قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣
ابن مسعود و بنقلى عبيده گويد، آنحضرت روزى بمن گفت: بر من قرآن بخوان گفتم براى تو با آنكه بر تو نازل شده؟! فرمود دوست دارم از ديگرى بشنوم، سوره نساء را آغاز كردم و همينكه بآيه «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً» [١] رسيدم سر بلند كردم ... ديدم اشك چشمانش جارى است [٢] بنزد وى دانستن قرآن اعتبار داشت، كسانيكه در قرائت و حفظ قرآن پيش بودند مورد نظر بودند. روزى جمعى را بسفرى ميفرستاد از آنها پرسيد چقدر قرآن ميدانيد؟ يكى كه از همه جوانتر بود گفت: من فلان و فلان و سوره بقره را ميدانم فرمود: برويد امير شما اين است. گفتند او از همه كم سالتر است! فرمود: او سوره بقره را ميداند [٣] مصعب بن عمير قرشى شهيد «جنگ احد» بروزگار جوانى سر پرستى مسلمانان مدينه را پيش از هجرت بعهده گرفت و زمينه را براى هجرت هموار كرد، اين مأموريت بزرگ در اثر دانستن قرآن بود [٤] هر يك از صحابه قسمتى از قرآن را حفظ كرده بودند ولى باتفاق مسلمين على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه تمام قرآن را در عهد آنحضرت از برداشت و او در اين عمل يگانه بود [٥] گفتهاند: ابن مسعود و ابىّ بن كعب و معاذ بن جبل همه قرآن را آموخته بودند ولى نگفتهاند كه همه آنرا از بر داشتند.
دو چيز را بيشتر سفارش ميكرد و آندو را بس مهمّ ميخواند: قرآن و اهل بيت. ميفرمود: دو چيز وزين و پر ارزش در ميان شما ميگذارم كتاب
[١] نساء: ٤١.
[٢] صحيح مسلم ج ١ ض ٣٢٠.
[٣] مجمع البيان فضل سوره بقره.
[٤] تحفة الاحباب.
[٥] مقدمه نهج البلاغه ابن ابى الحديد ضمن فضائلعلى عليه السلام.