نشریه معرفت
(١)
سرمقاله
١ ص
(٢)
پرتوى از كلام رهبرى
٢ ص
(٣)
پايان فضيلت يا نقد تفكر اخلاقى جوامع نوين
٣ ص
(٤)
اخـلاق در قـرآن
٤ ص
(٥)
ميزگرد نقش شيعه در تمدن اسلامى
٥ ص
(٦)
تمدن جديد اسلامى
٦ ص
(٧)
دانش گسترى در تمدن اسلامى
٧ ص
(٨)
احياى ارزشهاى اسلامى در عصر حاكميت حضرت على
٨ ص
(٩)
بيست و پنج سال سكوت نگاهى به فرايند سكوت اميرمؤمنان(عليه السلام) در روزگار جانشينان خلفاى سهگانه
٩ ص
(١٠)
زمينه ها و عوامل پيدايش فِرق اسلامى
١٠ ص
(١١)
موانع و مشكلات تاريخ نگارى شيعه
١١ ص
(١٢)
روند پذيرش فرهنگ غرب در جامعه مصر
١٢ ص
(١٣)
نسيم تشيّع در كوهسار خراسان
١٣ ص
(١٤)
منابع تاريخ اسلام در عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله)
١٤ ص
(١٥)
كتابشناسى توصيفى تاريخ اسلام
١٥ ص
(١٦)
گزارشى از پايان نامه هاى كارشناسى ارشدگروه تاريخِ مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمة الله)
١٦ ص
نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - پرتوى از كلام رهبرى
پرتوى از كلام رهبرى
مىگفتند اديان افيون جامعه است. منظورشان هم اين بود كه اديان آمدهاند،
اديان را اين قلدرها و سرمايهدارها و سلاطين و رؤسا درست كردهاند براى
اينكه مردم را خوابشان كنند مثل افيونى كه به مردم مىدهند تخدير كنند، تا
اينكه آنها هم مال مردم را بخورند و اينها در خواب باشند. اديان را اينطور
نمايش مىدادند.
دين، دشمن دانش و تمدن، و يا اساساً چيزى در برابر اينها نيست، بلكه
فقط چهارچوبى است كه دانش و تمدن بايد در داخل آن قرار گيرند و محورى كه
بايد بر گرد آن دور زنند، خلاصه برنامهاى كه بايد از آن پيروى كنند.
نمىتوان در ميان اديان آسمانى، دينى را نشان داد كه تنها به يك عقيده
درونى اكتفا كرده و به امور زندگى مردم عنايتى نداشته باشد، يا فقط يك
سلسله عبادات و تشريفات به مردم آموخته و آنها را باداى آن مكلف نموده
باشد و يا از همهى شعبههاى گوناگون مسائل اجتماعى چشم پوشيده باشد و صرفاً
در مسائل فردى و «احوال شخصى» داراى حكم و دستور باشد و آن موضوعات حياتى
و مهم را در عهده مكتبهاى ديگر و مسلكهاى بشرى قرار داده باشد.
راستى چگونه ممكن است دين (با حفظ معناى اين كلمه) فقط در عالم تصور و
فكر جاى داشته از خلوت دل مردم قدمى فراتر نگذارد، يا اگر هم قدم در دنياى
خارج مىنهند، فقط در لباس عبادات و تشريفاتى خاص جلوهگر شده و بجز در
محوطه محراب و مسجد، آشكار نگردد و يا دست آخر فقط در زندگى شخصى و مخصوص
افراد دخالت كند ولى ديگر دربرابر نيروهاى عظيمانسانى و پيشآمدهاى روزمره
اجتماعات، هيچگونه نظرى نداشته باشد، نقش رهبرى اجتماع را بعهده نگيرد،
قافله بشريت را قدم بقدم بسوى كمال راهنمايى ننمايد و خلاصه الهامبخش فكر و
عقيده و مرام و اخلاق نبوده قدرتهاى معنوى و مادى را در اختيار نگيرد؟
چگونه ممكن است دين الهى فقط بكار آخرت بپردازد و اداره كارهاى اين جهان
را به طرحها و برنامههاى بشرى واگذار كند؟
«دين» نمىتواند از «دنيا» جدا باشد و برنامه الهى نمىتواند در مفاهيم
ذهنى و دستورات اخلاقى و تشريفات و تظاهرات مذهبى منحصر گردد و دست آخر،
ادارهى قسمت ناچيزى از زندگى بشر يعنى قسمت «مقررات فردى» را بعهده گيرد.
امام خمينى(قدس سره) :
(صحيفه نور، ج ٩، ص ١٩)
آيةالله خامنهاى:
(آينده در قلمرو اسلام، انتشارات هجرت، ١٣٤٥، ص ٢٠٧)
(همان، ص ٤٤)
(همان، ص ٤٥)
(همان، ص ٦٤)