درمان گری با قرآن - حسین انصاریان - الصفحة ٢٠ - روشنى دل با روشنگرىهاى پروردگار عالم در قرآن مجيد
بِخَارِجٍ مِنْهَا»[١]: آيا مردهدلى را كه من با روشنگرىِ خودم او را زنده كردم و نورى برايش قرار دادم كه با كمك آن نور دارد سالم زندگى مىكند و حق را از باطل تشخيص مىدهد؛ ظلم را از عدالت تشخيص مىدهد؛ درستى را از نادرستى تمييز مىدهد، «كَمَن مَثَلُهُ فِى الظُّلُمَاتِ»: مانند كسى مىباشد كه در تاريكىها دچار است؟ «لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا»: و نمىخواهد هم بيرون بيايد؟ كه در اين آيه، خداوند در حقيقت دارد مىگويد كه آيا سلمان با ابىلهب، در مقايسه با يكديگر، مثل همند؟ ابوذر با ابوجهل، مثل همند؟ همه مكهاىها مثل همند؟ ما فردى را در مكه داشتيم، به نام «خباب». آدم از تعريفهايى كه اميرمؤمنان (ع) در حكمتهاى نهجالبلاغه از او كرده، ماتش مىبرد:.[٢] اين مرد اهل مكه بود و خدا با روشنگرىاش از طريق قرآن، دلمردگىاو را زنده كرد و نور برايش قرار داد؛
[١] ١. انعام: ١٢٢.
[٢] ١. نهجالبلاغه: حكمت ٤٣.