اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - رشد شخصیت از نظر غریزه جنسی

هرکه عشق اندر او کمند انداخت‌

به مراد وی‌اش بباید ساخت‌

هرکه عاشق نگشت مرد نشد

نقره فائق نگشت تا نگداخت‌

یا مثلًا حافظ می‌گوید:

بلبل از فیض گل آموخت سخن، ورنه نبود

اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش‌

ادبیات جهان پر است از این تعبیرات.

عشق را، هم غربی ستایش کرده هم شرقی، اما با این تفاوت که ستایش غربی از آن نظر است که وصال شیرین دربردارد، و حداکثر از آن نظر که به از میان رفتن خودی فردی- که همواره زندگی را مکدّر می‌کند- و به یگانگی در روح منجر می‌شود و دو


[١]. لذات فلسفه، ص ١٣٥شخصیت بسط یافته و یکی شده، توأم با یکدیگر زیست می‌کنند و از حداکثر لطف زندگی بهره‌مند می‌گردند؛ اما ستایش شرقی از این نظر است که عشق فی حد ذاته مطلوب و مقدس است؛ به روح شخصیت و شکوه می‌دهد، الهام بخش است، کیمیا اثر است، مکمل است، تصفیه کننده است، نه بدان جهت که وصالی شیرین در پی دارد و یا مقدمه همزیستی پر از لطف