نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٥ - بررسي رابطه ميان انگيزه پيشرفت و خويش بيني/ نجيبالله نوري / مسعود جان بزرگي

بررسي رابطه ميان انگيزه پيشرفت و خويش بيني/ نجيب‌الله نوري / مسعود جان بزرگي

بررسى رابطه ميان انگيزه پيشرفت و خوش‌بينى

نجيب‌اللّه‌ نورى[٢٩٧]

مسعود جان‌بزرگى[٢٩٨]

چكيده

هدف اين پژوهش، بررسى رابطه ميان انگيزه پيشرفت و خوش‌بينى و روشن ساختن رابطه ميان مؤلفه‌هاى اين دو متغير و نيز متغيرهايى همچون رقابت‌جويى و سطح تحصيلات است. پژوهشگر به منظور آزمودن فرضيه‌هايش، از ميان دانش‌پژوهان مرد مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‌سره قم در سال تحصيلى ٨٦ - ١٣٨٥، ٦٣ نفر را به تصادف برگزيد. تمامى شركت كنندگان، «آزمون انگيزه پيشرفت هلمريچ» را كه در استان مازندران هنجاريابى شده است و نيز آزمون خوش‌بينى را كه پژوهشگر ترجمه و اعتباريابى كرده است، پاسخ دادند. داده‌ها به روش هم‌بستگى پيرسون، آماره t و رگرسيون تحليل شدند. نتايج نشان داد كه ميان انگيزه پيشرفت بدون احتساب يكى از مؤلفه‌هاى آن با خوش‌بينى تعميم يافته رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنين دو مؤلفه «گرايش به پيشرفت» و «پشتكار» از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت، با خوش‌بينى رابطه مثبت معنادار دارند. بين «رقابت‌جويى» يكى ديگر از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت با خوش‌بينى، رابطه معنادارى مشاهده نشد. نمره‌هاى انگيزه پيشرفت و خوش‌بينى دانش‌پژوهان دوره كارشناسى با دانش‌پژوهان دوره كارشناسى ارشد تفاوت معنادارى ندارند. نتيجه اينكه سه فرضيه از چهار فرضيه ياد شده تأييد مى‌شود؛ يعنى بين خوش‌بينى و انگيزه پيشرفت، رابطه معنادارى وجود دارد. پنج مؤلفه انگيزه پيشرفت از نظر ميزان رابطه با خوش‌بينى متفاوت هستند و رقابت‌جويى با خوش‌بينى، رابطه منفى دارد. همچنين ميان سطح تحصيلات و ميزان انگيزه پيشرفت رابطه‌اى وجود ندارد.

كليد واژه‌ها: خوش‌بينى، انگيزه پيشرفت، پشتكار، اجراى شايسته كار، رقابت‌جويى.

مقدمه

دين مبين اسلام، همواره انسان‌ها را به سوى كمال و پيشرفت فراخوانده است. اميرالمؤمنين عليه‌السلام مى‌فرمايد: «هر كس دو روزش يكسان باشد (و پيشرفتى نكند) زيان كرده است».[٢٩٩] در زمينه اندازه‌گيرى سطح «انگيزه پيشرفت»[٣٠٠] و شناخت عوامل مؤثر بر آن، پژوهش‌هاى علمى بسيارى شده است. با اندازه‌گيرى سطح انگيزه پيشرفت يك ملت، به خوبى مى‌توان رشد يا زوال اقتصادى آن را پيش‌بينى كرد. پژوهش‌هاى تجربى ديويد مك كللند[٣٠١] بر روى ٤٥ فرهنگ معاصر و باستانى، نشان داد كه سطح انگيزهپيشرفت در يك جامعه، پيش‌بينى كننده مؤثرى از رشد يا زوال آن جامعه به شمار مى‌رود. (پترى،[٣٠٢] ١٩٩٦م.) انگيزه پيشرفت، به عنوان يكى از انگيزه‌هاى اجتماعى مهم،تأثيرهاى بسيارى بر رشد و توسعه ملى دارد. (تهمتن، ١٣٧٧)

هنرى مورى،[٣٠٣] اولين پژوهشگرى است كه در ١٩٣٨م. انگيزه پيشرفت را به عنوانيكى از نيازهاى بيست‌گانه خود مطرح كرد و براى سنجش آن، آزمون اندريافت موضوع (TAT)[٣٠٤] را كه براى سنجش نيازهاى مختلف ابداع كرده بود، معرفى كرد. (خداپناهى،١٣٧٩) مورى، انگيزه پيشرفت را اين گونه تعريف كرد: «به نتيجه رساندن كار دشوار، دست‌كارى يا سازمان دادن اشيا، افراد و عقايد، چيره شدن بر موانع، دست يافتن به معيار عالى، رقابت با ديگران و پيش افتادن از آنها». (شولتز و شولتز، ١٩٩٨م.، ترجمه: سيدمحمدى، ١٣٧٩، ص٢٢٢)

پژوهش‌ها در زمينه انگيزه پيشرفت از سال ١٩٥٣م. به بعد، در دو جهت ادامه يافتند: جهتى كه ديويد مك كللند برمى‌گزيند و بيشتر به نقش انگيزه پيشرفت در زمينه رشد اجتماعى و اقتصادى مى‌پردازد و ديگرى جهتى كه جان اتكينسون[٣٠٥] در پيش گرفت ومؤلفه‌هاى درونى انگيزه پيشرفت را در نظر آورد و ميان مؤلفه‌هاى فردى و موقعيتى آن، رابطه رياضى برقرار كرد و نظريه «انتظار ارزش»[٣٠٦] را در اين زمينه ارائه داد. (خدا پناهى،١٣٧٩) اتكينسون انگيزه پيشرفت را برايندى از «گرايش به پيشرفت»[٣٠٧] و «گرايش بهاجتناب از شكست»[٣٠٨] مى‌داند. «گرايش به پيشرفت» از ارتباط مضربى «انگيزهموفقيت»،[٣٠٩] «احتمال رسيدن به موفقيت»[٣١٠] و «ارزش تشويقى رسيدن به موفقيت»[٣١١] بهوجود مى‌آيد. گرايش اجتناب از شكست نيز از ارتباط مضربى «انگيزه اجتناب از شكست»،[٣١٢] «احتمال فاعلى رسيدن به شكست»[٣١٣] و «ارزش تشويقى اجتناب ازشكست»[٣١٤] شكل مى‌گيرد. (پترى، ١٩٩٠م.)

پژوهش‌هاى بعدى در زمينه متغيرهاى مرتبط يا مؤثر بر انگيزه پيشرفت را كه بيشتر «مك كللند» زمينه‌ساز آنهاست، مى‌توان در دو جنبه «زمينه‌هاى خانوادگى» و «متغيرهاى شناختى» خلاصه كرد:

درباره زمينه‌هاى خانوادگى، مك كللند (١٩٥٧، ١٩٦١م.) بين نمره‌هاى انگيزه پيشرفت در بزرگ‌سالى و روش‌هاى تربيتى مادر (تعيين ساعت‌هاى تغذيه در ٥ سالگى، پرتوقع بودن مادر در نظافت، سخت‌گيرى در آداب توالت رفتن، انتظار كفايت[٣١٥] از كودكان، تأكيدبر استقلال و تسلط[٣١٦]) رابطه مثبت معنادار به دست آورد. (به نقل از پترى، ١٩٩٧م.)

ريو (٢٠٠١م.) با جمع‌بندى پژوهش‌هاى مختلف به اين نتيجه رسيد كه اگر والدين، استقلال[٣١٧] (خودپشتوانى،[٣١٨] خودمختارى[٣١٩])، آرمان‌هاى عملكرد عالى،[٣٢٠] معيارهاىواقع‌بينانه برترى،[٣٢١] خودپنداره توانايى عالى،[٣٢٢] ارزش مثبت براى تكاليف پيشرفتى،[٣٢٣]معيارهاى روشن براى برترى، محيط خانوادگى غنى (فراهم بودن كتاب براى خواندن، به‌ويژه داستان‌هاى تخيلى پيشرفتى) و تجربه‌هاى گسترده مانند مسافرت را تأمين كنند، كودكان انگيزه پيشرفت قوى‌ترى از خود نشان مى‌دهند. همچنين رابطه انگيزه پيشرفت با چهار عامل گرايش عقلانى ـ فرهنگى، نظم، استقلال و مراقبت در محيط خانواده، مثبت و معنادار به دست آمد. (دارابى، ١٣٨٠) هرچند در پژوهشى ديگر، محبت و مراقبت در خانواده، هر يك جداگانه ارتباط معنادارى با انگيزه پيشرفت پيدا نكرد، ولى تأثير تعاملى اين دو، رابطه معنادارى با انگيزه پيشرفت نشان داد. (تهمتن، ١٣٧٧)

برخلاف يافته‌هاى بالا، باقرى (١٣٧٢) نشان داد كه بين متغيرهاى «استقلال‌آموزى»،[٣٢٤] «تسلط‌آموزى»[٣٢٥] و «مراقبت‌آموزى»[٣٢٦] به عنوان مؤلفه‌هاىفرزندپرورى، با انگيزه پيشرفت رابطه معنادار منفى وجود دارد.

عوامل شناختى فراوانى نيز با انگيزه پيشرفت زياد در ارتباط هستند. امس و امس[٣٢٧](١٩٨٤م.) روشن ساختند كه برخى افراد گونه‌هاى انديشيدن پيشرفته‌ترى در مقايسه با برخى ديگر دارند؛ مانند ادراك توانايى بالا،[٣٢٨] گرايش به تسلط،[٣٢٩] انتظارات بالا در موردموفقيت،[٣٣٠] ارزيابى نيرومند از موفقيت[٣٣١] و سبك اسناد خوش‌بينانه.[٣٣٢] گرايش به تسلطباعث مى‌شود افراد تكاليف به نسبت دشوار را برگزيند و تلاش خود را در جهت حل مشكل افزايش دهند. انتظار موفقيت، رفتارهاى گرايشى همچون جست‌وجو كردن چالش‌هاى بهينه[٣٣٣] و عملكرد خوب را ايجاد مى‌كند. ارزش نهادن به پيشرفت در يك حوزه خاص،استقامت در آن حيطه را افزايش مى‌دهد. (به نقل: از ريو، ٢٠٠١م.) ولى فهيم‌زاده (١٣٨١) آموزش راهبردهاى فراشناختى را در افزايش انگيزه پيشرفت مؤثر نيافت.

مفهوم خوش‌بينى با پژوهش‌هاى مارتين اى. پى. سليگمن[٣٣٤] و نظريه او در مورد «درماندگىآموخته شده»،[٣٣٥] وارد عرصه روان‌شناسى شد. او خوش‌بينى را نوعى «سبك تبيين»[٣٣٦]رويدادها و تشكيل يافته از سه مؤلفه تداوم،[٣٣٧] فراگيرى[٣٣٨] و شخصى‌سازى[٣٣٩] مى‌داند.تداوم يعنى بدبين‌ها رخدادهاى منفى و خوش‌بين‌ها رويدادهاى مثبت را دائمى مى‌دانند. فراگيرى به اين معناست كه بدبين‌ها، شكست‌ها و خوش‌بين‌ها، موفقيت‌ها را فراگير مى‌دانند. شخصى‌سازى يعنى ناكامى‌ها از نظر خوش‌بين‌ها ناشى از علل بيرونى و از ديد بدبين‌ها، ناشى از عوامل درونى هستند. (سليگمن و همكاران، ١٩٩٦. ترجمه: داورپناه، ١٣٨٣) بنابراين، منظور از خوش‌بينى در اين پژوهش، «تلفيقى از گرايش و نگرش خوش‌بينانه درباره خدا، خود، افراد، اشيا، رويدادها و به‌طور كلى جهان طبيعت است كه بر اساس آن، نتيجه‌هاى اميدوار كننده را بسته به توانايى‌هاى خود از جهان و رويدادهاى آن انتظار دارد و روش تبيين افراد نيز در آن نقش دارد». (نورى، زير چاپ)

پژوهش‌ها در زمينه رابطه خوش‌بينى و انگيزه پيشرفت در قالب «روش اسناد»،[٣٤٠]«روش تبيين خوش‌بينانه»،[٣٤١] «مكان كنترل»[٣٤٢] و رابطه آنها با انگيزه پيشرفت مطرح شده‌اندو بررسى‌ها در اين زمينه به نتايج هم‌سو دست نيافته‌اند. رابطه خوش‌بينى با انگيزه پيشرفت را نخستين بار فيلسون و فليپس[٣٤٣] (١٩٨٤م.) مطرح كردند. به گفته آنان، روش اسناد خوش‌بينانه،هيجان‌هاى مثبت مانند اميدوارى و افتخار پس از موفقيت را افزايش مى‌دهد و هيجان‌هاى منفى مانند ترس و اضطراب را از انسان دور مى‌سازد. (به نقل از: ريو، ٢٠٠١م.)

در پژوهشى ديگر، ميان انگيزه پيشرفت و روش اسناد براى رويدادهاى خوب در ابعاد درونى‌ـ بيرونى، كلى‌ـ اختصاصى و پايدارـ ناپايدار، رابطه مثبت و معنادارى مشاهده شد. (زارعى، ١٣٨٠) سخت‌كوشى و رقابت‌جويى، دو مؤلفه از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت هستند. در اين زمينه، بين انگيزه پيشرفت با عملكرد دبيران به دليل رقابت‌جويى و سخت‌كوشى، رابطه مثبت و معنادارى به دست آمد. (محمدى‌زاده، ١٣٧٧) در بررسى ديگرى، ميان اميد، خوش‌بينى، مكان كنترل و خودمختارى رابطه مثبت قوى به دست آمد. (كراى آ. شوگرن،[٣٤٤] شان ج. لوپز،[٣٤٥] ميشيل ال. ويميير،[٣٤٦] تاد دى.ليتل،[٣٤٧] كيندى ال. پرسگراد،[٣٤٨] ٢٠٠٦م.)

برخلاف پژوهش‌هاى بالا كه نشان‌دهنده رابطه مثبت و معنادارى ميان انگيزه پيشرفت و خوش‌بينى بودند، پژوهش‌هاى زير به نتيجه‌هاى متفاوتى دست يافته‌اند. منظرى توكلى (١٣٧٥) ميان مكان كنترل و انگيزه پيشرفت، رابطه منفى و معنادار نشان داد. در پژوهشى ديگر، ميان هيچ‌كدام از وضعيتى كه «من» با خود درگير[٣٤٩] است ووضعيتى كه با تكاليف درگير[٣٥٠] مى‌شود، با انگيزه پيشرفت رابطه معنادار به دست نيامد.(سلمانى‌مقدم، ١٣٨٠) همچنين ميان انگيزه پيشرفت با روش اسناد براى رويدادهاى بد در بعد درونى‌ـ بيرونى، رابطه منفى و معنادار به دست آمد و بين انگيزه پيشرفت با روش اسناد براى رويدادهاى بد در ابعاد پايدار ـ ناپايدار و كلى ـ اختصاصى رابطه‌اى مشاهده نگرديد. (زارعى، ١٣٨٠)

پرسش‌هايى كه هدف اين پژوهش را تشكيل مى‌دهند، با توجه به بررسى‌هاى انجام يافته در اين زمينه مطرح مى‌شوند؛ پژوهش‌هاى انجام شده رابطه خوش‌بينى را در قالب «روش اسناد» و «روش تبيين» با «انگيزه پيشرفت» بررسى كرده‌اند و انگيزه پيشرفت را بدون تفكيك مؤلفه‌هاى آن در نظر گرفته‌اند. بنابراين، پرسش‌هاى زير مطرح مى‌شوند كه خوش‌بينى به صورت تعميم يافته[٣٥١] (خوش‌بين بودن به زندگى، دوستان، مدرسه،هم‌سالان، خانواده، هم‌كلاسى‌ها، توانايى‌هاى خود و مردم) چه رابطه‌اى با انگيزه پيشرفت دارد؟ مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت (گرايش به پيشرفت زياد، اجراى شايسته كار، انتخاب تكاليف دشوار، پشتكار و رقابت‌جويى) چه رابطه‌اى با خوش‌بينى دارد؟ خوش‌بينى فرد در زمينه‌هاى خاص چه رابطه‌اى با مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت دارد؟ آيا سطح تحصيلات، نقشى در كاهش يا افزايش انگيزه پيشرفت دارد؟

فرضيه‌هايى كه پژوهش حاضر درصدد آزمودن آنهاست، با توجه به نظريه اتكينسون و زمينه‌هاى پژوهشى در اين زمينه مطرح مى‌شوند. اتكينسون احتمال فاعلى فرد درباره رسيدن به موفقيت و شكست را بخشى از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت مى‌داند. از سوى ديگر، افراد خوش‌بين رسيدن به موفقيت و شكست را با درجه احتمال بالاتر ارزيابى مى‌كنند. روش تبيين، بر اساس برخى پژوهش‌ها با انگيزه پيشرفت رابطه مثبت معنادارى دارد. بنابراين، فرضيه اصلى اين است كه انگيزه پيشرفت با خوش‌بينى رابطه مثبت دارد. فرضيه‌هاى ديگر پژوهش عبارتند از: ١. «گرايش به پيشرفت» به عنوان يكى از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت، با خوش‌بينى رابطه مثبت دارد؛ ٢. «پشتكار» به عنوان يكى ديگر از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت، با خوش‌بينى رابطه مثبت دارد؛ ٣. «اجراى شايسته كار» و «انتخاب تكليف‌هاى دشوار» با خوش‌بينى رابطه مثبت دارد؛ ٤. «رقابت‌جويى» به عنوان يكى از مؤلفه‌هاى خوش‌بينى نمى‌تواند با خوش‌بينى رابطه مثبت داشته باشد؛ زيرا نگرش مثبت افراد به ديگران مانع رقابت مى‌شود؛ ٥. افراد در موقعيت بالاتر، انگيزه پيشرفت كمترى دارند و ميان افراد با توجه به سطح تحصيلات آنها، از نظر انگيزه پيشرفت تفاوت وجود دارد. مك كللند با ارزيابى مديران ارشد دريافت كه با افزايش موقعيت‌هاى شغلى و اجتماعى، انگيزه‌هاى ديگرى غير از انگيزه پيشرفت در افراد فعال مى‌شوند. (شولتز و شولتز، ١٩٩٨م.، ترجمه: سيدمحمدى، ١٣٧٩)

خوش‌بينى و بدبينى در منابع دينى با چه متغيرهاى روانى و معنوى ارتباط دارند؟ در آموزه‌هاى اسلامى بر مفهوم خوش‌بينى بسيار توجه شده است. در يك بررسى تطبيقى، مفهوم خوش‌بينى در ديدگاه روان‌شناسى و آموزه‌هاى دينى از چهار جنبه مقايسه شده است: ١. در آموزه‌هاى دينى از خوش‌بينى در محيط فاسد و افراد غير دين‌دار منع شده، ولى در پژوهش‌هاى روان‌شناسى، خوش‌بينى بدون توجه به جوامع و محيط‌ها مطرح شده است؛ ٢. منابع دينى خداوند را به عنوان تكيه‌گاه بزرگ خوش‌بينى مطرح مى‌كنند (اسناد كارها به خداوند)، ولى در روان‌شناسى علمى به اين جهت توجه نشده است؛ ٣. روان‌شناسى، خوش‌بينى را تنها در ارتباط با متغيرهاى مادى (موفقيت، رضايت از زندگى، افسردگى، پيشرفت تحصيلى و...) بررسى مى‌كند، ولى در منابع دينى، رابطه خوش‌بينى با متغيرهاى مادى و معنوى (افزايش ايمان، كاهش گناه، رسيدن به بهشت، پرهيزكارى، سلامت دين، خردمندى، موفقيت، آرامش روان، كسب محبوبيت و اخلاق نيكو) مطرح شده است؛ ٤. ايجاد خوش‌بينى فعال[٣٥٢] در روان‌شناسى و دين مطرح شده است ويافته‌هاى روان‌شناسى در اين زمينه، با آموزه‌هاى دينى هم‌سو است. (نورى، زير چاپ)

مهم‌ترين متغيرهايى كه در آموزه‌هاى دينى با خوش‌بينى و بدبينى مرتبط شده‌اند، در ادامه مطرح مى‌گردند:

١. خوش‌بينى مايه آرامش قلب و روان انسان است: «حُسْنُ الظَّنِّ راحَةُ الْقَلْبِ وَ سَلامَةُ الدّينِ؛[٣٥٣] خوش‌بينى مايه راحتى قلب و سلامت دين است». بر همين معنا، در نامه اميرالمؤمنين عليه‌السلام به مالك اشتر نيز تأكيد شده است: «...بحسن الظن برعيتك فان حسن الظن يقطع عنك نصبا طويلا؛[٣٥٤] در مقام يك فرماندار، به مردم، خوش‌بين باش كه خوش‌بينى رنج و اندوه درازمدت را از شما دور مى‌سازد».

همچنين در روايت‌هاى اسلامى آمده است: «خذ من حسن الظن بطرف تروح به قلبك...؛[٣٥٥] چنان به مردم خوش‌بين باش كه قلبت در سايه آن آرام گيرد». نيز آمده است: «حسن الظن يخفف الهم؛[٣٥٦] خوش‌بينى اندوه را كاهش مى‌دهد». امام صادق عليه‌السلام از قول پيامبر صلى‌الله‌عليه‌و‌آلهمى‌فرمايد: «احسنو ظنونكم باخوانكم تغتنموا بها صفاء القلب و نماء الطبع؛[٣٥٧] فرد بدبين همواره از ديگران هراس دارد. از اين رو، آرامش ندارد». نيز مى‌خوانيم: «من لم يحسن ظنه استوحش من كل احد؛[٣٥٨] هر كه خوش‌بين نباشد، از هر كسى مى‌هراسد».

٢. خوش‌بينى روابط ميان‌فردى را آسان مى‌سازد و به جلب محبت ديگران مى‌انجامد: «من حسن ظنه بالناس حاز منهم المحبه».[٣٥٩]

٣. خوش‌بينى سبب موفقيت مى‌گردد: «بحسن النيات تنجح المطالب».[٣٦٠]

٤. خوش‌بينى به آسان شدن كارها مى‌انجامد: «خذ من حسن الظن بطرف... يرخ به أمرك؛[٣٦١] آن‌چنان خوش‌بين باش كه موجب راحتى كارَت شود»، ولى «بدبينى سبب خرابى كارها و تحريك بدى‌ها مى‌گردد؛ سوء الظن يفسد الامور و يبعث على الشرور».[٣٦٢]

٥. خوش‌بينى با خردمندى در ارتباط است و از ويژگى‌هاى خردمندان به شمار مى‌رود: «ظن الصواب من شيم اولى الالباب»؛[٣٦٣] «حسن الظن من احسن الشيم و افضل القسم؛[٣٦٤] خوش‌بينى از بهترين ويژگى‌هاست»؛ «حسن الظن من افضل السجايا و اجزل العطايا؛[٣٦٥] خوش‌بينى از بهترين خلق‌هاست».

٦. خوش‌بينى با نيت پاك در ارتباط است: «من حسن ظنه حسنت نيته».[٣٦٦] فرد بدبين، خصلت‌هاى بد خود را به ديگران فرافكنى مى‌كند. از همين رو، به همگان بدبين است: «الرجل السوء لا يظن باحد خيرا لانه لا يراه الا بوصف نفسه».[٣٦٧] كسانى كه ديگران را تنها با حدس و گمان سرزنش مى‌كنند، نكوهش شده‌اند: «يا عبيد السوء تلومون الناس على الظن»؛[٣٦٨] يعنى خودشان بدند و از اين رو، ديگران را بدون شواهد كافى بد مى‌دانند.

٧. خوش‌بينى راه عبادت و پرستش را هموار مى‌سازد. پيامبر اسلام صلى‌الله‌عليه‌و‌آله مى‌فرمايد: «حب الدنيا رأس كل خطيئه و رأس العباده حسن الظن باللّه‌»؛[٣٦٩] يعنى همچنان كه حب دنيا در انجام دادن گناهان نقش اساسى دارد، خوش‌بينى به خداوند نيز در پرستش او نقش كليدى دارد. از اين رو، سلامت دين در گرو خوش‌بينى است. در مقابل، بدبينى عبادت را فاسد مى كند: «اياك ان تسى‌ء الظن فان سوء الظن يفسد العباده...».[٣٧٠] چه بسا يكى از موارد فاسد شدن عبادت اين باشد كه پاكى روان كه هدف عبادت است، در اثر بدبينى از ميان مى‌رود و دل انسان چركين مى‌گردد.

٨. خوش‌بينى، فرد را از مبتلا شدن به گناه باز مى‌دارد: «حسن الظن... ينجى من تقلد الإثم».[٣٧١] بدبينى سبب افزايش گناهان مى‌گردد. در روايتى مى‌خوانيم: «اياك ان تسى‌ء الظن فان سوء الظن... يعظم الوزر».[٣٧٢] فرد بدبين چون ديگران را بد مى‌داند، از آنان بد مى‌گويد و در حق آنان، كارهاى ناروا انجام مى‌دهد. در نتيجه، گناهانش زياد مى‌گردد.

٩. خوش‌بينى از روابط با ديگران تأثير مى‌پذيرد: «مجالسه الاشرار توجب سوء الظن بالاخيار؛[٣٧٣] هم‌نشينى با افراد فاسد، سبب بدبين شدن به افراد نيك مى‌گردد».

١٠. خوش‌بينى در نتيجه توجه به جنبه‌هاى مثبت ديگران به دست مى‌آيد: «لا تظنن بكلمة خرجت من احد سوءا و انت تجد لها فى الخير محتملا؛[٣٧٤] سخنى را كه از ديگران مى‌شنوى، اگر مى‌تواند معناى خوب داشته باشد به معناى بد آن حمل نكن». افراد بدبين به سخنان بى‌اساس ديگران درباره دوستان خود توجه مى‌كنند: «يسمعون فيهم اقاويل الناس...».[٣٧٥]

١١. بدبينى با احساس حقارت فرد ارتباط دارد: «سوء الظن بمن لايخون من اللؤم؛[٣٧٦] بدبينى به فردى كه خيانت نكرده باشد، ناشى از روحيه پست بودن فرد است».

١٢. بدبينى به ديگران، راه ستم كردن به آنها را هموار مى‌سازد: «سوء الظن بالمحسن شر الاثم و اقبح الظلم»؛[٣٧٧] بدبينى به فرد درست‌كار، بدترين گناه و زشت‌ترين ستم است». همين معنا در روايت ديگرى نيز آمده است:

اذا استولى الصلاح على الزمان و اهله ثم اساء الظن رجل برجل لم يظهر منه خزيه فقد ظلم و اعتدى؛[٣٧٨] هرگاه درست‌كارى بر جامعه‌اى حاكم باشد و انسان به فردى كه كار ناپسندى از او نديده است، بدبين شود، در حق او ظلم كرده است.

١٣. بدبينى موجب بدگويى و غيبت از ديگران مى‌گردد: «من كثرت ريبته كثرت غيبته».[٣٧٩] به بيان ديگر، بين بدگويى از ديگران و بدبينى به آنها، رابطه تنگاتنگى وجود دارد.

١٤. بدبينى انسان را در شناخت افراد دچار مشكل مى‌سازد. در نتيجه، فرد بدبين نمى‌داند كه چه كسى بدخواه او و چه كسى خيرخواه اوست: «من ساء ظنه بمن لايخون حسن ظنه بما لايخونه؛[٣٨٠] كسى كه به افراد امين بدبين شود، به افراد خائن خوش‌بين مى‌گردد».

١٥. بدبينى اعتماد در روابط اجتماعى را از ميان مى‌برد؛ فرد بدبين به ديگران اعتماد ندارد و ديگران نيز به او بى‌اعتمادند: «شر الناس من لا يثق بأحد لسوء ظنه و لا يثق به أحد لسوء فعله؛[٣٨١] بدترين مردم كسى است كه به سبب بدبينى، بر ديگران اعتماد ندارد و ديگران نيز به خاطر بدرفتارى‌اش به او اعتماد ندارند».

١٦. بدبينى سبب كنج‌كاوى بيهوده و فضولى در كارهاى ديگران مى‌گردد: «سوء الظن يدعو الى التجسس...؛[٣٨٢] بدبينى فرد را به كنج‌كاوى و تجسس وا مى‌دارد».[٣٨٣]

١٧. بدبينى به روابط اجتماعى دوستانه آسيب مى‌رساند و دوستى‌ها را خدشه‌دار مى‌كند: «لا خير فى صديق ظنين؛[٣٨٤]با وجود بدبينى ميان دو نفر،دوستى بين آنها برقرار نمى‌ماند»؛ نيز در روايتى آمده است: «من غلب عليه سوء الظن لم يترك بينه و بين خليل صلحا؛ كسى كه بدگمانى بر او چيره شود، ميان او و دوستش، صلح و آرامشى نخواهد بود».[٣٨٥]

١٨. بدبينى با ويژگى‌هاى درونى ترس، بخل و حرص در ارتباط است: «لا اجبن من مريب»؛[٣٨٦] «فان البخل و الجبن و الحرص غرايز شتى يجمعها سوء الظن باللّه‌؛[٣٨٧] بخل و ترس و حرص از خاستگاه واحد، يعنى بدبينى به خداوند ريشه مى‌گيرند».

١٩. بدبينى با ويژگى درونى نفاق و دورويى ارتباط دارد: «وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظّانِّينَ بِاللّهِ ظَنَّ السَّوْءِ». (فتح: ٦) اين آيه، ويژگى بارز منافقان را بيان مى‌كند كه بدبينى به خداوند است.

٢٠. بدبينى از شك و ترديد برمى‌آيد: «الظن ارتياب»، «الريبة توجب الظنة».[٣٨٨]

٢١. بدبينى با زوال دين و ايمان در ارتباط است: «لا دين لمسئ الظن؛[٣٨٩] فرد بدبين دين ندارد»؛ «لا ايمان مع سوء الظن؛[٣٩٠] با بدبينى ايمانى براى فرد باقى نمى‌ماند».

روش پژوهش

جامعه آمارى: جامعه آمارى اين پژوهش، همه دانش‌پژوهان مرد مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‌سرهدر سال تحصيلى ٨٦ ـ ١٣٨٥ است. دامنه سنى اين دانش‌پژوهان، بين ٢٠ تا ٤٠ سال و شمار آنها١٠٧٠ نفر است. نمونه مورد پژوهش، شامل ٦٣ دانش‌پژوه است كه به صورت نمونه‌گيرى تصادفى انتخاب شدند.

ابزار پژوهش: براى سنجش انگيزه پيشرفت از «آزمون انگيزه پيشرفت هلمريچ»[٣٩١] استفادهشده است. اين آزمون را هلمريچ و اسپنس[٣٩٢] در سال ١٩٧٧م. تدوين كردند كه شامل ١٩گويه است و به صورت كاملاً موافق، كمى موافق، نظرى ندارم، كمى مخالف و كاملاً مخالف درجه‌بندى شده‌اند. هر گويه به ترتيب نمره‌هاى ٥، ٤، ٣، ٢ و ١ را دريافت مى‌دارند. در گزارش برگر اعتبار و روايى آزمون، مطلوب گزارش شده است. (به نقل از: دارابى، ١٣٨٠) شريفى و دارابى براى نخستين بار آن را به فارسى برگرداندند و شاخص‌هاى روايى، اعتبار و هنجار آزمون مورد بررسى مجدد قرار گرفت. (دارابى و شريفى، ١٣٧٨) در اين بررسى، ضريب اعتبار آزمون با روش بازآزمايى به فاصله زمانى سه هفته ٨١/٠، به روش دونيمه‌سازى ٨٣/٠ و آلفاى كرونباخ ٦٢/٠ گزارش شده است. روايى مقياس با روش تحليل عاملى تأييد شده و هم‌بستگى تمام گويه‌ها با نمره كل معنادار بوده است. هم‌بستگى نمره‌هاى كل با معدل درسى نيز معنادار گزارش شده است.

براى سنجش خوش‌بينى از «آزمون خوش‌بينى»[٣٩٣] استفاده گرديد. اين آزمون از پايگاهاينترنتى «تست كافه كام»[٣٩٤] دريافت شد و با مشاورت استاد راهنماى پژوهش، از ميانچندين آزمون ديگر براى اين پژوهش مناسب تشخيص داده شد. اين آزمون، داراى ٤٠ گويه است كه پاسخ فرد در هر گويه به صورت كاملاً موافق، موافق، نسبتا موافق و مخالف درجه‌بندى شده است و به ترتيب، نمره‌هاى ٣، ٢، ١ و صفر دريافت مى‌دارند. نسخه اصلى آزمون، خوش‌بينى را در هشت زمينه كار، امور منزل، دوستان، هم‌سالان، زندگى، همكاران، و مسائل تحصيلى مى‌سنجيد. پژوهشگر اين آزمون را به فارسى برگرداند و ١٠ گويه ديگر كه خوش‌بينى به «مردم» و «توانايى‌هاى فرد» را مى‌سنجند، به آن افزود. سرانجام آزمون داراى ٥٠ گويه شد كه خوش‌بينى را در ١٠ زمينه مى‌سنجيد. ترجمه آزمون پس از مشاورت با استاد راهنما و دو نفر از دانش‌پژوهان كارشناسى ارشد روان‌شناسى به صورت نسخه نهايى تنظيم گرديد و بر روى ٢٠ نفر از طلبه‌هاى حوزه علميه قم اجرا گرديد و اعتبار درونى آن به روش آلفاى كرونباخ ٨٠/٠ به دست آمد. با توجه به اينكه نمونه مورد پژوهش، بيشتر با مسائل مربوط به كار و امور منزل (طلبه‌هاى خوابگاهى) سر و كار نداشتند، گويه‌هاى مربوط به اين دو حوزه از آزمون حذف گرديد. سرانجام، بار ديگر آزمون با ٤٠ گويه بر روى ٣٠ نفر از طلبه‌هاى حوزه علميه قم اجرا گرديد و ضريب اعتبار درونى به روش آلفاى كرونباخ ٨٤/٠ به دست آمد.

داده‌هاى اين دو آزمون، با نرم‌افزار spss و با استفاده از مدل‌هاى آمارىt ، هم‌بستگى پيرسون و مدل رگرسيون خطى گام به گام و پس‌رونده تجزيه و تحليل شد.

شركت كنندگان در اين آزمون، كاملاً در جريان پژوهش قرار گرفتند و پيش از اجراى آزمون، به آنان توضيح داده شد كه اين آزمون‌ها نگرش (خوش‌بينى) آنان را در زمينه مسائل مختلف ارزيابى مى‌كنند.

يافته‌ها

يافته‌ها نشان مى‌دهند بين ميانگين دانشجويان كارشناسى و كارشناسى ارشد، از نظر انگيزه پيشرفت تفاوت معنادارى وجود ندارد. (نمودار شماره ١)

سطح تحصيلات تعدادميانگين انحراف معياردرجه آزادىمقدار tسطح معنادارى انگيزه پيشرفت كارشناسىكارشناسى ارشد ٤٤١٩٣٨/٧٦٨٩/٧٤ ٨٢/٥٠٦١/٨ ٦١٨١/٠٤١١/٠

نمودار شماره (١) ـ مقايسه انگيزه پيشرفت دانش‌پژوهان كارشناسى و كارشناسى ارشد با استفاده از آزمون tگروه‌هاى مستقل

با توجه به مقدار t به دست آمده (٨١/٠) در نمودار شماره ١ بين ميانگين انگيزه پيشرفت دانش‌پژوهان كارشناسى و كارشناسى ارشد تفاوت معنادار وجود ندارد. در اين پژوهش، t نمودار با درجه آزادى ٦١ و سطح معنادارى ٠٥/٠ براى آزمون دو دامنه ٦٧/١ مى‌شود و چون t به دست آمده (٨١/٠) از اين مقدار كمتر است، تفاوت معنادار نيست.

ميزان رابطه هم‌بستگى بين مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت با نمره كل خوش‌بينى و نيز ميزان رابطه ميان نمره كل انگيزه پيشرفت با نمره كل خوش‌بينى در نمودار شماره ٢ نشان داده شده است.

عوامل خوش‌بينى شاخصگرايش به پيشرفتپشتكارانتخاب تكاليف دشواراجراى شايسته كارهارقابت‌جويى نمره كل انگيزه پيشرفتخوش‌بينى هم‌بستگى (**) ٣٣٠/٠(**) ٣٤٢/٠٠٦٠/٠ -١٠٢/٠٠٥٨/٠- (*) ٢٩٤/٠ معنادارى ٠٠٨/٠٠٠٦/٠٦٤٠/٠٤٢٤/٠٦٤٩/٠٠١٩/٠انگيزه پيشرفتهم‌بستگى (**) ٥٤٦/٠(**) ٦٣٤/٠(**) ٤٣٥/٠(**) ٥٨١/٠(**) ٦٦٥/٠١معنادارى ٠٠٠١/٠ ٠٠٠١/٠ ٠٠٠١/٠ ٠٠٠١/٠ ٠٠٠١/٠ تعداد٦٣٦٣٦٣٦٣٦٣٦٣

نمودار شماره (٢) ـ هم‌بستگى بين عوامل انگيزه پيشرفت، خوش‌بينى و نمره كل انگيزه پيشرفت

همچنان‌كه در نمودار شماره ٢ ديده مى‌شود، بين نمره كل خوش‌بينى و نمره كل انگيزه پيشرفت، بدون در نظر گرفتن عامل رقابت‌جويى در سطح معنادارى (٠٥/٠)، رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنين «گرايش به پيشرفت» و «پشتكار» دو تا از پنج مؤلفه انگيزه پيشرفت، به طور مستقل با نمره كل خوش‌بينى رابطه مثبت معنادار دارند. اما «انتخاب تكاليف دشوار»، «اجراى شايسته كارها» و «رقابت‌جويى» كه سه مؤلفه ديگر انگيزه پيشرفت هستند، هيچ كدام جداگانه با خوش‌بينى رابطه معنادار ندارند، ولى تمامى پنج مؤلفه انگيزه پيشرفت با نمره كل انگيزه پيشرفت، داراى رابطه مثبت و معنادارى هستند كه نشان دهنده ثبات درونى ابزار پژوهش است.

ميزان رابطه ميان مؤلفه‌هاى پنج‌گانه انگيزه پيشرفت و حيطه‌هاى هشت‌گانه خوش‌بينى در نمودار شماره ٣ ارائه شده است.

مردمتوانايى‌ها برنامه‌درسى هم‌كلاسى‌ها خانوادهزندگىهم‌سالان دوستانرقابت‌جويى ٠٧٢/-٠٢٤/٠- ٠٢٥/٠٠١٦/٠- ٠٣٢/٠١٣٦/٠- ٠٤٦/٠- ٠٩٩/٠- اجراىشايسته كارها ٠٣٨/٠٠٩١/٠٠٣٩/٠٠٧٨/٠(*)٢٧٤/٠ ٠٢٦/٠- ٠٦٠/٠٠٠١/٠گرايش به پيشرفت١٧٥/٠(*)٣٢١/٠ ١٥٨/٠٢٣٣/٠(*)٣٦٠/٠ ١٤٤/٠٢٠١/٠١٨٠/٠انتخابتكاليف دشوار ٠٦٧/٠٠٨٦/٠- ٠٩٧/٠١١٤/٠- ٠٩٤/٠٠٨٦/٠- ٠٨٢/٠- ٢١٤/٠- پشتكار٠٨١/٠٢٠٧/٠١٨٢/٠١٦٤/٠(**)٤٠٣/٠ (*)٢٩١/٠ ١٧٨/٠(**)٣٦٥/٠ نمره كلانگيزه پيشرفت ١٥٠/٠٢٠١/٠١٩٠/٠١٢٧/٠(**)٤٦٤/٠ ١٤٧/٠١٤٢/٠١٤٢/٠

نمودار شماره (٣) ـ هم‌بستگى ميان زمينه‌هاى خوش‌بينى و مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت

در اين نمودار، ميان «خوش‌بينى به خانواده» با سه مؤلفه انگيزه پيشرفت، يعنى «اجراى شايسته كارها»، «گرايش به پيشرفت» و «پشتكار» و نيز نمره كل انگيزه پيشرفت، هم‌بستگى مثبت معنادارى وجود دارد. همچنين بين «پشتكار» يكى از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت، با «خوش‌بينى به زندگى» و «خوش‌بينى به دوستان» نيز هم‌بستگى مثبت و معنادارى وجود دارد. نيز بين «گرايش به پيشرفت» كه يكى از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت است با «خوش‌بينى به توانايى‌هاى خود» نيز هم‌بستگى مثبت و معنادارى وجود دارد. نتيجه آزمون نشان داد كه از ميان زمينه‌هاى مختلف خوش‌بينى، خوش‌بينى به خانواده، بالاترين هم‌بستگى را با انگيزه پيشرفت دارد كه نشان دهنده نقش مؤثر خانواده در ايجاد انگيزه پيشرفت و خوش‌بينى در افراد است.

هر كدام از زمينه‌هاى خوش‌بينى تا چه حدى مى‌توانند انگيزه پيشرفت را پيش‌بينى كنند؟ اين رابطه با استفاده از مدل آمارى رگرسيون خطى گام به گام[٣٩٥] تعيين شده است. دراين مدل، انگيزه پيشرفت به عنوان متغير وابسته و هشت مؤلفه خوش‌بينى به عنوان متغيرهاى مستقل در نظر گرفته شده‌اند. نتيجه را در نمودار شماره ٤ ببينيد.

شاخص‌هاضريب هم‌بستگىضريب تعيينضريب تعيين چندگانهانحراف معيار ضريب متغيرهاى مستقلچندگانه[٣٩٦]چندگانه[٣٩٧]تعديل شده[٣٩٨]تعيين چندگانه[٣٩٩]

خوش‌بينى به خانواده

٤٦٤/٠٢١٥/٠٢٠٣/٠٥٧٢٧٢/٤

خوش‌بينى در تمام

زمينه‌ها

٤٨٥/٠٢٣٥/٠١٢٢/٠٧٩٩٢٠/٤

نمودار شماره (٤) ـ ميزان رگرسيون مؤلفه‌هاى خوش‌بينى به عنوان متغيرهاى مستقل و انگيزه پيشرفت به عنوان متغير وابسته

بنابر اين نمودار، بر اساس مدل رگرسيون گام به گام، هشت زمينه خوش‌بينى به عنوان متغيرهاى مستقل در محاسبه دخالت داده شدند. تنها «خوش‌بينى به خانواده»، از ميان هشت زمينه خوش‌بينى در محاسبه تأثيرگذار واقع شد؛ يعنى ميزان ٢١٥/٠ از تغييرهاى متغير انگيزه پيشرفت به واسطه خوش‌بينى به خانواده قابل پيش‌بينى است. اين در حالى است كه تمام زمينه‌هاى خوش‌بينى كه با مدل رگرسيون پس‌رونده[٤٠٠] محاسبه شدند، تنها٢٣٥/٠ از تغييرهاى انگيزه پيشرفت را پيش‌بينى مى‌كنند.

اگر خوش‌بينى را به عنوان متغير وابسته در نظر بگيريم، هر كدام از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت به عنوان متغيرهاى مستقل، چند درصد از تغييرهاى آن را پيش‌بينى مى‌كنند؟ اين ميزان در نمودار شماره ٥ نشان داده شده است.

شاخص‌هاضريب هم‌بستگىضريب تعيينضريب تعيين چندگانهانحراف معيار ضريب متغيرهاى مستقلچندگانهچندگانهتعديل شدهتعيين چند گانه

«پشتكار» و «گرايش به پيشرفت»

٤٠٤/٠١٦٣/٠١٣٥/٠٩٧٢٤٢/١٢

تمامى پنج مؤلفه انگيزه پيشرفت

٤٣٢/٠١٨٧/٠١١٥/٠١٢٣٥١/١٣

نمودار شماره (٥) ـ ميزان رگرسيون مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت به عنوان متغيرهاى مستقل و خوش‌بينى به عنوان متغير وابسته

با توجه به اين نمودار، بر اساس محاسبه رگرسيون گام به گام، «پشتكار» و «گرايش به پيشرفت» نزديك به ١٦٣/٠ از تغييرهاى خوش‌بينى را پيش‌بينى مى‌كنند؛ در حالى كه كل مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت بر اساس محاسبه رگرسيون پس‌رونده ميزان ١٨٧/٠ از تغييرهاى خوش‌بينى را پيش‌بينى مى‌كنند و ديگر تغييرهاى خوش‌بينى، سهم متغيرهاى ديگر است.

نتيجه‌گيرى

هدف اين پژوهش، تعيين رابطه بين انگيزه پيشرفت و خوش‌بينى و نيز رابطه ميان مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت (گرايش به پيشرف، پشتكار، اجراى شايسته كارها، انتخاب تكاليف دشوار و رقابت‌جويى) و زمينه‌هاى مختلف خوش‌بينى (خوش‌بينى به دوستان، هم‌سالان، هم‌كلاسى‌ها، خانواده، زندگى، درس، توانايى‌هاى خود و مردم) بود. نتيجه پژوهش نشان داد انگيزه پيشرفت (با حذف مؤلفه رقابت‌جويى) با نمره كل خوش‌بينى رابطه مثبت و معنادارى دارد، ولى اگر رقابت‌جويى به عنوان يكى از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت در محاسبه دخالت داده شود، اين رابطه مثبت از معنادار بودن خارج مى‌گردد و تنها رابطه در حد ٢٠/٠ به دست مى‌آيد.

به احتمال، رقابت‌جويى يك رفتار فرهنگى است كه بيشتر در فرهنگ غرب بر آن تأكيد مى‌شود، ولى در فرهنگ ما اين گونه نيست. پس بدون توجه به مؤلفه رقابت‌جويى، نمره‌هاى حاصل از ديگر مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت با خوش‌بينى رابطه مثبت معنادار دارد. اين يافته با فرضيه‌اى كه از نظريه اتكينسون به دست مى‌آيد و اينكه افراد خوش‌بين با احتمال فاعلى بيشترى، دست‌يابى به موفقيت و دورى جستن از شكست را ارزيابى مى‌كنند، هم‌سو است. همچنين با مطالعه درباره روش تبيين (خوش‌بينى در برابر بدبينى) و پيشرفت دانش‌آموزان در رياضى نيز هماهنگ است. در اين پژوهش، نمره‌هاى خوش‌بينى دانش‌آموزان (با استفاده از پرسش‌نامه روش تبيين كودكان)[٤٠١] با نمره جارىرياضى و نمره‌هاى ٢ و ٣ ماه پيش آنها مقايسه شد و ميان نمره خوش‌بينى و نمره رياضى، رابطه مثبت معنادار به دست آمد. (شيرلى، ام.[٤٠٢] ياتيس، گريگورى سى. آر.ياتيس،[٤٠٣] آر. مارك ليپيت،[٤٠٤] ١٩٩٥م.)

يافته‌هاى پژوهش حاضر نشان مى‌دهند كه خوش‌بينى به خانواده از ميان پنج مؤلفه انگيزه پيشرفت با سه مؤلفه (گرايش به پيشرفت، اجراى شايسته كارها و پشتكار) رابطه مثبت معنادار دارد؛ يعنى خوش‌بينى به خانواده در مقايسه با زمينه‌هاى ديگر خوش‌بينى، رابطه قوى‌ترى با انگيزه پيشرفت دارد. به احتمال، زمينه‌هاى تربيتى و خانوادگى كه در مورد خوش‌بينى و انگيزه پيشرفت وجود دارد، باعث رابطه قوى‌تر اين دو متغير گرديده است. بررسى‌هاى زير، نقش زمينه‌هاى خانوادگى را در تقويت انگيزه پيشرفت نشان مى‌دهند: اتكينسون (به نقل از: پترى، ١٩٩٠م.) يكى از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت را «گرايش به پيشرفت» مى‌داند و آن را عاملى درونى مى‌شمارد كه در زمينه‌هاى خانوادگى ريشه دارد. پژوهش بويل[٤٠٥] نشان داد كه گرايش به خانواده از متغيرهاى پيش‌بينى خوببراى انگيزش پيشرفت در دانش‌آموزان بوده است. همچنين هريس[٤٠٦] (١٩٩٣م.) شمارىاز زنان سياه و سفيد پوست را با توجه به عوامل مختلف بررسى كرد و در زمينه خانواده به اين نتيجه‌ها رسيد كه كار مادر در خارج از خانه و احساس مثبت به پدر (خوش‌بين بودن به پدر) با انگيزش پيشرفت رابطه معنادار دارد. (به نقل از: دارابى، ١٣٨٠) از سوى ديگر، سليگمن (١٩٩٥م.، ترجمه: داورپناه، ١٣٨٣) زمينه‌هاى خانوادگى را از ريشه‌هاى قوى خوش‌بينى مى‌داند و مى‌گويد كودكان نه‌تنها انجام دادن كارها، بلكه روش تبيين و چگونگى علت‌يابى امور و رويدادها را از والدين خود مى‌آموزند. در يك پژوهش طولى چهار ساله كه انگيزه پيشرفت و خوش‌بينى در آن، نقش ميانجى داشتند، متغيرهاى مربوط به خانواده (وضعيت اجتماعى‌ـ اقتصادى، شمار افراد خانواده، شغل والدين)، متغيرهاى انگيزه پيشرفت، خوش‌بينى، بهزيستى روانى[٤٠٧] و ارزيابى فرد از سلامت خودرا پيش‌بينى كردند. (تانى كاسيدى،[٤٠٨] ٢٠٠٠م.)

گرايش به پيشرفت، يكى از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت است كه با نمره كل خوش‌بينى رابطه مثبت معنادار نشان مى‌دهد. اين يافته با نتيجه وندا بوير[٤٠٩] (٢٠٠٦م.) درباره روشتبيين خوش‌بينانه و پيشرفت تحصيلى هماهنگ است. او با استفاده از روش «تحليل محتواى واژه به واژه تبيين‌ها»[٤١٠] كه پيترسون،[٤١١] لوبورسكى[٤١٢] و سليگمن (١٩٨٣م.) آنرا براى سنجش سبك تبيين ابداع كردند، انشاهاى ٤٨ دانشجوى دختر را از نظر روش تبيين خوش‌بينانه و بدبينانه تحليل كرد. روش تبيين مثبت دانشجويان از رويدادهاى خوب، با نمره‌هاى پايان ترم آنان، رابطه مثبت و معنادارى داشت، ولى ميان روش تبيين خوش‌بينانه دانشجويان از رويدادهاى بد با نمره‌هاى پايان ترم رابطه معنادارى به دست نيامد.

پشتكار نيز يكى از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت است كه با نمره كل خوش‌بينى، رابطه مثبت و معنادارى نشان مى‌دهد. اين يافته با ديدگاه سليگمن هم‌سو است كه خوش‌بينى و پشتكار را در ارتباط با هم و از ويژگى‌هاى مثبت انسانى مى‌داند. (سليگمن و شخزنتميالى،[٤١٣] ٢٠٠٠م.) كريستوفر پترسون[٤١٤] (٢٠٠٠م.) نيز نشان داد خوش‌بينى بهعنوان يك ويژگى روان‌شناختى سودمند با خُلق مطلوب[٤١٥] و پشتكار رابطه مثبت دارد.رابطه اين دو متغير نشان داد كه افراد خوش‌بين به موفقيت اميدوارترند. از اين رو، براى رسيدن به نتيجه، از خود پشتكار نشان مى‌دهند. بنابر نظريه اتكينسون، افراد خوش‌بين با احتمال فاعلى بيشتر در پى دست‌يابى به نتيجه و موفقيت هستند.

رقابت‌جويى از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت، نه‌تنها رابطه مثبت با خوش‌بينى ندارد، بلكه رابطه منفى نيز دارد. البته اين رابطه چنان نيست كه معنادار باشد. اين يافته خلاف انتظار نيست؛ زيرا به نظر مى‌رسد افراد خوش‌بين بيشتر با ديگران به صورت هم‌كارانه و رفاقتى برخورد مى‌كنند تا به صورت رقابتى. نتيجه كنونى با پژوهشى كه درباره «رابطه خوش‌بينى به هم‌سالان»[٤١٦] و «كفايت اجتماعى»[٤١٧] انجام شد، هم‌سو است. در اين بررسى،خوش‌بينى به هم‌سالان، با متغيرهاى غير رقابتى مانند رفاقت و همكارى بيشتر و نداشتن احساس تنهايى، رابطه معنادار دارد. (دانين پى. دپتيول،[٤١٨] رابرت كوهن،[٤١٩] لسلى سى.فليپس،[٤٢٠] سيدنى آى،[٤٢١] ٢٠٠٦م.)

يافته‌هاى پژوهش حاضر نشان مى‌دهند كه ميان سطوح انگيزه پيشرفت در دانش‌پژوهان كارشناسى و كارشناسى ارشد تفاوت معنادارى وجود ندارد. اين يافته با نتايجى كه مك كللند از بررسى بر روى مديران ارشد به دست آورد، هم‌سو نيست. او دريافت كه وقتى مديران ارشد به موقعيت‌هاى بالاتر مى‌رسند، نمره انگيزه پيشرفت‌شان پايين مى‌آيد. به نظر مك كللند، به احتمال زياد انگيزه‌هاى ديگرى مانند قدرت و شهرت در اين موقعيت‌ها براى فرد اهميت مى‌يابد. (شولتز و شولتز ١٩٩٨م.، ترجمه: سيدمحمدى، ١٣٧٩)

يافته پژوهش حاضر را مى‌توان اين گونه تفسير كرد كه دانش‌پژوهان كارشناسى ارشد مورد آزمون، در حدى از موقعيت اجتماعى نرسيده‌اند كه انگيزه پيشرفت در آنان كاهش يابد.

نتيجه: فرضيه اول پژوهش به صورت مشروط تأييد مى‌شود؛ يعنى انگيزه پيشرفت بدون در نظر گرفتن مؤلفه رقابت‌جويى و در قالب ديگر مؤلفه‌هاى خود با خوش‌بينى رابطه مثبت و معنادارى دارد. فرضيه دوم، يعنى تفاوت مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت درباره خوش‌بينى نيز تأييد مى‌گردد؛ زيرا گرايش به پيشرفت به عنوان يكى از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت با خوش‌بينى رابطه مثبت معنادار دارد. پشتكار نيز به عنوان يكى از مؤلفه‌هاى انگيزه پيشرفت، با خوش‌بينى رابطه مثبت معنادار دارد. اما «اجراى تكليف‌هاى دشوار» و «اجراى شايسته كارها» با خوش‌بينى رابطه ندارند. فرضيه سوم نيز تأييد مى‌شود كه ميان رقابت‌جويى و خوش‌بينى رابطه معنادارى وجود ندارد. در اين پژوهش، فرضيه چهارم كه انگيزه پيشرفت افراد بر اساس سطح تحصيلات آنها تفاوت دارد، تأييد نشد.

محدوديت‌هاى پژوهش حاضر، به روايى بيرونى و ابزار پژوهش مربوط مى‌شود. جامعه مورد پژوهش، از آموزش‌هاى حوزوى‌ـ دانشگاهى برخوردارند. اين ويژگى، تعميم نتيجه‌ها را در ديگر قشرهاى جامعه با احتياط روبه‌رو مى‌سازد. آزمون ارزيابى انگيزه پيشرفت در ايران بر روى دانش‌آموزان دوره متوسطه هنجاريابى شده است و استفاده از آن در دانشجويان با محدوديت روبه‌رو است. محدوديت‌هاى ديگرى مانند شمار افراد نمونه و هنجاريابى نشدن آزمون خوش‌بينى نيز در اين پژوهش وجود دارند.

پيشنهادها: نقش محيط اجتماعى در ايجاد خوش‌بينى يا بدبينى افراد، از موضوع‌هايى است كه بدان توجه نشده است. پژوهش‌هاى سليگمن، به سهم زمينه‌هاى خانوادگى در ايجاد خوش‌بينى بيشتر توجه داشته است. همچنين باورهاى مذهبى مانند اينكه خداوند ياور انسان و حلال گرفتارى‌هاى اوست، چه سهمى در ايجاد خوش‌بينى دارد؟ خوش‌بينى در جوامع فاسد چه پى‌آمدهايى دارد و چه آسيب‌هايى را تقويت مى‌كند؟

منابع

الف) فارسى و عربى

١. باقرى، مسعود، «بررسى رابطه شيوه‌هاى فرزندپرورى با انگيزه پيشرفت و رابطه متغير اخير با پيشرفت تحصيلى دانش‌آموزان پسر دوره راهنمايى اهواز»، (پايان‌نامه كارشناسى ارشد)، اهواز، دانشگاه شهيد چمران، ١٣٧٢.

٢. تهمتن، كلثوم، «بررسى ارتباط شيوه‌هاى فرزندپرورى والدين و انگيزه پيشرفت در دانش‌آموران دختر و پسر مقطع راهنمايى شهرستان فسا»، (پايان‌نامه كارشناسى ارشد)، دانشگاه شيراز، دانشكده تحصيلات تكميلى، ١٣٧٧.

٣. خداپناهى، محمدكريم، «انگيزش و هيجان»، تهران، انتشارات سمت، چاپ دوم، ١٣٧٩.

٤. خيرى، عامر، «مقايسه انگيزش پيشرفت بين دانشجويان ورزشكار و غير ورزشكار دانشگاه‌هاى ايلام»، (پايان‌نامه كارشناسى ارشد)، دانشگاه تربيت معلم، دانشكده تربيت بدنى و علوم ورزشى، ١٣٧٩.

٥. دارابى، جعفر، «رابطه جوّ خانواده، پايگاه اجتماعى و مكان كنترل با انگيزش پيشرفت در دانش‌آموزان سال سوم متوسطه در سال تحصيلى ٧٨ - ١٣٧٧»، فصل‌نامه تعليم و تربيت نشريه پژوهشكده تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش، سال هفدهم، شماره ٣، شماره مسلسل٦٧، پاييز ١٣٨٠.

٦. زارعى، عليرضا، «بررسى رابطه بين سبك‌هاى اسنادى و انگيزه پيشرفت با پيشرفت تحصيلى در ميان دانش‌آموزان سال دوم رشته رياضى دبيرستان‌هاى دولتى شهر اراك در سال تحصيلى ٨٠ - ١٣٧٩»، (پايان‌نامه كارشناسى ارشد)، تهران، دانشگاه تربيت معلم، دانشكده روان‌شناسى و علوم تربيتى، ١٣٧٩.

٧. سلمانى‌مقدم، زهرا، «بررسى رابطه وضعيت خوددرگير و كاردرگير با انگيزش پيشرفت و پيشرفت تحصيلى دانش‌آموزان سال سوم متوسطه شهرستان تبريز ٨٠ ـ ١٣٧٩»، (پايان‌نامه كارشناسى ارشد)، دانشگاه تبريز، دانشكده علوم تربيتى و روان‌شناسى، ١٣٨٠.

٨. شولتز دوان، و شولتز آلن سيدنى، نظريه‌هاى شخصيت، ترجمه: يحيى سيدمحمدى، تهران، انتشارات ويرايش، چاپ ششم، ١٣٨٣.

٩. فهيم‌زاده، صديقه، «بررسى تأثير آموزش راه‌بردهاى فراشناختى بر انگيزش پيشرفت دانشجويان دانشگاه اراك»، (پايان‌نامه كارشناسى ارشد)، دانشگاه الزهرا عليهاالسلام، دانشكده علوم تربيتى و روان‌شناسى، ١٣٨١.

١٠. محمدى‌زاده، رضا، «بررسى رابطه انگيزه پيشرفت با عملكرد دبيران دبيرستان‌هاى شهر بم»، (پايان‌نامه كارشناسى ارشد)، دانشگاه آزاد اسلامى، واحد كرمان، دانشكده ادبيات و علوم انسانى، ١٣٧٧.

١١. منظرى توكلى، عليرضا، «بررسى رابطه انگيزه پيشرفت، هسته كنترل و پيشرفت تحصيلى در بين دانش‌آموزان مقطع متوسطه»، (پايان‌نامه كارشناسى ارشد)، دانشگاه شيراز، ١٣٧٥.

١٢. موسوى ده‌موردى، على، «رابطه خشنودى شغلى و انگيزه پيشرفت با سلامت روانى و مسئوليت‌پذيرى مربيان تربيتى مرد آموزشگاه‌هاى اهواز»، (پايان‌نامه كارشناسى ارشد)، اهواز، دانشگاه شهيد چمران، دانشكده علوم تربيتى و روان‌شناسى، ١٣٧٧.

١٣. نصيرى شيخانى، مهدى، «بررسى رابطه عوامل روانى با نگرش شغلى گروهى از دانشجويان شاغل و غير شاغل دانشگاه شيراز»، (پايان‌نامه كارشناسى ارشد)، دانشگاه شيراز، ١٣٧٣.

١٤. دارابى، جعفر، پاشا شريفى، حسن، «هنجاريابى مقياس انگيزش پيشرفت هلمريچ براى دانش‌آموزان دوره متوسطه استان مازندران»، سارى، مركز تحقيقات آموزش و پرورش استان مازندران، ١٣٧٨.

١٥. سليگمن، مارتين اى. پى، رايويچ كارن، كاكس ليزا جى، گيلهام جين، كودك خوش‌بين، ترجمه: فروزنده داورپناه، تهران، انتشارات رشد، چاپ اول، ١٣٨٣.

١٦. آمدى، عبدالواحد بن محمد تميمى، تصنيف غررالحكم و دررالكلم آمدى، تحقيق: المصطفى الدرايتى، قم، مركز البحث والتحقيق للعلوم الاسلاميه، مكتب الاعلام الاسلامى، الطبعه الاولى، بى‌تا.

١٧. امام‌على عليه‌السلام، نهج‌البلاغه، ترجمه: سيدجعفر شهيدى، تهران، انتشارات انقلاب اسلامى، چاپ چهارم، ١٣٧٢.

١٨. محدث، سيدجلال‌الدين، فهرست موضوعى شرح فارسى غرر و درر آمدى، انتشارات دانشگاه تهران، مجلد هفتم، ١٣٤٦.

١٩. نورى، نجيب‌اللّه‌، «نقش خوش‌بينى در كاهش اضطراب»، مجله راه تربيت، شماره ٣، قم، مركز جهانى علوم اسلامى، ١٣٨٦.

٢٠. شيخ عباس قمى، سفينه البحار و مدينه الحكم و الآثار، ج ٢، ايران، دار الاسوه لطباعه و النشر، چاپ دوم، ١٤١٦ ق.

ب) لاتين

١. Christopher Peterson, The Future of Optimi, Journal of American Psychologist, Volume ٥٥, Issue ١, January, ٢٠٠٠.

٢. Patricia A. Dunavold "Happiness, Hope, and Optimism", www. California State University, Northridge, ١٩٩٧.

٣. Daneen P. Deptulaa; Robert Cohen; Leslie C. Phillipsen; Sydney Ey, "Expecting the best: The relation between peer optimism and social competence", The Journal of Positive Psychology, Volume ١, Issue ٣ July, ٢٠٠٦.

٤. Karrie A. Shogren a; Shane J. Lopez a; Michael L. Wehmeyer a; Todd D. Little a; Cindy L. Pressgrove,"The role of positive psychology constructs in predicting life satisfaction in adolescents with and without cognitive disabilities: An exploratory study", The Journal of Positive Psychology, Volume ١, Issue ١ January, ٢٠٠٦.

٥. Martin E. P. Seligman and Mihaly Csikszentmihalyi, Positive Psychology: An Introduction American Psychologist, Volume ٥٥, Issue ١, January, ٢٠٠٠.

٦. Petri, Herbert L, Motivation, theory, research, and applications, third Edition, wadsworth publishing, California, US, ١٩٩٦.

٧. Wanda Boyer, "Accentuate the positive: the relationship between positive explanatory style and academic achievement of prospective elementary teachers", Journal of Research in Childhood Education, September, ٢٠٠٦.

٨. Cole, James S. and Denzine, Gypsy, M, "Achievement motivation and Personlity", Jornal of college reading and learning, ٣٤ spring ٢٠٠٤. www. Eric.

٩. Reeve, Johnmarshall, understanding Motivation and Emotion, Eral Mcpeek bublisher, third Edition, United State, ٢٠٠١.

 


[٢٩٧] دانش‌پژوه كارشناسى ارشد روان‌شناسى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس‌سره.

[٢٩٨] استاد راهنماى پژوهش و استاديار دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى تهران.

[٢٩٩]. «من اعتدل يوماه فهو مغبون»، شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج٤، ص ٣٨١.

[٣٠٠]٧٠. Motivation for achievement.

[٣٠١]٧١. David McCelland.

[٣٠٢]٧٢. Petri, Herbert L.

[٣٠٣]٧٣. Henry Murray.

[٣٠٤]٧٤. Thematic Apperception Test (TAT).

[٣٠٥]٧٥. John Atkinson.

[٣٠٦]٧٦. Expectancy-value.

[٣٠٧]٧٧. Tendency to achievement.

[٣٠٨]٧٨. Tendency to avoid failure.

[٣٠٩]٧٩. Motive for success.

[٣١٠]٨٠. Probablity of success.

[٣١١]٨١. Incentive value of achieveing success.

[٣١٢]٨٢. Motive to avoid failure.

[٣١٣]٨٣. Subjective probablity of failure.

[٣١٤]٨٤. Incentive value of failure.

[٣١٥]٨٥. Competence.

[٣١٦]٨٦. Mastery.

[٣١٧]٨٧. Independence training.

[٣١٨]٨٨. Self reliance.

[٣١٩]٨٩. Outonomy.

[٣٢٠]٩٠. High performance aspirations.

[٣٢١]٩١. High standard of exellence.

[٣٢٢]٩٢. High ability self concept.

[٣٢٣]٩٣. Positive value for achievement related pursuits.

[٣٢٤]٩٤. Independence training.

[٣٢٥]٩٥. Mastery learning.

[٣٢٦]٩٦. Care training.

[٣٢٧]٩٧. Ames & Ames.

[٣٢٨]٩٨. Perception of high ability.

[٣٢٩]٩٩. Adoption of a mastiry orientation.

[٣٣٠]١٠٠. High expectation for success.

[٣٣١]١٠١. Strong valuing of achievement.

[٣٣٢]١٠٢. Optimistic attributional style.

[٣٣٣]١٠٣. Seekikn Optimal challenge.

[٣٣٤]١٠٤. Martin E. P. sligman.

[٣٣٥]١٠٥. Learned helplessness.

[٣٣٦]١٠٦. Explanatory style.

[٣٣٧]١٠٧. Permanence.

[٣٣٨]١٠٨. Pervasiveness.

[٣٣٩]١٠٩. Personalization.

[٣٤٠]١١٠. Attributional style.

[٣٤١]١١١. Optimistic explantory style.

[٣٤٢]١١٢. Locus of control.

[٣٤٣]١١٣. Felson & philips.

[٣٤٤]١١٤. Karrie A. shogren.

[٣٤٥]١١٥. Shane J. Lopez.

[٣٤٦]١١٦. Michael L. Whmeyer.

[٣٤٧]١١٧. Todd D. Little.

[٣٤٨]١١٨. Cindy L. Pressgrove.

[٣٤٩]١١٩. Involvement ego.

[٣٥٠]١٢٠. Involvement task.

[٣٥١]١٢١. General optimism.

[٣٥٢]١٢٢. Dynamic optimism.

[٣٥٣]. عبدالواحد، آمدى، غرر الحكم، ح٤٨١٦.

[٣٥٤]. نهج البلاغه، نامه ٥٣.

[٣٥٥]. على بن عيسى اربلى، كشف‌الغمة، ج ٢، ص ٢٠٨.

[٣٥٦]. غرر الحكم، ح ٥٣٢٣.

[٣٥٧]. مستدرك الوسائل، ج ٩، ص ١٤٥.

[٣٥٨]. تصنيف غرر الحكم، ص٢٥٤، ح ٥٣٣٣.

[٣٥٩]. همان، ص٢٥٣، ح ٥٣٣١.

[٣٦٠]. همان، ص ٢٥٤.

[٣٦١]. كشف‌الغمة، ج ٢، ص ٢٠٨.

[٣٦٢]. تصنيف غرر الحكم، ص٢٦٣، ح ٥٦٧١.

[٣٦٣]. همان، ح ٥٣١٨.

[٣٦٤]. همان، ح٤٨٢٤.

[٣٦٥]. همان، ح٤٨٣٤.

[٣٦٦]. همان، ح٨٤٥٧.

[٣٦٧]. همان، ح٥٦٦٧.

[٣٦٨]. ميزان الحكمه، ماده ظن، ج ٥، ص ٦٢٥.

[٣٦٩]. عوالى اللآلى، ج ١، ص٢٧، ح٩.

[٣٧٠]. تصنيف غرر الحكم، ص ٢٦٣، ح ٥٦٦٨.

[٣٧١]. غرر الحكم، ح٥٣٢٣.

[٣٧٢]. تصنيف غرر الحكم، ص ٢٦٣، ح٥٦٦٨.

[٣٧٣]. ميزان الحكمه، ماده ظن، ج ٥، ص ٦٢٧.

[٣٧٤]. تصنيف غرر الحكم، ص ٢٦٤، ح ٥٦٨٧.

[٣٧٥]. شيخ عباس قمى، سفينة البحار، ج٢، ص١١١.

[٣٧٦]. تصنيف غرر الحكم، ص ٢٦٣، ح٥٦٧٣.

[٣٧٧]. همان، ح٥٦٧٢.

[٣٧٨]. همان، ح٥٦٧٠.

[٣٧٩]. همان، ح٥٦٧٩.

[٣٨٠]. همان، ح٥٦٨٠.

[٣٨١]. همان، ص ٢٦٣، ح، ٥٦٧٥.

[٣٨٢]. سنن بيهقى، ج ٦، ص ٨٥.

[٣٨٣]. شهيد ثانى، كشف الريبه، ص ٢٢ ـ ٢٣.

[٣٨٤]. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج٧١، ص١٦٥.

[٣٨٥]. غرر الحكم، ح ٨٩٥٠.

[٣٨٦]. همان، ص٢٦٤، ح٥٦٩٠.

[٣٨٧]. نهج البلاغه فيض الاسلام، نامه ٥٣، قسمت ١٦، ص٩٩٨.

[٣٨٨]. تصنيف غررالحكم، ص ٢٦٣، ح ٥٦٦٥ و ٥٦٦٦.

[٣٨٩]. غرر الحكم، ح١٠٥١١.

[٣٩٠]. همان، ح١٠٥٣٤.

[٣٩١]١٢٣. Holmerich Ahcievement Motivation Test.

[٣٩٢]١٢٤. Spense.

[٣٩٣]١٢٥. Optimism test.

[٣٩٤]١٢٦. www.testcafe.com

[٣٩٥]١٢٧. stepwise.

[٣٩٦]١٢٨. R

[٣٩٧]١٢٩. R Square.

[٣٩٨]١٣٠. Adjusted R Square.

[٣٩٩]١٣١. Std. Error of the Estimate.

[٤٠٠]١٣٢. Backward.

[٤٠١]١٣٣. Children Attrbutional Style Questionnaire.

[٤٠٢]١٣٤. Shirley M. Yates.

[٤٠٣]١٣٥. Gregory C.R. Yates.

[٤٠٤]١٣٦. R.Mark Lippett.

[٤٠٥]١٣٧. Boil.

[٤٠٦]١٣٨. Harris S.M.

[٤٠٧]١٣٩. Psychological well-being.

[٤٠٨]١٤٠. Tony Cassidy.

[٤٠٩]١٤١. Wanda Boyer.

[٤١٠]١٤٢. Content analysis of vrbatim expenctations.

[٤١١]١٤٣. peterson.

[٤١٢]١٤٤. Luborsky.

[٤١٣]١٤٥. Csikszentmilalyi.

[٤١٤]١٤٦. Christopher Peterson.

[٤١٥]١٤٧. Good mood.

[٤١٦]١٤٨. Peer optimism.

[٤١٧]١٤٩. Social competence.

[٤١٨]١٥٠. Daneen P.Deptula.

[٤١٩]١٥١. Robert Cohen.

[٤٢٠]١٥٢. Leslie C. phillipsen.

[٤٢١]١٥٣. Sydkey Ey.

[٤٢٢] دانش‌پژوه كارشناسى ارشد روان‌شناسى بالينى مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قم.

[٤٢٣] استاد راهنماى پژوهش و استاديار دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى تهران.

[٤٢٤]١٥٤. Argyle . Michael & Martin , M & Lu , L

[٤٢٥]١٥٥. Furnham & Brewing , C

[٤٢٦]١٥٦. Hotard , S . R & McFatter , R . M

[٤٢٧]١٥٧. Mayers , D . G & Diener , E

[٤٢٨]١٥٨. Costa , P . T & Mc Care , R . R

[٤٢٩]١٥٩. Francis , L . J & Brewing , C

[٤٣٠]١٦٠. Pavot , W & Diener , E & Fugita , F

[٤٣١]١٦١. Static extroversion.

[٤٣٢]. برگرفته از: عبداللّه‌ جوادى آملى، انتظار بشر از دين، ١٣٨٠.

[٤٣٣]. رعد: ٢٨.

[٤٣٤]١٦٢. Watson , D & Clark , L . A

[٤٣٥]١٦٣. Schumann , M

[٤٣٦]١٦٤. Myers, D . G.

[٤٣٧]١٦٥. Inglehart , R

[٤٣٨]١٦٦. The Psychology of Happiness.

[٤٣٩]١٦٧. Beck Depression Inventory (BDI)

[٤٤٠]١٦٨. Aaron T . Beck

[٤٤١]١٦٩. Ward , C . H

[٤٤٢]. در اين منبع، به اسامى همكاران اشاره‌اى نشده بود.

[٤٤٣]١٧٠. Hamilton Depression Scale.

[٤٤٤]١٧١. Zung Scale.

[٤٤٥]١٧٢. Hersen , M & Bellack.

[٤٤٦]١٧٣. Williams, J.J

[٤٤٧]١٧٤. Oxford Happiness Inventory (OHI)

[٤٤٨]١٧٥. Noor, N.M

[٤٤٩]١٧٦. Francis , L . J & Brewing , C

[٤٥٠]١٧٧. Reliability.

[٤٥١]١٧٨. Spearman-Brown.

[٤٥٢]١٧٩. Diener.

[٤٥٣]١٨٠. Lucas.

[٤٥٤]١٨١. Oishi.

[٤٥٥]. «ذكر اللّه‌ مسرّة كل متقٍ ولذة كل موقنٍ»، تصنيف غررالحكم، شماره ٣٦٥٣، ص ١٨٩.