نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - سرمقاله

سرمقاله


سخنى در رابطه فقه با علوم انسانى

با صرف نظر از بحث هاى فنى و اختلاف نظرهايى كه در تعيين و تعريف موضوع فقه در بين فقهاء و اصوليون وجود دارد، موضوع علم فقه، عمل و رفتار و كردار اختيارى انسانى است كه شأنيت تكليف و مسؤوليت دارد. انسان از ديدگاه فقه اسلامى، يلهورها نيست بلكه موجودى است داراى تكليف و رسالت، و علم فقه، دانشى است براى رسيدن به درستى و نادرستى رفتار آدمى از ديدگاه وحى الهى. فقيهان، عالمانى هستند كه مى كوشند حكم خدا را در مورد رفتارهاى ريزو درشت آدميان به دست آورند. يكى از منابع مهم فقه ما در كنارِ كتاب و سنت و اجماع، عقل است. همچنين سيره عقلاء از آن حيث كه مورد امضاء شارع است حجّت شرعى تلقى مى شود.

يكى از مباحث ظريف و دقيق در علم اصول فقه، اين است كه در بين سه منبع كتاب و سنت و عقل، ثبوتاً تقديم و تأخير چگونه است؟ البته كتاب بر سنّت تقدم رتبىِ ثبوتى و اثباتى دارد، امّا بحث دقيق تر اين است كه كتاب و عقل چه وضعيتى نسبت به هم دارند؟ آيا عقل بر طبق شرع، تكوين يافته يا شريعت بر طبق عقل تشريع گرديده است و يا فرضِ ديگرى در كار است؟ اين بحث ها و فرض ها و تصويرها در مقام ثبوت بسيار به جا و نيكوست امّا آنچه حساس و قابل توجه است اين است كه در مقام اثبات، ابزار رسيدن به مدلول و محتواى كتاب و سنّت، عقل است. يعنى آنچه محتواى كتاب خدا و مدلولِ احاديث و روايات است و مراد جدّى شارع تلقى مى شود، نهايتاً از فيلترِ عقلِ فقهاء عبور مى كند و به صورت فتوا و نظر فقهى تجلى مى نمايد. فقيهان در ميان ما مسلمانان، در حقيقت عقلائى هستند كه با رويكرد به دين، سيره عقلائيه خود را در بستر دين و با نگاه به كتاب و سنّت، ساخته و پرداخته اند. يعنى در واقع فقيهان، عقلائى هستند دينمدار و متخصصانى هستند كه بيش از ساير عقلاء، چشم بر وحى و ديده بر كتاب و سنّت دارند و هم از اين روست كه فهم و دركِ دينى آنان صائب تر از ديگران بوده، فتوا و نظر آنان شرعاً و عقلاً حجّت است.

اين همه براى بيان يك نكته است و آن اين كه فقيهانِ ما بايستى علوم انسانى رائج در دنياى امروز را جدّى بگيرند و در آن ها مطالعه و غور نمايند. چرا كه با مطالعه اين علوم مى توان به سيره عقلاء دست يافت و يا حداقل به آن نزديك تر شد. به ويژه با توجه به اين نكته كه موضوعِ اين دانش ها نيز همچون علم فقه، انسان و رفتارهاى اوست.

مگر نمى گوييم سيره عقلا حجّت شرعى است و مگر نمى گوييم شرع كه از ناحيه شارع به عنوان رئيس العقلاء آمده است با عقل و سيره عقلاء هماهنگ است؟ بنابراين براى فقيهان لازم و ضرورى است كه سيره عقلاء از جامعه شناسان، روانشناسان، اقتصاددانان، حقوقدانان، سياست دانان و... را حتى الامكان به دست آورند تا از اين طريق سيره عقلاء عالم را بشناسند و به آن نزديك تر شوند. مى دانيد كه امروز حتى در معناى عقل و تعريف عقلانيّت، ترديدهايى جدّى و جديد در افكنده اند!

حال با توجه به چند نكته فوق يعنى: الف) عبورِ محتواى كتاب و سنت از فيلترِ نهايى عقل فقيهان ب) محسوب شدن فقيهان در زمره عقلاء عالم ج) محسوب شدن خود شارع به عنوان رئيس العقلاء بلكه خالقِ عقل د) رسيدن به سيره عقلاء از مطالعه و غور در علوم انسانى، به نظر مى رسد جدّى گرفتن علوم انسانى و تدريس مبانى اين علوم براى طلاب و دانش پژوهان علوم دينى در حوزه هاى علميه، ضرورتى اجتناب ناپذير است. در غير اين صورت چه بسا شبهه افكنان چنين شبهه در اذهان اندازند كه فقيهان و عالمان دينى خبر از سيره عقلاء عالم ندارند و تعريفِ محدود و در بسته اى از عقل و عقلانيت دارند و آنچه به عنوان فتوا و نظر بر اساس متون دينى پس از عبوراز فيلترِنهايى عقلانيتِ خودارائه مى دهند، مقصودِنهايى شارع و مرادجدى و مدلول تصديقى وى نيست!

حاصل آن كه براى استنباط حكم شرعى در مورد بسيارى از رفتارهاى آدمى، كشف سيره عقلاء عالم ضرورى است و اين مهم جز با مطالعه و فراگيرى و دقت در علوم انسانى كه محصول و رهآورد فكر و عقل بشر امروز است، حاصل نمى شود. اميد كه از اين ضرورت غفلت نكنيم و با عزمى راستين و اراده اى راسخ در راه فهم تبيين معارف اسلامى و خدمت به ساحت ولى عصر (عج) گام برداريم. انشاءالله سردبير