نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٣ - بررسي رابطة خوشبيني اسلامي، افسردگي و سبكهاي مقابله با استرس در دانشجويان

بررسي رابطة خوش‌بيني اسلامي، افسردگي و سبك‌هاي مقابله با استرس در دانشجويان

سال ششم، شماره اول، بهار ١٣٩٢ ، ص ٢٩ ـ ٤٤

Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٦. No.١, Spring ٢٠١٣

حسين رادي* / سمانه مشايخي** / نجيب‌الله نوري***

چكيده

هدف اين پژوهش، تعيين رابطه ميان خوش‌بيني اسلامي، افسردگي و سبك‌هاي مقابله با استرس در دانشجويان بود. از ميان جامعة آماري دانشجويان شركت‌كننده در طرح ولايت مشهد مقدس سال ١٣٩١، ٢٢٤ نفر (١٠٠ پسر، ١٢٤ دختر) به‌عنوان نمونة آماري به روش تصادفي ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش‌نامة خوش‌بيني اسلامي، افسردگي بك و سبك‌هاي مقابله لازاروس بود. براي تحليل داده‌ها از روش آماري همبستگي پيرسون و رگرسيون ساده و چندگانه استفاده شد. يافته‌ها نشان داد كه خوش‌بيني اسلامي، افسردگي و سبك‌هاي مقابله داراي رابطة معنادار بوده و خوش‌بيني اسلامي‌ و سبك‌هاي مقابله شاخص خوبي براي پيش‌بيني افسردگي هستند. همچنين افراد داراي خوش‌بيني اسلامي، كمتر دچار افسردگي مي‌شوند و در برخورد با رويدادهاي تنش‌زا از مقابله‌هاي مؤثر استفاده مي‌كنند.

كليدواژه‌ها: روان‌شناسي مثبت‌گرا، خوش‌بيني اسلامي، افسردگي، سبك‌هاي مقابله.


* دانشجوي کارشناسي‌ارشد روان‌شناسي باليني، دانشگاه آزاد اسلامي اراک واحد علوم و تحقيقات [email protected]

** دانشجوي کارشناسي ارشد، روان‌شناسي باليني دانشگاه آزاد اسلامي اراک واحد علوم و تحقيقات

*** دانشجوي دکتري روان‌شناسي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)                              Noori١٣٥١@gmail.com

دريافت: ١/١٠/١٣٩١ـ پذيرش: ٢٩/٢/١٣٩٢


مقدمه

«خوش‌بيني» از مفاهيم روان‌شناسي مثبت‌گراست كه امروزه به‌سرعت در حال گسترش است. محققان مطالعه دربارة خوش‌بيني را به‌عنوان يك سازه روان‌شناختي در قرن بيستم آغاز كردند (بهاري، ١٣٩٠، ص ١٧). « دربارة خوش‌بيني چند نظريه عمده وجود دارد: اولين نظرية مطرح در اين زمينه، خوش‌بيني سرشتي است. به اعتقاد كارور و شيير، خوش‌بيني سرشتي گرايشي در فرد است كه بر اساس آن فرد انتظار دارد بهترين نتايج براي او در آينده رقم بخورد. اين ديدگاه سلامت رواني، سلامت جسماني و سازگاري روان‌شناختي افراد خوش‌بين را ناشي از سبك‌هاي مقابله آنان مي‌داند (Carver & Scheier, ٢٠٠٢, p. ٢٣١-٢٤٣). دومين نظرية مهم در اين زمينه، نظريه خوش‌بيني آموخته‌شده است. بر اساس نظرية درماندگي آموخته‌شده سليگمن، خوش‌بيني و بدبيني افراد به سبك تبيين آنان برمي‌گردد. سبك تبيين روشي است كه فرد بر اساس آن رويدادها را به علل و عوامل خاص نسبت مي‌دهد (Peterson & Steen, ٢٠٠٢, p. ٢٤٤-٢٥٦). براين اساس، سليگمن خوش‌بيني را يك حالت شناختي مي‌داند كه به نحوة تفكر افراد درباره علت‌ها برمي‌گردد (سليگمن و همكاران، ١٣٨٣، ص ٧٢)، سومين نظرية مهم، نظرية اميد است. خوش‌بيني با اميد از اين نظر كه هر دو مفاهيمي ‌معطوف به آينده‌اند، وجه اشتراك دارد. نظرية اميد رابطه بين سه مفهوم انتخاب هدف، انتظارات و مفهوم خودكارآمدي بندورا را برجسته كرده است (Freres & Gillham, ٢٠٠٦, p. ٣١٦).

در منابع اسلامي ‌نيز شواهد گوناگوني (نوري و سقاي بي‌ريا، ١٣٨٨) نشان مي‌دهند كه سه مؤلفه مي‌توانند شكل‌دهندة مفهوم خوش‌بيني باشند. اين سه مؤلفه عبارتند از: الف) توجه به جنبه‌هاي مثبت زندگي؛ ب) تفسير مثبت رويدادها؛ ج) انتظار مثبت نسبت به آينده. مؤلفه اول، مي‌تواند شامل ده زيرمؤلفه باشد كه عبارتند از: توجه به ويژگي‌هاي خداوند؛ توجه به زيباي‌هاي جهان؛ توجه به امكانات و فرصت‌ها؛ توجه به استعدادها و توانايي‌هاي خود؛ توجه به موفقيت‌هاي گذشته خود؛ توجه به صفات مثبت ديگران؛ توجه به رفتار مثبت ديگران؛ توجه به گفتار مثبت ديگران؛ توجه به انديشه‌هاي مثبت و توجه به پيامد اعمال. مؤلفه دوم نيز داراي شش زيرمؤلفه است كه عبارتند از: حكمت دانستن سختي‌ها؛ موقت دانستن مشكلات؛ قابل حل دانستن مشكلات؛ نقش خدا، خود و ديگران در وقوع رويدادها؛ سپاسگزاري از خداوند و ديگران و عدم شكايت از مشكلات. مؤلفه سوم نيز داراي پنج زيرمؤلفه مي‌باشد كه عبارتند از: انتظار كمك از خداوند؛ انتظار وقوع رويدادهاي خوشايند؛ انتظار كار درست از سوي ديگران؛ اعتماد به ديگران و كمك به ديگران. بنابراين، مي‌توان اين سه مؤلفه و ٢١ زيرمؤلفه را تشكيل دهنده مفهوم خوش‌بيني اسلامي‌ قلمداد كرد (نوري، ١٣٨٨).

در پژوهش ديگر، رابطة خوش‌بيني اسلامي ‌با افكار اضطرابي و افكار فراشناختي اضطرابي مورد مطالعه قرار گرفت. نتايج نشان مي‌دهد كه بين خوش‌بيني اسلامي ‌و افكار اضطرابي رابطه معكوس وجود دارد. بين خوش‌بيني اسلامي ‌با نگراني اجتماعي، نگراني سلامتي و افكار فراشناختي اضطرابي (فرانگراني) رابطه معكوس وجود دارد. همچنين بين توجه به جنبه‌هاي مثبت، تفسير مثبت رويدادها و انتظار مثبت نسبت به آينده، با متغيرهاي فوق رابطه معكوس وجود دارد. رگرسيون سلسله‌ مراتبي نشان مي‌دهد كه خوش‌بيني اسلامي ‌٢٦/٠ از تغييرات مربوط به افكار فراشناختي را پيش‌بيني مي‌كند.

به اعتقاد تيگر، خوش‌بيني خلق يا نگرشي است كه با در نظر گرفتن انتظار فرد و اجتماع همراه است (بهاري، ١٣٩٠،‌ ص ١٧)؛ يعني فرد آنچه را كه مطلوب اجتماع است، نسبت به آنچه براي خود سودمند مي‌داند، در نظر مي‌گيرد. با توجه به اين تعريف، مي‌توان گفت: كه خوش‌بيني مفهومي‌ عيني يا واحد نيست و با مضامين آن مشخص مي‌شود؛ زيرا در مورد هر فرد آنچه به‌عنوان خوش‌بيني در نظر گرفته مي‌شود، به چيزهايي كه براي او مطلوب و خواستني است، بستگي دارد (Peterson, ٢٠٠٠). ازاين‌رو، به نظر مي‌رسد بررسي خوش‌بيني انسان مسلمان، بايد بر اساس مؤلفه‌هاي خوش‌بيني اسلامي محقق گردد. از سوي ديگر، با توجه به گسترش روان‌شناسي مثبت‌گرا و كارايي خوش‌بيني در زمينه‌هاي مختلف مانند افسردگي و سبك‌هاي مقابله، مطالعة خوش‌بيني از ديدگاه اسلام و با بهره‌گيري از مقياسي كه اين متغير را بسنجد، امري ضروري است.

افسردگي در معناي محدود پزشكي، به منزلة يك بيماري خلق‌وخو يا اختلال كنش خلق‌وخو و در سطح معمولي نشانگاني است كه تحت سلطه خلق افسرده است (دادستان، ١٣٨٠، ص ٢٧١) و برخي علائم آن عبارتند از: ناراحتي و تشويش زياد، احساس بي‌ارزشي و گناه، دوري گزيدن از ديگران، بي‌اشتهايي و عدم ميل جنسي، بي‌خوابي، از دست دادن علاقه و كسب لذت از فعاليت‌هاي عادي و روزمره (Davison & et al, ٢٠٠٤).

افسردگي غالباً با درماندگي و سبك‌هاي تفسير بدبينانه شناخته مي‌شود. افراد افسرده احساس مي‌كنند كه زندگي براي آنان معنا و هدفي ندارد، از توانايي‌هاي خود ارزيابي منفي دارند. بنابراين، سبك‌هاي تفسير خوش‌بينانه از رشد افسردگي در فرد جلوگيري مي‌كند (٢٠٠٦, p. ٣١٦ ,Freres & Gillham). پژوهش‌هاي متعدد نشان مي‌دهد كه افراد خوش‌بين افسردگي كمتري دارند و كمتر خشم خود را سركوب مي‌كنند. همچنين سركوب‌گري كمتر خشم، با زياد بودن ياخته‌هاي ضدسرطاني در ارتباط است (Penedo, et al, ٢٠٠٦, p. ٤٢٣-٤٢٧). دبي و همكاران، نشان دادند كه سطوح پايين خوش‌بيني با سطوح بالاي اضطراب و افسردگي و سطوح بالاي خوش‌بيني با سطوح پايين اضطراب و افسردگي رابطه دارند. ابعاد بدبيني رابطه تنگاتنگي با افسردگي تك ‌قطبي دارد (Debbie and et al, ٢٠١٠, p. ١١٠-١٢٥). با توجه به مدل‌هاي شناختي افسردگي اين رابطه بيش از پيش قوي‌تر مي‌گردد (٢٠٠٦, p. ٣١٦,Freres & Gillham). در قربانيان حوادث طبيعي نيز افراد بدبين بيشتر از افراد خوش‌بين دچار افسردگي مي‌شوند
(Ven der Velden and et al, ٢٠٠٧, p. ٣٥-٤٥).

در ميزان شيوع نشانگان افسردگي نيز تفاوت معناداري بين افراد خوش‌بين و بدبين به دست آمده است (Chang & Farrehi, ٢٠٠١, p. ٥٥٥-٥٦٢). در پژوهشي، تحليل رگرسيون طبقه‌اي داده‌ها نشان داد كه خوش‌بيني به‌صورت معكوس افسردگي را پيش‌بيني مي‌كند (Wong & Lim, ٢٠٠٩, p. ٦٤٨-٦٥). پژوهش ديگر نيز نشان داد كه خوش‌بيني و بدبيني، افسردگي روان‌تني را پيش‌بيني مي‌كند (Benyamini, Yael. Roziner, Ilan, ٢٠٠٨, p. ٨٥٣-٨٦٤ ). پژوهش‌هايي نيز به بررسي رابطه سبك‌هاي مقابله و خوش‌بيني و تعامل آنها به‌عنوان پيش‌بيني كننده‌هاي مشترك افسردگي پرداخته‌اند.

سبك‌هاي مقابله‌اي آن دسته از فعاليت‌هاي شناختي و رفتاري هستند كه به‌منظور كاهش اثرات تنيدگي به‌كار گرفته مي‌شوند Lazarus & Folkman, ١٩٨٥)) و به دو دسته كلي مسئله‌مدار و هيجان‌مدار تقسيم مي‌شوند. مقابله‌اي كه فشارهاي هيجاني را تسكين مي‌دهد، به‌عنوان «هيجان‌مدار» و مقابله‌اي كه در آن فرد تلاش مي‌كند تا عوامل به‌وجودآورنده اين فشارهاي هيجاني را تغيير دهد، به‌عنوان مقابله «مسئله‌مدار» تعريف مي‌شود (Lazarus & Folkman, ١٩٨٤, p. ٧٥).

افراد خوش‌بين در برابر چالش‌ها از انواع راهبردهاي مقابله‌اي كارآمد مانند روش مسئله‌مدار استفاده مي‌كنند (McCulloch, ٢٠٠٦). در مطالعه ديگر، رابطة خوش‌بيني با «فهرست روش‌هاي مقابله لازاروس» مورد مطالعه قرار گرفت. براي سنجش خوش‌بيني از آزمون تجديدنظرشده جهت‌گيري زندگيLOT-R)) استفاده شد. نتايج نشان داد كه خوش‌بيني با مقابله متمركز بر حل مشكل، جست‌وجوي حمايت اجتماعي، عدم اجتناب و عدم ناراحتي در ارتباط است (Smith et al, ١٩٨٩, p. ٦٤٠-٦٤٨). دبي و همكاران نشان دادند كه بين سبك‌هاي مقابله، خوش‌بيني و افسردگي رابطه وجود دارد و استفاده از سبك مقابلة منفي با سطوح پايين خوش‌بيني رابطه دارد (Debbie & etal, ٢٠١٠, p. ١١٠-١٢٥).

تحقيقات ديگر، نشان داد بين خوش‌بيني و سبك‌هاي مقابله مؤثر ارتباط وجود دارد (Scherdell, ٢٠١٠; Mannix and Margaret, ٢٠٠٩, Ellyn and etal, ٢٠٠٨).

همچنين در تبيين رابطة افسردگي با سبك‌هاي مقابله، برودر-هوانيتس و ماتسون نشان داده‌اند كه بين سبك مقابله‌گريز‌ اجتناب با افسردگي، همبستگي مستقيم وجود دارد (Bruder-Mattson & Hovanitz, ١٩٩٠, p. ٥٥٧-٥٦٥). پژوهش‌هاي ديگري نشان دادند هنگامي‌كه يك عامل فشارزا قابل تغيير ارزيابي مي‌شود، مقابله متمركز بر مسئله با افسردگي كمتر و مقابله متمركز بر هيجان با افسردگي بيشتر رابطه دارد (Moos & Schaefer, ١٩٩٣, p. ٢٣٤-٢٥٧؛ Wang & Patten, ٢٠٠٢, p. ١٦٧-١٧٣؛ Lindblad & Boman, ٢٠٠٥, p. ٩٦٥).

يافته‌هاي پژوهش ابراهيمي ‌و همكاران (١٣٨١) نشان داد افرادي كه كمترين ميزان افسردگي را داشتند، به‌طور معني‌داري از روش‌هاي مؤثر مقابله‌اي متمركز بر مسئله، به‌ويژه روش‌هاي روي‌آوردن به مذهب، مقابله فعال، برنامه‌ريزي، جست‌وجوي حمايت اجتماعي و تفسير مثبت استفاده مي‌كردند. همچنين افرادي كه بالاترين ميزان نشانه‌هاي افسردگي را داشتند، كمتر از افرادي كه نشانه‌هاي افسردگي كمتري داشتند، از حمايت اجتماعي برخوردار بوده و كشمكش‌هاي ميان فردي بيشتري را گزارش نمودند. همچنين باقريان و همكاران (١٣٨٩) در تحقيقي با عنوان «سبك‌هاي مقابله‌اي در بيماران دچار علايم افسردگي پس از سكته قلبي»، تفاوت معناداري بين دو گروه بيمار با علايم افسردگي و بدون علايم افسردگي در سبك‌هاي مقابله نشان دادند. در پژوهشي ديگر مشخص شد كه براي پيش‌بيني افسردگي، سبك مقابله متمركز بر مسئله از سبك‌هاي اسناد كلي و پايدار در رويدادهاي منفي از اهميت بيشتري برخوردار است (فرخي، ١٣٨٥).

ازآنجاكه پژوهش‌هاي فوق، از يك سو رابطة معناداري بين خوش‌بيني با افسردگي و سبك‌هاي مقابله و از سوي ديگر افسردگي با سبك‌هاي مقابله نشان داده‌اند، پژوهش حاضر نيز براي تعيين رابطه ميان خوش‌بيني اسلامي، افسردگي و سبك‌هاي مقابله طرح‌ريزي شده است. فرضيه‌هاي اين پژوهش عبارتند از: ١. بين خوش‌بيني اسلامي‌ با افسردگي رابطه معكوس وجود دارد ٢. بين خوش‌بيني اسلامي‌ با سبك‌هاي مقابله رابطه وجود دارد ٣. بين افسردگي با سبك‌هاي مقابله رابطه وجود دارد.

روش پژوهش

اين پژوهش از نوع توصيفي است و ازآنجايي‌كه ميزان رابطة ميان خوش‌بيني اسلامي، افسردگي و سبك‌هاي مقابله را بررسي مي‌كند، از نوع همبستگي است. جامعه آماري اين پژوهش دانشجويان شركت‌كننده در طرح ولايت در شهر مشهد مقدس و (٢٢٤ نفر) مي‌باشند. براي نمونه‌گيري در تحقيق حاضر، از روش تصادفي ساده استفاده گرديد. و در تحليل داده‌ها از روش‌هاي آماري ميانگين، انحراف معيار، همبستگي پيرسون، رگرسيون ساده و چندگانه استفاده شد.

ابزارها

پرسش‌نامه خوش‌بيني اسلامي: اين پرسش‌نامه در سال ١٣٨٨ توسط نوري ساخته شده و سه مقياس (توجه به جنبه‌هاي مثبت، تفسير مشكلات و رويدادها و انتظارات مثبت)، ٢١ خرده‌ مقياس و شصت گزاره دارد. براي سنجش اعتبار پرسش‌نامه از ضريب آلفا، دونيمه‌سازي و همبستگي استفاده شده است. ضريب آلفاي كرونباخ در سه مرحله اجرا به ترتيب (٠/٩٢، ٠/٨٠، ٠/٨٦) به دست آمده است.

در مطالعه جان‌بزرگي و نوري ضريب آلفاي كرونباخ براي كل ماده‌هاي پرسش‌نامه ٩١/ ٠ به دست آمده است. در اين پژوهش نيز ضريب آلفاي كرونباخ ٩١/ ٠ بود. براي سنجش روايي پرسش‌نامه از دو روش تحليل روايي محتوايي و روايي مبتني بر ملاك استفاده شده است. در روش روايي محتوايي، از نظر پانزده نفر كارشناس در اين زمينه استفاده شده است. در روش روايي مبتني بر ملاك، همبستگي اين پرسش‌نامه با پرسش‌نامه خوش‌بيني سرشتي محاسبه شد. همبستگي اين دو پرسش‌نامه مثبت و معنادار است ((r=٠/٤٣٦. همچنين در يك مطالعه جداگانه، بررسي رابطه آن با خوش‌بيني آموخته شده سليگمن، ضريب همبستگي ٤٧/ ٠ به دست آمد (حسني، ١٣٩٠، ص ١٢٠).

پرسش‌نامه افسردگي بك (فرم كوتاه): اين پرسش‌نامه، نسخة خلاصه ‌شده فرم ٢١ ماده‌اي مي‌باشد كه در سال ١٩٧٢ توسط بك ارائه شد. رينولدز و گلد اعتبار پرسش‌نامه به شيوه همساني دروني (آلفاي كرونباخ) را برابر با ٨٣/٠ گزارش كرده‌اند (Reynold & Gould, ١٩٨١, p. ٣٠٦-٣٠٧). پايايي اين پرسش‌نامه، به روش بازآزمايي توسط بك، از ٨٤/ ٠- ٨٦/ ٠ گزارش شد (Beck, ١٩٨٨, p. ٧٧-١٠٠). فتحي (١٣٨٥) با اجراي اين پرسش‌نامه روي نمونه‌اي از دانش‌آموزان شهر اهواز، با استفاده از روش آلفاي كرونباخ، ضريب پايايي ٨٩/ ٠ و از روش تصنيف، ضريب پايايي ٨٧/٠ را گزارش كرده است. آلفاي كرونباخ پژوهش حاضر ٨١/٠ بود.

پرسش‌نامه سبك‌هاي مقابله (WOCQ): اين پرسش‌نامه ٦٦ عبارتي توسط فولكمن و لازاروس ساخته شد (Lazarus & Folkman, ١٩٨٤, p. ٧٥). اين پرسش‌نامه هشت روش مقابله را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد كه در نهايت، به دو سبك كلي مسئله‌مدار و هيجان‌مدار تقسيم مي‌شوند. لازاروس ثبات دروني مقياس‌ها را از ٦٦/ ٠ تا ٧٩/ ٠ براي هريك از روش‌هاي مقابله‌اي بيان كرده است (Lazarus ,١٩٩٣, p. ٢٣٤-٢٤٧).‌ هاشم‌زاده (٢٠٠٦) در پژوهشي، كه روي نمونه‌هاي ايراني انجام داد، اعتبار اين پرسش‌نامه را با استفاده از آلفاي كرونباخ ٨٦/٠ محاسبه كرد. در اين پژوهش آلفاي كرونباخ اين پرسش‌نامه ٨٨/٠ محاسبه شد.

يافته‌هاي پژوهش

جدول ١. ويژگي‌هاي دموگرافيك شركت‌كنندگان در پژوهش

جنسيت

پسر

١٠٠

گرايش تحصيلي

علوم پايه

١٣

دختر

١٢٤

مهندسي

٩٤

سن (١٨-٣٢)

ميانگين

٢٠/٩٧

پزشكي

٢٦

انحراف استاندارد

١/٩٠٠

انساني

٩١

جمع كل

٢٢٤

در جدول شماره ١: به توصيف ويژگي‌هاي جمعيت‌شناسي شركت‌كنندگان در پژوهش پرداخته شده است. با توجه به اينكه ميانگين سني شركت‌كنندگان در پژوهش ٩٧/ ٢٠ بود، تعداد بيشتر دانشجويان مجرد نسبت به متأهلين قابل انتظار بود. بنابراين، با توجه به تعداد اندك متأهلين، متغير وضعيت تأهل ذكر نگرديد.

 

براي پاسخ به فرضيه‌هاي پژوهش، ميزان همبستگي و سطح معناداري متغيرهاي پژوهش محاسبه شد. همان‌طور كه در جدول شماره ٣ نشان داده شده است، ميان خوش‌بيني اسلامي ‌با افسردگي همبستگي معنادار و معكوس وجود دارد (p<٠/٠٠١). بنابراين، فرضيه اول تأييد شد. همچنين از بين سبك‌هاي مقابله، فقط سبك مسئله‌مدار با خوش‌بيني اسلامي ‌همبستگي دارد. بنابراين، فرضيه دوم در سبك مسئله‌مدار تأييد شد. همچنين ميان افسردگي با سبك‌هاي مقابله همبستگي معناداري وجود دارد، به‌گونه‌اي كه افسردگي با سبك مسئله‌مدار رابطه معكوس و با سبك هيجان‌مدار رابطه مستقيم دارد. بنابراين، فرضيه سوم نيز تأييد شد.

 

همچنين در جدول ٤، ميزان همبستگي خرده مقياس‌هاي سبك‌هاي مقابله، با هريك از متغيرهاي خوش‌بيني اسلامي ‌و افسردگي را گزارش داده شده است. همان‌طور كه مشاهده مي‌شود، از بين خرده مقياس‌هاي سبك‌هاي مقابله، فقط ٦ خرده مقياس داراي همبستگي با خوش‌بيني اسلامي است (جست‌وجوي حمايت، حل مدبرانه مسئله، ارزيابي مجدد مثبت، دورگزيني و خودمهارگري به‌صورت مستقيم و گريز و اجتناب به‌صورت معكوس). از ميان خرده مقياس‌هاي سبك‌هاي مقابله، تنها ٥ خرده مقياس، با افسردگي همبستگي دارد (جست‌وجوي حمايت، حل مدبرانه و ارزيابي مجدد مثبت به‌صورت معكوس و مسئوليت‌پذيري و گريز و اجتناب به‌صورت مستقيم).

براي بررسي خطي بودن ارتباطات معني‌دار ديده شده، تحليل رگرسيون ساده و چندگانه انجام شد. در جدول شماره ٥ و ٦، نتايج حاصل از آزمون تحليل واريانس و تحليل رگرسيون ساده، براي دو متغير خوش‌بيني و افسردگي نشان داده شده است. همان‌طور كه مشاهده مي‌شود، معادله رگرسيون ميان دو متغير خوش‌بيني اسلامي ‌و افسردگي در سطح (٠٠/٠)، معكوس و معنادار است و ميزان ٣٩/ ٠ از نوسانات مربوط به افسردگي توسط خوش‌بيني اسلامي‌تبيين مي‌شود. ضريب بتا در تحليل رگرسيون ٦٢/ ٠- گزارش شد.

 

در جدول شماره ٧ و ٨، نتايج حاصل از آزمون تحليل واريانس و تحليل رگرسيون چندگانه، براي دو متغير پيش‌بين (سبك مقابله مسئله‌مدار و سبك مقابله هيجان‌مدار) و متغير ملاك (افسردگي) نشان داده شده است. همان‌طور كه مشاهده مي‌شود، ضريب بتا در متغير مسئله‌مدار ٤٠/ ٠- و در متغير هيجان‌مدار ٣٥/ ٠ گزارش شده است.

بحث و نتيجه‌گيري

تحليل همبستگي و رگرسيون ساده و چندگانه، به پرسش‌هاي اين تحقيق پاسخ گفتند. يافته‌ها نشان داد كه ميان خوش‌بيني اسلامي، افسردگي و سبك‌هاي مقابله، رابطه معناداري وجود دارد. همچنين نتايج رگرسيون، نقش هريك از مؤلفه‌هاي خوش‌بيني اسلامي ‌و سبك‌هاي مقابله را در تبيين واريانس افسردگي مشخص كرد.

بر پايه يافته‌هاي اين پژوهش، ميان خوش‌بيني اسلامي ‌و افسردگي رابطه معكوس و معنادار وجود دارد؛ و خوش‌بيني اسلامي ‌پيش‌بين خوبي براي افسردگي است. اين يافته مؤيد نظريات روان‌شناساني همچون اندرسون، ١٩٩٦؛ چانگ و فارحي، ٢٠٠١؛ ون‌درويلدن و همكاران، ٢٠٠٧؛ بنياميني و روزينر، ٢٠٠٨، ونگ، وليم، ٢٠٠٩؛ دبي و همكاران، ٢٠١٠، در زمينه رابطة ميان خوش‌بيني و افسردگي است. در رويكرد شناختي، ديدگاه افراد در مورد خود و جهان اطراف و نه اعمالشان، علل افسردگي به‌شمار مي‌آيد. در مقابل، تبيين‌هاي خوش‌بينانه موجب مي‌شود كه انتظارات خوش‌بينانه به وجود آيند و اين انتظارات، مانع بروز افسردگي مي‌شوند. با توجه به اينكه در خوش‌بيني اسلامي، ‌فرض اين است كه افراد بدبين، به جنبه‌هاي منفي مانند فراموش كردن خدا و بي‌توجهي به او روي مي‌آورند، نسبت به آينده انتظار منفي دارند. براي مثال، يكي از انتظارات منفي، نداشتن انتظار كمك از سوي خداست. بر اين اساس، كسي كه در زندگي خود كمتر به خدا توجه مي‌كند و انتظار كمك كمتري از سوي او دارد، احتمالاً بيشتر آمادگي دارد تا افسردگي را در زندگي خود تجربه نمايد.

افراد خوش‌بين در زندگي به اموري توجه دارند كه توان مقابله با افسردگي را در آنها افزايش مي‌دهد. آنان به توانايي‌ها و استعدادهاي مختلف در زندگي خود باور دارند. اين باور، اميد نسبت به آينده و موفقيت را در اين افراد افزايش مي‌دهد. احساس اميدواري و احساس موفقيت، مانع از بروز افسردگي مي‌گردند.

افراد خوش‌بين نسبت به امكانات و اموال زندگي خود توجه دارند. به‌خاطر اين نعمت‌ها از خداوند سپاسگزاري مي‌كند. احساس برخورداري از امكانات و داشته‌ها، سبب احساس رضايت از زندگي مي‌گردد و اين امر مانع بروز افسردگي در فرد مي‌گردد.

افراد خوش‌بين در روابط اجتماعي خود با ديگران، به ويژگي‌ها و رفتارهاي مثبت ديگران توجه دارند و به ويژگي‌هاي منفي آنان توجهي نمي‌كنند. اين امر مانع از بروز افسردگي مي‌گردد؛ زيرا افراد افسرده زندگي را تيره و تار مي‌بينند، به سختي به ديگران اعتماد و نيازي به كمك ديگران ندارند. اين افراد احساس رضايت و شادي در زندگي خود احساس نمي‌كنند و لذا دچار افسردگي مي‌شوند.

افراد خوش‌بين به ويژگي‌هاي مثبت خداوند مثل رحمت، بخشندگي و كمك خداوند توجه دارند. در زندگي توجه ويژه به كمك خداوند دارند. به همين دليل، هنگام سختي‌ها و مشكلات درمانده نمي‌شوند و آينده را تيره و تار نمي‌بينند. به همين دليل به احتمال كمتر، دچار افسردگي مي‌شوند.

نگاه افراد خوش‌بين نسبت به كل جهان و زندگي نيز متفاوت از افراد بدبين است؛ افراد بدبين جهان را محلي براي سختي كشيدن و بدبختي مي‌بينند. زيبايي‌هاي زندگي و جنبه‌هاي جالب و جذاب آن را نمي‌بييند. اما افراد خوش‌بين هرچند با سختي‌ها مواجه باشند، از زيبايي‌هاي زندگي غافل نمي‌شوند، جنبه‌هاي مثبت زندگي و اهداف خلقت جهان و انسان را از نظر دور نمي‌دارند. ازاين‌رو، در زندگي دچار يأس و نااميدي و خودباختگي نمي‌گردند و به احتمال كم دچار افسردگي مي‌شوند.

افراد خوش‌بين تحليل‌ و تبيين‌هاي معناداري از رويدادها و وقايع زندگي دارند؛ سختي‌ها را درسي براي پيشرفت و ترقي و تربيت خود مي‌دانند. همين نگاه به آنان اين امكان را مي‌دهد كه به جاي درمانده و افسرده شدن در برابر رويدادهاي ناخوشايند، آنها را به ديده فرصت نگريسته و از موقعيت پيش‌آمده بهره‌برداري مثبت نمايد.

علاوه بر اين، افراد خوش‌بين انتظارات مثبتي نسبت به آينده دارند، حتي اگر در شرايط دشواري قرار گيرند، انتظار دارند نتيجه مثبت حاصل شود و نسبت به سرانجام وقايع خوش‌بين شوند، همين امر آنان را اميدوار نگه داشته و زمينه بروز افسردگي را در آنان كاهش مي‌دهد.

به‌طور كلي، مجموعه توجهات افراد خوش‌بين نسبت به رويدادها، فرصت‌ها، امكانات، توانايي‌ها، و مجموعه تبيين‌ها و معنابخشي‌هاي فرد و مجموعه انتظارات او، اين وضعيت را به وجود مي‌آورد كه كمتر دچار افسردگي شوند.

همچنين براساس يافته ديگر اين پژوهش، از بين دو سبك اصلي مقابله، تنها سبك مسئله‌مدار با خوش‌بيني اسلامي ‌همبستگي داشت. معمولاً وقتي افراد احساس مي‌كنند مي‌توانند دربارة مشكل كاري انجام دهند، از مقابله مسئله‌مدار استفاده مي‌كنند و اگر موقعيت را فراتر از توانايي‌هاي خود تلقي كنند، به مقابله هيجان‌مدار دست مي‌زنند. تحقيقات ثابت كرده است كه افراد خوش‌بين از سبك‌هايي استفاده مي‌كنند كه به آنها امكان مي‌دهد بر مشكلات غلبه كنند. بدين‌ترتيب، در زندگي احساس رضايت و شادي مي‌كنند (McCulloch, ٢٠٠٦). پژوهش حاضر، همسو با پژوهش‌هاي ديگر (اسميس و همكاران، ١٩٨٩؛ شيير و كارور، ١٩٩٤؛ لي و همكاران، ٢٠٠٦؛ آدام و همكاران، ٢٠٠٨؛ تامپسون و گادريو ٢٠٠٨؛ اسچردل تراكي، ٢٠١٠؛ سگرستروم، ٢٠١٠؛ منيكس و مارگارت، ٢٠٠٩، الين و همكاران، ٢٠٠٨) نشان داد افرادي كه داراي خوش‌بيني هستند، از سبك‌هاي مقابله‌اي مانند جست‌وجوي حمايت، حل مدبرانه، و ارزيابي مجدد مثبت استفاده كرده و از سبك مقابله‌گريز و اجتناب كمتر بهره مي‌برند. بنابراين، مي‌توان گفت: احتمالاً ارائه مؤلفه‌هاي خوش‌بيني اسلامي ‌به دانشجويان مي‌تواند به آنها در مقابله مؤثر با موقعيت‌هاي استرس‌زا و پرتنش در زندگي كمك كند.

دلايل گوناگوني وجود دارد كه موجب مي‌شود افراد خوش‌بين از سبك‌هاي مقابله مسئله‌مدار استفاده كنند. توجه افراد خوش‌بين به استعدادها و توانايي‌هاي خود، اين زمينه را در آنان فراهم مي‌سازند كه هنگام مواجهه با مشكلات دنبال راه‌حل باشند، تلاش مي‌كنند از نيروها و توانايي‌هاي خود به‌صورت مطلوب بهره‌ ببرند.

توجه به امكانات، داشته‌ها و نعمت‌هاي زندگي اين روحيه را تقويت مي‌كند كه فرد به دنبال حل مشكلات زندگي باشد و از امكانات موجود در جهت مقابله با موقعيت‌ها و رويدادهاي تنش‌زا بهره گيرد. افراد بدبين به دليل كم‌توجهي يا بي‌توجهي به امكانات و داشته‌ها، در موقعيت‌هاي تنش‌زا وجود اين امكانات را فراموش مي‌كنند. ازاين‌رو، هنگام مشكلات و موقعيت‌هاي تنش‌زا، از اين امكانات كمتر بهره مي‌برند.

افرادي كه از سبك‌هاي مقابله مسئله‌مدار استفاده مي‌كنند، در زمان لزوم روي كمك ديگران حساب باز مي‌كنند. افراد بدبين به دليل توجه به جنبه‌هاي منفي ديگران و اعتماد كم نسبت به ديگران، در موقعيت‌هاي تنش‌زا سراغ ديگران نمي‌روند و به دليل منفي‌گرايي، نمي‌توانند روي همكاري‌هاي ديگران حساب باز كنند. افراد خوش‌بين به دليل توجه به جنبه‌هاي مثبت ديگران، انتظار دارند كه ديگران به آنان كمك كنند. ازاين‌رو، در جهت حل مشكلات از كمك‌هاي ديگران بهره‌مند مي‌شوند.

يكي از سبك‌هاي مقابله مسئله‌مدار، استفاده از نيروهاي معنوي و كمك‌هاي فرابشري است. افراد بدبين به دليل توجه كم به ويژگي‌هاي مثبت خداوند و به دليل انتظارات منفي، كه از خدا دارند و كمتر احتمال مي‌دهند كه خداوند به آنان كمك كند، كمتر از خداوند كمك مي‌خواهند. از سوي ديگر، ازآنجايي‌كه طبق آموزه‌هاي ديني كمك خداوند نيز به حسن ظن افراد به خداوند بستگي دارد، هرچه فرد نسبت به همكاري خداوند اميدوارتر باشد، بيشتر از رحمت خدا برخوردار مي‌شود. افراد خوش‌بين، به دليل خوش‌بيني نسبت به خدا، به همكاري‌هاي خداوند اميدوار است و هنگام مواجه با استرس دچار هيجان‌هاي منفي نمي‌گردد.

تبيين‌ها و تحليل‌هاي فرد از رويدادهاي زندگي نيز بر سبك مقابله آنها اثر مي‌گذارد. افراد خوش‌بين رويدادهاي زندگي را به ديده فرصت نگاه مي‌كنند، براي هر رويداد درس و حكمتي در نظر دارد، چالش‌ها را فرصت‌هايي براي پيشرفت مي‌بينند. به همين دليل، در موقعيت‌هاي تنش‌زا دنبال جنبه‌هاي مثبت هستند. در عين حال كه راحت‌تر و با سهولت بيشتر با اين رويدادها و موقعيت‌ها كنار مي‌آيند، راه‌حل‌هاي مناسبي در جهت حل آنها جست‌وجو مي‌كنند. در نتيجه، از سبك‌هاي مقابله مسئله‌مدار استفاده مي‌كنند.

انتظارات افراد خوش‌بين، اميدواري نسبت به حل مشكلات را در آنان افزايش مي‌دهند. افراد بدبين به دليل توجه بيش از حد به مشكلات گذشته، حافظة بلندمدت آنان، سرشار از خاطرات بد، رويدادهاي منفي و نتايج نامطلوب است، ازاين‌رو، انتظارات نامساعد در ذهن آنان به‌صورت پرورش يافته وجود دارد. در چنين شرايطي هر گاه رويداد ناخوشايندي رخ دهد، بدترين نتيجه ممكن را تصور مي‌كنند، هيجان‌زده مي‌شوند، خود را مي‌بازند و از سبك‌هاي مقابله‌اي هيجان‌مدار استفاده مي‌كنند. در افراد خوش‌بين، اين حالت برعكس است؛ آنان انتظارات مثبت دارند. هرگاه در موقعيت تنش‌زا قرار گيرند، اميدوار به حل مشكل خود است و يا احتمال مي‌دهد چنين اتفاقي نخواهد افتاد و مشكل حل خواهد شد. اين انتظارات زمينه را براي مهار هيجان‌ها فراهم مي‌سازد. ازاين‌رو، به جاي سبك‌هاي هيجان‌مدار از سبك‌هاي مسئله‌مدار استفاده مي‌كنند.

اين پژوهش همچنين نشان داد كه بين سبك مقابله مسئله‌مدار با افسردگي، رابطه معكوس و بين سبك مقابله هيجان‌مدار با افسردگي رابطه مستقيم وجود دارد. ادبيات پژوهش در اين زمينه نشان مي‌دهد، افرادي كه از مقابله متمركز بر مسئله بيشتر استفاده مي‌كنند، افسردگي كمتر و افرادي كه از مقابله متمركز بر هيجان بيشتر استفاده مي‌كنند، افسردگي بيشتري نشان مي‌دهند (موس و اسكافر، ١٩٩٣؛ وانگ و پتن، ٢٠٠٢؛ ليندبلد و بومن، ٢٠٠٥). همچنين اين پژوهش در تأييد برودر- هوانيتس و ماتسون (١٩٩٠) نشان داد كه افسردگي با سبك مقابله گريز- اجتناب همبستگي مستقيم دارد.

ارتباط افسردگي و سبك‌هاي مقابله، ارتباطي دو سويه است. افراد افسرده به دليل نااميدي‌ها، احساس‌هاي منفي، تصورات و تبيين‌هاي ناكارآمد، در موقعيت‌هاي دشوار هيجان زده مي‌گردند، ناراحت مي‌شوند، خود را مي‌بازند و از سبك‌هاي مقابله هيجان‌مدار بهره ‌مي‌برند. از سوي ديگر، كساني كه از سبك‌هاي مقابله مسئله‌مدار بهره مي‌برند، مشكلات را قابل حل مي‌دانند، راه‌هايي براي خروج از بحران جست‌وجو مي‌كنند. اين امور احساس اميدواري را در فرد بهبود مي‌بخشد، احساس نااميدي و افسردگي كاهش مي‌يابد.

محدوديت‌هاي پژوهش: اين پژوهش، شامل گروه نمونه دانشجويان ١٨ـ٣٢ ساله بود كه اين امر تعميم نتايج را به ديگر گروه‌هاي سني دشوار مي‌كند. بنابراين، انجام پژوهش با نمونه‌هاي معرف‌تر و غيردانشجويي مي‌تواند سودمند باشد. محدوديت ديگر اين پژوهش، به نوع ابزار سنجش مربوط است. با توجه به ماهيت مقياس‌هاي خودگزارش دهي، پيشنهاد مي‌شود اين شيوه سنجش، با ديگر روش‌هاي آزمايشي كنترل شده تكميل گردد تا از علل و همبسته‌هاي خوش‌بيني اسلامي، سبك‌هاي مقابله و افسردگي افراد جوان تصوير كامل‌تري به دست آيد.


منابع

ابراهيمي، امرالله و ديگران، «بررسي رابطه شيوه‌هاي مقابله با استرس و حمايت اجتماعي با ميزان افسردگي جانبازان قطع نخاعي»،‌ (١٣٨١)، انديشه و رفتار، ش ٣٠، ص ٤٠-٤٨.

باقريان سرارودي و ديگران، «سبك‌هاي مقابله‌اي در بيماران دچار علائم افسردگي پس از سكته قلبي»، (١٣٨٩)، روان‌پزشكي و روان‌شناسي باليني ايران، ش ٤، ص ٤٣٢-٤٤٢.

بهاري، فرشاد (١٣٩٠)، مباني اميد و اميد‌درماني: راهنماي اميدآفريني، بي‌جا، دانژه.

حسني، رمضانعلي (١٣٩٠)، بررسي رابطه بين خوش‌بيني اسلامي، خوش‌بيني آموخته شده سليگمن و امنيت رواني، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، روان‌شناسي، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).

دادستان، پريرخ (١٣٨٧)، روان‌شناسي مرضي تحولي، تهران، سمت.

سليگمن، مارتين و ديگران (١٣٨٣)، كودك خوش‌بين، برنامه‌اي آزموده شده براي ايمن‌سازي همواره كودكان در برابر افسردگي، ترجمة فروزنده داورپناه، تهران، رشد.

فتحي، كيهان (١٣٨٥)، بررسي افسردگي، هيجان‌خواهي، پرخاشگري، سبك‌هاي دلبستگي و وضعيت اقتصادي-اجتماعي به‌عنوان پيش‌بين‌هاي وابستگي به مواد مخدر در نوجوانان پسر شهر اهواز، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، روان‌شناسي تربيتي، اهواز، دانشگاه شهيد چمران.

فرخي، حسن و ديگران، «رابطه سبك‌هاي مقابله و اسناد با افسردگي»، (١٣٨٥)، پژوهش‌هاي روان‌شناختي، ش ١٧، ص ١١-٢٦.

نوري، نجيب‌الله، «الگوي نوين از مؤلفه‌هاي خوش‌بيني در نهج البلاغه»، (١٣٨٧)، معرفت، ش ١٣٥، ص ٥٣-٧٠.

ــــ (١٣٨٨)، بررسي رابطه بين خوش‌بيني سرشتي و خوش‌بيني از ديدگاه اسلام با رضايت‌مندي از زندگي، پايان‌نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).

نوري، نجيب‌الله و ناصر سقاي‌بي‌ريا، «بررسي رابطه بين خوش‌بيني سرشتي و خوش‌بيني از ديدگاه اسلام با رضايت‌مندي از زندگي»، (١٣٨٨)، روان‌شناسي و دين، سال دوم، ش ٣، ص ٢٩-٦٨.

Andersson, G. (١٩٩٦). The benefits of optimism: A meta-analytic review of the life orientation test. Personality and Individual Differences, v ٢١ (٥), p. ٧١٩-٧٢٥.

Beck, A. T. et al. (١٩٧٢). An inventory for measuring depression, Archive of general Psychology, v ٤, p. ٥٦١-٥٧٤.

Beck, A. T. et al. (١٩٨٨). Psychometric properties of the Beck Depression Inventory: Twenty-five years of evaluation, clinical Psychology Review, v ٨, p. ٧٧-١٠٠.

Benyamini, Yael. Roziner, Ilan. (٢٠٠٨). The predictive validity of optimism and affectivity in a longitudinal study of older, Jornal of Personality and Individual Differences, v ٤٤, p. ٨٥٣-٨٦٤.

Bruder-Mattson, S. F, & Hovanitz, C. A. (١٩٩٠). Coping and attribution Style as Predictors of depression. Journal of Clinical Psycology, v ٥, p. ٥٥٧-٥٦٥.

Carver Charles S. & Scheier Michael F. (٢٠٠٢). Optimism, in handbook of Positive psychology, edited by: C.R. Snyder and Shane J. Lopez, Oxford university press, New York. p. ٢٣١-٢٤٣.

Chang, Edward C. Farrehi, Angela S. (٢٠٠١). Optimism/pessimism and information-processing styles: can their influences be distinguished in predicting psychological adjustment? Personality and Individual Differences, v ٣١, p. ٥٥٥-٥٦٢.

Davison, G. C.et al. (٢٠٠٤).Abnormal psychology. (٩th ed). New York: John Wiley & Sons Inc.

Debbie j and etal .(٢٠١٠).Association between qualify of life ,coping styles,optimism,and anxiety and depression in pretreatment patients with head and cancer. journal of social and clinical psychology, p. ١١٠-١٢٥.

ELLyn E. and etal. (٢٠٠٨). Relationship among optimism, well – being, coping, and social support in women during treatment for breast cancer. Psycho –oncology, college of Nursing, University of Colorado, denver, CO, USA .

Freres, Derek R. and Gillham, Jane E. (٢٠٠٦). The promotion of optimism, and Health, Handbook of Personality and Health, edited by: Margaret E. Vollrath, psychological Institute, University of Oslo, Oslo, Norway And Division of Mental Health, Norwegian Institute of Public Health, Oslo, Norway.

Hashemzadeh R. Investigation and comparison of coping styles and illogical beliefs in tollab and male students of Ghom. Thesis (M.Sc); Faculty of Psychology and Educational science, Allameh Tabataba’i niversity, ٢٠٠٦.

Lazarus , Richard & Susan. Folkman, (١٩٨٥). Ways of Coping Questionaire, New York: Springer.

Lazarus R. S. (١٩٩٣). Coping theory and research: past, present, and future. Psychosomatic Meducine;v ٥٥,p. ٢٣٤-٢٤٧.

Lazarus RS, Folkman S. Stress, Appraisal and Coping. New York: Springer; ١٩٨٤. p. ٧٥.

Lee, Virginia. Cohen, Robin. Edgar, Linda. Laizner, Andrea M. & Gagnon, Anita J. (٢٠٠٦). Meaning-making intervention during breast or colorectal cancer treatment improves self-esteem, optimism, and self-efficacy, Journal of Social Science & Medicine, v ٦٢, p. ٣١٣٣-٣١٤٥.

Mannix and Margaret. (٢٠٠٩). Optimism , quality of life ,and coping style in adolescents with cancer .journal of social and clinical psychology , p. ١٢٠-١٣٠.

McCulloch, Lisa M. (٢٠٠٦). The relationship among hope, optimism, gender, and academic achievement, WWW.http://hdl.handle.net/٢٤٢٩/٣٨٥٨.

Moos, R. H. & Schaefer, J. A. (١٩٩٣). Coping resources and processes: Current concept and measures. In L. Goldberger & S. Brezitz (Eds), Handbook of Stress, p. ٢٣٤-٢٥٧.

Nicholls, Adam R. Polman, Remco C.J. Levy, Andrew R. & Backhouse, Susan H. (٢٠٠٨). Mental toughness, optimism, pessimism, and coping among athletes, Journal OF Personality and Individual Differences, v ٤٤, p. ١١٨٢-١١٩٢.

Norberg, I. A. Lindblad, F. & Boman, K. K. (٢٠٠٥).Coping strategies in parents of children with cancer.Social Science & Medicine,v ٦٠,p. ٩٦٥.

Penedo, Frank J. et al. (٢٠٠٦). Anger suppression mediates the relationship between optimism and natural killer cell cytotoxicity in men treated for localized prostate cancer, Journal of Psychosomatic Research, v ٦٠, p. ٤٢٣-٤٢٧.

Peterson, c. (٢٠٠٠).The future of optimism.American psychologist.

Peterson, Christopher, Steen, Tracy, (٢٠٠٢). Optimistic explanatory style, Handbook of positive psychology, oxford university press, New York. p. ٢٤٤-٢٥٦.

Reynold, W. M. & J. W. Gould. (١٩٨١). A psychometric inventigation of the standard and short form of the Beck Depression Inventory, Journal of Consulting and clinical Psychology, v ٤٩, p. ٣٠٦-٣٠٧.

Scheier Michael F. & Carver Charles S. and Bridges, Michael W. (١٩٩٤).Distinguishing Optimism from neuroticism (and trait anxiety, self-mastery, and self-esteem): a reevaluation of the life orientation test, journal of personality and social Psychology, v ٦٧, p. ١٠٦٣-١٠٧٨.

Scherdell Traci .(٢٠١٠). Coping with diabetic peripheral neuropathy : A Pilot study examining the impact of coping styles, acceptance, and optimism on the outcome of thermal biofeedback therapy . The Chicago school of professional psychology ,١٤٢ pages ; AAT ٣٤١١٥٨٢, Proquest. journal clinical psychology.

Smith, et al. (١٩٨٩). Optimism, Neuroticism, Coping, and Symptom Reports: An alternative interpretation of the Life Orientation Test, Journal of Personality and social Psychology, v ٥٦, p. ٦٤٠-٦٤٨.

Suzanne C. Segerstrom. (٢٠١٠). Dispositional optimism and coping : A Meta –Analytic Review . Department of psychology , University of Kentucky, SAGE journal online ,page١.

Thompson, Amanda & Gaudreau, Patrick (٢٠٠٨). From Optimism and Pessimism to Coping: The mediating role of academic motivation, International Journal of Stress Management, v ١٥, p ٢٦٩-٢٨٨.

Ven der Velden, and et al. (٢٠٠٧). The association between dispositional optimism and mental health problems among disaster victims and a comparison group: A prospective study, Journal of Affective Disorders, v ١٠٢, p. ٣٥-٤٥.

Wang, J. & Patten, S. B. (٢٠٠٢).The moderating effects of coping strategies on major depression of the general population. Can J psychiatry,v ٤٧,p. ١٦٧-١٧٣.

Wong, Shyh Shin & lim, Timothy. (٢٠٠٩). Hope versus optimism in Singaporean adolescents: Contribution to depression and life satisfaction, Journal of personality and individual Differences, v ٤٦, , p. ٦٤٨-٦٥٢