariس. [Persian] Ma'arif, ٢٠ iii (١٣٨٢/٢٠٠٤) ١٠٧-١٤٨.
 (تصحيح مجدد المنهاج فى اصول الدين زمخشرى); ترجمه رضا پورجوادى; مجله معارف, ش ٦٠, آذر ـ اسفند ١٣٨٣, ص ١٠٧ـ١٤٨.
 ١٥. سDer Brifwechsel Hans Kahnert (Janus) - Kurt Hiller. Eine neue Quelle zu Ferdinand Karsch [-Haack]''.  Capri. Zeitschrift fںr schwule Geschichte Nr, ٣٥. (Mai ٢٠٠٤) ٢٤-٣١.
١٦. سQutb al-Din al-Shiraziصs (d. ٧١٠/١٣١١) Durrat al-Taj and Its Sources. (Studieson Qutb al-Din al-Shirazi I)س. Journal Asiatique, ٢٩٢ i-ii (٢٠٠٤) ٣٠٩-٣٢٨ (With Reza Pourjavady).
١٧. سA Bibliography of Ibn Abi Jumhur al-Ahsaiصs Works. Translated with additions and corrections by A. R. Rahimi Risseh.س[Persian] Nushe Pazuhi. A Collection of Essays and Articles on Manuscripts Studies and Related Subjects, ١ (٢٠٠٤) ٢٩١-٣٠٩.
(كتابشناسى و نسخه شناسى تأليفات ابن ابى جمهور احسائى), ترجمه احمدرضا رحيمى ريسه; نسخه پژوهى, دفتر يكم, قم, ١٣٨٣ ش, ص ٢٩١ـ٣٠٩. 
١٨. سHeinrich Hڑssliصs Quellen zum Orientس. Capri. Zeitschrift fںr schwule Geschichte, Nr. ٣٦ (Januar ٢٠٠٥), pp. ٣٩-٤٦ .
١٩. سThe Karaitesص Encounter with the Thought of Abu l-Husayn al-Basri (d.٤٣٦/١٠٤٤). A Survey of the Relevant Materials in the Firkovitch-Collection, St. Petersburgس. Arabica, ٥٣ i (٢٠٠٦), pp.١٠٨-١٤٢.
٢٠. سSome notes on a new edition of a medieval philosopical text in Turkey: Shams al-Din al-Shahrazuriصs Rasaصil al-Shajara al-ilahiyyaس. Die Welt des Islams, ٤٦i (٢٠٠٦), pp. ٧٦-٨٥ (With Reza Pourjavady).
٢١. سMuslim Polemics against Judaism and Christianity in ١٨th Century Iran. The Literary Sources of aqa Muhammad Ali Bihbahaniصs (١١٤٤/١٧٣٢-١٢١٦/١٨٠١) Radd-i shubahat al-Kuffarس. Studia Iranica, ٣٥ (٢٠٠٦), pp. ٦٩-٩٤ (with Reza Pourjavady).
٢٢. سMuصtazili Manuscripts in the Abraham Firkovitch Collection, St. Petersburg. A Descriptive Catalogue.س A Common Rationality. Muصtazilism in Islam and Judaism. Eds. Camilla Adang, Sabine Schmidtke & David Sklare. Wurzburg: Ergon, ٢٠٠٧, pp.٣٧٧-٤٦٢ .
٢٣. سForms and Functions of, Licences To Transmitص (Ijazas) in ١٨th-Century-Iran Abd Allah al-Musawi al-Jazaصiri al-Tustariصs (١١١٢-٧٣/١٧٠١-٥٩) Ijaza Kabiraس. In: Speaking for Islam. Religious Authorities in Muslim Societies. Eds. Gurdun Kr*mer & Sabine Schmidtke. Leiden: Brill, ٢٠٠٦, pp. ٩٥-١٢٧.
٢٤. سFerdinand Karsch-Haack. Ein biobiliografischer Abriss.س Capri. Zeitschrift fںr schwule Geschichte, Nr. ٣٨ (Januar ٢٠٠٦), pp.٢٤-٣٦.
٢٥. سThe Jewish Reception of Samawصal al-Maghribiصs (d. ٥٧٠/١١٧٥) Ifhamm al-yahud. Some Evidence from the Abraham Firkovitch Collection Iس. In: Jerusalem Studies of Arabic and Islam, ٣١ (٢٠٠٦) pp. ٣٢٧-٣٤٩ [Studies in memory of Professor Franz Rosenthal] (with Bruno Chiesa).
٢٦.  سYusuf al-Basriصs First Refutation (Naqd) of Abu l-Husayn al-Basriصs. Theology.س A Common Rationality. Muصtazilism in Islam and Judaism. Eds. Camila Adang, Sabine Schmidtke & David Skalre. Wurzburg: Ergon, ٢٠٠٧, pp (٢٢٩-٢٩٦ (with Wilferd Madelung).
٢٧.  سThe Qutb al-Din al-Shirazi (d. ٧١٠/١٣١١) Codex (Ms. Marصashi ١٢٨٦٨) (Studies on Qutb al-Din al-Shirazi II).س Studia Iranica ٣٦ (٢٠٠٧), pp. ٢٧٩-٣٠١ (with Reza Pourjavady).
٢٨. سIslamic Rational Theology in the Collections of Leiden University Library. The Supplementsص of the Zaydi Imam al-Natiq bi-l-haqq (d. ١٠٣٣) to the theological Summa of Abu. Ali Ibn Khal‡d (fl. second half of the ١٠th century).س
 Omslag. Bulletin van de Universiteitsbibliothek Leiden en het Scaliger Institute ٣-٢٠٠٧, pp. ٦-٧ (with Camila Adang).
٢٩. سEtude de la litterature polemique contre le judaisem.س Annuaire ١١٤. Resume des conferences et travaux ٢٠٠٥-٢٠٠٦. Ecole Pratique des Hautes Etudese. Sections Religieuses. Paris ٢٠٠٧, pp. ١٨٣-١٨٦.
٣٠. سDer Kategorienkommentar von Abu-Farag Abdallah Ibn al-ayyib. Texte und Untersuchungen. BY CLEOPHEA FERRARIس; in: Journal of Islamic Studies ٢٠٠٧ ١٨ (٣) ٤١٣-٤١٤ .
٣١. سRationalism et theologie dans le monde musulman medieval. Bref etat des lieux.س Revue de Lصhistoire des religions (forthcoming) (with Mohammad Ali Amir-Moezzi).
٣٢. سAhamad b. Mustafa Tashkڑprںzadeصs (d. ٩٦٨/١٥٦١) Polemical tract against Judaism.س Al-Qantara Revista de Estudios Arabes ٢٩ i (٢٠٠٨), pp. ٧٩-١١٣ [&Corrigendum i-ii] (with Camila Adang).
٣٣. سQadi Abd al-Jabbar al-Hamadani (d.٤١٥/١٠٢٥) on The Promise and Threat. An Edition of a Fragment of his kitab al-Mughniص fi abwab al-tawhid wa l-adl Preserved in the firkovitch-Collection, St. Petersburg (II Firk. Arab. ١٠٥, ff.  ١٤-٩٢). Mژlanges de lصInstitut dominican dصEtudes orientales, ٢٧ (٢٠٠٨), pp. ٣٧-١١٧ (with Omar Hamdan).
٣٤. سIbn Kammuna, filusuf-i taصthir gudhar,س Kitab-i mah-i falsafa ٢ xiv (Aban ١٣٨٧/December ٢٠٠٨) [Special issue devoted to Ibn Kammuna], pp. ١٣٣-١٣٥ .
٣٥. سAbu al-Husayn al-Basri on the Torah and its Abrogation.س Mژlanges de LصUniversite saint Joseph, ٦١ (٢٠٠٨), pp. ٥٥٩-٥٨٠ .
٣٦. سTheological Rationalism in the Medieval World of Islam.س Al-شUsur al Wusta: The Bulletin of Middle East Medievalists, ٢٠ i, April, ٢٠٠٨, pp. ١٧-٢٩
٣٧. سRationale Theologie in der islamischen Welt des Mittelalters.س Verkundigung und Forschung, ٥٣ ii (٢٠٠٨), pp. ٥٧-٧٢.
٣٨. سQutb al-Din-Shirazi (d. ٧١٠/١٣١١) as a Teacher: an analysis of his ijazat. (Studies on Qutb al-Din al-Shirazi III).س Journal Asiatique (forthcoming) (with Reza Pourjavady).
٣٩. سEpistle Convincing the Jews regarding [the error of] what they claim about the Torah on the basis of theology (Risalat ilzam al-yahud fima zaصamu fi l-tawrat min qibal ilm al-Kalam) by Publications Sabine Schmidtke iii al-Salam. Abd al-Allam. A critical edition,س Contacts and Controversies between Muslims, Jews and Christians in the Ottoman Empire and Pre-Modern Iran. Eds. Camila Adang & Sabine Schmidtke. Wurzburg: Ergon (forthcoming) (Istanbuler Texte und Studien).
٤٠.  سSayyid Muhammad Mahdi al-Burujirdi al-tabatabaصiصs (سBahr al-Ulum,س d.١٢١٢/١٧٩٧) debate with the Jews of Dhu l-Kifl. A survey of its transmission, with critical editions of its Arabic and Persian versions,س Contacts and Controversies between Muslims, Jews and Christians in the Ottoman Empire and Pre-Modern Iran. Eds. Camilla Adang & Sabine Schmidtke. Wurzburg: Ergon (forthcoming. (Istanbuler Texte und Studien) (with Reza Pourjavady).
٤١. سMS Berlin, Wetzstein II ١٥٢٧. A unique manuscript of Mahmud b. Ali b. Mahmud al-Himmasi al-Raziصs Kashf al-maصaqid fi sharhi Qawaصid al-صaqaصid. سTribute to Michael. Studies in Jewish and Muslim Thought Presented to Professor Michael Schwartz, eds. Sara Klein-Braslavy, Binyamin Abrahamov, Josef Sadan, Tel Aviv: The Laster and Sally Entin Faculty of Humanities, The Chaim Rosenberg Schooll of Jewish Studies, ٢٠٠٩, PP. ٦٧* - ٧٨* (in press).
٤٢. سAbu al-Husayn al-Basri and his transmission of bibliocal Materials from Kitab al-din wa-aldawla by Ibn Rabban al-Tabari: The evidince from Fakhr al-Din al-Raziصs Mafatih al-ghayb.س Islam and Christian-Muslim Relations, ٢٠ ii (٢٠٠٩),. pp. ١٠٥-١١٨ .
٤٣. سThe Doctrinal views of the Banu l-Awd (early ٨yh/١٤th century): an analysis of ms Arab. f. ٦٤ (Bodleian Library, Oxford).س Le shiصisme imamite quarante ans apres. Hommage a Etan Kohlberg. Eds. Mohammad Ali Amir-Moezzi, Meir Barasher, Simon Hopkins. Turnhout: Brepols, ٢٠٠٩, PP. ٣٥٧-٣٨٢.
٤٤. سNew sources for the Life and work of Ibn Abi Jumhur al-صAhsaصi.س Studia Iranica ٣٨ (٢٠٠٩) (in press).
٤٥. سMutazili Discussions of the Abrogation of the Torah. Ibn Khall‡d (٤th/١٠th century) and His Commentators.س Reason and Faith in Medieval Judaism and Islam. Eds. Maria Angeles Gallego and Judith Olszowy-Schlanger. Leiden: Brill (forthcoming) (with Camilla Adang).
٤٦. سThe Rightly Guiding Epistle (al-Risala al-Hadiya) by Abd al-Salam al-Muhtadi al-Muhammadi. A Critical Edition.س Jerusalem Studies in Arabic and Islam, ٣٥ (٢٠٠٩) (in Press).
٤٧. سMoshe Perlmann (١٩٠٥-٢٠٠١): List of Writings and Publications.س Jerusalem Studies in Arabic and Islam ٣٥ (٢٠٠٩) (in Press).
٤٨. سMoshe Perlmann (١٩٠٥-٢٠٠١): A Biographical: A Biographical Sketchس Jerusalem Studies in Arabic and Islam ٣٥ (٢٠٠٩) (in Press).
٤٩. (جُبّائى, ابوعلى محمد بن عبدالوّهاب); دانشنامه جهان اسلام, زيرنظر غلامعلى حداد عادل, ج ٩, ص ٥٤٠ـ٥٤٤.
٥٠. (نظريه تناسخ نفس از نظر شهاب الدين سهروردى و پيروانش); مقاله ارائه شده در همايش جهانى حكيم ملاصدرا, تهران, اول خردادماه ١٣٧٨. چاپ شده در مجلد سوم, ملاصدرا و مطالعات تطبيقى, تهران: بنياد حكمت اسلامى صدرا, ١٣٨٠ ش.
٥١. (تسترى, ابوالفضل); دايرةالمعارف بزرگ اسلامى, زيرنظر محمدكاظم بجنوردى, ج ١٥, ص ٢٩٥ـ٢٩٦.
٥٢. (مواجهه قرائيم با تفكر ابوالحسين بصرى بر مبناى مجموعه فركويچ در سن پترزبورگ); ترجمه محمدكاظم رحمتى, مجله هفت آسمان, ش ٣٣, بهار ١٣٨٦, ص ١٧١ـ١٩٢. اين مقاله براى بار دوم در كتاب فرقه هاى اسلامى ايران در سده هاى ميانه (١٣٨٧ ش) چاپ شده است.
٥٣. (ابن جمهور احسايى و رابطه او با مكتب شيراز); مقاله ارائه شده در نخستين كنگره بين المللى مكتب فلسفى شيراز, هفتم و هشتم ارديبهشت ماه ١٣٨٣, تالار علامه جعفرى دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه شيراز.٦٨
٥٤. (ابن عودى از عالمان شيعى حله و مجموعه اى ارزشمند به خطّ ابن عودى در بادليان); عنوان مقاله اى نانوشته است كه موسوى قهدريجانى در وب سايت خويش ابراز داشته اشميتكه وعده نگارش آن را داده است و او قصد ترجمه آن را براى يادنامه مرحوم عبدالعزيز طباطبايى دارد. )٦٩

٣. نگاهى به برخى ديدگاه هاى دكتر اشميتكه, در سخنرانى ها
الف) در روز دوشنبه ٨ خردادماه ١٣٨٥, ساعت ١٧ـ١٩, چهل و دومين نشست تخصصى, از سلسله نشست هاى مركز پژوهشى ميراث مكتوب با سخنرانى پروفسور زابينه اشميتكه براى جمعى از دانشمندان, محققان و دانشجويان حوزه فلسفه, كلام و علوم اسلامى, در ساختمان مركز, واقع در خيابان انقلاب, بين ابوريحان و دانشگاه, ساختمان فروردين, طبقه دوم واحد ٩, درباره (تأثير انديشه هاى فلسفى ابن كمونه بر فلاسفه پس از خود) برگزار شد. اشميتكه كه سخرانى اش به صورت مستقيم و از طريق اينترنت توسط Paltak Messenger از اتاق mirasmaktoob پخش مى شد, گفت: (ابن كمونه يكى از مهم ترين فلاسفه عالم اسلام پس از ابن سينا است و جزو فلاسفه اى بود كه در زمان حيات خود به شهرى رسيد و غير از مكاتبات عديده اى كه با شرق عالم اسلام داشت, دو كتاب, شرح تلويحات و الجديد فى الحكمة را نوشت كه در زمان حيات وى در تبريز, بغداد, اصفهان و حتى نجف مورد استقبال قرار گرفت و از آنها نسخه بردارى شد).
او با اشاره به تأثيراتى كه ابن كمونه بر فلاسفه پس از خود گذاشته است, گفت: (شهرزورى و قطب الدين شيرازى در آثار خود از ابن كمونه متأثر شده اند; به صورتى كه قطب الدين شيرازى مى گويد: در شرح حكمة الاشراق از بعضى شروح ابن كمونه استفاده كرده ام. درة التاج قطب الدين شيرازى, تقريباً ترجمه كتاب الجديد فى الحكمة ابن كمونه است; بدون اينكه قطب الدين شيرازى به اصل آن اشاره اى كرده باشد. قطب الدين شيرازى شاگردان خود را تشويق به خواندن آثار ابن كمونه كرده است و خود نيز بيشتر آثار خود را از ابن كمونه اتخاذ كرده است. بسيارى از فلاسفه پس از ابن كمونه از بخش منطق انديشه او بسيار كم استفاده كرده اند. مثلاً غياث الدين دواني٧٠ كه يك قرن و نيم پس از ابن كمونه بوده است, فقط به شبهه اى كه او مطرح كرده, يعنى محال بودن واجب الوجود, توجه كرده است و حتى در زمان شمس الدين خفرى, شناخت فلسفه ابن كمونه, دچار تحريف مى شود و بسيارى ديگر به آثار خود ابن كمونه رجوع نمى كنند, بلكه از طريق آثارى كه دوانى درباره شبهات او نوشته, ابن كمونه را مى شناسند. خفرى در كتاب خود, شرح تجريد خواجه [نصيرالدين طوسى], بحث وحدت واجب الوجود را مطرح كرده و به شدت با وى مخالفت كرده است. ظاهراً خفرى از طريق آثار دوانى, ابن كمونه را مى شناسد و نمى دانسته است كه ابن كمونه شبهه اى را كه گفته است, خودش نيز جواب داده است و به همين دليل به شدت شبهه ابن كمونه را مورد حمله قرار داده است. عصمت اللّه بن كمال الدين بخارى نيز دو شبهه جذر اصم ّ و شبهه استلزام را به او نسبت داده است. مى توان گفت: ملاصدرا تنها كسى بوده است كه با استفاده از كتاب هاى شمس الدين خفرى بحث شبهات ابن كمونه را پيگيرى كرده است و متوجه مى شود اين مسايل را او مطرح نكرده است. ملاصدرا متن ابن كمونه را در اختيار نداشته و اگر داشت, چه بسا بحث را به نحو ديگرى مطرح مى كرد. ميرداماد با لحن تحقيرآميزى در رابطه با ابن كمونه صبحت مى كند كه شايد به اين دليل است كه متن ابن كمونه را در اختيار نداشته است و تفكر و فلسفه ابن كمونه چيز ديگرى بوده است. فلاسفه اسلامى ابن كمونه را فقط از طريق شبهه هاى او مى شناختند. در دوران صفويه رساله هاى متعددى درباره سه شبهه اى كه به ابن كمونه نسبت داده شده, نوشته مى شود و در اين ميان تنها چيزى كه ناشناخته باقى مى ماند, فلسفه اوست).
ب) همايش قطب الدين شيرازى, در خردادماه ١٣٨٥ توسط فرهنگستان هنر٧١ در تهران برگزار شد. اين همايش داراى پنج برنامه هم انديشى به ترتيب در شهرهاى تهران, شيراز, كازرون, تبريز و قم بوده است. پس از سخنرانى ها, جلسه پرسش و پاسخى با حضور دكتر زابينه اشميتكه, دكتر رضا پورجوادى, دكتر سيدحسين سيدموسوى, دكتر جودى فايفر و دكتر مصطفى نديم, حول محور (پذيرش وحدت نفس) و (ضرورت تحقيقات بيشتر درباره زندگى قطب الدين شيرازى) برگزار شد. سخنرانى خانم اشميتكه در اين همايش, درباره مجموعه اى به خط قطب الدين شيرازى بود كه اخيراً در كتابخانه آيت اللّه مرعشى قم كشف شده است. او درباره شخصيت فلسفى قطب الدين گفت: (او شاگرد نصيرالدين طوسى و نجم الدين كاتبى بود; اما آنچه در آثارش مى بينيم, چندان تحت تأثير خواجه نصير يا كاتبى نيست; يعنى به جز چند مسئله در حوزه منطق كه در آنها قطب الدين از خواجه نصير پيروى كرده, ديگر شباهتى نيست. حواشى حكمةالعين هم نشان مى دهد كه او با كاتبى اختلاف نظر داشته است).
در تكميل سخنان اشميتكه, رضا پورجوادى گفت: (قطب الدين در نيمه دوم قرن هفتم پيرو فلسفه اى بوده كه پايه آن رويكردى جديد به افكار سهروردى بوده است). وى افزود: (رساله ديگر قطب الدين در فلسفه, ترجمه لفظ به لفظ كاشفِ ابن كمونه است كه در درةالتاج آمده است. در اين رساله قطب الدين در بحث هاى منطقى نظريه هاى متفاوتى ارائه مى دهد و بخش هاى ديگرى را خودش اضافه كرده است). پورجوادى, نداشتن عنوان مشخص را يكى از ويژگى هاى رسالات ابن كمونه دانست و گفت: (بسيارى از نوشته هاى ابن كمونه عناوين مختلف دارد. رساله مهم ديگرش نيز راجع به دين اسلام, مسيحيت و يهوديت است كه خيلى عينى و به دور از غرض ورزى درباره اين اديان بحث كرده است).٧٢

٤. نگاهى به استنادات منابع, به ديدگاه ها و نظريّات دكتر اشميتكه
الف) در برخى مصادر, همچون دايرةالمعارف بزرگ اسلامى (زيرنظر محمدكاظم بجنوردى), به برخى نظريّات و مقالات اشميتكه استناد شده است و براى نمونه در مدخل باقلانى (ج ١١) چنين آمده است: (باقلانى از نظريه ذرّات و اعراض, براى تضمين قيموميت و قدرت مطلقه خداوند بهره مى گرفت, اما نكته اى كه ولفسن نيز مورد توجه قرار داده, اين است كه نظريه باقلانى در اين خصوص يكى از صورت بندى هاى نظريه سنى انكار عليّت است كه درست در برابر نظر فيلسوفان و برخى معتزله چون نظام, مطرح شده بود. بنابر تحليل ولفسن, باقلانى در عين حال كه با اصحاب اشعرى خود در اينكه اين اعراض بقا ندارند, اتفاق نظر داشت, درباره توضيح بقاى اجسام با ايشان مخالف بود; بدين شكل كه عبارت (احوال هستى) (اكوان) را جايگزين توضيح ايشان با عبارت (معنى بقا) مى كرد; البته با اين همه, توضيح وى در زمينه بقا و بنابر آن درباره فناى اجسام, همان توضيح ياران اشعرى او بود (اشميتكه, ص ٥١٤). اشميتكه براساس قول ابوالقاسم انصارى در الغنية ابراز مى دارد: باقلانى هرچند در آغاز, با نظريه اشعرى درباره بقا موافق بوده, اما نقل شده كه بعداً آن را رد كرده است. استدلال او چنين سامان گرفت كه وى در مورد قديم بودن صفات خداوند شك كرد. پرسش وى اين بود كه آيا اين صفات به عرض بقا نياز دارند؟ اگر نيازمند به عرض بقا هستند, طبعاً اين مخالف نظرى است كه هيچ عرضى ذاتى خداوند و صفات او نيست. نقل شده است كه ابوالحسن اشعرى معتقد بود صفات خداوند به علت بقاى او باقى مى مانند و به نظر باقلانى, نتيجه اين رأى آن است كه هر چيزى در اصل ممكن است بذاته باقى بماند (غزالى, ص ١٣١)). اشميتكه مى افزايد: او براساس اين اصل اشعريان كه اعراض باقى نمى مانند, گويا استدلال مى كرده است كه جواهر نياز به عرض بقا ندارند, بلكه تا زمانى كه حداقل يك نمونه از هر نوع عرضى در آنها باشد, آنها باقى مى مانند; بنابراين او فنا را امتناع هر نوع عرضى مى دانست و بر آن بود كه جوهر وقتى فانى مى شود كه (كَون) از آن زايل شود. اشميتكه در عين حال براساس روايت ديگرى, مى گويد: باقلانى حتى به اين نتيجه رسيد كه دليلى بر عدم بقاى اعراض بذاته وجود ندارد و بر اين اساس او با تأثيرپذيرى از استدلال هاى مخالفان, مجبور شد روا بداند كه خداوند ممكن است بدن ها را با فعل مستقيم خود معدوم كند (ص ٢١٤ـ٢١٥).
ب) در برخى سايت هاى علمى ـ تخصّصى به ديدگاه هاى اشميتكه توجه شده است; براى نمونه در مقاله اى با عنوان (ادبيات معتزلى در تاريخ) چنين آمده است: (از ميان انبوهى كتاب كه به قاضى عبدالجبار معتزلى نسبت داده شده, متأسفانه تنها شمارى محدود در روزگار ما در اختيار است. البته بايد گفت كه ما نسبت به گذشتگان نزديك خود از اين لحاظ بسيار خوش اقبال تر بوده ايم; چرا كه تقريباً از سده هفتم قمرى عمده آثار معتزلى و از جمله آثار قاضى عبدالجبار در اختيار نويسندگان و دانشمندان اسلامى مراكز اصلى دانش و تمدن اسلامى نبوده و صرفاً در اختيار زيديان يمن قرار داشته است. زيديان يمن در تماس با زيديان و معتزليان ايران و از جمله در رى و خراسان, ميزبان تعداد زيادى از آثار كلامى و اصولى و بعضاً تاريخى معتزليان عمدتاً در سده هاى ششم و هفتم بودند و از رهگذر آنها هم اينك بيشتر آثار معتزلى شناخته شده و موجود در اختيار است… . تعدادى از آثار معتزلى نيز در ميان سنت قرائيم در مصر و شام باقى مانده است كه شرح آن را در مقاله اى كه اخيراً خانم پروفسور زابينه اشميتكه به زبان انگليسى در مجله (Arabica) نگاشته اند و شنيده ام كه [از سوى محمدكاظم رحمتى] به فارسى هم ترجمه شده است, مى توان ديد. در خوارزم و برخى از نقاط ديگر خراسان بزرگ, معتزليان تا قرن هاى بعدى هم حضورى ضعيف داشته اند, اما از آثار متأخر آنان چندان چيزى باقى نمانده و البته هنوز مجال تحقيق در اين مورد باز است; شايد در كتابخانه هاى آسياى مركزى و يا در كتابخانه هاى تركيه بتوان نسخه هاى حنفيان معتزلى متأخر را شناسايى كرد. البته معتزليان آثار ادبى و يا بعضاً مذهبى ديگرى هم داشته اند كه برخورد با آن آثار متفاوت بوده و اقبال بيشترى در مورد آنها ديده مى شود. فى المثل در مورد نويسنده اى مانند زمخشرى كه متكلم و مفسرى معتزلى بوده, داستان كاملاً متفاوت است. وى به عنوان اديب و مفسر خيلى زود شهرتى جهانى در حوزه اسلامى پيدا كرد و آثار او مرزهاى اعتزال را درنورديد و حتى مورد استقبال اشعريان قرار گرفت. نگاهى به آثار تفسيرى و تاريخى و رجالى دوران هاى بعد, به خوبى گواه اين مسئله است و نيازى به ارائه شواهد نيست; فى المثل در شد الازار در تاريخ رجال شيراز, مى توان معاينه اقبال به تفسير الكشاف را در سده هشتم قمرى ديد و بازتاب آن حتى در شعر حافظ هم ديده مى شود. البته همواره ا
ستناد به اين تفسير در ميان اهل سنت توأم با انتقاد نيز بوده و آثارى در انتقاد از آن و نيز در حاشيه آن نوشته شده كه در كشف الظنون و ايضاح المكنون در جاهاى مختلف نام اين آثار سنى آمده است; اما جالب اين است كه در حالى كه آثار ادبى و تفسيرى زمخشرى معتزلى در كتابخانه هاى شرقى و غربى باقى مانده است و برخى از آنها نسخه هاى بى شمارى نيز دارند (از جمله تفسير الكشاف كه نسخه هاى كهنى دارد; البته برخى نسخه هاى كهنه آن هم در كتابخانه هاى يمن موجود است), اما به آثار كلامى زمخشرى كه بر طبق مسلك اعتزالى نوشته شده, اقبالى وجود نداشته است; فى المثل رساله المنهاج فى اصول الدين زمخشرى كه آشكارا براساس مذهب معتزله نوشته شده, تنها در يمن مورد اقبال بوده و نسخه هاى آن هم در كتابخانه هاى اين كشور در طول قرون در دسترس بوده است. اين كتاب در سال هاى اخير به وسيله خانم اشميتكه منتشر گرديد (در سه نوبت, مستقلاً و يا در مجله معارف تهران) و در مقدمه آن مى توان انديشه هاى كلامى زمخشرى را مورد مطالعه قرار داد; كمااينكه پروفسور مادلونگ هم مقاله اى در اين موضوع دارند كه خانم اشميتكه از آن بهره برده اند. آخرين نماينده نامدار معتزلى در مراكز اصلى خلافت, ابن ابى الحديد است كه چنان كه از شرح او بر نهج البلاغه برمى آيد, شمارى از كتاب هاى معتزليان را در اختيار داشته و از آنها استفاده كرده است. ساليانى پيش در بغداد يك كتابشناسى از كتابخانه ابن ابى الحديد مستقلاً منتشر شد كه اين منابع در آنها معرفى شده اند.
آنچه گفته شد, مقدمه اى است براى اينكه گفته آيد كه اگر امروزه ما از تقريباً بيشتر از نيمى از كتاب المغنى قاضى عبدالجبار همدانى به لطف انتشار آن در مصر (تحت اشراف طه حسين) و براساس نسخه هاى يمنى اين كتاب بهره مند هستيم, اين بدان معنا نيست كه گذشتگان ما هم همواره از اين كتاب بهره مند بوده اند. كتاب المغنى قرن ها در مناطق اصلى تمدن اسلامى غايب بوده و تنها در كتابخانه هاى يمن و يا بخشى از آن در كتابخانه قرائيم حضور داشته است. بنابراين انديشه هاى معتزليان براى سده هاى متوالى عمدتاً از طريق آثار ديگران و از جمله آثار مخالفان شان خوانده مى شده و در دسترس قرار مى گرفته است و بسيارى از پيش زمينه هاى افكار آنان به همين دليل به درستى درك نمى شده است. امروزه نيز به دليل از ميان رفتن آثار متكلمان متقدم معتزله, مانند ابوالهذيل, ابراهيم نظام, جبايى ها و ديگران, تنها از طريق منابعى مانند آثار قاضى عبدالجبار است كه مى توان پاره هايى از انديشه آنان را شناسايى و بازسازى كرد. در سده هاى اوليه هم كم و بيش همين وضع برقرار بوده و بسيارى از آثار دو سه نسل اول معتزليان, حتى در اختيار معتزليان متأخرتر نبوده است. در بسيارى موارد, كتاب هاى فرق شناسى, مانند مقالات الاسلاميين ابوالحسن اشعرى و يا آثار جدلى و رديه نويسى مانند آثار كلامى اشعريان منبع نويسندگان و دانشمندان براى شناسايى آراى معتزليان متقدم بوده است و در دوره هاى بعدى با كوچ معتزليان و آثار و كتاب هايشان به يمن, حتى منبعى مانند المغنى عبدالجبار در اختيار نبوده كه دست كم از طريق آن آثار, آراى معتزليان مورد مطالعه و داورى قرار گيرد; از ديگر سو آثار زيديان معتزلى ايران و يمن هم در اختيار نويسندگان و دانشمندان غيرزيدى قرار نداشته و از اين رو برداشتى كه از معتزله در سده هاى متأخر وجود داشته, عمدتاً متكى بر نوشته هاى مخالفان آنان و يا شمارى از همفكران آنها بوده است; در اين ميان آثار كلامى فخر رازى سهمى بسيار مهم در شناسايى انديشه هاى معتزله در ميان اشعريان داشته و ما مى دانيم كه فخر رازى از آراى ابوالحسين بصرى و محمود ملاحمى خوارزمى تأثير پذيرفته و از آثار آنان بهره مند بوده است (ر. ك به: زابينه اشميتكه, آراى كلامى علامه حلى). ٧٣

٥. نتيجه
از بررسى آثار شخصيت هاى پژوهشگر پرآوازه اى, همچون مادلونگ و كلبرگ و اشميتكه, مى توان اين نتيجه را گرفت كه مطالعات اسلامى با گرايش شيعى, در ميان خاورشناسان غربى, اكنون در مجامع علمى و دانشگاهى جهان غرب, آهنگ تند و سريعى به خود گرفته است كه صرف نظر از ملاحظات مختلف سياسى و مذهبى, بر اولياى تأثيرگذار بر روند تحقيق در كشور, از حوزه و دانشگاه, فرض است كه ضمن به هنگام سازى, آگاهى, توجه و جهت دادن دانشجويان به پژوهش هاى نوين, در عرصه هاى جديد, با ايجاد بسترهاى مطالعاتى نوين و فراهم سازى ابزارهاى لازم, در آنان اعتماد به نفس بيشترى ايجاد نموده, آنان را در فرآيند شيعه پژوهى در سطح بين المللى, به خصوص در نقد و بررسى نوشته هاى شرق شناسان و به طور كلى در روند شيعه پژوهى, شركت دهند و از طرف ديگر بر دانش پژوهان جوان نيز ضرورى است, افزون بر توجه به ماهيت و نوع جهت گيرى هاى پژوهش هاى خاورشناسان, در روش هاى پژوهشى, مواد تحقيقى و جهت دادن به نوع پژوهش ها و نيز توجه به اولويت هاى پژوهشى, از توجه به متون كهن شيعى كه همان, ميراث مكتوب شيعه (نسخه هاى خطى) است, غفلت نورزند و باتوجه به نيازهاى جهانى روز, خود را براى سبقت در پژوهش ها آماده سازند و با ايجاد بسترها و فضاسازى هاى نو, به خصوص از متن هاى پژوهشگران غربى و روش هاى پژوهشى, در نقد و بررسى آنها, بهره جويند; تا اينكه هماهنگ با جريان شيعه پژوهى در جهان معاصر, تعالى, شكوه و عظمتِ مذهبِ مترّقى (شيعه اثنى عشرى) را به عنوان (اسلام اورژينال), به جوامع علمى جهانى بنمايانند. چنين باد.

١.تSabine Schmidtke.
٢. Freie Universit*t Berlin.
٣. Institute for Advanced Studies in The Hebrew University of Jerusalem.
٤. Sectional Editor.
٥. Theology & Philosophy.
٦. Encyclopaedia of Islam, Leiden.
٧. Geschichte der philosophie (Islamische philosophie).
٨. School of Oriental and African Studies, London.
٩. University of Oxford - England.
١٠. The thology of al-شAllama al-Hilli d. ٧٢٦/١٣٢٥), Berlin: Klaus Schwarz, ١٩٩١.
١١. Feodor-Lynen Research Fellow at Ecole Pratique des Hautes Etudes (EPHE), Paris.
١٢. Feodor-Lynen Research Fellow at St. Johnصs College, Oxford.
١٣. Oxford Centre for Islamic Studies.
١٤. Heisenberg Research Fellow (Institute for Islamic Studies, Berlin).
١٥. Habilitation.
١٦. Rheinische Friedrich-Wilhelms-Universit*t, Bonn.
١٧. http://www.chn.ir.
١٨. University of Bonn-Germany.
١٩. Theologie, Philosophie und Mystik im Zwolferschiitischen Islam des ٩./١٥. Jh: Die Gedankenwelt des Ibn Abi Gumhur al-Ahsaصi (um ٨٣٨/١٤٣٤-٣٥-nach ٩٠٦/١٥٠١), Leiden Brill, ٢٠٠٠.
٢٠. Mutazilite Manuscripts Project (see. http://www. geisteswissenschaften.fu-berlin.de).
٢١. David Sklare.
٢٢. Tzvi Langermann.
٢٣. Bar Ilan University.
٢٤. اين بنياد مركزى است در آلمان كه براى تشويق همكارى استادان آلمانى و اسرائيلى پس از جنگ جهانى دوم تأسيس شده است.
٢٥. Fritez Thyssen Foundation.
٢٦. Wilferd Madelung.
٢٧. Muشtazilism in Islam and Judaism.
٢٨. Ecole Pratique des Hautes Etudes (EPHE).
٢٩. Les ouvrages islamiaues de polemique contre de judaisme.
٣٠. Series on Islamic Philosophy and Theology (Texts and Studies).
٣١. The Iranian Institute of Philosophy, Tehran.
٣٢. The Institute of Islamic Studies, Free University of Berlin.
٣٣. http://userpage.fu-berlin.de
٣٤. Gerda Henkel Foundation
٣٥. Interreligious Polemics in the Ottoman Empire and pre-modern Iran
٣٦. Scaliger Institute (Universiteitsbibliothek Leiden).
٣٧. http:// www.oie.ohio-state.edu.
٣٨. European Research Council (ERC).
٣٩. http://www.fu-berlin.de.
٤٠. Rediscovering Theological Rationalism in the Medieval World of Islam (see ttp://www.geschkult.fu-berlin.de).
٤١. Studies in the Children of Abraham (published by Brill, Leiden).
٤٢. Post-classical Islamic Philosophy Database Initiative (PIPDI).
٤٣. Institute of Islamic Studies, McGill University, Montreal.
٤٤. Institute for Advanced Study, Princeton (Gerda Henkel Stiftung member).
٤٥. Rockefeller Foundation Bellagio Centre).
٤٦. Ishraq: Islamic Philosophy Yearbook.
٤٧. The Institute of philosophy, Russian Academy of Sciences, Moscow.
٤٨. the Iranian Institute of philosophy, Tehran .
٤٩.German-Israeli Frontiers of Humanities (GIFOH).
٥٠. Alexander von Humboldt-Foundation.
٥١. Department or Near Eastern Languages and Civilizations, Harvard University.
٥٢. http://www.geschkult.fu-berlin.de.
٥٣. University of Oxford - England.
٥٤. Robert Gleave.
٥٥. Journal of Islamic Studies, ٢٠٠٤, ١٥(١): PP. ٨٠-٨٢.
٥٦. http://www.bookfinder.com.
٥٧. http://www.ketabname.com.
٥٨. Dieter Bellmann.
٥٩. Richard Gramlich.
٦٠. Rںdiger Lohlker.
٦١. Wolfgang Reuschel.
٦٢. merاGudrun Kr.
٦٣. Wilferd Madelung.
٦٤. http://www.Lovelybooks.de .
٦٥. http://www.irip.ir.
٦٦. http://www.mirasmaktoob.ir.
٦٧. Ibrahim Marazka.
٦٨. http://www.kakaie.com.
٦٩. http://www.kateban.ir.
٧٠. وى مى بايست (جلال الدين دوانى) بوده باشد.
٧١.  http://www.honar.ac.ir.
٧٢. http://www.iricap.com.
٧٣. http://mohse١٣٦١.persianblog.ir.