سال سوم، شماره سوم، پاييز ١٣٨٩، ص ٩٣ ـ ١٠٦
Ravanshenasi-va- Din, Vol.٣. No.٣, Fall ٢٠١٠
و مرزهاي ارتباطي خانواده: يك همبستگي بنيادي
احمدرضا كياني*/ كيومرث فرحبخش**/ مسعود اسدي***/ اصغر شيرعليپور****
چكيده
پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطة ابعاد جهتگيري مذهبي با مرزهاي ارتباطي خانواده صورت گرفته است. جامعة آماري اين پژوهش را كلية خانوادههاي ساكن در شهرستان نكا تشكيل ميدهند. گروه نمونه شامل ١٠٠ زوج بود كه به روش نمونهگيري خوشهاي چندمرحلهاي تصادفي انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامة «ابعاد جهتگيري مذهبي، بهرامي احسان١٣٨١» و پرسشنامة محقق ساخته «مرزهاي ارتباطي خانواده» بودند. ضريب پايايي پرسشنامه ابعاد چهتگيري بين ٩١/٠و ٨٥/٠ گزارش شده است و ضريب پايايي پرسشنامه مرزهاي ارتباطي خانواده ٦٧/٠ به دست آمد. براي تجزيه و تحليل دادهها از ضريب همبستگي پيرسون و تحليل چندمتغيري همبستگي بنيادي استفاده شد. نتايج نخستين همبستگي بنيادي نشان داد كه با افزايش مذهبگرايي و ارزندهسازي و كاهش سازمان نيافتگي، تنيدگي مرزهاي بيرون خانواده و مرزهاي بهنجار درون خانواده كاهش مييابند. همچنين نتايج دومين همبستگي بنيادي نشان داد كه با افزايش مذهبگرايي و ارزندهسازي مذهبي، تنيدگي مرزهاي درون و بيرون خانواده، گسستگي مرزهاي درون خانواده و مرزهاي بهنجار درون خانواده كاهش مييابند.
كليد واژهها: جهتگيري مذهبي، مرزهاي ارتباطي، خانواده.
مقدمهخانواده چيزي بيش از مجموعه افرادي است كه در يك فضاي مادي و رواني خاص به سر ميبرند. خانواده يك نظام اجتماعي و طبيعي است كه مجموعهاي قواعد و اصول را ابداع، و براي اعضاي خود نقشهاي متنوعي تعيين ميكند[١]. خانواده درمانيِ ساختاري فرض ميكند كه خانوادهها يك الگوي ارتباطي قابل ملاحظه با ديگران دارند و از اينرو، ميتوان تعامل خرده سيستمي متفاوتي از قبيل زيرمجموعه والديني، زيرمجموعه برادر ـ خواهري را مشاهده كرد[٢]. خرده سيستمها، زيرمجموعههاي درونالگوي بزرگتر خانوادهاند كه هر يك نقش خاص خود را دارند كه بايد انجام دهند. مرزهاي قابل تعريفي بين اين زيرمجموعهها وجود دارد كه بايد مورد توجه قرار گيرد.[٣] از ديدگاه خانواده درماني ساختاري كه بر نظرية سيستمها مبتني است، مرزها خطوط نامرئي هستند كه افراد يا زيرمنظومهها را از نظر رواني از هم جدا ميكنند[٤] و به تشكيل زيرسيستمهاي خانواده ميانجامند.[٥] مرزهاي درون خانواده از لحاظ انعطافپذيري يا نفوذپذيري با يكديگر تفاوت دارند، و ميزان دسترسي به هر خردهنظام، ماهيت و فراواني ارتباط و تماس ميان اعضاي خانواده را تعيين ميكند. نوع مرزها در روابط بين اعضاي خانواده تأثير دارند.[٦]
بر طبق ديدگاه خانواده درماني ساختاري، مرزها ميتوانند، گسسته، درهم تنيده و بهنجار باشند. در مرزهاي گسسته يا خشك، ساختارِ سالم، نظم يا قدرت ديده نميشود، و پيوند بين اعضاي خانواده ضعيف است[٧]. اعضاي خانوادههاي با مرز گسسته، ممكن است مستقلانه عمل كنند، اما گرفتار يك احساس استقلال مسخ شدهاند و از فقدان حس وفاداري و تعلق و قابليت بهم وابستگي و طلب حمايت مورد نياز رنج ميبرند.[٨] در اين خانوادهها روابط بين افراد بسيار خشك و سخت است و رفتارهاي اعضا روي هم تأثير كمي دارد.[٩] مرزهاي درهم تنيده به شدت گنگ و نامتمايزند. بنابراين به سادگي از سوي ساير اعضاي خانواده مورد تجاوز قرار ميگيرند و مرزهاي هر خردهنظام در خانوادههاي به هم تنيده، در حدي ناچيز تفكيك شده است و به سادگي ميتوان از آن عبور كرد.[١٠] رفتار يك عضو خانواده بيدرنگ روي ديگران اثر ميگذارد، و استرس يكي از افراد شديداً از مرزها عبور ميكند و به سرعت در ساير زير منظومهها منعكس ميشود.[١١] در مرزهاي بهنجار يا واضح، هريك از خردهنظامها در عين اينكه مستقل از هم عمل ميكنند، با هم متحدند. اعضاي هر خردهنظام در عملكرد خردهنظام ديگر مداخله نميكنند و سلسله مراتب قدرت در خانواده برقرار ميباشد[١٢]. يكي از عوامل مؤثر در تعيين نوع مرزهاي درون خانواده، مذهب و جهتگيري مذهبي است.
مذهب سيستم سازمانيافتهاي از باورها شامل مشاركت، سنت، ارزشهاي اخلاقي، رسومات، مشاركت در يك جامعه ديني براي اعتقاد راسختر به خدا يا يك قدرت برتر است[١٣]. جهتگيري مذهبي به منزلة مرجعيت بخشيدن به ساختار روابط و مناسبات انسان در تمام ابعاد آن، در پرتو رابطه انسان با خدا تعريف شده است[١٤]. باورهاي مذهبي شيوههاي مؤثري براي مقابله با مصائب، تجارب دردناك و نشانههاي بيماري است و همچنين در زمان مشكلات و ناراحتيها بر چگونگي روابط انساني اثر ميگذارد[١٥]. باورهاي مذهبي اعضاي يك خانواده ميتواند بر شيوة ارتباط آنها با يكديگر و حفظ جايگاه و مرزهايي كه بين اعضاي خانواده وجود دارد، تأثير زيادي داشته باشد.[١٦]
بين مذهب و خانواده رابطهاي دوطرفه وجود دارد؛ اعمال و عقايد مذهبي ميتوانند نيروي تازهاي به خانواده و اعضاي آن ببخشند و به ترتيب مشاركتشان را در تجارب معنوي بيشتر و ايمان اعضا را قويتر كنند. به علاوه، اعمال و باورهاي مذهبي ناگوار و ناراحت كننده ميتواند به خانواده و اعضايش و روابط آنها آسيب وارد كند[١٧]. تحقيقات نشان داده است كه مذهب در چگونگي روابط بين اعضاي خانواده تأثير دارد و جهتگيري مذهبي تا حد زيادي تعيين كنندة نوع روابط بين اعضاي خانواده است[١٨] و به عنوان بخش مكمل و يكپارچة يك ازدواج تلقي ميگردد[١٩]. براي مثال در پژوهش اروين(٢٠٠٨) مشخص گرديد كه مذهب همبستگي معناداري با روابط اعضا در خانواده دارد. تحقيقاتي كه آثار اَعمال و باورهاي مذهبي و درگيري جمعي را روي عملكرد خانواده، شيوههاي والديني، پوياييهاي خانواده و پيوندهاي بين نسلي بررسي ميكنند، در حال افزايش است. محققان پي بُردهاند كه حوزة وسيعي از سنتهاي ديني مطابق با خانوادههاي معاصر است.[٢٠] با اين حال پژوهشي كه به طور مستقيم نقش مذهب و جهتگيري مذهبي را در نوع و شكلگيري مرزهاي خانواده در كانون بررسي قرار داده باشد، يافت نشد. با توجه به اينكه جامعة ايران جامعهاي مذهبي شناخته ميشود و از آنجا كه مذهب و ابعاد جهتگيري مذهبي در روابط بين اعضاي خانواده نقش مهمي را ايفا ميكنند، پرداختن به نقش مذهب در روابط خانوادگي ضروري به نظر ميرسد. بنابراين، هدف پژوهش حاضر، بررسي رابطه ابعاد جهتگيري مذهبي با مرزهاي ارتباطي خانواده است. بر اين اساس پرسشهاي پژوهش حاضر عبارتاند از: ١- آيا بين مؤلفههاي جهتگيري مذهبي (مذهبگرايي، سازمان نيافتگي، ارزندهسازي و كامجويي) و مؤلفههاي مرزهاي ارتباطي خانواده (تنيدگي مرزهاي بيرون از خانواده، تنيدگي مرزهاي درون خانواده، گسستگي مرزهاي بيرون خانواده، گسستگي مرزهاي درون خانواده، بهنجاري مرزهاي بيرون خانواده و بهنجاري مرزهاي درون خانواده ) رابطه وجود دارد؟ ٢. هريك از مؤلفههاي جهتگيري مذهبي به چه ميزان مؤلفههاي مرزهاي ارتباطي خانواده را تبيين ميكنند؟
روششناسي پژوهشجامعة آماري، نمونه و روش نمونهگيري
پژوهش حاضر در چار چوب يك طرح غير آزمايشي، از نوع همبستگي انجام شده است. جامعة آماري اين پژوهش كلية خانوادههاي ساكن در شهرستان نكاست؛ خانوادههايي كه بين والدين آنها بين ٢٥ تا ٥٠ ساله و داراي فرزند بودند. نمونة مورد نظر شامل ١٠٠ خانواده بود كه به روش نمونهگيري خوشهاي چندمرحلهاي تصادفي انتخاب شدند و مورد آزمون قرار گرفتند. روش نمونهگيري بدين شكل بود كه با مراجعه به شهرداري نكا و تهية نقشه خيابانها، هر خيابان به عنوان يك خوشه در نظر گرفته شد. سپس از هر خوشه ٥ خوشه به صورت تصادفي انتخاب شد و از هر خوشه ٢٠ خانواده كه ويژگي مورد نظر را را دارا بودند، انتخاب شدند. بدين ترتيب از بين خوشهها ١٠٠ خانواده انتخاب شدند و به پرسشنامههاي مربوط به پژوهش پاسخ دادند. گفتني است كه پيش از تكميل پرسشنامههاي مورد نظر توسط آزمودنيها، پژوهشگران توضيحاتي در زمينة هدف پژوهش و شيوة تكميل مقياسهاي به كار برده شده براي آزمودنيها ارائه كردند. براي بررسي دادهها از ميانگين، انحراف معيار، همبستگي پيرسون و همبستگي بنيادي با استفاده از نرم افزار SAS استفاده شد. تحليل همبستگي بنيادي رابطة دو مجموعه متغير را در يك گروه بررسي ميكند.[٢١] قبل از تحليل دادهها، پيشفرضهاي تحليل واريانس چندمتغيري، بررسي و نتايج چولگي و كشيدگي متغيرها نشان داد كه توزيع نمرههاي آزمونها نرمال است. مجموعه متغيرهاي پيشبين را چهار متغير (مذهبگرايي، سازمان نيافتگي، ارزندهسازي و كامجويي) و مجموعه متغيرهاي ملاك را شش متغير (تنيدگي مرزهاي بيرون از خانواده، تنيدگي مرزهاي درون خانواده، گسستگي مرزهاي بيرون خانواده، گسستگي مرزهاي درون خانواده، بهنجاري مرزهاي بيرون خانواده و بهنجاري مرزهاي درون خانواده)، تشكيل ميدهند.
ابزار سنجش١. مقياس جهت گيري مذهبي: اين مقياس را بهرامي احسان ساخته و داراي ٦٤ ماده است كه آزمودنيها به هريك از مواد بر اساس مقياس ليكرتي از «هرگز» تا «كاملاً درست» پاسخ ميدهند. اين مقياس شامل چهار خرده مقياس ميشود كه هر يك از خرده مقياسها ابعاد متفاوتي را ميسنجد. اين چهار خرده مقياس عبارتاند از: ١. جهتگيري مذهبي يا مذهبگرايي با ٢٨ گويه؛ ٢. سازمان نيافتگي مذهبي با ١٩گويه؛ ٣. ارزندهسازي مذهبي با ٩ گويه؛ ٤. كامجويي با ٨ گويه. اين مقياس را بهرامي احسان (١٣٨١) در ايران هنجاريابي كرده است و ضريب پايايي اين فرم بين ٩١/٠و ٨٥/٠ گزارش شده است. همچنين روايي محتوايي و سازه آن نيز بررسي و تأييد شده است. به منظور ارزيابي روايي محتوايي مقياس مواد آماده شده به ٥٠ روحاني عرضه شد كه آنها مقياس را واجد روايي محتوايي مطلوب ارزيابي كردند. به منظور بررسي روايي سازه و نيز تحليل ساختارهاي عاملي آزمون، روش تحليل عاملي با استفاده از تحليل مؤلفههاي اصلي و در چرخش با استفاده از روش مايل مستقيم، تحليل تكرار شد. نتايج به دست آمده نشان داد كه مقياس از چهار عامل اشباع شده است. در پژوهشي ميزان مقياس معبد گلزاري به عنوان ملاك انتخاب و ميزان همگرايي مقياس جهتگيري مذهبي با آن بررسي شد. نتايج از همبستگي بسيار بالاي اين دو آزمون در تمام زمينهها حكايت داشت.[٢٢]
٢. پرسشنامة مرزهاي ارتباطي خانواده: مقياس مرزهاي ارتباطي را مؤلفان پژوهش حاضر، براي سنجش سه نوع مرز ارتباطي درهم تنيده، بهنجار و گسسته در درون خانواده و سه نوع مرز ارتباطي درهم تنيده، بهنجار و گسسته خانواده با محيط بيرون تهيه كردهاند. در اين پرسشنامه ١٥ سؤال براي اندازهگيري مرزهاي درون خانواده و ١٥ سؤال براي اندازهگيري مرزهاي خانواده با محيط بيرون طراحي شده است. براي اندازهگيري سه نوع مرز درون خانواده، ٥ سؤال به هم تنيدگي مرزهاي درون خانواده، ٥ سؤال بهنجار بودن مرزهاي درون خانواده و ٥ سؤال گسستگي مرزهاي درون خانواده را اندازهگيري ميكند. در مورد مرزهاي خانواده با محيط بيرون هم به همين شيوه عمل ميشود و براي اندازهگيري هر بعد ٥ سؤال در نظر گرفته شده است. بنابراين، اين آزمون ٦ بُعد را ميسنجد. در اجراي مقدماتي پرسشنامه مورد نظر همراه با پرسشنامة «ابزار سنجش خانواده»، روي ٤٠ نفر اجرا شد و سؤالات نامناسب حذف و متن سئوالاتي كه از نظر آزمودنيها مشكل داشت، اصلاح گرديد. پس از حذف سؤالات نامناسب ضريب آلفاي پرسشنامه با سؤالات باقي مانده محاسبه شد. اين ضريب براي كل مقياس ٦٧/٠، براي مقياس مرزهاي بيرون خانواده، مرزهاي درون خانواده، مرزهاي بهنجار درون خانواده، گسستگي مرزهاي بيرون خانواده، گسستگي مرزهاي درون خانواده، مرزهاي بهنجار بيرون خانواده، به ترتيب ٧٢/٠، ٥١/٠، ٥٢/٠، ٥٦/٠، ٦٧/٠ و ٥٤/٠ به دست آمد. همچنين ضريب همبستگي كل پرسشنامه با پرسشنامه «سنجش عملكرد خانواده» ٦٨/٠ محاسبه شد كه نشان دهنده روايي همگراي قابل قبولي است.[٢٣]
يافتههاجدول ١- ميانگين، انحراف استاندارد و ضرايب همبستگي متغيرهاي پژوهش
|
رديف |
آماره متغيرها |
ميانگين |
انحراف معيار |
١ |
٢ |
٣ |
٤ |
٥ |
٦ |
٧ |
٨ |
٩ |
١٠ |
|
مؤلفههاي جهتگيري مذهبي |
١.مذهبگرايي
|
٣٠/٣٦ |
٨٥/٥ |
١ |
|
||||||||
|
٢. سازمان نيافتگي |
٨٥/٦٨ |
٠٨/١١ |
**٣٤/٠-
|
١ |
|||||||||
|
٣. ارزندهسازي مذهبي |
٣٤/١٩ |
٧٨/٤ |
**٥١/٠ |
**٢٢/٠- |
١ |
||||||||
|
٤. كامجويي |
٧٦/٢٦ |
٧٠/٤ |
١٢/٠- |
**٢٢/٠ |
*١٦/٠- |
١ |
|||||||
|
مؤلفههاي مرزهاي ارتباطي |
٥. تنيدگي مرزهاي بيرون از خانواده |
٠٤/١٢ |
٩١/٢ |
٠٦/٠ |
**٢٢/٠- |
٠٦/٠- |
٠٥/٠- |
١ |
|
||||
|
٦. تنيدگي مرزهاي درون خانواده |
٣٤/١٨ |
٠٦/٣ |
**١٨/٠- |
٠٠/٠ |
**١٩/٠- |
١١/٠- |
**٢٤/٠ |
١ |
|||||
|
٧. گسستگي مرزهاي بيرون خانواده |
٦٤/١١ |
٧٧/٣ |
٠٧/٠ |
١١/٠- |
**٢٠/٠ |
**١٩/٠- |
٠٢/٠ |
٠٥/٠ |
١ |
||||
|
٨.گسستگي مرزهاي درون خانواده |
٦٩/١٢ |
١٧/٣ |
٠٩/٠ |
١١/٠- |
١٠/٠- |
٠٧/٠- |
١١/٠ |
٠٤/٠ |
٠٨/٠- |
١ |
|||
|
٩. مرزهاي بهنجار بيرون خانواده |
٤٨/١٤ |
٣٤/٣ |
٠٥/٠ |
٠٠٠/٠ |
٠٧/٠ |
٠١/٠- |
**١٥/٠ |
**٢٢/٠ |
**٢٧/٠ |
٠٧/٠- |
١ |
||
|
١٠.مرزهاي بهنجار درون خانواده |
٠٦/١٧ |
٥٥/٢ |
**٢٠/٠- |
**٣٠/٠ |
**١٩/٠- |
٠٣/٠- |
٠٠٠/٠ |
**٣٣/٠ |
١٠/٠ |
٠٣/٠ |
٠٥/٠ |
١ |
**P<٠/٠١
نتايج جدول شماره (١) نشان ميدهد كه بين مذهبگرايي با تنيدگي مرزهاي درون خانواده و مرزهاي بهنجار درون خانواده، همبستگي منفي معنادار وجود دارد(٠١/٠ P< ). سازمان نيافتگي با تنيدگي مرزهاي بيرون از خانواده، همبستگي منفيِ معنادار و با مرزهاي بهنجار درون خانواده، همبستگي مثبتِ معنادار دارد(٠١/٠ P< ). بين ارزندهسازي مذهبي با تنيدگي مرزهاي درون خانواده و مرزهاي بهنجار درون خانواده، همبستگي منفيِ معنادار و با گسستگي مرزهاي بيرون خانواده، همبستگي مثبتِ معنادار وجود دارد(٠١/٠ P< ). بين كامجويي با گسستگي مرزهاي بيرون خانواده همبستگي منفي معنادار وجود دارد(٠١/٠ P<).
در جدول شماره (٢) نتايج تحليل واريانس چندمتغيري بر روي مجموعه متغيرهاي ملاك ارائه شده است. نتايج معنادار هر سه آماره نشان ميدهد كه بين مؤلفههاي مرزهاي ارتباطي خانواده با سطح احتمال ٩٩ درصد رابطه معناداري وجود دارد (٠١/٠ P< ). در نتيجه از تحليلهاي چندمتغيري استفاده شد.
جدول٢- خلاصة تحليل واريانس چند متغيره بر روي مجموعه متغيرهاي ملاك
|
سطح معني داري |
dfخطا |
df فرضيه |
F |
مقدارآماره |
آزمونهاي چند متغيره |
|
٠٠٠٤/٠ |
٧٧٢ |
٢٤ |
٤٦/٣ |
٣٨٩/٠ |
اثر پيلاي |
|
٠٠٠٢/٠ |
٦٦٤ |
٢٤ |
٥٣/٣ |
٦٥٧/٠ |
لانداي ويلكز |
|
٠٠٠٤/٠ |
٧٥٤ |
٢٤ |
٥٥/٣ |
٤٥٣/٠ |
اثر هتلينگ-لاولي |
براي بررسي اينكه متغيرهاي پيشبين به چه ميزان متغيرهاي ملاك را تبيين ميكنند، از همبستگي بنيادي استفاده شد كه نتايح آن در جدول شماره (٣) آمده است.
جدول٣- جدول خلاصة ابعاد همبستگي بنيادي
|
ابعاد |
مقدار همبستگي بنيادي |
واريانس مشترك |
لامبداي ويلكز |
F |
df١ |
df٢ |
سطح معناداري |
|
١ |
٤٣/٠ |
١٩/٠ |
٦٥٧/٠ |
٥٣/٣ |
٢٤ |
٠٤/٦٦٤ |
٠٠٠٣/٠ |
|
٢ |
٣٣/٠ |
١١/٠ |
٨١١/٠ |
٧٦/٢ |
١٥ |
٠٠/٥٢٧ |
٠٠٠٤/٠ |
|
٣ |
٢٥/٠ |
٠٦/٠ |
٩١٣/٠ |
٢٢/٢ |
٨ |
٠٠/٣٨٤ |
١٢٥/٠ |
|
٤ |
١٤/٠ |
٠٢/٠ |
٩٧٨/٠ |
٤٠/١ |
٣ |
٠٠/١٩٣ |
٢٤٣/٠ |
نتايج تحليل همبستگي بنيادي براي دانشجويان در جدول شمارة (٣) نشان ميدهد كه از ٤ ريشة بنيادي، ٢ ريشة بنيادي از لحاظ آماري معنادار است. مقدار همبستگي بنيادي و درصد تبيين بين مجموعه متغيرهاي ملاك و پيشبين براي هر دو بُعد به ترتيب ٤٣/٠و٣٣/٠ ميباشد. اين نتيجه نشان ميدهد به ترتيب ١٩ و ١١ درصد از واريانس متغيرهاي ملاك توسط پيشبين تبيين ميشود.
نتايج تحليل همبستگي بنيادي براي ابعاد معنادار، در جدول شمارة ٤ و شكل شمارة (١) ارائه شده است. ملاك ٣٠/٠ به عنوان نمرة برش براي بارگذاري در نظر گرفته شد[٢٤] و بارهاي مؤلفههاي بيش از ٣٠/٠ براي شناسايي روابط بين متغيرها بررسي شدند.
جدول ٤- نتايج بارهاي بنيادي نمرههاي مؤلفههاي جهتگيري مذهبي و مرزهاي ارتباطي خانواده بر متغيرهاي بنيادي
|
|
شاخص آماره متغيرها |
بارهاي بنيادي نخست |
بارهاي بنيادي دوم |
||||
|
|
جهتگيري مذهبي |
مرزهاي ارتباطي |
جهتگيري مذهبي |
مرزهاي ارتباطي |
|||
|
متغيرهاي پيشبين |
مذهبگرايي |
٥٤/٠ |
٢٣/٠ |
٣٧/٠ |
١٢/٠ |
|
|
|
سازمان نيافتگي |
٩٦/٠- |
٤٢/٠- |
١٧/٠ |
٠٥/٠ |
|
||
|
ارزندهسازي مذهبي |
٣٩/٠ |
١٧/٠ |
٨٦/٠ |
٢٨/٠ |
|
||
|
كامجويي |
٢٣/٠- |
١٠/٠- |
٢٤/٠ |
٠٨/٠ |
|
||
|
متغيرهاي ملاك |
تنيدگي مرزهاي بيرون خانواده |
٢٠/٠ |
٤٧/٠ |
١٥/٠- |
٤٦/٠- |
|
|
|
تنيدگي مرزهاي درون خانواده |
٠٤/٠- |
١٠/٠- |
٢٤/٠- |
٧٢/٠- |
|
||
|
گسستگي مرزهاي بيرون خانواده |
١٣/٠ |
٣١/٠ |
١٠/٠ |
٣٠/٠ |
|
||
|
گسستگي مرزهاي درون خانواده |
١١/٠ |
٢٥/٠ |
١٦/٠- |
٤٨/٠- |
|
||
|
مرزهاي بهنجار بيرون خانواده |
٠٢/٠ |
٠٤/٠ |
٠٧/٠ |
٢١/٠ |
|
||
|
مرزهاي بهنجار درون خانواده |
٣٢/٠- |
٧٥/٠- |
١٠/٠- |
٣٠/٠- |
|
||
بر اساس نتايج تحليل همبستگي بنيادي در جدول شمارة (٣) براي نخستين بُعد بنيادي، لامبداي ويلكز (
)
مساوي ٦٥٧/٠ و ٥٧/٣ = F در سطح٠١/٠ معنادار شد. چنان كه جدول شمارة (٤)
نشان ميدهد، در الگوي همبستگي به دست آمده در اين مرحله از تحليل براي
تغييرات پيشبين از طريق بارهاي بنيادي مثبت، مذهبگرايي (٢٩ % واريانس)،
ارزندهسازي مذهبي (١٥% واريانس) و بارهاي بنيادي منفي سازمان نيافتگي (٩٢%
واريانس) و براي تغييرات ملاك به واسطة ضرايب مثبت، تنيدگي مرزهاي بيرون
خانواده (٢٢ % واريانس)، گسستگي مرزهاي بيرون خانواده (٠٩ % واريانس) و
بارهاي بنيادي منفي، بهنجاري مرزهاي بيرون خانواده (٥٨% واريانس) مشخص
گرديد. علاوه برآن با توجه به جدول شمارة (٤)، سازمان نيافتگي (٩٦/٠-) از
متغيرهاي پيشبين و بهنجاري مرزهاي درون خانواده (٧٥/٠-) از متغيرهاي ملاك
بيشترين نقش را در ايجاد نخستين همبستگي بنيادي داشته است.
وقتي كه مذهبگرايي همراه با ارزندهسازي مذهبي، به طور كامل از سازمان نيافتگي جدا ميشود، رابطه قوي منفي با بهنجاري مرزهاي درون خانواده پديد ميآيد. متغير مرزهاي ارتباطي حاصل تركيب خطي مرزهاي بهنجار درون خانواده به صورت منفي است. متغير مذهبگرايي نيز حاصل تركيب خطي ارزندهسازي مذهبي و مذهبگرايي به صورت مثبت و سازمان نيافتگي به صورت منفي است.
بر اساس نتايج تحليل همبستگي بنيادي در جدول شمارة (٣) براي دومين بُعد بنيادي، لامبداي ويلكز(
)
مساوي ٨١١/٠ و ٧٦/٢ = F در سطح ٠١/٠ معنادار شد. از اين نظر دومين همبستگي
بنيادي روي تغييرات پيشبين از طريق بارهاي بنيادي مثبت مذهبگرايي ( ١٣%
واريانس)، ارزندهسازي مذهبي (٧٣% واريانس) از يك طرف و براي تغييرات ملاك،
ضرايب مثبت در گسستگي مرزهاي بيرون خانواده (٢% واريانس) و ضرايب منفي
براي تنيدگي مرزهاي بيرون و درون خانواده (٢١ و ٥١ % واريانس)، گسستگي
مرزهاي درون خانواده (٢٣% واريانس) و بهنجاري مرزهاي درون خانواده (٩%
واريانس) از طرف ديگر مشخص گرديد. علاوه بر آن با توجه به جدول شمارة (٤)،
ارزندهسازي (٨٦/٠) از متغيرهاي پيشبين و تنيدگي مرزهاي درون خانواده
(٧٢/٠-) از متغيرهاي ملاك بيشترين نقش را در ايجاد دومين همبستگي بنيادي
داشته است.
پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه ابعاد جهتگيري مذهبي با مرزهاي ارتباطي خانواده انجام شد. نتايج اولين همبستگي بنيادي نشان داد كه رابطة معناداري بين مجموعه متغيرهاي پيشبين (مذهبگرايي، سازمان نيافتگي، ارزندهسازي و كامجويي) و مجموعه متغيرهاي ملاك (تنيدگي مرزهاي بيرون از خانواده، تنيدگي مرزهاي درون خانواده، گسستگي مرزهاي بيرون خانواده، گسستگي مرزهاي درون خانواده، بهنجاري مرزهاي بيرون خانواده و بهنجاري مرزهاي درون خانواده )، وجود دارد و ١٩درصد از واريانس متغيرهاي ملاك با متغيرهاي پيشبين، تبيين ميشود. به نظر ميرسد كه تركيبي از مذهبگرايي و ارزندهسازي مذهبي بالا و سازمان نيافتگي پايين، سبب افزايش تنيدگي مرزهاي بيرون خانواده و ضعيف شدن مرزهاي بهنجار درون خانواده گردد.از آنجا كه پژوهشي مشابه با اين نتيجه يافت نشد، امكان مقايسه فراهم نگرديد، ولي در تبيين اين يافته ميتوان گفت كه هر اندازه افراد و خانوادهها در برقراري رابطة عميق و قلبي با خدا و رابطه با مردم، بر اساس آموزههاي ديني و عاقبتگرايي و توجه به آخرت عمل نمايند و ارزيابي مثبت و همراه با قيد و بندهايهاي جدي در مناسك مذهبي و ارزيابيهاي انعطافناپذير از مذهب و رفتارهاي مذهبي داشته باشند و در كل به خدا و باورهاي مذهبي معتقد و پايبندي زيادي داشته باشند، داراي مرزهاي به هم تنيده با محيط بيرون هستند؛ يعني آنها با اطرافيان رابطة بيشتر و شديدتري دارند و اطرافيان حق مداخله در امور خانواده را دارند و همچنين اطرافيان از آنها حمايت عاطفي و در مسائل آنها مداخله ميكنند و همچنين اطرافيان از مسائل خصوصي خانواده اطلاع دارند. به صورت طبيعي، تشديد تنيدگي مرز خانواده با اطرافيان باعث تضعيف مرزهاي بهنجار درون خانواده ميشود؛ به عبارتي اين افراد بيشتر به جاي اينكه با اعضاي خانواده رابطه برقرار سازند و در درون خانواده براي مسائل شخصي و خانوادگي ارزش قائل شوند و اين مسائل را جزو مسائل خصوصي و رازهاي خانواده بدانند، بيشتر با اطرافيان وارد رابطه ميشوند و اطرافيان هستند كه در كارهاي آنها مداخله و خودشان را درگير مسائل خصوصي خانواده مينمايند.
نتايج دومين همبستگي بنيادي نشان داد كه رابطة معناداري بين مجموعه متغيرهاي پيشبين و مجموعه متغيرهاي ملاك وجود دارد و ١١درصد از واريانس متغيرهاي ملاك توسط متغيرهاي پيشبين، تبيين ميشود. به نظر ميرسد كه تركيبي از مذهبگرايي و ارزندهسازي مذهبيِ بالا، سبب كاهش تنيدگي مرزهاي بيرون و درون خانواده، كاهش گسستگي مرزهاي درون خانواده، ضعيف شدن مرزهاي بهنجار درون خانواده و افزايش گسستگي مرزهاي بيرون خانواده گردد. از آنجا كه پژوهشي مشابه با اين نتيجه يافت نشد، امكان مقايسه فراهم نشد، ولي در تبيين احتمالي اين يافته ميتوان گفت كه كه هر اندازه افراد و خانوادهها در برقراري رابطه عميق و قلبي با خدا و رابطه با مردم، بر اساس آموزههاي ديني و عاقبتگرايي و توجه به آخرت عمل كنند و ارزيابي مثبت، همراه با قيدهاي جدي در مناسك مذهبي داشته باشند، ارتباط شديد آنها با خانواده و اطرافيان، حمايت عاطفي آنها از طرف خانواده و اطرافيان، و مداخلة ديگران در امور شخصي آنها كمتر ميشود و بنابراين آنها ميكوشند مستقل و جدا از اطرافيان عمل كنند و اطرافيان حق مداخله در امور خانواده را ندارند و خود اعضاي خانوادهاند كه براي خانواده تصميم ميگيرند و مسائل درون خانواده مربوط به خانواده است و اطرافيان هم از اين مسائل باخبر نميشوند چون اين مسائل محرمانه و خصوصي براي اعضاي خانواده تلقي ميشود. هرچند آنها روابط گرم و نزديكي با اعضاي خانواده ندارند، چندان هم ارتباطشان را با خانواده قطع نميكنند و روابط چندان خشك و سردي با خانواده ندارند. در نتيجه آنها روابط بهنجاري با خانواده ندارند؛ روابطي كه در آن هريك از اعضا در عين وحدت با خانواده، حس استقلال و فرديت داشته باشد و اعضاي خانواده در حين بروز مشكل به هم كنند و همچنين هر فردي براي خود رازها و مسائل خصوصي داشته باشد.
بر اساس يافتههاي به دست آمده از پژوهش حاضر، ميتوان به دو دسته پيامدِ نظري و عملي اشاره كرد. در سطح نظري، بررسي ارتباط ابعاد جهتگيري مذهبي و مرزهاي ارتباطي خانواده هنوز مورد توجه پژوهشگران داخلي قرار نگرفته است، لذا انجام اين پژوهش ميتواند به عنوان شروع، توجه پژوهشگران داخلي را به اين متغيرها جلب كند. در سطح ِعملي، ميتوان به تقويت ِابعادي از جهت گيري مذهبي در خانوادهها پرداخت كه باعث كاهش گسستگي و به هم تنيدگي مرزهاي خانواده ميشود. به عبارت ديگر خانواده درمانگران، بايد در تقويت ابعاد مذهبگرايي و ارزندهسازي مذهبي درخانوادهها بكوشند تا بدين وسيله مرزهاي به هم تنيده و از هم گسسته اصلاح گردد. همچنين ميتوان با تقويت اين ابعاد از به وجود آمدن و تشديد مشكلات مرزي در خانوادهها پيشگيري نمود. همچنين با توجه به يافتههاي پژوهش حاضر به خانواده درمانگران توصيه ميشود كه در خانواده به سلسله مراتب موجود در خانواده، اتحادها، قدرت و همچنين خردهنظامها براي كمك به برقراري تعادل در خانواده توجه نمايند. درمانگران ميتوانند با افزايش آموزههاي مذهبي به والدين، به بهبود مرزهاي بهم تنيده يا گسسته كمك كنند. والدين نيز ميتوانند آموزههاي مذهبي را به فرزندانشان بياموزند تا از اين طريق مرزهاي سالم تر و كارآمدتر و در نتيجه خانواده و محيط سالمتري داشته باشند.
پژوهش حاضر تنها به بررسي رابطة جهتگيري مذهبي و مرزهاي ارتباطي خانواده پرداخته است. بنابراين نتايج فقط در جهت شناسايي تأثير اين دو متغير حائز اهميتاند. پژوهش حاضر محدوديتهايي نيز دارد؛ با توجه به اينكه گروه نمونه را خانوادههاي شهرستان تشكيل ميدهند، تعميم نتايج به تمام فرهنگها بايد با احتياط صورت بگيرد؛ لذا براي موضعگيري قاطعتر در مورد رابطه بين ابعاد جهتگيري مذهبي و مرزهاي ارتباطي خانواده در جامعة ايراني، اجراي پژوهشهاي بيشتر در نمونههاي متنوعتر ضروري به نظر ميرسد. همچنين بررسي مرزهاي ارتباطي خانواده با ديگر سازههاي مرتبط با آن نظيرِ عملكرد خانواده، كيفيت و رضايت از زندگي، تعارض زناشويي و... پيشنهاد ميگردد.
منابع
بهرامي احسان، هادي، «رابطه بين جهتگيري مذهبي، اضطراب، و حرمت خود»، روانشناسي، سال ششم، ش ٤، ١٣٨١.
بهرامي احسان، هادي؛ تاشك، آناهيتا، «ابعاد رابطه ميان جهتگيري مذهبي و سلامت رواني و ارزيابي مقياس جهتگيري مذهبي»، روانشناسي و علوم تربيتي، سال ٣٤، ش ٢، ١٣٨٣.
بهرامي، احسان هادي، طهبازحسينزاده سحر، «مقايسه آزارديدگي، سلامت رواني، و جهت گيري مذهبي در دختران فراري و عادي شهر تهران»، روانشناسي و علوم تربيتي، ش ٣٧ (١)، ١٣٨٦.
پروچاسكا، جيمز، اُ و نوركراس، جان، سي، نظريههاي روان درماني، ترجمه سيد محمدي، تهران، رشد، ١٣٨٧.
تبريزي، مصطفي و همكاران، فرهنگ توصيفي خانواده و خانواده درماني، تهران، فراروان، ١٣٨٥.
شير عليپور، اصغر، «نقش ذهنيت فلسفي، خلاقيت، خودپنداره و خودكارآمدي رياضي بر پيشرفت رياضي در دانشآموزان شهرستان مرند»، پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تربيت معلم تهران، ١٣٨٨.
كياني، احمدرضا، «بررسي رابطه ابعاد جهتگيري مذهبي و مرزهاي ارتباطي خانوادههاي شهرستان نكا»، پاياننامه كارشناسي ارشد مشاوره، دانشگاه علامه طباطبايي، ١٣٨٩.
گلدنبرگ، ايرونه و گلدنبرگ، هربرت، خانواده درماني، ترجمه حميدرضا حسين شاهيبراواتي و همكاران، تهران، روان، ١٣٨٥.
موسوي، اشرف السادات، خانواده درماني كاربردي با رويكرد سيستمي، تهران، الزهرا، ١٣٨٢.
مينوچين، سالوادر، خانواده و خانواده درماني، ترجمه ثنايي، باقر، تهران، اميركبير، ١٣٨٦.
مينوچين، سالوادور، فيشمن، فنون خانواده درماني، ترجمه بهاري، فرشاد، سيا، فرح، تهران، رشد، ١٣٨١.
نيكولز، مايكل و نيكولز، ريچارد، خانواده درماني، ترجمه دهقاني، محسن و همكاران، تهران، دانژه، ١٣٨٧.
هومن، حيدرعلي، تحليل دادههاي چندمتغيري در پژوهش رفتاري، تهران، پيك فرهنگ، ١٣٨٤.
Walsh, F, Spirituality in Family Therapy, Guilford Press, ٢٠٠٩.
Ellison. C. G, Contemporary African American religion. what have we learned from NSBA? Department of Sociology ٣٣٦ Burdine Hall, University of Texas at Austin Texas, ١٩٩١.
Smith, C.Kim.P, Family Religious Involvement and the Quality of Family, Relationships for Early Adolescents. Chapel Hill, NC: National Study of Youth and Religion, ٢٠٠٣.
Myers S, Religious Homogamy and Marital Quality: Historical and Generational Patterns Journal of Marriage and Family, Volume ٦٨, ٢٠٠٦.
Irvine, M. M. C, The Relationship Between Religiosity and The Family Dynamics of The Circumplex Model of Marital and Family System, California school of professional psychology, Aliant international university, ٢٠٠٨.
Bjarnason T, Parents, "Religion, and Perceived Social Coherence: A Dorkheimian Framework of Adolescent Anomie", Journal for the Scientific Study of Religion, V.٣٧, ١٩٩٨.
* دانشجوي دکتري مشاوره خانواده، دانشگاه اصفهان. دريافت: ٥/٦/٨٩ ـ پذيرش: ١٤/٩/٨٩
** دکتري مشاوره، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي
*** کارشناس ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه تربيت معلم تهران
**** کارشناس ارشد تحقيقات آموزشي، دانشگاه تربيت معلم تهران
[١]. ايرونه گلدنبرگ و هربرت گلدنبرگ، خانواده درماني، ترجمه حميدرضا حسين شاهي براواتي و همکاران، ص ١٤٣ـ١٤١.
[٢]. سالوادور مينوچين، خانواده و خانواده درماني، ترجمه باقر ثنايي، ص ٢٤٣ـ٢٤١.
[٣]. سالوادور مينوچين؛ فيشمن، فنون خانواده درماني، ترجمه فرشاد بهاري، ص ٥١ـ٣١.
[٤]. سالوادور مينوچين، خانواده و خانواده درماني، ص ٢٤٣ـ٢٤١.
[٥]. تبريزي و همکاران، فرهنگ توصيفي خانواده و خانواده درماني، ص ٣٩.
[٦]. ايرونه گلدنبرگ و هربرت گلدنبرگ، همان.
[٧]. جيمز پروچاسکا و همكاران، نظريههاي روان درماني، ترجمه سيدمحمدي، ص ٤٦٢ـ٤٥٢.
[٨]. سالوادور مينوچين، همان.
[٩]. مايكل نيكولز و ريچارد نيكولز، خانواده درماني، ترجمه محسن دهقاني و همكاران، ص ٢٤ـ٢٤٢.
[١٠]. ايرونه گلدنبرگ و هربرت گلدنبرگ، همان.
[١١]. اشرفالسادات موسوي، خانواده درماني كاربردي با رويكرد سيستمي، ص١٣١ـ١٠١.
[١٢]. مايكل نيكولز و ريچارد نيكولز، همان.
[١٣]. Walsh, F, Spirituality in Family Therapy, p. ٥-٢٠.
[١٤]. احسان بهرامي و همكاران، «ابعاد رابطه ميان جهتگيري مذهبي و سلامت رواني و ارزيابي مقياس جهتگيري مذهبي»، روانشناسي و علوم تربيتي، سال ٣٤، شماره ٢، ص ٦٣ـ٤١.
[١٥]. Walsh, F, Spirituality in Family Therapy, p. ٥-٢٠.
[١٦]. Bjarnason T, "Parents, Religion, and Perceived Social Coherence: A Dorkheimian Framework of Adolescent Anomie", Journal for the Scientific Study of Religion. V.٣٧, N٤, p. ٧٤٢-٧٥٤.
[١٧]. Walsh, F, Spirituality in Family Therapy, p. ٥-٢٠.
[١٨]. Smith, C.Kim.P, Family Religious Involvement and the Quality of Family, Relationships for Early Adolescents. Chapel Hill, NC: National Study of Youth and Religion. P. ٥-٧.
[١٩] . Myers S, "Religious Homogamy and Marital Quality: Historical and Generational Patterns", Journal of Marriage and Family, V٦٨, Issue٢, p. ٢٩٢–٣٠٤.
[٢٠]. Walsh, F, Spirituality in Family Therapy, p. ٥-٢٠.
[٢١]. هومن، تحليل دادههاي چندمتغيري در پژوهش رفتاري، ص ٢٤٥ـ٢٦٥.
[٢٢]. هادي بهرامي احسان، سحر طهبازحسينزاده، «مقايسه آزارديدگي، سلامت رواني، و جهتگيري مذهبي در دختران فراري و عادي شهر تهران»، روانشناسي و علوم تربيتي، ش ٣٧ (١)، ص ١٥٧-١٤٣.
[٢٣]. احمدرضا کياني، «بررسي رابطه ابعاد جهتگيري مذهبي و مرزهاي ارتباطي خانواده هاي شهرستان نکا»، پاياننامه کارشناسي ارشد مشاوره، دانشگاه علامه طباطبايي، ص ٦٦-٧٣.
[٢٤]. اصغر شيرعليپور، «نقش ذهنيت فلسفي، خلاقيت، خودپنداره و خودكارآمدي رياضي بر پيشرفت رياضي در دانشآموزان شهرستان مرند»، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه تربيت معلم تهران، ص ١٢٧-١٣١.