پاسدارى از مرقد پيامبران و امامان
(١)
٢ ص
(٢)
٣ ص
(٣)
فطرت و آيين اسلام
٣ ص
(٤)
علاقه به درگذشتگان فطرى است
٣ ص
(٥)
آثار تربيتى زيارت قبور
٤ ص
(٦)
زيارت قبور عالمان
٤ ص
(٧)
زيارت تربت شهيدان
٥ ص
(٨)
حضور در حرم پيامبر(صلى الله عليه وآله)
٥ ص
(٩)
طلب آمرزش از پيامبر خدا
٦ ص
(١٠)
زيارت قبور و سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله)
٦ ص
(١١)
زيارت مرقد پيامبر(صلى الله عليه وآله) در احاديث
٧ ص
(١٢)
تفسير حديث «لا تُشَدُّ الرّحال »
٨ ص
(١٣)
زيارت مساجد سبعه
٨ ص
(١٤)
حفظ آثار صالحان در سايه زيارت قبور
٩ ص
(١٥)
بخش دوم حفاظت از قبور اولياى الهى
١١ ص
(١٦)
بررسى دو اتهام بدعت و شرك
١٢ ص
(١٧)
شرك و پرستش صاحب قبر
١٢ ص
(١٨)
1 بنا ساختن بر قبور در امت هاى پيشين
١٣ ص
(١٩)
2 اظهار مودت به ذى القربى
١٤ ص
(٢٠)
3 بيوت اوليا و مزار آنان
١٤ ص
(٢١)
أ مقصود از بيوت چيست؟
١٥ ص
(٢٢)
ب خانه هايى كه آرامگاه شدند
١٦ ص
(٢٣)
4 خلفا و قبور پيامبران پيشين
١٦ ص
(٢٤)
5 سيره مسلمانان و بناى بر قبور
١٧ ص
(٢٥)
6 صيانت قبور در احاديث امامان
١٩ ص
(٢٦)
گروه نخست استحباب تعمير قبور
١٩ ص
(٢٧)
گروه دوم كيفيت زيارت، حاكى از وجود بناست
١٩ ص
(٢٨)
گروه سوم حرمت مشاهد و دعوت به زيارت
٢٠ ص
(٢٩)
دستاويزهاى سست
٢٢ ص
(٣٠)
1 قبر را با خاك خودش پر كنيد
٢٢ ص
(٣١)
تحليل روايت
٢٢ ص
(٣٢)
2 نهى از بناى بر قبور
٢٣ ص
(٣٣)
تحليل روايات
٢٣ ص
(٣٤)
3 گچ كارى و گل كارى قبر
٢٤ ص
(٣٥)
تحليل روايت
٢٤ ص
(٣٦)
4 ارتفاع قبر به اندازه چهار انگشت يا يك وجب
٢٤ ص
(٣٧)
5 تسويه قبور
٢٥ ص
(٣٨)
6 تجديد قبر
٢٦ ص
(٣٩)
بخش سوم مسجدسازى در كنار مشاهد مشرّفه
٢٧ ص
(٤٠)
1 مسجدسازى بر مرقد اصحاب كهف
٢٧ ص
(٤١)
2 مرقد رسول خدا در درون مسجد النبى(صلى الله عليه وآله)
٢٨ ص
(٤٢)
3 مساجد در كنار قبور و نمازگزاردن در آنها
٢٩ ص
(٤٣)
4 نماز در حرم حسين بن على(عليهما السلام) از ديدگاه امامان
٢٩ ص
(٤٤)
دست آويزهاى مغرضان
٣٠ ص
(٤٥)
بخش چهارم سوگوارى در فراق عزيزان
٣٢ ص
(٤٦)
عزادارى در مرگ عزيزان
٣٣ ص
(٤٧)
عزادارى براى سيدالشهدا حسين بن على(عليه السلام)
٣٣ ص
(٤٨)
بخش پنجم گناهانى در كنار مزار
٣٥ ص
(٤٩)
بر سر و روى خود زدن
٣٥ ص
(٥٠)
حديث اول
٣٥ ص
(٥١)
تحليل حديث
٣٥ ص
(٥٢)
حديث دوم
٣٦ ص
(٥٣)
تحليل
٣٦ ص
(٥٤)
حديث سوم
٣٧ ص
(٥٥)
تحليل روايت
٣٧ ص
(٥٦)
نوحه گرى بر مؤمن با سخن حق
٣٧ ص
(٥٧)
موضوعات جانبى
٣٨ ص
(٥٨)
1 توسل به اوليا
٣٩ ص
(٥٩)
2 نذر براى اوليا
٣٩ ص
(٦٠)
3 درخواست شفاعت
٣٩ ص
(٦١)
4 كمك خواستن از اوليا
٣٩ ص
(٦٢)
5 سوگند خوردن به غير خدا
٣٩ ص
(٦٣)
6 طواف بر قبر
٤٠ ص
(٦٤)
7 اختلاط زن و مرد
٤٠ ص

پاسدارى از مرقد پيامبران و امامان - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢ - بخش چهارم سوگوارى در فراق عزيزان

بخش چهارم

سوگوارى در فراق عزيزان

حزن و اندوه در فراق عزيزان خاستگاه فطرى دارد و در همه جامعه ها اين پديده مشهود است.

پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) هنگام مرگ فرزند دلبندش ابراهيم مى گريست و فرمود:

(«)تَبكِى العينُ ويَحزَنُ القلبُ ولا نقولُ ما يُسْخِطُ الرّبَّ و لولا انّه حقٌّ ووعدُ صدق وأنّها سبيلٌ مأتية لَحَزنّا عليك حُزناً شَديداً أشدّ من هذا»[١].

چشم گريان است و دل اندوهگين، ولى آنچه خدا را به خشم آورد بر زبان نمى آوريم و اگر نبود كه مرگ حق است و وعده صادق و راهى است كه همه بايد بروند اندوه ما بر تو بيش از اين بود.

هنگامى كه عثمان بن مظعون از دنيا رفت، پيامبر(صلى الله عليه وآله)بر جنازه او بوسه زد و گريست به گونه اى كه اشك آن حضرت بر گونه هايش جارى شد.[٢]

دخت پاك رسول خدا، فاطمه زهرا(عليها السلام) دركنار تربت پاك پدر ايستاد و مشتى از خاك قبر برداشت و آن را بوييد و با چشمان گريان اين دو بيت را سرود:

ما ذا على مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ أحْمَدَ *** أن لا يَشمُّ مَدى الزّمانِ غواليا

صُبَّتْ عَلىَّ مَصائِبُ لَوْ أنّها *** صُبَّتْ عَلى الأيّامِ صِرْنَ لَيالِيا

«آن كس كه تربت پاك رسول خدا را ببويد، بر او چه باك اگر هيچ بوى خوشى را تا پايان عمر نبويد؟!»

«بر من مصايبى روى آورد كه اگر بر روزها فرود مى آمد، به شب تيره تبديل مى شدند».

گريه در فراق عزيزان اختصاص به پيامبر(صلى الله عليه وآله) و ذوى القربى نداشته و گروه عظيمى از صحابه و تابعان در فراق دوستان خود گريستند كه نقل آنها به درازا مى كشد.[٣]

حتى هنگامى كه عبدالرحمن بن عوف بر گريه پيامبر در مرگ ابراهيم اعتراض كرد، حضرت فرمود: گريه من ناشى از عطوفت و رحمت است و كسى كه رحم نكند بر او رحم نمى شود.[٤]

گريه بر فراق عزيزان منافات با صبر ندارد. يعقوب بزرگوار كه پيراسته از گناه و خطاست در عين صبر در فراق يوسف،


[١] سنن ابى داود، ج١، ص ٥٨; سنن ابن ماجه، ج١، ص ٤٨٢.
[٢]سنن ابى داود، ج٢، ص ٦٣; سنن ابن ماجه، ج١، ص ٤٤٥.
[٣] ر.ك: مرزهاى توحيد و شرك، صفحه ٢٩٩ـ ٢٩٥.
[٤] سيره حلبى، ج٣، ص ٣٤٨.