آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - سرقت يكجاى كتاب

سرقت يكجاى كتاب



در شماره ٩٥ آينه پژوهش از سرقت كتاب يكى از محقّقان حوزوى ايران به دست يكى از ناشران لبنانى سخن رفته و اين اقدام زشتِ ناشر لبنانى به حق نكوهش شده است.
علاوه بر ناشران لبنانى, گاهى در همين جا و بيخ گوش ما همين سرقت ها واقع مى شود و مقامات مسئول هم مانع نمى شوند: ماجراى يك نمونه از اين قرار است كه امسال انتشارات اسماعيليان, كتاب شريف منية المريد ـ چاپ انتشارات دفتر تبليغات اسلامى را كه محقّق آن حداقل دو سال براى تصحيح آن زحمت كشيده و حدود پنجاه نسخه خطّى آن را شناسايى و از حدود ده نسخه براى تصحيح آن استفاده كرده و در نتيجه در سال ١٣٦٩ به عنوان كتاب سال جمهورى اسلامى ايران شناخته شده و تاكنون پنج بار چاپ شده است ـ با حذف مقدمه و پاورقى عيناً حروفچينى كرده است . اگر مشكل به همين جا ختم مى شد, چندان مانعى نداشت. مشكل اينجاست كه تمام عنوان ها , تيترها, و مطالب زيادى كه محقّق منية المريد به آن افزوده و در داخل قلاّب نهاده, در چاپ اسماعيليان بدون قلاب آمده و همه آنها به شهيد نسبت داده شده است! و حتى گاهى نيم سطر كه محقق كتاب به متن افزوده, بدون قلاب حروفچينى شده است . خلاصه اينكه كتاب منية المريد چاپ دفتر, عيناً با همه اعراب ها, تقطيع ها, سايز حروف و ساير جهات عيناً حروفچينى و فقط قلاب ها حذف شده و اين تباهى و خيانت رخ داده است!
بلى, پشت جلد كتاب , ناشر آن يعنى اسماعيليان چند سطرى در وصف شهيد نوشته است كه آن هم مشتمل بر چندين غلط است; از جمله اينكه شهيد ثانى را كه اهل جبل عامل لبنان است, طوسى (اهل طوس ايران) دانسته و شهادت او را به سال ٩٦٦ ذكر كرده است ! و پاره اى اشتباهات ديگر!
بارى, ايرادى هم به انتشارات دفتر تبليغات اسلامى وارد است و آن اينكه حدود يك سال است كه منية المريد ناياب است و در بازار نيست و مع ذلك آن را تجديد چاپ نكرده است و اسماعيليان از اين خلا سوء استفاده كرده و آن را به چاپ رسانده است . حسن اميرى
با عرض سلام و احترام خدمت جناب آقاى جنّتى
در شماره پيشين مجله پربارِ آينه پژوهش(شماره ٩٧) مقاله اى چاپ شد با عنوان (بررسى اوضاع ادبى فارس در سده هشتم و منابع اين بررسى ( به بهانه معرفى ديوان حيدر شيرازى)) از مسوّدِ اين سطور. يكى از منابع جانبى كه در تدوين آن مقاله بررسى كرده بودم جُنگى خطى بود در كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى(ره) به شماره ٥٧١٢ به نام مونس العشاق و تحفة الآفاق (مثلاً در پاورقى شماره ١٨ از آن ياد شده ). اين جُنگ را در همان زمان به دقّت صفحه به صفحه بررسى كردم, ولى موردى از چشمم پنهان ماند كه اتّفاقاً به كارِ همان مقاله مى آمد و آن غزلى است از شاعرى متخلّص به (حيدر) و چون جُنگ مزبور مورّخ ٨٦٠ هجرى است, اين حيدر به احتمال بسيار همان (حيدر بقّال شيرازى) باشد. اين غزل در برگ ٢١٦ الف دستنويس آمده و چون عنوان ندارد, پس از خواندن كاملِ غزل متوجه شدم تخلّص شاعرِ آن (حيدر ) است .
درباره جنگ مونس العشاق بايد عرض كنم كه من و دوست عزيز و ارجمندم ارحام مرادى مشغول بررسى دقيق ِ و شناساييِ آن هستيم كه اميد است نتايج آن بررسى ها هم به شكل مقالاتى عرض شود ( شايد به خواست خدا يكى از آنها در همين مجلّه وزين تقديم گردد . اينك تمام آن غزل را به دقت از جُنگ مونس العشاق نقل مى كنم:
الا اى سرو سيمين بر كه سنبل بر سمن دارى
خطا در طره پرچين حبش گرد ختن دارى
دل اندر جاه و رخ چون ماه و لب دلخواه و غم جانكاه
روان آگاه و دل همراه و در جان ها وطن دارى
ز برگ گل به رنج آيى چرا بر گل سمن پوشى
ازين به جامه در بركن كه بس نازك بدن دارى
مى از لعل تو مى نوشم كه در مستى شكر بخشى
دل از زلف تو مى جويم كه در گيسو شكن دارى
تويى ليلى كه چون مجنون هزاران خسته دل كشتى
تويى شيرين كه چون خسرو هزاران كوه كن دارى
مگر بر زلف شبرنگش گذر كردى كه مشكينى
الا اى باد نوروزى كه بوى يار من دارى
قمر در شام و خور در دام و شب بر بام و لب مى فام
شكر در كام و مى در جام و گل در پيرهن دارى
شكر مى نوش و گل در جوش و من مدهوش و لب خاموش
روان در نوش و دُر در گوش و گوهر در دهن دارى
شكر شيرين, قمر رنگين, گهر پروين, نظر جان بين
شبه پرچين خطا در چين حبش گرد ختن دارى
شب پيچان رخ جانان در و مرجان حيات جان
خط ريحان گل خندان بهار و نسترن دارى
ميانت كس نمى بيند كمر گِردش چه مى بندى
دهانت هست ناپيدا, كجا جاى سخن دارى
چو بر گلزار رخسارت غبار خط محقق شد
به ريحان نسخ كن عنبر كه سنبل بر سمن دارى
در اصفاهان حسينى وار با عشاق در نوروز
دل حيدر به دست آور كه خود وجه حسن دارى ارادتمند جواد بشرى
١٣٨٥/٥/٢١