معرفت فرهنگی اجتماعی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٦ - صورتبندي مطالعات زنان در الميزان
سال پنجم، شماره دوم، پياپي ١٨، بهار ١٣٩٣
محمدرضا كدخدايي / دانشجوي دکتراي مطالعات زنان و خانواده [email protected]
محمدرضا زيبايينژاد / مدير مرکز مطالعات زنان و خانواده حوزه علميه قم [email protected]
دريافت: ٣/٢/١٣٩٣ ـ پذيرش: ٨/٦/١٣٩٣
چكيدههدف نهايي اين مقاله تبيين نظام فكري علّامه طباطبائي در موضوع «مطالعات زنان» بهمنزلة يك رشتة ميانرشتهاي قابل مقايسه با رشتههاي رايج علمي است. اين كار بايد در قالب پارادايمي مقايسهپذير با پارادايمهاي رايج رشتههاي علمي صورت پذيرد تا امكان داوري و گزينش را فراهم سازد. تهافت مبنايي در پارادايمهاي رايج الهياتي (وحيمحور) با پارادايمهاي رايج دانشگاهي (عقل ـ تجربهمحور) از يكسو و لزوم فراگير بودن الگو و ساختار ارائهشده براي همة موضوعات مطرح در آن علم بهگونهايكه با مباني پارادايمي ارتباطي منسجم و قابل دفاع برقرار كند، خبر از صعوبت چنين الگويي ميدهد. علّامه بر اساس يك الگوي چهاروجهي كه دربرگيرندة مباحث تاريخي و جامعهشناسانه، هستيشناسانه، ارزششناسانه و آسيبشناسانه است، شاكلة اصلي اين رشتة ميانرشتهاي را صورتبندي كرده و با مدد از برخي از مفاهيم و سازههاي بنيادين فلسفي به دفاع از اين ساختار ميپردازد.
كليدواژهها: زن در اسلام، مطالعات زنان در الميزان، حقوق زن در اسلام.