معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤

گزیده‌ای از پژوهش‌های ارسالی شماره ٧٦ ـ موضوع پژوهش(١)


 

 

حجاب در ادیان الهی

مقدمه

مسئلۀ حجاب، یکی از مسائل مهم حوزۀ زنان است. حجاب یعنی پوششی که وقار و شخصیت و کرامت و عفت زن را تضمین می‌کند و به زندگی او آرامش می‌بخشد و این وجود ارزش‌مند را از دستبرد نااهلان مصون می‌دارد. حفظ حجاب در عین این‌که جسم و ظاهر زن را محدود و محصور می‌کند به روح و عقل او آزادی و حریت می‌بخشد و فکر او را از بسیاری از دغدغه‌های مزاحم و وقت‌گیر رها می‌سازد و در عوض، بی‌حجابی و بدحجابی، حقیقت گوهر وجودی زن را در پوشش جاذبه‌های جنسی، پنهان می‌دارد.

آن‌چه یک زن بی‌حجاب یا بدحجاب به نمایش می‌گذارد زیبایی‌های انحصاری اوست که به محارم او تعلّق دارد، اما آن را در معرض دید همگان قرار می‌دهد. به قول چارلی چاپلین: برهنگی و بدحجابی، بیماری قرن معاصر است که در «روح و افکار» افراد «جامعۀ هدف» رسوخ نموده و آنان را بیمار می‌کند.

زنان در عرصۀ بهداشت روانیِ جامعه نقش بزرگی را ایفا می‌کنند. حجاب آنان پرده‌ای سیاه بر چشم هوس‌بازان می‌کشد و خود و جامعه را از آفت و آلودگی نجات می‌دهند و آنان فرصت می‌یابند که سرمایۀ وجودی و زینت‌های خدادادی خویش را در کانون مقدس خانواده متمرکز کرده و خانواده را که اولین هستۀ اجتماعی است، با پاکی و طهارت، پایه‌گذاری کنند.

سنگر حجاب، پاسدار گوهر حیا و عفت و حرمت زن است. زن در حجاب به مانند گوهر در صدف می‌باشد؛ همان‌گونه که گوهر و مروارید تا هنگامی‌که در صدف قرار دارند آسیب نمی‌بیند، زن نیز با پوشش و حجاب خود، از آزار و اذیت ناپاکان و چشم‌چرانی هوس‌رانان در امان می‌ماند.[١]

برگرفته از مقالات:

نگار بخشی، شمارۀ اشتراک ٢٤٢٥

عبدالحمید ثامنی، شمارۀ اشتراک ٧٢٥

¾¾¾

تاریخچه، معنا و ابعاد حجاب

حجاب در لغت، به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است، اما استعمال آن بیش‌تر به معنای پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش را می‌دهد که پرده وسیلۀ پوشش است ولی هر پوششی حجاب نیست بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‌شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.

مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است و مراد از پوشش اسلامی زن این است که هنگام معاشرت با مردان، بدن و موی سر خود را بپوشاند و به جلوه‌گری، خودنمایی و طنّازی نپردازد. بنابراین حجاب به معنای پوشش بانوان، دارای دو بعد ایجابی و سلبی است.

بعد ایجابی آن، وجوب پوشش مو و بدن و داشتن عفاف و بعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی و نمایش‌گری زن در برابر نامحرم است؛ به عبارت دیگر این دو بعد مکمّل هم هستند و شرط لازم تحقق حجاب اسلامی‌اند.[٢]

اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‌تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن، حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت از مصادیق حجاب ذهنی است.

علاوه بر این، در قرآن کریم انواع دیگری از حجاب و پوشش نام برده شده است که در رفتار و منش خارجی انسان تجلی می‌کند؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‌اند: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم؛[٣] ای رسول ما! به مردان مؤمن بگو تا چشم‌ها را از نگاه ناروا بپوشانند». «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ؛[٤] ای رسول! به زنان مؤمن بگو تا چشم‌ها را از نگاه آلوده بپوشانند.»

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است: «فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض؛[٥] پس زنهار، با مردان نازک و نرم سخن نگویید، مبادا آن‌که دلش بیمار (دچار هوا و هوس) است به طمع افتد.»

نوع دیگری از حجاب قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است: «به زنان دستور داده شده است به گونه‌ای راه نروند که با نشان دادن زینت‌های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند و طوری پای به زمین نزنند که خلخال و زیورهای پنهان پاهایشان و دیگر قسمت‌های بدن معلوم شود.»[٦]

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‌شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش زیبایی‌های جسمانی به وسیله لباس و حریم قائل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم است.

به اعتقاد شهید مطهری،[٧] در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالاً در هند، حجاب وجود داشته و از آن‌چه در قانون اسلام آمده، سخت‌تر بوده است. اما در جاهلیت عرب، حجاب وجود نداشته و به وسیلۀ اسلام در عرب پیدا شده است؛ هم‌چنان‌که از نوشته‌های ویل دورانت، شرق شناس معروف، برمی‌آید که حجاب معمول در قوم یهود از حجاب اسلامی بسی سخت‌تر و مشکل‌تر بوده است.[٨]

لغت‌شناسان برای حجاب تعاریف گوناگونی ذکر نموده‌اند. برخی گفته‌اند: «الحجاب کلّ ما حال بین شیئین». عده‌ای نیز این واژه را با دقت بیش‌تری تعریف نموده‌اند: «الحجاب هو الحائل الحاجز المانع عن تلاقی شیئین او آثرهما سواء کانا مادیّن او معنویین او مختلفین و سواء کان الحاجب مادّیاً او معنویاً».[٩]

از این تعریف می‌توان فهمید که هر آن‌چه که دو چیز را از هم جدا کند و فاصله بیاندازد، از مصادیق حجاب خواهد بود. البته تعریف‌های دیگری نیز برای حجاب شده است که در آن‌ها نوع این حائل و مانع معلوم شده است: «الحجاب، ستر».[١٠] و یا به صورتی دقیق‌تر گفته‌اند: «اصل الحجاب، الستر الحائل بین الرّائی و المرئی».[١١] مطابق این تعریف‌ها، حجاب به معنای پرده‌ای است که میان بیننده و آن‌چه می‌خواهد ببیند حائل می‌شود.

پژوهش و بررسی در معاجم لغوی حاکی از آن است که در معنای لغوی حجاب دو مفهوم قابل تمایز از هم وجود دارد:

١ـ جدا نمودن دو چیز و مرز نهادن و فاصله انداختن میان آن دو؛ ٢ـ پنهان کردن، پوشاندن و از مقابل دیدگان افراد خارج نمودن.

در ایران باستان نیز حجاب سخت و شدیدی حکمفرما بوده است و حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار، نامحرم شمرده می‌شده‌اند.

البته عواملی چون ریشه‌های اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی و روانی را در پیدایش حجاب مطرح می‌کند که از جملۀ این موارد می‌توان به عدم امنیت و ثبات در اجتماع، بروز کج‌روی‌ها و روابط نامشروع در بستر جامعه، سست شدن بنیان خانواده و شالوده شکنی خانواده‌ها و روابط زنا‌شویی و استفادۀ ابزاری از زنان در عرصه‌های مختلف تبلیغات و سوء استفاده از آنان... اشاره کرد که بی‌تردید برای جلوگیری از چنین پی‌آمدهایی ضرورت پیدایش حجاب مطرح می‌شود.[١٢]

برگرفته از مقالات:

حمزه نظرپور، شمارۀ اشتراک ١٧٢٥

زهرا فتاحی، شمارۀ اشتراک ٩٢٨٩

حسین احمدی، شمارۀ اشتراک ١٦١٤٤

¾¾¾

مفهوم اصطلاحی حجاب

شهید مطهری(ره) در این باره می‌فرماید: «استعمال کلمۀ حجاب در مورد پوشش زن، اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها، کلمۀ ستر که به معنای پوشش است، به کار می‌رفته است. فقها چه در کتاب الصلوة و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده‌اند، کلمۀ ”ستر“ را به کار برده‌اند نه کلمۀ حجاب را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی‌شد و ما همیشه همان کلمۀ پوشش را به کار می‌بردیم، زیرا چنان‌که گفتیم معنای شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می‌شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.

پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‌گری و خودنمایی نپردازد. آیات مربوط به حجاب همین معنا را ذکر می‌کند و فتوای فقها هم مؤیّد آن است... البته در این آیات، لغت حجاب به کار نرفته، اما حدود پوشش و تماس‌های زن و مرد را ذکر کرده است، بدون آن‌که کلمۀ حجاب را به کار برده باشد. آیه‌ای که در آن کلمۀ حجاب به کار رفته مربوط به زنان پیغمبر اسلام است.

سید محمدکاظم طبیبیان، شمارۀ اشتراک ٩٣١١

¾¾¾

حجاب از نگاه قرآن

در قرآن کریم و احادیث، برای تعیین حجاب واجب زنان، از چند نوع پوشش خاص نام برده شده که دو نوع معروف آن «خِمار» و «جلباب» است.

قرآن می‌فرماید: «و لیضربنّ بخمرهنّ علی جیوبّهن؛[١٣] و باید روسری خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند». از این آیه استفاده می‌شود که زنان باید سر، سینه و دوش خود را با خمار بپوشانند.

در جایی دیگر می‌فرماید: «یا ایّها النبیّ قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهنّ من جلابیبهنّ ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفوراً رحیما؛[١٤] ای پیامبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویش را با چادر بپوشانند که این کار برای آن‌ها بهتر است تا این‌که به عفّت و آزادگی شناخته شوند و از تعرّض و جسارت هوس‌رانان آزار نکشند و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است»

و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «و اذا سألتموهن متاعاً فسألوهنّ من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن؛[١٥] هنگامی که از همسران رسول خدا چیزی از وسایل زندگی می‌خواهید، از پشت پرده بخواهید، این کار دل‌های شما و آن‌ها را پاک‌تر می‌دارد.»

استاد مرتضی مطهری که از روشن‌فکران بنام جهان اسلامی است، می‌نویسد: «بر عکس آن‌چه که مخالفین حجاب خرده‌گیری کرده‌اند و گفته‌اند حجاب موجب فلج کردن نیمی از اجتماع است، بی‌حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن بیش‌تر نیروی اجتماعی است. آن‌چه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای اوست حجاب به صورت زندانی کردن زن و محروم ساختن او از فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه می‌گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه می‌گوید حق تحصیل علم و دانش ندارد، بلکه علم و دانش را فریضۀ مشترک زن و مرد دانسته است.[١٦]

برگرفته از مقالات:

سیدمنصور طبیبیان، شمارۀ اشتراک ٥١٤

زینب فتّاحی، شماره اشتراک ٢٥٨٢

¾¾¾

گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که مسلمانان بعد از نزول آیات حجاب، رویۀ متفاوتی را پیش گرفتند و به ضرورت ایجاد تغییرات و دگرگونی‌هایی در چگونگی پوشش زنان پی‌بردند. طبری در تفسیر خود به نقل از عایشه همسر پیامبر(ص) آورده است:«رحمت خدا بر زنان مهاجرِ پیش‌گام باد؛ هنگامی‌که خداوند فرمان حجاب را نازل فرمود، ضخیم‌ترین پوشش‌های پشمین خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند.»-+

سیوطی نیز به سند خود از ام سلمه نقل می‌کند که بعد از نزول آیۀ «یدنین علیهن من جلابیبهنّ»،[١٧] زنان انصار از منازلشان با پوشش‌های مشکی خارج می‌شدند، به گونه‌ای که به نظر می‌رسید بر سر ایشان کلاغی نشسته است. وی می‌گوید: وقتی آیۀ «و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن»[١٨] نازل شد و مردان این آیه را در خانه‌ها برای زنان خود خواندند، بعد از آن هر یک از آن زنان با لباس خود، سر و کناره‌های صورتشان را می‌پوشاندند. آنان وقتی صبح پشت سر رسول خدا به نماز ایستادند سر و گردن خود را پوشانده بودند به گونه‌ای که خیال می‌کردی کلاغی بر سر آن‌ها نشسته است. از آن‌چه گذشت معلوم می‌شود که برداشت مردم از این آیات، ضرورت تجدیدنظر در چگونگی حضور زنان در اجتماع و بین نامحرمان بود.

فقها و مفسّران نیز مفاد این آیات را وجوب پوشش خاص برای زنان در برابر مردان نامحرم دانسته‌اند.

برگرفته از مقالات:

سیدمنصور طبیبیان، شمارۀ اشتراک ٥١٤

زینب فتّاحی، شماره اشتراک ٢٥٨٢

¾¾¾

فلسفۀ حجاب

حجاب و نوع پوشش هر فرد، نشان‌دهندۀ طرز تفکّر و عقیده و مرام اوست. هر چه شناخت و باور انسان قوی‌تر و عمیق‌تر باشد عقیده و مرام و منش زندگی او پایدارتر است.

حجاب نیز این چنین است؛ یعنی محصول شناخت و باوری است که زن از هستی خود، از مقام و منزلت خود و ارزش و اعتبار خود و چگونگی رشد و کمال خویش دارد. اگر او بدین باور رسیده باشد که با پوشش دادن به خود سیر معنوی شخصی و جامعۀ خویش را سرعت می‌بخشد، مانعی بر سر راه به وجود نمی‌آورد، چرا که هر کس جاذبه‌های ثروت و شهرت و مقام و یا بدن خود را به چشم دیگران آورد و با این وسیله عقل و چشم و دل دیگران را برباید، رهزنی کرده و آدمیان را از سیر رشد و فلاح بازداشته و جامعه را به سوی ابتذال و هرزگی کشانده است.

فلسفه حجاب، حفظ ارزش والای زن است و از همین رو خداوند پوشش را بر او واجب کرده و نگاه به بدن و موی سر او را حرام فرموده است. حجاب و پوشش برای بانوان، به ویژه حجاب برتر یعنی چادر، توجه به حریم عفاف و حراست آن، از اصلی‌ترین سنگر زنان و از مهم‌ترین و عمیق‌ترین و سودمندترین قانون الزامی آفرینش برای آن‌ها و جامعه است.

اگر این سنگر آسیب ببیند و یا مورد تهاجم فرهنگی دشمن قرار بگیرد، شرافت و سعادت زن فرو ریخته، در سراشیبی سقوط و انحراف قرار گرفته و موجب آلودگی خود و جامعه خواهد شد.

دین مبین اسلام می‌گوید: کام‌یابی‌های جسمی، مخصوص همسران است و غیر آن، گناه و مایۀ آلودگی و ناپاکی جامعه می‌باشد، زیرا برهنگی زنان، مردان و مخصوصاً جوانان را در یک حالت تحریک دائم قرار می‌دهد؛ تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنان و ایجاد هیجان‌های بیمارگونه عصبی و گاه سرچشمۀ امراض روانی می‌گردد.

اسلام می‌خواهد مردان و زنان مسلمان روحی آرام، اعصابی سالم و چشم و گوشی پاک داشته باشند و این یکی از فلسفه‌های حجاب است.

نگار بخشی، شمارۀ اشتراک ٢٤٢٥

¾¾¾

حجاب، ندای فطرت

پوشش و حجاب عفیفانه، ندا و دعوتی است که زن آن را در عمق جان خود احساس می‌کند و کششی است که از درون خود به سمت آن گرایش پیدا می‌کند و از بی‌حجابی و بدحجابی تنفر دارد و از آن‌جا که منشأ امور فطری، آفرینش انسان است و در همگان مساوی می‌باشد، ناگریز این تمایل فطری زن به پوشش در برابر مردان، امری کلی و همگانی خواهد بود و همۀ زنان را از ابتدای خلقت تا انقراض عالم دربر دارد، هر چند عواملی مانند: تربیت خوب یا بد، تبلیغات سازنده یا مخرّب و محیط سالم یا ناسالم، در شکوفایی و رشد یا ضعف و کاهش آن مؤثّر می‌باشد.

نشانۀ فطری بودن حجاب یکی این‌ است که در کتاب‌های تاریخی و آثار تمدن‌های گوناگون بشری آمده است و دیگر این‌که، حجاب در تمام ادیان الهی وجود داشته است.

زن فطرتاً و از روی طبیعت، به پوشش بدن خود میل دارد و از برهنگی مضطرب می‌شود. آیات قرآن و شواهد فراوانی از نظر روان‌شناسی و زیست شناسی وجود دارد که بر فطری بودن پوشش زن دلالت دارد. قرآن کریم در داستان حضرت آدم و حوا، پس از این‌که می‌گوید: آن‌ها فریفتۀ شیطان شدند و از درخت ممنوعه خوردند، می‌فرماید: «فلمّا ذاقا الشّجره بدت لهما سوءاتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنّة؛[١٩] و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان (زشتی‌های پنهان اندامشان) بر آن‌ها آشکار شد و (به سرعت) شروع به قرار دادن برگ‌های درختان بهشتی بر خود کردند تا آن را بپوشانند.»

این در حالی است که اولاً: آن‌ها همسر یک‌دیگر بودند و جایز بود در مقابل هم برهنه شوند. ثانیاً: هیچ کس در آن‌جا نظاره‌گر آن‌ها نبود تا شرمندگی‌شان به دلیل برهنگی باشد. ثالثاً: چون آن‌ها اولین انسان بودند، پوشش برایشان جنبۀ اکتسابی هم نداشت. بنابراین تنها دلیل اضطراب ایشان از برهنگی، فطری بودن حیا و پوشش در آن‌ها بود.

زیست‌شناسان و روان‌شناسان هم به فطری بودن حیا در زن اذعان دارند. دکتر فخری، فیزیولوژیست مصری در این باره می‌گوید: «اصل و مبدأ احساس حیا، همان احساس حیوانی جنس ماده در مورد مذکر است و به همین جهت می‌بینیم نوع احساس حیا در زنان، از مردان قوی‌تر است.»[٢٠]

وقتی حیا در زن فطری باشد، حجاب و پوشش هم که از آثار و نتایج آن است، فطری خواهد بود.

برگرفته از مقالات:

سکینه رمضانی بیدگلی، شماره اشتراک ١٢٨٣٩

زهرا شیردل داغیانی، شمارۀ اشتراک ١٣٩٤٩

¾¾¾

حجاب و مسئولیت‌پذیری

هر انسانی در برابر خود و دیگران مسئول است. انجام موفقیت‌آمیز مسئولیت به استعداد و برخورداری از توان‌مندی‌های متناسب و ظرفیت‌های روان‌شناختی و جسمی، بستگی دارد. توفیق در پاره‌ای از مسئولیت‌ها و حتی سپردن برخی از مسئولیت‌ها، به حجاب تکیه دارد و افرادی که بی‌حجابی پیشه می‌کنند، توان انجام آن را ندارند. این گروه ناگزیر باید به خویش بپردازند و ـ چنان‌که امروزه مشاهده می‌کنیم ـ چاره‌ای ندارند جز آن که انجام آن مسئولیت‌ها را به دیگران و حتی به مردان بسپارند.

زنانی که در پی دل‌ربایی و جلب نظر دیگرانند و جز عرضۀ پیکر خود به چیزی نمی‌اندیشند، هرگز نمی‌توانند غم‌خوار هم‌نوع خود باشند، در برابر خانواده و اجتماع احساس مسئولیت کنند و به معنویت خود و اعضای خانواده و جامعه بیندیشند. این افراد، افزون بر آن‌که خود به دلیل ناتوانی یا شانه خالی‌کردن، از انجام دادن مسئولیت‌های فردی باز می‌مانند، با روحیه و وضعیت بدنی خاص خویش، محیط را آلوده و موقعیت را برای فعالیت مسئولیت‌پذیرانه نامساعد می‌سازند. بر این اساس، بازدهی فعالیت‌های خانوادگی و اجتماعی را کاهش می‌دهند و حتی دقت عمل را دچار اختلال می‌کنند. به عبارت دیگر، این افراد خود ناتوان می‌مانند و دیگران را نیز از انجام دادن تعهدات و مسئولیت‌هایشان باز می‌دارند. تحقیقات گسترده و به ویژه پژوهش‌های میدانی، حاکی از افت تولید و کاهش سطح کیفیت کار در مراکز آلوده به افراد بی‌حجاب است.

اسلام که عاطل و باطل ماندن نیروهای عظیم انسانی و غیرانسانی را نمی‌پسندد، برای رسیدن به موفقیت در انجام تعهدات و مسئولیت‌های فردی و اجتماعی، استعداد و شرایطی را لازم می‌داند که رعایت پوشش خاص یکی از آن‌ها به شمار می‌آید. فرد بی‌حجاب و یا بدحجاب با رعایت نکردن این شرط در واقع از قبول مسئولیت خودداری ورزیده، در پی خواسته‌های خود می‌رود و حتی دیگران را از انجام تعهدهای پذیرفته شده باز می‌دارد. بنابراین، حجاب هرگز به معنای محدود کردن حوزۀ مسئولیت زن نیست؛ حجاب، شرط موفقیت در انجام دادن مسئولیت‌هاست.

جیران عزیزی، شمارۀ اشتراک ١٢٧٢٨

¾¾¾

مصونیت در حجاب

مقولۀ امنیت، یکی از مباحث بسیار مهم است که شالودۀ هر جامعۀ سالم بدان استوار است. واژۀ امنیت را با پسوندهای مختلف بارها شنیده‌ایم؛ امنیت اقتصادی، امنیت سرمایه‌گذاری، امنیت جانی، امنیت جاده‌ای و... اما امنیت اخلاقی مقوله‌ای است که کم‌تر بدان پرداخته شده است. در خصوص ضرورت امنیت به معنای کلی آن کافی به نظر می‌رسد که بدانیم حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: «دو نعمت در بین مردم مجهول است: یکی، امنیت و دیگری، سلامتی».[٢١]

دلایل لزوم امنیت اخلاقی را می‌توان از دیدگاه‌های مختلف مورد مداقّه قرار داد؛ از جمله علوم اسلامی، روان‌شناسی، جرم شناسی، علوم اجتماعی، جامعه شناسی و... لکن در این‌جا به سه منظر اشاره می‌کنیم.

١ـ از منظر علوم اسلامی: از دیدگاه اسلام، ازدواج به موقع، سلامت انعقاد نطفه، تربیت صحیح فرزندان، سلامت همه جانبۀ کانون خانواده، سلامت روانی در روابط میان فردی، احساس واقعی لذت از زندگی و... همه و همه مرهون امنیت اخلاقی در جامعه است. با برقراری امنیت اخلاقی، بسیاری از مشکلات روحی و روانی و تعاملی جوامع قابل حل خواهد بود.

٢ـ از منظر جرم‌شناسی: ماهیت علم جرم‌شناسی، شناسایی انگیزه‌های مستقیم و غیرمستقیم ارتکاب جرم در جامعه است. امنیت اخلاقی می‌تواند زمینۀ بسیاری از جرائم اجتماعی را کاهش دهد. حتی اگر بی‌حجابی و فساد اخلاقی را جرم ندانیم (که چنین نیست) می‌توان ریشۀ بسیاری از جرم‌ها را در فقدان امنیت اخلاقی جست‌وجو نمود.

٣ـ از منظر روان‌شناسان: از این منظر نیز فقط به یک موضوع اشاره می‌شود. به طور مختصر باید گفت که از دیدگاه روان‌شناسی، فشارهای روانی و استرس‌ها مردم جوامع را تهدید می‌کند که منجر به مشکلات خاص رفتاری و روانی شده و سلامت روانی افراد را دچار مخاطره می‌کند. این فشارها به دو دسته تقسیم می‌شود: نوع اول، عینی و نوع دوم، ذهنی می‌باشد.

فشارهای نوع اول، فشارهایی است که خارجی، عینی و محسوس است؛ مانند فشار روانی بر اثر مشاجره با همسر.

فشارهای نوع دوم، فشارهایی است که از تصورات ذهنی و بر مبنای نوع شناخت فرد از موقعیت‌های خارجی به وجود می‌آید؛ مانند این‌که زنی تصور کند برای شوهرش جذابیت ندارد.

مصطفی جعفری، شمارۀ اشتراک ٥١٤٩

¾¾¾

پوشش، وسیلۀ امنیت

پوشش کامل، نشانۀ حیا وایمان یک زن است. قرآن نیز به همین انگیزه و هدف، پوشیدن «جلباب» را توصیه می‌کند و آن ‌را علامت پاک‌دامنی و عفت می‌داند، زیرا پوشاندن تمام بدن به شناساندن چنین زنانی به عنوان اهل حجاب و عفت و صلاح و تقوا کمک می‌کند، در نتیجه وقتی به این عنوان شناخته شدند، دیگر اذیت نمی‌شوند و اهل فسق و فجور هم برای آنان مزاحمت ایجاد نمی‌کنند.[٢٢]

زمان و موقعیت اجتماعی نزول آیه نیز همین معنا را تأیید می‌کند، زیرا در دوران جاهلیت و ابتدای بعثت، کنیزان و زنان اهل کتاب بدون پوشش سر و گردن از منزل بیرون می‌رفتند و برخی از افراد هرزه و بی‌بند و بار، مزاحم آن‌ها می‌شدند.  اگر زنانی که تازه مسلمان شده بودند، با همان رسم و بدون رعایت پوشش کامل رفت و آمد می‌کردند، چه بسا از شرّ مزاحمان فاسد احساس امنیت نمی‌کردند. از این رو خداوند دستور می‌دهد زنان مؤمن باید به طور کامل حجاب را رعایت کنند تا در جامعه به عنوان زن و مؤمن پاک‌دامن شناخته شوند و همانند زنان بی‌عفاف اهل کتاب و کنیزان بی‌تعهد، مورد آزار و نگاه‌های خائنانۀ مردان بیگانه قرار نگیرند و بهانه‌ای به دست مزاحمان اهل فسق ندهند.[٢٣]

پوشش اسلامی، زن را در سنگری غیرقابل نفوذ و دور از دسترس نگاه و هوس بیگانگان قرار می‌دهد و از اضطراب نگاه می‌دارد. مقام معظّم رهبری(دام‌ظله‌العالی) در این‌باره می‌فرماید: «پای‌بندی بانوان به حجاب، آنان را در رسیدن به مدارج عالی معنوی کمک می‌کند و از سقوط در پرت‌گاه‌هایی که در سر راه آنان قرار دارد مانع می‌شود. هیچ بحثی دربارۀ پوشش زن، نباید متأثّر از هجوم تبلیغاتی غرب باشد. البته حجاب زنان به چادر منحصر نمی‌شود اما چادر بهترین نوع حجاب و نشانۀ ملی ماست و هیچ منافاتی با فعالیت‌های زنان مسلمان در مسائل اجتماعی و فرهنگی ندارد.»[٢٤]

تفاوت میان پوشش زنان و مردان

انسان در مقابل هر نعمت و موهبتی که از جانب خدا به او می‌رسد وظیفه دارد آن را حفظ کند و در جهت رشد و کمال خود از آن بهره‌برداری نماید.

خداوند زنان را بیش از مردان از نعمت زیبایی بهره‌مند کرده و همین نعمت را پشتوانۀ مهمی برای وابستگی مرد به زن و تحکیم خانواده قرار داده است. زن به شکرانۀ این نعمت، اولاً: باید در حفظ زیبایی و طراوت خود بکوشد؛ ثانیاً: از این نعمت برای رشد و کمال خود و خانواده بهره ببرد و مصلحت جامعه را که همان تحکیم بنیان خانواده باشد، در نظر بگیرد. پوشش زنان، بنا به فرمودۀ قرآن، نه تنها آزادی و حضور مؤثّر آنان را در جامعه سلب نمی‌کند بلکه فعالیت‌های مؤثّر، مفید و بدون زیان آنان را ممکن می‌سازد، سلامت اخلاقی جامعه را بالا می‌برد، حریم و حرمت زن را حفظ می‌کند و آرامش روانی او را افزایش می‌دهد.

اعظم گلی، شمارۀ اشتراک ١٣٤٤٢

¾¾¾

آیا حجاب محبوس کردن زن است؟

شاید تصور شود حجاب باعث سلب آزادی زن‌ها می‌شود، در حالی‌که در اسلام حبس و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام وظیفه‌ای است که بر عهدۀ زن گذاشته شده است تا در معاشرت و برخورد با مرد کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه از ناحیۀ مرد بر او تحمیل نشده و با کرامت زن منافات ندارد و خللی به حقوق طبیعی او که توسط خداوند تعیین شده است، وارد نمی‌آید.

شرافت زن اقتضا می‌کند هنگامی‌که از خانه بیرون می‌رود متین و سنگین و باوقار باشد و در طرز رفتار و لباس پوشیدن هیچ‌گونه عملی انجام ندهد که باعث تهییج و تحریک مردان شود. البته مسئلۀ مهم پوشیدگی در اسلام به دلیل قوام بنیاد خانواده نیز هست و مصلحت خانواده ایجاب می‌کند که خارج شدن زن از خانه توأم با جلب رضایت شوهر و مصلحت‌اندیشی او باشد.

البته مردان هم باید در حدود مصالح خانوادگی نظر بدهند نه بیش‌تر. گاهی ممکن است رفتن زن به خانۀ اقوام و فامیل خودش هم مصلحت نباشد و گاهی اوقات رفتن زن به خانه مادر هم برخلاف مصلحت خانوادگی باشد؛ یعنی ارتباط با آن‌ها باعث به هم خوردن روابط زناشویی خانواده شود. در چنین مواردی شوهر حق دارد از معاشرت همسرش با آنان پرهیز نماید.

سیده سحر طبیبیان، شمارۀ اشتراک ٥٢٤٥

¾¾¾

رضاخان و کشف حجاب زنان

ایران در زمان سلسلۀ قاجاریه فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته و به یک کشور بحران‌زده و جنگ‌زده تبدیل شده بود. به خصوص مقارن با سلطنت احمد شاه، که فردی بی‌لیاقت و بی‌کفایت بود، هرج و مرج و آشوب تمام مملکت را فرا گرفته بود، که این هم از سیاست‌های موذیانۀ استعمار انگلیس بود.

استعمار انگلیس برای اجرای نقشه‌های خود به کسی یا کسانی نیاز داشت که دارای خصوصیات ویژه‌ای باشد که بتواند نقشه‌های آن‌ها را مو به مو اجرا کند. این شخص باید فردی بی‌محتوا و خالی از تربیت دینی و ملی بوده و در عین بی‌سوادی و ناآگاهی، سری پر باد و روحی متکبرانه و قلدر مآبانه و جاه‌طلب و خالی از شرافت و جوان‌مردی و پر از ریاکاری و نفاق و دروغ‌پردازی داشته و بیگانه‌پرست و منفعل در مقابل مظاهر تمدن غرب، اسیر عقدۀ حقارت درون، کینه‌توز و حسود... باشد. برای اجرای مقاصد شوم انگلیس، مهره‌ای بهتر از رضاخان نبود.

پس از به قدرت رسیدن رضاخان و آغاز دورۀ سیاه دیکتاتوری پهلوی، روند بی‌حجابی و تغییر لباس با پی‌گیری زیاد و نقشه‌های حساب شده به جلو رفت و استعمارگران پله پله به مقاصدشان می‌رسیدند. با تبلیغات وسیع و همه‌جانبه و با انواع و اقسام دسیسه‌ها زن را از پشت پردۀ حجاب به محیط اجتماع، سینماها، تتائر، پارک‌ها، مجالس جشن، انجمن‌های دفاع از زنان و... کشاندند. ارزش‌ها و هویت زن ایرانی را یکی پس از دیگری به حراج گذاشتند و او را از خانه جدا کرده و به بازار کار و کارخانه سوق دادند.

نقشۀ استعمار بسیار دقیق و حساب شده بود. از تمام نقاط ضعف و کاستی‌ها به بهترین وجه به نفع مقاصد خویش استفاده می‌کرد. مدافعان کشف حجاب برای افکار سازی در جامعه از شگردهای مختلفی استفاده می‌نمودند و متأسفانه به دلیل به حاشیه رفتن تعالیم دین و مبارزۀ بی‌امان و سرکوب روحانیت به وسیلۀ رضاخان، دست استعمارگران برای به سخره گرفتن و شبهه انداختن در مسائل اسلامی باز بود. برای زمینه‌سازی کشف حجاب پیشگامان و مدافعان این مسئله، به لزوم حضور زن در جامعه اشاره داشتند و همواره به برخی از ناهنجاری‌های جامعه در برخورد با زنان اشاره می‌کردند.

رضاخان که متعهد به اجرای سیاست‌های استعمار بود، در مدتی کوتاه پس از تاج‌گذاری شروع به حمایت و گسترش کانون‌ها و انجمن‌های بانوان کرد. در سال ١٣١٤ کانونی به نام کانون بانوان تأسیس کرد  و ریاست آن را بر عهدۀ صدیقه دولت‌آبادی، یکی از غرب دوستان مشهور، قرار داد.

دولت‌آبادی از جمله زنانی بود که چند سال قبل از کشف حجاب رسمی، بی‌حجاب از خانه خارج شد. در وصیت‌نامۀ دولت‌آبادی آمده است: در مراسم تشییع جنازه‌ام حتی یک زن با حجاب شرکت نکند. زنانی را که با چادر بر سر مزار من بیایند هرگز نمی‌بخشم.

رسالت این کانون که تحت حمایت و هدایت دولت بود، گسترش فرهنگ بی‌حجابی بود.

رضوان حاجی‌شرفی، شمارۀ اشتراک ١٢٧٤

¾¾¾

حجاب و قرن ٢١

آلوده شدن زنان جامعۀ ما و بسیاری از جوامع اسلامی به انواع فسادها و خودآرایی‌ها، با وجود تأکید اسلام به پوشش زنان، نتیجۀ سرمایه‌گذاری‌های غرب در امور فرهنگی کشورهای جهان سوم است و البته این امر ریشه در راه‌بردهای استعماری آن‌ها، هم در بُعد سیاسی و هم در بُعد اقتصادی دارد.

در بُعد سیاسی، به وسیلۀ آلوده کردن جوامع هدف به تمایلات شهوانی و مشغول کردن آن‌ها به هواس‌رانی‌ها، سیاست‌های بلند مدت خود را پیاده‌سازی می‌کنند. در واقع سیاست‌گذاری‌های غرب، در جوامع هدف، عامل تخدیرکنندۀ کشورهای مورد نظر است. بدین ترتیب که با مشغول کردن آن‌ها به امور خاص و پست (که فساد و بی‌بند و باری یکی از آن‌هاست)، تفکّر و تأمّل را در برابر سیاست‌های غرب از آنان می‌گیرد تا دیگر زمانی برای اندیشیدن در امور مهم‌تر باقی نماند. آن‌گاه خود از این فرصت استفاده کرده و به غارت و چپاول مشغول می‌شوند، بدون آن‌که کسی به آن‌ها اعتراضی کند. متأسفانه باید گفت که غرب در این سیاست‌گذاری خود، در بسیاری از کشورهای عربیِ به اصطلاح مسلمان، موفق بوده است، تا آن‌جا که بعضی از این کشورها، مأمن بی‌بند و بارها از تمام دنیا هستند.

و اما راهبرد غرب در بُعد اقتصادی، با تولید انبوه وسایل و لوازم مصرفی از قبیل لوازم آرایش و دیگر لوازم لوکس و غیر ضروری و تبدیل کردن کشورهای جهان سوم به بازار مصرف این مواد، ثروت‌های هنگفتی به دست می‌آورند.

سکینه رمضانی‌بیدگلی، شمارۀ اشتراک ١٢٨٣٩

¾¾¾

فواید حجاب و عفاف

حجاب دارای آثار و فوایدی است که در این‌جا به چند مورد به طور اختصار اشاره می‌کنیم:

١ ـ حفظ نفس: حجاب موجب کنترل و حفظ نفس از بدی‌ها می‌شود. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «پاک‌دامنی، نفس را حفظ می‌کند و از پستی‌ها دور می‌کند.»[٢٥]

٢ ـ عزت و سربلندی: انسان عفیف و پاک‌دامن، در سایۀ حجاب، عزت پیدا می‌کند.

٣ ـ  سلامت جامعه: سلامت جامعه را افراد تشکیل می‌دهند. اگر این افراد، صالح و شایسته و عفیف باشند، بالطبع سلامت جامعه را بالا می‌برند و آن را از آسیب‌ مصون نگه می‌دارند.

٤ ـ پاکی اعمال: یکی دیگر از آثار و فواید حجاب، پاکی اعمال است. فردی که پاک است، حرام و حلال و اوامر و نواهی الهی را رعایت می‌کند.

٥ ـ قدر و منزلت الهی: فردی که با حجاب است در نزد خدا منزلت دارد، چرا که می‌داند ارتباط با خدا فقط در سایۀ حجاب و عفاف است. امام علی(ع) فرمودند: «کسی که عفت داشته باشد، گناهانش سبک می‌شود.»[٢٦]

٦ ـ فرونشاندن آتش شهوت: فرد با حجاب، شهوت‌ران نیست. او با این‌کار در مقابل شهوت‌رانان می‌ایستد و خود و جامعه را سلامت نگه می‌دارد و برای فرد و جامعه خصوصاً خانواده و ازدواج، ارزش قائل است. امام علی(ع) فرمودند: «حجاب و عفاف، شهوت را کاهش می‌دهد.»[٢٧]

٧ ـ قناعت: قناعت، یکی دیگر از آثار رعایت حجاب است. فرد با حجاب، قانع است و زیاده‌خواه و بی‌بند و بار نیست.

٨ ـ استحکام بنیان خانواده: حجاب و عفاف موجب تحکیم بنیان خانواده می‌شود و بی‌عفتی باعث تزلزل آن می‌گردد. بیش‌تر طلاق‌ها و جدایی‌ها، از عدم رعایت حجاب و عفاف است. خانواده‌های با عفت کم‌تر دچار این‌گونه مشکلات هستند.

یوسف ابراهیمی، شمارۀ اشتراک ١٢٤٦٧

¾¾¾

علل و عوامل بدحجابی

گوهر شرم و حیا در صدف وجود زن نهفته است، لذا زنان نباید از جسم و ظاهر جسمانی خود به عنوان کالایی شهوت‌انگیز استفاده کنند و چشم‌های هرزه و ناپاک را به خود متوجه نمایند.

این‌که می‌بینیم عده‌ای از زنان شخصیت انسانی خود را متزلزل نموده و جسم خود را به گونه‌ای شهوت‌انگیز در معرض دید دیگران قرار می‌دهند، علل و عوامل مختلفی دارد، از جمله:

١ ـ پیروی از هوا و هوس‌های نفسانی؛

٢ ـ تهاجم فرهنگی؛

٣ ـ بی‌حیایی و بی‌عفّتی؛

٤ ـ تبلیغات دشمنان اسلام؛

٥ ـ پیروی از شیطان و شیطان‌پرستی؛

٦ ـ غفلت و نادانی؛

٧ ـ ضعف ایمان و واقع‌نگری؛

٨ ـ ضعف غیرت مردان؛

٩ ـ بی‌توجهی و غفلت خانواده‌ها؛

١٠ ـ سرکوب شدن عزّت نفس؛

١١ ـ کبر و غرور؛

١٢ ـ تقلیدهای کورکورانه؛

١٣ـ مُدپرستی و اظهار غنا و تمکّن مالی؛

١٤ ـ عُقدۀ حقارت؛

١٥ ـ زیبا جلوه دادن خود نزد دیگران؛

١٦ ـ دوستی‌های نامطمئن؛

١٧ ـ عملکرد دستگاه‌های ذی‌ربط؛

١٨ ـ عدم احساس مسئولیت در حفظ ارزش‌ها؛

١٩ ـ عدم موفقیت در ازدواج؛

٢٠ ـ خودنمایی برای صید دل‌های مردان؛

٢١ ـ جلب توجه و کسب جای‌گاه؛

٢٢ ـ ارضای تمایلات جنسی و جسمانی؛

٢٣ ـ مردم‌ آزاری یا دگر آزاری؛

٢٤ ـ انتقام گرفتن.

برگرفته از مقالات:

عبدالحمید ثامنی، شمارۀ اشتراک ٧٢٥

سیدمنصور طبیبیان، شمارۀ اشتراک ٥١٤

الهام رحیمی‌نژاد، شمارۀ اشتراک ١٥٢٣٢

لیدا یوسفی، شمارۀ اشتراک ٨٥٢٦

¾¾¾

نتیجۀ بحث

حجاب، لباس شرافت، منزلت و شخصیت و وقار و عفت زن مسلمان است. او با حجاب خود پرچم‌دار دین و مکتب و مرام و عقیدۀ خود است و عملاً عبودیت و فرمان‌برداری خویش را از خداوند تبارک و تعالی به نمایش می‌گذارد و سر بر فرمان امر مطاعش می‌ساید.

امروز ما در مقطع حساسی از تاریخ بشر عمر خود را سپری می‌کنیم. اگر ذکاوت و هوش‌یاری لازم را نداشته باشیم در دام تبلیغات و تهاجم فرهنگی استکبار می‌افتیم و خیلی زود از ارزش‌های متعالی دین خود فاصله می‌گیریم، زیرا دشمن به صورت حساب شده و جذاب و تقریباً جوان‌پسند تبلیغات می‌کند و متأسفانه عرف جامعه نیز با این تبلیغات کنار آمده و تقریباً بدحجابی، مقبول گردیده است. در این میانه مؤمنان و متدیّنان باید زیرک باشند که حلال و حرام مسائل را خوب تشخیص بدهند و قدم در جادۀ حرام و ابتذال و بدحجابی نگذارند و بدانند که سرانجام حرامیان، آتش دوزخ است.

قطعاً گسترش بدحجابی محصول یک یا دو سال اخیر نیست بلکه این پدیده از سال‌ها قبل با تبلیغات غربی‌ها آغاز شده و به تدریج رشد کرده تا این‌که به وضعیت کنونی رسیده است.

بدحجابی، زمینه و بستر بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی از قبیل طلاق، سلب مصونیت و امنیت زنان و بی‌ارزش شدن منزلت و جای‌گاه آنان را فراهم می‌آورد و در چنین وضعیتی اولین کسانی که متضرر می‌شوند خود زنان هستند.

برگرفته از مقالات:

نگار بخشی، شمارۀ اشتراک ٢٤٢٥

زهرا فتّاحی، شمارۀ اشتراک٩٢٨٩

* * *

پی‌نوشت‌ها:



[١] . اشاره به آیۀ ٥٩ سورۀ احزاب است: «ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین».