مشكلات جنسى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧ - ٧- كدام يك انتخاب كنند جوانان يا پدران و مادران؟
نامزد «جوانى» بودم كه خودم او را پيدا كرده بودم، سال گذشته هنگامى كه روزنامه را ورق مىزدم ناگهان چشمم به عكس نامزدم افتاد كه به جرم سرقت جواهرات از طرف مأموران ژاندارمرى نارمك دستگير شده بود.
با ناباورى به خانه او تلفن زدم و بعد از تحقيق فهميدم قضيه صحت دارد، و او به همراه باندى به سرقت مىرفته و الان هم هر چه دارد از سرقت است!
البتّه من با اين تحقيق نيز قانع نشدم، و به شركتى كه او ادّعا مىكرد يكى از «مهندسان پر مسئوليّت» آن شركت است مراجعه كردم، فهميدم تمام اين حرفها دروغ بوده و مسئولان آن شركت اصلًا چنين كسى را نمىشناسند!
تا اين كه يك ماه پيش يكى از دوستان پدرم به خواستگارى من آمد اين خواستگار چهل ساله مرد ثروتمندى است كه همسرش تازگى فوت شده است.
من هيچ گونه تمايلى به ازدواج با اين خواستگار نداشتم و كراراً نظر خود را بيان مىكردم، امّا هيچ كس گوش به حرف من نداد، و پدرم همچنان اصرار بر اين كار داشت، يك وقت نگاه كردم كارتهاى عروسى پخش شده و من در برابر عمل انجام شده قرار گرفتهام لذا چارهاى جز «فرار» و سپس «انتحار» نديدم! ...».