نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٥ - علل افت تحصيلي
قسمت اول محمد فولادي
مقدمه:
نهاد تعليم و تربيت در كشور هاي جهان سوم از يك سو دستخوش بحرانهاي مختلف است, و از سوي ديگر خود آفريننده بحرانهاي ديگري است. مشكل از آنجا بر خاسته است كه اين نهاد نه اهداف مشخصي را دنبال ميكند و نه ب ديگر نهادهاي اجتماعي هماهنگ است, از اين رو دانش افراد تحصيلكرده با نيازهاي جامعه تناسب ندارد. علت اصلي توسعه نيافتگي اين بخش از جهان نيز ضعف نظام آموزشي است, زيرا اين كشورها يا فاقد تكنولوژي معلول فقدان نيروهاي انساني متخصص و ماهر است و اين امر به نوبه خود از ضعف نظام آموزشي آنان نشات گرفته است.
يكي از بحرانهاي بزرگ نظام آموزشي در كشورهاي مختلف, بويژه كشورهاي جهان سوم, مساله ( افت و شكست تحصيلي ) است كه از دير باز مورد توجه مسوولان آموزشي بوده است, و امروزه نيز از مهمترين مسائل آموزش و پرورش به شمار مي رود. بسياري از مربيان, جامعه شناسان, روانشناسان و... بر حسب ديدگاههاي خاص خود به اين مساله نگريسته اند و تعاريف گوناگوني نيز از آن به دست داده اند. در برخي از تعاريف مراد از اين مساله آن است كه افرادي بخت استفاده از امكانات آموزشي را پيدا كنند ولي به عللي از مدرسه اخراج شوند, ترك تحصيل كنند و تجديدي يا مردود شوند, يا اينكه والدينشان آنها را از ادامه تحصيل باز دارند. تعريف ما حتي شامل مواردي نيز ميشود كه كيفيت و ميزان پيشرفت افراد در تحصيل نسبت به سال قبل كاهش يافته باشد.
افت و شكست تحصيلي در كشور ما ريشه در نظام آموزش و پرورش گذاشته دارد و فقط محصول نظام كنوني نيست, اما اين حقيقت نمي تواند مسوولان آموزشي نسل انقلاب اسلامي را تبرئه كند. البته در سالهاي پس از انقلاب تلاشهاي مخلصانه فراواني براي تحول بنيادين نظام آموزش و پرورش و يافتن روشي شايسته انقلاب اسلامي, انجام گرفته و نتايجي نيز داشته است, ولي بايد اعتراف كرد كه در اين باره نه تنها توفيقي نيافته ايم, بلكه افت تحصيلي بيشتري نيز داشته ايم. [١]
ارقام مربوط به ميزان افت و شكست تحصيلي به راستي هشدار دهند است, و اهميت حياتي رفع اين مشكل ايجاب ميكند كه تحقيقي در باب اهم عللي كه اين امر را به وجود آورده است, به عمل آيد تا مقدمه رفع اين معضل فراهم گردد. نوشته حاضر بخشي از اين تحقيق را به عهده گرفته است.
الف- « جايگاه مدرسه در نظام آموزشي »
پس از خانواده, مدرسه يكي از مهمترين اركان نهاد تعليم و تربيت محسوب ميشود. مساله مهم آن است كه مدرسه به چه هدفي و براي چه كساني و با چه روشي عهده دار آموزش و پرورش دانش آموزان است. همانطور كه پيشتر بدان اشاره رفت در كشورهاي جهان سوم, نهاد آموزش رسمي, با ساير نهادها هماهنگ نيست. در اين كشورها مدرسه كه به منظور تعليم آداب اجتماعي, قوانين و هنجارهاي جامعه و در يك كلمه هنجار پذير كردن دانش آموزان, ايجاد شده است و موظف به انتقال تجربيات علوم به نسلهاي آتي و پرورش انسانهائي وارسته و سازنده و مفيد براي آينده جامعه است, نقش آن صرفاً در تعليم خواندن و نوشتن خلاصه شده است ! كه البته اينكه از عهده اين مهم مي تواند به خوبي برآيد يا نه خود جاي بحث است.
پس از انقلاب اسلامي ايران تلاشهايي براي تحول بنيادين نظام آموزشي بعمل آمد و تحولي اساسي در اهداف نظام تعليم و تربيت ايجاد شد. اميد آنكه در عمل نيز اين اهداف پياده گردد.
از اهداف تعليم و تربيت در ايران, با توجه به ابعاد گسترده آن مي توان موارد ذيل را بر شمرد. [٢]
- الف اهداف انسان شناختي: ايمان به كرامت و ارزش والاي انسان, رشد فضائل اخلاقي بر اساس ايمان به خدا و تقوي؛
- ب- اهداف علمي و فرهنگي: رشد مستمر علمي, فني در زمينه هاي كشاورزي, صنعتي؛
- ج- اهداف اجتماعي: تامين قسط و عدل اجتماعي, اقتصادي و فرهنگي؛
- د- اهداف سياسي: پذيرش حاكميت مطلق خدا بر جهان و انسان و نفي هر گونه ستم و سلطه پذيري و تامين استقلال سياسي؛
- ه- اهداف اقتصادي: ايجاد آمادگي و توانائي جهت مشاركت فعال در توليدات و ايجاد روحيه صرفه جوئي و قناعت و پرهيز از اسراف و رعايت اصول بهداشت؛
اين اهداف بلند بايد در طول تحصيل يك دانش آموز, در محتواي درسي وي گنجانده شود. و در كنار آن مربيان متعهد و متخصص به تعليم آن بپردازند. به نظر مي رسد براي تحقق اين اهداف ما نيازمند سرمايه گذاري و برنامه ريزي عظيم اقتصادي, فرهنگي, و... هستيم. ولي با كمال تاسف آنگونه كه شايسته انقلاب جهاني اسلام باشد در اين بخش سرمايه گذاري معتنا بهي نكرده ايم. اين مشكل البته مختص كشور ما نيست, بلكه در بسياري از كشورهاي جهان سوم ,ضعف كفايت در ايفاي نقش مدارس و نظام تعليم كاملاً مشهود و چشم گير است. بگونه اي كه قادر به پاسخگوئي نيازهاي خود نيستند.
ب- « خسارات ناشي از افت و شكست تحصيلي »
از خسارات معنوي ناشي از افت تحصيلي كه بگذريم آمارهاي ارائه شده توسط متخصصين نظامهاي آموزشي در مورد مادي ناشي از افت و شكست تحصيلي حكايت از فاجعه اي بزرگ دارد. در بررسي كه در اين زمينه توسط سازمان برنامه و بودجه بعمل آمده نكات ذيل در خور تامل است: [٣]
١- مجموع خسارتهاي اقتصادي شكست تحصيلي در سال ١٣٦٥ معادل٥٥٨٦٥٨ مليون ريال و در سال ١٣٦٨ معادل ٧٦٥١٢١ مليون ريال بر آورده شده است.
٢- از آنجا كه هزينه هاي جاري آموزشي دولت ( ابتدائي, راهنمائي, متوسط )در سال ١٣٦٥ برابر ٤٨٩٣٦٦ ميليون ريال و در سال ١٣٦٧ برابر با ٦٠٦١٥١ مليون ريال بوده است ميزان خسارات در سال ٦٥ تقريباً معادل ١٤/١ برابر كل هزينه هاي جاري آموزش و پرورش بوده است. و اين رقم در سال ١٣٦٧ به ٢٦/١ برابر افزايش يافته است. به بيان ديگر به نسبتي كه بازدهي نظام آموزش و پرورش كاهش مييابد, ميزان خسارتهاي اقتصادي ناشي از شكست تحصيلي در ايران افزايش پيدا ميكند.
در اين زمينه براي اطمينان بيشتر بخشي از مطالعه ديگري كه توسط سازمان برنامه و بودجه صورت گرفته ارائه ميشود :
«... يك محاسبه ساده نشان ميدهد كه در برنامه ٥ ساله اول مبلغ ٢٨١ مليارد ريال در آموزش ابتدائي ,١٥٧ مليارد ريال در راهنمائي تحصيلي و ٧٩ مليارد ريال در آموزش متوسطه عمومي يعني جمعاً ٥١٧ مليارد ريال صرف كساني ميشود كه پايه هاي تحصيلي را تكرار ميكنند. مقايسه اين رقم با جمع هزينه جاري آموزش و پرورش در طي برنامه اول كه بالغ بر ٢٥٠٠ مليارد ريال ميباشد و خامت و اهميت امر را نشان ميدهد. البته در اين محاسبه هزينه استهلاك ساختمان و تجهيزات كه بوسيله اين عده اشغال ميشود محاسبه هزينه استهلاك ساختمان و تجهيزات كه بوسيله اين عده اشغال ميشود محاسبه نشده است... بايد گفت جائي كه بوسيله تكرار كنندگان ( پايه هاي تحصيلي ) در طي ٥ سال اشغال ميشود و كفاف ٤ سال متوالي افزايش دانش آموزان در كشور را ميدهد. »[٤]
در اينجا چند بررسي كه در زمينه آمار افت تحصيلي ارائه شده متذكر مي شويم.
« در نشريه سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش آمده است كه در رابطه با ٣٣٠/٤٢١/١ دانش آموز مردود كشور در سال تحصيلي ٦٣-٦٢ براي كليه مقاطع تحصيلي مي بايست چيزي بين ٣٥ الي ٤٧ هزار كلاس مجدداً تشكيل گردد! » [٥]
تعداد كساني كه در سال تحصيلي ٥٣-٥٢ وارد كلاس اول شده اند ٩٧١٢٥٠ نفر بود. كه ٥ سال بعد از اين تعداد ٦٢٢٨٦٤ نفر وارد دوره راهنمائي شده اند ( ٣٦ % افت تحصيلي ) و سه سال بعد ٢٣٩٨٩٢ نفر وارد اول متوسطه شده اند ( نسبت به دوره راهنمايي ٥/٦١ در صد افت ) و چهار سال بعد ١٨٧٠١٩ نفر (سال تحصيلي ٦٤-٦٣ ) در كلاس چهارم متوسطه نام نويسي كرده اند. كه ثلث آنان مردود شده اند. و اين مقطع نسبت به سال اول دبيرستان ٣٢ % افت تحصيلي را نشان ميدهد. [٦]
ارقام جدول زير در رابطه با آنچه گفتيم قابل توجه است [٧]
سال تحصيلي ٦١-١٣٦٠
| تعداد كل دانش آموزان شركت كنندگان در امتحان مرددوين ترك تحصيل كرده ها | ||||||||
| دوره تحصيلي | پسر | دختر | پسر | دختر | پسر | دختر | پسر | دختر |
| راهنمايي | ٧٦٩١٧ | ٤٥٧٤٤ | ٧٣١٥٩ | ٤٤١٣٢ | ٢٨٤٢٦ | ١١٥٧٤ | ٣٧٥٨ | ١٦١١ |
| ٣٨% | ٢٦% | ٥% | ٤% | |||||
| متوسطه | ٢٦٤٥٩ | ٢٧٤٢٩ | ٣٣٠٢٠ | ٢٥٨٩١ | ٨٠٢٦ | ٢٦٩٧ | ٣٤٣٩ | ١٥٣٨ |
| ٢٤% | ١٠% | ٩% | ٦% | |||||