شرح حديث نقطه

شرح حديث نقطه - صائن الدین ابن ترکه اصفهانی - الصفحة ١٨٧

به تحريك خطوات جدّ و اجتهاد عبد به حصول رسيده و شك نيست كه هر كمال كه افعال و احوال عبد را در استحصال و استنتاج آن دخلى باشد از شوائب عقود تقييدى خالى نخواهد بودن، چه هر چند بروز حقايق علمى و معارف تعينى -[١] ز شاخسار مراتب وجودى عبد و مشاعر اصلى او صورت مى تواند بست، وليكن چون آبشخور [٢] از جويبار اكوان عدمى دارد، و پرورش از ظلمت آباد غياهب [٣] امكانى گرفته البته از تاريكى اكوان خالى نخواهد بودن؛ آفتابى ببايد انجـم سوز-به چراغ تو شب نگردد روز

[پايه هفتم]

طريقى اسنى در تحصيل كمالات انسانى همين اوضاع حروف آسمانيست، كه انوار هدايت و آثارش از مشرق رسالت انبياء اولوالعزم تابنده است، و هيچ گونه تعمّل [٤] و كسب عبد را در آن دخلى نيست. «دولت آن است كه بى خون دل آيد به كنار» بل آنچه عبد را ضرورت است كه به اقدام جدّ و اجتهاد در تكاپوى صدور آن اقدام نمايد، آن است كه مشكوة مشاعر ادراكى و زجاجه مذاوق نماى انظار عقلى از دنس امتزاجات خارجى كه عبارت از عقايد تقليدى و رسوم استحسانات عاديست كه مقتضاى طبايع منهمكان [٥] به وادى غفلت، و شيمه پسنديده ابناى زمان همان است پاك گرداند و ديدگان بصيرت را نگذارد كه امثال اين حجب پرده بينائى او گردد و از مقتضاى نص: يا أيّها الناس «قد جائكم بصائر من ربّكم فمن أبصر فلنفسه ومن عمي فعليها وما أنا


[١] «يقينى» در نسخه دانشكده ادبيات.[٢] آبشخور: جايى از رود و يا نهر و يا حوض كه از آن آب توان خورد يا برداشت.[٣] غياهب: جمع غيهب، تاريكى و سياهى شديد اسب.[٤] تعمل: رنج بردن در كار ـ از خود كارى گرفتن.[٥] منهمكان: جمع منهمك سرگرم شده و كوشنده دركارى.