نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٥ - بررسي رابطه بين ميزان دينداري والدين  با خشونت ميان فردي فرزندان پسر دبيرستاني
سال چهارم، شماره اول، بهار ١٣٩٠، ص ٧١ ـ ٨٧
Ravanshenasi-va- Din, Vol.٤. No.١, Spring ٢٠١١
فائزه ديوبند*/ مهربان پارسامهر**
چكيده
پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه بين دينداري والدين با خشونت فرزندان پسر دبيرستاني انجام شده است. اين پيمايش با استفاده از ابزار پرسشنامه روي ٣٨٥ نفر از دانش آموزان پسر دبيرستانهاي شهر يزد كه با روش خوشهاي چند مرحلهاي انتخاب شدهاند، صورت يافته است.
همانطور كه نتايج نشان داده است، بين دينداري والدين و خشونت فرزندان رابطه منفي و معناداري وجود داشته و هر چه دينداري والدين بالاتر رفته، خشونت فرزندان كاهش يافته است. ميزان اين همبستگي در مورد رابطه دينداري پدر با خشونت فرزند معنادارتر بوده است. بنابراين، تقويت باورهاي ديني در والدين ميتواند نقش مؤثري در كاهش رفتارهاي انحرافي، چون خشونت ايفا كند.
كليد واژهها: دينداري، والدين، خشونت ميان فردي، پسران نوجوان، يزد.
مقدمه
خشونت[١] عملي آسيبرسان است كه فرد براي پيشبرد مقاصد خويش به كار ميبرد و صرفاً جنبه فيزيكي(بدني) ندارد، بلكه ممكن است ابعاد رواني (فحاشي، تحقير، منزوي كردن، داد و فريادزدن و ...)، اقتصادي (شكستن وسايل) وحتي جنسي (آزار و مزاحمت جنسي و تجاوز) نيز داشته باشد.[٢] در تقسيمبندي ديگري آن را به چهار نوع فيزكي (نسبت به انسان، اعم از درون فردي و ميان فردي و خشونت نسبت به اشيا و اموال، اعم از اموال شخصي يا عمومي)، كلامي، تركيبي (تركيبي از دو نوع قبلي) و اجتماعي (سرپيچي از مقررات) تقسيم كردهاند.[٣]
افراد به دلايل گوناگون، از جمله تضاد منافع، با يكديگر درگيريهاي خشونتآميز داشته و دارند. اما در جامعه امروز خشونت به شكلهاي مختلف آن به معضل اجتماعي رو به رشد و به عنوان بخشي از رفتار معمولي تبديل شده است.[٤] گسترش دامنه خشونت و پرخاشگري، به ويژه در سالهاي اخير در جامعه ايران يكي از جديترين آسيبهاي اجتماعي به شمار ميرود.[٥] خشونت را ميتوان به طور روزافزوني در برخوردهاي بين افراد (خشونت عليه زنان و كودكان در خانواده و جامعه و حتي قتل، همسركشي و كودكآزاري، اهانت به ديگران و خشونت عليه اموال و ...) در جامعه مشاهده كرد و ما هر روز شاهد تظاهر آن در محيط مدرسه، زمين ورزشي، خانه و خيابان و امثال آن هستيم.[٦]
ترديدي وجود ندارد كه وجود خشونت در جامعه ميتواند آسيبهاي جدي جسمي و رواني را به افراد و خسارتهاي بزرگي را به اموال وارد آورد و هنگامي كه اشاعه يابد ميتواند آسيبهاي عميقي را بر روابط اجتماعي وارد سازد.[٧] اما بايد اين نكته را خاطرنشان كرد كه توجه به مسئله خشونت در بين نوجوانان، اهميت ويژهاي دارد، چرا كه از يك طرف، نوجوانان بخش اعظمي از اوقات روز خود را در مدرسه ميگذرانند و دانش آموزي كه در محيط مدرسه تحت خشونتهاي كلامي يا بدني قرار گيرد يا اينكه آنرا مشاهده كند دچار احساس ناامني و بيزاري از مدرسه ميشود، و اين امرخود را به تدريج به صورت افت تحصيلي يا ترك تحصيل نشان ميدهد.[٨] از طرف ديگر بايد گفت كه شخصيت آدمي در سنين كودكي و نوجواني تحت تأثير نهادها و عوامل اجتماعي شدن (خانواده، مدرسه، همسالان، رسانههاي جمعي و ...) شكل ميگيرد و اين نهادها در ايجاد پيوند با جامعه و دروني كردن ارزشهاي آن در افراد، بسيار مؤثرند.[٩] هيرشي[١٠] معتقد است كه رفتارهاي انحرافي (از جمله خشونت) زماني واقع ميشوند كه پيوند فرد و جامعه ضعيف يا گسسته شود. در واقع، هرچه پيوند افراد با جامعه بيشتر باشد احتمال كجرفتاري كمتر خواهد بود. در اين ميان، خانواده و جامعه دو عامل مهم در ايجاد اين پيوند هستند.[١١] اما اين نكته را نيز بايد خاطر نشان كرد كه نهاد خانواده عامل اصلي اجتماعيشدن در دوران طفوليت است و بدهي است كه در سنين نوجواني تنها معدودي از نوجوانان ممكن است به سادگي و بيچون و چرا بينش والدين خود را بپذيرند،[١٢] چرا كه نوجواني آغاز ورود به جامعه وسيعتر و استقلال از والدين و كاهش ارتباط با آنهاست.[١٣] اين امر، نقش والدين را حساستر و دشوارتر از قبل خواهد ساخت و آنها بايد با وجود اين استقلالطلبي به تربيت و دروني ساختن هنجارهاي جامعه در نوجوان بپردازند. نظارت و عملكرد درست يا نادرست خانواده و والدين در اين دوران حساس، نقش مهمي بر فرايند جامعهپذيري نوجوان و رشد رفتار بهنجار يا نابهنجار در او دارد و روابط والدين و عملكرد خانواده با رشد رفتاري نوجوان ارتباط دارد.[١٤]
ناي[١٥] معتقد است خانواده از طريق چهار عامل به تقويت پيوند اجتماعي نوجوان با جامعه و در نتيجه، كاهش رفتارهاي انحرافي ميپردازد. از جمله عواملي كه ناي آنها را در جامعهپذيري توسط خانواده مهم ميداند، عبارتاند از:
نظارت غير مستقيم: به اين صورت كه نوجوان به دليل بستگي و وابستگي عاطفي كه با خانواده خود دارد، سعي ميكند طبق ميل آنها رفتار كند و كاري نكند كه باعث رنجش و ناراحتي آنها شود. به اعتقاد ناي نوجواناني كه به والدين و خانواده خود دلبستگي بيشتري دارند، كمتر به رفتارهاي انحرافي، از جمله خشونت روي ميآورند.[١٦] پژوهشها نشان ميدهد خانوادههاي سردي كه خيلي از فرزندانشان انتقاد ميكنند و رابطه صميمي با آنها ندارند، كودكان بزهكار توليد ميكنند.[١٧] بنابراين، وابستگي عاطفي اعضاي خانواده به همديگر، روي رفتارهاي مسئلهدار نوجوانان مؤثر است.[١٨]
نظارت غير مستقيم: تنبيه نوعي محدوديت مستقيم از جانب خانواده است.[١٩] پژوهشها نشان ميدهد كه در بيشتر موارد، پدر و مادرهاي بزهكاران يا خيلي سختگيري و تنبيه ميكردهاند و يا خيلي سهلگير بوده و كنترل نداشتهاند.[٢٠] بنابراين، ميزان كنترلي كه والدين روي فرزندان اعمال ميكنند در بروز رفتارهاي مسئلهدار نوجوانان مؤثر است.[٢١]
ارضاي نيازها، تأمين زندگي و فراهم كردن امكانات موفقيت براي نوجوان: خانوادههايي كه در انجام اين امر توانايي كمتري دارند كمتر ميتوانند از نوجوانان خود انتظار همنوايي داشته باشند. ناي معتقد است فروپاشي خانواده كم اهميتتر از خوشحالي و خوشبختي خانواده است. خانوادهاي كه پر از تشنج و اختلاف است ميتواند نقش مهمي در كجرفتاري نوجوان بازي كند. اما نوجواني كه در خانواده طلاق گرفته، ولي آرام زندگي كند وضعيت بهتري دارد.[٢٢]پژوهشها نشان ميدهد خانوادههايي كه ناسازگاري و درگيري زيادي دارند، بيشتر داراي فرزنداني پرخاشگر و متجاوز به حقوق ديگراناند.[٢٣]
اما مهمترين عامل از نظر ناي، نقش خانواده در نظارت يا كنترل دروني است؛ به اين طريق كه خانواده به ايجاد وجدان، يعني دروني كردن هنجارها، ارزشها و نيز احساس شرم و گناه در صورت ارتكاب به كجرفتاري ميپردازد.[٢٤] با توجه به تأكيد آموزههاي ديني بر مدارا و سازش با ديگران و همچنين تأكيد بر احترام متقابل، باورهاي ديني ميتوانند نقش مؤثري در كاهش انحرافات و از جمله خشونت داشته باشند. به نظر ميرسد والديني كه دينداري يا تعهدات ديني بالاتري دارند، تعهد به دستورات اخلاقي دين را به فرزندان خود نيز انتقال داده و باعث افزايش نيروي كنترل دروني در آنها ميشوند.
اين نكته در تحقيقات مختلف نيز بررسي شده است. فاضلنيا(١٣٨٠) به اين نتيجه رسيده است كه فقدان باورهاي مذهبي در خانواده نقش مؤثري در رفتارهاي آسيبزاي اجتماعي نوجوانان كانون اصلاح و تربيت دارد.[٢٥] مشكاني(١٣٨١) نيز به اين نتيجه رسيده است كه باورها و نگرشهاي مذهبي و اخلاقي نقش تعيين كنندهاي در تعيين شدت بزهكاري دارند.[٢٦] مسرور شلماني(١٣٨١) بين اعتقادات مذهبي خانواده و رفتار بزهكارانه، همبستگي معكوسي مشاهده كرده است. اسميت و فاريس (٢٠٠٢) نيز نقش مذهب و حضور در تشكلهاي مذهبي را در كاهش انحرافاتي چون سوء استفاده از مواد، مصرف دارو، دزدي، مسائل مدرسه و خشونت و امثال آن معنادار نشان دادهاند.[٢٧] البته در اين ميان، تحقيقات گيلت و كلي(٢٠٠٦) در تحقيقات خود، رابطه معناداري بين دينداري و رفتارهاي انحرافي مشاهده نكردهاند.[٢٨]
بنابر اين، طبق نظر ناي و همچنين نتايج برخي از پژوهشها، خانواده و باورهاي مذهبي و اخلاقي آن، نقش مؤثري در رفتار افراد دارند. به اين منظور، پژوهش حاضر درصدد يافتن پاسخ سؤال است كه آيا خشونت نوجوانان پسر با دينداري والدين در ارتباط است؟
روش تحقيقروش تحقيق در اين پژوهش، پيمايشي بوده و اين پژوهش از نوع مقطعي ميباشد كه با تكنيك پرسشنامه خود اجرا انجام شده است. همچنين واحد تحليل آن، فرد (دانشآموز) ميباشد و سطح تحليل، خرد است.
جامعه آماري اين تحقيق، دانشآموزان پسر دبيرستانهاي شهر يزد بوده است كه در سال تحصيلي ٨٧-٨٨ در دبيرستانهاي دولتي و غير انتفاعي مشغول به تحصيل بودهاند. ٣٨٥ نفر از دانشآموزان به روش نمونهگيري خوشهاي چند مرحلهاي انتخاب شدهاند. در مرحله اول، از ميان دو ناحيه آموزش و پرورش شهرستان يزد ناحيه يك به طور تصادفي انتخاب شده است. در مرحله دوم، از ميان مدارس متعدد ناحيه يك، تعداد پنج مدرسه به صورت تصادفي انتخاب شدهاند. در مرحله سوم، از ميان كلاسهاي متعدد هر مدرسه، چهار كلاس به صورت تصادفي انتخاب شده و در نهايت، دانشآموزان كلاس تمام شماري شدهاند.
ابزار اندازهگيريپرسشنامه ويژگيهاي اجتماعي جمعيتشناختي
اين پرسشنامه شامل متغيرهايي چون سن، محل تولد، پايه تحصيلي، نوع مدرسه، تعداد فرزندان خانواده و پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي خانواده است. براي تعيين پايگاه اقتصادي- اجتماعي پاسخگويان، از روش تركيبي و شاخصهاي تحصيلات و شغل پدر و مادر، نوع مسكن و درآمد خانواده دانكن[٢٩] و نام[٣٠] استفاده شده است. بر اين اساس، ضمن طرح اين شش شاخص به سي داور، وزن ١ ـ ٥ به آنها داده شده، سپس ميانگين وزني هر عامل به ترتيب زير مشخص گرديده است: شغل پدر ٤٩/٥، درآمد خانواده ٢٩/٤، تحصيلات پدر ١/٤، تحصيلات مادر٧ /٢، شغل مادر ٣/٢ و مسكن ٢ . در مرحله بعد، از مجموع نمرههاي جزئي خانواده فرد، رتبه كل فرد بهدست آمده و در نهايت با استفاده از روش محاسبه دامنه تغييرات، سه طبقه اقتصادي بالا، متوسط و پايين محاسبه شده است.
پرسشنامه خشونت ميانفرديبراي سنجش اين متغير، از مقياس تاكتيكهاي تضاد[٣١] (cts) استفاده شده است. بر اين اساس، خشونت به سه بعد خشونت لفظي يا كلامي، خشونت جسماني ملايم و خشونت جسماني شديد تقسيم شده است. پاسخگويان ميبايستي بعد از مطالعه هركدام از اين گويهها يكي از گزينههاي هرگز، ١-٢ بار، ٣-٥ بار، ٦-١٠ بار و بيش از ١٠ بار را براي شش ماه گذشته خود علامت بزنند. حاصل جمع امتيازات پاسخگو براي هر بعد، ميزان خشونت وي در آن بعد را نشان ميدهد. ميزان خشونت كل از طريق جمع ابعاد گوناگون خشونت به دست آمده است. از مقياس cts به طور روز افزون به عنوان ابزاري براي تشخيص بيماري در خانواده درماني استفاده ميشود. همچنين مقالههاي متعددي در مورد آن نوشتهاند كه اعتبار و روايي و ساختار عاملي اين مقياس را به اثبات رساندهاند.[٣٢] جهت برآورد اعتبار اين پرسشنامه، از اعتبار محتوا و علاوه بر آن از اعتبار سازه از طريق تحليل عامل و با استفاده از روش چرخش واريماكس براي گويههاي مربوط به متغير وابسته(خشونت ميانفردي) استفاده شده است(جدول شماره ١ و ٢). براي سنجش پايايي مقياسهاي مورد استفاده نيز از آلفاي كرونباخ استفاده شده است(جدول شماره ٣). نتايج نشان ميدهد كه پرسشنامه پايايي لازم را نيز دارد.
جدول شماره ١: ابعاد خشونت ميان فردي و ميزان درصد تبيين شده توسط آنها
|
عاملهاي مشترك |
تعداد گويهها |
درصد واريانس تبيين شده |
|
خشونت كلامي |
٣ |
١٩١/٩ |
|
خشونت جسماني ملايم |
١٠ |
٧٥٧/٤٤ |
|
خشونت جسماني شديد |
٤ |
٠٩/٨ |
|
كل |
١٧ |
٠٣٨/٦٢ |
جدول شماره ٢: بارهاي عاملي سؤالهاي ابعاد مختلف متغير خشونت ميان فردي
|
سوال |
عامل |
||
|
١ |
٢ |
٣ |
|
|
درگيري و كتك كاري كردن |
٨١٥/٠ |
||
|
دست به يقه شدن |
٧٧٧/٠ |
||
|
لگدزدن |
٧٧١/٠ |
||
|
مشت زدن |
٧٧٠/٠ |
||
|
در دعواهاي گروهي شركت كردن |
٧٧٤/٠ |
||
|
سيلي زدن |
٧٢٣/٠ |
||
|
گلوي كسي را با دست فشردن |
٧٢١/٠ |
||
|
چيزي را به كسي پرتاب كردن |
٥٩٢/٠ |
||
|
تنه زدن |
٥٥٨/٠ |
||
|
هل دادن |
٥٢٣/٠ |
||
|
داد و فرياد |
٨٣/٠ |
||
|
دشنام |
٨١٥/٠ |
||
|
مسخره كردن |
٧٣١/٠ |
||
|
كسي را با زور و تهديد مجبور به كاري كردن |
٧٦/٠ |
||
|
با زور و تهديد چيزي را از كسي گرفتن |
٦٨٩/٠ |
||
|
استفاده از چاقو و زنجير و مانند |
٦٢٩/٠ |
||
|
باچاقو و زنجير و مانند آن تهديد كردن |
٦١٢/٠ |
||
جدول شماره ٣: مقدار ضريب آلفاي كرونباخ متغيرهاي مستقل و وابسته
|
مقياس |
تعداد گويهها |
آلفاي كرونباخ |
|
دينداري مادر |
٦ |
٧٧/٠ |
|
دينداري پدر |
٦ |
٧٦/٠ |
|
خشونت كلامي |
٣ |
٧٩/٠ |
|
خشونت جسماني ملايم |
١٠ |
٩٣/٠ |
|
خشونت جسماني شديد |
٤ |
٨٧/٠ |
براي سنجش متغير دينداري والدين، معرفهايي چون انجام مناسك، اعتقاد ديني و اطلاعات ديني در نظر گرفته شده، سپس اين معرفها در قالب گويهها و سؤالهايي روي مقياس ليكرت تنظيم شدهاند. پاسخگويان ميبايست با توجه به شناختي كه از والدين خود در زمينه مسائل مربوط به دينداري داشتند، گويههايي شامل موارد كاملاً موافق، موافق، تاحدودي، مخالف و كاملاً مخالف را، انتخاب ميكردند. پرسشنامه مزبور از اعتبار صوري بهرهمند است و علاوه بر اين، نتايج آلفاي كرونباخ(جدول شماره ٣) نيز نشان ميدهد كه از پايايي مناسبي برخوردار است.
يافتههاي تحقيقيافتهِهاي توصيفي
ميانگين سن پاسخگويان ٤٢/١٦ سال و ميانگين تعداد فرزندان خانوادهها ٨٧/٣ است. ٦/٨٢% متولد شهر يزد، ٩/٩% متولد شهرستانها و روستاهاي اطراف يزد و ٥/٧% از ساير استانها بودهاند. ٥/٧٣% از مدارس دولتي و ٥/٢٦% از مدارس غير انتفاعي بودهاند. ٢٠% از پايه اول دبيرستان، ٨/٤٠% از پايه دوم و ٢/٣٣% از پايه سوم دبيرستان بودهاند. ٤٦% از طبقه پايين، ٣/٤٧% درصد از طبقه متوسط و ٨/٦% از طبقه بالا بودهاند.
در جدول شماره ٤ توزيع فراواني گويههاي مربوط به خشونت ميان فردي ارائه
شده است. همانطور كه نتايج نشان ميدهد، بيشترين ميزان خشونت مربوط به
دشنام دادن از خشونت كلامي بوده است با ٥/٣٧% براي بيش از ١٠ بار و كمترين
ميزان
خشونت مربوط به زور و تهديد چيزي را از كسي گرفتن از خشونت جسماني شديد
با ٣/١% بوده است.
جدول شماره ٤: توزيع فراواني گويههاي ابعاد سهگانه متغير خشونت ميانفردي
|
طيف |
رديف گويه |
ابعاد |
||||
|
بيش از ١٠ |
٦-١٠ |
٣-٥ |
١-٢ |
هرگز |
||
|
٥/٢٧ |
٩/١٦ |
١/١٦ |
٥/٢٧ |
٩/١١ |
دشنام |
كلامي |
|
٤/٣١ |
٢/١٩ |
٨/١٤ |
٩/٢٣ |
٦/١٠ |
داد و فرياد |
|
|
٩/٢١ |
٢/١٢ |
٢/١٢ |
١/١٦ |
١/٢٩ |
مسخره كردن |
|
|
٦/١٠ |
٧/٤ |
٩/١٧ |
٩/٣٠ |
٨/٣٥ |
هل دادن |
جسماني ملايم |
|
٤/١٠ |
٤/٩ |
٧/١٩ |
٨/٢٨ |
٧/٣١ |
تنه زدن |
|
|
٤/٩ |
٧/٤ |
١٤ |
٥/٢٧ |
٤/٤٤ |
سيلي زدن |
|
|
٦/٨ |
٧/٤ |
٧/١١ |
٨/٢١ |
٢/٥٣ |
مشت زدن |
|
|
٤/١٠ |
٤/٤ |
٥/١٤ |
٤/٣١ |
٢/٣٩ |
لگدزدن |
|
|
١/٨ |
٤/٤ |
١٤ |
٣/٢١ |
٢/٥٢ |
چيزي را به كسي پرتاب كردن |
|
|
٨/٨ |
٢/٤ |
٦/١٠ |
٩/٢٣ |
٥/٥٢ |
درگيري و كتك كاري كردن |
|
|
٥/٧ |
٤/٣ |
٩/١٠ |
٤/١٨ |
٧/٥٩ |
گلوي كسي را با دست فشردن |
|
|
٢/١١ |
٦ |
٢٠ |
١/٢٨ |
٨/٣٤ |
دست به يقه شدن |
|
|
٧ |
٧/٤ |
٨/٦ |
٨/١٥ |
٧/٦٥ |
در دعواهاي گروهي شركت كردن |
|
|
٩/٣ |
٧/٤ |
٤/٩ |
٧/١٨ |
٤/٦٣ |
باچاقو و زنجير و مانند آن تهديد كردن |
جسماني شديد |
|
٦/٣ |
٦/٢ |
٦/٨ |
٣/١٥ |
٩/٦٩ |
استفاده از چاقو و زنجير و مانند آن |
|
|
٦/٢ |
٦/١ |
٢/٦ |
٤/٩ |
٨/٨٠ |
كسي را با زور و تهديد مجبور به كاري كردن |
|
|
٣/١ |
٨/٠ |
٦/٣ |
٧ |
٣/٨٧ |
با زور و تهديد چيزي را از كسي گرفتن |
|
در جدول شماره ٥ توزيع فراواني درصد پاسخگويان بر اساس ميزان دينداري پدر آورده شده است. همانگونه كه در جدول مشاهده ميشود، بيشترين ميزان فراواني مربوط به احساس خوب هنگام حضور در مراسم مذهبي و كمترين ميزان موافقت مربوط به اطلاعات در مورد احكام احاديث و قرآن و روايات است.
جدول ٥: توزيع فراواني گويههاي متغيردينداري پدر
|
انحراف معيار |
ميانگين |
طيف |
رديف گويه |
||||
|
خيلي زياد |
زياد |
متوسط |
كم |
خيلي كم |
|||
|
١/١ |
٣٤/٣ |
٦/١٦ |
٨/٢٨ |
٨/٣٤ |
٤/١١ |
٣/٨ |
خواندن زيارت عاشورا، دعاي توسل و مانند آن |
|
١/١ |
٣٤/٣ |
٧/١٨ |
٧/٢٥ |
٢/٣٢ |
١/١٧ |
٢/٦ |
خواندن قرآن |
|
٩/٠ |
٨/٣ |
١/٢٢ |
٤/٣٨ |
٨/٣٣ |
٣/٩ |
٨/١ |
اطلاعات در مورد احكام نماز و روزه ومانند آن |
|
١ |
٣/٣ |
٨/١٣ |
٤/٢٣ |
٢/٤٤ |
١/١٥ |
٦/٣ |
اطلاعات در مورد احاديث و قرآن و روايات |
|
٩/٠ |
٣/٤ |
١/٦٨ |
٤/١٨ |
٤/١١ |
١ |
١ |
احساس خوب هنگام زيارت اماكن متبركه |
|
٩/٠ |
٤/٤ |
٩/٦٩ |
٢١ |
٢/٦ |
٦/١ |
٣/١ |
احساس خوب هنگام انجام مراسم مذهبي |
در جدول شماره ٦ توزيع فراواني درصد پاسخگويان بر اساس ميزان دينداري مادر آورده شده است. همانگونه كه در جدول مشاهده ميشود، بيشترين ميزان موافقت با گويه احساس خوب هنگام انجام مراسم مذهبي است و كمترين ميزان مربوط به اطلاعات در مورد احاديث و قرآن و روايات است.
جدول ٦: توزيع فراواني گويههاي متغيردينداري مادر
|
انحرف معيار |
ميانگين |
طيف |
رديف گويه |
||||
|
خيلي زياد |
زياد |
تامتوسط |
كم |
خيلي كم |
|||
|
٩/٠ |
١/٤ |
٣٩ |
٩/٣٧ |
٥/١٤ |
٦ |
٦/٢ |
خواندن زيارت عاشورا، دعاي توسل و مانند آن |
|
١ |
٤ |
٤٠ |
٨/٣٣ |
٨/١٥ |
٦/٨ |
٨/١ |
خواندن قرآن |
|
١ |
٩/٣ |
٧/٢٥ |
٦/٤٢ |
٨/٢٦ |
٩/٣ |
١ |
اطلاعات در مورد احكام نماز و روزه ومانند ان |
|
٩/٠ |
٦/٣ |
٥/٢٠ |
٣٣ |
٢/٣٣ |
٧/١١ |
٦/١ |
اطلاعات در مورد احاديث و قرآن و روايات |
|
١ |
٥/٤ |
٨/٧٤ |
٩/١٦ |
٨/٦ |
١ |
٥/٠ |
احساس خوب هنگام زيارت اماكن متبركه |
|
٨/٠ |
٦/٤ |
١/٧٦ |
١/١٧ |
٦ |
٨/٠ |
٠ |
احساس خوب هنگام انجام مراسم مذهبي |
به منظور بررسي رابطه بين متغيرهاي سن، پايه تحصيلي، تعداد فرزندان خانواده و پايگاه اقتصادي- اجتماعي خانواده، از آزمون همبستگي پيرسون استفاده شده است. همانطور كه نتايج جدول شماره ٧ نشان ميدهد، بين متغير پايه تحصيلي و خشونت جسماني ملايم (٠٥/٠p< ١٢٥/٠- r =) و خشونت كل (٠٥/٠p< ١٠٩/٠- r =) همبستگي وجود دارد. اين در حالي است كه هيچ همبستگي معناداري بين پايگاه اقتصادي- اجتماعي، سن و تعداد فرزندان خانواده با خشونت و ابعاد گوناگون آن و همچنين پايه تحصيلي با خشونت كلامي و جسماني شديد وجود ندارد.
جدول ٧: همبستگي پيرسون بين متغيرهاي اجتماعي جمعيت شناختي با خشونت ميان فردي
|
متغير مستقل |
متغير وابسته |
همبستگي |
سطح معنيداري |
|
سن |
خشونت كلامي خشونت جسماني ملايم خشونت جسماني شديد خشونت كل |
٠٥٣/٠ ٠٢١/٠ ٠٧٨/٠ ٠٤٥/٠ |
٣٠٣/٠ ٦٨١/٠ ١٢٩/٠ ٣٧٤/٠ |
|
پايه تحصيلي |
خشونت كلامي خشونت جسماني ملايم خشونت جسماني شديد خشونت كل |
٠٣١/٠ ١٢٥/٠- ٠١٤/٠- ١٠٩/٠- |
٥٣٩/٠ *٠١٤/٠ ٧٨٥/٠ *٠٣٢/٠ |
|
تعداد فرزندان خانواده |
خشونت كلامي خشونت جسماني ملايم خشونت جسماني شديد خشونت كل |
٠٠٣/٠ ٠٠٥/٠ ٠٥٥/٠ ٠٢٠/٠ |
٩٥٨/٠ ٩٢٧/٠ ٢٨٥/٠ ٦٩٦/٠ |
|
پايگاه اقتصادي - اجتماعي |
خشونت گلامي خشونت جسماني ملايم خشونت جسماني شديد خشونت كل |
٠٢١/٠ ٠٣٥/٠- ٠٢٢/٠ ٠١٠/٠- |
٦٨٥/٠ ٤٩٧/٠ ٦٦٩/٠ ٨٥١/٠ |
٠٥/٠*p<
به منظور بررسي تفاوت بين محلهاي تولد و نوع مدرسه از نظر ميزان خشونت ميان فردي از آزمون T با نمونههاي مستقل استفاده شده است. همانطور كه نتايج جدول ٨ نشان ميدهد، نوع مدرسه و محل تولد تفاوت معناداري در گرايش به خشونت بين فردي و ابعاد گوناگون آن ايجاد نكرده است.
جدول ٨: تفاوت در خشونت ميانفردي بر حسب محل تولد و نوع مدرسه
|
گروه بندي |
تعداد |
ميانگين |
T |
سطح معني داري |
|
|
خشونت كلامي |
شهرستان يزد غير شهرستان يزد |
٣١٨ ٦٧ |
٣٧/٦ ٢٥/٦ |
٢٣٥/٠ |
٩٥٦/٠ |
|
خشونت جسماني ملايم |
شهرستان يزد غير شهرستان يزد |
٣١٨ ٦٧ |
٤٤/١٠ ٦٤/١٠ |
١٥٤/-. |
٨٧٧/٠ |
|
خشونت جسماني شديد |
شهرستان يزد غير شهرستان يزد |
٣١٨ ٦٧ |
٧٩/١ ٧٦/١ |
٠٧٨/٠ |
٩٣٨/٠ |
|
خشونت كل |
شهرستان يزد غير شهرستان يزد |
٣١٨ ٦٧ |
٦٢/٣٢ ٨٢/٣٢ |
٢٧٣/٠ |
٧٦١/٠ |
|
خشونت كلامي |
دولتي غير انتفاعي |
٢٨٣ ١٠٢ |
١٥/٦ ٩٠/٦ |
٧٦/١- |
٠٨٠/٠ |
|
خشونت جسماني ملايم |
دولتي غير انتفاعي |
٢٨٣ ١٠٢ |
٨٨/١٠ ٣٥/٩ |
٣٦/١ |
١٧٣/٠ |
|
خشونت جسماني شديد |
دولتي غير انتفاعي |
٢٨٣ ١٠٢ |
٧٤/١ ٩٢/١ |
٦٠٣/٠- |
٥٤٧/٠ |
|
خشونت كل |
دولتي غير انتفاعي |
٢٨٣ ١٠٢ |
١٢/٣٣ ٣٧/٣١ |
٥٥٩/٠ |
٧٥٣/٠ |
به منظور بررسي رابطه بين دينداري والدين (پدر و مادر) از آزمون همبستگي پيرسون استفاده شده است. همانطور كه نتايج جدول شماره ٩ نشان ميدهد، بين دينداري پدر با خشونت كلامي٠٠١/٠ , p<١٩/٠- = (٣٨٣) r، خشونت جسماني ملايم٠١/٠, p< ١٥/٠- = (٣٨٣) r، خشونت جسماني شديد٠١/٠, p< ١٤/٠- = (٣٨٣) r و خشونت كل٠٠١/٠, p< ١٨/٠- = (٣٨٣) r همبستگي منفي و معناداري وجود دارد و در واقع، هرچه دينداري پدر افزايش يافته است خشونت نوجوان پسر در تمامي ابعاد خشونت بين فردي كاهش يافته است.
بين دينداري مادر با خشونت كلامي ٠٥/٠, p< ١٠/٠- = (٣٨٣) r، خشونت جسماني شديد٠١/٠, p< ١٣/٠- = (٣٨٣) r و خشونت كل٠١/٠, p< ١٤/٠- = (٣٨٣) r همبستگي منفي و معناداري وجود دارد و در واقع هرچه دينداري مادر افزايش يافته است خشونت نوجوان پسر در ابعاد خشونت بين فردي كاهش يافته است. هر چند كه اين رابطه در مورد دينداري مادر با خشونت جسماني ملايم ٠٥/٠, p> ٠٨/٠- = (٣٨٣) r، به رغم منفيبودن، معنادار نيست.
رابطه بين دينداري والدين در مجموع نيز با خشونت كلامي٠٠١/٠, p< ١٩/٠- = (٣٨٣) r، خشونت جسماني ملايم٠١/٠p< ,١٥/٠- = (٣٨٣) r، خشونت جسماني شديد٠١/٠, p< ١٧/٠- = (٣٨٣) r و خشونت كل٠٠١/٠, p< ١٨/٠- = (٣٨٣) r همبستگي منفي و معناداري وجود دارد؛ در واقع، هرچه دينداري والدين در مجموع افزايش يافته، خشونت نوجوان پسر در تمامي ابعاد خشونت بين فردي كاهش يافته است.
جدول ٩: همبستگي بين ميزان دينداري والدين با خشونت ميان فردي
|
متغير مستقل |
متغير وابسته |
همبستگي |
سطح معناداري |
|
دينداري پدر |
خشونت كلامي خشونت جسماني ملايم خشونت جسماني شديد خشونت كل |
١٩/٠- ١٥/٠- ١٤/٠- ١٨/٠- |
***٠٠٠/٠ **٠٠٢/٠ **٠٠٧/٠ ***٠٠٠/٠ |
|
دينداري مادر |
خشونت كلامي خشونت جسماني ملايم خشونت جسماني شديد خشونت كل |
١٠/٠- ٠٨/٠- ١٣/٠- ١٤/٠- |
*٠٤/٠ ١١/٠ **٠١/٠ **٠٠٧/٠ |
|
دينداري والدين |
خشونت كلامي خشونت جسماني ملايم خشونت جسماني شديد خشونت كل |
١٩/٠- ١٥/٠- ١٧/٠- ١٨/٠- |
***٠٠٠/٠ **٠٠٣/٠ ***٠٠١/٠ ***٠٠٠/٠ |
٠٥/٠p< * ٠١/٠p< ** ٠٠١/٠ p<***
بحث و نتيجهگيريپژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه بين دينداري والدين با خشونت ميان فردي فرزندان صورت يافته است. ٣٨٥ دانشآموزان دبيرستانهاي شهر يزد كه با روش نمونهگيري خوشهاي چند مرحله انتخاب شده بودند، به پرسشنامه به صورت خودگزارشي پاسخ گفتند.
نتايج نشان ميدهد كه رابطه بين ميزان دينداري والدين و خشونت دانشآموز تأييد ميشود. نتايج آزمون همبستگي پيرسون، همبستگي منفي و معناداري بين ميزان دينداري والدين با خشونت ميان فردي فرزندان پسر نشان ميدهد؛ به عبارت ديگر، والديني كه دينداري بالاتري دارند، فرزنداني با رفتارهاي خشونتآميز كمتري دارند. اين همبستگي براي ابعاد مختلف خشونت، از جمله خشونت كلامي، خشونت جسماني ملايم، خشونت جسماني شديد و همچنين خشونت كل وجود دارد.
گفتني است كه نتايج اين فرضيه با نظريه نظارت اجتماعي هماهنگي دارد. طبق اين نظريه، رفتارهاي انحرافي، از جمله خشونت، زماني كاهش مييابند كه پيوند ميان فرد و جامعه قوي باشد. و از جمله نهادهاي مهمي كه در ايجاد اين پيوند نقش مهمي ايفا ميكند، خانواده است. خانواده از راههاي مختلفي در ايجاد پيوند فرد با جامعه و دروني كردن ارزشهاي آن در فرد مؤثر است، و از آن جمله، كنترل دروني فرزند از طريق جامعهپذيري كودك و ايجاد وجدان، يعني دروني كردن هنجارها، ارزشها و نيز احساس شرم و گناه است. بنابراين، والديني كه از دينداري بالاتري بهرهمندند، بيشتر ميتوانند اين ارزشها و هنجارها را در نوجوانان دروني كرده و بنابراين، امكان كنترل دروني را بيشتر ميكنند.[٣٣]
نتايج اين فرضيه با يافتههاي فاضلينيا (١٣٨٠) و مشكاني(١٣٨١) هماهنگي دارد. آنها نيز ضمن پژوهش خود به اين نكته رسيدهاند كه نوجواناني كه والدين ديندارتري دارند، كمتر به رفتارهاي انحرافي دست ميزنند. همچنين با يافتههاي اسميت و ديگران (٢٠٠٢) كه به اين نتيجه رسيدهاند كه دين در كنترل دروني و كاهش رفتارهاي انحرافي مؤثر است، هماهنگ است. البته نتايج اين فرضيه با يافتههاي گيت و كلي (٢٠٠٦) كه بين اين دو متغير ارتباط معناداري نديدهاند، هماهنگ نيست.
البته طبق نتايج اين پژوهش، همبستگي دينداري پدر با ابعاد گوناگون خشونت، از جمله خشونت كلامي، خشونت جسماني ملايم، خشونت جسماني شديد و همچنين خشونت كل بيشتر از ميزان همبستگي دينداري مادر با ابعاد گوناگون خشونت، از جمله خشونت كلامي، خشونت جسماني ملايم، خشونت جسماني شديد و همچنين خشونت كل بوده است.
علت اين امر ميتواند به دليل مسئله همانندسازي[٣٤] در فرزندان باشد، چرا كه فرزندان از همان سنين كودكي به همانندسازي خود با والد همجنس خود ميپردازند و به اين ترتيب، رفتارهاي پسران شبيه پدرانشان ميشود.[٣٥] اين يادگيري، تقليد و همانندسازي رفتار ميتواند شامل يادگيري الگوهاي رفتار ديني نيز شود، به طوري كه پسراني كه پدران دينداري دارند، الگوهاي رفتار ديني او را همانند ساير رفتارها همانندسازي ميكنند. اين در حالي است كه چون مادران در مقايسه با پدران كمتر الگوي رفتاري پسران قرار ميگيرند، تأثير كمتري نيز بر رفتارهاي پسران خود، از جمله رفتارهاي انحرافي و خشونتآميز آنها دارند.
بنابراين، دينداري والدين نقش مؤثري بر رفتارهاي انحرافي، از جمله خشونت دارد و به نظر ميرسد كه اين رابطه در مورد والدين همجنس بيش از والدين غير همجنس صدق ميكند، هر چند كه لازم است تحقيقات بيشتري در مورد رفتارهاي متنوعتر و همچنين در مورد هر دو جنس صورت پذيرد. بر اين اساس، والدين لازم است كه با در نظر گرفتن نقش باورهاي مذهبي و اخلاقي و با استفاده از اين آموزهها بتوانند از طريق اين عامل، كنترل مؤثرتري بر فرزندان خود، به ويژه در زمان نوجواني داشته باشند.
منابعبازرگان، زهرا؛ صادقي، ناهيد و غلامعلي لواساني، مسعود، «بررسي وضعيت خشونت كلامي در مدارس راهنمايي شهر تهران: مقايسه نظرات دانش آموزان و معلمان»، مجله روان شناسي و علوم تربيتي، شماره ١، ١٣٨٢، ص ١-٢٨.
پورچيت ساز، مرضيه، «مقايسه عوامل مؤثر در پرخاشگري دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمايي شهر يزد ناحيه ٢»، پايان نامه كارشناسي ارشد، مديريت آموزشي، يزد،١٣٨٢.
توسل، غلام عباس و فاضل، رضا، «تأثير پايگاه اقتصادي اجتماعي و رفتار والدين بر اثر بخشي خشونت تلويزيوني بر رفتار كودكان»، مجله جامعه شناسي ايران، شماره ٣، ١٣٨٢، ص ٩٨-١٢٠.
زارعي، امين، «عوامل مؤثر بر خشونت دانش آموزان دبيرستانهاي پسرانه شهر تهران»، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، ١٣٨٩.
سجادي، حميرا، «بررسي عوامل مرتبط با خشونت شوهران عليه زنان در خانواده در مراجعين به دادگاه خانواده شهر تهران سال ١٣٨٢»، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه علوم بهزيستي و توان بخشي، تهران، ١٣٨٢.
فاضلي نيا، فرزانه، «نقش خانواده و مدرسه در آسيب زايي اجتماعي نوجوانان كانون اصلاح و تربيت شهر تهران»، پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي، ١٣٨٠.
كاپلان، پاول. اس، روانشناسي رشد، ترجمه مهرداد فيروزبخت، چاپ اول، تهران، خدمات فرهنگي رسا، ١٣٨١.
گيدنز، آنتوني، جامعهشناسي، ترجمه منوچهر صبوري، تهران، نشر ني، ١٣٧٣.
گلچين، مهري، «ارتباط عملكرد خانواده با برخي ويژگيهاي رواني نوجوانان دختر و پسر»، پژوهش در علوم پزشكي، ش ٦، ١٣٨٠، ص ٣٠٠-٣٠٢.
محسني تبريزي، عليرضا، «مباني نظري و تجربي ونداليسم: مروري بر يافتههاي يك تحقيق»، نامه علوم اجتماعي، ش ١٦، ١٣٧٩، ص ١٩٧-٢٢٣.
مسرور شلماني، آسيه، «روابط درون خانواده و تأثير آن بر رفتار نابهنجار نوجوانان ١٤-١٨ سال»، پاياننامه كارشناسي ارشد پژوهش علوم اجتماعي، دانشگاه الزهرا، ١٣٨١.
مشكاني، محمدرضا و مشكاني، زهرا السادات، «سنجش تأثير عوامل دروني و بيروني خانواده بر بزهكاري نوجوانان(آزمون تجربي نظريه تركيبي كنترل اجتماعي و پيوند افتراقي)»، مجله جامعه شناسي ايران، ش ٢، ١٣٨١، ص ٣-٢٥.
ممتاز، فريده، انحرافات اجتماعي نظريهها و ديدگاهها، تهران، شركت سهامي انتشار، ١٣٨١.
Dennis, V. A. et al., Adolescent problem behavior: the influence of parents and peers". Behaviour Research and Therapy, v ٣٧ , ١٩٩٩, p ٢١٧-٢٣٠.
Duncan, O. D. et al., Occupation & Social Status.Glencoe, IL, Free press, ١٩٦١.
Declyen, M. et al., "Fathers and preschool behavior problems", Developmental Psychology, v ٣٤, ١٩٩٨, p ٢٦٤-٢٧٥.
Nam, B. C. & Powers, M. G., The Socioeconomic Approach to Status Measurement, Houston, Cap & Gown. ١٩٨٣.
Prinz, R. J. et al.,"Multivariate assessment of conict in distressed and nondistressed mother-adolescent dyads", Journal of Applied Behavior Analysis, v ١٢, ١٩٧٩, p ٦٩١-٧٠٠.
Webster- Stratton,C. & Dahl, R. W., Conduct Disorder. In M. Hersen & R.T. Ammerman (Eds), Advanced Abnormal Child Psychology, Hillsdale, New jersey, Lawrence Erlbaum Associates, ١٩٩٥.
Smith, C., & Faris, R., Religion and American Adolescent Delinquency, Risk Behaviors and Constructive Social Activities, A research report of the national study of youth and religion. ٢٠٠٢.
Gillett, M. S.& Kyle, S., "Parental and religious influences on adolescentempathy and antisocialbehavior among latino and Euro-American youth: an investigation of mediating and moderating effects", Teses for the Degree of Doctor of Philosophy, faculty of texas tech university, ٢٠٠٦.
* كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه يزد. [email protected]
** استاديار دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه يزد.
دريافت: ١٦/١/١٣٩٠ – پذيرش: ١٦/٣/١٣٩٠
[١]. Violence
[٢]. حميرا سجادي، «بررسي عوامل مرتبط با خشونت شوهران عليه زنان در خانواده در مراجعين به دادگاه خانواده شهر تهران سال ١٣٨٢»، پاياننامه كارشناسي ارشد، ص ٤.
[٣]. مرضيه پورچيت ساز، «مقايسه عوامل مؤثر در پرخاشگري دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمايي شهر يزد ناحيه ٢»، پاياننامه كارشناسي ارشد، ص ٣٤-٣٥.
[٤]. عليرضا محسني تبريزي، «مباني نظري و تجربي ونداليسم: مروري بر يافتههاي يك تحقيق»، نامه علوم اجتماعي، ش ١٦، ص ١٩٤.
[٥]. غلام عباس توسل و رضا فاضل، «تأثير پايگاه اقتصادي اجتماعي و رفتار والدين بر اثر بخشي خشونت تلويزيوني بر رفتار كودكان»، مجله جامعه شناسي ايران، ش ٣، ص ١١٥.
[٦]. مرضيه پورچيت ساز، «مقايسه عوامل مؤثر در پرخاشگري دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمايي شهر يزد ناحيه ٢»، پاياننامه كارشناسي ارشد، ص ٦.
[٧]. مرضيه پورچيت ساز، «مقايسه عوامل مؤثر در پرخاشگري دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمايي شهر يزد ناحيه ٢»، پاياننامه كارشناسي ارشد، ص ٢٣.
[٨]. زهرا بازرگان، ناهيد صادقي و مسعود غلامعلي لواساني، «بررسي وضعيت خشونت كلامي در مدارس راهنمايي شهر تهران: مقايسه نظرات دانش آموزان و معلمان»، مجله روانشناسي و علوم تربيتي، ش ١، ص ١.
[٩]. آنتوني گيدنز، جامعهشناسي، ترجمه: منوچهر صبوري، ص ١٠٣ و ١٠٤.
[١٠]. Hirshi
[١١]. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريهها و ديدگاهها، ص ١٢١-١٢٣.
[١٢]. آنتوني گيدنز، جامعهشناسي، ترجمه: منوچهر صبوري، ص ١٠٣ و ١٠٤.
[١٣]. پاول. اس. كاپلان، روانشناسي رشد، ترجمه: مهرداد فيروزبخت، ص ٨٣٢-٨٣٥.
[١٤]. مهري گلچين، «ارتباط عملكرد خانواده با برخي ويژگيهاي رواني نوجوانان دختر و پسر»، پژوهش در علوم پزشكي، ش ٦، ص ٣٠٢.
[١٥]. Nye
[١٦]. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريهها و ديدگاهها، ص ١٢٣.
[١٧]. M. Declyen et al., "Fathers and preschool behavior problems", Developmental Psychology, v ٣٤, p ٢٦٩.
[١٨]. V. A. Dennis et al., "Adolescent problem behavior: the influence of parents and peers", Behaviour Research and Therapy, v ٣٧, p ٢٢٠.
[١٩]. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريهها و ديدگاهها، ص ١٢٣.
[٢٠]. M. Declyen et al., "Fathers and preschool behavior problems". Developmental Psychology, v ٣٤, p ٢٦٩.
[٢١]. V. A. Dennis et al., "Adolescent problem behavior: the influence of parents and peers", Behaviour Research and Therapy, v ٣٧, p ٢٢٠.
[٢٢]. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريهها و ديدگاهها، ص ١٢٣.
[٢٣]. C. Webster- Stratton & R. W. Dahl, Conduct Disorder. In M. Hersen & R.T. Ammerman (Eds), Advanced Abnormal Child Psychology, p ١٢٧.
[٢٤]. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريهها و ديدگاهها، ص ١٢٣.
[٢٥]. فرزانه فاضلي نيا، «نقش خانواده و مدرسه در آسيب زايي اجتماعي نوجوانان كانون اصلاح و تربيت شهر تهران»، پاياننامه كارشناسي ارشد، ص ١.
[٢٦]. محمدرضا مشكاني و زهرا السادات مشكاني، «سنجش تأثير عوامل دروني و بيروني خانواده بر بزهكاري نوجوانان(آزمون تجربي نظريه تركيبي كنترل اجتماعي و پيوند افتراقي)»، مجله جامعه شناسي ايران، ش ٢، ص ٣.
[٢٧]. C. Smith & R. Faris, Religion and American Adolescent Delinquency, Risk Behaviors and Constructive Social Activities, A research report of the national study of youth and religion, p ٣٧.
[٢٨]. M. S. Gillett & S. Kyle, "Parental and religious influences on adolescentempathy and antisocialbehavior among latino and Euro-American youth: an investigation of mediating and moderating effects", Teses for the Degree of Doctor of Philosophy, faculty of texas tech university, p ١٢٤-١٣٠.
[٢٩]. Duncan
[٣٠]. Nam
[٣١]. Conflict Tactics Scale
[٣٢]. امين زارعي، «عوامل مؤثر بر خشونت دانش آموزان دبيرستانهاي پسرانه شهر تهران»، پاياننامه كارشناسي ارشد، ٦٥-٦٨.
[٣٣]. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريهها و ديدگاهها، ص ١٢٣
[٣٤]. Identification
[٣٥]. پاول. اس. كاپلان، روانشناسي رشد، ترجمه: مهرداد فيروزبخت، ص ٥٨١-٥٨٢