هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين
(١)
١ ص
(٢)
٢ ص
(٣)
٣ ص

هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤

در عين انكار فلسفه اسلامى، براى خود فلسفه خاصّى دارند كه هرگز مسائل آن از محور مادّه و طبيعت، گام فراتر نمى‌نهد.

٢. گروهى از پيروان آيين‌هاى آسمانى كه معتقدند: مسائل فلسفى گاهى رودرروى باورهاى دينى قرار مى‌گيرد. در صورتى كه فلسفه واقعى، حتّى به اندازه سر مويى از وحى الهى جدا نمى‌شود.

آنچه كه در اين جا لازم به تذكر است اين‌كه: پيروى از يك مكتب خاصّ كه عصاره افكار يك فرد غير معصوم است، شايسته تفكر فلسفى نيست. هرگز نمى‌توان زمام عقل و خرد و يا ايمان و باور را به دست فرد غير معصوم داد، و افراد معصوم، گروه معيّنى هستند كه كتاب و سنّت آنها را معرّفى كرده است، ولى اين به آن معنا نيست كه از انديشه‌هاى افراد غير معصوم بهره‌مند نباشيم و همه را ناديده بگيريم.

از آن‌جا كه صدر المتألهين (٩٧٩- ١٠٥٠ ه) سرآمد فلاسفه اسلام در قرن يازدهم بوده، و اصولى را در فلسفه پى‌ريزى كرده كه به حق آنها را بايد از افكار بسيار بلند آن مرد دانست، از اين جهت ما دو قاعده فلسفى كه اساس معارف ايشان را تشكيل مى‌دهد، به بحث و بررسى گذاشته‌ايم و به توضيح آن دو مسأله پرداخته‌ايم:

١. اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيّت.

٢. تشكيك در وجود و امتناع آن در ماهيّت.