مشكلات جنسى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - ٨- عشقهاى آتشين
عدّهاى از فلاسفه بزرگ شرق، پا را از اين هم فراتر نهاده و عقيده دارند: «هر حركت و جنبشى در جهان است ناشى از يك نوع (عشق) مىباشد، حتى حركات افلاك و كرات عالم بالا»!
و البتّه اگر اين كلمه را به معناى وسيع خود- يعنى هر نوع كشش و جاذبه فوقالعاده- تفسير كنيم بايد گفتار آنها را تأييد كرد، چه جاذبهاى از جاذبه عمومى نيرومندتر و بنابراين چه عشقى از آن آتشينتر؟!
در برابر اين همه تعبيرات و تفسيرهاى جالب، عدهاى ديگر از نويسندگان و فلاسفه، زنندهترين حملات و اتهامات را نثار «عشق» كرده و آن را تا سرحدّ يك بيمارى نفرتانگيز تحقير نمودهاند.
يكى از نويسندگان معروف شرق گويد: «عشق مانند سل و سرطان و نقرس، بيمارى مزمنى است كه آدم عاقل بايد از آن فرار كند»! «عشوهگرىهاى شامپانى عشق است»!
بعضى ديگر همچون «كوپرنيك» دانشمند معروف فلكى كه خواسته است در تحقير خود، جانب عشق را كمى نگه دارد گفته است: «عشق را اگر يك نوع جنون ندانيم