پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - تمايز زيبايىشناسى تصوير ديجيتال و تصوير آنالوگ و مزاياى دوربينهاى همراه - میراحسان احمد

تمايز زيبايى‌شناسى تصوير ديجيتال و تصوير آنالوگ و مزاياى دوربين‌هاى همراه
میراحسان احمد

مى‌دانيم آنچه به خواست ثبت به واسطه، مستقيم و همزمان رويدادها به طور وسيع پاسخ داده، انقلاب ديجيتالى است. بديهى است استفاده غيراخلاقى از هر وسيله تكنولوژيك امرى ضدانسانى است. ما بايد به مزاياى تصوير ديجيتالى بيانديشيم پيش از اين با پيدايش دوربين‌هاى ديجيتالى، براى نخستين بار در ايران، از تأثير اين تكنولوژى بر ساختار تصوير سخن گفته‌ام و در مقالات، سخنرانى‌هاى دانشگاه، درورك شاپ‌ها، دو دهه اخير كوشيده‌ام تفاوت و تمايز اين تصاوير را با تصاوير آنالوگ توضيح دهم. در اين يادداشت، فهرست‌وار به اين تحول اشاره مى‌كنم.
١. تمايزى كه از آن صحبت مى‌كنم، مطلق نيست. بديهى است ذات مشترك تصوير سينمايى و متحرك شباهت‌هايى را بين تصوير آنالوگ و تصوير ديجيتال پديد مى‌آورد و در هر مورد، كم و بيش، هرچند با زحمت فراوان، تصوير آنالوگ، قادر بوده، آنچه را كه تصوير ديجيتال به سهولت به دست مى‌آورد، با زحمت به كف آورد. اما همه مسئله آن است كه تفاوت‌ها را به ايده‌هاى ساده‌لوحانه، سهل‌تر بودن يا دشوارتر بودنِ توليد و ثبت دو تصوير محدود نكنيم و با تأمل به عمق رويداد متفاوت تصوير ديجيتالى بنگريم.
٢. ثبت زندگى روزمره، يكى از مهم‌ترين دستاوردهاى تصوير ديجيتالى است. اين پديده زيبايى‌شناسى و تيره خود را از نظر بصرى آفريده است. بديهى است كه تصوير آنالوگ نيز در سينماى ما قبل سينماى ديجيتالى و مستند ديجيتالى به اين مهم توجه كرده است. اما اولاً خود زندگى روزمره از نظر انسان‌شناسى و مطالعات فرهنگى، نكته‌اى است كه اوج توجه‌اش با انقلاب ديجيتالى و توليد تصوير ديجيتالى قرين و همزمان بوده و اين امر اتفاقى نيست و ثانياً انسان‌شناسى زندگى روزمره، متقابلاً اهميت تصوير روزمره را بيشتر شناسانده است.
آشكار است با دوربين آنالوگ، ثبت حقيقت بلاواسطه زندگى روزمره دچار دشوارى‌هاى عديده است. تكنولوژى سنگين و دست و پاگير، به توليد تصوير مستقيم، ضربه و خسران جبران‌ناپذير وارد مى‌كند. از طرف ديگر همواره دوربين آنالوگ و سنگين همراه شما نيست. رخدادها از پيش شما را با خبر نمى‌سازند و هر لحظه زندگى پر است از اتفاق‌هاى جذابى كه با وقوع خود از كف مى‌روند و بازسازى آن هرگز داراى انرژى و سنديت حقيقى اتفاق اصلى نيست. تصوير ديجيتالى محصول توسعه تكنولوژيك دستگاه ضبط يعنى دوربين‌هايى است كه زيبايى‌شناسى آن با ساختمان فنى‌اش پيوند دارد، اين ساختار فنى امكان، ضبط زنده زندگى روزمره را به شما مى‌دهد. و تصويرهاى در حال رويداد زندگى روزمره، زيبايى‌شناسى تازه‌اى بوجود مى‌آورد كه با تصوير شسته و رفته و ساخته شده و بازسازى شده آنالوگ كه همه چيز در آن از پيش آماده است، يكسان نيست. اگر به صورت اتفاقى اينجا و آنجا رويدادها غيرمترقبه بوسيله دوربين آنالوگ ثبت شده، اين امر ربطى به فراهم شدن دوربين و تكنولوژى براى ثبت زنده زندگى روزمره در همه احوال ندارد.
٣. تصوير ديجيتال، ما را موفق كرده كه در حد وسيع متوجه جزئيات طبيعى بدن در كنش و واكنش روزمره، رفتار بلاواسطه در رخدادهاى عادى مردم، تصوير بى‌نقاب »بازى طبيعى و روزمره انسانى« و گنجينه عظيم و ذخاير معرفتى بزرگى بشويم كه در تأمل بر اين تصوير از منظر مردم‌شناسى، روانشناسى به جامعه‌شناسى و مطالعات فرهنگى ارزشمند و حياتى است، زيبايى‌شناسى طبيعى بودن در تصوير، كه دوربين ديجيتال امكان ثبت آن را فراهم كرده، ذاتاً با امكانات دوربين آنالوگ متفاوت است.
٤. چهارمين نكته در پرسش زيبايى‌شناسى تصوير ديجيتالى جدا از تأثير عواملى چون ارزانى، در دسترس بودن، رهايى تصوير ديجيتالى از سيطره قدرت‌ها و ابرقدرت‌هاى مالى و سياسى و ساختار دولت / ملت جديد است در جهان مدرن قدرت‌ها، داراى قدرت مداخله فراوان در »پوليس« و زندگى شهروندان‌اند. از سوى ديگر نقش تصوير ديجيتالى در مورد زيبايى‌شناسى اخلاق بسيار مهم است.
دوربين ديجيتالى همان قدر كه داراى قدرت تخطى و تجاوز به حريم خصوصى است كه از نظر اخلاقى ممنوع شمرده مى‌شود، همان قدر هم قدرت عريان‌سازى و نمايش خودمان به خودمان را در فضايى دارد كه ناخواسته و طبيعى است. يعنى ما نقاب‌هامان را كنار مى‌نهيم و از بازى »مصنوعى برابر دوربين دست مى‌شوييم يا بى آن كه بدانيم دوربين شاهد تخطى‌هاى ماست. از همين قدرت استفاده مى‌شود تا مثلاً صاحبان مغازه‌هإ؛ ّّع‌ة تصوير دزدان را در حال دزدى در اختيار بگيرند. بديهى است اين قدرت دوربين ديجيتالى كه مى‌تواند شبانه روز و محرمانه از ما فيلم تهيه كنند مثل شمشير دولبه مى‌تواند در دست قدرت‌هاى خودكامه، در راه نظارت و كنترل مردم در حريم خصوصى به كار رود. در نظر بگيريد هيتلر يا استالين يا صدام و امثالهم چه سود ضدانسانى بزرگى عليه آزادى از اين ويژگى مى‌توانستند ببرند و امروزه قدرت‌ها چه استفاده‌هاى كنترل‌كننده‌اى از اين ويژگى مى‌توانند ببرند.
اما از سوى ديگر با تبديل دوربين‌هاى ديجيتالى، به ابزار كوچك در دسترس افراد كه در يك تلفن همراه و ابزارهاى روزمره كوچك‌تر از آن قابل تعبيه است، آزادى خود شهروندان در ثبت رخدادهاى زندگى روزمره‌شان هزار برابر بيشتر شده است. آنها نيز در برابر قدرت‌ها و نظام‌شان از قدرت تازه‌اى برخوردار شده‌اند. به حوادث مصر نگاه كنيد.
٥. اگر قدرت‌ها از تصوير روزمره ديجيتالى سود مى‌برند، با تصاوير ديجيتالى تلفن‌هاى همراه باز نيمه انقلاب و تحول ديگرى از نظر ثبت زندگى روزمره رخ داده كه از هر نظر جذاب و داراى زيبايى‌شناسى و معيارها و تأثيرات و جايگاه ويژه خود است. گسترش آزادى افراد و شهروندان، بيرون از قدرت سياسى، براى توليد تصوير دلخواه خود و ايفاى چشم شاهد، واقعاً در تاريخ بشر بى‌نظير است. و نبايد آن را كم ارزش پنداشت.
٦. دوربين‌هاى تلفن‌هاى همراه، همان طور كه در يك مباحثه تلويزيونى با حضور من و روبرت صافاريان كه دكتر الستى مجرى آن بود، تأكيد كرده‌ام، نه تنها به دامنه آزادى فردى افزوده و هر فرد را در جايگاه بالقوه توليدگر تصوير، از قدرت تازه‌اى برخوردار كرده، بلكه بر فرديت و توسعه آن تأثير عظيمى نهاده است. تأثير فرد بر جهان و گسترش نفوذ او، قدرت اطلاع‌رسانى به جهان و ارائه سند تصويرى از ستمى كه بر او مى‌رود و قبلاً هرگز امكان ارائه آن وجود نداشت، باعث قدرت فرد برابر انواع قدرت‌هاى ظالم مى‌شود. امروز هزاران تصوير از مبارزات مردم مصر و تونس و... به طور روزمره به همه جهان ارسال مى‌گردد كه محصول دوربين ديجيتالى است كه همه جا هست.
٧. تلفن‌هاى همراه، و تصاوير كه در جهان مى‌گسترد و محصول انتخاب فرد و نمايش زندگى روزمره و رخدادهاى پيرامون اوست، به هويت گلوبال انسان، يارى مى‌رساند. هرچند قدرت‌هاى بزرگ مى‌كوشند اين تصاوير را در مسير خواست خود سازمان‌دهى كنند و شبكه‌ها و رسانه‌هايى كه مستقيم و غيرمستقيم در خدمت اهداف دولت‌هاى سلطه‌گر هستند براى آن به سود سياست‌هاى خود برنامه‌ريزى مى‌نمايند، اما از سوى ديگر فرد آزاد، رها از اين شبكه‌ها، با دوربين همراه خود، مى‌تواند ارتباط فردى‌اش را با جهان برقرار سازد. امروز ما در طليعه و گام اول توسعه اين ارتباط قرار داريم اما هرچه اين فضا بگسترد، نزديكى افراد جهان با همديگر رها از قدرت‌ها، افزون‌تر مى‌گردد.
٨. گسست فرهنگ از مكان، يكى ديگر از دستاوردهاى تصوير ديجيتال و تلفن‌هاى همراه است. سيطره حكومت‌هاى جهان بر تصويرها پيش از انقلاب ديجيتالى بسيار فراوان بود و در تمام دوران آنالوگ اين سيطره وجود داشت، اما تصوير ديجيتالى سبب مى‌شود، پديده فرهنگى تصوير، به يك امر بى مرز و جهانى و رها از مرزها و محدوديت‌هاى قدرت‌هاى سلطه‌جو بدل شود و به مايه ارتباط و توسعه فرهنگ جهانى بشر كمك كند.
شايد همين توسعه، طليعه ظهور يك آزادى جهانى و يك نظام موعود و رهايى مردم جهان از انواع سلطه‌ها بشمار آيد. اگر وجه فساد آن را كنار نهيم، وجه توسعه فرهنگ فردى آن اهميت بسزايى دارد.
٩. نمى‌توان انكار كرد كه دوربين‌هاى همراه، بيش از پيش به وجه آزادى‌طلبانه و دموكراتيك زندگى بشرى در برابر وجه خودكامه و مستبدانه و اختناق آلودش يارى مى‌رساند و در جهان هر حكومت خواهان عدل و پيشرفت و استقلال و آزادى و رهايى از قيد سلطه، نمى‌تواند با اين رخداد مخالفت داشته باشد.
١٠. آنچه كه گفتم امتيازهايى است كه منجر مى‌شود زيبايى‌شناسى تصوير تلفن همراه، مختص به خود باشد. كسى كه زبان اين تصوير و تمايزات آن را درك نمى‌كند و مى‌خواهد با زبان زيبايى‌شناسى آنالوگ فيلم‌هاى ديجيتالى را بررسى كند مثل آن است كه ما با معيارهاى شعر كلاسيك شعر نو را نقد كنيم در اين تصاوير، نه نورپردازى آنالوگ، نه فضاى نمايشى و مصنوع كه هر شيئى بر سر جاى خود باشد، و نه تلقى قديمى از تركيب‌بندى كه حاصل زمان طولانى و فرصت و مجال كافى جهت آفرينش تصوير ساخته و پرداخته است، هيچ يك اهميتى ندارد. آنچه مهم است نه يك فيلمبردارى حرفه‌اى و مصنوعى - بلكه قدرت تصوير در ثبت لحظه بى‌تكرار و ارزشمند زندگى رورمزه در وهله اول است. بديهى است كيفيت بدتر و يا بهتر تصوير در مرحله بعد و به جاى خود مهم است، اما تيزهوشى تصويربردار، مواجهه او با ماجرايى يكّه، ثبت جزييات انسانى، رفتارى، كنش و واكنش تكرارناپذير و تيره، يا واقعه تكان دهنده، بى‌بديل است.
دوربين همراهى كه مردى در حال مرگ در خيابان و انبوه تماشاگران و تصويربرداران و رفتار قاتل را ثبت كرده، يا هر حركت هيجان، حتى تأثير ترس و لرز صحنه بر تصوير، به عمق نيروى زنده بلاواسطه حاصل از حضور موبايل در سر صحنه مى‌افزايد. اين زيبايى‌شناسى اهميتش را در همين ثبت زنده مى‌يابد نه شسته رفتگى تصوير كه در مرحله ديگر داورى مى‌تواند مورد بحث قرار گيرد. اين را فراموش نكنيم.
به هر رو در پايان بايد تأكيد كنم:
تمدن تصوير تكنولوژيك انسان، نقطه عطفى از تحولات مدنى بشرى است كه يكسره از تمدن كلامى متمايز است.
وقتى ما از تمدن تصويرى سخن مى‌گوييم بايد به دو نكته توجه كنيم:
١. منظور آن نيست كه انسان، تصوير را در اين مقطع از تحولات حياتش بر كره زمين اختراع كرده؛
٢. اين تمدن متمايز، داراى گسست مطلق از پيشينه تمدنى بشريت است. خير!
مقوله تصوير، چه در آگاهى‌هاى مذهبى و يا باستانى يا علمى، مفهومى هم بسته با سرنوشت انسان و پيوسته با ذات هستى است.
پديده »هست«، »هستن« و جهان هستى، از منظر آفرينش الهى، پيدايش جهان همچون »عكس رخ يار«، صورت‌بندى شده است. موجود بمثابه ظهور و صدور زيبايى در حقيقت تصويرگرى خداوند و نقش‌اندازى و صورت‌گرى آن خالق خلاق است. از نظر علمى هم با پيدايش ذهن انسانى، هستى با تصوير تازه جهان در ذهن انسان روبرو شده است. پس در آگاهى و معرفت الهى، آنچه از غيب الغيوب ذات به بيرون سر ريزه كرده و اشياء و چيزها و هستى را با فرمان »كن فيكون« هست كرده، در واقع خود تصويرى از وجود ناب در خفيگاه ذات الهى است كه هيچ‌كس، هرگز تا ابد از آن با خبر نخواهد شد. حتى كتاب مكنون خود تصويرى و بارقه‌اى از ذاتى است كه تا هميشه در مأمن و مأواى نام‌ناپذير غيب الغيوب خواهد ماند. چنان‌كه شيئى در تاريكى. شايد آنچه پيش از نور ظهور عكس، يعنى پيدايش عالم بر لوح موجود است، حكم نقوش بر سلولوئيد قبل از ظهور فيلم در تاريك‌خانه را دارد، در حالى كه حتى در آن جا هم آن‌چه ما با آن سر و كار داريم تصوير ما قبل ظهور و تماشا در نور است نه خود اشيايى كه از آنها تصوير پرداخته شده است. از نظر علمى هم تصوير هستى، پيش از تولد سينما در ذهن انسان وجود داشته است.
از اينجاست كه انسان وقتى با جهان سروكار دارد، در حقيقت با تصوير سروكار دارد، و سپس در موجوديت او كه خداوند براساس اسم جامع خود آفريده همه فرآيند وجود و ظهور در تاريك‌خانه غيب، شكل مى‌گيرد. ذهن تصويرى از جهان دارد. نيز رؤياها، و خواب‌ها تصويرهاى ديگرى از هستى داراى كذب يا صدق تصاوير كاذب يا صادق و راستين مى‌سازند، انسان نخستين ضمناً در جهان بيرون تصوير را در آب و هر چيز صيقلى كشف مى‌كند، آرزوى آفرينش تصوير، در اين موجود كه خداوند توان‌هايش را براساس توان‌ها و اسماء خود شكل داده، به توانايى ايجاد تصويرهاى اوليه بر ديواره غارها و پناهگاه‌ها منجر مى‌گردد. انسان در تمدن ده هزار ساله اخير، به توسعه قدرت تصويرپردازى‌اش مشغول مى‌شود و بالاخره بزرگ‌ترين نمايش ايجاد تصويرى زنده و متحرك از واقعيت اشياء به خلق و اختراع عكس و سينما منجر مى‌گردد. اين تصويرى است بيش از هر تصوير كلامى و نقاشانه جلوه آنچه مى‌گذرد. لومى‌يرها با اختراع سينما، تمدن بشرى را وارد مرحله نويى از تحولاتش كردند. بيش از صد و ده سال از اختراع سينما مى‌گذرد. سينما اينكه تمدن تكنولوژيك بشريت است كه مرحله‌اى از پيشرفت انسان در جهان و سرنوشت تاريخى او را رقم زده است. در اين مقطع هم، تمدن مادى، مثل همه دوران‌هاى مدنيت، دو راه پيش پا دارد، بهره مندى از توان، خلاقه انسانى براى درك عظمت و عمق هستى، و يا بهره‌ورى از مصنوعات تكنولوژيك و مدنيت در مسير پرده‌افكندن بر حقيقت هستى.
سينما، در قرن بيستم و دهه نخست قرن بيست و يكم هم در اين دو مسير حركت كرده است:
سينمايى كه تصويرى از حقيقت هستى و جهان و انسان پرداخته و از مسايل و مفاهيم ارجمند بشرى، رؤياها و كابوس‌ها و معضلات او با خودش، با ديگرى، با اجتماع و انواع بحران‌ها و تراژدى‌ها و كمدى‌هاى انسانى نمايشى آموزنده و آگاهى بخش به زبان هنر به وجود آورده است، يا تصويرى از دروغ، تصويرى ستايش‌گرانه از سياهى، ظلم و از ظالمان و ستمگران از قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها و حكومت‌هاى جور، از فساد، شهوت، بيمارى، جنايت و زشتى‌ها ساخته و براى كسب سود به پورنوگرافى، خشونت، دروغ و هر تصوير مهوعى كه از رذايل و غرايز بيمار وار تبعيت مى‌كند متوسل شده است.
چه آثار داستانى حقيقت‌خواه، و چه تصاوير مستندى كه به ثبت رخدادهاى جهان پيرامون پرداخته و كوشيده‌اند تصويرى ماندگار از نيك و بد بشرى فراهم آورند، هميشه عطش ضبط بلاواسطه اتفاق‌هاى زندگى روزمره را داشته‌اند.
همه مباحث در مورد واقعيت تصوير و تأثير نگاه تصويرپرداز بر تصوير واقعيت بر سر جاى خود، با اين همه نمى‌توان اين خواست بزرگ را انكار كرد.
انسان همواره تمناى ضبط بلاواسطه تجربه‌ها و رخدادهاى روزمره خود را داشته و انقلاب ديجيتالى و به ويژه موبايل‌ها، به اين آرزو تحقق بخشيده‌اند. هر قدر كه اين ابزارگاه در خدمت تصوير شيطانى و كذب به كار رود نمى‌توان انكار كرد كه اساساً در خدمت افزايش آزادى و قدرت فرد در توليد سند بصرى از رخدادهاى زندگى روزمره است. چه تصاوير شادى و كميك و چه تصاوير تلخ ستم و تراژيك، هر دو در خدمت نفى بدى‌ها و توسعه خوبى‌ها، تماشاى واقعيت روزمره‌مان و اصلاح‌مان به كار تواند آمد. اين جهان كمتر دو رو، كمتر داراى مظالم در خفا و بيشتر عريان است. آن را به سود حقيقت‌هاى انسانى، به سود خرد و جامعه و انسان سالم، آزادى و عدالت و نابودى ستم و توسعه دادگرى و رشد ارتباط جهانى انسان‌ها به كار بگيريم.