تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٣٨
«فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّيها» «١» پس دروغزنش خواندند و آن [ماده شتر] را پى كردند و پروردگارشان به [سزاى] گناهشان بر سرشان عذاب آورد و با خاك يكسان كرد.
زيرا آنها با سكوت، رضايت خود را از اين عمل اعلام داشتند و آن جرم را تأييد و مجرم را يارى نمودند و گرنه چنين جنايتى را نمىتوان به تنهايى و بطور پنهانى انجام داد.
پس آنها كه در مقابل مفاسد و جرايم اجتماعى بىتفاوت مىمانند بىترديد، شريك جُرمند و در آفاتِ ناشىاز آنها نيز بايد چون خود مجرمان گرفتار آيند. چنانكه در نهجالبلاغه آمدهاست:
«ايُّهَا النَّاسُ، انَّما يَجْمعُ النَّاسَ الرِّضا وَالسُّخْطُ وَ انَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُاللَّهُ بِالْعَذابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضى فَقالَ سُبْحانَهُ فَعَقَرُوها فَاصْبَحُوا نادمينَ» «٢» مردم! خشنودى و خشم [از چيزى] همگان را [در پيامد آن] فرامىگيرد چنانكه ماده شتر ثمود را يك نفر پى نمود و خدا همه آنان را عذاب فرمود، چرا كه همگى آن را پسنديدند و خداى سبحان گفت: «مادّه شتر را پىكردند و سرانجام پشيمان شدند» ب- عمودى بدين معنا كه قرآن امت را در امتداد زمان و تاريخ، مقطعى پيوند يافته و متصل به يكديگر تلقّى مىكند، نسل گذشته را مادّه اساسى براى ساختار نسل جديد و نسل حاضر را محصول عملكرد نسل گذشته مىداند چنانكه در خصوص قوم يهود مىگويد:
«لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذينَ قالوا انَّ اللَّهَ فَقيرٌ وَ نَحْنُ اغْنياءُ سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْانْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَريقِ»» بهيقين خداوند، سخن كسانى را كه گفتند: «خدا نيازمند است و ما توانگريم» شنيد. بهزودى آنچه را گفتند، و بناحق كشتن آنان، پيامبران را خواهيم نوشت و خواهيم گفت: «عذاب