معرفت فرهنگی اجتماعی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - آيندهپژوهي تغييرات جمعيتي ايران طي دورة ١٣٩٠ تا ١٤٢٠
سال چهارم، شماره اول، زمستان ١٣٩١، ص ٢١ ـ ٤٢
Ma'rifat-i Farhangi Ejtemaii, Vol.٤, No.١, Winter ٢٠١٢-١٣
محمود مشفق* / قربان حسيني**
چكيده
موضوع اين مقاله آيندهشناسي جمعيت ايران است. روش تحقيق، تحليل جمعيتي و اسنادي است. جديدترين پيشبينيهاي جمعيتي (٢٠١٢) بخش جمعيت سازمان ملل براي كشورهاي دنيا نشان ميدهد كه جمعيت ايران بر اساس سناريوهاي سهگانة سازمان ملل، يعني حد پايين، حد متوسط و حد بالا، تا سال ١٤٢٠ بهترتيب، ٧/٨٧، ٨/٩٦ و ١٠٦ ميليون نفر خواهد شد. بر اساس سناريوي تعديلشده كه نويسندگان مقاله طراحي كردهاند، شمار جمعيت ايران تا سال ١٤٢٠ به حدود ٩١ ميليون نفر خواهد رسيد.
نتايج بهدست آمده نشان ميدهد باروري زير سطح جانشيني (كمتر از١/٢ فرزند زنده براي هر مادر) در ايران تداوم خواهد داشت كه اين خود لزوم برنامهريزي آيندهنگرانه را براي مديريت سالمندي در كشور روشن ميسازد. بهبود و استحكام بنيان خانواده و ترويج ارزشهاي ديني و اسلامي كه بيشتر خانواده محور هستند، به ارتقاي سطح باروري و ترميم هرم سني جمعيت كمك خواهد كرد.
كليدواژگان: پيشبيني جمعيت، نيروي كار، سالمندي، تعداد جمعيت.
* دکتراي جمعيتشناسي و مدير گروه مهاجرت و شهرنشيني مؤسسة مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه
** کارشناس پژوهشي موسسة مطالعات و پژوهشهاي آسيا و اقيانوسيه
دريافت: ١٥/ ٣/ ١٣٩٢ ـ پذيرش: ٩/ ٧/ ١٣٩٢
مقدمه
ايران همچون بسياري از كشورهاي دنيا، پس از جنگ جهاني دوم مراحل انتقال جمعيتي را با كاهش اساسي و مستمر مرگومير آغاز كرد، اما در فاصلة سالهاي ١٣٣٠ تا ١٣٦٠ با رشد بيسابقه و شتابان جمعيت مواجه شد؛ بهگونهايكه معدل رشد سالانة جمعيت در اين چهار دهه به رقمي حدود سه درصد رسيد. رشد سالانة سه درصد سبب شد، جمعيت ايران از رقمي كمتر از نوزده ميليون نفر در سال ١٣٣٥، به رقمي نزديك به پنجاه ميليون نفر در سال ١٣٦٥ برسد و در سال ١٣٩٠ به حدود ٧٥ ميليون نفر افزايش يابد. پيشرفت بهداشت و گسترش آن و بهتبع آن كاهش ميزانهاي مرگومير، بهويژه مرگومير نوزادان و اطفال نقشي اساسي و تعيينكننده در شتاب رشد جمعيت ايران داشته است.
روند رشد جمعيت ايران از گذشته تا به حال نشان ميدهد كه متوسط ميزان رشد سالانۀ جمعيت در دهۀ ١٣٣٥ـ١٣٤٥ برابر با ١/٣ درصد در سال بوده است؛ ليكن در دهۀ پس از آن، يعني در فاصلۀ سالهاي ١٣٤٥ـ١٣٥٥ با كاهش روبهرو شده است و ميزان رشد جمعيت ايران به ٧١/٢درصد در سال رسيد. در دهۀ ١٣٥٥ـ١٣٦٥ بهسبب تحولات سياسي ـ اجتماعي اين دهه، رشد جمعيت كشور افزايش يافت و به ٩/٣درصد در سال رسيد.
در دهة دوم انقلاب، موفقيتهاي چشمگير برنامههاي تنظيم خانواده در كشور باعث شد، ازنظر كاهش نرخ مواليد، كنترل جمعيت حاصل شود. در اين دهه، نرخ رشد جمعيت از ٩/٣ درصد در دهة ١٣٥٥ـ١٣٦٥ به ٩٦/١ درصد در دهه ١٣٦٥ـ١٣٧٥ كاهش يافت و در دهة ١٣٧٥ـ١٣٨٥ به نرخ رشد ٦١/١ درصد و در دهة ١٣٨٥ـ١٣٩٠ به حدود ٢٩/١ درصد رسيد. تجزيه و تحليلهاي جمعيتشناختي نشان ميدهد كه كشور ايران پس از تجربة كاهش باروري، وارد مرحلة جديدي در تغييرات جمعيتي شده است.
مشخصة اصلي اين دورة جديد تحولات جمعيتي نهتنها افزايش رشد سالانة جمعيت نيست، بلكه كاهش مداوم و مستمر باروري كمتر از حد جانشيني است كه اين موضوع به منفي شدن رشد سالانة جمعيت در آينده و بروز مسائل مهم و نوظهور جمعيتي منجر خواهد شد. باروري پايين و زير سطح جانشيني اگر مداوم و پايدار باشد سبب بروز برخي مشكلات بزرگ براي ساختار سني جمعيت كشور خواهد شد.
ازاينرو، در اين مقاله، با بررسي تحولات حجم و رشد جمعيت كشور در دورههاي گذشته و آيندهنگري آن تا سال ١٤٢٠، در پي پاسخ اين پرسش است كه روندهاي محتمل تحولات جمعيتي كشور كداماند؟ برنامههاي تحولات جمعيتي سازمان ملل چه آيندهاي براي تغييرات جمعيتي كشور ترسيم ميكنند؟ كدام برنامة تحولات جمعيتي در كشور احتمال وقوع بيشتري دارد؟ نتايج اجراي اين برنامهها چه تبعات مثبت يا منفي براي جمعيت جوان كشور، جمعيت در سن كار و سالخوردگي جمعيت خواهد داشت؟
مباني نظري و مفهوميجمعيتشناسان براي تحليل و تبيين تحولات جمعيتي جوامع از نظرية «گذار جمعيتي»(Demographic Transition) استفاده ميكنند. روايتهاي كلاسيك از نظرية گذار جمعيتي، ناظر بر تغيير از حالت تعادل طبيعي(١*) به حالت تعادل ارادي (٢*) جمعيتي است (سرائي، ١٣٧٦، ص ٥٢). در تعادل طبيعي، ميزانهاي باروري و مرگومير بر اثر عوامل زمينهاي كنترلنشدني بالا و درنتيجه رشد جمعيت بسيار پايين است. در مسير توسعه و نوسازي ميزانهاي باروري، مرگومير و رشد جمعيت به سطح حداقل ميرسد؛ ازاينرو، جوامع وارد مرحلة تعادل ارادي ميشوند، گذار از تعادل طبيعي به تعادل ارادي كه همراه با رشد بالاي جمعيتي (٣*) است بيش از يك قرن طول ميكشد (نمودار١).
جمعيتشناسان كلاسيك در روايتهاي كلاسيك از نظرية گذار جمعيتي معتقد بودند كه وقتي كه گذار جمعيتي به مرحلة ثبات ثانويه ميرسد، جمعيت به يك رشد ثابت دست خواهد يافت؛ ازاينرو، جوامع به رشد متعادلي از تغييرات جمعيتي ميرسند، اما تحولات جمعيتي، اجتماعي كشورهاي پيشرو در گذار جمعيتي نشان داد كه چنين اتفاقي نميافتد.
برخي جمعيتشناسان معاصر كوشيدهاند، وضعيت جديد جمعيتي جوامع توسعهيافته را در قالب نظرية گذار دوم جمعيتي تحليل كنند. نظرية گذار دوم جمعيتي كه جمعيتشناسان معاصر ازجمله لستهاق(Lesthaeghe) و ونديكا(Van de kaa) (١٩٩٩) آن را مطرح كردند، تصوير به نسبت روشني از تغييرات جمعيتي در جوامع پسامدرن ارائه ميدهد. ونديكا (٢٠٠٢) در بيان تفاوت اساسي گذار اول و دوم جمعيتي ميگويد: «اگر كاهش مداوم مرگومير مشخصه اصلي گذار اول جمعيتي جوامع است، تداوم باروري زير سطح جانشيني (٤*) مشخصة اصلي گذار دوم جمعيتي است». در اين مرحله رشد طبيعي جمعيت به دليل فزوني گرفتن ميزان مرگومير بر ميزان مواليد منفي ميشود (٥*) و حجم جمعيتي جوامع رو به كاهش ميگذارد (نمودار١).
در نمودار (٢) و جدول (١)، برخي كشورهاي جهان برحسب موقعيتشان در هريك از مراحل گذار جمعيتي طبقهبندي شدهاند. همچنانكه مشاهده ميشود، بيشتر كشورهاي آفريقايي در مرحلة نخست گذار اول جمعيتي قرار دارند؛ درحاليكه، بسياري از كشورهاي توسعهيافته ازجمله ژاپن، ايتاليا، آلمان، اسپانيا و... در حال حاضر مسائل گذار دوم جمعيتي را تجربه ميكنند.

گذار جمعيتي ابعاد متعددي دارد كه در ذيل هريك از آنها شرح ميدهيم:
١. گذار باروري(Fertility transition)
يكي از مهمترين وجوه گذار جمعيتي، گذار باروري است. باروري مهمترين عامل تغييرات جمعيتي و تنها كانال طبيعي ورودي جمعيت در هر جامعهاي است؛ ازاينرو، تغييرات و نوسانات آن بهطور مستقيم بر تعداد، حجم و ساختار جمعيتي اثر دارد. گذار باروري به دورهاي از زمان اطلاق ميشود كه يك جامعه از حالت باروري طبيعي، كنترلنشده و بالا به وضعيت باروري كنترلشده، ارادي و پايين تغيير مييابد.
در حالت نخست ميزان باروري كل بيش از شش بچه است، اما در باروري كنترلشده سطح باروري به سطح جانشيني (١/٢) و حتي كمتر از آن تنزل مييابد، مدت زمان گذار باروري از جامعة به جامعه ديگر و با توجه به سطح توسعه و تغييرات اجتماعي فرهنگي متفاوت است.
در حال حاضر كشورها ازنظر وضعيت گذار باروري به چهار دسته تقسيم ميشوند:
الف) كشورهاي با باروري خيلي پايين: اين گروه كشورها، سطح باروري كلشان كمتر از (٥/١) است. همانطور كه نقشة باروري جهان در سال ٢٠١٢ نشان ميدهد، كشورهاي اروپايي و برخي كشورهاي آسيايي همچون ژاپن و كرة جنوبي در چنين وضعيتي قرار دارند.
ب) كشورهاي با باروري پايين: اين دسته از كشورها، سطح باروري كلشان كمتر از (١/٢) است. همانطور كه نقشة باروري جهان در سال ٢٠١٢ نشان ميدهد كشورهاي امريكاي شمالي، برخي كشورهاي امريكاي جنوبي، روسيه، چين و ايران در چنين وضعيتي قرار دارند.
ج) كشورهاي با باروري متوسط: اين كشورها سطح باروريشان ميان ١/٢ تا ٣ است. برخي كشورهاي شمال آفريقا مثل مراكش، الجزاير و برخي كشورهاي امريكاي جنوبي در چنين وضعيتي هستند.
د) كشورهاي با بارروي بالا: اين دسته از كشورها سطح باروريشان بالاست و درحال حاضر برخي از اين كشور كه عمدتاً در قارة آفريقا قرار دارند، هنوز در مراحل اولية گذار بارورياند. كشورهايي چون نيجر، مالي و چاد سطح باروري بالايي دارند.

اين بعد از گذار جمعيت كه به تغييرات مرگومير و اميد به زندگي در برابر مرگومير بالا و اميد به زندگي پايين با مرگومير پايين و اميد به زندگي بالا اشاره دارد. پيش از دورة گذار، اميد به زندگي بهسختي به چهل سال ميرسيد و ميزان مرگومير عمومي بيش از ٣٥ در هزار است. با ارتقاي سطح توسعه و بهداشت بهتدريج ميزان مرگوميرها بهويژه مرگومير كودكان روبه كاهش ميگذارد و سطح اميد به زندگي افزايش مييابد.


گذار سني جمعيت، به سخن دربارة تغييرات تحولات سني جمعيت از ساختار سني جمعيت جوان به ساختار سني به نسبت سالخورده ميپردازد. گذار سني جمعيت در مسير انتقال جمعيتي رخ ميدهد و در حدود ١٠٠ تا ١٥٠ سال طول ميكشد. بو و سومستد انتقال سني را به چهار مرحله تقسيمبندي كردهاند كه هر مرحله با افزايش تعداد جمعيت در يك ردة سني خاص مشخص ميشود:
١. مرحلة كودكي: افزايش درصد جمعيت زير ١٥ سال نسبت به ديگر گروههاي سني؛
٢. مرحلة جواني: افزايش درصد جمعيت بين ١٥ـ٢٩ سال نسبت به ديگر گروههاي سني؛
٣. مرحلة ميانسالي: افزايش درصد جمعيت بين ٣٠ـ٦٤ سال نسبت به ديگر گروههاي سني؛
٤. مرحلة سالمندي: افزايش درصد جمعيت بالاي ٦٥ سال نسبت به ديگر گروههاي سني؛

رولند (Rowland) (١٩٨٧) در مراحل انتقال جمعيتي بحث مهاجرت، توزيع و اسكان جمعيت را نيز بررسي كرده است؛ وي اشاره ميكند كه پيش از دورة انتقال، حجم مهاجرتها پايين است، اما در دورة انتقال و بعد از آن انتقال حجم جابهجاييهاي جمعيتي افزايش مييابد و همچنان در سطح بالايي تداوم خواهد داشت؛ همچنين وي در نظرية خود، توزيع جمعيت و شكل سكونت را اينگونه بيان ميكند كه جوامع از لحاظ توزيع جمعيت و شكل سكونت در دورة انتقال، مسير شهريشدن را خواهند پيمود، درحاليكه پيش و پس از انتقال الگوي سكونت تقريباً شبه ثابت خواهد بود (رولند، ١٩٨٧) (ر.ك: جدول ٣).
جدول ٣: ويژگيهاي انتقال حياتي و انتقال مهاجرتي بر اساس نظرية رولند
|
توزيع سكونت |
مهاجرت |
مرگومير |
باروري |
زمان |
|
شبه ثابت |
پايين |
بالا |
بالا |
قبل از انتقال |
|
شهري شدن |
درحال افزايش |
درحال كاهش |
درحال كاهش |
دوره انتقال |
|
شبه ثابت |
بالا |
پايين |
پايين |
بعد از انتقال |
منبع: رولند، ١٩٨٧
«در جوامع صنعتي و مدرن معاصر، سطح جابهجاييهاي جمعيتي اغلب خيلي بالاست و پانزده تا بيست درصد برخي از جمعيتهاي ملي، محل سكونت معمول خود را در يك دورة يكساله تغيير ميدهند، اما بيشتر اين تحركات بين شهري و درون مراكز شهري رخ ميدهد و نيز در جوامع معاصر توسعهيافته مهاجرتهاي داخلي اساساً بهعنوان يك سازوكار متعادلكننده در حفظ الگوي موجود سكونت عمل ميكنند» (رولند، ١٩٨٧، ص ٩٩). (شكل ١) مراحل گوناگون تغييرات مهاجرتهاي روستاـ شهري را نشان ميدهد؛ در مرحلة نخست مهاجرتهاي روستا شهري كم، و در مسافتهاي كوتاه صورت ميگيرد، در اين مرحله عواملي چون مالكيت زمين، تعاملات اجتماعي، تجارت، جنگ و مقررات مذهبي تعيينكنندة مهاجرت هستند. مرحلة دوم گذار مهاجرتهاي روستا ـ شهري با حركتهاي دستهجمعي از مناطق روستايي به مناطق شهري همراه است كه تا اواسط مرحلة سوم ادامه خواهد داشت، سپس با تعديل جمعيت روستايي كاهش مييابد. در مرحلة چهارم اينگونه مهاجرتها بهتدريج با محور زمان همسو ميشوند. در مرحلة پنجم، مهاجرتهاي روستايي بهشدت كم ميشود و تقريباً اكثر مهاجرتهاي داخلي شكل درونشهري و بينشهري مييابد (زلينسكي، ١٩٧٩، ص ٢١٩).

برآوردهايي كه برخي محققان غيرايراني در فاصلة سالهاي ١٢٦٣ تا ١٢٨٧ ش (١٨٨٤ تا ١٩٠٨م) از جمعيت ايران كردهاند، شمار افراد بين ٦ تا ١٠ ميليون نفر تخمين زدهاند. گرچه از اواسط دورة قاجاريه، بهويژه در زمان ناصرالدين شاه تلاشهايي براي انجام سرشماريهاي جمعيتي در كشور آغاز شد، ليكن اين تلاشها به شمارشهاي جمعيتي از بعضي شهرهاي بزرگ محدود بود. بعدها شهرداريها نيز آمارهايي از جمعيت، مسكن و ويژگيهاي اقتصادي و اجتماعي شهرها توسط تهيه كردند كه به آمارهاي بلديه شهرت يافت (ميرزايي، ١٣٨٥).

تلاشهايي براي انجام سرشماري در سال ١٣١٦ ش (١٩٣٧ م) آغاز شد كه به سرشماري ٣٥ شهر از شهرهاي كشور در فاصله سالهاي ١٣٢٠ـ١٣١٨ انجاميد. با اشغال ايران به دست قواي بيگانه در شهريور سال ١٣٢٠ ادامة اين كار امكانپذير نبود (ميرزايي، ١٣٨٥، ص ٤). با وجود اين تلاشها، نخستين سرشماري عمومي كشور در سال ١٣٣٥ انجام شد و پس از آن نيز هر ده سال سرشماريهايي انجام ميشد كه آخرين آن در سال ١٣٨٥ صورت گرفت (همان).
گرچه در دورهاي صد ساله جمعيت كشور هفت برابر شد، بايد دانست اين افزايش در طول زمان يكسان صورت نگرفته است. سرعت آن در آغاز بسيار كند بود بهطوريكه در فاصلة چهل سال از ١٢٨٠ تا ١٣٢٠ فقط ٤/ ١ برابر شد؛ درحاليكه در دورة پنجاه ساله (١٣٣٥ تا ١٣٨٥) اين رشد شتاب بيشتري گرفت و به بيش از سه و نيم برابر رسيد.
براساس نتايج تفصيلي سرشماري سال ١٣٨٥ مركز آمار ايران، جمعيت ايران ٥/ ٧٠ ميليون نفر بود كه ٩/ ٣٥ ميليون نفر آن را مردان و ٦/ ٣٤ ميليون نفر بقيه را زنان تشكيل ميدهند كه در مقايسه با جمعيت شصت ميليون نفري سال ١٣٧٥ مبين خالص افزايشي در حدود ٨/ ١٤ درصد يا ٤/ ١٠ميليون نفر در اين فاصله است.
بررسي آمار و ارقام سرشماريهاي عمومي نفوس و مسكن و آمارگيريهاي جاري جمعيت نشان ميدهد كه ايران در دهة (١٣٥٥ـ١٣٦٥) با افزايش شديد باروري روبهرو بوده است، بهگونهاي كه بر اثر افزايش شمار مواليد، درصد رشد سالانة جمعيت كشور از ٧/ ٢ درصد در دهة (١٣٤٥ـ١٣٥٥) به ٩/ ٣ درصد در دهة (١٣٥٥ـ١٣٦٥) رسيده است كه از اين ميزان رشد ٢/ ٣ درصد مربوط به رشد طبيعي جمعيت و ٧/ ٠ درصد مربوط به مهاجران افغان و عراقيها بوده است.
بيشك، عوامل گوناگوني در افزايش جمعيت كشور دخيل بودهاند كه ازجملة آنها ميتوان به تغييرات اعمالشده در سياستهاي جمعيتي پس از به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي ايران و اجراي سياستهاي مستقيم و غيرمستقيم تشويق مواليد اشاره كرد.
روند تحولات باروري نشان ميدهد كه ميزان باروري كل از حدود ٧/٧ فرزند براي هر زن در سال ١٣٤٥ به ٣/ ٦ فرزند در سال ١٣٥٥ كاهش يافته است (آقاجانيان و مهريار، ١٩٩٩)؛ بعد از اين كاهش اوليه، بهطور موقت وقفهاي در گذار جمعيتي ايران پديد آمد و بر اثر شرايط خاص متأثر از رويداد انقلاب اسلامي، باروري در ميان سالهاي (١٣٥٦ـ١٣٥٨) اندكي افزايش يافت. سپس تا حوالي سال ١٣٦٣ روند بهنسبت ثابتي را ادامه داد و از سال ١٣٦٣ به بعد دوباره و بهتدريج، روند كاهش باروري آغاز شد و از ٩/٦ فرزند براي هر زن در اين سال، به ٥/٥ فرزند در سال ١٣٦٧ كه زمان آغاز دوبارة برنامههاي تنظيم خانواده است رسيد؛ از اين زمان به بعد، بهسرعت روند انتقالي خود را طي كرد و ميزان باروري كل به ١٧/ ٢ فرزند در سال ١٣٧٩ ميرسد (عباسي شوازي و مكدونالد، ٢٠٠٥) و روند كنوني آن نيز از ادامة همان روند قبلي تبعيت ميكند.
جدول (٥) تحولات شاخصهاي باروري و خانوار در ايران را بين سالهاي ١٣٩٠ـ١٣٥٥ نشان ميدهد. بر اساس يافتههاي جدول ميزان خام مواليد از ٨/ ٤١ در سال ١٣٥٥ به ٤/ ١٨ در سال ١٣٩٠ كاهش يافته است. ميزان باروري كل از ٠٨/ ٦ در سال ١٣٥٥ به ٧/ ١ در سال ١٣٩٠ رسيده است. اندازة خانوارها از پنج در سال ١٣٥٥ به ٥/ ٣ در سال ١٣٩٠ كاهش يافته است. همچنانكه يافتهها نشان ميدهد طي ٣٥ سال گذشته، شاهد كاهش ميزان باروري و كوچك شدن اندازة خانوادهها هستيم.

جدول (٦)، شاخصهاي مرگومير و اميد به زندگي در ايران (١٣٥٥-١٣٩٠) را نشان ميدهد. براساس يافتههاي اين جدول ميزان خام مرگومير از ٥/ ١١ در هزار در سال ١٣٥٥ به ٦/ ٥ در سال ١٣٩٠ كاهش يافته است. اين كاهش از سال ١٣٦٥ تا ١٣٧٥ با شدت بيشتري همراه بود كه ممكن است به دلايلي چون جنگ تحميلي و بالا رفتن سطح بهداشت جامعه بستگي داشته باشد. اميد به زندگي نيز براي مردان و زنان افزايش يافته است؛ بهطوريكه براي مردان از ٥٦ سال به ٧٢ سال و براي زنان از ٥٧ سال در سال ١٣٥٥ به ٦/ ٧٤ در سال ١٣٩٠ رشد داشته است. از دلايل افزايش اميد به زندگي ميتوان به وضعيت مناسب تغذيه، بالا بودن سطح بهداشت جامعه و غيره اشاره كرد.

در جدول (٧)، برخي مشخصههاي اصلي سني جمعيت نشان داده شده است. ميانة سني از ٤/ ١٧ سال در سال ١٣٥٥ به ٢٧ سال، در سال ١٣٩٠ افزايش يافته است. سن جمعيت مشغول به كار كشور از ٥٢ درصد در سال ١٣٥٥ به ٩/ ٧٠ درصد در سال ١٣٩٠ افزايش يافته است. اين افزايش جمعيت فرصتي مناسب براي كشور فراهم كرده است تا بتواند از اين نيروي كار بيشترين بهره را ببرد؛ البته اين هشدار را نيز ميدهد كه در دهههاي آينده شاهد سالخوردگي جمعيت باشيم. ميانگين سني نيز از شاخصهاي است كه در اين مطالعه بررسي شده است؛ اين شاخص از ٤/ ٢٢ سال در سال ١٣٥٥ به ٨٦/ ٢٩ سال در سال ١٣٩٠ افزايش يافته است.

در جدول (٨)، شاخصهاي توزيع جمعيت و مهاجرت در ايران طي سالهاي ١٣٥٥ـ١٣٩٠ بررسي شده است. بر اساس يافتههاي اين جدول، درصد شهرنشيني درحال افزايش است و ما شاهد افزايش ٢٤ درصدي شهرنشيني ٣٥ سال گذشته هستيم كه اين روند ممكن است همچنان ادامه داشته باشد. درصد شهرنشيني از ٤٧ درصد در سال ١٣٥٥ به ٤/ ٧١ درصد در سال ١٣٩٠ رسيده است. اكنون حدود سه چهارم جمعيت كشور در مناطق شهري زندگي مي كنند و يكي از عوامل اين افزايش شهرنشيني ممكن است بهسبب تعاريفي باشد كه بهتازگي از شهر ميشود.

بخش جمعيت سازمان ملل هر چهارسال يكبار، براساس نتايج سرشماريهاي ملي كشورها، و مفروضات سطوح مختلف باروري و مرگومير بهتحولات جمعيتي كشورها را در افقهاي زماني پنجاه ساله و در سه سناريوي مختلف (حد پايين، حد متوسط و حد بالاي رشد جمعيتي) پيشبيني ميكند.
(جدول ٩) مقايسة نتايج پيشبيني جمعيت ايران را در دورههاي پنجساله و بر اساس سه سناريو دفتر جمعيت سازمان ملل، ميان سالهاي ١٣٨٥ تا ١٤٢٠ در سال ٢٠١٢ نشان ميدهد.
بر اساس سناريوي حد پايين سازمان ملل كه با روند فعلي كاهش ميزان باروري كل در كشور همسوست، جمعيت ايران از ١٥/ ٧٥ ميليون نفر در سال ١٣٩٠ به ٧/ ٨٧ ميليون نفر در سال ١٤٢٠ خواهد رسيد. بر اساس سناريوي حد متوسط، جمعيت ايران از ١٥/ ٧٥ميليون نفر در سال ١٣٩٠ به ٨/ ٩٦ ميليون نفر در سال ١٤٢٠ افزايش خواهد يافت. سرانجام اينكه بر اساس سناريوي حد بالاي سازمان ملل، جمعيت ايران از ١٥/ ٧٥ ميليون نفر در سال ١٣٩٠ به حدود ١٠٦ ميليون نفر در سال ١٤٢٠ افزايش خواهد يافت. در پايان دورة رشد ٨٩/ ٠ درصد جمعيتي را تجربه خواهد كرد.

در جدول (١٠) متوسط تغييرات تعداد سالانة جمعيتي بر اساس سناريوهاي سازمان ملل معرفي شده است. همچنانكه ملاحظه ميشود، براساس سناريوي حد پائين در دورة زماني (١٣٩٠-١٣٩٥) سالانه حدود ٨١٧ هزار نفر و در دورة زماني (١٣٩٥-١٤٠٠)، حدود ٦٥٠ هزار نفر به جمعيت كشور اضافه خواهد شد. براساس سناريوي حد متوسط در دورة (١٣٩٠-١٣٩٥) سالانه حدود (يك ميليون) نفر و در سالهاي (١٣٩٥-١٤٠٠) سالانه حدود ٩٣٠ هزار نفر به جمعيت كشور افزوده خواهد شد.
سرانجام براساس سناريوي حد بالا در دورة (١٣٩٠-١٣٩٥) سالانه حدود ١١٨٠ هزار نفر در دورة (١٣٩٥-١٤٠٠) سالانه حدود ١٢٢٠ هزار نفر به جمعيت كشور افزوده خواهد شد. همة سناريوها روند كاهشي خواهند داشت؛ در اين ميان، سرعت كاهش سناريوي حد پايين بيش از ديگر سناريوهاي پيشبيني است.

در جدول (١١)، نتايج پيشبينيهاي ميزان باروري كل، بر اساس سه سناريوي حد پائين، متوسط و بالاي سازمان ملل گزارش شده است. بر اساس سناريوي حد پايين، ميزان باروري كل از ٦٨/ ١ در دورة ١٣٩٠-١٣٩٥ به ٣٣/١ به دورة ١٤١٥-١٤٢٠ خواهد رسيد. بر اساس سناريوي حد متوسط نيز ميزان باروري كل از ٩٣/ ١ در دورة ١٣٠٠-١٣٩٠ به ٨٣/ ١ در دورة ١٤١٥-١٤٢٠ خواهد رسيد. بر اساس سناريوي حد بالا، ميزان باروري كل از ١٨/ ٢ در دورة ١٣٩٠-١٣٩٥ به ٣٣/ ٢ در دورة ١٤١٥-١٤٢٠ خواهد رسيد. روند گذشته و حال تغييرات باروري در ايران با سناريوي حد پايين همخواني بيشتري نشان ميدهد.


در جدول (١٢)، تحولات دو شاخص عمدة مرگومير يعني ميزان مرگومير خام و اميد به زندگي در بدو تولد، بر اساس سه سناريوي حد پايين، متوسط و بالا، پيشبيني جمعيت سازمان ملل از سال١٣٩٠ تا ١٤٢٠ پيشبيني شده است. در هر سه سناريو تغييرات اميد به زندگي در بدو تولد در كشور بهصورت يكنواخت تغيير خواهد كرد؛ اما ميزان مرگومير خام در سناريوي حد پايين، افزايش بيشتري نشان ميدهد و به رقمي حدود ٨/ ٦ در هزار در پايان دورة پيشبيني خواهد رسيد.

در جدول (١٣)، تغييرات شاخصهاي ساختار سني براساس سه سناريوي پيشبيني جمعيتي سازمان ملل در سال ٢٠١٢ گزارش شده است. بهطور متوسط ميانة سني جمعيت كشور در سال ١٣٩٠ برابر ٢٧ سال است كه بر اساس سناريوي حد پايين به ٤٤ سال، بر اساس سناريوي حد متوسط ٤٠ سال، و براساس سناريوي حد بالا حدود ٣٦ سال خواهد بود.
همچنين تغييرات جمعيت در سن كار (١٥-٦٤ سال) بر اساس هر سه سناريو پيشبيني شده است. اين پيشبينيها نشان ميدهد كه بهطور متوسط بين ٦٦-٧٠ درصد از جمعيت در سالهاي آينده در سن ١٥-٦٤ سال خواهند بود. اين نسبت در دورههاي زماني آينده آنچنان تغيير آشكاري نخواهد داشت، اما ازلحاظ تركيب سني دستخوش تغييرات اساسي خواهد شد. با توجه به افزايش ميانة سني كل جمعيت، ميانة سني جمعيت در سن كار نيز بهطور چشمگيري افزايش خواهد يافت، كه از آن با عنوان سالخورده شدن نيروي كار ياد ميشود.
شاخص مهم ديگري كه تغييرات الگوي سني جمعيت كشور را نشان ميدهد، درصد جمعيت بالاي شصت سال كشور است. درصد جمعيت بالاي شصت سال كشور بهطور فزايندهاي طي دورة پيشبيني افزايش خواهد يافت، بهطوري كه در پايين افق دورة پيشبيني در هر سه سناريو ميان ١٩ تا ٢٣ درصد از جمعيت كل كشور در سن بالاي شصت سال قرار خواهد گرفت كه از نظر برنامهريزيهاي اجتماعي ـ اقتصادي براي اين گروه سني درخور توجه است.

جدول (١٥) شاخص تراكم نسبي جمعيت ايران و نيز پيشبيني اين شاخص بر اساس چهار سناريوي (پايين، متوسط، بالا و ثابت) سازمان ملل در سالهاي (١٣٩٠-١٤٢٠) را نشان ميدهد. براساس اين جدول تراكم نسبي جمعيت در سال ١٣٩٠ بر اساس چهار سناريوي گوناگون حدود ٤٥ نفر در هر كيلومتر مربع است. اين شاخص بر اساس پيشبينيهاي سازمان ملل در سناريوي پايين تا سال ١٤١٠ در حال افزايش است و پس از آن كاهش مييابد. در سناريوي متوسط و بالا همچنان شاهد روندي افزايشي هستيم.

در جدول (١٧) كه در آن برخي شاخصهاي جمعيتي محاسبه شده است، ميزان باروري كل كشور از ٧٠/١ فرزند در سال ١٣٩٠ به ٤٠/ ١ فرزند در سال ١٤٢٠ كاهش خواهد يافت. اميد به زندگي از ٣/ ٧٣ سال در سال ١٣٩٠ به ٧٩ سال در سال ١٤٢٠ خواهد رسيد و ميانة سني از ٢٨ سال در سال ١٣٩٠ به ٤٣ سال در سال ١٤٢٠ افزايش خواهد يافت. درصد جمعيت در سن كار از ٩/ ٧٠ درصد در سال ١٣٩٠ با مقداري افزايش به ٣/ ٧٢ درصد در سال ١٤١٥ و پس از آن با كاهش روبهرو خواهد شد، بهطوري كه در سال ١٤٢٠ به ٧/ ٧٠ درصد خواهد رسيد. شاخص محاسبهشدة ديگر، جمعيت شصت سال به بالا بوده است كه از ٢/ ٨ درصد در سال ١٣٩٠ به ٣/ ٢٢ درصد در سال ١٤٢٠ خواهد رسيد كه نويد سالخوردگي جمعيت در ايران را خواهد داد.

بر اساس جدول (١٨)، درصد رشد سالانة جمعيت كشور بر اساس تثبيت نرخ باروري ٥/ ٢ فرزند از ٣٠/ ١ در سال ١٣٩٠ به ٨١/ ٠ در سال ١٤٢٠ كاهش خواهد يافت. ميزان خام مواليد از ٥/ ١٨ بچه در سال ١٣٩٠ به شانزده بچه در سال ١٤٢٠ كاهش، و باروري كل از ٧١/ ١ در سال ١٣٩٠ به ٥/ ٢ فرزند در سال ١٤٢٠ افزايش خواهد يافت. ميزان خام مرگومير از ٥/٥ به ٨/ ٧ و جمعيت در سن كار (١٥-٦٤) سال از ٨٤/ ٥٣ درصد به ٧١/ ٦٨ درصد افزايش خواهد يافت.

در اين نوشتار به بررسي تغييرات آيندة تعداد و رشد سالانه جمعيت، تركيب سني و جنسي، شمار و درصد جمعيت در سن كار، تعداد و درصد جمعيت سالمند ايران پرداخته شده است. براي بررسي الگوهاي تغييرات احتمالي كشور از پيشبينيهاي جمعيتي سازمان ملل در سناريوهاي مختلف و نيز سناريوي تعديلشدة نويسندگان مقاله در دورة (١٣٩٠ـ١٤٢٠) استفاده شده است. همچنين سناريويي محتمل بر اساس ارتقاي ميزان باروري كل تا ٥/ ٢ بچه به ازاي هر مادر تا سال ١٤٠٥ مطرح و ارزيابي شد.
نتايج بهدستآمده نشان داد كه جمعيت ايران بر اساس سه سناريوي رشد پايين، متوسط و بالا تا سال ١٤٢٠ بهترتيب حدود ٧/ ٨٧، ٨/ ٩٦ و ١٠٦ ميليون نفر خواهد رسيد. بر اساس سناريوي تعديلشدة نويسندگان تعداد جمعيت ايران در سال ١٤٢٠ حدود ٨٩ ميليون نفر برآورد شده است. همة سناريويهاي پيشبيني جمعيت (سازمان ملل و سناريوي تعديلشده) نشان ميدهند تا سال ١٤٠٥ سالانه بين پانصد هزار تا يك ميليون نفر جمعيت به رقم كل جمعيت كشور افزوده خواهد شد؛ ازاينرو، بر رقم كل جمعيت افزوده خواهد شد، اما بهطور حتم تغييرات سالانه كاهشي خواهد بود.
ميزان باروري كل در كشور در سال ١٣٦٥ برابر با ٢٣/ ٦ بچه به ازاي هر زن بوده است كه با يك روند كاهشي بهنسبت پرشتاب در سال ١٣٨٥ به ٨/ ١ و در سال ١٣٩٠ به ٧/ ١ رسيده است. سناريوهاي حد پايين و متوسط سازمان ملل و همچنين سناريوي تعديلشدة محققان نشان ميدهد كه باروري زير سطح جانشيني در كشور همچنان تداوم خواهد داشت.
اميد به زندگي كه پيش از انقلاب، يعني سال ١٣٥٥ بهطور متوسط ٥٦ سال بوده است، پس از دو دهه از انقلاباسلامي با يازده عدد افزايش، به حدود ٦٧ سال در سال ١٣٧٥ رسيد و در سال ١٣٩٠ به مرز ٧٣ سال رسيده است. همة سناريوهاي پيشبيني جمعيت سازمان ملل نشان ميدهد كه وضعيت طول عمر در كشور تا سال ١٤٢٠ رو به بهبود خواهد بود و اميد به زندگي در كشور بهطور متوسط به هشتاد سال خواهد رسيد.
ميانة سني جمعيت كشور در سال ١٣٥٥ حدود ٤/ ١٧ سال بوده است كه با ده سال افزايش در سال ١٣٩٠ به حدود ٢٧ سال رسيده است. همة سناريوهاي پيشبيني نشان ميدهند كه ميانة سني جمعيت كشور درحال افزايش است و تا سال ١٤٢٠ به رقم ٣٥ تا ٤٠ سال خواهد رسيد. از سوي ديگر، درصد جمعيت در سن كار (١٥ـ٦٤) در سال ١٣٩٠ برابر با ٧١ درصد از كل جمعيت بوده است كه بر اساس همة سناريوها، تا سال ١٤٢٠ بين ٦٥ تا ٧٠ درصد از جمعيت كشور در سن كار قرار خواهند داشت. البته با توجه به افزايش ميانة سني كل جمعيت، رويارويي با پديدة سالخوردگي نيروي كار محتمل خواهد بود.
پيشبينيها نشان ميدهند كه درصد جمعيت بالاي ٦٠ سال كشور بهطور چشمگيري افزايش خواهد يافت، بهگونهاي كه در پايان افق دورة پيشبيني در هر سه سناريوي پيشبيني سازمان ملل بين ١٩ تا ٢٣ درصد از جمعيت كل كشور در سن بالاي ٦٠ سال قرار خواهند گرفت كه از نظر برنامهريزيهاي اجتماعي ـ اقتصادي براي اين گروه سني درخور توجه است.
نتايج پيشبيني شاخصهاي جمعيتي ايران بر اساس تثبيت نرخ باروري ٥/ ٢
بچه به ازاي هر مادر، جمعيت را تا سال ١٤٠٥ حدود ٩١ ميليون نفر نشان
ميدهند كه اگر همين ميزان تا سال ١٤٢٠ ادامه يابد، جمعيت كشور به ١٠٣
ميليون نفر افزايش خواهد يافت. همچنين
تعداد جمعيت در سن كار (١٥ـ٦٤ سال)، حدود ٥٤ ميليون نفر به ٦٩ ميليون نفر
افزايش خواهد يافت. البته مديريت اقتصادي كشوري بايد بهگونهاي باشد كه
بتواند نيازها و فرصتهاي شغلي مورد نياز جمعيت در سن كار را بهگونهاي
مطلوب تأمين كند؛ در غير اين صورت، با وجود شمار فراوان جمعيت در سن كار،
مشكلات بيكاري و فقر اقتصادي از مسائل مزمن و دايمي كشور خواهد شد.
بهعنوان نتيجهگيري پاياني بايد بيان كرد كه بايد دستيابي به تعادل و توازن جمعيتي در افق بلندمدت كانون توجه سياستگذاريهاي جمعيتي قرار گيرد. تعادل و توازن جمعيتي از دو حيث درخور توجه است: نخست، تعادل دروني جمعيت، يعني روابط و تأثير و تأثرات پارامترهاي جمعيتي بر ديگري، همانگونه كه ملاحظه شد، در بلندمدت تداوم باروري زير سطح جانشيني بر ساختار سني جمعيت اثر منفي خواهد گذاشت؛ بهعكس، باروري بالا در سالهاي پيش از ١٣٦٥، موجب رشد بيروية جمعيت و افزايش كودكان و نوجوانان شد؛ ازاينرو بار وابستگي كودكان و نوجوانان افزايش يافت و درنتيجه با افزايش هزينههاي مصرفي جامعه، ساختارهاي توليدي كشور دچار مشكلاتي شد؛ بنابراين، سطح باروري و مرگومير، ساختار سني جمعيت، رشد و تعداد جمعيت ميبايست روند تغييرات متوازني داشته باشند.
نكتة ديگر، تعادل بيروني جمعيت است؛ يعني ارتباط متغيرهاي جمعيتي با متغيرهاي اقتصادي، زيستمحيطي، زمين، منابع غذايي و ديگر وجوه مادي و غيرمادي جمعيت و جامعه. اساساً توجه به ظرفيتهاي محيطزيستي، رشد اقتصادي، توسعة پايدار، امنيت غذايي، اجتماعي و اخلاقيات و مناسبات ديني را نبايستي از نظر دور داشت؛ زيرا كميت و كيفيت جمعيت بر همديگر اثر متقابل و دوسويه دارند.
برخي آيات و روايات به مسئلة كيفيت و برخي ديگر، مسئله كميت جمعيت اشاره شده است؛ از جمله آياتي كه در آنها به كيفيت توجه شده است عبارتند از:
١. «مادران دو سال تمام فرزندان خود را شير دهند و اين براي كسي است كه بخواهد شير دادن را تمام كند. خوراك و پوشاك زنان شيرده به وجه پسنديده بر عهدة مردي است كه بچه برايش به دنيا آمده است. بر هيچكس تكليفي بيش از توانايي او نميشود، نه هيچ مادري بهخاطر فرزندش زيان ببيند و نه هيچ پدري بهخاطر فرزندش» (بقره: ٢٣٣)؛
٢. «ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكي كند. مادرش او را با ناراحتي حمل ميكند و با ناراحتي بر زمين ميگذارد و دوران حمل و شير بازگرفتنش سي ماه است، تا زمانيكه به كمال قدرت و رشد برسد» (احقاف: ١٥).
در اين دو آيه به تغذيه با شير مادر، فاصلة گذار منطقي بين فرزندان، سلامت مادر و كودك، رشد و سلامت نوزاد، تهية نيازهاي زنان شيرده و فرزندآوري با توجه به استطاعت خانواده توجه شده است.
در آيات و رواياتي نيز بهروشني اين مطلب را بيان ميكند كه ترس از رسيدن رزق و روزي نبايد مانع از ازدواج و فرزندآوري شود؛ زيرا خداوند روزي همگان را ضمانت كرده است. خداوند سبحان در قرآن ميفرمايند: «فرزندانتان را از بيم فقر و تنگدستي نكشيد كه ما شما و آنها را رزق و روزي ميدهيم» (انعام: ١٥١). جاي ديگر آمده است: «فرزندانتان را از بيم فقر و ناداري نكشيد، رزق و روزي آنها و خود شما بر عهدة ماست .كشتن آنها درواقع گناهي است بزرگ»(اسرا). حكم عقل و حكم شرع يا حركت بهسوي تعادل و اعتدال در تعداد و كيفيت جمعيت است.
منابع
حسيني، حاتم (١٣٨١)، درآمدي بر جمعيتشناسي اقتصادي- اجتماعي و تنظيم خانواده، همدان، دانشگاه بوعلي سينا.
زنجاني، حبيبالله و طه نوراللّهي (١٣٧٩)، جداول مرگومير ايران براي سال ١٣٧٥ بر حسب جنس در كلّ كشور و استانها به تفكيك شهري و روستايي، تهران، مؤسسه عالي پژوهش تأمين اجتماعي.
زنجاني، حبيبالله و مجيد كوششي (١٣٧٧)، بررسي مرگ ومير در ايران، در مطالعات مربوط به تحول جمعيت در طرحريزي كالبدي ملي از ١٣٦٥ تا ١٤٠٠ (نشريه ش ٢٦ از مطالعات مربوط به تحول جمعيت تهران وزارت و مسكن و شهر سازي).
سرائي، حسن، «گذار جمعيتي دوم ايران با نيم نگاهي به ايران» (١٣٨٧)، نامه انجمن جمعيتشناسي ايران، ش ٦، ص ١١٨-١٤٠.
زنجاني، حبيباله و ديگران (١٣٨٩)، نتايج پيش بيني جمعيت ايران تا افق سال ١٤٠٥، تهران، مركز آمار ايران.
سرائي، حسن، «مرحله اول گذار جمعيتي ايران»(١٣٧٦)، نامه علوم اجتماعي ايران، ش ٩ و١٠، ص ٥١-٦١.
مهريار، اميرهوشنگ و همكاران (١٣٨٥)، بررسي ابعاد سالخوردگي جمعيت و زمينههاي اجتماعي، اقتصادي و جمعيتي آن در ايران، پروژۀ مشترك صندوق جمعيت سازمان ملل در ايران و دانشگاه تهران.
عباسي شوازي، محمدجلال، «روش فرزندان خود براي برآورد باروري در ايران با استفاده از دادههاي سرشماري ١٣٦٥ و ١٣٧٥» (١٣٧٩)، نامه علوم اجتماعي، ش ١٦١٦، ص ١٠٥-١٣٦.
كاظمي پور، شهلا، «توسعه و مناسبات جمعيتي در ايران: با رويكرد آيندهنگر» (تابستان و پاييز ١٣٨٩)، برداشت دوم، سال هفتم (دوره جديد)، شماره پياپي (١١) و (١٢)، ص ٧٥-١٠٥.
محمود، مشفق و همكاران (١٣٨٩)، تحولات جمعيتي، چالشهاي فرارو و لزوم تجديدنظر در سياستهاي جمعيتي ايران، تهران، مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه.
مشفق، محمود و نادر مطيع حقشناس (١٣٨٧)، تغيير ساختار سني جمعيت ايران و ابعاد اقتصادي و اجتماعي پنجرة جمعيتي آن، پروژۀ مشترك صندوق جمعيت سازمان ملل در ايران و دانشگاه تهران.
محمودي، محمدجواد و محمود مشفق، «چالشها و فرصتهاي اقتصادي، اجتماعي ناشي از گذار جمعيتي با تأكيد بر ايران»(١٣٨٧)، نامه انجمن جمعيتشناسي ايران، سال چهارم، ش ٧،، ص ٦٧-٨٦.
محموديان، حسين و محمود مشفق، «بررسي تغييرات ساختار مكاني مهاجرتهاي بين منطقهاي در ايران طي دوره ١٣٥٥ – ١٣٨٥» (١٣٨٧)، نامه انجمن جمعيتشناسي ايران، ش ٦، ص ٨٩-١١٧.
مطيع حقشناس، نادر (١٣٨٥)، نگاهي به وضع موجود و آيندة احتمالي جمعيت و توسعه در جهان، ايران و كشورهاي همسايه آن در آستانة هزاره سوم ميلادي، تهران، مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه.
مركز آمار ايران (١٣٩٠- ١٣٣٥)، نتايج تفصيلي سرشماري عمومي نفوس و مسكن كل كشور، تهران: سازمان مديريت و برنامهريزي كشور.
مركز آمار ايران (١٣٨٠). سالنامه آماري سال ١٣٨٠.
ميرزائي، محمد و همكاران (١٣٨٥)، گزارش كشوري جمعيت و توسعه در ايران، طرح مشترك انجمن جمعيتشناسي ايران با پروژه صندوق جمعيت در دانشگاه تهران.
ميرزائي، محمد و همكاران (١٣٨٢)، بررسي و تحليل مسائل و چالشهاي جمعيتي ايران و پيامدهاي آن، كميسيون جمعيت و چالشهاي اجتماعي، تهران، شوراي عالي انقلاب فرهنگي.
Abbasi-Shavazi,(M.J.), and McDonald,(P.).(٢٠٠٥), National and Provincial-level fertility trends in Iran, ١٩٧٢-٢٠٠٠, Working Paper in Demography No. ٩٤, Australian National University.
Aghajanian, A. & Mehryar, A.H. (١٩٩٩), “ Fertility transition in the Islamic Republic of Iran, ١٩٧٦-١٩٩٦”, Asian-Pacific Population Journal, ١٤: ١, p. ٢١-٤٢.
Bongaarts, j. (١٩٩٧), Future population Growth and Policy Options, Policy Research Division, the population Council, New York.
Mehryar (A.H), Ahmadnia (S) (٢٠٠٤), Age-Structural Transition in Iran: Short and Long-term Consequences of Drastic Fertility Swings during the Final Decades of Twentieth Century, Paper presented at the CICRED Seminar, Paris, (٢٣-٢٦).
Rowland.D.T. (١٩٨٧), Evaluating the Function of Internal Migration in Settlement Systems, Canadian Studies in Population, ٥: (٩٩-١١١).
United Nations (٢٠١١), “World Population Prospects, the ٢٠١٠ Revision”.
United Nations, Department of Economic and Social Affairs, Population Division (٢٠١٣), World Population Prospects: The ٢٠١٢ Revision, New York.
United Nations, Department of Economic and Social Affairs, Population Division (٢٠١٣), World Population Prospects: The ٢٠١٢ Revision, New York.
Van de Kaa (١٩٩٩), Second Demographic Transition: Concepts, Dimensions, New Evidence, http: // www. demogr. mpg.de/Papers.
Van de Kaa (٢٠٠٢), Second Demographic Transition: Concepts, Dimensions, New Evidence, paper presented at the sixth welfare policy seminar of the national institute of population and social Security, Tokyo, Japan.
Zelinsky, W. (١٩٧٩), The Hypothesis of the Mobility Transition, Geographical Review, ٦١(٢): (٢١٩- ٢٤٩).