معرفت اقتصادی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٣ - امكان بهره گيري از آثار تمدن اسلامي در طراحي و تدوين الگوي اسلامي ـ ايراني فرهنگ اقتصادي
سال سوم، شماره دوم، پياپي ششم، بهار و تابستان ١٣٩١، صفحه ٥٥ ـ ٧٦
Ma'rifat-e Eghtesadi-e Islami, Vol.٣. No.٢, Spring & Summer ٢٠١٢
مهدي طغياني * / محمدهادي زاهديوفا **
چكيده
بدون شك توجه به وضعيت فرهنگ اقتصادي و ارائة الگو براي ارتقاي آن بر اساس مباني اسلامي نقشي بيبديل در پيشرفت ايران اسلامي دارد. در اين تحقيق بهمنظور بررسي چگونگي ارتقاء فرهنگ اقتصادي جامعه در راستاي وضعيت مطلوب، اين فرضيه را مطرح ميكنيم كه تامل در آموزههاي اسلامي و همچنين ميراث تمدني ايران اسلامي ميتواند ما را در شكلدهي به الگوي مطلوب فرهنگسازي و تربيت اقتصادي امروز جامعه ياري دهد. براي بررسي اين فرضيه از روش كتابخانه اي بهمنظور بررسي اسناد استفاده شده و اطلاعات آن به روش توصيفي تحليل شده است. يافتههاي اين پژوهش نشان ميدهد كه آثار تمدني در سه حوزة اصلي آثار حكما، متون اندرزنامهاي و شريعتنامهها، ميتوانند راهگشاي تدوين الگوي اسلامي-ايراني فرهنگ اقتصادي باشند.
كليدواژهها: فرهنگ اقتصادي، آثار تمدن اسلامي ايراني، الگوي اسلامي ايراني پيشرفت
طبقهبندي JEL: A٢٠،O١.
* استادیار گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان [email protected]
** استادیار اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) [email protected]
دريافت: ٢١/٠٣/١٣٩١ ـ پذيرش: ٣٠/٠٦/١٣٩١
مقدمه
آنچه از رفتارهاي افراد در جامعه انساني ظهور مييابد، معلول بينشها و نگرشهايي است كه نسبت به اداره و تنظيم رابطه انسان با خود، خداوند، ساير انسانها و طبيعت دارند. اين بينشها، كه شاكلههاي فردي يا جمعي افراد را شكل ميدهند، به نوعي مهمترين عامل تعيين كننده در شكلگيري گرايشها و رفتارهاي آنهاست. از اينرو، سياستگذاران همواره نسبت به چگونگي شكلگيري اين شاكلهها و امكان و ضرورت نقشآفريني فعّال در اين عرصه دغدغه داشته و احساس مسئوليت ميكنند. اما اين نقشآفريني مستلزم عنايت به اين مسئله است كه بدون وجود الگويي جامع، كه با ابزارهاي مختلف فرد و اجتماع با آن تربيت گردند، عملا تحقق يك شاكله عقلاني و تبلور آن در عملكرد اجتماعي و روزمره افراد در ابعاد اقتصادي، سياسي و فرهنگي را نميتوان جستجو كرد.
بخش وسيعي از رفتارها و تعاملات انساني در جوامع، در مورد چگونگي تمهيد شرايط مادي زندگي و حركت در مسير رشد و پيشرفت است. تهيه امكانات اوليه زندگي از جمله غذا، لباس، مسكن و نيز تأمين رفاه انساني فراتر از نيازمنديهاي اوليه، كه بهصورت فردي يا به كمك روابط و تعاملات اجتماعي بهدست ميآيد، در حيطة رفتارهاي اقتصادي تعريف ميگردد. نگرشها، گرايشها و رفتارهاي شكلدهندة به اين روابط و تعاملات اقتصادي در عرصة فردي و اجتماعي، بهصورت خلاصه در قالب فرهنگ اقتصادي بيان ميشود. آنچه سياستگذاران اجتماعي و اقتصادي تحت عنوان فرهنگ كار، فرهنگ مصرف، فرهنگ پسانداز و سرمايهگذاري، فرهنگ مالياتي و فرهنگ بهرهوري از آنها ياد ميكنند، از جمله عناويني است كه براي تبيين وضعيت موجود نگرشها و رفتارهاي موجود در اين عرصه و تلاش براي برنامهريزي و تغيير آنها به وضعيت مطلوب مطرح ميشود.
توجه به اهميت فرهنگ اقتصادي و رفتارسازي مطلوب در حوزة اقتصاد، مقولهاي است كه در طول ساليان گذشته همواره مدنظر برنامهريزان اقتصادي و اجتماعي كشورهاي پيشرفته ـ بر اساس ديدگاه آنها از الگوي مطلوب و مادي زندگي فردي و اجتماعي ـ قرار داشته و براي اجرايي نمودن آن سياستگذاري هدفمندي را در عرصه نظام آموزشي و فرهنگي تدارك ديدهاند؛ چراكه جهان امروز دريافته است كه توجه به فرهنگ و تربيت افراد، نوعي سرمايهگذاري ملّي است. هر كشوري كه در اين راه تلاش بيشتري نمايد، بيشك از ثمرات آن در آينده برخوردار خواهد شدعباس١٢٧(معدندارآرانی سرکارآرانی, ١٣٨٨) عباس معدندارآرانی محمدرضا سرکارآرانی آموزش و توسعه مباحث نوین در اقتصاد آموزش ١٣٨٨ تهران نشر نی(ر.ك:معدندارآراني و سركارآراني، ١٣٨٨) بررسي نهادهاي سياستگذار و متولي فرهنگ در جوامع پيشرفته نيز نشان ميدهد كه همه آنها از نظام تربيتي و فرهنگسازي توانمند و كارآمدي برخوردار هستند و نسبت به هرگونه ضعف در فهم مفاهيم و مهارتهاي مربوط به تصميمگيري و تحليل اقتصادي حساس بوده و برنامههايي را براي مقابله با آن در مقاطع مختلف سني حتي از دوران كودكي و پيش از دبستان از طريق برنامههاي رسمي و غيررسمي تدارك ميبينند ١٩٨٣, p. ١٠) ١٩٨٣, p. ١٠)
آنگونه كه در بررسي اجمالي مستندات اين قبيل برنامهها، اهداف و محتواي آنها بهدست ميآيد، هدف از اين آموزشها، شكلگيري چارچوب و منطقي فكري از مفاهيم اقتصادي براي آحاد آن جامعه است، به گونهاي كه در عرصة مسائل اقتصادي شخصي و مسائل پيچيدهتر از قبيل: سياستهاي اقتصادي كشور، بتوانند ادراك، قضاوت و رفتارهاي مستدل و عقلايي را در دنيايي پيچيده و متحول از خود نشان دهند. براي نمونه، يكي از پرسابقهترين و معروفترين اين برنامهها (برنامه ملي عمومي تعليم و تربيت اقتصادي در ايالات متحده) هدف خود را تأمين محتواي شناختي و مهارتي لازم براي تربيت افرادي ميدانند كه به نيروي كاري بهرهور (Productive members of the work force)؛ شهرونداني مسئوليتپذير (Responsible citizens)؛ مصرفكنندگاني آگاه (Knowledgeable consumers)؛ سپردهگذاران و سرمايهگذاران مدبر (Prudent savers and investors)؛ افرادي تاثيرگذار در اقتصاد جهاني (Effective participants in a global economy) وتصميمگيراني شايسته در طول دوران زندگي (Competent decision makers throughout their lives) تبديل شوند Gilliard, ١٩٩٥, p٣٠)
در جامعة ما نيز مقام معظم رهبري، چند سالي است كه با طرح چندبارة موضوعات و مسائل اقتصادي، بهعنوان شعار سال، در ديدار با اقشار مختلف، بر اهميت و ضرورت توجه به فرهنگسازي صحيح اقتصادي در جامعه تأكيد نموده و حتي در برخي موارد، مصاديقي از آن مانند فرهنگ كار، فرهنگ مصرف، فرهنگ استفادة بهينه از امكانات و منابع و فرهنگ بهرهوري را مورد تأكيد قرار دادهاند. با اين حال، وضعيت موجود در جامعة ما به گونهاي است كه افرادي كه وارد زندگي خانوادگي و عهدهدار مسئوليتهاي اجتماعي مختلف ميشوند، به نحو نظاممند واجد فرهنگ اقتصادي مطلوب و يا حتي دانش موردنياز از مفاهيم و اصول اوليه اقتصادي نيستند.
فقدان درك صحيح و جامع از مفاهيم و رويكردهاي اقتصادي، آنجايي جلوه ميكند كه فرد لاجرم در زندگي اجتماعي در يك موقعيت با ويژگيهاي اقتصادي قرار ميگيرد و نياز به بروز رفتاري عقلايي و تصميمي عقلاني مبتني بر فرهنگ و ارزشهاي بومي و مقتضيات ملي خويش دارد. در اين مقام، نه يك دانش سازمانيافته و نهادينهشده از مفاهيم، نه يك چارچوبي براي تحليل شرايط پيرامون خود و نه يك فرهنگ حاكم اقتصادي، مبتني بر ارزشهاي جامعه و مصالح فردي ـ اجتماعي، هيچيك وي را همراهي نميكنند. نتيجة چنين ضعف و فقداني بر رشد اقتصادي و توسعه همهجانبه كشور روشن است؛ چراكه فرد لاجرم در مقام يك عضو خانواده، نيروي كار، شهروند مسئول در عرصة اجتماعي، مصرفكننده و توليدكنندة كالا و خدمات، پس اندازكننده و سرمايهگذار و در بستري از انواع شاكلههاي جمعي و فردي مانند فرهنگ كار، فرهنگ مصرف، فرهنگ اتخاذ تصميمهاي بهينه، فرهنگ هزينه ـ فايده، فرهنگ استفاده بهينه و كارا از منابع، فرهنگ بهرهوري، فرهنگ تعامل با محيط انساني و فيزيكي پيرامون از جمله محيطزيست و دهها بستر فرهنگي ديگر قرار ميگيرد. برآيند رفتارهاي جمعي در چنين فضايي است كه موجبات رشد يا انحطاط ملتي را فراهم ميآورد.
شايد بتوان فرهنگ اقتصادي را حلقة مفقودة بسياري از ناهنجاريهاي رفتاري و به شكست كشاندن يا پيروزي و موفقيت سياستهاي اقتصادي دانست؛ امري كه متأسفانه در كشور ما مغفول بوده، بهويژه با وجود تلاش براي شكلدهي به جامعة الگوي اسلامي، همتي مضاعف در اين عرصه ميطلبد؛ اولين گام اين موضوع طراحي الگويي براي فرهنگسازي و تربيت اقتصادي در مقاطع مختلف سني، مبتني بر آموزههاي قرآني، روايات ائمة اطهار(ع)، تجربيات جهاني و نيز ميراث تمدني ماست كه با الهام از تعاليم ديني، ايجاد فرهنگ عمومي و اقتصادي جامعه را بر عهده داشته است.
آنچه از مطالعة تجربيات انديشمندان و علماي مسلمان ايراني در خلال آثار گوناگون ادبي، اخلاقي و فقهي بهدست ميآيد الگووارهاي از رفتارهاي اقتصادي در قرون مياني تمدن اسلامي در اين سرزمين است كه عليرغم موفقيتهاي بسيار، بهدست فراموشي سپرده شده است.
سؤال اصلي اين مقاله عبارت است از اينكه، تربيت و فرهنگسازي اقتصادي در سابقة تمدني ايراني اسلامي اين سرزمين، چه جايگاهي داشته و داراي چه آموزههايي بوده است؟ آيا امكان استفاده از آموزههاي ديني براي طراحي و تدوين الگوي مطلوب فرهنگ اقتصادي جامعة امروز وجود دارد؟
اين مقاله، ضمن معرفي آثار مختلفي كه در طول قرنها، ساخت بخشي از فرهنگ جامعه ايران اسلامي را بر عهده داشته، و تجربيات روز برخي كشورها در اين زمينه، در تلاش است تا امكانپذيري استفاده از آموزههاي تمدني براي فرهنگسازي اقتصادي را بررسي نمايد.
لازم به يادآوري است، اين مقاله تنها به قابليت استفاده از ميراث تمدني در طراحي الگوي فوق اشاره ميكند، به جايگاه اصيل منابع اصلي دين، يعني قرآن كريم و روايات معصومين(ع) در تدوين چنين الگويي نميپردازد. اما مدعي است كه خالقان چنين آثاري بيشترين تأثير را از قرآن و روايات پذيرفته و با الهام از آنها، متون خود را تأليف كردهاند. از اينرو، در عين استفادة مستقيم از منابع اصلي، ميتوان به استفادة غيرمستقيمي نيز در خلال آموزههاي متون تمدني پرداخت.
روششناسي اين پژوهش از نظر هدف، توسعهاي و كاربردي است، بدين معنا كه در پي بهكارگيري ايدة جديد استفاده از آموزههاي متون و ميراث تمدني اسلامي ايراني اين سرزمين براي طراحي الگوي فرهنگسازي و تربيت اقتصادي است. بنابراين، هدف اساسي اين تحقيق تهيه و تدوين طرحها و برنامههايي است كه براي مشخص كردن موقعيت و الگوي نامعين خاصي بر اساس يافتههاي پژوهش انجام ميگيرد (ر.ك: سرمد و ديگران، ١٣٨٥). حاصل اين پژوهش، ارائة پيشنهادها و راهكارهايي براي تبيين الگوي فرهنگسازي و تربيت اقتصادي در ايران اسلامي است. براي گردآوري دادهها و اطلاعات، از روش كتابخانهاي و اسنادي استفاده شده و در تجزيه و تحليل اطلاعات، روش آن توصيفي ـ تحليلي است.
بررسي ادبيات موضوع و سابقه تحقيقريشههاي توجه به فرهنگ و تربيت اقتصادي در تمدن اسلامي ايراني و در ميان علما و حكماي مسلمان را بايد در جامعيت تعاليم دين مبين اسلام در توجه به همة ابعاد زندگي انسان مسلمان و وجود دستوراتي در همة زمينهها در ميان آموزههاي اين دين حنيف دانست. در كنار اين تعاليم، آشنايي با ميراث تمدنهاي ايراني، يوناني، هندي و استفاده از دستاوردهاي اين تمدنها، منجر به خلق آثار گرانسنگي در حوزههاي گوناگون فرهنگ از جمله فرهنگي خاص در زمينة تدبير معيشت و اقتصاد گرديد.
در يك دستهبندي كلي، آثار اين حوزه در تمدن اسلامي- ايراني را ميتوان به چهار دسته تقسيم كرد:
دستة اول، آثاري كه به پيروي از حكماي مشاء و فلاسفة يونان در حكمت عملي نوشته شده و از اين جهت، به بحث تدبير منزل توجه كردهاند. مانند سياستالمدنية يا آرا اهل مدينة فاضلة فارابي، تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق ابن مسكويه و تدبير منزل ابنسينا و نيز كتاب معروف اخلاق ناصري از خواجه نصيرالدين طوسي و با تأثيرپذيري از وي، اخلاق جلالي و اخلاق عالمآراي فاني.
دستة دوم، آثاري است كه به پيروي از سبك اندرزنامههاي پهلوي و البته با الهام از آموزههاي ديني، به شعر يا به نثر منتشر شده و البته بنا به جذابيتهايي كه از جهت زبان شعري يا استفادة زياد از تمثيل و داستانهاي زندگي بزرگان داشته، مورد استقبال قرار گرفته و در فرهنگ و تربيت مردم تأثير بسزايي داشته است. مانند قابوسنامة عنصرالمعالي، گرشاسپنامه اسدي طوسي و شاهنامة فردوسي، كه هر سه به نوعي ملهم از آثار قبل از اسلام تمدن ايراني و تحت تأثير آموزهها و فرهنگ حاكم اسلامي دورة خود نگاشته شدهاند.
دو دستة فوق، تقريباً شامل غالب آثار اين زمينه تا قرن پنجم هجري ميشود. از اواسط قرن پنجم به بعد، با انتشار نظرياتي كه فلسفه را بهشدت مورد انتقاد قرار داده و حتي نسبت كفر به فيلسوفان ميدهد، كمكم آثاري ظهور مييابد كه به نحوي شريعتنامهنويسي و بيان آداب اخلاقي معيشت و معاشرت، با بهرهگيري بيشتر از آيات قرآن و روايات است و از اينرو، شيوة جديدي در كتب اخلاقي شكل گرفته، گسترش مييابد. از آثار اين زمينه، ميتوان به كتاب معروف احياء علوم الدين امام محمد غزالي و تلخيص و ترجمة خود او، به زبان فارسي با عنوان كيمياي سعادت و نيز ادب الدنيا و الدين ماوردي اشاره كرد. همچنين كتاب اخلاق محتشمي از خواجه نصيرالدين طوسي و اخلاق محسني از ملاحسين واعظ كاشفي در حوزة اهلسنت و از اوايل قرن دهم بهبعد، در حوزة شيعه، المحجة البيضاء ملّامحسن فيض كاشاني در اين دسته جاي ميگيرند.
علاوه بر اين، ميتوان به آثار دستة چهارمي نيز اشاره كرد كه به نوعي مبلّغ تربيت اخلاقي صوفيه است و ضمن استفاده وسيع از آيات و روايات، به بيان داستانهايي در شرح احوال بزرگان تصوف ميپردازند. مانند اوصاف الاشراف خواجه نصيرالدين طوسي، مرصاد العباد نجم الدين رازي، الذريعة الي مكارم الشريعه راغب اصفهاني. به دليل نزديكي روش ارائة مطالب، دستة سه و چهار را با هم بيان ميكنيم:
بنابراين، ميتوان چرخش آثار دورة اسلامي را از روش حكما و اندرزنامهاي، به روش شريعتنامهنويسي و آثار عرفا و متصوفه در قرون پنجم بهبعد به خوبي نشان داد. به عبارت ديگر، ميتوان گفت: اگر در قرن چهارم و پنجم آثار حكما و اندرزنامهها بيشترين تأثير را بر فرهنگ و تربيت اقتصادي جامعه بر جا ميگذاشته است. پس از آن، شاهد بيشترين تأثيرگذاري از سوي آثار دستة دوم و سوم بر فرهنگ اقتصادي ايرانيان مسلمان هستيم.
در زمينة موضوع تحقيق و بحث فرهنگ اقتصادي در تمدن اسلامي، تاكنون تحقيق مستقلي انجام نشده است. با اين حال، ميتوان آثار معدودي را برشمرد كه بهگونهاي به استخراج آموزهها و مفاهيم اقتصادي ميراث كهن تمدن اسلامي ايراني پرداخته باشد. از اين جمله، ميتوان به كتاب ادبيات ايران از ديدگاه اقتصاد تأليف حسن توانائيانفرد اشاره نمود كه بيشتر به آثار منظوم و شعر فارسي در دورة اسلامي و آموزههاي اقتصادي، كه ميتوان از آنها استنباط كرد، ميپردازد. همچنين همين نويسنده، در كتاب ديگري تحت عنوان تاريخ انديشههاي اقتصادي در جهان اسلام، تلاش نموده است تا نظرات اقتصادي حكيماني چون فارابي، ابنمسكويه، خواجه نصيرالدين طوسي، ابنخلدون و جلالالدين دواني را مطابق با ديدگاه خاص خود، از موضوعات اقتصادي دستهبندي و استخراج نمايد. علاوه بر اين، ميتوان به مقالة «مقولههاي اقتصادي در ادبيات كلاسيك ايران» از احسان طبري اشاره كرد كه از كتاب وي، با عنوان برخي بررسيها دربارة جهانبينيها و جنبشهاي اجتماعي در ايران، استخراج شده است. وي تلاش نموده كه بيشتر با ادبيات چپگرايانه به برخي مفاهيم اقتصادي آثار منظوم و منثور ادبيات فارسي اشاره كند.
علاوه بر اين، كتابها و مقالات پراكندهاي كه به بخشي از آموزههاي اقتصادي آثار كهن ايران زمين ميپردازند، را نيز ميتوان در زمينة شناسايي آموزههاي اقتصادي موردنظر آنها راهگشا دانست. مانند مقالة «نظريههاي اقتصادي خواجه نصيرالدين طوسي در كتاب اخلاق ناصري» كه توسط محسن صبا در سال ١٣٥٤ در نشريه تحقيقات اقتصادي به چاپ رسيده است يا مدخل تدبير منزل از دايرة المعارف بزرگ اسلامي يا همين مدخل از دانشنامة جهان اسلام و همچنين مقالات ديگري در اين زمينه، كه در نشريات مختلف به چاپ رسيده و به بخشي از مفاهيم اقتصادي مستنبط از متون تمدني اشاره ميكنند.
با اين حال، هيچيك از اين آثار، در پي استخراج مؤلفههايي براي امروز و آينده فرهنگ اقتصادي يا الگوسازي در اين زمينه نبودهاند. تنها به گوشههايي از آموزههاي اقتصادي اشاره كردهاند كه آنهم گاهي همراه با نظرگاههاي خاص نويسندگان، با تفسير به رأيهاي خواسته يا ناخواستهاي همراه بوده كه از روح اسلامي حاكم بر اين آثار فاصله دارد.
فرهنگسازي و تربيت اقتصادي در جهان معاصرامروزه در ادبيات متعارف، مراد از «تربيت اقتصادي» (Economic education) برنامهها و اقداماتي است كه اغلب كشورهاي پيشرفته براي فرهنگسازي در حوزة اقتصاد به اجرا درميآورند. بررسي و مطالعة اين تجربيات جهاني، بخصوص در دهههاي اخير نشان ميدهد كه آنها تلاشهاي نظاممندي را در اين راستا براي مقاطع سني گوناگون از كودكي تا بزرگسالي انجام دادهاند تا به اينوسيله، بتوانند نسلي را براي ورود به عرصة اجتماع آماده نمايند، كه نه تنها مفاهيم اقتصادي را بداند، بلكه به بهترين وجه حائز مهارت تفكر اقتصادي بوده و ضمن بهرهمندي از يك منطق فكري، قابليت تحليل شرايط مختلف اقتصادي و تصميمگيري و انتخاب بهينه را داشته باشد (C.F. Cee, ٢٠١٠). براي مثال، برنامة فرهنگسازي و تربيت اقتصادي آمريكا، بر ٢٠ مفهوم متمركز شده است و به زعم طراحان آن، اساسيترين مفاهيمي است كه يك منطق فكري و فهمي اقتصادي براي تجزيه و تحليل مسائل و موضوعات اقتصادي را به مخاطبان خواهد داد و آنها را توجيه ميكند كه چگونه ميتوان با فهم اقتصادي، زندگي فردي و اجتماعي را بهبود بخشيد. اين مفاهيم از طريق ابزارهاي مختلف در نظام آموزشي و فرهنگسازي رسمي و غيررسمي به مخاطبان القا ميشود. جدول زير عناوين و چگونگي طرح و يادآوري اين مفاهيم را در دورة آموزش عمومي نشان ميدهد.
جدول ١: ارائة مفاهيم اقتصادي در پايههاي تحصيلي آمريكا
|
مفاهيم |
٠-٤ |
٥-٨ |
٩-١٢ |
مفاهيم |
٠-٤ |
٥-٨ |
٩-١٢ |
|
كميابي |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
پول و تورم |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
|
تصميمگيري |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
نرخ بهره |
|
ج |
ج/ي |
|
تخصيص |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
درآمد |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
|
انگيزهها |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
كارآفريني |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
|
مبادله و تجارت |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
رشد اقتصادي |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
|
تخصص و تقسيم كار |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
نقش دولت و شكست بازار |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
|
بازارها و قيمتها |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
شكست دولت |
|
ج |
ج/ي |
|
نقش قيمتها |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
نوسانات اقتصادي |
|
ج |
ج/ي |
|
رقابت و ساختار بازار |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
بيكاري و تورم |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
|
نهادها |
ج |
ج/ي |
ج/ي |
سياستهاي پولي و مالي |
|
|
ج |
|
راهنمايي: ج: محتواي جديد معرفي شده ـ ج/ي: يادآوري محتواي قبلي همراه با مباحث تكميلي منبع: Siegfried ١٩٩٨, P. ٨٤ |
|||||||
علاوه بر اين، بخشي از مفاهيم موردنظر در حوزة اقتصاد، معمولاً ذيل برنامههاي ماليه شخصي به مخاطبان ارائه ميشود. ماليه شخصي عبارت است از: اصول و روشهايي كه افراد براي تحصيل و تدبير اموال و داراييهاي خود از آنها استفاده ميكنند. به عبارت ديگر، برنامههاي اقتصاد در كنار مفاهيم پايهاي چون كميابي و انتخاب يا انگيزهها و اطلاعات، بيشتر به مباحث دانش اقتصاد متعارف مانند تورم، رشد اقتصادي، و بيكاري پرداخته و نيازمنديهاي مورد نياز اقتصادي زندگي مانند پسانداز، سرمايهگذاري، و مصرف در ماليه شخصي مورد بحث قرار ميدهد. از جمله اهداف برنامههاي ماليه شخصي، ايجاد توانمنديهاي ذيل در ميان افراد است:
اطلاعات مالي را بيابند، ارزيابي كنند و بهكار بندند؛ اهداف مالي خود را تعيين كنند و براي دستيابي به آنها برنامهريزي نمايند؛ ظرفيت درآمدزايي خود را توسعه داده، توانايي خود براي پسانداز را بهبود بخشند؛ تعهدات مالي خود را به جا آورند؛ براي خود ثروتي فراهم آورده، آن را حفظ نمايند (JCPFL, ٢٠٠٧, p.٢).
استانداردهاي مطرح در مجموعههاي تربيتي ماليه شخصي، معمولاً از عناوين محدودي تشكيل شدهاند كه در مورد استانداردهاي ملي ماليه شخصي آمريكا عبارتند از: مسئوليتپذيري و تصميمگيري مالي؛ درآمد و شغل؛ برنامهريزي و مديريت مالي؛ اعتبار و بدهي؛ مديريت ريسك و بيمه و پسانداز و سرمايهگذاري (C.F. JCPFL, ٢٠٠٧).
به هر حال، اين الگوها، كه معمولاً با نوع نگاه هستيشناسانه و انسانشناسانة خاصي همراه است، به ارائة آموزههايي براي ايجاد فرهنگ اقتصادي مطلوب خود ميپردازد كه گاهي در تضاد با نگرش اسلامي به اين حوزه قرار دارد. با نگاهي گذرا به مطالب نقل شده و برداشتهاي مربوط به آنها از ميراث تمدني، ميتوان الگوهايي بسيار جامعتر و منطبق بر فرهنگ ديني در زمينة اقتصاد يا ماليه شخصي با استفاده از اين مطالب تدوين كرد. اگرچه در هر مورد، بهرهمندي از تجارب بشري، كه با مباني اسلامي منافاتي نداشته باشد، ضروري خواهد بود.
پيروي از سنت حكما در تدبير منزلدستهاي از آثار اسلامي در اين زمينه، مجموعههايي است كه در قالب كتاب يا بخشي از يك كتاب با عنوان «تدبير منزل»، «سياست منزل»، «السياسة الخاصة» يا «السياسة الخاصية» نگاشته شده است. از مهمترين نمونههاي مباحث تدبير منزل، ميتوان از اين بحث در رسالة السياسة ابنسينا، اخلاق ناصري خواجه نصيرالدين طوسي و قابوسنامه عنصرالمعالي نام برد.
مجموعههاي تدبير منزل دانشمندان مسلمان، با استفاده از دستهبندي آثار فلاسفة يونان باستان، بهويژه افلاطون، ارسطو و بروسن (Bryson) در اين زمينه بهعنوان دومين شاخه از حكمت عملي، در كنار دو شاخة ديگر آن، يعني تهذيب اخلاق و سياست مدن، و بهرهگيري از قالبهاي تمثيلي و داستاني پندنامهها و اندرزنامههاي ايراني و هندي با محتواي اسلامي، به توسعه و بسط و نيز دينيسازي و بوميسازي آموزههاي آنها، بهويژه از جهت غايت و روش همت گماشت؛ چراكه هدف آموزههاي يوناني رسيدن به سعادت ارسطويي، با جنبهاي كاملاً مادي و دنيوي بود. در اندرزنامههاي پيش از اسلام نيز اصول اخلاقي و غايت اخروي خاص دين زرتشت، بيشتر مدنظر بود. از اينرو، مباني ديني متقن اسلامي همراه با اصول اخلاقي حاصل از آن و با قالبهاي بيشتر ايراني و دستهبنديهاي منطقي يوناني، ساختار مباحث تربيت منزل آثار دانشمندان مسلمان را بنيان نهاد. علاوه بر اين، مسلمانان در استفاده از مباحث محتوايي نيز آنجاكه سازگاري كامل و همگوني مطلوبي ميان مباحث تمدنهاي پيشين با آموزههاي اسلامي ميديدند، مورد بهرهمندي قرار داده و در هيچ مورد جمود و تحجري از خود بروز ندادهاند. نمونة آن، استفادة ابنسينا در تدبير منزل خود از برخي محتواي كتابهاي جمهوريت افلاطون و سياست ارسطو يا انعكاس زياد مباحث بروسن در ميان مبحث تدبير منزل اخلاق ناصري است. در حاليكه، در قابوسنامه ردّپاي برخي آموزههاي اندرزنامههاي ايراني را ميتوان مشاهده كرد.
از جمله مباحث اقتصادي، كه در مباحث تدبير منزل معمولاً بدان پرداخته ميشود، تأكيد بر نياز آدمي به زندگي جمعي است، به دليل اينكه اولاً، نيازهاي اولية زيستي از جمله غذا را برآورده سازد، ثانياً، به صناعاتي مانند بنايي، نجاري و آهنگري، كه همۀ آنها از عهدۀ يك نفر برنميآيد، بپردازد، ثالثاً، نياز قوۀ يادگيري و كنجكاوي براي استفاده از دانش و معلومات ديگران را پاسخ دهد. همچنين به نياز به مال يا پول براي انجام معاملات و چگونگي گردآوري آن بحث ميكند. در مورد اجتناب از «جور»، «عار» و «دنائت» در كسب و كار سخن ميگويد. بيان چگونگي حفظ مال از راه تنظيم نسبت درآمد و مخارج و تأكيد بر دوري جستن از پنج خصلت «خست»، «تقتير»، «اسراف»، «فخرفروشي» و «سوءتدبير» هنگام خرج مال، از مسائل ديگري است كه بدان پرداخته شده است (ابنسينا، ١٣١٩، ص٢٣-٢٩؛بروسن، ١٩٢١م؛ طوسي، ١٣٦٩، ص١٦٥-١٧٥)
لازم به يادآوري است كه به دليل اهميت تدبير اموال يا رابطة صاحب مال و مال، اين موضوع در تدبير منزلهاي اسلامي انعكاس يافت، اما در برخي موارد، مؤلف با چشمپوشي از اين بخش، به پررنگتر نمودن ساير بخشهاي اين موضوع مثل رابطة با همسر يا تربيت فرزند پرداخته است. نمونة اين مطلب را ميتوان در كتاب السعادة و الاسعاد ابوالحسن عامري (م ٣٨١ ق) مشاهده كرد كه ضمن تأثيرپذيري بيشتر از سنت ايراني(اندرزنامهها)، نسبت به سنت يوناني، بخش مربوط به تدبير اموال را حذف كرده و بيشتر به بحث تدبير رابطه با زن و فرزند پرداخته است(كريميزنجانياصل، ١٣٨٧).
بسياري از آموزههاي آثار تمدني در حوزة تدبير منزل براي ايجاد فرهنگ اقتصادي مطلوب و ايجاد منطق فكري متقني در اين زمينه، قابل استفاده است.
جدول ٢: گزارههاي تمدني قابل استفاده در فرهنگ اقتصادي مطلوب
|
عبارت |
برداشت |
موضوع |
|
ابونصر فارابي- آراء اهل مدينة فاضله |
||
|
و هريك از آدميان بر سرشت و طبيعتي آفريده شدهاند كه هم در قوام وجودي و هم در نيل و وصول به برترين كمالات خود، محتاج به اموري بسياراند كه هريك به تنهايي نتوانند متكفل انجام همة آن امور باشند، بلكه در انجام آن احتياج به گروهي بود كه هريك متكفل انجام امري از مايحتاج آن بود.» ١٣٧٩, p. ٢٥١) محمدبن محمد فارابی سید جعفر سجادی اندیشه های اهل مدینة فاضله تهران انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی(فارابي، ١٣٧٩، ص٢٥١) |
معرفي دو دسته نياز وجودي و كمالي در انسانها(اولي شامل نيازمنديهاي اوليه و حياتي مانند نياز به غذا و سرپناه و لباس و... و دومي نيازمنديهاي مسير رشد و كمال ) |
انتخاب-نيازها و خواستها |
|
عدم امكان تأمين آنها براي هر فرد بهتنهايي و لذا شكلگيري اجتماعات انساني |
وابستگي متقابل |
|
|
لزوم تقسيم كار و وظايف جهت برآورده ساختن احتياجات جامعه متناسب با توانمنديها و استعدادهاي ذاتي خود |
تقسيم كار و تخصص |
|
|
همانطور كه اعضا تن از لحاظ فطرت و قوتهاي طبيعي متفاضل و مختلفاند و در بين آنها يك عضو بود كه رئيس اول همة اعضاء تن بود كه قلب است و اعضايي بود كه مراتب آنها نزديك بدان رئيس بود و در هريك قوتي طبيعي نهاده شده كه بواسطة آن كار و فعل خود را بر وفق خواست و غرض بالطبع رئيس انجام ميدهد... همينطور است حال مدينه كه اجزاء متشكله آن از جهت فطرت مختلف و متفاضل الهيأت باشند... جز اينكه اعضاء بدن هم خود طبيعي است و هم هيأت حاصلة براي آنها عبرت است از قوتهاي طبيعي ولي اجزاء مدينه گرچه طبيعي بوند ولكن هيأت و ملكاتي كه به واسطة آنها افراد كارهاي مدني را انجام ميدهند طبيعي نيست و بلكه ارادي است (فارابي، ١٣٧٩، ص ٢٥٦-٢٥٨) |
طرح بحث تقسيم كار و تخصص، با تشبيه جامعه به بدن انسان |
تقسيم كار و تخصص |
|
تقسيم كار و تعيين جايگاه و وظايف افراد در اجتماع انساني به صورت ذاتي و اكتسابي (از طريق تفاوتهاي طبيعي استعدادها و نيز وجود همت و ارادههاي متفاوت در يادگيري فنون و حرفهها و...) |
تقسيم كار و تخصص |
|
|
اشاره به روابط رئيس و مرئوسي و خادم و مخدومي در اجتماعات انساني (رهيافت principal-agent) |
تقسيم كار |
|
|
تأثير استعدادها و لياقتها و نيز ارادهها و عزمها در پذيرش نقشهاي اجتماعي |
انتخاب-اراده و تصميم |
|
|
و مدينههايي كه مضاد مدينه فاضلهاند مدينههاي جاهليه، فاسقه، مبتذله و ضاله بوند و نيز از افراد انساني نوائب مدينهها مضاد اهل مدينة فاضله بوند و مدينه جاهليه آن بود كه مردم آن نه سعادت را ميشناسند و نه حتي به دل آنان خطور كرده باشد. و اگر به سوي آن ارشاد شوند نه فهم كنند و نه بدان معتقد بوند و تنها از خيرات پارهاي از آنها كه در ظاهر گمان رود كه خيراتند و غايات و هدفهاي زندگي آنها هستند، ميشناسند كه عبارت از: تندرستي، توانگري و بهرهگرفتن از لذات مادي باشد و اينكه در برآوردن اميال و هواهاي نفساني خود آزاد بوند و اينكه به نزد مردم مكرم و معظم بوند كه هريك از اين امور به نزد مردم مدينة جاهلية سعادت و خوشبختي بود... (فارابي، ١٣٧٩، ص ٢٧٨) |
نوعشناسي از اهداف و غايات جوامع انساني در رشد و توسعة اقتصادي |
رشد و پيشرفت |
|
معرفي اجتماعات انساني جاهليه و انواع آنها كه تصور صحيحي از سعادت ندارند و آن را صرفاً مادي و در حد برآوردن اميال و هواهاي نفساني خود ميپندارند. مانند مدينه ضروريه با هدف تأمين حداقل نيازمنديهاي اساسي زندگي (خوراك، پوشاك، مسكن)، مدينه بداله و نذاله با غايت اصلي گردآوري ثروت و... |
ركود و انحطاط |
|
|
معرفي معناي صحيح پيشرفت يك جامعه كه اولاً بر اساس آموزشهاي انبياء الهي مفهوم سعادت را درك كرده و ثانياً با حاكميت عدالت و انصاف مسير رشد را به سمت كمال ميپيمايد |
رشد و پيشرفت |
|
|
ابن مسكويه رازي- الهوامل و الشوامل، تهذيب الاخلاق و تنزيه الاعراق |
||
|
و چون مردم مدني بالطبع ميباشند؛ يعني زندگاني آنها اجتماعي است و نه انفرادي، بايستي يكديگر را كمك نمايند تا امر معيشت آنها مرتب گردد. مثل اينكه بعضي خادم و بعضي مخدوم، بعضي رئيس و بعضي مرئوس، بعضي كارگر و بعضي كارفرما و كم و زياد و ضرر و خسران بين آنها بسيار است. اين است كه در همه وقت مردم محتاجند به معدلي كه عارف باشد به حد وسط و تناسب بين اشياء را كاملاً بداند و حكم و تدبير نمايد بين مردم به عدل. اجرا قانون عدل بين مردم به سه چيز صورت ميگيرد: اول ناموس الهي كه عبارت از: قانون شريعت است دوم حاكم عادلي كه بين مردم به حق حكم نمايد و سوم دينار...(ابنمسكويه، ١٣٨٣، ص٢١٥) |
اشاره به روابط رئيس و مرئوسي و خادم و مخدومي در اجتماعات انساني |
تقسيم كار |
|
مدني بالطبع بودن انسان و نياز به ديگران در تأمين احتياجات ضروري مبناي شكلگيري اجتماعات انساني و تقسيم كار |
همبستگي جمعي |
|
|
راه رسيدن به كمال فردي و اجتماعي، شناخت عدالت از طريق دين و عمل به آن |
پيشرفت و عدالت |
|
|
نقش پول در برقراري سطحي پاييني از عدالت در معاملات از طريق برطرف كردن زياده و نقصان در آنها |
نقش پول |
|
|
ابنسينا- تدبير منزل |
||
|
احتياج مردم به قوت و خوراك باعث شد بر اينكه همه كس در راه كسب و به دست آوردن آن از راههايي كه خدا قرار داده و افراد بشر را به پيمودن آن ملزم نموده است...براي زينت مرد چيزي زيباتر از اين نيست كه از روي استحقاق به وسعت روزي موفق آيد...انسان وقتي مالي را به دست آورد، مقتضاي سيرت عادله و نيكو اين است كه قسمتي از آن را در زكات و صدقات و ابواب معروف و مصارف خيريه صرف نمايد و قسمتي را براي مصائب و حوادث روزگار و مواقع احتياج ذخيره نمايد...در خرج هم صلاح و سداد امر در اين است كه به حد اسراف و تضييع مال نرسد و نه به خست و بخل زياد بلكه در خرج كردن تقدير و تدبير بكار رفته بهعنوان اعتدال و ميانهروي خرج شود)ابنسينا، ١٣١٩، ص ٢٩-٣٢). |
فعاليت اقتصادي و كسب معيشت در چارچوب تكوين و تشريع الهي |
انتخاب- قالب تكوين و تشريع |
|
اصول دخل، حفظ و خرج درآمد و ثروت |
ماليه شخصي |
|
|
توجه به كسب درآمد از روي استحقاق و نه تضييع حقوق و استثمار |
الگوي كسب درآمد |
|
|
بخشي براي مخارج ضروري، بخشي ذخيره براي احتياجات آينده و مصائب و حوادث روزگار و بخشي صرف زكات، صدقات و ابواب معروف و مصارف خيريه |
الگوي تخصيص درآمدها |
|
|
حد مصرف شخصي اعتدال و ميانهروي و پرهيز از اسراف و اقتار |
الگوي مصرف |
|
|
خواجه نصيرالدين طوسي- اخلاق ناصري |
||
|
حفظ به سه شرط صورت بندد: اول آنكه، خرج با دخل مقابل نبود، و از آن زيادت نيز نبود بل كمتر بود، و دوم آنكه، در چيزي كه تثمير آن متعذر بود مانند ملكي كه به عمارت آن قيام نتوان كرد و جوهري كه راغب آن عزيز الوجود بود، صرف نكند؛ و سيم آنكه، رواج كار طلبد و سود متواتر و اگرچه اندك بود بر منافع بسيار كه بر وجه اتفاق افتد اختيار كند(طوسي، ١٣٦٩، ص٢١٣). |
اصول دخل، حفظ و خرج درآمد و ثروت |
ماليه شخصي |
|
بودجهبندي در مخارج و رعايت تعادل در آن |
ماليه شخصي |
|
|
تشويق به سرمايهگذاري در زمينههاي مناسب |
سرمايهگذاري |
|
|
لزوم توجه به توليد و كسب و كار همراه با ريسكپذيري مناسب |
مولديت |
|
|
و گفتهاند كه اولي چنان باشد كه شطري از اموال، نقود و اثمانِ بضاعات باشد، و شطري اجناس و امتعه و اقوات و بضاعات و شطري املاك و ضياع و مواشي تا اگر خللي به طرفي راه يابد از دو طرف ديگر جبرِ آن ميسر شود. (طوسي، ١٣٦٩، ص٦٩) |
لزوم توجه به تهيه سبدي از داراييها هنگام سرمايهگذاري |
سرمايهگذاري |
|
و اما در خرج و انفاق بايد كه در آن از چهار چيز احتراز كند: اول لؤم و تقتير، و آنچنان بود كه در اخراجات نفس و اهل تنگ گيرد يا از بذل معروف امتناع نمايد. دوم اسراف و تبذير، و آنچنان بود كه در وجوه زوايد مانند شهوات و لذات صرف كند و يا زيادت از حد در وجه واجب خرج كند؛ و سيم ريا و مباهات، و آنچنان بود كه به طريق تصلف و اظهار ثروت در مقام مراء و مفاخرت انفاق كند؛ و چهارم سوء تدبير، و آنچنان بود كه در بعضي مواضع، زيادت از اقتصاد و در بعضي كمتر از آن بهكار برد (طوسي، ١٣٦٩، ص٦٩) |
لزوم پرهيز از افراط و تفريط و رعايت حد وسط در مخارج و مصارف |
الگوي مصرف |
|
توجه به تشريع الهي در انتخابهاي مصرفي |
انتخاب |
|
|
توجه به اصول اخلاقي در انفاق و مخارج |
تعاملات خيريه |
|
|
رعايت خود و خانواده در ميزان مخارج و مصرف (بذل معروف) و پرهيز از سختگيريهاي جاهلانه |
الگوي مخارج |
|
در مجموع، مفاهيمي كه ميتوان از آموزههاي حكما و مباحث تدبير منزل، در زمينة فرهنگسازي اقتصادي برداشت كرد، در دستهبندي كلي «مفاهيم اقتصادي» و «مفاهيم ماليه شخصي» تنظيم نمود. البته وزن مفاهيم اقتصادي، بهويژه مفاهيمي كه به نوعي در پي ايجاد نوعي منطق فكري هستند، بيشتر است. اما در مباحث تدبير اموال، كه ذيل تدبير منزل مورد بحث قرار ميگيرد، مفاهيم ماليه شخصي جديتر مطرح ميگردد.
مفهوم اساسي «انتخاب» و «تصميمگيري» و حاكميت تكوين و تشريع بر انتخابها و نيز تفاوت ميان نيازها و خواستها هنگام انتخاب و تقدم نيازها بر خواستهها، در كنار اثري كه عزم و اراده در نتيجهبخشي انتخابها دارند، از جمله مهمترين مفاهيمي است كه در آثار حكما مطرح شده است. همچنين توجهي كه به مبناي تقسيم كار و تعيين جايگاه و وظايف افراد در اجتماع انساني ميشود، و آن را بهصورت ذاتي و اكتسابي معرفي مينمايند، از جمله مواردي است كه براي بسياري از افراد آموزنده خواهد داشت.
براي روشن شدن عمق آموزههاي ميراث تمدني ما، در ارائة مفاهيم اقتصادي به عامة مردم، لازم است به اجمال به برخي نمونههاي مشابه آن در برنامة تربيت اقتصادي كشورهاي پيشرفته نظري افكنيم. براي مثال، در برنامة تربيت اقتصادي ايالات متحده از جمله مفاهيم كليدي، كه براي ايجاد منطق تفكر اقتصادي در نسل آينده تدارك ميبيند، مفهوم «تخصص» و «تقسيم كار» است. هدف تربيتي در اين مفهوم، براي كودكان دورة دبستان اين است كه بدانند:
١) تخصص زماني اتفاق ميافتد كه مردم در توليد تعداد كمي از انواع كالاها و خدمات، به غير از آنچه مصرف ميكنند، متمركز شوند؛
٢) تقسيم كار زماني اتفاق ميافتد كه فرايند توليد يك كالا يا خدمت به كارهاي جداگانه زيادي شكسته شود و كارگران مختلف هريك بخشي از آن را انجام دهند؛
٣) تخصص و تقسيم كار معمولاً بهرهوري كارگران را افزايش ميدهد؛
٤) تخصصيسازي بيشتر منجر به افزايش وابستگي متقابل بين توليدكنندگان و مصرفكنندگان ميشود (C.F. Cee, ٢٠١٠).
مشابه همين مفاهيم، در آموزههاي حكما، بهنحو بهتري قابل استياد است. بهگونهاي كه افراد با آن آموزهها با تصوير عميقتر و دقيقتري از اقتصاد در اجتماع آشنا ميشوند. براي نمونه، اينكه چنين تخصص و تقسيم كاري از ذات اجتماعي انسانها نشأت ميگيرد، در افراد اجتماع وابستگي متقابل ايجاد ميكند و موجب همبستگي جمعي ميگردد. بهعنوان نمونه، امروزه آنچه در مفهوم رشد اقتصادي در كشورهاي پيشرفته براي تربيت اقتصادي مورد تأكيد است و تلاش ميگردد به مخاطب منتقل گردد، عبارت است از اينكه: «افراد بايد بدانند كه سرمايهگذاري در كارخانجات، ماشين آلات، فناوريهاي جديد، بهداشت و آموزش مردم سبب رشد اقتصادي ميگردد و سطح زندگي آينده جامعه را بالا ميبرد.
افراد بايد با استفاده از دانش مذكور بتوانند: نتايج تصميمات سرمايهگذاري كه توسط افراد، بنگاههاي اقتصادي و دولت انجام ميگيرد را پيشبيني نمايد» (Cee, ٢٠١٠, p. ٧).
مقايسة اين مفهوم با آنچه حكما، بهويژه فارابي در زمينة ويژگيهاي پيشرفت و انحطاط در جوامع مطرح ميكنند، جالب توجه خواهد بود؛ چراكه در نظرگاه جامع فارابي به مقولة پيشرفت، وي جامعة پيشرفته(مدينة فاضله) را داراي پيشرفتي همهجانبه و انساني در تمامي ابعاد مادي و معنوي، دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي ميداند و تنها بعد اقتصادي و ظاهري جوامع و افراد را در نظر نميگيرد. استفاده از مفهوم «رشد اقتصادي» فوق، علاوه بر مقولة «پيشرفت» در ميراث تمدني، كه با الهام از تعاليم قرآن كريم طرح شده است، ميتوان در مجموع فرهنگ اقتصادي مطلوب در اين بخش را شكل داد.
پيروي از سبك اندرزنامههاي ايرانيغير از آثار يوناني، اندرزنامهها و پندنامههاي پهلوي، كه ميراث تمدن ايراني پيش از اسلام بود، بر آثار دانشمندان اسلامي در حوزة فرهنگ اقتصادي تأثير گذاشته است. وجه بارز اين كتابها نسبت به آثار يوناني، تكيه بيشتر آنها بر آموزههاي اخلاقي و غايت معنوي و توجه مستقيم كمتر به مسائل اقتصادي خانواده و زندگي است. در يك دستهبندي كلي، اندرزنامههاي پهلوي بهجامانده از قبل از اسلام را ميتوان به دو دسته تقسيمبندي كرد: دستهاي كه در قالب پند و اندرز مسائل اصولي و پايههاي اعتقادي دين زرتشت را آموزش ميداد و دستهاي كه مطالب آن، صرفنظر از اينكه ويژة دين و آيين خاصي باشد، جنبة اخلاقي داشت و با شيوهاي بسيار ساده و قابل فهم براي همگان بيان ميشد.
البته بايد توجه داشت كه بهطور كلي در ايران عهد ساساني، كه جامعه بر اساس خون، نژاد و مالكيت طبقاتي متمايز شده بود، آنچه ميتوانست از مقولة علم و ادب محسوب شود، تنها به فرهنگ طبقات اشرافي تعلق داشت (زرينكوب، ١٣٧٥، ص٤١)؛ كساني كه امكان علمآموزي و سواد استفاده از اين آثار را داشتند. اما در هر حال، آنچه را كه رنگ مذهبي دارد ميتوان متعلق به آموزههايي دانست كه موبدان زرتشتي خود به تبليغ آن براي همگان ميپرداختند.
در دورة اسلامي، بسياري از آثار پهلوي به زبان فارسي روز برگردان شد. البته در اين ميان، دچار تغييراتي گرديد كه در نهايت بسياري از آموزههاي ديني اسلام را نيز ميتوان در خلال آنها يافت؛ زيرا مفاهيم اخلاقي مطرح در آنها، از ريشهاي فطري ثابتي برخوردار بود كه هنگام گزارش اين متون در دورة اسلامي، با ارزشهاي فرهنگي و ديني زمان وفق يافت (جوكار، ١٣٧٩). البته پيروي و تقليد از سبك اندرزنامهاي و استفاده از برخي داستانهاي گذشته نيز در دورة اسلامي متداول است كه بهعنوان مثال، ميتوان به اثر مشهور قابوسنامه اشاره كرد كه صرفاً سبكي اندرزنامهاي دارد.
از جمله كتابهايي كه به شيوة اندرزنامههاي پهلوي، ولي پس از اسلام (حدود سال ٤٧٥ قمري) تأليف شده و در بحث تربيت اقتصادي آموزههايي دارد، كتاب شهير قابوسنامه است. هدف نويسنده اين كتاب، كه عنصرالمعالي كيكاووسبن اسكندر از اميرزادگان دانشمند خاندان زياري است، از تأليف قابوسنامه تربيت، انتقال تجربيات و آموختن روش زندگي به فرزند بوده است؛ چنانچه مؤلف در مقدمة كتاب خود بر اين نكته تصريح دارد(ر.ك: عنصرالمعالي، ١٣٧٨).
قابوسنامه چهل و چهار باب دارد. در يك نگاه كلي، مطالب آن را ميتوان به دو قسمت تقسيم كرد: اول، تعليم و تربيت عمومي، كه شامل آموزش آن دسته از مفاهيم و مقررات و اصول كلي است كه همه بايد آن را براي سعادت خود و رفاه جامعه بياموزند. مانند شناخت خداوند و انبيا الهي، شكر نعمتها، شناخت حقوق والدين، روابط اجتماعي، برخي آداب فردي در خوردن و مهماني، و در نهايت، برخي مسائل تدبير اقتصادي زندگي فردي مانند خريد منزل و مركب و جمعآوري مال. دوم، تعليم و تربيت تخصصي شامل آموزش آن دسته از مسائل كه براي هر طبقه از مردم به فراخور كار و شغلشان دانستن آنها لازم است تا بتوانند به گونهاي شايسته از عهدة انجام آنها برآيند. مانند آيين و رسم دهقاني و پيشهوري، در تجارت كردن و شرايط آن، در ترتيب سياقت علم طب، در علم نجوم و هندسه و در رسم شاعري و آيين آن (غروي، ١٣٤٣).
در كنار قابوسنامه، از ديگر آثار اين دسته ميتوان به شاهنامه فردوسي و گرشاسپنامه اسدي طوسي اشاره كرد كه با استفاده از پندنامهها و داستانهاي ايران باستان، در كنار تأثيرپذيري از آموزههاي اسلام، برخي نكات تربيتي را در زمينههاي مختلف از جمله مباحث اقتصادي بهصورت غيرمستقيم به مخاطب منتقل ميكنند.
جدول ٣: گزارههاي فرهنگ اقتصادي در اندرزنامهاي ايراني
|
عبارت |
برداشت |
موضوع |
|
عنصرالمعالي كيكاووس ابن اسكندر-قابوسنامه |
||
|
اي پسر خويشتن را از فراز آوردن مال غافل مدار و لكن از بهر چيز مخاطره مكن... و در جمعكردن مال تقصير مكن كه هر كه در كار خويش تقصير كند از سعادت هيچ توفيري نيابد و از غرضها بيبهره ماند (عنصرالمعالي، ١٣٧٨، ص١٠٣). |
ترغيب به تلاش براي كسب مال و ثروت بدون اصل پنداشتن و خود را به خطر انداختن براي آن |
الگوي كسب درآمد |
|
اهميت اقتصاد و معيشت براي رسيدن به اهداف و غايات مادي و معنوي زندگي |
مباني |
|
|
و چون فرازآوري نگهدار و به هر باطل از دست بر مده كه نگاهداشتن سختتر از فراز آوردن است و چون به هنگام دربايستي خرج كني، جهد كن تا عوض آن زود برجاي نهي كه (در غير اين صورت) اگر گنج قارون بود هم روزي اسپري شود.... و اگر چه كم مايه چيز بود نگهداشتن واجب دان هر كه اندك مايه نداند داشتن بسيار هم نداند داشتن» (عنصرالمعالي، ١٣٧٨، ص١٠٣). |
تلاش در نگهداري صحيح مال و ثروت بهدستآمده از راه سرمايهگذاري و... |
پسانداز و سرمايهگذاري |
|
پرهيز از مخارج باطل و بيهوده |
الگوي مخارج |
|
|
لزوم حفظ اصل مال از گزند مخارج و مصرف |
الگوي مخارج |
|
|
خرج به اندازة دخل كن تا نياز در تو راه نيابد كه نياز نه همه در خانة درويشان باشد، بلكه نياز اندر خانهاي بود كه دخل دِرَمي بود و خرج دِرَمي و حبّهاي. و بينيازي در خانهاي بود كه درمي دخل بود و درمي كم حبّهاي خرج. هر كه را خرج از دخل كمتر بود هرگز خلل در خانة او راه نيابد (عنصرالمعالي، ١٣٧٨، ص١٠٤). |
بودجهبندي در مخارج و رعايت تعادل در آن |
ماليه شخصي |
|
تأثير تعادل بودجه بر حفظ بنيان خانواده و استمرار رشد اهل آن |
ماليه شخصي |
|
|
اما زندگاي خويش نيز تلخ مدار و در روزي بر تن خويش مبند و خود را به تقدير نيكودار و آنچه دربايست بود تقصير مكن. بر خويشتن هزينه كن كه چيز اگرچه عزيز است آخر از جان عزيزتر نيست. در جملة الامر جهد كن تا آنچه فراز آري به صلاح بهكار بري(عنصرالمعالي، ١٣٧٨، ص١٠٥). |
استفاده از مال و ثروت براي رشد خود و اهل و عدم تنگگرفتن بر آنها در معيشت |
الگوي مصرف و مخارج |
|
برنامهريزي مالي سبب آسايش خود وخانواده |
ماليه شخصي |
|
|
تلاش براي استفادة صحيح از مال و ثروت |
ماليه شخصي |
|
در مجموع، ميتوان آثار اندرزنامهاي را بيشتر حاوي پيامهايي در زمينة تدبير معيشت و ماليه شخصي قلمداد كرد؛ زيرا، اين آثار تحت تأثير مباحث تدبير منزل حكما بهويژه بحث تدبير اموال سعي كردهاند تا حدودي با روش خاص خود و بيان حكمتآميز، همان مفاهيم را به مخاطب منتقل نمايند. با اين تفاوت كه، دستهبندي دقيقي كه در آثار حكما از تدبير منزل ديده ميشود، در اين آثار به چشم نميخورد. علاوه بر اين، وجه تعادلي و دوري از افراط و تفريطي، كه در اين آموزهها وجود دارد و جهتگيري رشد و تكامل معنوي همراه با تدبير معيشت مادي را در نظر دارد، در اين آثار مثالزدني است؛ زيرا حتي تعادل در بودجة خانوار را نيز با رشد اهل آن مرتبط ميكند (رك: جدول ٣، مطالب قابوسنامه).
پيروي از سبك شريعتنامهاي و بيان آداب ديني و نصايح اخلاقيدستة ديگري از آثار اخلاقي و تربيتي را، كه بيشترين تأثير را در فرهنگ مردم عصر خويش داشته است، ميتوان كتابهايي دانست كه مجموعهاي از نگاههاي اخلاقي همراه با بيان آداب زندگي ديني در امور فردي و اجتماعي را به مخاطب منتقل ميكنند. اين آثار، بهصورت بسيار گستردهتري نسبت به دو دستة قبل، از آيات قرآن و احاديث بهره ميبرند. در مواردي نيز كتابهاي آنها با بيانهاي داستاني و شعر همراه است.
از جمله ويژگيهاي بارز اين آثار، ميتوان در تعهد اغلب آنها به انتقال نگرشي مبتني بر دين نسبت به مقولات معيشت و اقتصاد در زندگي، اموال و دارائيها، مالكيت، كسب و درآمد و مخارج و مصرف دانست. چنانچه بسياري از آموزههاي راغب اصفهاني در الذريعة الي مكارم الشريعه يا بخشي از كتاب ادب الدنيا و الدين ماوردي را ميتوان از اين جمله دانست.
بيان احكام فقهي آداب تجارت و كسب و كار نيز در آثار شريعتنامهاي بسيار پررنگ است. چنانچه بخش زيادي از كتاب احياء علوم الدين غزالي يا ترجمه و تلخيص فارسي آن با عنوان كيمياي سعادت، بيشتر به اين مطالب پرداخته است. براي مثال، در اصل سوم از ركن معاملات، كه به آداب كسب و تجارت پرداخته، وي پس از بيان مقدمهاي كوتاه در مورد فضيلت و ثواب كسب حلال و نيز اهميت و ضرورت دانستن احكام شرعي در كسب و كار و تجارت، تقريباً به سبك ابواب كتب فقهي وارد عقد بيع ميشود. شرايط مال مورد معامله و طرفين معامله را مطرح ميكند و همينطور عقد سلم، اجاره، قراض (مضاربه)، و شركت (غزالي، ١٣٨٠، ص٣٢٨-٣٤٦). در ادامه، بابي تحت عنوان «لزوم توجه به عدالت و انصاف در معامله» و نيز احسان و نيكوكاري در آن، كه معمولاً چنين مباحثي در كتب فقهي كمتر مورد بحث قرار ميگيرد، اما در بحث غزالي جداگانه، برجسته و نسبتاً مفصل به آنها پرداخته شده است (همان، ص ٣٤٦-٣٥٩).
از ديگر ويژگيهاي اين دسته آثار، تلاش براي انتقال تلقي خود از برخي مفاهيم ديني مانند توكل، زهد، قناعت و بركت است كه به دليل تأثيرپذيري برخي از آنها از انديشههاي صوفيه، در برخي موارد از تعاليم صحيح نبوي فاصله گرفته است. نگاه جامع و بديع برخي آثار به مقولة رشد و پيشرفت فردي و اجتماعي جالب توجه است كه امروزه با وجود گذشت قرنها، ميتواند مفيد واقع شود. چنانچه ماوردي در باب ادب الدنيا كه در حقيقت آداب و شيوة تدبير مسائل فردي و اجتماعي است و به نوعي معرف ديدگاه وي در تنظيم روابط افراد با يكديگر ميباشد، به اين موضوع ميپردازد.
در نهايت، استفاده از زبان غيرمستقيم و ابزار داستان و بيان حكمتآموز در برخي آثار اين حوزه، بخصوص تعاليم صوفيه، براي انتقال مفاهيم موردنظر به مخاطب قابل توجه است. اهميت اين مجموعه از اين جهت برجسته است كه چنين بياني، به دليل اقتضائات فرهنگي خاص اين سرزمين، قابليت انتشار و تأثيرگذاري بسياري داشته است. براي مثال، گلستان، كه آن را ميتوان ارائة تجربيات و درسهاي زندگي توسط سعدي دانست، ضمن انتقال نگرش خاص او به مقولات مختلف از جمله مفاهيم اقتصادي، سالهاي متمادي يكي از منابع آموزشي مكتبخانهها بوده است و نقش مهمي در تربيت نسلها و فرهنگ مردم ايفا نموده است.
جدول ٤: گزارههاي فرهنگ اقتصادي در شريعتنامههاي ايراني
|
عبارت |
برداشت |
موضوع |
|
ابوالحسن عليبن محمد بصري ماوردي- ادب الدنيا و الدين |
||
|
نسبت آدمي و مال و ثروت و راههاي كسب سه گونه است: اول اينكه، ثروتي به اندازه كفايت و بر طبق نيازش بخواهد و بيش از آن را نطلبد يا به كمتر بسنده كند، اين حالت ستودهترين حالات جويندگان مال و معتدلترين درجات افراد مقتصد است. دوم اينكه، در كسب مالي كه او را بس باشد، كوتاهي كند و سوم نيز اينكه بر درخواست ثروت و مال بيفزايد (ماوردي، ١٩٨٧م، ص٣٨٩). |
حالت مطلوب و حد معتدل كسب درآمد آن مقداري است كه متناسب با نياز انسان باشد. |
الگوي كسب درآمد |
|
ميزان كفايت تعيينكنندة نياز انسان به كسب درآمد و ثروت است. |
ماليه شخصي |
|
|
امام محمد غزالي- كيمياي سعادت |
||
|
و غالب كسب بر شش معاملت گردد: بيع و ربا و سلم و اجارت و قرض و شركت... (غزالي، ١٣٨٠، ص.٣٢٨). |
معرفي مهمترين قواعد مبتلي به شرعي در كسب و بيان احكام آنها |
تعاملات-قرارداد |
|
عقد پنجم قراض است كه وي را سه ركن است. ركن اول، سرمايه است كه بايد نقد بود، زر و سيم...ركن دوم، سود است. بايد كه آنچه عامل را خواهد بود معلوم كند، چون نيمه و سه يك...ركن سوم عمل است.و شرط آن است كه آن عمل تجارت باشد (ر.ك: غزالي، ١٣٨٠). |
معرفي عقد مضاربه و اركان آن و بيان احكام آنها |
تعاملات-قرارداد |
|
لزوم دقت در تعيين اجزاء معامله و شفافيت در قرارداد |
تعاملات-قرارداد |
|
|
و رسول(ص) ميگويد: «چون خيانت به معاملت راه يافت بركت بشد.» و معني بركت آن باشد كه كس باشد كه مال اندك دارد و وي را برخورداري بود و بس كس را از آن راحت باشد و بسيار خير پديد آيد؛ و كس بود كه مال بسيار دارد و آن مال بسيار موجب هلاك وي گردد در دنيا و آخرت و هيچ برخورداري نبود. پس بايد كه بركت طلب كند نه زيادتي(غزالي، ١٣٨٠، ص٣٥١). |
پرهيز از خيانت در معاملات و تعاملات اقتصادي |
بردار تعاملات |
|
معناي بركت |
الگوي كسب |
|
|
عدم نگاه صرفا مادي به مسائل اقتصادي چنانچه بركت با نگاه صرف مادي قابل توجيه نيست. |
مباني |
|
|
ودر معاملات هر كه به عدل اقتصار كند، سرمايه نگه داشته باشد در دين اما سود در احسان است، و عاقل آن بود كه سود آخرت فرونگذارد در هيچ معاملت. و احسان نيكوكاريي باشد كه معامل را در آن منفعتي باشد و بر تو واجب نبود. و درجه احسان به شش وجه بود. اول اينكه، سود بسيار روا ندارد اگر چه خريدار بدان راضي باشد به سبب حاجتي.و سلف عادت داشتهاند كه سود اندك كنند در معاملت بسيار. (غزالي، ١٣٨٠، ص٣٥٥) |
توجه به احسان در تعاملات انساني اقتصادي |
اخلاق كار |
|
انجام معاملات در چارچوب احكام شرعي مقتضاي عدل است و احسان فراتر از آن. |
الگوي كسب |
|
|
تأكيد بر سود اندك و تلاش براي معاملات بسيار از طريق توسعه كسب و كار يا خوشنامي و معاملات مكرر |
بردار تعاملات- بهينگي- تداوم |
|
|
عدم استفاده از اضطرار و نياز ديگران براي منفعت خود |
تعاملات |
|
|
ملّامحسن فيض كاشاني- المحجة البيضا يا راه روشن |
||
|
ميگويم: آنچه از اخبار اهلبيت بهدست ميآيد اين است كه بهطور كلي كسب و تجارت افضل است، حتي براي متعبد و اهل علم و صاحبان رياست (فيضكاشاني، ١٣٧٩، ص١٧٤). |
لزوم كسب وكار براي همگان و افضليت كسب حتي براي اهل علم و رياست و عبادت و... |
كار |
|
مشتري وقتي بيش از سود معمول ميپردازد يا به دليل علاقة زيادي او به جنس است و يا به خاطر نياز فراوان او در آن لحظه (ص٢٠٥). |
عوامل مؤثر بر تعيين قيمت(چتر در روز باراني) |
قيمت |
|
كالا را از خريداري كه تقاضاي پس گرفتن آن را دارد پس بگيريد؛ زيرا كسي در خواست پس گرفتن چيزي نميكند، مگر آن كه پشيمان باشد و از خريد جنس احساس ضرر كند. بنابراين سزاوار نيست كه فروشنده بر خود بپسندد كه سبب زيان برادر مسلمان خويش شود. |
آثار خاص روابط برادري و ولاء اثباتي عام در ميان مسلمانان بر تعاملات اقتصادي و اجتماعي |
بردار تعاملات- نوعدوستي |
|
راغب اصفهاني- الذريعة الي مكارم الشريعه يا روش بزرگواري در اسلام |
||
|
هركس بخواهد مددكار ديگري باشد، سزاوار آن است كه او هم به اندازه كمك آن ديگر به او كمك كند.بدين جهت خداوند پول را نشانه قرار داده تا شاخصي باشد براي سنجش ميزان رفع نياز هر انسان هنگام جبران آن. بنابراين، پول حاكم بر روابط مالي انسانهاست و خداوند كسي را كه طلا و نقره را حبس كند عقوبت ميكند «الذين يكنزون الذهب و الفضه...» چرا كه اين شخص مانند كسي ميشود كه دو تن حاكمي را كه بهواسطه آنان امور بشر منظم ميشود حبس كرده باشد. |
اشاره به اجتماعي بودن زندگي انسانها و رفع نيازها توسط يكديگر |
تقسيم كار و وابستگي متقابل |
|
نقش پول در سنجش تعاملات اقتصادي اجتماعات انساني |
نقش پول |
|
|
عدم كنز پول و خروج آن از چرخة اقتصاد |
عدم كنز |
|
|
سه نگاه به دارايي: ١. دارايي دنيا از جهتي در دست مردم عاريهاي است كه پس گرفته خواهد شد. ٢. از جهتي ديگر چون عطيهاي است كه خدا آن را به انسان مرحمت فرموده تا خودش در دوران زندگي و ديگران از آن بهرهمند شوند.٣. مانند وديعه است در دست انسان كه به وي اجازه داده شده تا آن را بهكار برده و از آن بهرهبرداي كند، اما بدان شرط كه در آن اسراف بهكار نبرد (راغباصفهاني، ١٣٧٠، ص٣٩٦-٣٩٧). |
انسان مالك حقيقي اموال و دارايي خويش نيست.بلكه مالك حقيقي خداست. |
مالكيت |
|
سه نوع نگاه به مال كه هريك اثراتي دارد: مانند عاريه، مانند هديه، مانند وديعه و در هر سه صورت بايد در وجه مجاز و مشروع بهكار گرفته شود. |
مباني- انتخاب- چارچوب تشريع |
|
از جمله نكات قابلتوجه در مجموعة آثار شريعتنامهاي، نگاه جامع و گسترة موضوعي است كه در زمينة فرهنگسازي و تربيت اقتصادي در آنها وجود دارد. عليرغم اينكه مطالب در زمينة ماليه شخصي و تدبير معيشت و كسب و كار در اين آثار زياد به چشم ميخورد، اما توجه به آموزههايي كه درصدد است تا الگويي فكري و الگوريتمي ذهني را در زمينة تعاملات و انتخابهاي اقتصادي به مخاطب منتقل كند نيز در اين مجموعه آثار برجسته است. اين الگوي تفكر اقتصادي تلاش دارد تا با افزايش قابليت تحليل نظاممند روابط و تعاملات اقتصادي و اجتماعي افراد، به آنها در اينكه بتوانند با استفاده از اين دانش و مهارتهاي پايه، هنگام مواجهه با مسائل زندگي روزمره و زندگي كاري خود عالمانه عمل كنند، كمك ميكند. براي نمونه، توجه به ساخت جامعة اسلامي ملهم از روايت پيامبر اكرم(ص) كه مسلمانان را اعضاي يك پيكر دانسته است، سبب شده است كه آموزههاي متفاوتي در زمينة تعريف روابط و تعاملات اقتصادي و اجتماعي در ميان مسلمانان شكل بگيرد. مانند اينكه نبايد در اينگونه تعاملات خيانت كرد؛ زيرا بركت را از كسب و كار ميگيرد يا اينكه نبايد از اضطرار و نياز ديگران براي منفعت خود استفاده نمود و... . همچنين نگرش خاص بهكار و تلاش در جامعه، با اشاره به اجتماعي بودن زندگي انسانها و لزوم رفع نيازهاي آنها توسط يكديگر در عرصة اجتماع و در نتيجه، اينكه نگاه بهكار نه بهعنوان يك امر اجباري، بلكه عبادتي همگاني حتي براي اهل علم و رياست ميباشد، در شكلگيري الگوي كار و نگاه افراد به كسبوكار بسيار مؤثر خواهد بود. در مجموع، ميتوان از آثار شريعتنامهاي هم در زمينة ساخت الگوريتم تفكر اقتصادي و هم در زمينة ماليه شخصي در تربيت و فرهنگسازي اقتصادي جامعه بهرهمند شد.
الگوي كلي پيشنهاديبا توجه به آموزههايي كه از آثار تمدني استخراج ميشود، ميتوان پس از بهرهگيري از منابع اصيل ديني، يعني قرآن كريم و روايات معصومان(ع)، به تدارك الگويي از فرهنگ اقتصادي با ويژگي ديني و بومي پرداخت. در اين زمينه، آموزهها را ميتوان در دو دستة آموزههاي اقتصادي و ماليه شخصي دستهبندي كرد. در حوزة آموزههاي اقتصادي، هدف شكلگيري مدلي از تفكر اقتصادي در مخاطب است كه به قابليت تحليل نظاممند روابط و تعاملات اقتصادي و اجتماعي بيانجامد تا اينكه افراد بتوانند با استفاده از اين دانش و مهارتهاي پايه، هنگام مواجهه با مسائل زندگي روزمره و كاري خود، انتخاب مناسبي و شايسته رقم زنند. الگوي مذكور با توجه به موضوعات كلي كه از آموزههاي آثار تمدني قابل برداشت است، بهصورت زير خواهد بود:

در اين الگو، عنصر اختيار و انتخاب، محوري بوده و افراد با توجه به نيازها و خواستههاي خود، با كار و فعاليتهاي مولد اقتصادي ميپردازند. نيازهاي متنوع و متعدد افراد به تخصص و تقسيم كار و شكلگيري جوامع انساني منجر شده و نوعي وابستگي متقابل را بين آنها بوجود ميآورد كه به تعاملات متنوع انساني در حوزة مسائل اقتصادي شكل ميدهد. انواع اين تعاملات ميتواند در بسترهايي مانند بازار، قرارداد و يا فعاليتهاي خيريه، مبتني بر نوعدوستي شكل گرفته و تخصيص منابع در اقتصاد را تعيين نمايند. در نهايت، چنانچه اين تخصيصها بهينه و عادلانه باشد، نتيجة آن رشد و پيشرفت جامعه و در غير اين صورت، به ركود و انحطاط اقتصادي جوامع ميانجامد.
اما در حوزة ماليه شخصي، هدف انتقال اصول و روشهايي به افراد است تا در تحصيل و تدبير اموال و داراييهاي خود از آنها استفاده كنند.

آموزههاي ماليه شخصي در كتابهاي حكما، بيشتر با عبارت تدبير دخل، حفظ و خرج آمده است كه دستهبندي جامعي محسوب ميشود. در بحث تدبير دخل، توجه اين آثار بيشتر بر الگوي كسب درآمد حلال و البته از طريق كسبوكارهاي مفيد به حال فرد و جامعه است. در تدبير حفظ نيز مطالب لزوم تنظيم بودجه و برنامهريزي مالي همراه با رعايت تعادل در مخارج از موارد مورد تأكيد است. در نهايت، در تدبير خرج نيز اصل قناعت و عدم اسراف و تبذير در مخارج، لزوم توجه به انفاقات واجب و مستحب و البته پساندازِ مقداري از منابع مالي براي مخارج پيشبيني نشده از جمله آموزههاي اين آثار است.
لازم به يادآوري است كه در ارائة الگوهاي فوق، تنها به موضوعات كلي بسنده شده است، اما بسياري از جزئيات آن را ميتوان از خلال آموزههاي آثار تمدني مذكور بهدست آورده و آن را براي تدوين الگويي از فرهنگ اقتصادي مبتني بر اقتضائات ديني و بومي مورد استفاده قرار داد.
نتيجهگيريآنچه از مجموع تجربيات تمدني و ميراث مكتوب اسلامي ايراني اين سرزمين ميتوان دريافت، تلاشهايي است كه براي تربيت و شكلدهي به ابعاد گوناگون فرهنگ و از جمله فرهنگ اقتصادي انجام شده است. اگر چه هيچ يك از آثار مذكور، بهطور مستقيم داعية فرهنگسازي اقتصادي نداشته و يا حتي اثري اقتصادي به شمار نميروند، اما بررسي بخش كوچكي از گزارههاي آنها، كه در خلال بيان آداب و احكام و يا ذكر مواعظ و اندرزها بررسي شد، نشان ميدهد كه تا چه حد مفاهيم و موضوعات مختلف اقتصادي را مورد توجه قرار داده و به تربيت اقتصادي جامعه توجه داشتهاند.
آثار تمدن اسلامي ايراني اين سرزمين، ميتواند در كنار منابع اصيلي چون آيات قرآن و روايات معصومان(ع)، بهعنوان منبعي براي ساخت الگوي فرهنگسازي و تربيت اقتصادي افراد در جامعه مورد استفاده قرار گيرد. بسياري از مفاهيمي كه از آثار حكما برداشت ميشود، ميتواند در ساخت يك الگوريتم فكري، نه تنها در حوزة اقتصاد، بلكه در ساير حوزههاي علوم انساني نيز بهكار آيد؛ منطقي براي تفكر، كه سبب افزايش قابليت تحليل نظاممند روابط و تعاملات اقتصادي و اجتماعي افراد گشته و آنها را در اينكه بتوانند با بهرهگيري از اين دانش و مهارتهاي پايه، هنگام مواجهه با مسائل زندگي روزمره و زندگي كاري خود عالمانه عمل كنند، ياري رساند.
همچنين آموزههاي شريعتنامهها و آثار علماي اخلاق و حتي اندرزنامهها سرشار از نكات گوناگوني در زمينة ماليه شخصي است كه ميتواند در نگاهي جامع براي الگوسازي در اين زمينه مورد استفاده قرار گيرد. توجه به برنامههاي تربيتي و فرهنگسازي ماليه شخصي از اين جهت اهميت دارد كه احكام بسياري از تكاليف ديني مانند خمس و زكات يا بسياري از آداب ديني در حوزة مصرف مانند عدم اسراف و تبذير و لزوم قناعت در زمينة تدبير مسائل مالي، بايد در اين حوزه مطرح شده و برنامة تربيتي آنها طراحي شود.
منابع
ابنسينا(١٣١٩)، ابن سينا و تدبير منزل، ترجمة ع. نجمي، تهران، مجمع ناشران كتاب.
ابنمسكويه، احمدبن محمد، (١٣٨٣) تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق: حكمت عملي، ترجمة م. نجفيافرا، قم، نورالثقلين.
ـــــ ، (١٩٥١) الهوامل و الشوامل لابي حيان التوحيدي و مسكويه، قاهره، لجنة التأليف و انشر.
ارسطو (١٣٥٨)، سياست، ترجمة ح. عنايت، تهران، شركت سهامي كتابهاي جيبي.
ماوردي، عليبن محمد، (١٩٨٧) ادب الدنيا و الدين، بيروت، دارالكتب العلمية.
بروسن، «تدبيرالمنزل»، (١٩٢١) المشرق، سال ١٩، ش٣.
جوكار، نجف، «پندنامه انوشيروان در ديوان ابن يمين فريومدي و مقايسة آن با چند اثر ادبي ديگر» (١٣٧٩) پژوهش نامه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد بهشتي، ش ٢٨.
راغباصفهاني، حسينبن محمد (١٣٧٠)، روش بزرگواري در اسلام، ترجمة حسن فريد گلپايگاني، تهران، صبا.
روحالاميني، محمود (١٣٧٥)، نمودهاي فرهنگي و اجتماعي در ادبيات فارسي، تهران، آگاه.
زرينكوب، عبدالحسين (١٣٧٥)، از گذشتة ادبي ايران، تهران، الهدي.
طوسي، نصيرالدين (١٣٦٩). اخلاق ناصري، تهران، خوارزمي.
عامري، ابوالحسن (١٣٣٦)، السعادة و الاسعاد، تهران، دانشگاه تهران.
عنصرالمعالي، كيكاووس(١٣٧٨)، قابوسنامه، چ دهم، تهران، علمي و فرهنگي.
غروي، علي ، تعليم و تربيت در قابوسنامه،(١٣٤٣ اسفند)، آموزش و پرورش(تعليم و تربيت)، ش ١٠، صص ٤١ -٤٥.
غزالي، امام محمد (١٣٨٠)، كيمياي سعادت، تهران، علمي و فرهنگي.
فارابي، محمدبن محمد (١٣٧٩)، انديشههاي اهل مدينة فاضله، ترجمة س. ج. سجادي، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
فيضكاشاني، ملا محسن (١٣٧٩)، راه روشن، ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء، ترجمة ع. صاحبي، مشهد، آستان قدس رضوي.
كريميزنجانياصل، محمد، «تدبير منزل از اندرزنامههاي ساساني تا سيرالملوكهاي اسلامي»، (١٣٨٧)، اطلاعات سياسي اقتصادي، ش٢٥٧ و ٢٥٨، صص ١٣٠-١٣٧.
معدندارآراني، عباس و سركارآراني، محمدرضا (١٣٨٨)، آموزش و توسعه، تهران، ني.
سرمد، زهره و ديگران (١٣٨٥)، روشهاي تحقيق در علوم رفتاري، چ بيستم، تهران، آگه.
JCPFL. (٢٠٠٧)، National Standards in K–١٢ Personal Finance Education، Washington DC، Jump$tart Coalition for Personal Financial Literacy.
Gardner، D. P. (١٩٨٣)، A Nation at Risk:The Imperative for Educational Reform، Washington، D.C، U.S. Department of Education.
cee. (٢٠١٠)، Voluntary National Content Standards in Economics، New York، Council for Economic Education.
National Council on Economic Education(١٩٩٧), Voluntary National Content Standards in Economics. New York: National Council on Economic Education.
www.councilforeconed.org
Saunders, Phillip; Gilliard, June V. (١٩٩٥), A Framework for Teaching Basic Economic Concepts, New York: National Council on Economic Education.