تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١١٢

صراحت آن را بيان مى‌كند:
«انَّا مَكَّنَّا لَهُ فِى الْارْضِ وَ اتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَىْ‌ءٍ سَبَباً» «١» ما در زمين به او امكاناتى داديم و از هر چيزى وسيله‌اى بدو بخشيديم.
تمكين يعنى قدرت دادن، خداوند ذى‌القرنين را متمكن ساخت تا با ملك و سلطنت به هر شكلى كه بخواهد در زمين تصرف كند. «٢» او چنان قدرتمند بود كه تمام گردنكشان و زورمندان در پيش وى خاضع و دشمنان در مصاف با او پر شكسته بودند. او در ميدان جنگ از سرما و گرما، ناهمواريها و دشواريها باك نداشت. «٣» او در سفر سوم به مردم مستضعف برخورد كرد كه از سوى يأْجوج و مأْجوج پيوسته مورد ستم قرار مى‌گرفتند. آنان از ذى‌القرنين استمداد كردند تا ميان آنها و يأجوج و مأجوج سدّى ايجاد كند تا از تهاجم و مزاحمت آنان رهايى يابند او پيشنهاد آنها را پذيرفت و پس از تدارك ابزار و آلات و قالبهاى آهن، مس مذاب سدّ فولادينى ساخت ولى برخلاف قدرتمندان در پايان كار، به علم و آگاهى و قدرت فكرى و فنّى خود مغرور نگشت بلكه آن را از آنِ خدا دانست و گفت: «هذا رَحمْمَةٌ مِنْ رَبّى‌» «٤» اين رحمتى است از جانب پروردگارم.
٢- مؤمن آل ياسين‌ خداوند پيامبرانى را براى هدايت مردم «انطاكيّه» «٥» دومين شهر بزرگ سرزمين شامات، فرستاد ولى آنها همچنان در كفر خود باقى مانده و از پيامبران الهى اعراض كردند و حتّى به مخالفت و تهديد و شكنجه آنان پرداختند. در اين هنگام مردى كه بعدها