پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - برگزيده تحولات سياسى جهان - ارکان مائده

برگزيده تحولات سياسى جهان
ارکان مائده

اعتراضات عمومى در ليبى
قطعنامه شوراى امنيت عليه قذافى: اعتراضات مردمى در ليبى در حالى شدت يافته كه سرهنگ معمر قذافى براى حفظ تسلط و كنترل خود بر پايتخت اين كشور به شدت تلاش مى‌كند و علت اين شورش‌ها را »مواد مخدر و القاعده« مى‌داند.
پس از آن كه ناآرامى‌هاى عمومى در دو كشور تونس و مصر باعث سقوط حكومت‌هاى على عبدالله بن على و حسنى مبارك شد اين بار به نظر مى‌رسد شورش‌هاى مردمى ليبى عليه سرهنگ معمر قذافى، رئيس جمهور باعث سقوط حكومت وى يا شروع يك جنگ داخلى شود. قذافى كه با توپ و تانك در مقابل مردم ايستاده و حمام خون براه انداخته است در اولين سخنرانى خود كه با زبان عاميانه صحبت مى‌كرد تمام معترضانش را به موش‌هاى صحرائى تشبيه كرد و گفت آنها بايد دستگير و زندانى شوند. وى بين جوانانى كه در خيابان‌ها هستند و كسانى كه در پشت آنها (امريكا و اسرائيل) هستند تفاوت قائل شد و گفت جوانان خيابانى تحت تأثير مواد مخدر به خيابان‌ها آمده‌اند. قذافى در اين سخنرانى اعلام كرد تا آخرين لحظه با مخالفان خود مى‌جنگند تا به شهادت برسد. رئيس جمهور ديكتاتور ليبى در سخنرانى بعدى خود كه لحنى آرام‌تر داشت علت بروز ناآرامى را القاعده و موادمخدر دانست. وى اعلام كرد كه از سال ١٩٧٧ ميلادى قدرت را به مردم واگذار كرده و وى تنها رهبر كشور است، قذافى كه در مصاحبه‌اى كه با شبكه خبرى بى بى سى داشت وقوع اعتراضات در طرابلس را رد كرد و گفت كه مردم كشورش او را دوست دارند. وى در پاسخ به اين سؤال كه حاضر است از قدرت كناره‌گيرى كند، گفت هيچ سمتى ندارد كه بخواهد از آن استعفا كند. اين سخنان قذافى نشان مى‌دهد كه وى فردى غيرعقلانى و مجنون است كه با اين بيان سعى در كتمان كردند حقايق دارد. با اين وجود وى همچنان در برابر مخالفت‌هاى مردمى مقاومت مى‌كند گرچه در محاصره مردمى قرار دارد. شوراى امنيت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه‌اى معمر قذافى، پنج تن از فرزندان و مشاوران نزديكانش را تحريم كرده است. علاوه بر اين شورا طى قطعنامه ١٩٧٠ خواستار تحريم تسليحاتى ليبى شده است. شوراى امنيت همچنين خواهان محاكمه قذافى در دادگاه بين‌المللى جزايى به اتهام ارتكاب جنايت عليه بشريت شده و اين دادگاه ؟؟؟؟
ليبى كشورى در شمال آفريقا و با منابع عظيم نفتى و گاز يكى از اعضاى مهم اوپك به شمار مى‌رود. ثروت ناشى از درآمد فروش نفت باعث شد كه اين كشور به لحاظ اجتماعى و اقتصاد رشد پيدا كند ليبى يكى از صادركنندگان مهم نفت به اروپاست اما به دليل شروع تحولات سياسى در اين كشور كه زمينه را براى بحران انرژى آماده كرده و صادرات نفت به اروپا قطع شده است. اين امر باعث بالا رفتن قيمت نفت به بشكه‌اى ١١٢ دلار و در برخى مواقع به بشكه‌اى ١٢٠ دلار در جهان رسيد. عربستان صعودى وارد صحنه شده تا قيمت نفت را متعادل كند. به گزارش رويترز برخى از تحليل‌گران از توانايى عربستان براى حفظ قيمت نفت ترديد دارند چرا كه مى‌گويند ايران دومين توليد كنند نفت اوپك چندان مايل نيست كه جلوى افزايش قيمت نفت گرفته شود.(به نقل از سايت ديپلماسى ايران) از طرفى ديگر دولت ايران اعتقاد دارد بازار، ذخيره نفت دارد از كمبود اين ماده سياه رنج نمى‌برد. اما رويترز مى‌نويسد عربستان مخالف افزايش قيمت نفت است چرا كه براين باور است با افزايش قيمت نفت ممكن است خريداران نفتى تحت فشار قرار گيرند و در ميزان خريد خود تجديدنظر نمايند و اين مسئله هم زمان مى‌تواند بر اقتصاد داخلى عربستان تأثير بگذارد. به اين ترتيب عدم صدور نفت ليبى به ديگر كشورها و بالا رفتن قيمت نفت زمينه را براى بحران انرژى فراهم آورده است.
معمر قذافى كه در سال ١٩٦٩ در سن ٢٧ سالگى توانست به همراه گروهى از افسران ليبى، ادريس اول پادشاه ليبى را در كودتاى بدون خونريزى از قدرت بركنار كند خود منسوب به يكى از اين قبال مى‌باشد. رئيس جمهور كه با يك كودتاى آرام به قدرت رسيد داراى فلسفه سياسى خاصى مى‌باشد كه در كتابى تحت عنوان »كتاب سبز« به تشريح نظريات خود پرداخته است. فلسفه سياسى او به گفته خودش جايگزين براى سوسياليسم و كاپيتاليسم با افزوده‌هايى از دين اسلام است.
وى در سال ١٩٧٧، سيستم حكومتى را تحت عنوان جماهير با حكومت توده‌اى به ليبيايى‌ها معرفى كرد كه بنابر اين نظريه، كشور با كنگره‌ها و كميته‌هاى مردمى اداره مى‌شود، قذافى خود هيچ عنوان و سمت رسمى ندارد گرچه قدرت را به طور كامل در طى ٤٢ سال در دست داشته و به طور انفرادى بر اين كشور حكومت كرده است. بنابراين حكومت در ليبى به دو بخش رهبرى و كنگره تقسيم مى‌شود كه كنگره‌ها بر بخش‌هاى خود نظارت دارند. سيستم بسته و ديكتاتورى در ليبى اجازه فعاليت هيچ حزب سياسى را نداده و قدرت تنها از آن قذافى و پسرانش بوده است. علاوه بر انحصار قدرت سياسى، درآمدهاى نفتى هم باعث ثروتمند شدن قذافى‌ها گشته است. به طورى كه دارايى‌هاى معمر قذافى را ١٣٠ ميليارد دلار برآورد كرده‌اند. به گزارش صفحه عربى تابناك، روزنامه »الاخبار« لبنان دارايى‌هاى اين سرهنگ مجنون را كه بين همه سران عرب رتبه نخست دارد چهار برابر بودجه مملكتش دانسته است. اين روزنامه مى‌افزايد اين ثروت مى‌تواند مشكل سوء تغذيه و گرسنگى تمام قاره آفريقا را حل كند، ولى از كسى كه پاسخ مخالفانش را كه به صورت مسالمت‌آميز به خيابان آمده‌اند، با سلاح سنگين و بمباران هوايى بدهد چه توقعى مى‌رود؟ (به نقل از سايت تابناك)
واكنش قذافى نسبت به مخالفان و معترضين حكومتش بسيار متفاوت با واكنش بن على و حسنى مبارك با مخالفانش را دارد. گرچه در مصر و تونس افرادى توسط تك تيراندازهاى حكومتى كه گفته مى‌شود لباس شخصى‌ها بودند كشته شدند اما قذافى با سلاح‌هاى سنگينى به مقابله با معترضين در خيابان‌ها پرداخته و حتى با موشك مسجدى را تخريب و افرادى را به شهادت رساندند.
اين اقدامات وحشيانه قذافى سكوت امريكا و سازمان ملل متحد را شكست و آنها را به واكنش واداشت.
ليبى اكنون با تحريم‌هاى سنگين سازمان ملل متحد روبرو است البته قبلاً هم اين تحريم‌ها را به دليل مسأله لاكربى و برنامه هسته‌اى تجربه كرده است. برنامه هسته‌اى كه با مقاصد نظامى در اوايل دهه هفتاد آغاز شد اما تحت فشار غرب بويژه ايالات متحده امريكا اين برنامه را كنار گذاشت. ظاهراً معمر قذافى، براى اهداف اعلانى مقابله با بمب اتمى اسرائيل به دنبال سلاح‌هاى هسته‌اى بوده و تأسيسات مخفيانه هسته‌اى داشت ولى تقويت پرستيژ شخصى قذافى در جهان عرب با توجه به تصور، ادراك و ذهنيتى كه وى از مسائل جهان عرب و تحولات بين‌المللى دارد، از اهداف غيراعلانى طرابلس براى اجراى برنامه رسيدن به سلاح‌هاى كشتار جمعى بود.(به نقل از سايت باشگاه انديشه) به اين ترتيب قذافى تحت فشار غرب نتوانست به آن اهداف اعلانى (مقابله با بمب هسته‌اى رژيم اشغالگر قدس) و اهداف غيراعلانى (تقويت پرستيژ شخصى قذافى) دست پيدا كند. اما موضوع ديگرى كه باعث تنش در روابط امريكا و ليبى شد موضوع لاكربى در سال ١٩٨٨ بود. در ٢١ دسامبر ١٩٨٨ هواپيمايى خطوط مسافربرى پان امريكن برفراز دهكده لاكربى در اسكاتلند منفجر و تمام ٢٧٠ سرنشين آن كشته شدند. فاجعه لاكربى يكى از موضوعات بسيار مهم قضائى براى دولت بريتانيا در دهه هشتاد بود. اين حادثه را عمدتاً حمله به ايالات متحده امريكا تلقى مى‌كردند. به اين دليل كه ١٨٩ نفر از قربانيان اين حادثه تروريستى امريكايى بودند. امريكا و انگليس ليبى را مسئول اين بمب‌گذارى دانسته و در همين رابطه فردى تحت عنوان »عبدالباسط المقراتى« دستگير و به حبس ابد محكوم شد. اما وى يكسال قبل به دليل ابتلا به سرطان دست و پنجه نرم كردن با مرگ از زندان آزاد شد، گرچه وى تا به حال زنده است. آزادى اين فرد باعث ناراحتى مقامات واشنگتن گشت و انتقاداتى را به دولت براون، نخست وزير سابق انگليس وارد آوردند. سناتورهاى امريكايى مى‌گويند شواهدى وجود دارد كه نشان مى‌دهد فشارهاى تجارى در تصميم آقاى مقراتى نقش داشته است، فرنك لاتنبرگ، سناتور ايالت نيوجرسى امريكا قبلاً از وزير اسكاتلند در كابينه بريتانيا، خواسته بود كه به روشن كردن اتهامات مربوط به اعمال نفوذ شركت نفتى بى پى، در آزادى بمبگذار لاكربى كمك كند. در بيانيه شركت نفتى بى پى آمده است؛ آزادى المقراتى توسط اسكاتلند صورت گرفته و بى پى در اين رابطه نقش نداشته است. اما براون تأثير قراردادهاى نفتى را در آزادى المقراتى تأييد كرد.
از ديگر موضوعاتى كه با حكومت قذافى مرتبط است و در دهه هشتاد ميلادى مورد توجه جهانيان بود مسأله ربودن امام موسى صدر است. وى كه به همراه دو تن از همراهانش به نام‌هاى شيخ محمد يعقوب و استاد عباس بدرالدين مدير خبرگزارى لبنان در روز جمعه ٢٥ اوت ١٩٧٨ سوار بر هواپيمايى شركت هوايى الشرق الاوسط عازم ليبى مى‌شود كه در اين كشور ربوده مى‌شود. تحقيقات دولت ايتاليا هم نشان داد كه امام موسى صدر و همراه ايشان هرگز وارد خاك ايتاليا نشده. امام موسى صدر در سال ١٩٧٨ در برابر اوضاع جدى و رو به وخامت لبنان تصميم گرفت كه مصرانه از رهبران كشورهاى عربى نگران اوضاع لبنان، بخواهد براى حل و فصل اين مسأله ميانجيگرى و اقدام كنند به همين خاطر در ماه ژوئيه ١٩٧٨ سفر خود را به چهار كشور سوريه، اردن، عربستان و الجزاير آغاز مى‌كند. در جريان اين سفر هوايى بومدين، رئيس جمهور وقت الجزاير پيشنهاد كرد كه او به ليبى سفر كند و با قذافى براى تبادل نظر و رفع اختلافات فى ما بين گفت‌وگو نمايد. لازم به يادآورى است كه قذافى فعالانه در امور داخلى لبنان دخالت مى‌كرد و به نيروهاى سياسى طرفدار ليبى يارى و كمك مى‌رساند و تلاش مى‌كرد با كمك جنگ داخلى لبنان تمام مسيحيان را از لبنان بيرون براند و لبنان را به يك كشور سراسر مسلمان با حاكميت اهل سنت تبديل نمايد اما اين عقايد با نظريات امام موسى صدر كه مبتنى بر تفاهم و همزيستى همه احزاب و طوايف لبنانى بود مغايرت داشت. اين تحليل‌گر مى‌افزايد دو طرف حتى در بيشتر مسائل بين‌المللى منطقه خاورميانه بحث و مشاجره داشتند. (به نقل از سايت موسسه تحقيقاتى فرهنگى امام موسى صدر) به اين ترتيب بود كه اين اختلافات باعث شد كه قذافى امام موسى صدر را در كشورش بربايد. اكنون بعد از ٣٢ سال فقدان امام موسى صدر و شروع تحولات سياسى در اين كشور و مسأله زنده بودن يا نبودن امام موسى صدر دوباره مطرح شده است. مسأله زنده بودن امام موسى صدر در روابط تهران - طرابلس تأثير گذاشته و روابط اين دو كشور تاكنون خيلى به يكديگر نزديك نشده گرچه قذافى در جنگ عراق عليه ايران يكى از فروشندگان بنزين و اسلحه به ايران بود و يكى از حاميان انقلاب اسلامى ايران بوده است اما در مسأله پرونده هسته‌اى ايران وى به قطعنامه ضد ايران شوراى امنيت رأى مثبت داد.
به اين ترتيب معمر قذافى در طى چهار دهه حكومتش با اقداماتى ضدانسانى و مستبدانه و از طرفى ديگر با پرداخت پول به سران قبايل و مزدوران خارجى‌اش توانست در قدرت باقى بماند. سران قبايلى به نوشته يك نويسنده مشهور امريكايى، قذافى مى‌داند نمى‌تواند با تكيه بر نيروى نظامى در قدرت باقى بماند اما كارى مى‌كند كه سران قبايل و طوايف از خيانت خود به وى پشيمان شوند. وى معتقد است در تمام اين سال‌ها قذافى براى بقا در قدرت تنها به وفادارى قبايل اميدوار بوده است (به نقل از سايت خبر آن لاين). از طرف ديگر قذافى داراى ٥ هزار مزدور از كشورهاى آفريقاى چاد، مالى، ليربا و سودان مى‌باشد كه هميشه حامى وى بوده‌اند و هنوز هم به وى وفادار هستند.
جرج جافى، متخصص مركز مطالعات بين‌المللى دانشگاه كمبريج مى‌گويد: تاريخچه اين نيروها به دهه هشتاد ميلادى باز مى‌گردد. قذافى با اين استدلال كه ليبى به عنوان كشورى مسلمان ورود همه مسلمانان را پذيرا است. جنبش جديدى تحت عنوان »لژيون اسلامى« تشكيل داد تا در مقابل تهديدات خارجى، كشورهاى مسلمان را محافظت كند. اين نيروها در كميته انقلابى مستقر بوده و در شبه عمليات نظامى ليبى در آفريقا مورد استفاده قرار مى‌گيرد. جافى مى‌نويسد اين مزدوران در اصل افرادى هستند كه عضو برنامه ايدئولوژيكى تحت عنوان آگاهى دهى درباره مسائل اسلامى به اين كشور وارد شدند. اما در حال حاضر از همين افراد كه كاملاً وفادار به قذافى هستند عليه مردم استفاده مى‌شود از طرف ديگر درآمد منابع نفت و گاز يكى ديگر از پايه‌اى اقتدار قذافى محسوب مى‌شود. وى با ثروتى كه از اين منابع طبيعى به دست مى‌آورد توانست در طى سال‌ها سران قبايل را با خود همراه كند. اما اكنون آنها هم به وى وفادار نمانده‌اند. بنابراين ثروت‌هاى كلان ناشى از درآمد نفت زور و خشونت، از عوامل اقتدار مستبدانه وى در سال‌هاى حكومتش بوده است. حكومتى كه پايه‌هاى آن در طى هفته‌هاى اخير لرزان شده و اكنون قذافى خود را در محاصره مردمش مى‌بيند.