نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٧ - نقش جهتگيري مذهبي در ساختار هويت فردي
سال ششم، شماره سوم، پاييز ١٣٩٢ ، ص ٩٧-١٠٨
Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٦. No.٢, Fall ٢٠١٣
زهرا برجعلي* / زهره خسروي** / مهسيما پورشهرياري***
چكيده
مسئله تکوين هويت فردي از چالشهاي جدي جوامع امروزي است. در اين ميان، نقش مذهب در ساختار هويت هر فرد انکارناپذير است. اين پژوهش، با هدف بررسي رابطه بين جهتگيري مذهبي و هويت فردي و تعيين نقش اين عامل در پيشبيني هويت پايدار انجام گرفت. نمونة آماري شامل ٣٨١ نفر (١٣٣ پسر و ٢٤٨ دختر)، از بين دانشجويان دانشگاههاي دولتي شهر تهران با استفاده از روش نمونهگيري تصادفي خوشهاي چندمرحلهاي انتخاب گرديد. ابزار اندازهگيري، گزارش پرسشنامه خودشناسي براساس جهتگيري مذهبي اسلامي و پرسشنامه هويت شخصي بود. يافتههاي پژوهش حاکي از اين است که بين جهتگيري مذهبي با هويت فردي، رابطهاي معنادار و مثبت وجود دارد (٠٠٠٥>P). برطبق نتايج اين پژوهش، ٩/٢٣ درصد هويت فردي، براساس جهتگيري مذهبي قابل تبيين است. بهگونهاي كه هم زيرمقياس اخلاق و هم زير مقياس عقايد و مناسك پيشبينيكنندههاي معنيداري در تعيين هويت فردي بهشمار ميآيند. علاوه بر اين، نتايج حاصل تفاوت معناداري را در جهتگيري مذهبي و هويت فردي بين دختران و پسران نشان داد؛ دختران نمرات بالاتري را نسبت به پسران در مقياس جهتگيري مذهبي داشتند. همچنين، دختران در مقايسه با پسران هويت فردي شكليافتهتري را نشان دادند.
کليدواژهها: هويت فردي، جهتگيري مذهبي، اخلاق، عقايد و مناسک.
* کارشناس ارشد روانشناسي – مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکي خراسان شمالي [email protected]
** دانشيار دانشگاه الزهراء [email protected]
*** استاديار دانشگاه الزهراء [email protected]
دريافت: ٤/ ١١/ ١٣٩١- پذيرش: ٢٥/ ٤/ ١٣٩٢
مقدمه
طرح مبحث هويت و عوامل مؤثر در شكلگيري آن، از جمله نيازهاي ضروري جامعه كنوني ماست. در جوامع غربي نيز ايجاد هويتي پايا و باثبات بسيار چالشبرانگيز شده است. پيش از اين، هنجارهاي فرهنگي و اجتماعي بهعنوان مرجع و راهنما براي پيشرفت افراد در نظر گرفته ميشد، اما اكنون نوع ديگري از زندگي جايگزين شده است (Luyckx & et al, ٢٠٠٧, p. ١٤٩).
اين يك واقعيت است كه ساختار هويتي هر فرد از مذهب تأثير ميپذيرد. عقايد مذهبي، با معرفي هدف نهايي آفرينش و پاسخ به سؤالات وجودي فرد، نقش چشمگيري در تشكيل هويت ايفا ميكند. محققان بسياري بر اين موضوع صحه گذاشتهاند كه معنويت و مذهب بهطور نزديكي با هويت پيوند يافتهاند (Markstrom-Adams, & et al, ١٩٩٤, p. ٤٥٣-٤٦٩؛ Maclean & et al, ٢٠٠٤, p. ٤٢٩-٤٣٧؛ Griffith & Griggs, ٢٠٠١, p. ١٤-٢٥؛ Watson & Morris, ٢٠٠٥, p. ٣٧١-٣٧٩).
در دورة نوجواني همزمان با ساير تغيير و تحولات بدني و رواني، رشد و تحول مذهبي و معنوي نيز صورت ميگيرد. اين رشد و تحول ممكن است شامل تجارب ديني جديد، دركي تازه از باورها يا تجارب مذهبي قبلي، احساس معنا و هدفداري بيشتر در زندگي يا آگاهي افزونتر از نقش خداوند در زندگي روزمره شود (آذربايجاني، ١٣٨٥، ص ٢٨). تماس با ارزشهاي مذهبي در تشکيل شخصيت تأثير بسياري دارد و جوانان را وادار ميکند که وجود خود را بهمنزله جزء و تابعي از جهان بزرگ بدانند (احمدي، ١٣٧٥، ص ٦١). مذهب؛ جهانبيني، هنجارهاي اجتماعي و ارتباطات را ارائه ميدهد و اين امر تشكيل مفهوم خود شخصي جوانان را تحت تأثير قرار ميدهد (king, ٢٠٠٣, p. ٢٠٣). به اعتقاد برخي پژوهشگران، مذهب با تأثير بر سبك زندگي و چگونگي حل تعارضهاي ارزشي، به دو سؤال اساسي انسان دربارة هدف زندگي و معناي فعاليتها و استعدادهاي او پاسخ ميدهد (جانبزرگي، ١٣٨٦). مسلماً پيشرفت در عملكرد شناختي نوجوانان موجب ميشود كه آنها در جستوجوي فرصتهايي براي ايجاد معنا و چيزهاي ديگر باشند. با شروع تفكر عملياتي قراردادي، نوجوانان توانايي فكر كردن و استدلال انتزاعي پيدا ميكنند. دين و معنويت فرصتهاي پرمعنايي را براي آنها فراهم ميكنند تا قدرت عقلاني جديدشان را آزمايش نمايند و منتقدانه و مردد در مورد عقايدي كه از قبل داشتهاند، دليل بياورند (Markstrom-Adams, ١٩٩٩, p. ٢١٧).
بهعقيدة برخي محققان، مذهب ميتواند سبب اعتدال، بهبود رفتارهاي عاطفي ـ اجتماعي و پرهيز از رفتارهاي پرخطري شود كه بهطور مداوم او را براي آزمايشگري فراميخوانند (ر. ك: ناعمي، ١٣٨٧). علاوه براين، ثابت شده است كه فعاليتهاي ديني بر رشد رواني ـ اجتماعي افراد همچون اميدواري، هدفمندي، تعهد، عشق و خودپندارة مثبت مؤثر است (Markstrom-Adams, ١٩٩٩, p. ٢١٧). از سويي ديگر، استانلي هال معتقد است كه نوجوان با گرايش به مذهب، ميخواهد در بحرانها و كشمكشهاي رواني خود تخفيفي ايجاد كند (ناعمي، ١٣٨٧، ص ١٢٧).
مطالعات انجامگرفته در قلمرو مذهب و هويت در برخي موارد داراي نتايج متناقضي است؛ در مطالعهاي که پدرسون (٢٠٠٠) با تمركز بر عامل معنويت مدل هويت فردي انجام داد، نشان داده شد كه بين جهتگيري دروني مذهبي (تمايل به زندگي بر طبق عقايد مذهبي) و نمرات بالاي عامل معنويت هويت فردي رابطهاي بسيار معنادار وجود دارد. اين در حالي است كه بين اين عامل و جهتگيري بيروني مذهبي (تمايل به استفاده از مذهب براي اهداف ديگر) رابطه معنادار كمي وجود داشت و بين عامل معنويت هويت فردي و جهتگيري جستوجوگرانه نيز رابطه معنادار كمي برقرار بود.
افزون بر اين، يافتههاي هود و ديگران (١٩٨٦) حاكي از آن بود كه هيچ رابطهاي ميان تعهد مذهبي و هويت فردي وجود ندارد. همچنين، فوستر و لافورس (١٩٩٩) نيز دريافتند كه هويت سردرگم (آشفته) معنيداري بالايي با دو جهتگيري دروني و بيروني مذهبي نسبت به هويت اكتشافي و متعهدانه دارد.
در عين حال، مطالعات بسياري، رابطه مثبت و معنادار ميان احراز هويت و جهتگيري مذهبي را نشان دادهاند (Watson & et al, ١٩٩٨, p. ١٤٩- ١٦٤; Watson & Morris, ٢٠٠٥, p. ٣٧١-٣٧٩; Griffith & Griggs, ٢٠٠١, p. ١٤-٢٥; Maclean & et al, ٢٠٠٤, p. ٤٢٩-٤٣٧). واتسون و ديگران ( ١٩٨٩) بيان نمودند كه جهتگيري جستوجوگرايانه تعاملي ميتواند بهعنوان يك پيشآمد براي شكلگيري تعهد دروني باشد. اين نوع جهتگيري جستوجوگرانه، انعكاسي از تلاش براي يافتن پاسخ به موضوعات هويتي است. پس از آن، واتسون و ديگران (١٩٩٨) به رابطه ميان جهتگيري مذهبي، هويت و جستوجوي معنا در اخلاق پرداختند. آنها نشان دادند كه هويت متعهدانه همبستگي مثبت با جهتگيري مذهبي دروني دارد و همبستگي معكوس با جستوجوگري و جهتگيري بيروني مذهبي دارد.
ازاينرو، پژوهش حاضر با هدف شناسايي ميزان تأثير جهتگيري مذهبي در شكلگيري ساختار هويت فردي، انجام گرفت. تا بدينوسيله، راهي براي فهم هرچه بيشتر ابعاد معنوي و مذهبي و نقش اين ابعاد بر ساختار هويتي جوانان گشوده شود. اين مقاله به اين سؤالات پاسخ ميدهد كه آيا فرايند شكلگيري هويت، ميتواند متأثر از جهتگيري مذهبي باشد، آيا بين جهتگيري مذهبي و هويت فردي رابطة معناداري برقرار است و آيا جهتگيري مذهبي، نقش تعيينکنندهاي در پيشبيني هويت پايدار دارد؟
روش پژوهشجامعه پژوهشي دانشجويان بين سنين ١٨- ٢٥ سال ميباشند. نمونه مورد مطالعه، براساس روش نمونهگيري تصادفي خوشهاي چندمرحلهاي از بين دانشجويان دختر و پسر دانشکدههاي علوم انساني، علوم پايه، هنر و فني و مهندسي دانشگاههاي دولتي شهر تهران انتخاب شد. ابتدا از بين دانشگاههاي دولتي شهر تهران، که شامل دانشکدههاي فوق بودند، بهصورت تصادفي دانشگاه تهران و دانشگاه شاهد انتخاب و سپس از هر چهار دانشكدة اين دانشگاهها، دو رشته تحصيلي بهصورت تصادفي انتخاب گرديد. در هر رشته نيز يک کلاس بهصورت تصادفي انتخاب شد. سعي برآن بود تا از هر رشته تحصيلي، ٢٥ دانشجو در پژوهش شرکت نمايند. در نهايت، حجم نمونه شامل ٣٨١ نفر (١٣٣ مرد و ٢٤٨ زن) با ميانگين سني ٢٢ سال گرديد.
ابزارهاي پژوهشپرسشنامه هويت شخصي: اين پرسشنامه توسط احمدي (١٣٧٥) براساس معيارهاي تشخيصيDSM-IV ساخته شده است. اين معيارها عبارت از اشكال در اهداف بلندمدت، ترديد در انتخاب شغل، نداشتن الگوي مناسب براي رفاقت، نامناسب بودن رفتار جنسي، اشكال در شناخت و معرفت ديني، عدم توجه به ارزشهاي اخلاقي، رعايت نكردن تعهد گروهي، اختلال در تنظيم وقت، نداشتن الگوي مناسب براي تشكيل خانواده و نداشتن ديد منفي نسبت به خود ميباشد.
اين پرسشنامه، ١٠ گزينهاي داراي يك مقياس ليكرت ٤ درجهاي است. اين پرسشنامه نمره منفي ندارد و براساس آن، نمرات بالاتر از ٩ نشاندهندة عدم ثبات هويت فردي و وجود بحران هويت است. ضريب پايايي اين پرسش نامه، با استفاده از ضريب آلفاي كرونباخ در بين نمونهاي از دانشآموزان شهر اصفهان ٩٢/ ٠ (احمدي، ١٣٧٥) و در بين نمونهاي از دانشآموزان شهر يزد ٨٣/ ٠ (دهشيري، ١٣٨٤ ) محاسبه شده است. در اين پژوهش، ضريب پايايي آن٧٣/ ٠ بهدست آمد.
پرسشنامه خودشناسي براساس جهتگيري مذهبي اسلامي: اين پرسشنامه توسط آذربايجاني (١٣٨٥) با استفاده از آيات قرآن و متون روايي شيعه ساخته شده است. پرسشنامه حاوي ٧٠ سؤال است كه دو زيرمقياس اخلاق (٢٤ سؤال) و عقايد و مناسک (٤٦ سؤال) را دربردارد.
اعتبار محتواي اين پرسشنامه توسط متخصصان و صاحبنظران علوم ديني و اعتبار سازة آن، از طريق گروه نمونهاي به حجم ٣٧٨ نفر از دانشجويان دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد تهران (واحد شمال) و طلاب حوزة علميه قم مورد تأييد قرار گرفته است. ارزيابي محتوايي آن ٧٧٥/ ٠ و مقياس عقايد و مناسك با آلفاي ٩٤٧/ ٠ و مقياس اخلاق با آلفاي ٧٩٣/ ٠ و در مجموع، جهتگيري مذهبي براساس اسلام با آلفاي ٩٣٦/ ٠ بهدست آمده است (ر. ك: آذربايجاني، ١٣٨٥).
در اين پژوهش، ضريب پايايي اين پرسشنامه ٩٥/ ٠ (اخلاق با ضريب آلفا ٧٤/ ٠ و عقايد و مناسك با ضريب آلفا ٩٦/ ٠) محاسبه شد.
يافتههاي پژوهشاطلاعات کلي و ويژگيهاي جمعيتشناختي نمونه مورد مطالعه، به تفكيك جنسيت در جدول ١ نشان داده شده است. آمار موجود در اين جدول، حاكي از اين است كه نمونه مورد مطالعه (٣٨١=n ) متشكل از ١٣٣ پسر (٩/ ٣٤%) و ٢٤٨ دختر (١/ ٦٥%) ميباشد. نسبت دو برابري تعداد دختران به پسران در نمونه، ناشي از شرايط انتخاب تصادفي رشتههاي مورد مطالعه است و شايد تا حدي ناشي از نسبت بيشتر دختران در دانشگاهها باشد.

همانگونه كه جدول فوق نشان ميدهد، نسبتهاي تقريباً مشابهي از هر چهار رشته تحصيلي نمونهگيري شده است. بنابراين، با اطمينان بيشتري ميتوان دانشجويان رشتههاي متفاوت را در متغيرهاي مورد مطالعه مقايسه نمود. به منظور بررسي وجود همبستگي ميان جهتگيري مذهبي و هويت فردي از ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد. جدول ٢ ضرايب همبستگي ميان هويت فردي و جهتگيري مذهبي و خردهمقياسهاي آن را نشان ميدهد.

ازآنجاکه در مقياس هويت بهکار گرفتهشده در اين مطالعه، نمرات بالاتر نشاندهنده ناپايداري هويت فردي و وجود بحران هويتي است، رابطه ميان جهتگيري مذهبي و هويت فردي، بهصورت رابطهاي منفي نمودار شده است (آزمون دو دامنه، p<٠/٠٠٠٥، n=٣٨١،r=٠/٤١٢ ). بر اين اساس، بين جهتگيري مذهبي و هويت ناپايدار همبستگي معنيدار منفي وجود دارد. بهعبارت ديگر، گرايش بيشتر فرد به مذهب با هويت فردي شكليافتهتر و پايدارتر همراه است. براي تعيين سهم مقياسهاي جهتگيري مذهبي در پيشبيني نمرات هويت فردي، از رگرسيون چندمتغيري استفاده شد. جدول ٣ نتايج حاصل را نشان ميدهد.

در جدول ٣، مقدار مجذور R تنظيم شده نشان ميدهد كه مدل مورد استفاده ٩/ ٢٣ درصد واريانس نمرات هويت فردي تبيين ميكند. براي بررسي معنيداري مدل تحليل واريانس انجام گرفت. جدول ٤ نتايج آن را نشان ميدهد.

جدول ٤ معنيداري مدل را نشان ميدهد (٠٠٠٥/ ٠>F=٦٠/ ٧١٨ ، p). جدول ٥ ضرايب بتاي استاندارد شده براي ارزيابي سهم هريك از زيرمقياسهاي جهتگيري مذهبي را نشان ميدهد.

طبق جدول فوق، جهتگيري مذهبي بهطور كاملاً معنيدار در تعيين هويت فردي نقش دارد (٠٠٠٥/ ٠> p). بهگونهاي كه، هم زيرمقياس اخلاق و هم زيرمقياس عقايد و مناسك پيشبينيكنندههاي معنيداري در تعيين هويت فردي هستند. بهمنظور بررسي تفاوت بين ميانگين نمرات دختران و پسران شركتكننده در پژوهش، از آزمون آماري t مستقل استفاده شد.

به دليل عدم تشابه واريانس گروه دختران و پسران در مقياس جهتگيري مذهبي و زيرمقياس عقايد و مناسك، از آزمون آماري t، كه برنامه spss در شرايط نابرابري واريانسها به كار ميبرد، استفاده شد. در مقياس جهتگيري مذهبي، تفاوت معناداري بين دو گروه وجود دارد ( t=٤/٧٣، p <٠/٠٠٠٥، آزمون دو دامنه). بهگونهاي كه دختران (m = ٢١٩/٦) نمرات بالاتري را نسبت به پسران (m = ٢٠٣/٩) در مقياس جهتگيري مذهبي داشتهاند.
مقياس هويت فردي بين دو گروه معنادار بود (آزمون دو دامنه، t = ٢/٤٤، p = ٠/٠١). با توجه به اينكه نمرات بالاتر در هويت فردي، نشاندهندة ناپايداري بيشتر هويت است؛ دختران (m = ٥/٠٦) نسبت به پسران (m= ٦/٠٦) هويت شكليافتهتري دارند.
براي بررسي تفاوت ميان ميانگينهاي گروههاي تحصيلي شركتكننده در پژوهش، تحليل واريانس يك طرفه براي هر متغير به كار گرفته شد. در جدول ٦ ميانگين و انحراف استاندارد متغيرها بر حسب رشته تحصيلي نشان داده شده است.

بنابر نتايج جدول ٧، بين رشتههاي تحصيلي تفاوت معناداري در هويت فردي وجود نداشت. درحاليكه، در مقياس جهتگيري مذهبي و خردهمقياسهاي آن بين رشتههاي تحصيلي تفاوت معناداري نشان داده شد (٥٦/ ١٢= (٣،٣٧٧)P<٠/٠٠٥،F ).
براي بررسي گروهي كه اين تفاوت معنادار را ايجاد نموده است از آزمون تعقيبي شفه استفاده شد.

نتايج نشان داد كه رشته تحصيلي هنر در سطح ٠٠٥/ ٠ > p موجب ايجاد تفاوت معنادار بين رشتهاي در مقياس جهتگيري مذهبي شده است؛ بدين معنا كه گروه هنر نسبت به ساير گروههاي تحصيلي، در جهتگيري مذهبي نمرات پايينتري را كسب نموده است.
بحث و نتيجهگيرينتايج اين پژوهش نيز همسو با بسياري از مطالعات ديگر در حيطة مذهب و هويت است. بهطوريكه، پژوهشهاي بسياري رابطه ميان تعهد مذهبي و هويت فردي را نشان دادهاند (نظير: Shenkel & Marcia, ١٩٧٢, p. ٤٧٢-٤٨٢; Clair & Day, ١٩٧٩, p. ٣١٧-٣٢٦; Archer, ١٩٨٢, p. ٢٢٣-٢٢٥; Greenfield, ١٩٩٨, p. ٣٠-٣٩; Mckinney & Mckinney, ١٩٩٩, p. ٢٧٩- ٢٩٠; King, ٢٠٠٣, p. ١٩٧-٢٠٤) همچنين، وجود رابطه مثبت ميان بلوغ مذهبي و هويت فردي (Boerio, ١٩٩٧, p. ٧١-٨٢)، ميان انگيزش مذهبي و هويت فردي (Junkin, ٢٠٠١, p. ٨-١٥) و بين جهتگيري دروني مذهبي و احراز هويت (Fulten, ١٩٩٧, p. ١٢٩-١٤٠) گزارش شده است. همچنين رابطه معكوس ميان جهتگيري مذهبي و بحران هويت فردي (دهشيري، ١٣٨٥؛ نجفي و همكاران، ١٣٨٥؛ رجايي، ١٣٨٧) نشان داده شده است. كينگ و شانگ (٢٠٠٠) نيز در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيدند كه انجام مراسم مذهبي و رفتن به كليسا، با هويت رابطهاي مستقيم دارد و افراد با جهتگيري مذهبي، از سلامت روان و ثبات هيجاني بيشتر و هويت پايدارتري برخوردارند.
علي رغم وجود يافتههاي بسيار در تأييد رابطة مثبت و معنادار ميان جهتگيري مذهبي و احراز هويت پايدار، برخي مطالعات نشان دادهاند كه هيچ رابطهاي ميان تعهد مذهبي و هويت فردي وجود ندارد (hood, Riahinejad & White, ١٩٨٦, p. ١٠٧-١١٣; Foster & Laforce, ١٩٩٩, p. ٥٢-٦٨). اين يافتههاي متناقض، ممكن است بهدليل ابزار متفاوت اندازهگيري هويت باشد. همچنين، اين نتايج ميتواند ناشي از نوع رويكرد مذهبي افراد باشد. چنانچه، آلپورت معتقد است تنها زماني مذهب ميتواند به ارتقاي سلامت روان كمك كند كه «دروني» شده باشد؛ بدين معني كه اعتقاد به مسائل معنوي و باورهاي ديني، در عمق جان انسان نفوذ كرده باشد، نه اينكه براي كسب موقعيت بيروني يا براي رفع نيازها و دستيابي به اهداف مادي متوسل به مذهب شود. در تأييد اين ديدگاه، واتسون و ديگران (١٩٩٨) نشان دادند كه هويت متعهدانه همبستگي مثبت با جهتگيري مذهبي دروني دارد و همبستگي معكوس با جستوجوگري و جهتگيري بيروني مذهبي دارد. رابطة مثبت جهتگيري دروني مذهبي با احراز هويت در مطالعه پدرسون (١٩٩٩) و مكلين و ديگران (٢٠٠٤) نيز نشان داده شده است. همچنين، مارك استرم و ديگران ( ١٩٩٤ ) دريافتند كه توجهات مذهبي، با وضعيتهاي تعهدي هويت دستيافته و پيشرس مرتبط است. درحاليكه، فقدان هويتي با درجات فراواني كمتري از توجهات مذهبي در ارتباط بود.
گريفيث و گريجس (٢٠٠١) معتقدند كه معنويت و مذهب بهطور نزديكي با هويت پيوند يافتهاند. اين يك واقعيت است؛ زيرا ساختار هويتي چيزي است كه از طريق آن، فرد مذهب و ديگر ايدئولوژيها را ميپذيرد (Watson & Morris, ٢٠٠٥, p. ٣٧٤). بهعبارت ديگر، هويت فردي نيازمند آرمانهاي فلسفي و مذهبي است. به اعتقاد كينك (٢٠٠٣)، دين جايگاه متمايزي را براي كشف هويت و تعهد از طريق ارائه مفاهيم ايدئولوژي، اجتماعي و معنوي فراهم ميكند.
بنابراين، جهتگيري مذهبي ميتواند نقش برجستهاي در دستيابي به هويتي منسجم و پايدار ايفا نمايد. جهتگيري مذهبي فرد را در موقعيتهايي معنادار قرار ميدهد و در مواضع مبهم، نياز انسان را به دانستن فراهم مينمايد.
نتايج جدول سه حاكي از اين است كه جهتگيري مذهبي، ٩/ ٢٣ درصد از واريانس هويت فردي را تبيين ميكند. بهگونهايكه هم زيرمقياس اخلاق و هم زيرمقياس عقايد و مناسك پيشبينيكنندههاي معنيداري در تعيين هويت فردي بهشمار ميآيد. بنابراين، بر طبق اين يافتهها، ميتوان بيان نمود كه نگرش مذهبي فرد بهگونهاي معنيدار در تعيين هويت او نقش دارد. بهگونهاي كه ارزشهاي اخلاقي مذهبي ميتواند پيشبينيكنندة مناسبي در شكلگيري هويت پايدار باشد.
چنانچه در پژوهش نجفي و همكاران (١٣٨٥)، متغير دينداري ٧/ ١١ درصد از واريانس بحران هويت را پيشبيني ميكند. آنها بيان ميكنند كه مذهب عامل بسيار مهمياست كه ميتواند پاسخگوي بسياري از سؤالات نوجوانان باشد تا آنها بهآساني بتوانند خود را دريابند و هويت پايدار و منسجمي را براي خود بنا كنند. همچنين در مطالعة دهشيري (١٣٨٥) دينداري، ٣٢ درصد از واريانس هويت را پيشبيني ميكند. در پژوهش رجايي و همكاران (١٣٨٧) نيز نشان داده شد كه باورهاي مذهبي اساسي ٥/٩ درصد از تغييرات بحران هويت را تبيين ميكند.
در اين پژوهش، تفاوت معناداري در هويت فردي افراد شركتكننده در رشتههاي تحصيلي مختلف وجود نداشت. درحاليكه، جهتگيري مذهبي در بين رشتههاي تحصيلي تفاوت معناداري را نشان داد. آزمون تعقيبي شفه مشخص نمود كه رشته تحصيلي هنر در سطح ٠٠٥/ ٠>p موجب ايجاد اين تفاوت معنادار بينرشتهاي شده است. بدين معنا كه گروه هنر نسبت به ساير گروههاي تحصيلي، در جهتگيري مذهبي نمرات پايينتري را كسب نموده است. در پژوهش بهرامي و تاشك (١٣٨٣) هم اين نتيجه مشاهده ميشود. آنان ميان جهتگيري مذهبي دانشجويان دانشكدة هنر و الهيات تفاوت معناداري در سطح ٠٥/٠ گزارش نمودند، بهگونهايكه جهتگيري مذهبي دانشجويان دانشكدة الهيات بيشتر بود.
تفاوت ميان جهتگيري مذهبي دانشجويان هنر با ساير دانشجويان رشتههاي تحصيلي ديگر ميتواند ناشي از گرايشهاي خاص ابتدايي آنان در انتخاب رشته تحصيلي هنر باشد و يا اينكه ناشي از نگاه متفاوت آنان به مذهب بالاخص افعال مذهبي باشد؛ زيرا همانگونه كه در جدول ٧ نيز نمايان است، خردهمقياس عقايد و مناسك جهتگيري مذهبي، تفاوت معنادارتري را در سطح ٠٠٠٥/ ٠ > P ايجاد نموده است.
همانگونه که در اين پژوهش مشاهده شد، اخلاق سهم بيشتري را در پيشبيني هويت به عهده دارد. ميتوان گفت: ارزشهاي مذهبي، در شكلگيري ساختار منسجمي از هويت نقش بسزايي دارند. مشاركت جوانان در تهيه برنامههاي مذهبي سبب شكلگيري هويت مثبت، يادگيري الگوها، كسب مهارتهاي تحصيلي و شغلي، كاهش استرس و برقراري ارتباطات مثبت و پايدار ميگردد (ناعمي، ١٣٨٧، ص ١٣٥).
بنابراين، مذهب با ارائه تعريف روشني از هدف زندگي، ايجاد معنا براي تمامي فعاليتها و تجربههاي روزانه، چگونگي كاربرد راهبردهاي مقابلهاي و سرانجام، با ارائه الگوهاي مناسب براي همانندسازي بر ساختار هويت فردي اثر ميگذارد. در جستوجوي يافتن هويت فردي؛ اخلاقيات، ارزشها و عقايد مذهبي جلوهگر ميشوند. عقايد مذهبي درك تازهاي از معنا و هدف را بهوجود ميآورد و شناختهاي جديدي را از خود و جهان هستي ارائه ميدهد و اخلاق به ارتباط سازنده فرد در ارتباط با خود، ديگران و جهان هستي كمك ميكند. همانگونه كه وبستر (٢٠٠٥) بيان ميكند بسياري از دريافتهاي فردي از هويت شخصي، به واسطه ارزشهاي فرد و استدلالهاي او براي داشتن اين ارزشها ايجاد ميشوند.
اريكسون نقش مذهب را در شكلگيري هويت مهم و اصيل ميداند. حتي وجودي مستقل بهعنوان هويت ديني براي آن در نظر ميگيرد. مذهب از طريق نهادهاي ديني يا خانواده، ميتواند به نوجوانان در بهدست آوردن هويت فردي و جمعي ياري رساند و پاسخگوي پرسشهاي اساسي آنان باشد (نجفي و همكاران، ١٣٨٥). لوين معتقد است سازشيافتگي انسان با مسايل زندگي، مستلزم پاسخ به خواستههاي مهمي است كه انسان در پي پاسخگويي به آنهاست (جان بزرگي، ١٣٨٦). مذهب بستر مناسبي براي پاسخ به خواستهها و مواضع مبهم فراهم ميكند. از جمله اين خواستهها و نيازها، ميتوان به مشكل انسان در رابطه با زمان و جاودانگي، اجتماعيشدن و اجتماعي ماندن، الگوي دلبستگي و جدايي، تشويق و تنبيه (مجازات)، معنادهي به فعاليتها، عقل، جايگاه فرد در جهان، غلبه و معنادهي به رنجها و تعارضهاي اساسي زندگي اشاره كرد. بهعبارت ديگر، دستيابي به فلسفة زندگي و ايجاد چارچوبي از تعهدات مذهبي، موجب ميشود جنبههاي مختلف هويت فرد يكپارچه و منسجم گردد. بنابراين، وجود گرايشهاي مذهبي ميتواند در رسيدن به هويتي مثبت و موثق بسيار كمككننده باشد.
سرانجام، سهم عمدة مذهب در شكلگيري هويت فردي در اين پژوهش، نياز به برنامهريزيهاي مناسب فرهنگي جهت تربيت رفتارهاي اخلاقي و پررنگ نمودن نقش مذهب در زندگي در سطح دانشگاهها را مطرح ميسازد. با توجه به اينكه در اين پژوهش، بعد اخلاقي مذهب نقش مهمتري را در ساختار هويتي فرد نشان داد، به نظر ميرسد تكيه بيشتر بر ارزشهاي اخلاقي نسبت به بعد مناسك مذهبي، ميتواند در پرورش جوانان و دستيابي آنها به هويت پايدار و مثبت بسيار مددرسان باشد.
منابع
احمدي، احمد (١٣٧٥)، روانشناسي نوجوانان و جوانان، تهران، ترمه.
آذربايجاني، مسعود (١٣٨٥)، مقياس سنجش دينداري (تهيه و ساخت آزمون جهتگيري مذهبي با تكيه بر اسلام)، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
بهرامياحسان، هادي و آناهيتا تاشك، «ابعاد رابطه ميان جهتگيري مذهبي و سلامت رواني و ارزيابي مقياس جهتگيري مذهبي» (١٣٨٣)، روانشناسي و علوم تربيتي، ش ٢، ص ٤١-٦٣.
جانبزرگي، مسعود، «جهتگيري مذهبي و سلامت روان» (زمستان ١٣٨٦)، مجله پژوهشي دانشكده پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي، دوره ٣١، ش ٤، ص ٣٤٥-٣٥٠.
دهشيري، غلامرضا، «بررسي رابطه دينداري و بحران هويت در بين دانشآموزان دبيرستاني شهرستان يزد» (١٣٨٤)، تعليم و تربيت، ش ١٩، ص ٢٦-٣٥.
ناعمي، عليمحمد (١٣٨٧)، روانشناسي نوجواني و جواني، سبزوار، بيهق.
نجفي، محمود و همكاران، «بررسي رابطه كارايي خانواده و دينداري با بحران هويت» (١٣٨٥)، ماهنامه علمي-پژوهشي دانشگاه شاهد، ش ١٦، ص ١٧-٢٦.
Arnett, J. J, (٢٠٠٠), Emerging adulthood: A theory of development from the late teens through the twenties. American Psychologist, v ٥٥, p. ٤٦٩–٤٨٠.
Archer, S. L, (١٩٨٢), The lower age boundaries of identity development perspective. Journal of Early Adolescence, v ٧, p. ٢٢٣–٢٢٥.
Boerio, R. P, (١٩٩٧), The relationship of self-esteem and identity to Christian religious maturity: A study of students at a small, private, liberal arts university. Dissertation-Abstracts-International, v ٥٧, p. ٧١-٨٢.
Clair, S., & Day, H. D, (١٩٧٩), Ego identity status and values among high school females. Journal of Youth and Adolescence, v ٨, p. ٣١٧–٣٢٦.
Foster, J. D. & LaForce, B. (١٩٩٩), A longitudinal study of moral, religious, and identity development in a Christian liberal arts environment, Journal of Psychology and Theology, v ٢٧, p. ٥٢-٦٨.
Hood, A. B., & et al, (١٩٨٦), Changes in ego identity during the college years. Journal of College Student Persnnel, v ٧, p. ١٠٧–١١٣.
Greenfield, J. J, (١٩٩٨), Spiritual well-being and identity status among Catholic college students. Dissertation-Abstracts-International, v ٥٩, p. ٣٠-٣٩.
Griffith, B. A., & Griggs, J. C, (٢٠٠١), Religious identity status as a model to understand, assess, and interact with client spirituality. Counseling & Values, v ٤٦, p. ١٤-٢٥.
King, P. E, (٢٠٠٣), Religion and Identity: The Role of Ideological, Social, and Spiritual Contexts, Applied Developmental Science, v ٧, p. ١٩٧–٢٠٤.
Kang, J, & Shang, H, (٢٠٠٠), Identily formation status, spiritual well-being and family functioning among college student in Korea, Downloaded from IEEE Xplore.
Luyckx. K, & et al, (٢٠٠٧), Parental Psychological Control and Dimensions of Identity Formation in Emerging Adulthood, Journal of Family Psychology, (in press).
Junkin, M.F, ( ٢٠٠١), Relationship of religious involvement, commitment and motivation to identity development in late adolescence, Dissertation-Abstracts-International, v ٦٢, p. ٨-١٥.
Markstrom-Adams, C., & et al, (١٩٩٤), The ego-virtue of fidelity: A case for the study of religion and identity formation in adolescence, Journal of Youth and Adolescence, v ٢٣, p. ٤٥٣–٤٦٩.
McKinney, J. P, McKinney, K. G,(١٩٩٩), Prayer in the lives of late adolescents, Journal of Adolescence , v ٢٢, p.٢٧٩–٢٩٠.
Markstrom, C. A, (١٩٩٩), Religious involvement and adolescent, psychosocial development, Journal of Adolescence, v ٢٢, p. ٢٠٥–٢٢١.
Maclean. A. M, & et al, (٢٠٠٤), Transcendence and the Moral Self: Identity Integration, Religion, and Moral Life, Journal for the Scientific Study of Religion, v ٤٦, p. ٤٢٩–٤٣٧.
Pederson, M, (٢٠٠٠), The relation of spiritual self- identity to religious orientation and attitudes, Journal of Psychology & Technology, v ١٢٨, p. ١٣٨-١٥٢.
Rajaei, A. R, (٢٠٠٨), Religious Cognitive-Emotional Therapy (RCET). The ٥th congress for psychotherapy, Beijing, China, ١٢-١٥ October.
Schenkel, S., and Marcia, J. E, (١٩٧٢), Attitudes toward premarital intercourse in determining ego identity status in college women, Journal of Personality, v ٣, p. ٤٧٢–٤٨٢.
Watson, P. J., & et al, (١٩٨٩), "Interactional Factor Correlations with Means and Ends Religiousness", Journal for the Scientific Study of Religion, v ٢٨, p. ٣٣٧-٣٤٧.
Watson, P. J., & et al, (١٩٩٨), "Religious Orientation, Identity, and the Quest for Meaning in Ethics Within an Ideological Surround", International Journal for the Psychology of Religion, v ٨, p. ١٤٩-١٦٤.
Watson, P. J., & Ronald J. Morris, (٢٠٠٥), Spiritual Experience and Identity: Relationships with Religious Orientation, Religious Interest, and Intolerance of Amiguity, review of Religious Research, v ٤٦, P. ٣٧١-٣٧٩.
Webster. R. Scott, (٢٠٠٥), Personal identity: moving beyond Essence, International Journal of Children’s pirituality, v ١٠, p. ٥–١٦.