نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - بررسي ابعاد روانشناختي مناسك حج و تأثير آن بر سطح دينداري حجاج / محمدرضا احمدي

بررسي ابعاد روان‌شناختي مناسك حج و تأثير آن بر سطح دينداري حجاج

 

بررسي ابعاد روان‌شناختي مناسك حج
و تأثير آن بر سطح دينداري حجاج

محمدرضا احمدي* / دكتر محمود گلزاري** / دكتر عباسعلي شاملي*** / دكتر سيدكاظم رسولزاده طباطبايي****

چكيده

پژوهش حاضر درصدد بررسي ابعاد روان‌شناختي مناسك حج و تأثير آن بر سطح دينداري حجاج با استفاده از روش شبه‌تجربي است. از مجموع ٢٢٥٠٠ نفر زائر حج تمتع سال ١٣٨٥ استان تهران، ١٠٥ نفر (٦٢ مرد و ٤٣ زن) به عنوان نمونة در دسترس، انتخاب و يك ماه قبل از آغاز حج پرسشنامة جهت‌گيري مذهبي به عنوان پيش‌آزمون و پس از اتمام مناسك حج همان پرسشنامه‌ به عنوان پس‌آزمون و يك ماه پس از بازگشت به وطن نيز به عنوان مرحلة پي‌گيري، اجرا گرديد. داده‌ها به وسيلة آزمون t وابسته، مستقل و تحليل واريانس يك‌راهه تجزيه و تحليل شدند. نتايج نشان دادند: نمرة كل جهت‌گيري مذهبي آزمودني‌ها در پس‌آزمون نسبت به پيش‌آزمون به طور معناداري بيشتر بود. اين تفاوت معنادار در خرده‌آزمون‌هاي جهت‌گيري مذهبي (عقايدـ مناسك و اخلاق) نيز مشاهده گرديد.

كليد واژه‌ها: مناسك حج، ابعاد روان‌شناختي، دينداري.

 

مقدمه

در فرهنگ و معارف اسلامي راه‌هاي روشني براي دستيابي انسان‌ها به زلال گواراي آرامش خاطر معرفي شده است كه عبادات از مهم‌ترين، سازنده‌ترين و مؤثرترين آنهاست. از ميان همة عبادات، حج و مناسك آن جايگاه ويژه‌اي دارد. در منظر روايات از حج به «تمام شريعت»، «پرچم اسلام» و «يكي از پنج پاية اساسي اسلام» تعبيرمي‌شود. انجام مناسك حج براي يك مؤمن(با شرايط خاصي) ضروري و ترك آن كفرشمرده شده است. همه‌ساله بيش از دو ميليون مسلمان از سراسر جهان دراين كنگرة عظيم شركت مي‌كنند. هم به نص آيات و روايات و هم به تجربه و كشف و مشاهدات باليني، يكي از بزرگ‌ترين و مهم‌ترين عوامل سازندگي انسان و از بين‌رفتن نگراني‌ها، پريشاني‌ها و افسردگي‌ها، انجام حج است. البته به شرط آنكه، حجي بر پاية شناخت دقيق و با كمال معنويت انجام گيرد. هرچند حج و مناسك آن ظاهري عبادي دارد، اما جنبه‌هاي غيرعبادي آن نيز بر اهل دقت پوشيده نيست. بر همين اساس برخي محققان به ابعاد اخلاقي، عرفاني، سياسي، اجتماعي، تاريخي و حتي اقتصادي آن نظر افكنده‌اند و آثار و كاركرد‌هاي آن را مورد تحقيق و بررسي قرار داده‌اند. متأسفانه دانشمندان علوم رفتاري همچون روان‌شناسان تاكنون به اين موضوع مهم و تأثير‌گذار توجه چنداني نداشته‌اند و كمتر به بعد روان‌شناختي اين عبادت بزرگ پرداخته‌اند. يك جست‌وجوي ساده در سايت‌هاي اينترنتي و مطالعة كتب و مجلات تخصصي و پژوهشي مربوط به حج، گوياي اين واقعيت است كه بررسي‌هاي علمي جديد، به خصوص در حوزة علوم انساني در زمينة حج يا صورت نگرفته و يا بسيار اندك است. پژوهش حاضر مي‌تواند يكي از تلاش‌هاي علمي و تجربي در زمينة تأثيرحج بر سطح دينداري زائران باشد. در ابتدا با بيان مسئلة مورد بررسي و اهميت آن و نيز ذكر اهداف و فرضيه‌ها به تبيين فرآيند پژوهش پرداخته‌ايم.

بيان مسئله

تاريخ بشريت نشان داده است كه انسان دين‌ورز[١] قدمتي ديرينه دارد و مذهب به عنوان جزءلاينفك زندگي بشر در تمام اعصار بوده است. به گفتة فرانكل[٢] (١٣٧٥)، بنيانگذار مكتب معنا‌درماني، يك احساس مذهبي عميق ريشه‌دار در اعماق ضمير ناهشيار همة انسان‌ها وجود دارد. نيومن[٣] و پارگامنت[٤] (١٩٩٠) نقش‌هاي روان‌شناختي مهم و بي‌شمار مذهب را كه در كمك به مردم براي درك و كنارآمدن با وقايع زندگي به كار مي‌روند، توصيف نموده‌اند. آرگيل[٥] (٢٠٠٠) از آداب و رسوم مذهبي به عنوان شكلي از رفتار ياد مي‌كند كه موجب مي‌شود افراد و روابط آنها عوض شوند.[٦]

كنش‌هاي اساسي دين ـ فوايد وآثاري كه به‌طور طبيعي بر دين‌ورزي ودينداري افراد مترتب مي‌شود ـ را مي‌توان در سه حوزة مرتبط با يكديگر؛ شناختي، عاطفي ورفتاري انسان مورد توجه قرار داد. افزايش تحقيقات در زمينه‌هاي گوناگون، از جمله ميزان مذهبي‌بودن، نياز به مذهب، تأثير آن در سلامت جسمي _ رواني و مقابله با تنيدگي در سطوح گوناگون بسيار معنادار است. امروزه ده‌ها كتاب و مجله در زمينة دين‌ورزي وكاربرد آن در زندگي انسان منتشر مي‌شود كه همگي بيانگر اهميت روزافزون نقش مذهب در زندگي بشر امروزي‌ وتحقيقات دامنه‌دار روان‌شناسي‌ در اين عرصه هستند.[٧]

بررسي‌هاي علمي مي‌رساند هر چه ميزان معنويت و دينداري افراد زيادتر باشد، مصونيت بيشتري نسبت به بيماري‌هاي رواني و كژكاري‌هاي رفتاري
پيدا مي‌كنند. اسپيلكا[٨] و همكاران (٢٠٠٣) با بهره‌گيري از پژوهش‌هاي فراوان
به تأثير مثبت دين بر سلامت روان و اخلاق پرداخته‌اند. يونگ در
كتاب روان‌شناسي دين مي‌نويسد: «كاملاً متقاعد شده‌ام كه اعتقادات و
مناسك ديني لااقل از لحاظ بهداشت رواني اهميت خارق‌العاده‌اي دارند».[٩] رفتارها و باور‌هايي از قبيل توكل به خداوند، صبر، دعا، زيارت و مانند
آنها مي‌توانند از طريق ايجاد اميد به نگرش‌هاي مثبت، موجب آرامش
دروني شخص شوند. باور به اينكه خدايي هست كه موقعيت‌ها را كنترل مي‌كند و مسئول عبادت‌كننده‌هاست، تا حد زيادي اضطراب مرتبط با موقعيت را
كاهش مي‌دهد، به‌طوري كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند
مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمي توصيف مي‌كنند و معتقدند كه
مي‌توان از طريق اتكا و توسل به خداوند، اثر موقعيت‌هاي غيرقابل كنترل را
به طريقي كنترل كرد.[١٠] آرگيل بر اين باور است كه دين به پيروان خود سلامت جسماني و رواني نيز عطا مي‌كند و با شفادادن آلام روحي ارتباط دارد.
افراد متدين در جامعة مدرن امروزي، نسبت به ساير افراد سالم‌ترند؛ زيرا آنها رفتار سالمي را در پيش مي‌گيرند. همچنين بهداشت رواني با تدين ذاتي و دروني فرد ارتباط دارد.[١١]

اسلام مكتبي است جامع وواقع‌گرا كه در آن به همة جوانب نيازهاي انساني اعم از دنيايي و آخرتي، جسمي و روحي، عقلي و فكري، احساسي و عاطفي، فردي يا اجتماعي توجه شده است.[١٢] امروز بيش از هر زمان ديگر نيازمند تفكر و انديشه در باب تأثيرگذاري تقيدات ديني بر تمامي امور انساني، به ويژه مسائل عاطفي و روحي هستيم. امروزه بسياري از انديشمندان و صاحب‌نظران بر اين باورند كه مذهبْ تأثير انكارناپذيري بر سلامت روح و جسم و ديگرابعاد زندگي بشر دارد و در ميان اديان الهي، دستورات اسلام پيرامون بهداشت جسم، روان و ساير امور، كامل‌ترين فرامين است.[١٣]

دين اسلام داراي پايه‌ها و اركاني است كه بر آنها بنا شده و بدانها قوام گرفته و بدون آنها فرو‌مي‌ريزد واز آن جز اسمي بي‌مسما بر جاي‌ نمي‌ماند. يكي از اين اركان حج است، آنگونه كه امام باقر† فرمود: اسلام بر پنج پايه بنيان نهاده شده است: نماز، روزه، زكات، حج و ولايت.[١٤] به دليل آنكه حج جزء اركان اسلام قلمداد شده، ناگزير بايد آنچه دربارة اسلام وارد شده در حج متبلور گشته و حج نمايشگر اين احكام و تجلي‌گاه ظهور آنها گردد.[١٥]

حج يكي از شاخص‌هاي اسلام است و منعكس‌كنندة بخش بزرگي از ابعاد اعتقادي، اجتماعي، سياسي، اخلاقي و عبادي دين است. بنا به گفتة اميرالمؤمنين†، حج پرچم اسلام است: «جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَي لِلْإِسْلَامِ عَلَماً».[١٦] پرچم نمادي است كه سعي مي‌شود ويژگي‌ها و ابعاد يك فرهنگ در آن تجلي يافته و حكايتگر آن باشد. با يك نگاه اجمالي به منابع معتبر اسلامي مي‌توان ادعا كرد كه حج، عصارة اسلام است. پيامبر اكرمˆ در بيان علل فرايض الهي، حج را معادل همة دين و شريعت شمرده است: «...و الخامسة الحج و هي الشريعه.»[١٧] حج نمونه و نماد كوچكي از اسلام بزرگ. گويي خداوند متعال اراده كرده است كه اسلام را در همة ابعادش، در يك عبادت جاي دهد تا حاجي تمام اسلام را يكباره تجربه كند. به همين جهت مي‌توان كنش‌ها و تأثيرات دين در ابعاد گوناگونش را در حج و مناسك آن مشاهده كرد.

‌قرآن يكي از اهداف و فلسفه‌هاي حج را مشاهدة منافع (منافعي كه براي
خود مردم است) ذكر كرده است: )وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ ... لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ...( (حج: ٢٧ و ٢٨) منافع در اين آيه مطلق است؛ يعني شمول بسيار دارد و
هر گونه منفعت را اعم از مادي و معنوي، فردي و اجتماعي، اقتصادي و
سياسي، دنيوي و اخروي را فرا مي‌گيرد. منافع دو نوع است؛ يكي دنيوي كه
در همين زندگي اجتماعي دنيا سود بخشيده و زندگي آدمي را صفا
مي‌دهد، نيازهاي گوناگون او را برآورده مي‌كند و نواقص آن را برطرف مي‌سازد؛ منافعي مانند تجارت، سياست، حكومت، تدبير و اقسام رسوم، سنن و عادات
و انواع تعاون‌ها و ياري‌هاي اجتماعي و غير آن؛ نوع دوم از منافع، منافع
اخروي است كه همان وجود انواع تقرب‌ها به سوي خداوند است؛ تقرب‌هايي كه عبوديت آدمي را مجسم مي‌سازد و اثرش در عمل و گفتار آدمي
هويدا مي‌گردد.[١٨]

اكنون مسئله آن است كه حج و مناسك آن، چه تأثيري در ابعاد روان‌شناختي انسان مي‌گذارد؟ پژوهشگر در اين تحقيق درپي آن است كه چگونگي اثربخشي حج در ابعاد شناختي، عاطفي ورفتاري انسان را مورد بررسي‌ قرار دهد.

بنابراين هدف پژوهش حاضر، بررسي و مقايسة سطح دينداري حجاج در موقعيت‌هاي قبل، حين و بعد از انجام مناسك حج و همچنين بررسي و مقايسة ميزان تأثيرگذاري مناسك حج بر سطح دينداري حجاج بر حسب جنس, سن و تحصيلات آنها مي‌باشد. در نتيجه سؤال‌هاي پژوهش عبارتند از:

١. انجام مناسك حج چه تأثيري بر سطح دينداري حجاج مي‌گذارد؟

٢. آيا تأثيرگذاري انجام مناسك حج بر سطح دينداري حجاج بر حسب جنس, سن و تحصيلات متفاوت است؟

فرضيه‌هاي پژوهش حاضر عبارت است از:

١.انجام مناسك حج سطح دينداري حجاج را افزايش مي‌دهد.

٢. تأثيرگذاري انجام مناسك حج بر سطح دينداري حجاج برحسب جنس, سن و تحصيلات متفاوت است.

اهميت و ضرورت پژوهش

ضرورت تحقيق در زمينة ابعاد روان‌شناختي حج و مناسك آن، ريشه در اهميت مطالعه دربارة ابعاد روان‌شناختي دين به عنوان يك مجموعة كامل برنامة زندگي براي انسان دارد؛ زيرا حج و مناسك آن آيينة تمام‌نماي دين و معارف اسلامي است. حج نمايشگر جامعيت و كليت دين است. همان‌گونه كه براي كنش‌هاي اساسي دين در حيطه‌هاي متفاوت زندگي انسان، فوايد و آثار روان‌شناختي گوناگوني را مي‌توان يافت، براي حج ومناسك آن نيز مي‌توان شبيه آنها را تصوير و ترسيم كرد. بنابراين، آشنايي با كنش‌هاي اساسي دين در عرصة حيات بشري، اهميت و ضرورت پژوهش حاضر را به طور عام روشن مي‌كند. فوايد و آثاري كه به طور طبيعي بر دين‌ورزي و دينداري افراد به طور عام و بر انجام مناسك حج به طور خاص مترتب مي‌شود، قابل توجه است.

در حوزة شناختي؛ دين تفسيري همه‌جانبه از حيات انساني ارائه مي‌كند و خلأ زندگي را با ايجاد معنا از بين مي‌برد و به عنوان يك نظام مرجع با طرح هدفمندي حيات، مرگ را نقطة پايان زندگي نمي‌داند و تنظيم‌كنندة رابطة فرد با ديگران، طبيعت و خداوند است و براي هر يك از آنها برنامه‌اي مدوّن و مشخص دارد. ميسياك[١٩] مي‌گويد: دينْ انسان را به فلسفة حيات مسلح مي‌كند و به عقلْ روشنگري مي‌بخشد. دينْ ارادة انسان را تقويت و به فرد كمك مي‌كند تا به فرمان عقل گردن نهد.[٢٠] حج و مناسك آن نيز، حاجي را به درك و شناخت بيشتري از راه حق رهنمون مي‌كند و او را براي حركت در مسير كمال و رسيدن به كمال نهايي ياري مي‌دهد. امام صادق† دربارة كسي كه به حج نرود، مي‌فرمايد: اعماه الله عن طريق الحق؛[٢١] خداوند او را از درك و شناخت راه حق باز مي‌دارد.

در مراسم و ايام حج زمينة آموختن علوم و معارف اسلامي و تبادل اطلاعات فراهم مي‌شود. امام رضا† يكي از آثار حج را يادگيري و آشنايي با معارف دين و انتقال آن به ديگران ذكر فرموده‌اند: مع ما فيه من التفقه و نقل اخبار الائمه‰ إلي كل صقع و ناحيه.[٢٢]

در حوزة عاطفي؛ دين با رفع يا تخفيف درد و رنج آدمي در زمينة محدوديت‌هاي موجود در اين جهان، نظير ترس، تنهايي، افسردگي، ناكامي، بيماري، فقر و مرگ در جهت حفظ و استمرار سلامت رواني انسان مؤثر و مفيد است. همچنين دين موضوعي براي تجربه‌هاي ديني فراهم مي‌كند و انسان را به داشتن آنها برمي‌انگيزاند. در ايام و مراسم حج موقعيت‌هاي فراواني مثل هنگام مُحرم‌شدن، هنگام مشاهدة كعبه، درحال انجام طواف، زمان وقوف در عرفات ومشعر و ... فراهم مي‌شود كه حاجي بتواند با قطع تعلقات مادي به يك رابطة نزديك با معبود خود بپردازد. چنين تجربه‌هاي ديني را نمي‌توان در مكاني ديگر يافت. مشاهدات باليني و نيز مطالعة تاريخي حج‌گزاران، به ويژه اوليا نشانگر وحكايت‌گر چنين موضوعي است. مالك‌بن‌انس يكي از اصحاب امام صادق† مي‌گويد: يك سال با امام به حج مشرف شدم، موقع احرام و گفتن تلبيه هرچه امام سعي مي‌كردند تلبيه بگويند صدا در گلويشان قطع مي‌شد و نزديك بود از مركب به زمين بيفتند.[٢٣]

در حوزة رفتاري؛ دين مهم‌ترين كنش و تأثير خود را در پشتيباني از اخلاق دارد. به اين معنا كه به انسان اطمينان خاطر مي‌دهد كه اخلاق بر جاي استوار تكيه زده است و يك مرجع اصيل آن را تأييد كرده است. بنابراين، در عمل به
آن و تبعيت از فرمان‌هاي اخلاقي جاي نگراني نيست و در اجراي قوانين و مقررات اخلاقي، دين نقش مهارِ دروني را ايفا مي‌كند. بسياري از دستورالعمل‌هاي حج ومناسك آن در حوزة اخلاق و رفتار است تا زمينة كافي را براي خودسازي و اصلاح رفتارهاي خود و نيز رعايت حقوق ديگران و حتي حيوانات و گياهان فراهم كند. حجاج با اجتناب از هرگونه ظلم به خود و ديگران ـ حتي حيوانات و طبيعت كه شرط اولية انجام صحيح مناسك حج است ـ خودسازي را تمرين مي‌كنند.

توجه به آثار مناسك حج، توصيف، تحليل و تبيين روان‌شناختي آن،
ازآن جهت كه آثار دينداري مورد بررسي قرار مي‌گيرد از اهميت و ارزش بيشتري برخوردار مي‌شود؛ زيرا برخي روان‌شناسان دين آثار دينداري را
ملاك داوري دين و معياري براي حقانيت آن مي‌دانند. روان‌شناساني مثل
ويليام جيمز[٢٤] كه ملاك حقانيت هر چيزي را پيامد‌هاي عملي مفيد آن مي‌دانند، براي اثبات حقانيت دين به آثار و نتايج مثبت و مفيد آن روي آورده‌اند.
هر چند اين شيوة تفكر، عمدتاً دين و آموزه‌هاي ديني را به يك فعاليت
بشري تقليل مي‌دهد و فايدة عملي دين، درستي اعتقاد به آن را ثابت نمي‌كند، ولي نمي‌توان انكار كرد كه كاركردگرايي، ما را به واقعيت‌هاي زميني
باز مي‌گرداند، ما را وادار مي‌كند تجارب عيني و عملي را در نظر بگيريم، واقعيت‌ها را لمس كنيم وپيامدهاي عملي واقعيت‌ها را ملاحظه كنيم. در واقع
اين رويكرد، يعني رويكرد كاركردگرايي به دين فوايد و نتايج دينداري
را در ساحت‌هاي گوناگون بيان مي‌كند و مي‌تواند در گزينش و دست‌يازيدن
به حوزه‌هاي گوناگون معرفتي يا عملي به انسان هشدار دهد. با توجه به ثمرات مهم دينداري، نبايد اين حوزه مورد غفلت قرار گيرد، بلكه مي‌توان گفت:
اين تلاش، پاسخي اساسي و ضروري براي انسان سرگشتة امروزي است كه مي‌پرسد: دين چه ارمغاني براي بشر آورده است؟ زندگي انسان ديندار
و غيرديندار چه تفاوت‌هاي اساسي دارد؟ بله، نمي‌توان در تعريف حقيقت
و ملاك حقيقت دين به پراگماتيسم استناد كرد و صرف فوايد و آثار آموزه‌هاي ديني و كارآمدي آن از ديدگاه معرفت‌شناسانه دليل درستي آن گزاره يا آموزة ديني نيست، اما براي تشخيص حقانيت يك نظريه و آموزة ديني كه براي غايات عملي ارائه گشته، استناد به فوايد و نتايج آن مثبت، ارزشمند و مناسب است. چنانچه به عنوان نمونه، براي درمان اختلالات رواني، براي انتخاب يك روش در ميان روش‌هاي درماني گوناگون، معيارْ توفيق عملي آن است. يا حتي براي گزينش و ترجيح يك پزشك متخصص در ميان هم‌قطاران خود، معمولاً به كارايي عملي وي در موارد درماني گذشته استناد مي‌كنيم.بيان فوايد و آثار عمل به آموزه‌هاي دين، از جمله مناسك حج از همين مقوله است كه دفاع از دين و دينداري را جذابيت ومقبوليت بيشتري مي‌بخشد. پس اين نكتة حقي است كه معمولاً از آن غفلت شده، در حالي كه آثار و فوايد دينداري در همين جهان جذابيت‌هاي فراوان دارد واين جاذبه‌ها در دفاع از دين و تبليغ دين براي ناباوران يا كم‌باوران مي‌تواند نقش اساسي داشته باشد. امام رضا† فرمود: «رحم الله عبدا احيا امرنا. قلت كيف يحيي امركم قال يتعلم علومنا و يعلمها الناس فان الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا»؛[٢٥] خداوند رحمت كند كسي را كه امر ما را زنده كند. راوي مي‌پرسد: چگونه امر شما زنده مي‌شود؟ امام مي‌فرمايد: كسي كه علوم ما را فراگيرد و آنها را به مردم ياد دهد.

بنابراين، مطالعة روان‌شناختي كنش‌هاي اساسي دينداري در زندگي انسان
در ابعاد گوناگون شناختي، عاطفي و رفتاري از اهميت زيادي برخوردار
است. بررسي ابعاد روان‌شناختي مناسك حج به عنوان يكي از اركان اسلام
و نمايشگر و تجلي‌گاه ابعاد گوناگون دين، ضرورت اين تحقيق را روشن
مي‌كند. فقدان تحقيقي روان‌شناختي به شكل كامل و گسترده از مناسك حج و
نيز فقدان پژوهشي ميداني دربارة تأثيرگذاري حج بر جهت‌گيري مذهبي افراد، اعم از شناخت‌ها، عواطف و رفتار‌هاي آنان، ضرورت اين تحقيق را آشكارتر مي‌سازد.

جايگاه حج در اسلام

اقتضاي جامعيت، جهان‌شمول و جاودانه‌بودن اسلام آن است كه بتوان اين ويژگي‌ها را در برنامه‌ها و دستورالعمل‌هاي آن، تا حدودي مشاهده و استنباط كرد. مي‌توان از حج كه پرچم اسلام و تمام شريعت معرفي شده، ويژگي‌هاي جامعيت، جهان شمولي و جاودانگي اسلام را دريافت كرد. چون اسلام جهان‌شمول است و به عنوان برنامة آموزنده جهاني نازل شده و دو اصل زوال‌ناپذير «همگاني» و «هميشگي» بودن، يعني «كليت و دوام» را همواره گوشزد كرده و مي‌كند، ضروري است برنامه‌هاي آن هم جهاني بوده و نمودار زنده‌اي از كليت و دوام باشد. بر همين اساس مي‌توان حج را به عنوان يكي از شاخص‌ترين برنامه‌هاي جهاني اسلام يادآور شد و همگاني و هميشگي‌بودن آن را سند گوياي كليت و دوام دين الهي دانست.[٢٦] بنابراين، مي‌توان حج را نماد جامع اسلامِ نظام‌مند و جهان‌شمول معرفي كرد و ابزاري براي حفظ جاودانگي آن دانست. اين نكته را مي‌توان از متون ديني به خوبي استفاده كرد؛ مثلاً، قرآن، كعبه را ماية قوام و قيام مردم معرفي مي‌كند: Ÿ@yèy_) ª!$# spt٦÷ès٣ø٩$# |MøŠt٧ø٩$# tP#t?ysø٩$# $VJ»uŠÏ% (¨$¨Z=Ïj٩ (مائده: ٩٧)؛ خداوند كعبه را ماية قوام و قيام مردم قرار داده است. در واقع، كعبه كه محور حج است، نقش محوري و اساسي در استمرار و قوام دين دارد و تا كعبه پابرجاست دين پابرجا خواهد ماند. امام صادق† در توضيح اين آية شريفه فرمود: «لايزال الدين قائماً ما قامت الكعبه».[٢٧] از سوي ديگر، شايد بتوان حج را به نمونه و مدل كوچكي از اسلام تشبيه كرد. همان‌گونه كه پيامبراكرمˆ ضمن بيان علت ساير فرايض، دربارة علت وجوب حج بر مسلمانان فرمودند: حج معادل همة دين است. شيخ صدوقŠ مي‌نويسد:

قد جاء في تعليل الرسولˆ للحج ضمن تعليله لسائر الفرايض بانه معادل تمام الشريعه اذ يقولˆ: جائني جبرئيل فقال لي يا احمد، الاسلام عشرة اسهم و قد خاب من لا سهم له فيها اولها شهادة لا اله الا اله و هي الكلمة و الثانية الصلاة و هي الطهرة و الثالثة الزكاة و هي الفطرة و الرابعة الصوم و هي الجنة و الخامسة الحج و هي الشريعة... .[٢٨]

پيامبر اكرمˆ ضمن بيان علت ساير فرايض، دربارة علت وجوب حج بر مسلمانان فرمودند كه حج معادل همة دين است؛ زيرا ايشان فرمود: جبرئيل بر من نازل شد و گفت اي احمد، اسلام ده بخش دارد و هر كسي كه از اين بخش‌ها سهمي نداشته باشد زيانكار است، اول آن شهادت لا اله الا الله است كه اصل عقيده است، دوم نماز است كه پاكيزگي است، سوم زكات است كه خود سبب رشد و شكفتگي است، چهارم روزه است كه سپر (آتش و عذاب) است و پنجم حج است كه همان شريعت است... .

سالكان طريق عبوديت و بندگي معتقدند كه عبادات از نظر خاصيت اثرگذاري در روح و تكميل نفس متفاوتند؛ بعضي اثر تطهير و تخليه دارند و بعضي موجب تزيين و تحلية جان مي‌شوند، برخي از فضاي روح بشر رفعِ ظلمت مي‌كنند و بعضي نور و صفا جلب مي‌نمايند. انفاقات و صدقات از زكات و خمس و كفارات و ردّ مظالم و خلاصه اداي حقوق مالي ، اثرش تطهير قلب از پليدي و آلودگي حب مال است. روزه‌گرفتن ماية تقويت اراده و نيروي مقاومت در مقابل تمايلات نفساني و تحصيل ملكة تقوا و مصونيت از غلبة شهوت است. نماز تنوير جان آدمي به نور ذكر و مناجات با خدا و مقابل گشتن صفحة روح با الله است. اما امتياز عبادت حج در ميان انواع عبادات اين است كه جامع‌الأمور است؛ هم خاصيت تطهير دارد و هم ماية تزيين است. هم رفع ظلمت حب مال از دل مي‌كند و هم نورانيت ذكر و انس با خدا مي‌آورد. در حج انفاق مال، دورافتادن از اهل و عيال، جداشدن از آسايش الفت‌گرفته در وطن، تعطيل‌كردن كسب و كار و مشاغل زندگي مادي، تحمل رنج سفر، معاشرت با افراد گوناگون و امثال آن است كه در پاك‌كردن دل انسان از پليدي كبر و نخوت و خودخواهي و رام‌ساختن گردن‌كشان و خاضع‌كردن نافرمانان، فوق‌العاده مؤثر است.[٢٩]

پس مي‌توان گفت كه حج «مينياتوري» كوچك از اسلام بزرگ است. گويي خداوند اراده كرده اسلام را با همة ابعاد و وجوه آن در يكي از فروع دين جاي دهد تا بندگان او با انجام آن و معرفت به همة آن وجوه و ابعاد، يك بار تمام اسلام را تجربه كرده باشند و همچون ماهي در دريا در كل اسلام غلتيده باشند.[٣٠]

فرهنگ و معارف اسلامي در تار و پود حج نهفته است. امام خميني(ره) حج را كانون معارف الهي معرفي كرده‌اند.[٣١] بنابراين، مي‌توان انتظار داشت حج و مناسك آن همچون كليت اسلام از نظر پوشش دادن به ابعاد وجودي انسان، از جامعيت ويژه‌اي برخوردار باشد و به مؤلفه‌هاي گوناگون شناختي، عاطفي و رفتاري توجه داشته و تأمين‌كنندة نيازهاي انسان در اين ابعاد باشد. به عبارت ديگر، مي‌توان كنش‌ها و تأثيرگذاري حج را با توجه به ابعاد وجودي انسان، مورد بررسي و تجزيه و تحليل روان‌شناختي قرار داد.

حج و تحقيقات انجام‌شده

در زمينة نقش دين و تأثير دينداري در ابعاد گوناگون انسان بايد گفت: مطالعات تجربي كنترل‌شده‌اي نيز انجام گرفته است، سرآغاز اين تحقيقات كه بيشتر دربارة متغيرهاي دين و معنويت و بهداشت روان است، به استثناي معدودي از آنها، در قرن بيستم قرار دارد و از آن زمان تا كنون به شدت يا افزايش يافته است. از مجموع مطالعات، مي‌توان به پژوهش‌هايي دربارة تأثيرگذاري دين بر ابعاد گوناگون شناختي، عاطفي و رفتاري انسان اشاره كرد؛ مانند: دين مي‌تواند موجب ايجاد معنا شود.[٣٢]

به نظر نيومن و پارگامنت مذهب مي‌تواند در ايجاد احساس اميد، احساس صميميت با ديگران، آرامش هيجاني، فرصت خودشكوفايي، احساس راحتي، مهار تكانه‌ها، نزديكي به خدا و كمك به حل مشكل مؤثر باشد.[٣٣]

دين موجب اميدواري مي‌شود و خوش‌بيني را افزايش مي‌دهد.[٣٤]

دين به افراد متدين نوعي احساس كنترل و كارآمدي مي‌بخشد كه ريشة خدايي دارد و مي‌تواند كاهش‌يافتگي كنترل شخصي را جبران كند.[٣٥]

دين نوعي احساس فراطبيعي به شخص مي‌دهد كه بدون ترديد تأثير روان‌شناختي دارد.[٣٦]

دين نوعي سبك زندگي سالم‌تر براي افراد تجويز مي‌كند كه بر سلامت و بهداشت رواني تأثير مثبت دارد. دين مجموعه‌اي از هنجارهاي اجتماعي مثبت است كه اطاعت از آن موجب تأثير، پشتيباني و پذيرش از سوي ديگران مي‌شود.

جمالي به بررسي رابطة بين نگرش‌هاي مذهبي، احساس معنابخش‌بودن زندگي و سلامت رواني پرداخت. نتايج نشان داد كه بين احساس معنابخش‌بودن زندگي و سلامت رواني، همبستگي معناداري وجود دارد و بين نگرش مذهبي و سلامت روان نيز همبستگي معناداري مشاهده شده است. همچنين بين دو متغير نگرش مذهبي و احساس معنابخش‌بودن زندگي، همبستگي معناداري وجود دارد.[٣٧]

تار و پود زندگي انسان با باورهاي ديني تنيده شده است. گواه اين مطلب آن است كه با مطالعة جوامع انساني و تاريخ تمدن‌ها، همواره با رگه‌هايي از دين و باورهاي ديني مواجه مي‌شويم. اين باورهاي ديني در هر دوره‌اي به شكلي متجلي شده‌اند. زماني دين و دينداري در قامت باورها و اعمال جادويي و زماني تحت پوشش پنداشت‌هاي اسطوره‌اي جلوه مي‌نمود. هر از چند گاهي نيز اديان الهي و توحيدي، ساية خود را بر سر جوامع مي‌گستراندند.[٣٨] گستردگي و عموميت نگرش ديني از توحيدي‌ترين تا شرك‌آميزترين صورت آن، يعني از پرستش يگانة هستي تا تجسم نيرويي ماورايي در قالب انساني، همگي حكايت از اصيل‌ترين نياز دروني انسان، يعني خداجويي دارد. از اين روست كه نياز به دين و مذهب در شمار اصيل‌ترين نيازهاي انساني تلقي مي‌شود كه از ديرباز در تمام جوامع بشري مطرح بوده است.

در يك جمع‌بندي كلي، گردآوري‌ها، تأليفات و تحقيقات انجام‌گرفته
را مي‌توان در چند طبقه دسته‌بندي كرد. برخي مثل فقها به بيان احكام فقهي
و چگونگي انجام مناسك حج به شكل صحيح پرداخته‌اند. پاره‌اي ديگر
از دانشمندان ابعاد اخلاقي و عرفاني هر يك از اعمال حج را مورد توجه
قرار داده و سعي كرده‌اند فلسفه و اسرار نهفته در هر يك ازاعمال حج را
روشن كنند. دستة سوم به توصيف و شرح حال سفرهاي انجام‌شده
اقدام كرده‌اند. سفرنامه‌نويسان از اين دسته‌اند. دستة چهارم نيز شعرا هستند كه
به مسئله حج به عنوان يك سوژة مهم ديني توجه داشته‌اند. آنها نيز هركدام
به توصيف حج و مناسك حج و آثار و نتايج اين فريضه پرداخته‌اند. در زمان معاصر نيز برخي مؤلفان سعي كرده‌اند با نگاه تربيتي، روان‌شناختي و جامعه‌شناختي، حج و مناسك آن را مورد بررسي قرار دهند كه مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:

آثار و ابعاد تربيتي و معنوي حج: محسن صالحي مازندراني نوشته است.[٣٩] شيخ حسن طراد به نقش حج و اهداف و فوايد تربيتي آن پرداخته است.[٤٠] ابعاد عرفاني، تربيتي و عبادي حج توسط محمد‌حسين فضل‌الله به رشتة تحرير درآمده است.[٤١] زهير الاعرجي كتاب الأبعاد الاجتماعية لفريضة الحج را نوشته است.[٤٢]

برخي مطالعات به بررسي نقش اجتماعات ديني پرداخته‌اند كه مي‌توان به چند پژوهش در اين باره اشاره كرد؛ مثلاً، مجدتيموري(١٣٧٦) كه نقش مراسم مذهبي، عبادات و مكان‌هاي ديني در بهداشت روان را مورد بررسي قرار داده است. وي با ارائة تحليلي در اين زمينه نتيجه مي‌گيرد مراسم عبادي به شكل دسته‌جمعي در بهداشت رواني تأثير گذاشته و گذشته از احساس آرامشي كه حاصل كلية مراسم عبادي دسته‌جمعي است، همدلي و هم‌داستاني و نزديك‌شدن انسان‌ها به هم و نوعي يكپارچگي را به وجود مي‌آورد. اين امر حالت خلسه‌اي را به جمع مي‌بخشد كه ناشي از فراموش‌كردن خود و توجه به حق است و تسكين‌دهندة اختلالات جسمي و رواني مي‌باشد.[٤٣] وي در پژوهشي ديگر ارتباط احساس آرامشْ قبل و بعد از ورود نمازگزاران نماز جمعة تهران به اين مكان عبادي را مورد مطالعه قرار داده است.

بر اساس بررسي‌هاي انجام‌شده توسط محقق پژوهش حاضر، تا كنون به صورت مستقيم پژوهشي با نگاه روان‌شناختي به موضوع حج و بررسي ابعاد آن نپرداخته است. اما برخي تحقيقات با موضوعات نزديك و مشابه صورت گرفته است كه مي‌تواند تبيين‌كنندة جنبة زيارتي حج باشد، نه ساير جنبه‌هايي كه در اين پژوهش مورد بررسي قرار مي‌گيرد. در بخش پژوهش‌هاي خارجي، پژوهش موريس[٤٤](١٩٨٢) به نقش زيارت مذهبي در سلامت روان و كاهش اضطراب و افسردگي پرداخته است. وي تأثير زيارت ديني را روي افسردگي و اضطراب ٢٤ بيمار سالمند بررسي كرد و دريافت كه علائم بيماران بعد از زيارت رفتن، كاهش معناداري داشته و حداقل تا ده ماه پس از بازگشتن از زيارت هم اين تأثير ادامه دارد. در ايران صديقه يگانه(١٣٧٠) رسالة ارشد خود را در دانشگاه تربيت مدرس به بررسي «آثار تربيتي زيارت» اختصاص داده است. نيك زينت متين(١٣٧٦) پژوهشي را با عنوان «تأثير فضاها و مكان‌هاي معنوي بر بهداشت رواني زائرين مكة معظمه» انجام داده است. نتايج نشان داد جو مذهبي و معنوي مكه و مدينه، به ميزان زيادي در آرامش رواني تأثير داشته است؛ يعني فقط عبادت خود فرد كه تغيير روحي است مؤثر نبوده، بلكه فضاي معنوي محيط نيز بر آنها اثر گذاشته است. دولتشاهي و همكاران(١٣٧٩) طيِ پژوهشي به بررسي نقش زيارت در سلامت افراد اقدام نموده‌اند. ناظمي(١٣٨٠) پژوهشي را با موضوع «نقش آموزش در ارائة خدمات به حجاج» و به هدف شناخت نقش آموزش در حج و ارزيابي دوره‌هاي آموزش فعلي انجام داده است. خداپناهي(١٣٨٢) در تحقيقي «اثر آهنگ زيارت كعبه در سلامت عمومي حجاج» را مورد بررسي قرار داده است. نتايج اين تحقيقات نشان مي‌دهند كه نمرة كل سلامت عمومي آزمودني‌ها در پس‌آزمون نسبت به پيش‌آزمون، به‌طور معناداري بيشتر شده است. اين تفاوت معنادار در خرده‌مؤلفه‌هاي نشانه‌هاي بدني و اضطراب و بي‌خوابي نيز مشاهده مي‌گردد.[٤٥] گلزاري (١٣٨٣) نيز به درخواست سازمان حج مطالعه‌اي را به جهت اندازه‌گيري ميزان و چگونگي تأثير‌گذاري عمره روي دانشجويان عمره‌گزار از زبان خودشان، به پايان رسانده است. نتايج اين نظرسنجي نشان مي‌دهد كه انجام عمره توسط دانشجويان، مؤلفه‌هايي نظير آرامش رواني و امنيت خاطر، توجه به دين و معنويت، سازگاري اجتماعي با ديگران، توبه از گناهان، خودسازي اخلاقي، پرداختن به فعاليت‌هاي ديني، انگيزة مطالعه دربارة دين و اعتقادات مذهبي، ياري‌رساندن به نيازمندان و حتي انگيزة پيشرفت علمي را افزايش مي‌دهد. ابعاد روان‌شناختي حج يكي از محور‌هاي لازم براي بررسي است. ارتباط مناسك حج با ابعاد گوناگون شناختي، عاطفي و رفتاري انسان و نيز با سطح سلامت رواني او، موضوع مورد توجه پژوهش حاضر است كه مي‌تواند با رويكردي روان‌شناختي، مطالعات و تحقيقات انجام‌شده دربارة حج را يك گام به جلو ببرد.

روش

اين پژوهش، علاوه بر مشخصات فردي از قبيل جنس، سن، ميزان تحصيلات با استفاده از پرسشنامة جهت‌گيري مذهبي با تكيه بر اسلام، به گردآوري اطلاعات از افراد نمونه در موقعيت‌هاي قبل، حين و بعد از انجام مناسك حج پرداخته و آن را مورد تجزيه و تحليل قرار داده است. در اين پژوهش پرسشنامة جهت‌گيري مذهبي در سه مرحله و در يك مطالعه پي‌گيري به فاصلة هر مرحله تا مرحلة
بعد يك ماه( يك ماه قبل از انجام مناسك حج ، در حين انجام مناسك حج
و يك ماه پس از انجام مناسك حج وبازگشت به وطن) روي زائران اجرا شد. ميزان جهت‌گيري مذهبي در ابعاد شناختي، عاطفي و رفتاري حجاج در
سه مرحله (قبل، حين و بعد از انجام مناسك حج) اندازه‌گيري شد.
براي دست‌يابي مجدد در مراحل دوم و سوم به افراد آزمودني و جهت ترغيب آنان به دادن پاسخ صحيح، از شمارة رمز انتخاب‌شده توسط خود داوطلبان در هر مرحله استفاده شد.

جامعة آماري و گروه نمونه

در اين پژوهش، جامعة آماري از تمام زائران خانة خدا تشكيل شده كه از استان تهران در سال ١٣٨٥ موفق به انجام مناسك حج مي‌شوند. بر همين اساس، در اين پژوهش از جامعة آماري مزبور تعداد ١٠٥ نفر از زائران بيت‌الله الحرام از سه كاروان حج تمتع كه در سال ١٣٨٥ به حج مشرف مي‌شوند، به عنوان گروه نمونه برگزيده شده‌اند.

روش نمونه‌گيري

آزمودني‌هاي اين پژوهش را ١٠٥ نفر از زائران بيت‌الله الحرامِ سه كاروان از كاروان‌هاي حج تمتع سال ١٣٨٥ تشكيل داده‌اند كه به عنوان نمونة در دسترس انتخاب شده‌اند. اين تعداد از آزمودني‌ها افرادي هستند كه داوطلبانه در هر سه مرحلة پژوهش با پژوهشگر همكاري كرده و پرسشنامه‌ها را در مراحل پيش‌آزمون، پس‌آزمون و پي‌گيري تكميل كرده‌اند.

ابزار اندازه‌گيري

در اين پژوهش از پرسشنامة ٧٠ سؤاليِ جهت‌گيريِ مذهبي آذربايجاني (١٣٨٢) استفاده شده كه سطح دينداري افراد را در ابعاد شناختي، عاطفي و رفتاري مورد سنجش قرار مي‌دهد.

اين آزمون به هدف اندازه‌گيري مؤلفه‌هاي مذهبي‌بودن افراد و تشخيص مراتب آن بر اساس معيارهاي مستفاد از مكتب اسلام تهيه شده است.

زيرمقياس‌هاي اين آزمون به سه حوزة اساسي دين، يعني حوزة شناختي، حوزة عاطفي و حوزة رفتاري مربوط مي‌شود. زيرمقياس اول مشتمل بر ٤٣ ماده است كه عامل عقايد ـ مناسك را مي‌سنجد و دو حوزة شناختي و رفتاري را پوشش مي‌دهد. زيرمقياس دوم مشتمل بر ٢٧ ماده است كه حوزة عاطفي را پوشش مي‌دهد.

آزمودني در نتيجة پاسخ‌دهي به هر يك از سنجه‌ها مي‌تواند حداقل ١ نمره و به ترتيب گزينه‌ها تا حداكثر ٤ نمره را به دست‌ آورد. با توجه به توزيع پرسش‌هاي مثبت و منفي در پرسشنامه، به منظور جلوگيري از سوگيري در پاسخ‌هاي آزمودني، برخلاف پرسش‌هاي مثبت كه در آنها نمره‌گذاري به ترتيب از نمرة ٤ آغاز شده و به ترتيب تا آخرين گزينه، كمترين نمره، يعني نمرة ١ تعلق مي‌گيرد، در پرسش‌هاي منفي بالاترين نمره در هر سنجه متعلق به گزينه‌اي است كه آخرين گزينه شمرده مي‌شود.

سپس نمرات آزمون جهت‌گيري مذهبي و همين‌طور زيرمقياس‌ها بر حسب ١٠٠نمره محاسبه مي‌گردند كه براي اين كار بايد نمرة به دست‌آمده در مقياس كلّي يا هر زيرمقياس (R,R١,R٢) را بر عدد نهايي همان مقياس تقسيم نمود و در عدد ١٠٠ ضرب كرد. آن‌گاه عدد مذكور در تحليل، توصيف و استنباط كاربرد مي‌يابد. بر اين اساس مقياس جهت‌گيري مذهبي كلّ(R) شامل ٧٠ سؤال است كه فرد در آن حداكثر مي‌تواند ٢٨٠ نمره را كسب نمايد. همچنين زيرمقياس عقايدـ‌مناسك(١R) كه دربردارندة ٤٣ پرسش مي‌باشد، حداكثر مي‌تواند ١٧٢ نمره را به خود اختصاص دهد. در نهايت زيرمقياس اخلاق (٢R) كه مشتمل بر ٢٧ پرسش است، حداكثر مي‌تواند ١٠٨ نمره را به خود اختصاص دهد.

اعتبار[٤٦] و روايي پرسشنامه

در اين آزمون به ادعاي تهيه‌كنندة آزمون، اعتبار دروني[٤٧] آزمون را به وسيلة آلفاي كرونباخ براي زيرمقياس اول در حد بالا ( ضريب آلفا معادل ٩٤٧/٠ ) و براي زيرمقياس دوم در حد خوب (ضريب آلفا معادل ٧٩٣/٠) و در مجموع براي اين مقياس (جهت‌گيري مذهبي) آلفاي كرونباخ ٩٣٦/. را اعلام كرده است. لازم به ذكر است پژوهشگر نيز اعتبار دروني اين مقياس را به وسيلة آلفاي كرونباخ در سه مرحلة آزمون پژوهش حاضر اندازه گرفت كه نتايج قبلي را تأييد كرد. آلفاي كرونباخ در اين سه مرحله به ترتيب عبارت بود از:٨٥٢/٠ ، ٨٢٩/٠ و ٨٧٤/٠

براي برآورد روايي آزمون جهت‌گيري مذهبي از روايي محتوا(نظريات كارشناسي) و روايي سازه استفاده شده و مورد تأييد قرار گرفته است. روايي محتوايي اين پرسشنامه توسط متخصصان و صاحب‌نظران علوم ديني و روايي سازة آن نيز از طريق گروه نمونه‌اي به حجم ٣٧٨ نفر با روش تحليل واريانس يك‌طرفه و مقياس‌هاي چندگانه شفه مورد تأييد علمي قرار گرفته است.[٤٨]

نتايج

جدول(١): مشخصات نمونه مورد بررسي به تفكيكْ جنس، سن و ميزان تحصيلات آزمودني‌ها را نشان مي‌دهد.

متغير گروه‌ها فراواني درصد درصد معتبر
جنس مرد ٦٢ ٠/٥٩ ٠/٥٩
زن ٤٣ ٠/٤١ ٠/٤١
سن كمتر از ٣٠ سال ٧ ٧/٦ ٧/٦
سال ٤٠ - ٣١ ٤٢ ٠/٤٠ ٠/٤٠
سال ٥٠ -٤١ ٤٨ ٧/٤٥ ٧/٤٥
سال ٦٠ -٥١ ٨ ٦/٧ ٦/٧
ميزان تحصيلات زير‌ديپلم ٢٣ ٩/٢١ ٩/٢١
ديپلم ٢٨ ٧/٢٦ ٧/٢٦
فوق‌ديپلم ١١ ٥/١٠ ٥/١٠
ليسانس ٣٠ ٦/٢٨ ٦/٢٨
فوق‌ليسانس ١٣ ٤/١٢ ٤/١٢