معرفت فرهنگی اجتماعی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - علامه طباطبائي و بنيادهاي هستيشناختي فرهنگ
سال پنجم، شماره دوم، پياپي ١٨، بهار ١٣٩٣
نصرالله آقاجاني / استاديار گروه علوم اجتماعي دانشگاه باقرالعلوم [email protected]
دريافت: ٢/٢/١٣٩٣ ـ پذيرش: ١٦/٦/١٣٩٣
چكيدهفلسفة علوم اجتماعي درصدد بررسي چيستي، امكان، اعتبار، غايت، موضوع و روشهاي معتبر در علوم اجتماعي است و تعين آن متأثر از متغيرهاي متعددي است. جريان مسلط تفكر و علوم غربي به تناسب هستي فردي و اجتماعي آن زميني و ماديگرايانه است و قهراً فلسفة علوم اجتماعي هم در چنين زميني ارتزاق خواهد كرد. از منظر علّامه طباطبائي در الميزان اصول و مفاهيم بنياديني از قبيل: «حق» بهمنزلة ملاك عالم تكوين و تشريع، «غايات جوامع» بهمثابه امري تأثيرگذار در هويت، قوانين و اعتباريات جوامع، «سعادت و كمال انسان» بهعنوان امري عيني و مؤثر در بازشناسي نيازهاي حقيقي انسان، و «عدم تمايز حقيقي جامعه با مقتضاي طبيعت فردي انسان» جملگي در متن ماهيت علوم حقيقي، اعتباري و اجتماعي تأثير خود را مينشانند. از اين منظر هريك از اصول فوق دلالتهايي دارد كه علوم اجتماعي و فلسفه آن را از نسبيت مفرط و سكولار خارج ميكند و ظرفيت علم اجتماعي را در مفهومسازي، توصيف، تبيين و ارزيابي جهان اجتماعي افزايش ميدهد.
كليدواژهها: علّامه طباطبائي، الميزان، فلسفة علوم اجتماعي، اعتباريات، علوم حقيقي.