در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٠ - مبحث نهم معجزات امام مهدى(عج)
«سه پرچم برافراشته مىشود؛ پرچمى در مغرب و پرچمى در جزيره و پرچمى در شام. به مدّت يك سال فتنه و جنگ ميان آنان ادامه مىيابد».
سپس درباره خروج سفيانى و ظلم و ستمهايى كه مرتكب مىشود، صحبت كرد و آنگاه درباره ظهور مهدى (عج) و بيعت مردم با او بين ركن و مقام فرمود:
«او با لشكر خود به آرامى حركت مىكند تا به وادى القرى مىرسد. در آن جا پسر عموى حسنىاش با دوازده هزار سواره به وى برمىخورد و مىگويد: اى پسر عمو! من از تو نسبت به فرماندهى اين لشكر سزاوارترم، من پسر حسن و من مهدى هستم، مهدى (عج) به وى مىفرمايد: بلكه من مهدى هستم.
پسر عموى حسنى مىگويد: آيا نشانهاى دارى تا به واسطه آن با تو بيعت كنم؟ مهدى به پرنده آسمان اشاره مىكند كه پرنده در دست وى سقوط مىكند. سپس چوب خشكى را در زمين فرو مىكند كه به سرعت، سبز شده و شاخ و برگ مىكند. حسنى به وى عرض مىكند: اى پسر عمو! اين لشكر در اختيار تو است».[١]
[١] - برهان المتقى: ٧٦، باب ١، ح ١٥.