نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٦ - رابطه دينداري و حمايت اجتماعي در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي منطقه دو
سال چهارم، شماره اول، بهار ١٣٩٠، ص ٨٩ ـ ١٠٤
Ravanshenasi-va- Din, Vol.٤. No.١, Spring ٢٠١١
محمد قمري*
چكيده
هدف تحقيق حاضر، تعيين رابطه دينداري و حمايت اجتماعي در بين دانشجويان بوده است. روش تحقيق از نوع همبستگي است. براي انجام تحقيق، هشتصد نفر از دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي به روش نمونهگيري خوشهاي، انتخاب شدهاند. براي اندازهگيري متغيرهاي تحقيق، از پرسشنامههاي معبد گلزاري و حمايت اجتماعي واكس و همكارانش استفاده شده است. براي تحليل دادهها از ضريب همبستگي پيرسون و آزمون Z و T استفاده شده است. نتيجه تحقيق نشان ميدهد كه بين دينداري و حمايت اجتماعي، رابطه معناداري وجود دارد. رابطه دينداري و حمايت اجتماعي در دانشجويان دختر و پسر متفاوت نيست. دانشجويان دختر بيشتر از دانشجويان پسر ديندار هستند، اما تفاوت معناداري در حمايت اجتماعي آنان وجود ندارد. برخورداري از حمايت اجتماعي يكي از مؤلفههاي بسيار مهم در بهداشت رواني افراد است. بنابراين با توجه به نتيجه تحقيق حاضر، تقويت روحيه دينداري دانشجويان و آشنايي كامل با آموزههاي ديني ميتواند در فراهم كردن حمايت اجتماعي براي آنها مؤثر باشد.
كليد واژهها: دينداري، حمايت اجتماعي، دانشجويان.
مقدمه
دين، نيروي اجتماعي قدرتمندي دارد. تاريخ، توانايي دين براي تمركز و هماهنگ كردن تلاش انسان، ايجاد شكوه و ترس، ايجاد جنگ و صلح، متحد كردن گروههاي اجتماعي، برانگيختن آنها عليه يكديگر را تأييد ميكند. با اين حال، دين علاوه بر بهرهمندي از قدرت اجتماعي، نيروي رواني نيز دارد كه ميتواند نتايج زندگي افراد بشر را تحت تأثير قرار دهد. در حقيقت، دامنه پيامدهاي مربوط به سلامت رفتاري و اجتماعي كه مذهب با آنها در ارتباط است هم بحث بر انگيز و هم گيج كننده است[١]. دين، جامعه را متحد، همبستگي اجتماعي را تقويت و انسجام اجتماعي را حفظ ميكند. همچنين دين به نظم اجتماعي، رسميت و اعتبار ميبخشد و در نتيجه، مبنايي براي كنترل اجتماعي فراهم ميكند.[٢]
دين از نظر روانشناختي، پيچيده و شامل مجموعهاي از مقولههاي روانشناختي، از جمله هيجانات، باورها، ارزشها، رفتارها و محيط اجتماعي است. از ديدگاه پترسون و همكارانش[٣] به طور كلي، دين مجموعهاي از اعتقادات، احساسات و اعمال فردي يا جمعي است كه حول مفهوم حقيقت غايي يا امر مقدس سازمان يافته است. اين حقيقت غايي را ميتوان برحسب تفاوت اديان با يكديگر، واحد يا متكثر، مشخص يا نامشخص، الوهي يا غير الوهي و نظير آن تلقي كرد. جيمز و پرات، دين را شناخت، عاطفه و رفتاري كه بر اساس آگاهي يا تعامل ادراك شده با هستي ماوراءالطبيعه صورت ميگيرد و فرض ميشود كه در امور انسان، نقش مهمي بازي ميكند، تعريف ميكنند.[٤] مناسك ديني به افراد، انضباط شخصي و زهدگرايي كه از ضروريات زندگي اجتماعي است، ميآموزند و به اين ترتيب، آنان را براي زندگي اجتماعي آماده ميكنند. مراسم ديني مردم را گرد هم جمع ميكند و از اين رو پيوندهاي مشترك آنها را تثبيت و انسجام اجتماعي را تقويت مينمايد. اعضاي جامعه از طريق مراسم ديني، از ميراث اجتماعي خود عميقاً آگاه ميشوند و اصليترين عناصر وجدان جمعي زنده ميماند. سرانجام اينكه دين در پيروانش احساس خوشِ سعادت و خوشبختي اجتماعي به وجود ميآورد و در نتيجه، احساس ناكامي، بيايماني و ترديد را از دل آنها ميزدايد.[٥]
ابعاد دينداري از ديدگاه گلاك و استارك عبارتاند از: بعد اعتقادي؛ باورهايي است كه پيروان هر دين بدان پايبندند. بعد مناسكي يا اعمال ديني؛ اعمال ديني مشخصي كه انتظار ميرود پيروان هر دين آنها را به جا آورند. بعد تجربي يا عواطف ديني؛ در عواطف، تصورات و احساسات مربوط به واقعيت غايي يا اقتدار متعالي ظاهر ميشود. بعد فكري يا دانش ديني؛ اطلاعات و دانش اساسي در مورد اصول عقايد ديني و كتابهاي مقدس است كه انتظار ميرود پيروان دين آن را بدانند. بعد پيامد يا آثار ديني؛ شامل پيامدهاي باور، عمل، تجربه و دانش ديني در زندگي روزمره فرد معتقد و روابط او با سايرين است.[٦] با توجه به بعد آخر دينداري، از جمله پيامدهاي آن را ميتوان بهرهمندي از حمايت اجتماعي دانست.
حمايت اجتماعي، طبق نظر موس(١٩٧٣م)[٧] «احساس ذهني از تعلق داشتن، پذيرفته شدن، دوست داشته شدن، و مورد نياز بودن، به خاطر خود فرد و به خاطر آنچه ميتواند انجام دهد»، است. بيرچ حمايت اجتماعي را نشان دادن مراقبت يا همدردي با شخص ديگر يا گوش دادن به شخص يا بودن در آنجا هنگامي كه او به يك دوست نياز دارد، تعريف ميكند. لو[٨] معتقد است كه حمايت اجتماعي آثار رويدادهاي استرسزا را تعديل ميكند و به تجربه عواطف مثبت ميانجامد و با شادكامي و سلامت رواني، رابطه مثبت دارد. طبق نظر آتچلي[٩] حمايت اجتماعي مركب از مردمي است كه ميتوانيم براي فراهمكردن حمايت اجتماعي، تصديق (تأييد)، اطلاعات و كمك، بهويژه در زمانهاي بحران، روي آنها حساب كنيم. مفهوم حمايت اجتماعي، درك در دسترس بودن حمايت، رفتاري كه در مدت حمايت رخ ميدهد، حمايتي كه واقعاً ارائه ميشود و اينكه آيا حمايت، مفيد بوده يا نه، را در بر ميگيرد. علاوه بر اين، حمايت ميتواند يكي از سه نوع مختلف باشد: ابزاري، هيجاني و اطلاعاتي.[١٠]
حمايت هيجاني به فراهم سازي مراقبت، همدلي، عشق و اعتماد گفته شده است. حمايت عملي نيز به فراهمكردن يك شيء يا كمك عيني مانند ارائه كمك مالي يا انجام دادن كار تعيين شده براي ديگران، گفته ميشود. حمايت اطلاعاتي نيز فراهم كردن اطلاعات براي شخص ديگر در زمان فشار رواني، تعريف شده است. منابع حمايت اجتماعي، شامل خانواده / خويشاوندان، دوستان، حمايت اجتماعي در محيط كار (كارفرما / همكار) و حمايت اجتماعي مذهبي است. چون مؤسسات مذهبي فرصتهاي جامعهپذيري را در ميان اعضاي معتقدان ارتقا ميدهد، آنها ميتوانند پايهاي قوي براي حمايت اجتماعي فراهم كنند.[١١] بسياري از روان درمانگران، حمايت اجتماعي را عامل مهمي در امر درمان بيماران رواني ميدانند. براي مثال، مازلو معتقد است كه فراهم نمودن حمايت اجتماعي براي بيماران روان نژند باعث بالا رفتن عزت نفس آنها و رويارويي مؤثرتر با مشكلات و تعارضهاي فردي و اجتماعي بسيار گوناگون ميشود و محيط خانواده به عنوان محل كسب اولين تجارب حمايت اجتماعي، و منابع ديگري از قبيل دوستان، خويشاوندان، همسايگان، همكلاسيها و ... در اين طيف گسترده قرار ميگيرند. برخي از اين منابع، مثل دوستان و همسايگان به طور غير رسمي و عاميانه، و برخي ديگر، مثل مؤسسههاي مشاوره و بهداشت روان به شكل رسمي و تخصصي حمايت خود را عرضه مينمايند. طبعاً هر چه تعداد اين منابع حمايتي و ميزان كمكهايي كه به فرد ارائه ميشود بيشتر باشد و همچنين هر چه ذهن فرد در مورد مساعدتهاي بالقوه روشنتر و مطمئنتر باشد، توانايي وي در سازگاري با مشكلاتش بيشتر خواهد بود. حتي حمايت اجتماعي در درمان اختلالات جسماني نيز ميتواند نقش تسهيل كنندهاي بازي كند.[١٢]
نگارنده با مرور گستردهاي كه بر ادبيات تحقيق انجام داده، پژوهشي كه مستقيماً رابطه دينداري را با حمايت اجتماعي، مطالعه كرده باشد، پيدا نكرد، با اينحال، ادبيات غني در مورد ارتباط دينداري با بسياري ازپيامدهاي مثبت وجود دارد كه در اين قسمت به برخي از آنها اشاره ميشود.
مطالعات نشان ميدهند كه اعتقادات شخصي و مشاركت در جوامع مذهبي، منابع مهم مقابله با وقايع آسيبزا هستند.[١٣] بسياري از مطالعات، شواهدي براي رابطه مثبت بين دينداري و سلامتي فراهم كردهاند.[١٤] بيشتر مطالعات موجود در ادبيات جامع، دستكم ارتباط مثبتي بين مشاركت در امور مذهبي و شاخصهاي سلامتي (شادماني، رضايت از زندگي، روحيه و عاطفه مثبت) گزارش كردهاند. خدمت و درگيري مذهبي نيز شديداً با سلامت جسماني، سلامت رواني، طول عمر و رشد پس از ضربه مرتبط شناخته شدهاند.[١٥] ميرز[١٦] معتقد است كه ايمان تأثير زيادي بر ميزان شادماني دارد. ايمان مورد نظر ميرز، ايماني است كه حمايت اجتماعي، هدفمندي، احساس پذيرفته شدن و اميدواري را براي فرد به ارمغان ميآورد. از نظر گريلي (١٩٧٥م)[١٧] فعاليتهاي مذهبي، كاركردهايي دارند كه نهايتاً موجب افزايش شادماني فرد ميشوند. هيلز و آرگايل در بيان اين كاركردها به مواردي، از جمله احساس اتصال با معبودي بسيار قدرتمند و مقدس، عشق، برابري و احساس در جمع بودن اشاره ميكنند. جوانان و بزرگسالاني كه در شاخصهاي مربوط به دينداري نمره بالايي كسب ميكنند، احتمال كمتري دارد كه مشروبخواري كنند و سيگار بكشند و در مقايسه با همسالان كمتر مذهبيشان احتمال زيادي دارد كه كمربند ايمنيشان را ببندند و بهداشت دهان و دندان را رعايت كنند.[١٨] اين همبستگيهاي رفتاريِ دينداري ممكن است به تبيين اينكه چرا افراد مذهبي، زندگي طولانيتري دارند كمك كند، چون رفتارهايي از اين قبيل، از جمله مخاطرات رفتاري عمده و عوامل حفاظتي مرتبط با مرگ و مير زودهنگام هستند.
همچنين دينداري به طور معناداري با سلامت رواني مرتبط است. اسميت، مك كالو و پيل[١٩] با مرور فرا تحليل ١٤٧ اندازه اثر مستقل كه در مجلات منتشر شده بود، دريافتند مذهبي بودن (كه به شيوههاي مختلفي اندازهگيري ميشد) با ميزان پايين نشانههاي افسردگي مرتبط است. علاوه بر اين، اين اندازه، اثر عمده اين حقيقت را منعكس ميكند كه برخي شاخصهاي مذهبي بودن (براي مثال، مقابله مذهبي مثبت، انگيزه مذهبي دروني، و مفاهيم مثبت از خداوند) حتي ارتباط منفي قويتري با نشانههاي افسردگي دارد، در حالي كه شاخصهاي مقابله مذهبي منفي و انگيزش مذهبي بيروني به طور مثبتي با نشانههاي افسردگي مرتبط است. چون مؤسسات مذهبي فرصتهاي جامعهپذيري را در ميان اعضاي معتقدان، ارتقا ميدهد، آنها ميتوانند پايه قوي براي حمايت اجتماعي فراهم كنند.[٢٠] كالدور (١٩٩٤م) [٢١] معتقد است كه افراد مذهبي نزديكترين دوستان خود را از ميان افراد مذهبي انتخاب ميكنند و علاوه بر داشتن احساس نزديكي به خداوند، ديد مثبتي به مردم دارند، و همه اين عوامل بر شادماني آنها ميافزايد. جوادي يگانه و هاشمي[٢٢] تأثير دينداري را بر رفتارهاي جمعگرايانه از منظر انتخاب عقلاني مطالعه كردهاند و نتيجه تحقيق آنها نشان داده است كه رابطه دينداري با رفتارهاي هميارانه تنگناهاي اجتماعي و نيز رابطه رفتارهاي هميارانه مبتني بر دين با رفتارهاي هميارانه در موقعيتهاي تنگناهاي اجتماعي، معنادار است و افزايش ميزان دينداري باعث افزايش ميزان رفتارهاي هميارانه تنگناي اجتماعي ميشود. تحقيق قمري[٢٣] نشان داده است كه بين دينداري و شادماني، رابطه مثبت و معناداري وجود دارد. اعظم آزاده و توكلي[٢٤] تحقيقي با عنوان "فردگرايي، جمع گرايي و دينداري" انجام دادهاند كه نتيجه تحقيق آنها نشان ميدهد جمعگرايي با همه ابعاد دينداري، ارتباطي مثبت و معنادار دارد.
تحقيقات مختلف نشان ميدهد افرادي كه در فعاليتهاي مذهبي، بسيار شركت ميكنند (افرادي كه غالباً در مراسم مذهبي حضور مييابند) يا افرادي كه گزارش ميدهند كه مذهب جنبه اصلي زندگيشان است، معمولاً سلامت ذهني نسبتاً بالا،[٢٥] نشانههاي افسردگي نسبتاً كمتر[٢٦] و زندگي نسبتاً طولانيتري[٢٧] در مقايسه با همتايان كمتر مذهبيشان دارند. باتلر[٢٨] و ديگران نشان دادهاند كه عبادت و نيايش موجب همدلي، درك، تعهد، انعطافپذيري در روابط، احساس مسئوليتپذيري و استفاده از فن خود مداخلهاي براي حل تعارض ميشود. كيم و ديگران[٢٩] به اين نتيجه رسيدهاند كه دين با هيجانات مثبت، مثل خوش خلقي، مهرباني، اعتماد به نفس، توجه و آرامش رابطه مثبت دارد.
در مورد ارتباط متغيرهاي مورد مطالعه، يعني دينداري و حمايت اجتماعي، ميتوان گفت كه يكي از مهمترين نيازهاي انسان نياز به ارتباط با ديگران و حس تعلق داشتن به جامعه است، در عين حال، توانايي برقراري روابط مثبت با ديگران نقش مهمي در سلامت رواني افراد دارد. فعاليتهاي ديني، كاركردهايي دارد كه باعث برآورده شدن اين نيازها و ايجاد عشق به مردم، برابري و احساس در جمع بودن ميشود. علاوه بر اين، افراد مذهبي نزديكترين دوستان خود را از ميان افراد مذهبي انتخاب ميكنند و حضور در مراسم و مناسبات مذهبي كه معمولاً به صورت دسته جمعي انجام ميشود، باعث گسترش روابط و ادراك حمايت اجتماعي ميشود.
مطالب ياد شده و ادبيات تحقيق نشان ميدهد كه دينداري با بسياري از نتايج مثبت همراه است. از جمله اين نتايج مثبت، بهرهمندي از حمايت اجتماعي است. همچنين دارابودن حمايت اجتماعي و ادراك آن خود با پيامدهاي مثبتي براي سلامتي روانشناختي و حتي سلامت جسماني همراه است. بنابراين، ميتوان با مطالعه رابطه اين متغيرها در بين دانشجويان و كشف نوع ارتباط بين آنها و نيز تقويت متغيرهاي مورد مطالعه در بين دانشجويان از طريق برنامههاي آموزشي و مشاورهاي، آنها را از آثار مثبتدينداري و حمايت اجتماعي بهرهمند ساخت. و اين (تعيين رابطه دينداري و حمايت اجتماعي در بين دانشجويان) در حقيقت، هدف تحقيق حاضر است.
فرضيه تحقيقبين دينداري و حمايت اجتماعي دانشجويان رابطه مثبت وجود دارد.
سوالهاي تحقيق١. آيا رابطه دينداري و حمايت اجتماعي در بين دانشجوبان پسر و دختر متفاوت است.
٢. آيا ميزان دينداري دانشجويان پسر و دختر متفاوت است.
٣. آيا ميزان حمايت اجتماعي دانشجويان پسر و دختر متفاوت است.
روشروش تحقيق حاضر از نوع همبستگي است.
نمونه و روش نمونهگيرينمونه مورد مطالعه در اين پژوهش هشتصد نفر بوده كه به روش نمونهگيري تصادفي خوشهاي چند مرحلهاي از بين كليه دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي منطقه دو انتخاب شدهاند. گفتني است كه از هشتصد نفر نمونه مورد مطالعه، ٤٦ مورد كه پرسشنامههاي آنها ايراد داشته، كنار گذاشته شده و در نهايت، پرسشنامه ٧٥٦ آزمودني تحليل و بررسي شده است كه از اين تعداد ٤٣٢ مورد پسر و ٣٢٤ مورد دختر ميباشند.
ابزارهاي اندازهگيريدر اين پژوهش از دو پرسشنامه استاندار شده براي جمعآوري اطلاعات استفاده شده است:
الف ـ پرسشنامه عمل به باورهاي ديني (معبد): اين آزمون توسط گلزاري[٣٠] ساخته شده است. آزمون معبد ٢٥ ماده دارد كه عمل به باورهاي ديني را اندازهگيري ميكند. هر سؤال، پنج گزينه دارد كه از صفر تا چهار نمرهگذاري ميشود. بدين ترتيب، كمترين نمره كل صفر و به معناي عمل نكردن به هيچ يك از باورهاي ديني است، و بيشترين نمره، يعني ١٠٠، نشان دهنده عمل به همه باورهاي است. آزمون معبد روي ٨٩٤ نفر دانشجو و ٥٣ جوان زنداني، جمعاً ٩٤٧ نفر اجرا شده است كه مشخصات روانسنجي آن به اين شرح گزارش شده است: پايايي آزمون از طريق بازآزمايي ٧٦/٠ و از طريق دونيمه كردن ٩١/٠ و ضريب آلفاي كرونباخ ٩٤/٠، همچنين آزمون، اعتبار محتواي (صوري و منطقي) بالايي دارد. در اين پژوهش، ضريب آلفاي كرونباخ براي آزمون معبد ٩١/٠ به دست آمده است.
ب ـ مقياس حمايت اجتماعي: مقياس ارزيابي ذهني حمايت اجتماعي توسط واكس، فيليپس، هالي، تامسون، ويليامز و استوارت در سال ١٩٨٦م تهيه شده است. اين مقياس، ٢٣ گزاره دارد كه سه حيطه خانواده، دوستان و سايرين را در بر ميگيرد نمرهگذاري مقياس مذكور، چهار نقطهاي بسيار موافق، موافق، مخالف و بسيار مخالف است. ضريب پايايي حاصل از اجراي مجدد آزمون در پژوهش ابراهيمي قوام پس از شش هفته ٨١/٠ بهدست آمده است. براساس روش آلفاي كرونباخ، ثبات دروني مقياس در نمونه دانشجويان ٩١/٠ و در نمونه دانشآموزان ٧/٠ گزارش شده است.[٣١] در اين پژوهش، ضريب آلفاي كرونباخ براي اين آزمون ٧٧٩/٠ به دست آمده است.
روش آماري تجزيه و تحليل دادههادر پژوهش حاضر از روشهاي آمار توصيفي، از جمله فراواني، ميانگين و انحراف معيار براي توصيف وضعيت آزمودنيها در متغيرهاي مورد مطالعه استفاده شده است. همچنين براي بررسي رابطه، از ضريب همبستگي پيرسون، براي آزمون تفاوت رابطهها، از آزمون Z و نيز براي مقايسه ميانگين گروهها (از جمله زنان و مردان) در متغيرهاي مورد مطالعه از آزمون T استفاده شده است.
يافتههاجدول ١: شاخصهاي توصيفي آزمودنيها در متغيرهاي مورد مطالعه
|
متغيرها |
تعداد |
بالاترين نمره |
كمترين نمره |
ميانگين |
انحراف استاندارد |
|
دينداري |
٧٥٦ |
١٠٠ |
١ |
٢٤/٥٣ |
٥٠١/١٧ |
|
حمايت اجتماعي |
٧٥٦ |
٨٦ |
١٦ |
٣٧/٦٥ |
٨٩٢/٩ |
جدول ١بيانگر شاخصهاي توصيفي از جمله فراواني، ميانگين وانحراف استاندارد نمونه مورد مطالعه در متغيرهاي دينداري وحمايت اجتماعي است.
فرضيه تحقيق: بين دينداري و حمايت اجتماعي دانشجويان رابطه مثبت وجود دارد.
جدول ٢: ضريب همبستگي متغيرهاي دينداري وحمايت اجتماعي در همه آزمودنيها
|
متغيرها |
حمايت اجتماعي |
|
دينداري |
**١٢٣/٠ |
|
٠٠١/٠ |
** همبستگي در سطح ٠١/٠ معنادار است (دو دامنه)
توجه به جدول٢ نشان ميدهد كه ضريب همبستگي محاسبه شده، معنادار است. بنابراين، فرضيه اول تأييد ميشود و با ٩٩٪ اطمينان ميتوان نتيجه گرفت كه بين دينداري و حمايت اجتماعيِ دانشجويان رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.
سؤال اول تحقيق: آيا رابطه دينداري و حمايت اجتماعي در بين دانشجوبان پسر و دختر متفاوت است؟
جدول ٣: مقايسه ضرايب همبستگي متغيرها در دو گروه
|
متغيرها |
r |
Zr |
Z محاسبه شده |
|
دينداري و حمايت اجتماعي در دانشجويان پسر |
١٣٥/٠ |
١٣٦/٠ |
١٩١/٠ |
|
دينداري و حمايت اجتماعي در دانشجويان دختر |
١٢/٠ |
١٢١/٠ |
توجه به جدول ٣ نشان ميدهد كه تفاوت ضرايب همبستگي بهدست آمده، معنادار نيست، بنابراين، ميتوان نتيجه گرفت كه رابطه دينداري و حمايت اجتماعي در بين دانشجوبان پسر و دختر متفاوت نيست.
سؤال دوم تحقيق: آيا ميزان دينداري دانشجويان پسر و دختر متفاوت است؟
جدول ٤: شاخصهاي توصيفي و نتايج آزمون T براي مقايسه ميانگين متغيرهاي مورد مطالعه با تفكيك جنسيت
|
شاخصها متغيرها |
تعداد |
ميانگين |
خطاي استاندارد ميانگين |
درجات آزادي |
نسبت T |
تفاوت ميانگينها |
سطح معناداري |
|
|
دينداري |
دختر |
٣٢٤ |
٦٥/٥٥ |
٩٣١/٠ |
٧٥٤ |
٢٩١/٣ |
٢٠٥/٤ |
٠٠١/٠ |
|
پسر |
٤٣٢ |
٤٤/٥١ |
٨٥٨/٠ |
|||||
|
حمايت اجتماعي |
دختر |
٣٢٤ |
٨٠/٦٥ |
٥٢١/٠ |
٧٥٤ |
٠٣٥/١ |
٧٥٢/٠ |
٣٠١/٠ |
|
پسر |
٤٣٢ |
٠٤/٦٥ |
٤٩٤/٠ |
|||||
جدول ٤ بيانگر شاخصهاي توصيفي و نتايج آزمون T براي مقايسه ميانگين متغيرهاي مورد مطالعه با تفكيك جنسيت است. توجه به جدول نشان ميدهد كه در متغير دينداري، تفاوت ميانگينهاي دو گروه (٢٠٥/٤) در سطح (٠٠١/٠) معنادار است، بنابراين، ميتوان نتيجه گرفت كه ميزان دينداري دانشجويان پسر و دختر متفاوت است. و چون ميانگين نمرههاي دينداري افراد دختر بيشتر است، ميتوان نتيجه گرفت كه ميزان دينداري افراد مؤنث از افراد مذكر بيشتر است.
سؤال سوم تحقيق: آيا ميزان حمايت اجتماعي دانشجويان پسر و دختر متفاوت است؟
توجه به جدول ٤ نشان ميدهد كه در متغير حمايت اجتماعي تفاوت ميانگينهاي دو گروه (٧٥٢/٠) معنادار نيست، بنابراين، ميتوان نتيجه گرفت كه بين ميزان حمايت اجتماعي دانشجويان دختر و پسر تفاوت معناداري وجود ندارد.
بحث و نتيجهگيريهدف تحقيق حاضر تعيين رابطه دينداري و حمايت اجتماعي در بين دانشجويان بوده است. نتيجه تحقيق، بيانگر رابطه مثبت و معنادار بين دينداري و حمايت اجتماعي است. در تبيين اين نتيجه ميتوان گفت كه حضور در مراسم مذهبي كه به صورت دسته جمعي برگزار ميشود باعث گسترش روابط اجتماعي شده و ادراك افراد ديندار و مذهبي را از حمايت اجتماعي افزايش ميدهد. علاوه براين، دستورالعملهاي ديني، افراد را به مشاركت اجتماعي، ارتباط با افراد ديگر و ياري رساني به يكديگر فرا ميخواند و اين امر نيز ادراك افراد ديندار را از حمايت اجتماعي افزايش ميدهد و باعث ايجاد حس تعلق در آنها ميشود.
نتيجه ديگر تحقيق نشان ميدهد كه رابطه دينداري و حمايت اجتماعي در بين دانشجويان دختر و پسر متفاوت نيست. در تبيين اين يافته نيز ميتوان گفت كه آموزههاي ديني، به ويژه در اسلام هر دو جنس را از پيامدهاي مثبت خود بهرهمند ميسازد. بنابراين، ميتوان انتظار داشت كه دينداري در هر دو جنس با پيامدهاي مثبت، از جمله حمايت اجتماعي همراه باشد.
همچنين از جمله نتايج تحقيق حاضر اين بود كه ميزان دينداري دانشجويان دختر در مقايسه با دانشجويان پسر بيشتر است. تبيين اين تفاوت با توجه به ويژگيهاي رشدي دو جنس قابل توجيه است. با توجه به اينكه سن تكليف و همچنين هويتيابي در دختران زودتر شروع ميشود، آنها عمل به باورهاي ديني را نيز زودتر شروع ميكنند و در مقطع دانشگاه فراواني عمل به باورهاي ديني در آنها بيشتر است. اما پسران با توجه به اينكه حتي در سن دانشگاه نيز هنوز برخي از آنها هويت واقعي خود را كسب نكردهاند و در فرايند كسب هويت هستند، از اينرو، امكان دارد كه ميزان عمل به باورهاي ديني در آنها، در مقايسه با دختران كمتر باشد.
نتيجه آخر تحقيق، بيانگر عدم تفاوت در حمايت اجتماعي دختران و پسران است. با توجه به اينكه ما در يك كشور مذهبي زندگي ميكنيم و ارتباط با خانواده، دوستان و خويشاوندان و به طور كلي همنوع، اهميت بسياري دارد و هر دو جنس از اين حمايت بهرهمندند، از اينرو، تفاوتي در ميزان حمايت اجتماعي دو جنس مشاهده نميشود. پژوهشها نشان ميدهند كه ايمان مذهبي در ارتباط مستقيم با بهداشت رواني قرار داشته و مكانيسمهاي سازگاري را افزايش ميدهد و بهبودي از ناراحتيهاي ناشي از رويدادهاي آسيبزا را تسريع ميكند. پژوهشهاي مربوط به اثربخشي باورهاي مذهبي در مبتلايان به اختلالات روانپزشكي نيز بسيار زياد است، به ويژه درمان و بهبود نشانههاي مبتلايان به اختلالات اضطرابي و افسردگي. همچنين ناراحتيها و سوگ ناشي از فقدان و از دست دادن عزيزان، اختلالات روان تني، اختلالات شخصيتي و اختلالات رواني و جنسي با استفاده از درمانهاي مذهبي به گونه بارزي انجام شده است. ميرز[٣٢] معتقد است كه ايمان مذهبي حمايت اجتماعي، هدفمندي، احساس پذيرفته شدن و اميدواري را براي فرد به ارمغان ميآورد. نتيجه تحقيق هالمان، هونك، و دمور[٣٣] نشان ميدهد كه فعاليتهاي مذهبي، از جمله حضور در مسجد، بر شادماني افراد ميافزايد. آنها در توجيه علت اين امر به حمايت اجتماعي كه نتيجه شركت در فعاليتهاي دسته جمعي است، اشاره ميكنند.
دينداري تعداد رفتارها و نگرشهايي را كه تأثير مثبتي بر سلامتي دارند، ارتقا ميدهد. افراد مذهبي در مقايسه با افراد غير مذهبي از نظر اجتماعي فعالتر هستند و از سطح بالاي حمايت اجتماعي بهرهمندند. همچنين مذهبيبودن با سطوح بالاي خوشبيني و اميد همراه است كه هر دو ويژگيِ اشخاصي است كه سلامتي دارند و از زندگي راضي هستند. بنابراين به نظر ميرسد كه ارتباط بين مذهبي بودن و سلامتي، هم توسط منابع رواني اجتماعي ميان فردي محور (مانند حمايت اجتماعي) و هم به وسيله منابع رواني اجتماعي درون فردي محور (مانند اميد و خوشبيني) تقويت ميشود. مطالعات نشان داده است آنهايي كه در بعد دينداري بالا هستند، سطوح بالاتري از حمايت اجتماعي درك شده دارند. علاوه بر سودمنديهاي اجتماعي، دينداري با حس بيشتر خوشبيني همراه است.[٣٤]
مطالعات و پژوهشهاي مختلف نقش مثبت تماسهاي اجتماعي را در سازگاري روانشناختي و سلامت نشان دادهاند. پزشكان معتقدند كه تماسهاي اجتماعي در بهزيستي فرد و بهبود بيماري او مؤثر است. سربازاني كه ارتباط مشوقانه و متقابلي با هم داشتهاند، با موفقيت به بقاي خود ادامه دادهاند. روان درمانگران تلاش ميكنند تا مراجعان خود را به پذيرش ارتباطات جمعي متقاعد كنند. حمايت اجتماعي براي هر فرد يك ارتباط امن بهوجود ميآورد كه در آن، احساس صميميت و نزديكي، يكي از ويژگيهاي اصلي اين روابط است. بررسيها نشان دادهاند افرادي كه از حمايت اجتماعي بالا و كشمكشهاي ميان فردي كمتري بهرهمندند، در رويارويي با رخدادهاي فشارزاي زندگي بيشتر ايستادگي ميكنند، به طور مؤثري مقابله مينمايند و نشانههاي كمتري از افسردگي يا آشفتگي رواني را نشان ميدهند. براون، گردي، باتجس و كاتز[٣٥] گزارش كردهاند كه حمايت اجتماعي باعث ميشود، كساني كه سوء مصرف مواد دارند انگيزه و آمادگي براي درمان پيدا كنند.
رابطه مثبت و معنادار دينداري و حمايت اجتماعي در تحقيق حاضر نيز تأييدي است بر ادبيات موجود كه ميتواند اشارهها و كاربردهاي مفيدي در زمينه تأمين بهداشت رواني، ارتقاي شادماني و بهبود روحيه دانشجويان داشته باشد. چون طرح مطالعه حاضر از نوع توصيفي است و از طريق پرسشنامه انجام گرفته است، بنابراين، ادعاي روابط علّي در ميان متغيرهاي مورد مطالعه، ممكن نيست، همچنان كه محدويت تمامي تحقيقات پرسشنامهاي، از جمله ميزان اعتماد به پاسخهاي آزمودنيها را دارد. با اينكه اين محدوديتها ارزش يافتههاي فعلي را نميكاهد، اما نتايجي كه ميتوان راجع به متغيرهاي مورد مطالعه گرفت را محدود ميكند.
با توجه به وجود رابطه مثبت و معنادار بين دينداري و حمايت اجتماعي، به دست اندركاران امر و متخصصان بهداشت روان كه با دانشجويان در ارتباط هستند، پيشنهاد ميشود در جهت تقويت روحيه دينداري و گسترش منابع حمايتي دانشجويان اقدام كنند. يافتههاي اين مطالعه، نقش دين را، بهويژه براي آنهايي كه اعتقادات ديني دارند، برجسته ميكند، از اينرو، فراهم كنندگان بهداشت روان بايد اين عامل را در نظر گرفته و در مداخلههاي خود از اين عامل استفاده كنند.
منابعاعظم آزاده،منصوره، توكلي،عاطفه، «فردگرايي، جمع گرايي و دينداري»، فصلنامه انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ش ٩، ١٣٨٦، ص ١٢٥-١٠١.
جوادي يگانه،محمدرضا، هاشمي، سيدضيا، «بررسي تاثير دينداري بر رفتارهاي جمع گرايانه از منظر انتخاب عقلاني»، مطالعات فرهنگي و اجتماعي، ش ١، ١٣٨٤، ص ٢٣٠-٢٠٧.
زارع، مهدي، «مقايسه رابطه حمايت اجتماعي و سخت رويي با فرسودگي شغلي رانندگان اتوبوسهاي شركت واحد اتوبوسراني و رانندگان شركت تاكسيراني شهر تهران»، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه علامه طباطبايي، ١٣٨٢.
عنايني، ميرصلاح الدين و همكاران، «مقايسه سلامت عمومي، عزت نفس و حمايت اجتماعي در بيماران خودسوز و غيرخودسوز بستري در بيمارستان سوانح و سوختگي چرومي گنادوه»، ارمغان دانش، ش ٤١ (١١)، ١٣٨٥، ص ٩٢-٨٣.
سراج زاده، سيدحسين، پويافر، محمدرضا، «دين و نظم اجتماعي:بررسي رابطه دينداري با احساس آنومي و كجروي اجتماعي در ميان نمونه اي از دانشجويان»، فصلنامه مسايل اجتماعي ايران، ش ٦٣، ١٣٨٧، ص ١٠٥-٧١.
فقيهي، علي نقي و همكاران، «بررسي الگوي دينداري از منظر قرآن و سنت»، فصلنامه انديشه ديني دانشگاه شيراز، ش ١٩، ١٣٨٧، ص ٧٠–٤١.
قمري، محمد، «بررسي رابطه دينداري و ميزان شادماني در بين دانشجويان به تفكيك جنسيت و وضيعت تاهل»، فصلنامه روانشناسي و دين، ش١١، ١٣٨٩، ص ٩١-٧٥.
گلزاري، محمود، «مقياس عمل به باروهاي ديني»، خلاصه مقاله همايش دين و بهداشت روان، ١٣٧٩، ص ١٢٢-١٢١.
ميرشاه جعفري، ابراهيم، عابدي، محمدرضا، دريكوندي، هدايت الله، «شادماني و عوامل موثر بر آن»، فصلنامه تازههاي علوم شناختي، ش ٣(٤)، ١٣٨١، ص ٥٨-٥٠.
Atchley, R. C., Social Forces and Aging: An Introduction to Social Gerotology (٩ th ed), Beaumont, CA: Wadsworth, ٢٠٠٠.
Butler, M. H. et al., "Prayer as a conflict resolution ritual: clinical implication of religious couple’s report of relationship softening, healing, perspective, and change responsibility", Journal of Family Therapy, v ٣٠(١), ٢٠٠٤, p ١٩-٣٧.
Chan, C. et al., Religiousness and Psychological Distress of Women After Hurricane Katrina, University of Massachusetts, Boston, ٢٠٠٨.
George, L., Ellison, C. G., Larson, D. B.,"Explaining the relationship between religious involvement and health" Psychological Inquiry, v ١٣, ٢٠٠٠, p ١٩- ٢٠.
Halman, L., Heunk. F., DeMoor, R., "A study into the values of the Dutch in a European context", Personality and Individual Differences, v ٢٥, ١٩٨٧, p ٩١- ١٠٢.
Kim, Y. M. et al., "Spirituality and affect: A function of changes in religious affiliation", Journal of family Psychology, v ٣(٣), ٢٠٠٤, p ٨٦١-٨٧٠.
Koeing, H. G., McCullough, M. E., Larson. D. B., Handbook of Religion & Health, Oxford, England: Oxford university press ,٢٠٠١.
Lee, B., Alcohol- Induced Stress and Social Support as Influences of the Adult Substance Abuser’s Health and Well- Being, University of Pittsburgh, school of social work ,٢٠٠٥.
Lu, L., "social support, reciprocity and well- being", Journal of Social Psychology, v ١٣١, ١٩٩٧, p ٦١٨- ٦٢٨.
Lyons, J. A., General Strain Theory and Social Support: A Study of African Americans, Louisiana state university, the department of sociology,٢٠٠٣.
Mason, W., Windle, M., "Delinquency risk as a function of number of early onest of problem behavior", Offender Therapy & Comparative Criminology,v ٤٥, ٢٠٠١, p ٤٣٦- ٤٤٨.
Mccullough, M. E., Laurenceau, J. P., "Religiousness and the trajectory of self- rating health across adulthood", Personality and Social Psychology Bulletin, v ٣١(٣), ٢٠٠٥, p ١-١٤.
Mccullough, M. E., Willoughby, B. L., "Religion, self-Regulation, and self-control: Associations, Explanation, and implications", Psychological Bulletin, v ١٣٥(١), ٢٠٠٩, p ٦٩-٩٣.
Meyers, D. G., Diener, E., "Who is happy?", Psychological Science, v ٦, ١٩٩٥, p ١٠- ١٩.
Miller, W. R., Thoresen, C. E., "Spirituality and health an emerging research field", American Psychologist, v ٥٨, ٢٠٠٣, p ٢٤- ٣٥.
Myers, D. G., "The friends and faith of happy people", American Psychologist, v ٥٥, ٢٠٠٠, p ٥٦- ٥٧.
Smith, B. W. et al., "Noah revisited: Relioious coping by church members and the impact of ١٩٩٣ Midwest flood", Journal of Community Psychology, v ٢٨, ٢٠٠٠, p ١٦٩- ١٨٦.
Smith, T. B., Mccullough, M. E., Poll, J., "Religiousness and depression: Evidence for a main affect and the moderation influence of stressful life events", Psychological Bulletin, v ١٢٩, ٢٠٠٣, p ٦١٤- ٦٣٦.
* استاديار گروه مشاوره و روانشناسي دانشگاه آزاد اسلامي، واحد ابهر. [email protected]
دريافت: ٥/٢/١٣٩٠ – پذيرش: ٢٨/٣/١٣٩٠
[١]. M. E. Mccullough and B. L. Willoughby, "Religion, self-Regulation, and self-control: Associations, Explanation, and implications", Psychological Bulletin, v ١٣٥(١), p ٧٠.
[٢]. سيدحسين سراج زاده، محمدرضا پويافر، «دين و نظم اجتماعي: بررسي رابطه دينداري با احساس آنومي و كجروي اجتماعي در ميان نمونه اي از دانشجويان»، فصلنامه مسايل اجتماعي ايران، ش ٦٣، ص ٧٤و٧٧.
[٣]. علي نقي فقيهي و همكاران، «بررسي الگوي دينداري از منظر قرآن و سنت»، فصلنامه انديشه ديني دانشگاه شيراز، ش ١٩، ص ٤٢.
[٤]. M. E. Mccullough and B. L. Willoughby, Op.cit.
[٥]. سيدحسين سراج زاده، محمدرضا پويافر، همان.
[٦]. منصوره اعظم آزاده و عاصفه توكلي ، «فردگرايي، جمع گرايي و دينداري»، فصلنامه انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات، ش ٩، ص ١٠١و١٠٩.
[٧]. B. Lee, Alcohol- Induced Stress and Social Support as Influences of the Adult Substance Abuser’s Health and Well- Being,, University of Pittsburgh, p ٢٥.
[٨]. L. Lu, "social support, reciprocity and well- being", Journal of Social Psychology, v ١٣١, p ٦١٩.
[٩]. R. C. Atchley, Social Forces and Aging: An Introduction to Social Gerotology (٩ th ed). Beaumont, p ٣٩.
[١٠]. J. A. Lyons, General Strain Theory and Social Support: A Study of African Americans, p ٧.
[١١]. B. Lee, Op.cit.
[١٢]. ميرصلاح الدين، عنايني و همكاران، «مقايسه سلامت عمومي، عزت نفس و حمايت اجتماعي در بيماران خودسوز و غيرخودسوز بستري در بيمارستان سوانح و سوختگي چرومي گنادوه»، مجله ارمغان دانش، ش ٤١(١١)، ص ٨٣.
[١٣]. B.W. Smith et al., "Noah revisited: Relioious coping by church members and the impact of ١٩٩٣ Midwest flood", Journal of Community Psychology, v ٢٨, p ١٧٠.
[١٤]. W. R. Miller & C. E. Thoresen, "Spirituality and health an emerging research field", American Psychologist, v ٥٨, p ٢٤.
[١٥]. C. Chan et al., Religiousness and Psychological Distress of Women After Hurricane Katrina, p ٨.
[١٦]. D. G. Myers, "The friends and faith of happy people", American Psychologist, v ٥٥, p٥٦.
[١٧]. ابراهيم ميرشاه جعفري، محمدرضا عابدي و هدايت الله دريكوندي، «شادماني و عوامل موثر بر آن»، فصلنامه تازههاي علوم شناختي، ش ٣(٤)، ص ٥٣.
[١٨]. M. E. Mccullough and B. L. Willoughby, Op.cit.
[١٩]. T. B. Smith, M. Mccullough & J. Poll, "Religiousness and depression: Evidence for a main affect and the moderation influence of stressful life events", Psychological Bulletin, v ١٢٩, p ٦١٤.
[٢٠]. B. Lee, Op.cit.
[٢١]. ابراهيم ميرشاه جعفري، محمدرضا عابدي و هدايت الله دريكوندي، همان.
[٢٢]. محمدرضا جوادي يگانه و سيدضيا هاشمي ، «بررسي تاثير دينداري بر رفتارهاي جمع گرايانه از منظر انتخاب عقلاني»، مطالعات فرهنگي و اجتماعي، ش ١، ص ٢٠٧.
[٢٣]. محمد قمري، «بررسي رابطه دينداري و ميزان شادماني در بين دانشجويان به تفكيك جنسيت و وضيعت تاهل»، فصلنامه روانشناسي و دين، ش ١١، ص ٧٥.
[٢٤]. منصوره اعظم آزاده و عاصفه توكلي، همان.
[٢٥]. M. E. Mccullough & J. P. Laurenceau, "Religiousness and the trajectory of self- rating health across adulthood", Personality and Social Psychology Bulletin, v ٣١(٣), p ٢.
[٢٦]. T. B. Smith, M. Mccullough & J. Poll, Op.cit.
[٢٧]. M. E. Mccullough & J. P. Laurenceau, Op.cit.
[٢٨]. M. H. Butler e tal., "Prayer as a conflict resolution ritual: clinical implication of religious couple’s report of relationship softening, healing, perspective, and change responsibility", Journal of Family Therapy , v ٣٠, p ٢٠.
[٢٩]. Y. M. Kim et al., "Spirituality and affect: A function of changes in religious affiliation", Journal of Family Psychology, v ٣, p ٣.
[٣٠]. محمود گلزاري ، «مقياس عمل به باروهاي ديني»، خلاصه مقاله همايش دين و بهداشت روان، ص ١٢١.
[٣١]. مهدي زارع، «مقايسه رابطه حمايت اجتماعي و سخت رويي با فرسودگي شغلي رانندگان اتوبوسهاي شركت واحد اتوبوسراني و رانندگان شركت تاكسيراني شهر تهران»، پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشگاه علامه طباطبايي، ص ٧٣.
[٣٢]. D. G. Myers, Op.cit.
[٣٣]. L. Halman, F. Heunk & R. Demoor , "A study into the values of the Dutch in a European context", Personality and Individual Differences, v ٢٥, p ٩١.
[٣٤]. H. G. Koeing et al., Handbook of Religion & Health, Oxford, p ٢٤.
[٣٥]. B. Lee, Op.cit.