آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤

نگاهى به دايرة المعارف بزرگ اسلامى جلد ١٥ مدخل ترجمه قرآن
اللهيارى تبريزى مهدى

دائرة المعارف بزرگ اسلامى, ج١٥, مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى, چاپ اول, ١٣٨٧, تهران.

ييكى از بزرگ ترين و مهم ترين مراكز دانشنامه نگارى در ايران, مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامى است كه در سال ١٣٦٢ تأسيس شده است و به سه زبان فارسى, عربى و انگليسى دايرةالمعارف منتشر مى كند. آثار اين مركز با دايرةالمعارف هاى معتبر جهانى مانند: دايرةالمعارف اسلام (ويرايش دوم و سوم)١, دايرة المعارف ايرانيكا٢ و دايرة المعارف بنياد دينى تركيه٣ رقابت جدى دارند و در بيشتر موضوعات مشترك با هم رقابت مى كنند; با اين حال در مدخل هاى مربوطه, ديدگاه خاص خود را دارند, اما اعتبار علمى و تحقيقى ازآن ِ مركزى است كه پشتوانه علمى قوى و قانونمندى داشته باشد.٤
جديدترين مجلد دايرة المعارف بزرگ اسلامى, جلد پانزدهم آن است كه مدخل هاى تربيت تا تفسير نعمانى را دربر مى گيرد. مدخل ترجمه قرآن در ٣٤ صفحه يكى از مقالات مهم و نسبتاً بلند اين مجموعه است كه در اين نوشتار به ١١ صفحه آخر آن خواهيم پرداخت.
از آنجا كه بيشتر اطلاعات و محتويات دايرة المعارف ها و دانشنامه ها معمولاً حرف آخر و درست تلقى مى شوند و خوانندگان در پذيرفتن آن ترديد كمترى دارند, شايسته و بلكه لازم است مديران علمى و نويسندگان, تأمل و تعمق بيشترى به اين امر داشته باشند تا در حد امكان با كمترين اشكال, آن را به طبع برسانند.
متأسفانه مسئولان امر در مدخل ترجمه قرآن جلد پانزدهم كه مورد تحقيق راقم اين سطور قرار گرفته است, دقت و توجه لازم را نداشتند; با مرور مواردى كه در ادامه اين نوشتار خواهد آمد, درمى يابيم اين مدخل با ضبط نادرست اعلام, به روز نبودن اطلاعات و آمار, اغلاط املايى, عدم دقت در آدرس دهى منابع و مآخذ و عدم مراجعه به كتب مربوطه مواجه بوده است.
اميد است در ويرايش دوم كه اين مركز قول آن را داده, مدخل ترجمه قرآن مورد مطالعه و مداقه بيشترى قرار گيرد و چنانچه اين يادداشت ها مورد قبول طبع مديران علمى باشد, آن را در بهسازى و ويرايش دوم مورد نظر قرار دهند.
١ ـ در صفحه ٩٢ ستون دوم, درباره ترجمه هاى موزون و منظوم, اين عبارات آمده است كه: (… در زمان ما نيز كوشش هايى در اين زمينه شده, جزء آخر قرآن با ترجمه مسجع و موزون (قم, ١٣٧٦ ش) از آن محمود صلواتى است. تشابه اين ترجمه با ترجمه هاى موزون كهن… ).
در اين عبارت عدم مراجعه به ترجمه مورد نظر و به روز نبودن اطلاعات چاپ كاملاً مشخص است. از اين اثر ابتدا دو جزء پايانى قرآن مجيد در سال ١٣٧٦ منتشر شده است و همين ترجمه, مورد نظر مؤلف مقاله بوده است. ظاهراً وى از نسخه كامل شده در سال ١٣٨١ خبرى نداشته است.
ترجمه موزون فارسى قرآن كريم به قلم محمود صلواتى, سى جزء كامل به همراه متن عربى در سال ١٣٨١ توسط مؤسسه نشر و تحقيقات ذكر در تهران به چاپ رسيده است.
٢ ـ در صفحه ٩٢ ستون دوم, باز با مؤلفه ترجمه هاى موزون و منظوم, آمده است: (… تا آنجا كه ما مى دانيم, كسى از مترجمان كهن قرآن را به شعر فارسى ترجمه نكرده است… ).
درست است كه از مترجمان كهن, كسى قرآن را به شعر فارسى ترجمه نكرده است, ولى عبارت (… در زمان ما نيز كوشش هايى در اين زمينه شده… ) صحيح نيست; زيرا در ذهن خواننده چنين مى نمايد كه در قبل از (زمان ما) هيچ ترجمه اى از قرآن به شعر وجود نداشته است; حال آنكه حدود دو قرن قبل, صفى على شاه قرآن را به شعر فارسى ترجمه كرده است.
حاجى ميرزا حسن اصفهانى, ملقب به صفى على شاه (١٢٥١ـ١٣١٦ ق) قرآن را با ترجمه شعر فارسى در بحر رمل مسدس بر وزن مثنوى مولوى به نظم كشيده است و در سال ١٣٢٨ شمسى از طرف اسداللّه مصفا در ٦٢٨ صفحه در قطع رحلى در تهران به چاپ رسيده است; همچنين توسط انتشارات خيام در ٨٣٦ صفحه در قطع رحلى بدون تاريخ در تهران به صورت كامل با عنوان ترجمه منظوم قرآن مجيد به چاپ رسيده است.
براى آگاهى بيشتر نك به: (دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى, بهاء الدين خرمشاهى, ص ١٣٧٨; الذريعة, ج ٤, ص ٢٧٩; دايرة المعارف تشيع, ج ٤, ص ٥٦١).
٣ ـ در صفحه ٩٣ ستون اول درباره ترجمه هاى موزون و منظوم, ضبط عبارت (… محمد على محمد… ) خطاست و محمدعلى محمدى صواب است. (نك به: ترجمه منظوم از قرآن كريم; محمدعلى محمدى; قم: حضرت معصومه, ١٣٨١, ٣٧٩ ص وزيرى).
٤ ـ در صفحه ٩٣ ستون اول, درباره ترجمه هاى موزون و منظوم, ضبط عبارت (… شهاب تشكر آژني… ) خطاست و شهاب تشكرى آرانى درست است.
(نك به: قرآن مجيد به ترجمه شعر فارسى, شهاب تشكرى آرانى; تهران: پگاه انديشه, ١٣٨٤, ٦٠٤ ص وزيرى).
٥ ـ در صفحه ٩٣ ستون اول, درباره ترجمه هاى معاصر, ضبط عبارت (در انبوه ترجمه هايى كه پس از اين پديد مى آيد, ديگر هيچ شيوه نو, يا هيچ انديشه و سخن تازه بروز نمى كند… ) خطاست و مقرون به فهم نيست; زيرا نويسنده محترم مشخص نمى كند زمان (پس از اين) چه زمانى است; اما درباره (ديگر هيچ شيوه نو, انديشه و سخن تازه اى بروز نمى كند), بايد گفت: اين حكمى است كلى براى متهم كردن و كهنه انديشى همه مترجمان معاصر قرآن كه هيچ انديشه و سخن تازه اى ندارند.
٦ ـ در صفحه ٩٣ ستون اول, در ادامه مطلب ذكر شده از قسمت بالا چنين آمده است: (اما شايد بتوان ترجمه مهدى الهى قمشه اى را سرآغاز گرايش به فارسى نويسى پنداشت… ).
درباره آغاز گرايش به فارسى نويسى بايد گفت: نخستين كسى كه تلاش كرد در ترجمه اش از شيوه هزارساله ترجمه تحت اللفظى عدول كند و به فارسى نگارى روى بياورد, بصيرالملك شيبانى است; و سال ها قبل از چاپ ترجمه مرحوم الهى قمشه اى ترجمه فارسى بصيرالملك از قرآن مجيد با كشف الإيات, چاپ سنگى شده است. اين قرآن مترجَم به چاپ بصيرالملكى معروف است. (نك به: دايرة المعارف تشيع; ذيل (خاندان شيبانى), ج ٧, ص ٥٠. نيز: الذريعة, ج ٤, ص ١٢٧; ترجمة القرآن (الى الفارسية) لميرزا طاهر بصيرالملك ابن ميرزا احمد كاشانى, المطبوع ١٢٩٩ ق).
در ادامه مطلب بالا چنين آمده است: (… مترجم به راستى از گذشتگان تقليد كرده, و گويى خود, سر فارسى نگارى نداشته است; با اينهمه ادبيات و نثر عمومى زمان در وى بى تأثير نبوده… ). از اين عبارت هاى ضد و نقيض هم چيزى عايد خواننده نمى شود و خواننده دچار سردرگمى مى شود.
٧ ـ در صفحه ٩٣ ستون اول آمده است: (… ٣٠ سال پس از او, [الهى قمشه اى] زين العابدين رهنما كه در فارسى نويسى دستى توانا داشت, ترجمه اى عرضه كرد كه در آن, به راستى دستور زبان فارسى مورد توجه خاص بوده است. از آن پس ديگر هيچ ترجمه اى نمى توان يافت كه بخواهد واژگان قرآنى را لفظ به لفظ به فارسى برگرداند… ).
مطالب ارائه شده در بالا نشان از گستردگى دانش و تلاش فراوان نويسنده محترم مقاله داشته كه توانسته است همه ترجمه هاى فارسى قرآن مجيد بعد از ترجمه زين العابدين رهنما را تا زمان حال با قرآن مقابله كند و تطبيق دهد و چنين فتوايى صادر نمايد كه ديگر هيچ ترجمه اى را نمى توان يافت كه واژگان قرآنى را لفظ به لفظ به فارسى برگرداند. در حاشيه بايد گفت: ترجمه هاى بسيارى هستند كه لفظ به لفظ قرآن را به فارسى برگردانده اند; مانند ترجمه جلال الدين مجتبوى. ايشان در پيشگفتار (مؤخره) ترجمه خود از قرآن مجيد چنين گفته است: (در اين ترجمه بيشتر هم ّ ما [با تشديد ميم] صحّت [= رعايت امانت و دقت و توجه به سبك و صيغه و ساختار و حتى ادات تأكيد] بوده است).
(نك به: قرآن مجيد با ترجمه سيد جلال الدين مجتبوى; تهران: حكمت, ١٣٧١ ش, ٦٤٠ ص وزيرى و نيز: سيدجلال الدين مجتبوى; (معرفى آخرين ترجمه منتشر شده از قرآن مجيد); بينات, س ١, بهار ١٣٧١, ص ١٥٦ـ١٥٧ همچنين, جلال الدين مجتبوى; (درباره آخرين ترجمه قرآن مجيد) بينات, س ٢, تابستان ١٣٧١, ش ٦, ص ١١٩ـ١٢٤).
٨ ـ در صفحه ٩٣ ستون اول آمده است: (… ما اينك فهرستى ـ احتمالاً ناقص ـ از ترجمه هاى سده اخير عرضه مى كنيم و از باب اختصار, تنها سال و نام مترجم را مى آوريم… ).
در اين باره بايد گفت: پذيرفتن عبارات (احتمالاً ناقص, تا آنجا كه ما مى دانيم, شايد… ) براى خواننده دايرة المعارف بزرگ اسلامى كه قرار است يكى از افتخارات علمى و ملى كشور شود, قابل قبول نيست و انتظار خوانندگان بيشتر از اين حرف هاست و چنين مى نمايد كه حتماً فهرست كاملى نيز وجود دارد.
با اين توضيح, راقم اين سطور در ادامه, فهرستى از ترجمه هاى فارسى قرآن مجيد را [ترجمه هاى كامل] همراه با ناشر, محل نشر, سال نشر و تعداد صفحات, به حضور خوانندگان محترم ارائه مى كند:
١ـ مهدى الهى قمشه اى, قم: اسوه, ١٣٧٠ ش, ٦٠٩ ص; ٢ـ شاه ولى اللّه دهلوى, كراچى ـ لاهور, تاج كمپنى, [بى تا], ٧٣٦ ص; ٣ـ محمد كاظم معزّى, قم: اسوه, ١٣٧٢ ش, ٦١١ ص; ٤ـ ابوالقاسم امامى, تهران: سازمان اوقاف, ١٣٧٠ ش, ٦٧٧ ص; ٥ ـ محمدخواجوى, تهران: مولى, ١٣٦٩ ش, ٦٦ « ٣٥٠ « ٥١ص; ٦ـ جلال الدين فارسى, تهران: انجام كتاب, ١٣٦٩ ش, ٧«١٢٠٩ ص; ٧ـ ناصر مكارم شيرازى, قم: دارالقرآن الكريم, ١٣٧٣ ش, ١٣ « ٢ ھ ٦٠٤ ص; ٨ ـ محمود ياسرى, قم: بنياد فرهنگى امام المهدى, ١٣٧٣ ش, ٧ « ٦٠٥ ص; ٩ـ كاظم پور جوادى, تهران: بنياد دائرة المعارف, ١٣٧٢ ش, ٦١٠ ص; ١٠ـ سيدجلال الدين مجتبوى, تهران: حكمت, ١٣٧١ ش, ٦٤٠ ص; ١١ـ محمد مهدى فولادوند, قم: دارالقرآن الكريم, ١٣٧٣ ش, ٦١٠ ص; ١٢ـ ابوالقاسم پاينده, [بى جا], [بى نا], ١٣٥٧ ش, ٣٦٨ ص; ١٣ـ عبدالمحمد آيتى, تهران: سروش, ١٣٦٧ ش, ٦١٣ ص; ١٤ـ محمدباقر بهبودى, [بى جا], مترجم, ١٣٧٢ ش, ٦١٢ ص; ١٥ـ احمد كاويانپور, تهران: اقبال, ١٣٧٢ ش, ١٢٢٤ ص; ١٦ـ حاج عبدالمجيد صادق نوبرى, [بى جا], كتابخانه نوبر, ١٣٦٢ ش, ١٩١٩ ص; ١٧ـ داريوش شاهين, تهران: جاويدان, ١٣٥٩ـ ش, ٢٩٣١ ص; ١٨ـ سيد على نقى فيض الاسلام, [بى جا], [بى نا], [بى تا], ١٦٧٨ ص; ١٩ـ بصيرالملك, تهران: كتاب فروشى اسلاميه, ١٣١٦ ش, ٢ ھ ٥٢٢ ص; ٢٠ـ اشرفى تبريزى, تهران: چاپخانه علمى, ١٣٧٣ ش, ١٠٣٤ ص; ٢١ـ حاج شيخ رضا سراج, تهران: شركت سهامى طبع كتاب, [بى تا], ٥٦٩ ص; ٢٢ـ حكمت آل آقا, تهران: اقبال, ١٣٥٣ ش, ٢ ھ ٤٨٦ ص; ٢٣ـ سيد اسداللّه مصطفوى, [بى نا], [مترجم], [بى تا], ١١٠٢ ص; ٢٤ـ حاج احمد نوانديش, [بى جا], چاپخانه زندگى, ١٣٣٧ ش, ١٥١٠ ص; ٢٥ـ شيخ سعدى[منسوب], كشمير: مطبع ممتاز على مجتباتى, ١٩٨٢ م, ٨٠٠ ص; ٢٦ـ رياض بارى, اكسفورد: شركت انتشارات بين المللى اسلام, ١٣٦٨ـ ش, ٧ « ١٦٤٧ ص; ٢٧ـ بهاءالدين خرمشاهى, تهران: نيلوفر و جامى, ١٣٧٤ ش, ٩٠٢ ص; ٢٨ـ مخدوم نوح سندى, جام شورو ـ سند: سندى ادبى ـ بورد, ١٤٠١ ق, ٤٠ « ٦١٠ ص; ٢٩ـ سيدجمال الدين استرآبادى, تهران: مؤسسه فراهانى, ١٣٩٣ ق, ٦٠٥ ص; ٣٠ـ مصطفى خرم دل, سنندج: احسان, ١٣٧٤ ش, ٣ « ٧٥٣ ص; ٣١ـ بهروز مفيدى شيرازى, كاليفورنيا: تسليم ـ شدگان متحده بين المللى, ١٩٩٥ـ م, ٧٢٠ ص; ٣٢ـ محمدجواد مشكور, تهران: چاپخانه برادران علمى, ١٣٧٠ ش, ٣٨٨ ص; ٣٣ـ صفى على شاه, تهران: خيام, [بى تا], ٨٣٦ ص; ٣٤ـ اميد مجد, نيشابور: مترجم
, ١٣٧٦ ش, ٢ ھ ٦١٠ ص; ٣٥ـ ميرزا ابوالحسن شعرانى, تهران: كتابفروشى اسلاميه, ١٣٧٤ ش, ٦٧٢ ص; ٣٦ـ عبداللّه صمصامى, لندن, [بى نا], ١٣٥٨ ش, ٤٠٩ ص; ٣٧ـ عبدالحسين آيتى, [بى جا], [بى نا], ١٣٢٤ ش, ٤١٦ « ٥٢٤ ص; ٣٨ـ مسعود انصارى خوشابر, تهران: فرزان روز, ١٣٧٧, ٦٢٤ ص; ٣٩ـ على اكبر سرورى, تهران: جمهورى, ١٣٧٧ ش, ٨٧٦ ص; ٤٠ـ اكبر ايران پناه, تهران: پيك فرهنگ, ١٣٧٨, ٢ ھ ٦٠٤ ص; ٤١ـ طاهره صفارزاده, تهران: هنر بيدارى, ١٣٨٠, ١٥٥٦ ص; ٤٢ـ حسين انصاريان, قم: اسوه, ١٣٨٣ ش, ٢ ھ ٦٠٤ ص; ٤٣ـ آيت الله مشكينى, قم: الهادى, ١٣٨٠, ٦١٦ ص; ٤٤ـ ابوالفتوح رازى, قم: قدس, ١٣٧٩, ٧٢ « ٢ ھ ٦٠٤ ص; ٤٥ـ على اكبر طاهرى قزوينى, تهران: قلم, ١٣٨٠, ٦١٢ ص; ٤٦ـ محمدعلى خالدى, دوحه: صالح بن احمدالعبيدى, ١٩٩٦ ص; ٤٧ـ على اصغر حلبى, تهران: اساطير, ١٣٨٠, ٤٠ « ٢ ھ ٦٠٤ ص; ٤٨ـ سيدكاظم ارفع, تهران: فيض كاشانى, ١٣٨١, ٢ ھ ٦٠٤ ص; ٤٩ـ حسينعلى كوثرى, باتسدا,١BEX, ٢٠٠٠ م, « ٦٠٤ « ٨ ص; ٥٠ ـ سيد على موسوى گرمارودى, تهران: قديانى, ١٣٨٣ ش, ٦٩٤ ص; ٥١ ـ سيد مهدى حجتى, قم: بخشايشى, ١٣٨١هـ. ش. , ٦١٦ ص; ٥٢ ـ محمد شائق, تهران: فؤاد, ١٣٨٠هـ. ش. , ١٢٢٤ ص; ٥٣ ـ محمود صلواتى, تهران: مؤسسه نشر و تحقيقات ذكر, ١٣٨١هـ. ش, ٢ ھ ٦٠٤ ص; ٥٤ ـ حسين استاد ولى, قم: اسوه, ١٣٨٥ ش, ٢ھ٦٠٤ ص; ٥٥ ـ سيدمهدى دادور, تهران: جهان آرا, ١٣٨١ ش, ٣٥١ « ١٠١٢ ص; ٥٦ ـ دكتر محمد صادقى تهرانى, قم: كليدر, ١٣٨٢ ش, ٦٠٤ « ٦٠٤ ص; ٥٧ ـ اصغر برزى, تهران: بنياد قرآن, ١٣٨٢ ش, ٦٠٤ ص; ٥٨ ـ ابوالفضل بهرام پور, قم: عصمت, ١٣٨٣ ش, ٦٠٤ ص; ٥٩ ـ محمدعلى رضايى اصفهانى و همكاران, قم: دارالذكر, ١٣٨٣ ش, ٦٤٠ ص; ٦٠ـ سيد حسن ابطحى, قم: بطحاء, ١٤٢٥ ق, ٦٤٤ ص; ٦١ـ كرم خدا امينيان, قم: اسوه, ١٣٨٤ ش, ٦٣٣ ص; ٦٢ـ محمدفقيهى رضايى و همكاران, تهران: محراب قلم, ١٣٨٤ـش, ٦٠٤ ص; ٦٣ـ شهاب تشكرى آرانى, قم: اسوه, ١٣٨٤ ش, ٦١١ ص; ٦٤ـ بابا صفرى, تهران: فرهنگ مشرق زمين, ١٣٨٤ـ ش, ٤٤٦ ص; ٦٥ـ عبدالمجيد معاديخواه, تهران: ذره, ١٣٧٩ ش, ٦٠٤ ص; ٦٦ـ سيد عاشق حسين, سره ـ انگلستان: Publications Islam International, ٢٠٠٣ م, ١٦١٠ ص ; ٦٧ـ على كرمى فريدنى, قم: مؤسسه انتشارات حلم, ١٣٨٤ ش, ٢ ھ ٦٠٤ ص; ٦٨ـ هوشنگ آبان, تهران: فرناس, ١٣٨٥ ش, ٤٥٥ ص; ٦٩ـ عباس پورسيف, تهران, شاهد, ١٣٨٦ ش, ١٥٨٠ ص; ٧٠ـ محمدعلى صالح غفارى, تهران: فقيه, ١٣٨٥ ش, ٧٤٢ ص;

٧١ـ مركز فرهنگ و معارف قرآن, قم: بوستان كتاب, ١٣٨٥ ش, « ٦٠٤ ص; ٧٢ـ سيد محمدرضا صفوى, قم: دفتر نشر معارف, ١٣٨٥ ش, ٦٠٤ ص; ٧٣ـ سيدرضا ابوالمعالى كرمانشاهى, تهران: خاص, ١٣٨٦ ش, « ٦٠٤ ص; ٧٤ـ عباس حداد كاشانى, تهران: حافظ نوين, ١٣٨٤ ش, ٦٢٧ ص; ٧٥ـ مسعود رياعى, تهران: كتاب آشنا, ١٣٨٥ ش, ٦٠٤ ص; ٧٦ـ امير توحيدى, تهران: حافظ نوين, ١٣٨٥ ش, ٧١٥ ص; ٧٧ـ محمد يزدى, تهران: مترجم, ١٣٨٦ ش, ٦٠٤ ص.
٩ـ در صفحه ٩٣ ستون اول آمده است: (… و نيز به حسن پويا (همه شماره هاى هژده گانه ترجمان وحي… ), ارجاع مى دهيم).
در اين مورد بايد گفت: اين آدرس براى ارجاع به خوانندگان اشتباه است و جناب آقاى حسن پويا هيچ نوشته و مطلبى در تمام بيست و سه شماره مجله ترجمان وحى ندارد.
١٠ـ در صفحه ٩٣ ستون اول, مى خوانيم: (… چندين كتاب را كه بيشتر جنبه تفسير داشته اند فرو نهاديم:…).
با وجود فرو نهادن كتاب هايى كه جنبه تفسير داشته اند, در فهرست ارائه شده [احتمالاً ناقص] چندين تفسير وجود دارد كه به آنها اشاره مى كنيم.
درباره عبارت (١٣١٣ ش, ميرزا محمد ثقفى) بايد گفت: از ايشان ترجمه فارسى قرآن مجيد تا كنون چاپ نشده است, بلكه تفسيرى از قرآن مجيد به نام (روان جاويد در پنج جلد از ايشان موجود است نك به: روان جاويد در تفسير قرآن مجيد, حاج ميرزا محمد ثقفى, چاپ ٢, تهران: برهان, ١٣٧٦).
همچنين درباره عبارت (پس از انقلاب: ١٣٥٨ ش, صادق تقوى) گفتنى است: اين نيز تفسير است و از ايشان ترجمه قرآن مجيد موجود نيست, نك به: (ترجمه و تفسير قرآن مجيد به ترتيب نزول سوره ها, تهران, [بى نا], ١٣٥٨, ٣٦٥ ص وزيرى).
نيز درباره عبارت: (١٣٧١ ش, على اكبر قرشى) بايد گفت: اين هم جز ترجمه ها نيست, بلكه تفسيرى است از قرآن با عنوان احسن الحديث (نك به: تفسير احسن الحديث, سيد على اكبر قرشى, چاپ ٢, تهران: مركز چاپ و نشر بعثت).
١١ـ در صفحه ٩٣ ستون اول آمده است: عبارت (شهرام هدايت, ١٣٦١ ش). گفتنى است اين ترجمه هم ترجمه اى كامل از قرآن كريم نيست و مشتمل بر ده جزء اول قرآن است.
(نك به: ترجمه قرآن مجيد; تهران: انتشارات صالحى, ١٣٦١ ش).
١٢ـ در صفحه ٩٣ ستون اول, ضبط عبارت (١٩٨٩, مينّى لاهور), خطاست و چنين مترجم قرآنى, براى كسى شناخته شده نيست. شايد منظور نويسنده محترم (كليم اللّه متين) بوده است (نك به: كليم اللّه متين; ترجمه تفهيم القرآن مودودى, لاهور, دارالعروبة للدعوة الاسلامية, ١٩٨٩).
١٣ـ در صفحه ٩٣ ستون اول, ضبط عبارت (١٣٦٨ ش, رياض آبادى (آكسفرد)) خطاست. چنين مترجم قرآنى هم براى كسى شناخته شده نيست و حتماً منظور نويسنده (رياض بارى) است. (نك به: رياض بارى; ترجمه قرآن, آكسفورد: شركت انتشارات بين المللى اسلام, ١٣٦٨ ش, ١٦٤٧ ص رقعى. اين شركت متعلق به فرقه قاديانى است).
١٤ـ در صفحه ٩٣ ستون دوم, ضبط عبارت (١٣٨١ ش مهدى دادفر) خطاست و مترجمى با اين نام وجود ندارد و (سيد مهدى دادور) درست است (نك به: ترجمه قرآن مجيد به ترجمه فارسى, سيد مهدى دادور; تهران: جهان آرا, ١٣٨١ ش, ١٠١٢ ص وزيرى).
١٥ـ در صفحه ٩٣ ستون دوم, ضبط عبارت (١٣٨٢; محمدصادق تهرانى) خطاست و محمد صادقى تهرانى درست است. (نك به: قرآن مجيد با ترجمه فارسى, محمد صادقى تهرانى; قم: كليدر, ١٣٨٢, ٦٠٤ ص رقعى).
١٦ـ در صفحه ٩٣ ستون دوم, ضبط عبارت (١٣٨٤ ش, محمد فقيهى) ناقص مى باشد و محمد فقيهى رضايى كامل است. (نك به: قرآن مجيد با ترجمه فارسى, محمد فقيهى رضايى; تهران: محراب قلم, ١٣٨٤, ٦٠٤ ص وزيرى).
١٧ـ در صفحه ٩٣ ستون دوم, ضبط عبارت (١٣٧٧ ش, مسعود انصارى) به سبب تشابه اسمى با افراد هم نام, بهتر است نام ايشان را به صورت كامل درج كنيم: مسعود انصارى خوشابر (نك به: ترجمه فارسى قرآن مجيد, مسعود انصارى خوشابر; تهران: فرزان روز, ١٣٧٧ ش, ٦٢٤ ص وزيرى).
١٨ـ در صفحه ٩٣ ستون دوم, در قسمت مآخذ, ضبط عبارت (انصارى, مسعود, شكوه و زيباى در ترجمه قرآن دهلوى), همان [مأخد قبلى ترجمان وحى است] خطاست و در هيچ يك از شماره هاى ترجمان وحى چنين مقاله اى از مسعود انصارى چاپ نشده است, بلكه اين مقاله در بينات, سال سوم, شماره ٢, زمستان ٧٥ و در صفحه هاى ١٠٥ـ١١٣ به چاپ رسيده است.
١٩ـ در صفحه ٩٣ ستون دوم, در قسمت مآخذ, ضبط عبارت (پويا, حسن, ترجمان وحى, قم, ١٣٧٦ ش ببـ , س ١ شمـ ١ ببـ) خطاست. اولاً از آقاى حسن پويا هيچ مطلبى در ترجمان وحى درج نشده است, ثانياً عبارت بعد از ١٣٧٦ ش ببـ ظاهراً افتادگى دارد.
٢٠ـ در صفحه ٩٣ ستون دوم, در قسمت مآخذ, ضبط عبارت (خرمشاهى, بهاء الدين, دانشنامه قرآن, تهران ١٣٧٧) به اين صورت ناقص است. بهتر است در نوشتن و درج مآخذ عبارت آنها را به صورت كامل بنويسيم.
(نك به: بهاءالدين خرمشاهى; دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى, تهران, ١٣٧٧).
٢١ـ در صفحه ٩٥ ستون دوم, ضبط عبارت (… به عنوان سابقه اى در ميان تركان در گروه عالمان شركت كننده در ترجمه قديم طبرى به زبان فارسي… ) صحيح نيست و چنين مى نمايد كه ترجمه جديد طبرى هم وجود دارد.
٢٢ـ در صفحه ٩٥ ستون دوم, درباره ضبط عبارت (… با توجه به اسناد ترجمه هايى كه به صورتهايى همچون نسخ خطى بر جاى مانده, گفته شود كه سده هاى ٧ و ٨ ق را بايد آغاز روى آورى جدى عالمان ترك زبان به ترجمه قرآن دانست. وجود ترجمه هايى تركى در اين دوره زمانى دليل مناسبى است براى پذيرش اين امر كه گرايش تازه مسلمانان ترك در حكومت ايلخانان و احساس نياز به قرآنى مترجم براى يافتن دركى صحيح از دين جديد را سبب شد, اما تازه مسلمانان ترك, به شدت به دريافتهاى جدى از دين اسلام احساس نياز مى كردند… ) بايد گفت: اين مطلب صحيح نيست; چون تركان از سده هاى نخست به اسلام گرويدند و نمى توان تركان مسلمان قرن ٧ و ٨ را تازه مسلمان خواند.
درباره ترجمه قرآن به زبان تركى نيز بايد گفت: (اولين ترجمه قرآن مجيد به زبان تركى در قرن پنجم انجام گرفته و نخستين ترجمه تركى بر مبناى ترجمه هاى فارسى بوده و يا با آن همزمان است, يا در نيمه اول قرن پنجم هجرى / يازدهم ميلادى به عمل درآمده است. Poonawala, ١٩٩٠, p.١٦٢; Karimi-Hakkak, ١٩٩٨, p٥١٥) نيز (ر. ك به: ترجمه پژوهى قرآنى; ترجمه بهاء الدين خرمشاهى, ترجمان وحى, شماره ١٧, ص٧٣. همچنين نك به:

Qurصan Translation: Discourse, Texture, and Exegesis, By Hussein Abdul-Raof, (Richmond, Curzon, ٢٠٠١. xiv+١٩٧pp.(

٢٣ـ در صفحه ٩٦ ستون دوم آمده است: (در شبه قاره هند بر خلاف قديم الاسلام بودن, عالمان اين ديار بسيار دير به ترجمه قرآن روى آوردند. غلبه زبان فارسى دست كم به عنوان زبان رسمى, از دلايل مهمى بود كه نه تنها ترجمه هاى فارسى كاملاً پاسخگوى جامعه شده باشد, بلكه كسانى چون ولى اللّه دهلوى نيز خود, قرآن را به فارسى ترجمه كنند). در جمله هاى بالا يك ناهماهنگى و سستى به چشم مى خورد. ظاهراً قسمتى از جمله يا عبارتى از آن افتاده است; چون ارتباطى بين جمله ها و درك درست معانى وجود ندارد.
٢٤ـ در صفحه ٩٦ ستون دوم, ضبط عبارت (جين يى جيو, پژوهشگر معاصر چيني… ) خطاست, نام اين پژوهشگر چينى جين و نام خانوادگى او يى جيو است; البته در عبارت بالا فاصله ها رعايت نشده و براى خواننده مشخص نيست, ولى با نگاهى به صفحات ديگر مقاله مثلاً صفحه ١٠٢ و عبارت (جيو, جين يى, قرآن در چين), معلوم مى شود در ضبط نام اين پژوهشگر چينى اشباهى رخ نموده است (نك به: (قرآن در چين); نوشته جين يى جيو; برگردان محسن جعفرى مذهب; ترجمان وحى, س ٢, ش ٤, اسفند ١٣٧٧. پاورقى اول, ص ٢٧.

Jin Yijiu (The Quran in china) Contributions to Asian Studies XVII (n. d.): ٩٥-١٠١).

٢٥ـ در صفحه ٩٦ ستون دوم, ضبط مأخذ در عبارت (اما به سبب پيشگامى آن در ميان ديگر ترجمه ها در جنوب شرق آسيا بسيار ارزشمند مى نمايد (نك: قرائى. (npn)… ) به اين صورت خطاست. براى ارجاع به مآخذ بهتر است به منابع دست اول رجوع شود. (نك به: The Quran and its Translators: (قرآن و مترجمانش), على قلى قرائى; التوحيد, ١٢, ٢, تهران, ١٩٩٤).
٢٦ـ در صفحه ٩٧ ستون اول, در سرخط (ترجمه قرآن به زبانهاى غير اسلامى) چنين مى نمايد كه تا قبل از اين عنوان بحث بر سر ترجمه هاى زبان هاى اسلامى بوده است, در حالى كه در صفحه ٩٦ ستون دوم, بحث درباره ترجمه هاى چينى است و زبان چينى زبانى غير اسلامى است.
٢٧ـ در صفحه ٩٧ ستون دوم, ضبط عبارت (… در ادامه به عنوان نخستين تلاشها در ترجمه, بايد به كار روبر كتونى اشاره كرد… . ) خطاست و رابرت / روبرت كتونى / اهل كتون صحيح است. (نك به: ترجمان وحى, ش ٧, ص ٣٦. (Robert of Ketton (Robertus Ketenesis).
٢٨ـ در صفحه ٩٧ ستون دوم, ضبط عبارت (او كه به درخواست پيتر مقدس, راهب دير كتونى (١١٥٦ـ١٠٩٢) و با همكارى مسلمانى به نام محمد به اين كار مبادرت ورزيد, … ) خطاست و (… راهب دير كلوني… ) درست است. (اولين بار قرآن به دستور پيتر مقدس (١١٥٦ـ١٠٩٢), راهب معروف دير كلونى (Cluny) به زبان لاتين ترجمه شد) (نك به: ترجمان وحى, ش ٧, ص ٣٦).
٢٩ـ در صفحه ٩٨ ستون دوم, درباره ضبط عبارت (اما برخى كسان همچون يوزف اسكاليه (١٥٤٠ـ١٦٠٩) انديشمند هلندى سخن در بطلان اين نظريه دادند حديدى, نخستين, … ٣٩)… بايد گفت: اولاً چنين مطلبى در مقاله فوق وجود ندارد; ثانياً ضبط عبارت (يوزف اسكاليه, انديشمند هلندى) خطا و ژوزف اسكاليژه, انديشمند فرانسوى صحيح است. علت ضبط آن به اين صورت, اين است كه چون اين فرد فرانسوى است, نام وى را بايد ژوزف اسكاليژه خواند; چون اصلاً در زبان هلندى حرف ژ وجود ندارد. (نك به: Joseph Scaliger ترجمان وحى, ش ٧, ص ٣٩. نيز: Wikipedia در شبكه جهانى اينترنت).
٣٠ـ در صفحه ٩٨ ستون اول, ضبط عبارت (نخستين ترجمه قرآن كريم به انگليسى توسط الكساندر راسل (١٥٩٢ـ١٦٥٢) انجام شد), خطاست و الكساندر راس درست است. اين اشتباه در چندين جاى ديگر مقاله تكرار شده است و واقعاً خطاى بزرگى است. شايد علت اين اشتباه, شباهت نام راس با راسل فيلسوف نامدار قرن بيستم انگلستان باشد كه اين هم دور مى نمايد و شايد هم به خاطر بى دقتى و عدم اطلاع نويسنده بوده است (نك به: مقاله الكساندر راس و نخستين ترجمه انگليسى قرآن كريم; نوشته نبيل مطر ترجمه عباس امام در ترجمان وحى, ش ١٧, ص ٤٥. نيز:

Alexander Ross and the First English Translation of the Qurصan, by Nabil Matar, The Muslim World, Vol. ٨٨, No. ١, January ١٩٩٨).

٣١ـ در صفحه ٩٨ ستون دوم, چندجا (… كشيش ايتاليايى لودوويكو مراچي… ) و يك بار هم (مراچّى) آمده كه خطاست و لودوويكو ماراچى صحيح است. (نك به: Ludovico Marracci; ترجمان وحى, ش ٧, ص ٤٠).
٣٢ـ در صفحه ٩٩ ستون اول, ضبط عبارت (… بهره گيرى از تفاسير قرآن همچون در المنثور… ) بدين صورت خطاست, فاصله بين در و المنثور و ايرانيك نبودن (در) و ايرانيك بودن المنثور اين دو را دو كلمه جدا از هم مى نمايد و دُرالمنثور يا الدُرالمنثور درست است.
٣٣ـ در صفحه ٩٩ ستون دوم, ضبط عبارت (… توجه كسى چون آربرى را چنان به خود معطوف كرد كه پس از اثر پرارجش درباره واژگان دخيل در قرآن كريم… ) خطاست. در اين باره بايد گفت: آرتور آربرى كتابى به نام واژگان دخيل در قرآن كريم ندارند و آرتور جفرى صاحب اين كتاب است. اين اشتباه احتمالاً به سبب عدم آگاهى يا شباهت اسمى آرتور جفرى با آرتور آربرى رخ نموده است (نك به: آرتور جفرى; واژگان دخيل در قرآن مجيد; ترجمه فريدون بدره اى; تهران: توس, ١٣٦٩; چاپ جديد با اضافات و تعليقات, تهران. توس, ١٣٧٦ و نيز:

Cf. A. Jeffery, The Foreign Vocabulary of the Qurصan, Oriental Institute, Baroda, ١٩٣٨).

٣٤ـ در صفحه ١٠١ ستون اول, درباره عبارت (… اندك زمانى پس از چاپ اثر كراچكوفسكى, در آلمان رودى پارت, اسلام شناس, قرآن پژوه و درس آموخته دانشگاه توبينگين, اين كتاب را به آلمانى ترجمه كرد… ) بايد گفت: واقعاً عبارت غريبى است; رودى پارت, هرگز ترجمه قرآن (كراچوفسكى) را به آلمانى ترجمه نكرده, از ترجمه هاى پيشين قرآن هم استفاده ننموده است, بلكه او خود مستقيماً قرآن را از اصل عربى آن به زبان آلمانى برگردانده است و اين مطلب را در مقدمه ترجمه خود آورده است (نك به: ترجمان وحى, مسعود منصورى; سال چهارم, شماره هشتم مقاله (تأملى در برخى از نقاط قوت و ضعف ترجمه رودى پارت); ص ٣٦. نيز همان, مقاله (به ياد روى پارت), ويليام ا گراهام, ترجمه عباس امام, ش ١٨, ص ٧٩).
مشخصات كتاب شناختى اصل انگليسى مقاله فوق به شرح زير است:

William A. Graham, اIn Memoriam Rudi Paret (١٩٠١-١٩٨٣)ب, The Muslim World, ٧٣iii (١٩٨٣), pp. ١٣٣-١٤١.

٣٥ـ در صفحه ١٠١ ستون دوم, ضبط نام (… محمد جواد حديدي… ) خطاست و جواد حديدى صحيح است (نك به: (در سوگ خادم بزرگ قرآن, استاد ادب, روانشاد دكتر جواد حديدى), بهاءالدين خرمشاهى, ترجمان وحى, ش ١١, ص ٥).
٣٦ـ در صفحه ص ١٠١ ستون دوم, درباره عبارت (…برخى ترجمه ها همچون ترجمه انگليسى طاهره صفارزاده… , بسيار مورد توجه جوامع علمى قرار گرفته… انصارى, ٢٤ ببـ… ) بايد گفت: اولاً در اين مقاله فقط ترجمه فارسى خانم صفارزاده از قرآن مجيد مورد نقد و بررسى قرار گرفته و هيچ صحبتى از ترجمه انگليسى به ميان نيامده است; ثانياً نقد ترجمه انگليسى قرآن خانم صفارزاده در حوزه تخصص آقاى مسعود انصارى نيست; ثالثاً تا كنون در هيچ يك از نشريات داخل و خارج از كشور هيچ گونه نقد يا تقريظى (review) نسبت به ترجمه انگليسى خانم صفارزاده نوشته نشده است (نك به: (مقاله نقدى بر ترجمه خانم دكتر صفارزاده از قرآن مجيد); مسعود انصارى; ترجمان وحى, ش ١١, ص ٢٤).
٣٧ـ در صفحه ١٠١ ستون دوم, ضبط عبارت (… ترجمه فرانسه از قرآن كريم از يحيى علوى و محمدجواد حديدي… ) ناقص و خطاست. ترجمه فرانسوى يحيى علوى و جواد حديدى فقط ترجمه و تفسير سوره فاتحه و بقره, يعنى سه جزء اول قرآن كريم است. در عبارت ذكرشده چنين مى نمايد كه اين ترجمه كامل است. براى طلاع خوانندگان دادن اطلاعات كامل و درست چاپ ضرورى است:

Le Coran, Voilˆ le Livre, Tome Premier, al-Fatiha et al-Baqara, (Sourates ١ et ٢), Traduction annotee accompagnژe dصژtudes, de concordances et de lexiques, par Yahya شAlawi et Javad Hadidi

٣٨ـ در صفحه ١٠٢ ستون اول, در قسمت مآخذ, ضبط عبارت (… نقدى بر ترجمه دكتر خانم صفارزاده از قرآن كريم) خطاست و نقدى بر ترجمه خانم دكتر صفارزاده از قرآن مجيد صحيح است (نك به: ترجمان وحى, ش ١١, ص ٢٤).
٣٩ ـ در صفحه ١٠٢ ستون اول, در قسمت مآخذ, ضبط نام (… محمود على حسينات… ) خطاست و محمود العلى حسينات درست است (نك به: (ترجمه شاعر آلمانى فريدريش روكرت); نوشته دكتر محمود العلى حسينات, ترجمان وحى, ش ٧, ص ٦٩).
٤٠ ـ در صفحه ١٠٢ ستون دوم, در قسمت مآخذ, ضبط نام (… Qara'i, Ali Qull… ) خطاست و Qara'i, Ali Quli درست است.
در پايان اين نوشتار ضمن احترام به نويسندگان محترم مدخل ترجمه قرآن, خاطرنشان مى سازم: اگر اين مدخل باز هم مورد نقادى دقيق ترى قرار گيرد, اشكالات بيشترى ظهور خواهد كرد.

١. The Encyclopedia of Islam.
٢. Encyclopedia Iranica.
٣. Diyanet Varei Islam Ansiklopeidis Turkiye.
٤. عارف نوشاهى; آينه ميراث, شماره پياپى ٢٢, ص ٩٣.