آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦
درگذشتگان
اخبار
آيت اللّه فهرى زنجانى
حضرت آيت اللّه آقاى حاج سيد احمد فهرى زنجانى (قد) يكى از علماى خدوم و پر تلاش تشيع بود. فقيد سعيد در سال ١٣٤٠ ق در زنجان, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم حجت الاسلام حاج سيد سجاد فهرى (م. ١٣٩٥ ق) يكى از فحول وعاظ و خطباى شهر بود كه ادبيات و مقدمات علوم را به فرزندش بياموخت. سپس در سال ١٣٥٦ ق به هم مهاجرت كرد و به درس سطح (شرح لمعه و مكاسب) آيت اللّه مرعشى نجفى حضور يافت. و در سال ١٣٦٠ ق ١٣٢٠ ش به نجف اشرف مشرف شد و باقى مانده سطوح را نزد آيت اللّه ميرزا باقر زنجانى فرا گرفت و پس از آن به درس خارج حضرت آيت اللّه العظمى خويى و آيت اللّه آقا سيد جمال گلپايگانى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و اين همه سال به طول انجاميد. در سال ١٣٣٠ به ايران بازگشت و در كرمانشاه ساكن شد و در مسجد جمعه به اقامه جماعت و تبليغ دين و تأليف پرداخت و با فرق منحرف و گمراه به مبارزه برخاست. سپس در سال ١٣٤٥ ش به تهران آمد و به تأليف و ترجمه آثار فراوان پرداخت. او پس از پيروزى انقلاب اسلامى , به سمت نمايندگى امام خمينى و مقام معظم رهبرى در سوريه منصوب شد و در مدت ٢٥ سال آن سامان به خدمات فراوان , موفق شد. او در آن كشور علاوه بر اقامه جماعت در حرم حضرت زينب (س) به بازسازى حرم حضرت رقيه و احداث مرقد عمار ياسر, اويس قرنى , حجربن عدى و شهداى صفين , بيمارستان امام خمينى و تأسيس و توليت حوزه علميه امام خمينى و تدريس و پرورش طلاب علوم دينى پرداخت و كتاب هاى بسيار نيز تأليف نمود.
برخى از آثار او عبارت اند از:
١. ترجمه حضال صدوق;
٢. ترجمه غيبت نعمانى;
٣. ترجمه لهوف سيد بن طاوس ( به نام (آهى سوزان بر فرار شهيدان));
٤. ترجمه عبداللّه بن سبا علامه عسكرى ( به نام عبداللّه سبا و افسانه هاى ساختگى);
٥. ترجمه شرح دعاى سحر امام خمينى (به نام پرواز در ملكوت);
٦. ترجمه رساله طلب و اراده امام خمينى;
٧. ترجمه رساله مصباح الهداية امام خمينى;
٨. تعريب كتاب معراج السالكين امام خمينى ( به نام الآداب المعنوية للصلاة);
٩. ترجمه و شرح صحيفه سجاديه;
١٠. ترجمه الاسس المنطقية للاستقراء شهيد سيد محمد باقر صدر (به نام مبانى منطقى استقراء);
١١. دروس فى تفسير القرآن;
١٢ . شمع سحر ـ در آداب نماز شب;
١٣. مراقد اهل بيت در شام;
١٤. الرياء و العجب;
١٥. بحث علمى و تحقيقى حول اولى الامر;
١٦. معراج روحانى;
١٧. سالار شهيدان (نقد شهيد جاويد و علل قيام امام حسين (ع) ).
سرانجام آن عالم بزرگوار و خدمتگذار دين , در ٨٥ سالگى, در ١١ تير ماه ١٣٨٥ ش ٦ /جمادى الثانى ١٤٢٧ ق بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع در مشهد مقدس در دارالزهد حرم مطهر حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) به خاك خفت .
آيت اللّه فلسفى
فقيه بزرگوار حضرت آيت اللّه آقاى حاج ميرزا على فلسفى, چراغ فروزان فقاهت در رحوزه علميه مشهد مقدس به شمار مى رفت. آن عالم بزرگ در سال ١٣٤٠ ق/ ١٣٠٠ش در تهران, در بيت علم و فضيلت و فقاهت به دنيا آمد. پدر عاليقدرش فقيه معظم حضرت آيت اللّه آقاى حاج شيخ محمد رضا تنكابنى (١٢٨٢ ـ ١٣٨٥ ق) از علماى بزرگ تهران و از شاگردان برجسته آيات عظام: ميرزا حبيب اللّه رشتى, آخوند خراسانى, ملاعلى نهاوندى و سيد كاظم يزدى بود كه حدود چهل سال توليت و تدريس مدرسه و مسجد فيلسوف الدوله را بر عهده داشت و منشأ خدمات فراوان بود (محمد شريف رازى, گنجينه دانشمندان , ج ٤ ص ٤٠٦ ـ ٤٠٩). فقيد سعيد, ادبيات و سطوح را در تهران نزد والد ماجدش و ديگران بياموخت و در سال ١٣٢٤ ش رهسپار حوزه علميه نجف اشرف شد و در آن آستان مقدس, از دروس آيات عظام: سيد عبدالهادى شيرازى, شيخ محمد على كاظمينى و آقاى خويى بهره هاى فراوان برد و اين همه شانزده سال به طول انجاميد . وى در كنار تحصيل, به تدريس سطوح عالى روى آورد و ساليان دراز, رسائل و كفايه تدريس نمود و شاگردان فراوان تربيت كرد (كه از جمله آنان حضرات آيات: سيد مرتضى نجومى كرمانشاهى و ميرزا محسن محدث زاده قمى است. معظم له در سال ١٣٤٠ ش پس از اخذ اجازه اجتهاد از آيت اللّه خويى , به زادگاهش بازگشت و به تدريس خارج فقه و اصول و اقامه جماعت در مسجد لرزاده پرداخت و تمام طبقات را از دانش خويش بهره مند ساخت. سپس در سال ١٣٥٠ به دعوت آيت اللّه العظمى ميلانى به مشهد مقدس مشرف شد و بساط تدريس و تبليغ دين را در آن سامان گسترد و تا پايان عمر شريفش هزاران نفر از شاگردان مكتب امام صادق(ع) را تربيت نمود و با اقامه جماعت در مسجد شهدا و سخنرانى هاى خويش (در ماه مبارك رمضان و شب هاى جمعه) جان هاى تشنه را از زلال علوم اهل بيت سيراب ساخت. وى , فقيهى زاهد, متقى, خوش محضر, خوش سخن و متواضع بود و در حرم مطهر امام هشتم, زيارت جامعه كبيره را در كمال ادب و فروتنى ايستاده و از حفظ مى خواند. جان كلام او احاديث اهل بيت بود و خود بدان عمل مى كرد. وى از پيشگامان حركت و مبارزه با رژيم شاه بود و نامش هماره, ذيل اعلاميه هاى علماى مشهد ديده مى شد و پس از پيروزى انقلاب اسلامى , براى تدوين قانون اساسى از استان خراسان رهسپار مجلس خبرگان شد. از آثار اوست:
١. تقريرات درس فقه آيت اللّه خويى(عبادات و مكاسب);
٢. تقريرات درس اصول آيت اللّه خويى;
٣. نوشتارهاى متعدد فقهى و اصولى.
سرانجام آن عالم بزرگوار, در ٨٤ سالگى, در روز چهارشنبه تاسوعاى حسينى (٩ محرم الحرام ١٤٢٧ با ١٩ بهمن ١٣٨٤ ش) بدرود زندگى گفت و پيكر پاكش در يازدهم محرم با حضور هزاران نفر تشييع و پس از نماز آيت اللّه العظمى وحيد خراسانى بر آ ن, در دارالسرورحرم مطهر امام رضا به خاك سپرده شد و در غم فقدانش , از سوى مقام معظم رهبرى و مراجع تقليد پيام ها و اعلاميه هاى فراوان صادر شد.
*
آيت اللّه علوى بروجردىآيت اللّه آقاى حاج سيد محمد حسين علوى طباطبايى بروجردى يكى از مشاهير علماى تهران به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال ١٣٠٤ ش (١٣٤٤ق) در بروجرد در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم حجت الاسلام حاج سيد ابوالقاسم علومى و نيايش مرحوم آيت الله حاج سيد محمد حسين علوى از شاگردان ميرزاى شيرازى و از علماى بزرگ بروجرد و مادرش هم صبيه مرحوم آيت الله حاج سيد على اصغر سلطان العلماء بروجرد (پدر بزرگوار آيت الله سيد محمد باقر سلطانى طباطبايى) بود. معظم له در چنين خانواده عميق و عريق - كه شرافت حسب و جلالت نسب را با علم و عمل توأم ساخته بودند ـ باليد و پس از دوران كودكى و اخذ تحصيلات علوم جديد و گرفتن ديپلم علمى در سال ١٣٢٣ ش به اقتضاى شوق فطرى و اقتضاى سيره خانوادگى رهسپار حوزه علميه قم شد و سطوح را نزد اساتيدى چون آيات معظم سلطانى طباطبايى (مكاسب) و فكور يزدى ( شرح منظومه) فرا گرفت و پس از آن به مدرسه هاى خارج آيات عظام آقاى بروجردى (فقه), امام خمينى (اصول), علامه طباطبايى (تفسير و فلسفه), گلپايگانى و داماد حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و در ١٣٢٨ به شرف مصاهرت آيت اللّه العظمى بروجردى نايل آمد و علاوه بر شاگردى, امين و معتمد معظم له نيز قرار گرفت. پس از درگذشت آيت اللّه بروجردى به تهران رفت (١٣٤٠ ش) و پس از وفات مرحوم آيت اللّه حاج سيد محمد باقر بحرالعلوم تهرانى ـ امام جماعت مسجد قحريه ـ به درخواست علماى تهران به امامت جماعت آن مسجد برگزيده شد و در نخستين روز اقامه جماعت تمام علماى تهران مانند آيات عظام: شيخ محمد رضا تنكابنى, شيخ محمد تقى آملى, سيد احمد خوانسارى, مير سيد محمد بهبهانى و شيخ بهاء الدين نورى بدو اقتدا نمودند و بدين سان وى در رديف يكى از مشاهير فضلاى تهران به شمار آمد. او در اين مسجد با جديّت تمام به تبليغ دين و بيانِ احكام و عقايد و تفسير قرآن پرداخت و بسيارى از جوانان را با روش و منش اسلامى پرورش داد. او به تربيت نسل جوان اهتمام بسيار داشت وانجمن اسلامى جوانان را تأسيس كرد و براى آنان در منزل خويش كلاس هاى متعدد برگزار نمود . وى از حافظه اى قوى, خطى زيبا و بيانى شيوا برخوردار بود و بر تاريخ و ادبيات و اشعار فارسى و عربى و زبان انگليسى تسلّط فروان داشت و بدان تكلم مى كرد. او در حركت روحانيت در غائله انجمن هاى ايالتى و ولايتى (١٣٤١ش) همراه با
مرجعيت و روحانيت همگام شد و در مجالس علما شركت فعال داشت و سخنگوى آنان در برخورد با مقامات دولتى (مانند پاكروان) بود و بسيارى از اعلاميه هاى تهران را مى نوشت. از تأليفات اوست: ١. خاطرات زندگى آيت اللّه العظمى بروجردى ( چاپ شده), ٢. تقريرات درس فقه آيت اللّه بروجردى; ٣ . تقريرات درس اصول امام خمينى; ٤ . رساله در عدالت; ٥. تفسير قرآن (سوره حمد و مقدارى از بقره).
وى در تهران حسينيه علوى و در بروجرد حسينه و كتابخانه و درمانگاه علوى را با كمك مؤمنان بنياد نهاد و خدمات بسيار علمى و اجتماعى به مردم تهران نمود.
سرانجام آن عالم خدوم و بزرگوار در ٨٢ سالگى در ٦ خرداد ١٣٨٥ / ١٤٢٧ ق بدرود حيات گفت و پيكر پاكش درقم پس از تشييع با شكوه و نماز آيت اللّه العظمى وحيد خراسانى, در مقبره خانوادگى در صحن حرم مطهر حضرت معصومه (س) به خاك سپرده شد. در غم فقدانش از سوى مقام معظم رهبرى و مراجع عاليقدر پيام هاى تسليت متعدد به فرزند برومندش آيت اللّه سيد جواد علوى طباطبايى صادر شد.
*
آيت اللّه يوسفى غروىآيت اللّه حاج شيخ محمد يوسفى غروى يكى از علماى حوزه علميه قم بود. فقيد سعيد در سال ١٣٠٣ ش/١٣٤٣ ق در نجف آباد به دنيا آمد و پس از تحصيلات تحستين, ادبيات عرب را در زادگاهش نزد آقا شيخ احمد حجى و شيخ احمد حكيم نجف آبادى آموخت. سپس به اصفهان رفت و حاشيه و شرح شمسيه (در منطق) را نزد آيت اللّه شهيد شمس آبادى فرا گرفت. سپس به حوزه علميه قم آمد و اندكى از سطوح را نزد امام خمينى فراگرفت و پس از آن در ١٣٢٢ ش به نجف اشرف مهاجرت كرد و سطوح عالى را نزد اساتيدى چون مرحوم آيت اللّه شيخ مجتبى لنكرانى آموخت. سپس به درس خارج آيات عظام : شاهرودى, حكيم, سيد عبدالهادى شيرازى و خويى (يك سال) حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت . پس از ورود امام خمينى به نجف در درس ايشان نيز حضور يافت و مورد توجه فراوان ايشان قرار گرفت و از سوى معظم له همراه با مرحوم آيت اللّه شيخ غلامرضا عرفانيان عهده دار تطبيق تعليقه امام بر عروه با ساير فتاوايشان شد. او درس ها را با مرحوم آيت اللّه آقا مصطفى خمينى پيش مباحثه و مذاكره مى نمود و در جلسه استفتاى امام و آيت اللّه شاهرودى نيز شركت مى كرد. وى درس هاى آيت اللّه شاهرودى را براى گروهى تقرير مى نمود و براى عده اى هم (مانند فرزندانش استاد شيخ محمد هادى يوسفى و مرحوم شيخ محمد جعفر يوسفى) شرح لمعه را تدريس مى نمود.
او با نظام بعث, مخالفت آشكار و فراوان داشت و خانواده و فرزندانش را با افكار انقلابى شهيد صدر پرورش داد و دو فرزندش (شيخ محمد سجاد و شيخ محمد مهدى) هم در اين راه به شهادت رسيدند . او در نجف به جز تحصيل و تدريس به كار تأليف و تحقيق نيز اشتغال داشت تا اينكه در سال ١٣٦٩ ش از ظلم رژيم بعثى به قم آمد ودوران نقاهت و بيمارى اش در اين شهر به سر برد. برخى از آثار او عبارت انداز:
١. آيات الانوار فى فضائل النبى و آله الاطهار (مستدرك تأويل الآيات شرف الدين استرآبادى), چاپ شده;
٢. تأويل الآيات الظاهرة فى فضائل النبى و عترته الطاهرة , تحقيق, ٢ج, بيروت;
٣. بحار الانوار, ج ٢٩ ـ ٣٠ (ملاحم و فتن) , تحقيق, بيروت;
٤. صحيفة الابرار (در منابع اخبار بحار).
آن عالم بزرگوار در ٨٢ سالگى در روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ١٣٨٥ / ١٨ جمادى الاولى ١٤٢٧ ق بدورد حيات گفت و پيكر پاكش روز جمعه پس از تشييع و نماز آيت اللّه سيد كاظم حايرى در بقعة العلماى قبرستان باغ بهشت قم به خاك خفت. ناصر الدين انصارى قمى
فرهنگى
معرفى مجله يك بين المللى در حوزه مطالعات شيعى ١. مقدمهبا نگاهى گذرا به سير مطالعات شيعى در غرب درخواهيم يافت كه انقلاب اسلامى ايران به عنوان يك نقطه عطف, جهان غرب را وادار نمود تا بخش شايان توجهى از توان تحقيقى و مطالعاتى خود را به حوزه شيعه شناسى اختصاص دهد. صرف نظر از اغراض متفاوت نهفته در وراى اين جريان, آشنايى ما با آثار و نظريات متفكران غربى به ويژه در حوزه مطالعات شيعى امرى شايسته و بايسته است; از اين رو در اين نوشتار برآنيم تا به معرفى يك نشريه بين المللى بپردازيم, نشريه اى كه سعى دارد گام هاى بلندى در راه شناساندن مكتب تشيع در غرب انگليسى زبان بردارد. اين نشريه نوظهور را مى توان اولين نشريه تخصصى در حوزه مطالعات شيعى قلمداد كرد. ٢ . عنوان نشريه
اين نشريه به زبان انگليسى منتشر مى شود و عنوان روى جلد آن چنين است:
International Journal Of Shi studies
كه به اختصار از آن با نام (IJSS) ياد مى شود. مجله بين المللى مطالعات شيعى, ترجمه فارسى اين عنوان است. ظاهراً به كارگيرى واژه (shiشi) به جاى (shiشite)به هدف خاصى صورت گرفته است. آن گونه كه در سر مقاله اولين شماره نشريه آمده است (shiشite), قديمى است و استعمال آن به قرون ١٨ و ١٩م باز مى گردد و لذا جايگاه چندانى در ادبيات امروزى ندارد و حتى يك نوع بار منفى دارد.
همينطور توجه خاصى به استعمال واژه (shiشite) به جاى (shiشism) از طرف مدير مسئول نشريه وجود دارد و لذا در سرتاسر مجله از تعبير (تشيع) استفاده مى شود. ادريس السماوى مى نويسد: (واژه هاى Shiite و Shiism كه از جانب مستشرقان به كار مى رود به قرون ١٨ و ١٩ ميلادى باز مى گردد. پسوند (ايسم) (ism) دلالت بر يك نام انتزاعى دارد, در حالى كه نام خاص تشيع بيانگر يك فرآيند و نوعى تحول است. همان گونه كه امام صادق(ع) فرمود: (انما سمّوا شيعة لانهم خلقوا من شعاع نورنا) اين, يك فرآيند تحولى و رشدى در قلب و ذهن انسان است و حتى در مورد اسلام ما نمى گوييم: (اسلاميسم) (Islamism) يا (محمد نيسم) (Muhammadanism) بلكه فقط مى گوييم (اسلام). بنابراين ما از اولين شماره نشريه خود در هيچ مقاله اى, اجازه استفاده از لغت (شيعيسم) را نداده ايم و همواره به جاى آن از لغت (تشيع) استفاده مى نماييم.)١ ٣. شكل ظاهرى نشريه
مجله بين المللى مطالعات شيعى در قطع رقعى و با حدود دويست صفحه در هر شماره منتشر مى گردد. طرح روى جلد آن صفحه تهذيب شده اى است كه در وسط دايره اى شكل آن, آيه شريفه (هنالك الولاية لله الحق)٢ درج شده است.
اينكه چرا اين آيه بر روى جلد تمام شماره هاى اين نشريه مى آيد سؤالى است كه نتيجه آن قطعاً با مبانى فكرى گردانندگان نشريه بى ارتباط نيست. ظاهراً مفهوم (ولايت), دغدغه مهم صاحبان نشريه مى باشد. شايد بتوان از ميان اظهارات مدير مسئول اين نشريه, ردّپايى براى اين ايده پيدا كرد. دكتر السماوى در مصاحبه اختصاصى با فصلنامه تخصصى شيعه شناسى اين گونه اظهار مى دارد:
(رويكرد جديدى كه مورد توجه من بوده و به آن رسيده ام اين است كه ببينيم تشيع چه دارد و چه بايد عرضه كند. اگر ما چيزى براى عرضه داريم كه ساير مذاهب ندارند همان مفهوم (ولايت) است. در ارايه اسلام به دانشجويانم در غرب با تبيين مفهوم ولايت شروع مى كنم. اين يكى از مفاهيمى است كه ما شيعيان نيز به آن توجه نمى كنيم. وقتى بحث ولايت مطرح مى شود تصور مى كنيم بحث ولايت اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است. ولايت اهل بيت بدون ولايت خدا معنى ندارد. در حديثى آمده است كه اسلام بر پنچ چيز مبتنى است و يكى از مواردش هم ولايت است. اين ولايت در برگيرنده تمام جنبه هاى اسلام است. بين هر دو چيز در عالم, يك رابطه ولايى وجود دارد… توجه كنيد كه وقتى به اين مسئله مى پردازيم چيزى درباره عقايد طرح نمى كنيم. وقتى دانشجويان به اين مباحث توجه مى كنند مى بينيم كه نورى در چهره اشان ظاهر مى شود, چيزى برايشان روشن مى شود. بنابراين آنها دنبال اين مفاهيم هستند… پس شما وقتى فرآيندهاى عرفانى را عرضه مى كنيد ـ نه يك سلسله عقايد را ـ با اقبال بيشترى مواجه مى شويد… اين سلسله عقايد هيچ جاذبه اى براى دانشجويان ندارد ولى اگر بحث, جنبه معنوى پيدا كند, برايشان جاذبه زيادى دارد). همو در جاى ديگرى مى گويد:
(… مطمئنم كه هيچ راهى براى نفوذ به دل هاى مردم غرب, بهتر از تبيين واقعى مفهوم ولايت نيست. اكنون من در حال نوشتن كتابى در مورد اسلام هستم كه در آن تلاش مى كنم تمام جنبه هاى اسلام را در چارچوب ولايت تعريف بنمايم, بخصوص آيه هنالك الولاية لِلّه الحق).٣
جالب است كه وى, در تعريف تشيع هم, اصل ولايت را فرآيندى كليدى مى داند و چنين مى گويد: (تشيع, در واقع, فرآيند دريافت ولايت اللّه (سبحانه و تعالى) از طريق اهل بيت(ع) است)٤. شايد بتوان ريشه ها و رگه هاى اين تفكر را در انديشه هاى هانرى كربن جستجو كرد.
در طراحى پشت جلد نشريه, ظرافت خاص ديگرى مشاهده نمى شود, جز آنكه رنگ جلد نشريه در هر شماره, يك رنگ ثابت است, مثلاً رنگ جلد شماره اوّل, سبز و دوم, سفيد است و شماره سوم, آبى رنگ.
ساير صفحات نشريه, معمولى و به شكل سفيد و سياه است و هيچ گونه عكس يا تصويرى در آن مشاهده نمى شود.
ذكر دو نكته درباره مسائل نگارشى و ويرايشى نشريه نيز حائز اهميت است كه البته در سر مقاله اولين شماره به آنها اشاره شده است: يكى استفاده از سيستم ترجمه STS٥ است. اين سيستم علمى كه جديدترين آن از نوع خود است, رويه واحدى را در سرتاسر نشريه ايجاد كرده است; به گونه اى كه نگارش كليه اسامى خاص زبان عربى يا پيشوندها و پسوندهاى كلمات از اين سيستم تبعيت مى كند و البته اين سيستم در ضمن مقاله اى در انتهاى شماره يكم نشريه معرفى شده است; دوم آنكه احاديث منقول از پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) با حروف نيمه كج و آيات قرآن با حروف تمام كج نوشته شده است.
بد نيست در بيان شكل ظاهرى نشريه به آغاز تحسين برانگيز سرمقالات نشريه نيز اشاره كنيم, چرا كه هر سر مقاله با اين عبارت شروع مى شود: بسم اللّه الرحمن الرحيم, الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السلام على محمد و آله الطاهرين. همان طور كه ابتداى هر مقاله هم با عبارت (بسم اللّه الرحمن الرحيم) آغاز مى شود. ٤. سال تأسيس نشريه و چگونگى انتشار آن
مجله بين المللى مطالعات شيعى از سال ٢٠٠٣ م كار خود را آغاز كرده است و در هر سال, تدوين دو شماره از آن در دستور كار هيئت تحريريه نشريه قرار دارد. (Biannual).
نكته شايان به ذكر, همزمانى تقريبى تأسيس اين نشريه با (فصلنامه تخصصى شيعه شناسى) در ايران است. اين فصلنامه هم به همت مؤسسه شيعه شناسى در قم اولين شماره خود را در سال ١٣٨٢ به جامعه علمى عرضه كرد. به نظر مى رسد مجله فارسى زبان, انگيزه و سرمشقى براى شكل گيرى همتاى انگليسى خود بوده است. ٦ به هر حال بروز و ظهور اين دو نشريه هم كيش و هم آئين در عرصه علم و تحقيق مى تواند نويد بخش افق هاى روشنى در جهت سامان بخشيدن به حوزه مطالعات شيعى محسوب گردد. اين امر از آن جهت حائز اهميت است كه اين هر دو نشريه از پيشگامان اين حوزه به شمار مى روند. مدير مسئول نشريه بين المللى مطالعات شيعى در اين باره مى گويد: (مجله بين المللى مطالعات شيعى اولين و تنها نشريه اى است كه در غرب به تشيع اختصاص يافته است و اداره آن به عهده افرادى كه به طور معمول, مطالعات اسلامى را كنترل مى كنند يعنى يهوديان و مانند آنها قرار ندارد, زيرا غالباً مطالعات اسلامى, تحت كنترل و نظارت يهوديان و بهائيان قرار دارد). ٧
مكان انتشار اين نشريه هم در امريكا و شهر نيويورك است و انتشارات (بين المللى علمى)٨ نشر آن را به عهده دارد. ٥. هدف نشريه و انگيزه طراحان آن
(ظهور انقلاب اسلامى ايران در عرصه بين الملل و رهبرى امام خمينى(ره) خيزش پرخروشى را در صحنه علوم و مطالعات پيرامون مكتب تشيع موجب شد. اين دو پديده مهم اهميت شيعه و تشيع را به عنوان يك جمعيت صد و بيست ميليونى در گستره جغرافياى جهان افزون كرد و انگيزه اى شد تا موج جديدى از كاوش هاى علمى به سمت و سوى مطالعات شيعى ايجاد گردد.
اينها همه از يك سو و از سويى ديگر ضرورت شناخت ميراث عميق علمى شيعه و تاريخ پر فراز و نشيب آن موجب شد تا احساس نياز به تحقيقات در اين حوزه ملموس تر و زمينه علمى براى پرداختن به همه ابعاد فرآيند تشيع هموارتر گردد).٩
آنچه كه گفته شد انگيزه ها و دغدغه هاى گردانندگان اين نشريه بود كه به قلم مدير مسئول نشريه در سر مقاله اولين شماره آن آمده است. اما اينكه (IJSS) چه هدفى را در اين مسير دنبال مى كند, سؤالى است كه پاسخ آن را از خود نشريه جويا مى شويم, اين نشريه اين گونه بيان مى كند كه (قصد آن را دارد تا حداقل يكى از آن بسترهايى باشد كه فراهم كننده تحقق آن اهداف مهم باشد).١٠ ٦. موضوع نشريه
نشريه, چنان كه از نامش پيداست به موضوعاتى مى پردازد كه به طور كلّى مرتبط با تشيع است, نمونه چنين موضوعاتى عبارتند از:
١. بررسى و تحليل ريشه هاى تشيع و همچنين نظريات, راهكارها و آثار مكتوب اين مكتب در گستره فكرى و جغرافيايى كه شامل ابعاد عرفانى, فلسفى, دينى, اجتماعى, اقتصادى و سياسى اين مذهب مى شود.
٢. مطالعات و تحقيقات پيرامون اهل بيت پيامبر(ع) از ديدگاه غير شيعيان.
٣. مشاركت و سهم شيعه در تدوين علوم اصيل اسلامى چه علوم ظاهرى و چه باطنى.
٤. شرح حال و مطالعه زندگانى دانشمندان شيعى يا حتى غير شيعى كه به نوعى با مكتب تشيع يا اهل بيت(ع) در تعامل و ارتباط بوده اند.
٥. فرقه ها, سازمان ها و تشكيلات مرتبط با تشيع١١.
اين نشريه بر اين امر تأكيد مى كند تا در تدارك يك فضاى علمى شيعه پژوهى بكوشد و اين فضا ـ در حد امكان ـ عارى از تعصب و نگاه هاى جانبدارانه باشد. ٧. گردانندگان نشريه
* مدير مسئول اين نشريه آقاى ادريس السماوى(Idris Samavi), دانشمند آمريكايى و استاد فلسفه دانشگاه كُلُرادو (Colorado) آمريكاست, وى مى گويد:
(من در واشنگتن دى سى متولد شدم. پدرم يوسف مظفر الدين يك مجاهد و از شاگردان سيد قطب شهيد مصرى و نيز سيد اعلم الدورى پاكستانى بود. او مؤسسه اى در آمريكا داشت كه تلاش مى كرد شرايطى براى يك جامعه اسلامى در غرب فراهم نمايد. او بسيار روشن بين بود. بنابراين بسيارى از مطالبى را كه من در كودكى در مورد تشيع آموخته ام از كتاب هاى اوست. من مدتى را در پاكستان, عربستان و نيز ساير نقاط جهان زندگى كرده ام. مدرك كارشناسى و كارشناسى ارشد خود را در رشته فيزيك و رساله دكترى خود را در رشته فلسفه اخذ نمودم و در بُعد شيخ احمد الساعى تخصصى گرفتم. اكنون نيز مدير مسئول مجله بين الملى مطالعات شيعى هستم. اين, اولين مجله علمى در عرصه دانشگاهى است كه به تفكر شيعه و مطالعه تفكرات آن اختصاص دارد).١٢
* سردبير نشريه, خانم ليندا كلارك (Linda Clarke), استاد بخش دين دانشگاه كونكوردياى (Concordia) كاناداست. * هيئت تحريريه نشريه:
اعضاى هيئت تحريه اين مجله عبارتند از:
ـ محمود ايوب از داشنگاه تمپل امريكا;
ـ احمد مهدوى دامغانى از دانشگاه هاروارد امريكا;
ـ مهدى محقق از مركز مطالعات اسلامى مك گيل كانادا شاخه تهران;
ـ پرويز مروج از دانشگاه راتجرز امريكا;
ـ دانيل پيترسن از دانشگاه بريقام يانگ امريكا;
ـ نصرالله پور جوادى از دانشگاه تهران ـ ايران;
ـ عبداالعزيز ساجدينا از دانشگاه ويرجينيا امريكا. ساختار علمى نشريه
مجله مطالعات شيعى مطالب خود را در چهار بخش تحت عناوين ذيل ارائه مى نمايد: الف) سرمقاله (Editorial)
اين بخش به قلم سردبير نشريه نوشته مى شود. عمده هدفى كه در سرمقاله تعقيب مى شود, توصيفى فهرست وار از عناوين موضوعات مطرح در نشريه است, به طورى كه خواننده با مطالعه اين بخش با فضاى كلى نشريه و هر يكى از مقالات آن آشنا مى شود.
البته اشاره به برخى نكته هاى لازم كه در معمول نشريات نيز به آن پرداخته مى شود در اين بخش به چشم مى خورد, از قبيل اشاره به حوادث سياسى جارى, ايده هاى نشريه و بالاخره تقدير و تشكر از افراد مختلف. ب) مقالات (Articles and Essays)
اين بخش, قسمت اصلى نشريه را تشكيل مى دهد. در يك جمع بندى نسبت به عناوين موضوعات مطرح در اين نشريه مى توان به اين نتيجه رسيد كه موضوع غالب در اين نشريه, فلسفه و عرفان است كه البته اين مسئله با حوزه تخصص و علاقه دست اندركاران نشريه بى ارتباط نيست. اما موضوعات ديگرى كه عملاً نشريه به آن پرداخته است عبارتند از: اهل بيت(ع), تفسير, اخلاق, شيعه, شخصيت هاى شيعى, فقه و اقتصاد.
مناسب است جهت آشنائى با فضاى كلى نشريه, فهرست مقالات هر يك از سه شماره نخستين آن به همراه مؤلفان آنها آورده شود. فهرست مقالات شماره يكم:
ـ مسئله مصيبت در اسلام از محمود ايوب;
ـ ملاحظاتى پيرامون روابط اسلام و مسيحيت از مصطفى محقق داماد;
ـ تأملاتى پيرامون نظرات شيخ احمد احسائى از ادريس السماوى;
ـ حمران بن اعين و مؤمن الطاق از ليا كاتالى;
ـ (ولايت) در انديشه ملاصدرا از سجاد ريزوى;
ـ زندگى ملامحسن فيض كاشانى از محمد رضا حجازى.
فهرست مقالات شماره دوم:
ـ فلسفه درا نديشه ملاصدرا و مكتب اصفهان از سيد حسين نصر;
ـ قبر على بن ابى طالب(ع) (جايگاه دقيق آن) از خليد سينداوه;
ـ ضرورت مطالعه تفاسير شيعه بر قرآن از محمد قفقورى;
ـ جمع بين دو نماز از لياكات تاكيم;
ـ تأملى در انديشه هاى علامه طباطبائى از غلامعلى حداد عادل;
ـ تشيع و نهادينه شدن در جامعه مدرنيته اسلامى از م. محلاتى.
فهرست مقالات شماره سوم:
ـ ساختار عمومى نظام اقتصادى اسلامى از عباس ميراخور;
ـ ماهيت استدلال در اسلام از عبدالعزيز ساجدينا;
ـ داستان سفر رمز گونه موسى در قرآن از عباس كدهيم.
پ) نسخ خطّى (Manuscripts)
نشريه در اين بخش به معرفى آثار و نسخ خطى مربوط به شيعه مى پردازد كه به طور نمونه مى توان به معرفى يك متن فلسفى از مراغه از نصراللّه پورجوادى و رساله ميرزا محمد شاه آبادى از ادريس السماوى اشاره كرد.
ت) نقد و بررسى (Notes and Reviews)
معرفى تحقيقات جديد نگاشته شده در حوزه تشيع از وظايف اصلى اين بخش نشريه است. معرفى كتاب (الجهاد) اثر محمد حسين فضل اللّه به اهتمام محمود ايوب, (ميراث شيعى) اثر ليندا كلارك به سعى پرويز مروج و (اكسير العارفين) اثر ملاصدرا به كوشش ويليام چيتيك از زمره اين نقد و بررسى هاست.پى نوشت ها: ١ . فصل نامه تخصصى شيعه شناسى, ش١١ . ٢ . آيه ٤٤ سوره كهف. ٣ . فصل نامه تخصصى شيعه شناسى, همان. ٤ . همان. ٥ . Scientific Transliteration System. ٦ . دست اندركان فصل نامه تخصصى شيعه شناسى چنين نظرى دارند. ٧ . فصل نامه تخصصى شيعه شناسى, همان. ٨ . .http://gsp-online.org, Global Scholarly ٩ . .اIJSSب, volume١ No.١ ١٠ . همان. ١١ . همان. ١٢ . فصل نامه تخصصى شيعه شناسى, همان. محمد حسن احمدى