يورش به خانه وحى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣
عدّهاى كه از خدا مىترسيدند و پس از پيامبر صلى الله عليه و آله رعايت منزلت او را مىكردند، گفتند:
اى اباحفص، فاطمه در اين خانه است. بى پروا فرياد زد: باشد!.
نزديك شد، در زد، سپس بر در كوبيد و وارد خانه شد.
على عليه السلام پيدا شد ...
طنين صداى زهرا در نزديكى مدخل خانه بلند شد ... اين ناله استغاثه او بود ...!».
***
اين بحث را با حديث ديگرى از مقاتل ابن عطيّه در كتاب الامامة و الخلافة پايان مىدهيم (هر چند هنوز ناگفتهها بسيار است!).
او در اين كتاب چنين مىنويسد:
«إنّ أبابكر بَعْدَ ما أَخَذَ الْبَيْعَةَ لِنَفْسِهِ مِنَ النَّاسِ بِالإرْهابِ وَ السَّيْفِ وَ الْقُوَّةِ أرْسَلَ عُمَرَ وَ قُنْفُذاً وَ جَماعَةً إلى دارِ عَليٍ وَ فاطِمَةَ عليهما السلام وَ جَمَعَ عُمَرُ الْحَطَبَ عَلى دارِ فاطِمَةَ وَ أَحْرَق بابَ الدَّارِ! ... «١»
؛ هنگامى كه ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير و زور بيعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتى را به سوى خانه على و فاطمه عليهما السلام فرستاد. عمر هيزم جمع كرد و درِ خانه را آتش زد ...».