معرفت فرهنگی اجتماعی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٤ - علامه طباطبائي و بنيادهاي هستيشناختي فرهنگ

علامه طباطبائي و بنيادهاي هستي‌شناختي فرهنگ

سال پنجم، شماره دوم، پياپي ١٨، بهار ١٣٩٣

سيدحسين شرف‌الدين / استاديار مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني       [email protected]

دريافت: ١٢/١/١٣٩٣ ـ پذيرش: ٢٧/٥/١٣٩٣

چكيده

«فرهنگ» در تلقي غالب علوم اجتماعي، عام‌ترين و گسترده‌ترين مفهومي است كه همة فرآوردة مادي و غيرمادي بشر در فرايند پر فرازونشيب حيات اجتماعي و در مسيري به درازاي همة تاريخ آن را پوشش مي‌دهد. از مهم‌ترين پرسش‌هاي مطرح در حوزة مطالعات فرهنگي و جامعه‌شناسي فرهنگ، پرسش از خاستگاه، علل ايجادي و مبادي هستي‌شناختي آن است. فرهنگ بي‌شك، ملتقاي اندوخته‌ها و دريافت‌هاي نماديني است كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم از ظرفيت‌هاي وجودي، تعاليم وحياني، تعاملات اجتماعي و تجربيات زيستي انسان تراوش كرده و به صورتي انباشتي و متراكم در جهاني چندلايه تبلور يافته و به صورت عيني و مستقل يا رسوبات بين‌الاذهاني به هويت و موجوديت رسيده است. اين نوشتار درصدد است تا با الهام از آثار فيلسوف و مفسر برجستة معاصر، علّامه طباطبائي، خاستگاه و علل موجده و احياناً مبقية فرهنگ را واكاوي و تحليل كند؛ موضوعي كه در ادبيات موجود علوم اجتماعي، چندان كه بايد كانون توجه و امعان نظر تحليلي و پژوهشي قرار نگرفته است. پرسش اصلي اين مطالعه، چيستي خاستگاه فرهنگ، و روش آن در بخش رجوع به آراي علّامه، اسنادي و در بخش اثبات و تبيين مدعا، تحليل و تفسير محتواي آثار مكتوب ايشان، به‌ويژه تفسير شريف الميزان است.

كليدواژه‌ها: فرهنگ، دين، فطرت، غريزه، نياز، عقل، اعتبار، عادت.