نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - سرمقاله
مدنيّت در جامعه دينى
بحث جامعه مدنى در كشور ما چندى است كه داغ و گرم و پرالتهاب شده است. برخى الگوى جامعه مدنى مطلوب و ايده آل را «مدينة الرسول» معرفى مى كنند و پاره اى، ويژگى ها و عناصر و اركان چنين جامعه اى را در انديشه هاى «هابز» و «جان استوارت ميل» و... جستوجو مى نمايند. و اين خود نشان گر اين است كه اين بحث محتاج تدقيق و تحقيق بيش تر است و مى بايست ساختار چنين جامعه اى از ابهام درآيد و اصول و ضوابط و جزئيات آن به خوبى روشن گردد.
آنچه بديهى است اين است كه در «مدينة الرسول» و در ساختار جامعه اى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) بنا نهاد، آنچه محور بود خدامحورى ـ و نه اومانيسم (Humanism) ـ بود. پيامبر(صلى الله عليه وآله) درصدد آن بود جامعه اى بنا نهد كه اصول و ارزش هاى اخلاقى و معنوى و نهايتاً احكام الهى در آن مطاع و معتبر باشد. جامعه مدنىِ مورد نظر پيامبر، انسان را در خدمتِ ارزش ها مى ديد و پاكى ها و فضيلت ها را مخدوم بشر مى شمرد. در جامعه وى، انسان ها خود را مكلَّف به اوامر و نواهى خداوندى مى ديدند و اولين حق را براى خدا قائل بودند.
جامعه مدينه، شايسته سالارى را بر مردم سالارى مقدم مى داشت و هرگز به آدمى چنان آزادى نمى داد كه هوى را بر خدا مقدم بدارد. آزادى حقيقى در «مدينة النبى» عين عبوديت در برابر پروردگار است. حريّت حقيقى در جامعه دينى مورد نظر پيامبر(صلى الله عليه وآله)وقتى تأمين مى شود كه آدميان، ولايتِ دين و حكم الهى را با تمام وجود دريابند و خود را در ولايت، ذوب كنند و در احساسِ تكليف نسبت به ولى امر خويش فانى شوند. مدنيّت در جامعه مدينه، محصول ولايت بود. و ولايت در تمام مراتب آن، وقتى حقيقى است كه هم در باطنِ اهل ولايت نفوذ داشته باشد و هم در ظاهر حيات فردى و اجتماعى بروز و ظهور داشته باشد.
رهبران و حاكمان در جامعه مدنىِ دينى، صرفاً براى جلب نظر مردم و به دست آوردن آراء آنان سخن نمى گويند، بل هدف آنان جلب رضايت خداوند و انجام تكليف و وظيفه الهى است و البته مؤمنان نيز در جامعه مدنى دينى با مردان الهى و رهبران ايمانى خود دست بيعت مى دهند و آنان را يارى مى رسانند.
بجاست در سال جارى كه سال امام خمينى(رحمه الله) است، يك بار ديگر، از منظرى ديگر به كلمات و پيام ها و سخنرانى هاى امام راحل(رحمه الله)بنگريم و ببينيم آن بزرگوار در فلسفه سياسى خود و در انديشه ولايت فقيه، چه مقدار از واژه هاى سياسى مغرب زمينيان قرض گرفته است!! مصطلحاتى همچون جامعه مدنى [Civile - Society] و دموكراسى [Democrasy] چند بار در لابلاى فرمايشات امام راحل(رحمه الله)به كار رفته است؟!
به نظر ما آن حضرت، فرهنگ دينى و فلسفه سياسى اسلام را چنان غنى و پربار مى ديد كه هرگز نيازى به وام گيرى از فرهنگ غرب و شرق در خود احساس نمى كرد. و اين، حكايت از استقلال انديشه آن حضرت و عظمت بينش و فرهنگ آن بزرگوار داشته و دارد.
بر رهبران و سياستمداران جامعه ما اينك فرض است كه اين درس بزرگ را از آن امام همام بگيرند و جامعه را به سمتى پيش برند كه در ظاهر و باطن جامعه، عنصر دين و اخلاق و معنويت و ولايتِ الهى سريان يابد و چنين نباشد كه در ظاهر، سخن از عناصر و آثار جامعه مدنىِ نبوى باشد و در باطن، پايه ها و مايه هاى مدنيّت غربى و اروپايى در امّت اسلامى تحكيم گردد.
والسلام سردبير