نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - ساخت و تعيين ويژگيهاي روانسنجي نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام

ساخت و تعيين ويژگي‌هاي روان‌سنجي نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام

سال ششم، شماره سوم، پاييز ١٣٩٢ ، ص ٥-١٨

Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٦. No.٢, Fall ٢٠١٣

مجيد همتي* / علي فتحي‌آشتياني**

چکيده

هدف اين پژوهش ساخت و تعيين ويژگي‌هاي روان‌سنجي نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام بود. بر اين اساس، با استفاده از آيات و روايات اسلامي، به تبيين نقش تربيتي پدر پرداخته و با استخراج مؤلفه‌هاي نظري نقش پدري پرسش‌نامه‌اي ٤٨ سؤالي تدوين شد. روش تحقيق به دو شيوه توصيفي و پيمايشي مي‌باشد. براي جمع‌آوري آموزه‌هاي دين اسلام، روش توصيفي مورد استفاده قرار گرفته است، و براي ارزيابي روايي و اعتبار مقياس، روش پيمايشي در نمونه‌اي ٣٨٢ نفري از دانش‌آموزان دبيرستاني منطقه ١٨ تهران به کار رفته است.

در بررسي روايي محتواي پرسش‌نامه، ضريب تطابق کندال ٢/٠ با سطح معناداري ٠٠٠١/٠، نشان‌دهندة ميزان توافق کارشناسان خبره در مورد موافقت گويه‌هاي طراحي شده مي‌باشد. روايي ملاک با محاسبه ضريب همبستگي مقياس حاضر و مقياس دلبستگي به پدر (IPPA) ١٢٩/٠ بود که در سطح ٠٥/٠ معنادار مي‌باشد. نتيجه بررسي روايي سازه حاکي از همبستگي بالاي سؤالات با نمره کل بود. در بررسي اعتبار پرسش‌نامه آلفاي کرونباخ برابر با ٨٩/٠ مي‌باشد، و ميزان همساني دروني بر اساس ضريب دو‌نيمه‌سازي گاتمن ٨٧/٠ مي‌باشد. در روش بازآزمايي با فاصله زماني سه هفته، نتايج نشان از همبستگي ٧٨٣/٠ در سطح ٠١/٠ بين اجراي اوليه و اجراي مجدد دارد. از‌اين‌رو، با استفاده از منابع اسلامي امکان ساخت ابزاري براي سنجش نقش تربيتي پدر وجود دارد. اين ابزار، جهت استفاده‌هاي پژوهشي از اعتبار و روايي مطلوبي برخوردار است.

کليد‌واژه‌ها: پرسش‌نامه، نقش پدر، اسلام، تربيت، ويژگي‌هاي روان‌سنجي.


* كارشناسي ارشد روان‌شناسي باليني مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).                [email protected]

** استاد دانشگاه علوم پزشكي بقيه‌الله                                                                                  afa١٣٣٧@gmail.com

دريافت: ٢٤ /١٠/ ١٣٩١ - پذيرش: ١٢/ ٤/ ١٣٩٢


مقدمه

خانواده يکي از ارکان اصلي جامعه بشري است كه همواره مورد توجه انديشمندان و متفکران بوده است و در رشته‌هاي مختلف علم درباره آن سخن به ميان آمده است. پدر و مادر نيز که قوام خانواده به آنهاست، مورد توجه ويژه قرار گرفته‌اند. اما همواره در ميان دانشمندان، در خصوص اهميت نقش پدر و مادر اختلاف‌نظر بوده است.

در سال ١٩٧٦ اکثر نظريه‌پردازان اجتماعي ترديد داشتند که پدران نقش قابل‌ملاحظه‌اي در شکل‌دهي به تجربيات و رشد کودکان‌ خود، بخصوص دختران داشته باشند. در نتيجه، برخي نويسندگان همچون لمب و لموندا تلاش هماهنگ و غالباً آشکاري را براي اثبات اين نکته از خود نشان دادند که اولاً، پدران در رشد کودک نقش دارند. ثانياً، نقش آنان در طول حيات کودک برجسته است و ثالثاً، بر روند رشد کودک تأثير مي‌گذارد (Lemonda & Lamb, ٢٠٠٤, p. ١). از‌اين‌رو، با بررسي نظرات مختلف مي‌توان نظريه‌پردازان را به دو دسته کلي تقسيم کرد:

دسته اول، گروهي هستند که براي پدر نقش حداقلي قائل بوده و تنها او را نان‌آور خانواده دانسته و هيچ‌گونه نقشي در خصوص تربيت فرزندان براي وي قايل نيستند. اين دسته نظريه‌پردازان، همة تربيت را به مادر اعطا کرده و پدر را تنها وسيله‌اي دانسته‌اند که زمينه تربيت فرزندان توسط مادر را فراهم مي‌کند. آنها نقش پدر را به‌طور کامل در نظر نمي‌گيرند و به‌سادگي فرض مي‌کنند که رابطه مادر - نوزاد مهم‌ترين رابطه در دوران نوزادي است و آثار آن تا نوجواني و بزرگسالي ادامه مي‌يابد. نظريه‌پردازاني همچون اتورانک، آنا فرويد، جان‌بالبي، هوبارت مورر از اين دسته‌اند. به‌علاوه، همه اين محققان معتقدند که چون مادر بيشترين وقت را با نوزاد سپري مي‌کند، از اهميت بي‌نظيري در زندگي او برخوردار است. از‌اين‌رو، نقش‌هاي محتمل پدر را کاملاً مورد غفلت قرار داده‌اند (آدامز، ١٣٧٣، ص ١٤).

در همين زمينه، برخي ديگر از محققان معتقدند که هر‌چند در تاريخ اقتدار پدر مسئله مهمي بوده و براي دوراني طولاني حضور پدر مقتدر در خانواده ضروري بوده و به پيشرفت جامعه کمک کرده، اما در شرايط كنوني اين امر سبب پيدايش شخصيت‌هاي سلطه‌طلب گشته و جامعه را به‌سوي ديکتاتور‌طلبي سوق مي‌دهد (اعزازي، ١٣٧٦، ص ١٢٨). از‌اين‌رو، معتقدند که بايد اين سلطه‌طلبي نيز شکسته شده و خانواده آزاد شود.

دسته دوم، کساني هستند که علاوه بر مادر، براي پدر نيز در خصوص تربيت فرزندان نقش قايل هستند. اين ديدگاه در روان‌شناسي از دهة ١٩٧٠ با تحقيقات لمب در مورد نقش پدر مورد توجه قرار گرفت (Krampe, ٢٠٠٥, p. ٢). امروزه بسياري از دانشمندان معتقدند که از بين رفتن نقش پدري تأثيرات منفي بر خانواده و کودک دارد. براي مثال، آنکونا معتقد است که از دست رفتن نقش پدري در جامعة آمريکا، اساس اجتماعي آمريکاي معاصر را تضعيف کرده است و ملتي را که روزگاري از قدرت قابل‌ملاحظه‌اي برخوردار بود، از فرايند رشد خودش بازداشته است (Ancona, ١٩٩٨. p. ١٩). از‌اين‌رو، کشور آمريکا در کل از فقدان هويت مردانه بزرگسال رنج مي‌برد (Eastin, ٢٠٠٣, p. ١٢). اين امر موجب ناتواني شهروندان آمريکايي در دستيابي به بلوغ و استقلال عمل شده است (Ancona, ١٩٩٨. P. ٢٠). برخي ديگر بر اين باورند که آمريکاي معاصر رفته‌رفته به جامعه‌اي بدون پدر بدل مي‌شود (Eastin, ٢٠٠٣, p. ١٢).

تا دهة ١٩٧٠ به نقش پدران در رشد كودكان اهميت چنداني داده نمي‌شد. اما به مرور روان‌شناسان با ورود به اين حوزه، تأثير نقش پدران در زندگي كودكان را مورد بررسي بيشتر قرار دادند. امروزه علي‌رغم وجود پژوهش‌هاي فراوان در اين حوزه، باز هم توجه كمتري به مسئله نقش تربيتي پدران مي‌شود (Arian, ٢٠٠٢). درحالي‌كه پدران نه‌تنها به‌طور مستقيم و غيرمستقيم از طريق مراقبت از كودكان و حضور در بافت خانواده نقش فعالي در رشد كودكان دارند، بلكه در ٥٠% از ژن‌هاي كودكانشان نيز سهيم هستند (Ibid). هرتسگ با تأکيد بر نقش خاص پدر مي‌گويد: کودکان محروم از پدر دچار «گرسنگي پدر» خواهند شد؛ زيرا آنان براي تنظيم متناسب پرخاشگري نسبت به خود و ديگران نيازمند آنند که با بزرگسالان مذکري در ارتباط باشند (آدامز، ١٣٧٣، ص ١٥). در همين زمينه، سه نوع مطالعه براي تبيين نقش پدران طراحي شده است که عبارتند از: مطالعات همبستگي، مطالعات غيبت و جدايي پدر و مطالعات نقش‌آفريني پدر.

بسياري از مطالعات اوليه در خصوص نقش پدر براي تعيين همبستگي بين نقش پدري و ويژگي‌هاي فرزندي طراحي شده بود. اکثر اين مطالعات بين سال‌هاي ١٩٤٠ تا ١٩٧٠ اجرا شده، زماني که نقش پدر به‌عنوان يک نقش جنسي، داراي بيشترين اهميت بود. در آن زمان، بيشتر مطالعات روي رشد نقش جنسي، بخصوص در مورد پسرها متمرکز بود (Lamb, ١٨٨١, p. ٤٥). طراحي اين مطالعات اوليه بسيار ساده بود و مردانگي را در پدرها و پسرها برآورد و سپس، تعيين مي‌کرد كه چگونه دو مجموعه نمرات همبسته مي‌شدند.

در اوايل دهه ١٩٨٠، تحقيقات به سمت غيبت پدر و تأثيرات آن بر رشد فرزندان معطوف شد. نتايج اين تحقيقات نشان داد، که غيبت پدر تأثيرات فراواني بر فرزندان طلاق دارد. تحقيقات انگل و انگل، ١٩٩٦، بيلر، ١٩٨٢، دمونو و اکوک، ١٩٩٦، بيانگر اين است که محروميت از وجود پدر، ارتباط مستقيمي با مشکلات روان‌شناختي، هم در دختران و هم در پسران دارد (Lemonda & Lamb, ٢٠٠٤, p. ٧).

در دهه ١٩٨٠، محققان به سمت بررسي نقش‌آفريني پدر رفتند. در بيشتر اين مطالعات، مقايسه بين شأن و منزلت کودک در خانواده‌هاي سنتي‌تر، که پدرهايشان در تربيت آنها مشارکت کمتري داشته‌اند، با آن فرزنداني بود که پدرهايشان در نگهداري از آنها مشارکت مي‌کردند (Lamb & et al, ١٩٨٥, p. ٢٢٩-٢٦٦). برخي ديگر از محققان، همبستگي سطوح مختلف درگيري پدر را مورد بررسي قرار دادند
(Thomson & Mosely, ١٩٩٥, p. ١٤٨-١٦٥).

تأثيرات افزايش نقش پدر در مطالعات پلک، ١٩٩٧، پروت، ١٩٨٥، رادين، ١٩٩٤، که نتايج آن نيز با ساير تحقيقات به‌صورت چشمگيري هماهنگ بود، نشان داد، فرزنداني که پدرهايشان نقش‌آفريني بيشتري داشته‌اند، داراي کفايت شناختي و همدلي بالاتر، خود‌کنترلي بيشتر و باورهاي کليشه‌اي جنسي پايين‌تر هستند (Lemonda & Lamb, ٢٠٠٤, p. ٧). در سال ٢٠٠٢، محققان جهت‌گيري تحقيقات را تغيير داده و به حمايت پدر و تأثيرات آن از جمله بر موفقيت‌هاي تحصيلي فرزندان پرداختند. به‌عنوان نمونه، مي‌توان به تحقيقات بلر و گراهام (٢٠٠٢) و مک‌برد و اسکوپ-ساليوان (٢٠٠٥) در اين زمينه اشاره کرد (Ibid, p. ٨).

با توجه به اهميت نقش پدر، محققان درصدد سنجش و ارزيابي اين امر توسط برخي از مقياس‌ها برآمدند. در برخي از اين مقياس‌ها، نقش پدر توسط فرزند مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد و در برخي ديگر، اين پدر است که در خصوص نقش خودش، قضاوت مي‌کند. در ادامه، به برخي از اين مقياس‌ها اشاره مي‌شود:

پرسش‌نامه نقش پدر (ROFQ)، توسط پالکوويتز در سال ١٩٨٤ در ١٥ سؤال طراحي شده است. اين پرسش‌نامه، ميزان باورهاي والدين در خصوص اهميت نقش پدر در رشد کودکان را اندازه‌گيري مي‌کند. در تحقيقات انجام‌شده توسط كريستينسن (١٩٩٧)، اعتبار بالاي براي اين پرسش‌نامه گزارش شده است. اما اين پرسش‌نامه تاکنون در ايران ترجمه و هنجاريابي نشده است.

پرسش‌نامه نگرش فرزند نسبت به پدر و مادر توسط والتر دبليو هودسون در سال ١٩٩٢ در ٢٥ سؤال طراحي شده است. اين پرسش‌نامه، نگرش فرزندان به پدران و مادرانشان را مورد بررسي قرار مي‌دهد و براي اندازه‌گيري دامنه يا شدت مشکلات فرزند با پدر و مادر، تدوين شده است. اين مقياس‌ها، همانند هم هستند به‌جز اينکه کلمه مادر و پدر در آنها عوض مي‌شوند. براي اين پرسش‌نامه اعتبار و روايي بالايي گزارش شده است (ثنايي، ١٣٨٧، ص ١٠١).

ابزار پيوند والديني - فرم پدر، اين پرسش‌نامه در ٢٥ سؤال توسط گوردون پارکر و همکارانش طراحي شده است. در اين پرسش‌نامه، از نوجوان خواسته مي‌شود که نظر خود را در خصوص پدر اعلام کند.

پرسش‌نامه وجود پدر (FPQ)، اين پرسش‌نامه توسط کرامپ در سال ٢٠٠٥ با ١٠٢ سؤال تهيه شده است. در اين پرسش‌نامه، پدر از منظر نوجوان مورد ارزيابي قرار گرفته است. اين تحقيق شامل سه حيطه کلي مي‌شود: ارتباط با پدر، باورهايي درباره پدر، تأثيرات درون نسلي خانوادگي. محقق، اين سه حيطه را در ١٠ مقياس مورد ارزيابي قرار داده است. مقياس احساسات در خصوص پدر، مقياس حمايت مادر براي ارتباط با پدر، مقياس ادراک از مشارکت (درگيري) پدر، مقياس تماس بدني با پدر، مقياس ارتباط پدر و مادر، مقياس درک از خدا به‌عنوان يک پدر، مقياس ادراک از تأثير پدر، مقياس ارتباط مادر با پدر خود (آيتم‌هاي ـ)، مقياس ارتباط مادر با پدر خود (آيتم‌هاي +)، مقياس رابطه پدر با پدر خود (Krampe, ٢٠٠٥, p. ٣).

مقياس دلبستگي والدين و همسالان (IPPA)، اين مقياس به‌منظور تعيين کيفيت پيوندهاي عاطفي ميان والدين و نوجوان توسط آرمسدن و گرينبرگ (١٩٨٧) مورد استفاده قرار گرفت. اين مقياس، به کمک ارزيابي تجارب عاطفي- شناختي مثبت (اعتماد، ارتباط، پاسخ‌گويي خوب و در دسترس بودن والدين) و تجارب عاطفي شناختي منفي (خشم، نااميدي در نتيجه غيرپاسخ‌گو يا پاسخ‌گويي بي‌ثبات) کارکردهاي مختلف دلبستگي را مورد سنجش قرار مي‌دهد (Armsden & Greenberg, ١٩٨٧, p. ١٥).

به‌رغم همة کارهاي انجام‌شده، پژوهشي که به‌طور جامع به نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام پرداخته و براي آن پرسش‌نامه ارائه کرده باشد، انجام نشده است. بر اين اساس، مسئله اساسي اين پژوهش عبارت است از: ساخت پرسش‌نامه نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام و بررسي روايي و اعتبار آن. ازاين‌رو، اين سؤال‌ها در مورد پرسش‌نامه محقق‌ساخته نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام بررسي شده است: پرسش‌نامه نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام از چه ميزان روايي برخوردار است؟ اعتبار پرسش‌نامه نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام چقدر است؟

روش تحقيق

جامعه آماري اين پژوهش، شامل کليه دانش‌آموزان دختر و پسر پايه اول، دوم و سوم متوسطه منطقه هيجده شهر تهران است. در اين منطقه، ٣٥ دبيرستان دخترانه و پسرانه وجود دارد که نزديک به ١٤٣٦٣ هزار دانش‌آموز دختر و پسر دبيرستاني تحصيل مي‌کنند.

حجم نمونه در اين پژوهش، براساس جدول کرجسي و مورگان (١٩٧٠)  تعيين شده است. از آنجا‌که حجم جامعه آماري تقريباً برابر با ١٤٣٦٣ نفر بود، جدول کرجسي و مورگان متناسب اين حجم، نمونه‌اي ٣٧٧ نفري را پيشنهاد مي‌کند. اما از‌آنجا‌که خطاي نمونه‌گيري با اندازه نمونه رابطه معکوس دارد و هر قدر اندازه نمونه افزايش يابد، خطاي نمونه‌گيري کمتر مي‌شود (بيابانگرد، ١٣٨٦، ص ١٣٢) محقق نمونه‌اي برابر با ٣٨٢ نفر براي پژوهش انتخاب کرده است که حتي از حجم نمونه پيشنهادي جدول کرجسي و مورگان براي جامعه با ١٠٠٠٠٠ هزار نفر هم بيشتر مي‌باشد.

نمونه مورد پژوهش از ميان جامعه مذکور، با استفاده از روش نمونه‌گيري خوشه‌اي تصادفي گردآوري شده است. بدين منظور، پس از تعيين طبقات و حجم نمونه، از‌آنجا‌که جامعه مورد تحقيق بزرگ و گسترده بود و فهرست کامل افراد جامعه در دسترس نبود، با روش نمونه‌گيري خوشه‌اي، و با انتخاب چند کلاس از هر طبقه (پايه اول، پايه دوم و پايه سوم)، پرسش‌نامه نقش پدر از ديدگاه اسلام بر روي نمونه‌ها اجرا شد.

در سطح آمار استنباطي، براي بررسي رابطه بين متغيرها، شاخص همبستگي مورد استفاده قرار گرفته است. از‌آنجا‌که هدف از اين پژوهش، ساخت پرسش‌نامه نقش پدر از ديدگاه اسلام بوده است، براي روايي محتواي اين مقياس از متخصصان علوم اسلامي استفاده شده. در ارزيابي ميزان مطابقت نظرات کارشناسان در خصوص روايي محتوايي از شاخص آماري ضريب کندال استفاده شده، روايي سازه نيز از طريق همبستگي با نمره کل و روايي ملاک را از طريق روايي همزمان به‌دست آمد. براي ارزيابي اعتبار پرسش‌نامه ساخته‌شده از روش آزمون – آزمون مجدد و آلفاي کرونباخ و دو نيمه کردن استفاده شده است.

تعداد نمونه انتخابي در اين تحقيق، به ازاي هر سؤال تقريباً ٧ نمونه بود. همچنين در اين پژوهش از دو ابزار استفاده شده است:

الف. پرسش‌نامه نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام، با ٤٨ سؤال، که براي يازده مؤلفه طراحي شده است. اين آزمون بخش عمده‌اي از وظايف پدر را که قابل سنجش و ارزيابي بوده، مورد ارزيابي قرار مي‌دهد.

مؤلفه‌هاي نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام عبارتند از:

١. محبت به فرزند، ٢. تکريم مادر، ٣. تکريم فرزند، ٤. بازي با فرزند و زمينه‌سازي براي آن، ٥. الگو‌دهي مثبت، ٦. آموزش‌هاي ديني، ٧. آموزش‌هاي پايه و عمومي، ٨. تأديب، ٩. کمک به شکل‌دهي هويت فردي، ١٠. کمک به شکل‌دهي هويت اجتماعي نوجوان، که خود شامل سه زير مؤلفه مي‌باشد: آموزش تعامل اجتماعي مناسب، انتخاب دوست خوب، تربيت شغلي، ١١. وظايف مالي پدر.

ب. مقياس دلبستگي به پدر (IPPA): اين مقياس، به‌منظور تعيين کيفيت پيوندهاي عاطفي ميان والدين و نوجوان توسط آرمسدن و گرينبرگ ١٩٨٧ مورد استفاده قرار گرفت.

اين مقياس، به کمک ارزيابي تجارب عاطفي- شناختي مثبت (اعتماد، ارتباط، پاسخ‌گويي خوب و در دسترس بودن والدين) و تجارب عاطفي شناختي منفي (خشم، نااميدي در نتيجه غيرپاسخ‌گو يا پاسخ‌گويي بي‌ثبات)، کارکردهاي مختلف دلبستگي را مورد سنجش قرار مي‌دهد (Greenberg, ٢٠٠٩, p. ١).

اين آزمون داراي سه زير‌مقياس، ميزان اعتماد، کيفيت رابطه و ميزان خصومت و احساس بيگانگي است. آلفاي گزارش‌شده براي اين مقياس ٨٩/٠ مي‌باشد. اين مقياس، يک مقياس خودسنجي با مقياس‌هاي ليکرت پنج قسمتي مي‌باشد.

مؤلفان اين پرسش‌نامه، ضريب بازآزمايي به فاصله سه هفته را براي دلبستگي به والدين٩٣/٠ و براي دلبستگي به همسالان ٨٦/٠گزارش کرده‌اند. طبق گزارش سازندگان، اين آزمون، از اعتبار سازه‌اي خوبي نيز برخوردار است (Greenberg, ٢٠٠٩. p. ٢).

مراحل ساخت پرسش‌نامه نقش‌ تربيتي پدر از ديدگاه اسلام و روش انجام کار به شرح زير پيگيري شده است:

گام ١. تحليل نظري نقش تربيتي پدر با توجه به آيات و روايات؛

در اين بخش ابتدا منابع روايي، در خصوص کودک و وظايف پدر جمع‌آوري شد. پس از جمع‌آوري منابع و تحليل آنها، نقش پدر از آيات و روايات استخراج گرديد. با توجه به کارهاي کمي، که در اين زمينه انجام شده، لازم بود که ابتدا نقش پدر به‌صورت کامل تبيين و پس از آن الگويي ارائه شود تا در آن غالب، وظايف پدر نظام‌بندي گردد. الگوهاي مختلفي انتخاب و ارزيابي شد تا در نهايت، با مشورت استادان محترم و منابع موجود الگويي براي نقش تربيتي پدر تنظيم شد.

گام ٢. بررسي نقش پدر در متون روان‌شناسي؛

در دومين، گام منابع فارسي و مقالات مرتبط با نقش پدر از بانک پايان‌نامه‌ها و جستجوي اينترنتي جمع‌آوري شد. اما با توجه به اينکه در خصوص نقش پدر در کشورمان بسيار کم کار شده است، منابع مرتبط کمي به‌دست آمد. در مرحله بعد، مقالات لاتين از طريق اينترنت جست‌و‌جو و پس از يافتن منابع مرتبط و دسته‌بندي و ترجمه جهت استفاده در پژوهش آماده گرديد.

گام ٣. بررسي ميزان موافقت مستندات و الگوي ارائه‌شده با آموزه‌هاي اسلام توسط کارشناشان خبره ديني؛

پس از تهيه الگوي نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام، لازم بود که اين امر از نظر کارشناشان ديني نيز بررسي شده تا از صحت آن اطمينان حاصل گردد. ازاين‌رو، بدين منظور الگوي استخراج‌شده از روايات، براي کسب اطمينان بيشتر به ١١ تن از استادان حوزه ارائه شد. پس از دريافت نظرات استادان و بررسي آنها، الگوي نهايي نقش تربيتي پدر تهيه شد.

گام ٤. طراحي ‌گويه‌ها براساس مستندات اسلامي (آيات و روايات)؛

در اين مرحله، براساس الگوي تهيه‌شده ‌گويه‌هايي براي هر مؤلفه طراحي شد.

گام ٥. تهيه و تنظيم نهايي گويه‌ها؛

با توجه به نکات گفته‌شده، براي هر مؤلفه ‌گويه‌هايي طراحي شد. اين ‌گويه‌ها در ابتدا به ٧٤ سؤال مي‌رسيد. اما پس از مشورت با استادان و حذف برخي از ‌گويه‌ها، حجم آنها به ٥٥ سؤال کاهش يافت؛ زيرا کوتاه بودن پرسش‌نامه جزء مزاياي آن محسوب مي‌شود، البته کوتاهي که مخل مقصود و غرض محقق نباشد. ضمن اينکه برخي مؤلفه‌هاي نقش پدري نيز از بخش طراحي ‌گويه‌ها حذف شدند؛ زيرا امکان سنجش آنها فراهم نبود.

گام ٦. بررسي روايي محتواي پرسش‌نامه؛

در اين تحقيق، محقق پس از تهيه ‌گويه‌ها، آنها را همراه با مستندات به ١١ تن از کارشناسان علوم اسلامي و روان‌شناسي ارائه نمود تا نظر خود را در زمينة ميزان مطابقت هر گويه با مؤلفه نام‌برده، براساس نحوه دلالت ذکر‌شده در يک مقياس ليکرت چهار درجه‌اي اعلام نمايند.

گام ٧. اجراي مقدماتي پرسش‌نامه؛

به‌منظور اجراي مقدماتي، پرسش‌نامه ٥٢ سؤالي در يک نمونه ٦٠ نفري از دانش‌آموزان دبيرستاني جامعه آماري به اجرا گذاشته شد. پس از اجرا مقدماتي پرسش‌نامه، سؤالات (١٠ و٤٧)، به دليل همبستگي پايين با نمره کل تست حذف و سؤالات مربوط به مؤلفه فراهم کردن زمينه ازدواج (٣٠ و ٤١) نيز با توجه به ابهاماتي، که براي نوجوانان در حين اجرا مقدماتي پيش آمده بود، حذف شدند. پس از تغييرات اعمال‌شده فرم ٤٨ سؤالي براي اجراي نهايي تدوين شد.

گام ٨. اجراي نهايي پرسش‌نامه؛

پس از اجراي مقدماتي و جرح و تعديل گويه‌ها، اجراي اصلي روي يک نمونه ٣٨٢ نفري از جامعه آماري اجرا شد. پس از اجراي اصلي پاسخ‌نامه‌هاي ناقص ار رده خارج و داده‌هاي حاصل از اجراي آزمون در spss وارد شد.

گام ٩. به دست آوردن روايي همزمان دو آزمون؛

بدين منظور، مقياس دلبستگي به پدر (IPPA) همزمان با پرسش‌نامه نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام اجرا شد و از طريق ضريب همبستگي نمره کل دو آزمون روايي همزمان آنها به‌دست آمد.

گام ١٠. باز‌آزمايي پرسش‌نامه؛

پس از اجراي نهايي، براي بررسي اعتبار پرسش‌نامه با فاصله زماني سه هفته پرسش‌نامه مجدداً روي يک گروه ١٤ نفري از آزمودني‌هاي مرحله نهايي اجرا شد.

يافته‌هاي تحقيق

هدف از اين تحقيق، ساخت پرسش‌نامه‌اي است که به‌صورت کمي بتواند نقش تربيتي پدر را براساس معيارهاي مستفاد از منابع اسلامي اندازه‌گيري نمايد. براي رسيدن به اين هدف، دو پرسش، بررسي ميزان روايي و اعتبار مقياس مطرح شد. در ادامه، يافته‌هاي مربوط به دو پرسش مذکور ارائه ‌شد. به‌منظور بررسي روايي پرسش‌نامه، از سه روش روايي محتوا، روايي وابسته به ملاک و روايي سازه استفاده شده است. در بخش روايي محتوا، ٥٥ گويه براساس مستندات اسلامي طراحي شد. سپس براي بررسي ميزان مطابقت آنها با مستندات اسلامي، در يک مقياس چهار درجه‌اي ليکرت، به ١١ تن از کارشناسان حوزوي متخصص در زمينه روان‌شناسي تحويل داده شد. در نهايت، پس از اجرا ‌گويه‌هايي که نمره کم‌تر از ٣ گرفته بودند، حذف شدند و ‌گويه‌هايي که نمرات بالاتر از ٣ گرفته بودند، باقي ماندند. ميانگين کل نمرات برابر ٢٩/٣ با درصد ٢٥/٨٢ مي‌باشد. ضمن اينکه، ضريب تطابق کندال نيز نشان از ميزان توافق کارشناسان خبره در مورد موافقت ‌گويه‌ها با مستندات اسلامي و نحوه دلالت آنها دارد.

جدول(١): ضريب تطابق کندال

تعداد کارشناسان

١١

ضريب تطابق کندال

٢٠٦/ ٠

مجذور کاي

٣٠٩/ ١٢٢

درجه آزادي

٥٤

سطح معناداري

٠٠٠١/ ٠

براي بررسي روايي وابسته به ملاک، از آزمون دلبستگي به پدر (IPPA) استفاده شد. استفاده از اين آزمون نيز از آن جهت بود که آزمون ديگري، که در جامعه ايراني رايج باشد و نقش پدر را مورد سنجش قرار دهد، يافت نشد و با اجراي همزمان اين آزمون، به بررسي ميزان همبستگي مقياس مذکور با پرسش‌نامه نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام پرداخته شد. نتايج نشان از همبستگي معنادار اين دو آزمون در سطح ٠٥/ ٠ برابر با ١٢٩/ ٠ دارد.

محقق براي بررسي روايي سازه، از روش هماهنگي دروني استفاده كرد. در اين روش، تمامي سؤالات از همبستگي بالايي در سطح معناداري ٠٠١/ ٠ با نمره کل برخوردار بودند. بالاترين نمره همبستگي ٦٦١/ ٠ و پايين ‌نمره همبستگي ١٢١/ ٠ مي‌باشد. صرفاً دو سؤال ١١ و ٢٣ داراي همبستگي با نمره کل در سطح ٠٠٥/ ٠ بودند که اين مسئله نشان‌دهندة آن است که پرسش‌نامه از روايي سازه بالايي برخوردار است. بنابراين، براساس سه روش روايي مذکور، روايي پرسش‌نامه نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام به اثبات مي‌رسد.

به‌منظور برآورد اعتبار پرسش‌نامه نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام، از روش تنصيف، ضريب آلفا و همچنين روش بازآزمايي با فاصله زماني سه هفته بهره برده‌ شد. در ضريب همساني دروني، آلفاي کرونباخ پرسش‌نامه نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام در مرحله آزمايشي (تعداد آزمودني‌ها ٦٠ نفر)، برابر با ٩١٤/ ٠ و در مرحله نهايي (تعداد آزمودني‌ها ٣٨٢ نفر) برابر با ٨٩١/ ٠ مي‌باشد که بيانگر همساني دروني آزمون در سطح بالايي مي‌باشد.

جدول(٢): ضريب آلفاي کرونباخ پرسش‌نامه نقش تربيتي پدر در مرحله آزمايشي و نهايي

مراحل اجرا

تعداد آزمودني

تعداد ‌گويه‌ها

ضريب آلفاي کرونباخ

اجراي آزمايشي

٦٠

٥٢

٩١٤/ ٠

اجراي نهايي

٣٨٢

٤٨

٨٩١/ ٠

در روش دو نيمه‌سازي، ضريب اسپيرمن – براون در مرحله آزمايشي، برابر با ٩٠٠/ ٠ و در مرحله نهايي، برابر با ٨٧١/ ٠ مي‌باشد. ميزان همساني دروني براساس ضريب دو نيمه‌سازي گاتمن در مرحله آزمايشي، برابر با ٨٩٧/ ٠ و در مرحله نهايي، ٨٧١/ ٠ مي‌باشد. همبستگي بين دو فرم در مرحله آزمايشي، برابر با ٨١٨/ ٠ و در مرحله نهايي، ٧٧٢/ ٠ مي‌باشد.

جدول(٣): آماره‌هاي اعتبار پرسش‌نامه نقش تربيتي پدر از ديدگاه اسلام در مرحله نهايي

آلفاي کرونباخ

نيمه اول

مقدار

٧٨٩/ ٠

تعداد ‌گويه‌ها

٢٤

نيمه دوم

مقدار

٨٢٦/ ٠

تعداد ‌گويه‌ها

٢٤

مجموع تعداد ‌گويه‌ها

٤٨

همبستگي بين دو فرم

٧٧٢/ ٠

ضريب اسپيرمن - براون

تساوي تعداد ‌گويه‌ها

٨٧١/ ٠

عدم تساوي تعداد ‌گويه‌ها

٨٧١/ ٠

ضريب دو نيمه سازي گاتمن

٨٧١/ ٠

در روش بازآزمايي با فاصله زماني سه هفته، نتايج نشان از همبستگي بالا ( ٧٨٣/ ٠) در سطح ٠١/ ٠ بين اجراي اوليه و اجراي مجدد دارد. ضمن آنکه نتايج آزمون تي با نمونه‌هاي جفت نيز اين نتايج را تأييد مي‌کند. از اين آزمون، زماني استفاده مي‌شود که دو نمونه از يک جامعه وجود داشته باشد و بخواهيم ميانگين‌هاي آنها را با هم مقايسه کنيم (ياسمي‌نژاد و گل‌محمديان، ١٣٩٠، ص ٨٩). ما نيز براي مقايسه نتايج اجراي اوليه و اجراي مجدد، که آيا تفاوت معناداري بين آنها وجود دارد يا خير، از اين آزمون استفاده کرديم.

جدول(٤): آزمون تي با نمونه‌هاي جفت

سطح معناداري

درجه آزادي

نمره تي

فاصله اطمينان

انحراف استاندارد

ميانگين

بالاتر

پايين‌تر

٣٣١/ ٠

١٣

٠٠٩/ ١

٦٢٦٠٧/ ٧

٧٦٨٩٣/ ٢-

٠٠١٨٣/ ٩

٤٢٨٥٦/ ٢

با توجه به اينکه در جدول سطح معناداري برابر با ٣٣١/ ٠ مي‌باشد و از ٠٥/ ٠ بيشتر است، فرض صفر (بين ميانگين نمره اجراي اوليه و اجراي مجدد تفاوت معنادار وجود ندارد) پذيرفته مي‌شود و فرض خلاف (بين نمره اجراي اوليه و اجراي مجدد تفاوت معنادار وجود دارد) رد مي‌شود. قرار گرفتن صفر در دامنه ستون فاصله اطمينان نيز نشان مي‌دهد که نمي‌توان فرض صفر را رد کرد. بنابراين، بين ميانگين نمره اجراي اوليه و اجراي مجدد تفاوت معنادار وجود ندارد. ضمن اينکه همبستگي بالاي دو تست ( ٧٨٥/ ٠) در سطح معناداري ٠٠١/ ٠ نشان از اعتبار آن دارد.

بحث و نتيجه‌گيري

بر اين اساس، اعتبار پرسش‌نامه نقش پدر از ديدگاه اسلام در حد بالايي به اثبات مي‌رسد. اين امر حاکي از درجه ثبات و پايايي، قابليت پيش‌بيني و دقت آزمون مي‌باشد. براساس منابع اسلامي، مؤلفه‌هاي نقش پدري با توجه به آيات و روايات شامل يازده مؤلفه مي‌باشد.

از آنچه گذشت، به‌دست مي‌آيد که پدر تنها وظيفه مالي بر عهده ندارد. اين‌گونه نيست که وي صرفاً نان‌آور خانواده باشد، بلکه نفقه يکي از حقوق فرزند بر عهدة پدر است. آنچه که از نفقه واجب‌تر است، تربيت نيکوست که اين وظيفه نيز بر عهده پدر گذاشته شده است. اما متأسفانه در جامعه ما بيشتر به جنبه اقتصادي پدر توجه و بار تربيت بر دوش مادران گذاشته شده است. برخي وظيفه تربيتي پدر را منکر شده و اگر هم پذيرفته‌اند، به حداقل اکتفا کرده‌اند. بنابراين، در يک نگاه کلي مي‌توان گفت: پدر در هريک از مراحل رشد، وظيفه خاصي با توجه به نيازها و توانايي‌هاي فرزند بر عهده دارد. بخشي از اين وظايف، تربيتي است که به دو شاخه غيراختصاصي و اختصاصي تقسيم مي‌شود. وظايف غيراختصاصي آن دسته وظايفي است که در تمامي مراحل رشد جاري است. همچون محبت، احترام، تکريم مادر و الگودهي مثبت.

اما وظايف اختصاصي آن دسته از وظايفي است که در طي مراحل رشد، تغيير مي‌کند؛ زيرا هر مرحله از رشد، شرايط و اقتضائات خاص خود را دارد. اين نگاه مرحله‌اي به رشد، مورد تأييد اسلام بوده و روان‌شناسي نيز آن را با توجه به علوم تجربي ثابت کرده است. در اسلام براي رشد کودک، سه مرحله بيان شده است: هفت سال اول (اميري)، هفت سال دوم (غلامي) و هفت سال سوم (وزيري). در مرحله اول رشد (هفت سال اول)، روايات، وظايفي را براي پدر تعيين کرده‌اند که شامل تغذيه با شير مادر (کليني، ١٤٠٧ق، ج ٦، ص ٤٠)، بازي با کودک (صدوق، ١٤١٢ق، ج ٣، ص ٤٨٤) و زمينه‌سازي براي آن مي‌شود. از اين‌رو، در روايات تأکيد شده است که به فرزندانتان اجازه دهيد تا هفت سال بازي کنند. البته بايد توجه داشت که تربيت در اين هفت سال تعطيل نبوده، بلکه غيرمستقيم است (در قالب بازي، داستان، مسابقه و...). ضمن اينکه يادگيري مشاهده‌اي در اين دوره از ارزش زيادي برخوردار است. به همين دليل، از والدين بخصوص پدرها خواسته شده است که در مقابل فرزندانشان کارهاي ناشايست انجام ندهند (کليني، ١٤٠٧ق، ج ٦، ص ٥٠). در اين مرحله، کودک آزادي عمل زيادي دارد، آن هم به اين دليل که هنوز قوه فهم و درک به‌درستي در او شکل نگرفته است. ازاين‌رو، توقع انجام رفتار کاملاً منطقي از او نابجاست. روايات نيز بر اين امر تأکيد کرده‌اند که کودک در اين سن قدرت درک و فهم بسياري از حقايق را ندارد. اين امر با توجه به دو دسته از روايات به‌دست مي‌آيد:

١. رواياتي که بيان کرده‌اند فرزندانتان را زماني امر به نماز کنيد که به قوه فهم (اذا عقل) رسيده باشند (کليني، ١٤٠٧ق، ج ٥، ص ٥٢٣).

٢. رواياتي که بيان مي‌کنند فرزندانتان را در هفت سالگي امر به نماز کنيد (ابن‌حيون، ١٣٨٥، ج ١، ص ٤٢٢).

با توجه به اين دو دسته روايات، کودک در حدود ٧ سالگي قدرت درک و فهم (البته آن هم در سطح کودکي) پيدا مي‌کند.

اما مرحله دوم رشد (هفت سال دوم)، در نگاه اسلامي مرحله غلامي معرفي شده است. پياژه اين مرحله را از حيث رشد اخلاقي مرحله «ديگر پيروي» اخلاقي ناميده است. در اين مرحله، با توجه به اينکه کودک قدرت فهم پيدا کرده است و اطاعت‌پذيري او نيز بالاست، بهترين زمان براي شروع تعليم (طبرسي، ١٤١٢ق، ص ٢٢٠) و تأديب (صدوق، ١٤١٢ق، ج ٣، ص ٤٩٢) فرزند مي‌باشد. بنابراين، با توجه به روايات اين مرحله، زمان شروع تعليم و تأديب است. اين تعليمات مي‌تواند در حيطه آموزش‌هاي ديني شامل عقايد، اخلاق، احکام، آموزش‌هاي پايه و عمومي باشد. ضرورت آموزش‌هاي ديني از اين جهت است که پدر وظيفه نگهداري خانواده از آتش جهنم را دارد (تحريم: ٦). اين امر حاصل نمي‌شود مگر با آموزش‌هاي ديني که در نهايت منجر به تربيت ديني فرزندان شود. اما صرف آموزش‌هاي ديني، فرزند را کارآمد نمي‌سازد. تا بتواند بار زندگي را بر دوش گرفته و به سلامت به مقصد برساند. از‌اين‌رو، برخي ديگر از آموزش‌ها نيز در روايات بيان شده است که مي‌توان از آنها آموزش‌هاي پايه و عمومي ياد كرد. همچون سوارکاري، تيزاندازي، نخ‌ريسي، شنا و... . در‌واقع، به گفتة امام علي(ع) هر آنچه که فرزند براي آينده به آن نياز دارد (ابن ابي‌الحديد، ١٤٠٤ق، ج٢٠، ص ٣٣٣).

با شروع هفت سال سوم، فرزند ما وارد برهه‌اي از زندگي مي‌شود که از حساسيت زيادي برخوردار است. دوران نوجواني دوران بحران‌ها و عبور کردن‌هاست. دوران گذار از کودکي به بزرگسالي، دوران رها کردن هويت کودکي و به‌دست آوردن هويت بزرگسالي. با توجه به حساسيت اين دوره، وظيفه پدر نيز مهم‌تر مي‌گردد. در اين پژوهش، وظايف پدر در نوجواني در دو بخشِ کمک به شکل‌گيري هويت فردي نوجوان و کمک به شکل‌گيري هويت اجتماعي نوجوان بيان شد. در بخش کمک به شکل‌گيري هويت فردي، پدر مي‌تواند از طريق واگذاري مسئوليت (به‌کار‌گيري) به نوجوان، احترام به او، دوستي و مشورت کردن با او کمک کند تا او نيز به خود اعتماد کرده و هويت فردي‌اش به درستي شکل گيرد. اگر پدر وظيفه خود را در اين بخش به‌خوبي انجام دهد، فرزندش نيز هويت خود را مبتني بر اعتقادات ديني شکل خواهد داد؛ زيرا ويژگي بحران هويت، جست‌وجوگري براي پايبندي است. ازاين‌رو، احترام به نوجوان، مشورت و دوستي با او، کمک مي‌کند تا او هويت خود را مطابق با هويت دوستش که همان پدرش است شکل دهد.

در بخش هويت اجتماعي، پدر مي‌تواند با کمک به نوجوان براي شکل‌دهي به تعاملات اجتماعي مناسب با ديگران و کمک در انتخاب دوست و همچنين فراهم کردن زمينه‌هاي شغلي مناسب، که البته پايه‌هاي آن در مرحله قبل چيده شده است، هويت اجتماعي نوجوانش را شکل دهد. ثمره اين شکل‌دهي در ازدواج و به مشارکت گذاشتن هويت فردي پيدا مي‌شود. فراهم کردن زمينه ازدواج يکي از مهمترين وظايف پدر مي‌باشد (طبرسي، ١٤١٢ق، ص ٢٢٠).

بخش ديگر از وظايف پدر، شامل وظايف مالي است که از اين بخش تحت عنوان «نفقه» در فقه ياد شده است. اين بخش از وظايف، در‌واقع تأمين‌کنندة نيازهاي جسماني فرزند مي‌باشد. بنابراين، پدر اگر به هر دو اين نيازها (جسماني و رواني) توجه داشته باشد، مي‌تواند فرزند صالحي تربيت کند که سبب آمرزش او شود (حرعاملى، ١٤٠٩ق، ج ٢١، ص ٤٧٦).

پدر، پس از انجام همة اين اقدامات، در سه مرحله از رشد است که مي‌تواند آسوده بوده که وظيفه‌اش را انجام داده است؛ زيرا به فرمودة رسول خدا(ص) فرزندان سه تا هفت سال در اختيار پدرانشان هستند که آنها را تربيت کنند و بعد از اين سه هفت سال، فرزند به حال خود رها مي‌شود (طبرسى، ١٤١٢ق، ص ٢٢٢).

از آنچه گفته شد به‌دست مي‌آيد که پدر تنها وظيفة مالي بر عهده ندارد، بلکه نفقه يکي از حقوق فرزند بر عهده پدر است. اين مادر نيست که فقط نسبت به تربيت فرزندان مسئوليت دارد، بلکه اين مسئوليت ابتدا متوجه پدر مي‌باشد. اما متأسفانه به هر دليلي، در جامعه معاصر صرفاً به جنبه اقتصادي پدر بيشتر توجه شده است.


منابع

ابن ابي‌الحديد، عبد‌الحميد‌بن هبة الله (١٤٠٤ق)، شرح نهج البلاغه، قم، مكتبة آية الله المرعشي النجفي.

اعزازي، شهلا (١٣٧٦)، جامعه‌شناسي خانواده، تهران، روشنگران و مطالعات زنان.

آدامز و همکاران (١٣٧٣)، روان‌شناسي کودکان محروم از پدر، ترجمة خسرو باقري و محمد عطاران، تهران، تربيت.

بيابانگرد، اسماعيل (١٣٨٦)، روش‌هاي تحقيق در روان‌شناسي و علوم تربيتي، چ دوم، تهران، دوران.

ثنايي، باقر و همکاران (١٣٨٧)، مقياس‌هاي سنجش خانواده و ازدواج، تهران، بعثت.

حرعاملى، محمد‌بن حسن (١٤٠٩ق)، تفصيل وسائل الشيعة، قم، مؤسسة آل‌البيت(ع).

سرمد، زهره و ديگران (١٣٨٥)، روش‌هاي تحقيق در علوم رفتاري، تهران، آگاه.

صدوق، محمد‌بن على (١٤١٢ق)، من لا يحضره الفقيه، قم، جامعه مدرسين.

طبرسى، فضل‌بن‌حسن (١٤١٢ق)، مكارم الأخلاق، چ چهارم، قم، شريف رضى.

كلينى، محمد‌بن يعقوب (١٤٠٧ق)، الكافي، چ چهارم، تهران، دار الكتب الإسلامية.

ياسمي‌نژاد، پريسا و محسن گل‌محمديان (١٣٩٠)، راهنماي کاربردي spss ١٧ در روان‌شناسي، علوم تربيتي و علوم اجتماعي، تهران، ارجمند.

Krampe, E.M. (٢٠٠٥), The father presence questionnaire.

Ancona, F. (١٩٩٨), Crisis in America: Father absence. Commack, NY: Nova Science.

Biller, H. B. (١٩٧١), Father, child, and sex role. Lexington, MA: Heath.

David Popenoe, Life Without Father: Compelling New Evidence That Fatherhood and Marriage Are Indispensable for the Good of Children and Society (New York: The Free Press, ١٩٩٦, p. ١٤٦.

Kyle D, (٢٠٠٠), Pruett, Fatherneed: Why Father Care is as Essential as Mother Care for Your Child, (New York: The Free Press, p. ١٧-٣٤.

Lamb, M. E. (١٩٨١b), Fathers and child development: An integrative overview. In M. E. Lamb (Ed.), The role of the father in child development (Rev. ed., p. ١- ٧٠). New York: Wiley.

Lamb, M. E. (Ed). (١٩٧٦), The role of the father in child development. New York: Wiley.

Lamb, M. E. (Ed.). (١٩٨١c), The role of the father in child development (Third ed.). New York: Wiley.

Lamb, M. E, & et al. (١٩٨٥), The role of the father in child development: The effects of increased paternal involvement. In B. B. Lahey & A. E. Kazdin (Eds.), Advances in clinical child psychology,v ٨, p. ٢٢٩- ٢٦٦.

Lamb, M.E., (١٩٩٧), ‘The development of father-infant relationships’, in Lamb (ed.), The Role of the Father in Child Development, ٣rd edition, p. ١٠٤-١٢٠.

Mosely, J., & Thomson, E. (١٩٩٥), Fathering behavior and child outcomes: The role of race and poverty. In W. Marsiglio (Ed.), Fatherhood: Contemporary theory, research, and social policy, (p. ١٤٨–١٦٥). Thousand Oaks, CA: Sage.

Popenoe, D. (١٩٩٦a), A world without fathers: Consequences of children living with fathers, The Wilson Quarterly, v ٢٠, p. ١٢-٣٠.