آشنایی با کرامات اهل بیت - حسین انصاریان - الصفحة ١١ - اميرمؤمنان (ع) مظلومِ داراى كرم

در اواخر حكومتش، وقتى كه پياپى برايش خبر مى‌آوردند كه لشكر معاويه بر شهرها دست يافته‌اند، آن حضرت از سستى ياران خود در جنگ با دشمنان و مخالفتشان با فرمان و تدبيرش، دلتنگ و آزرده گرديد و اين چنين رنج على (ع) به اوج رسيد. حضرت در حالى كه از شدت اندوه دلتنگ شده بود و مى‌ناليد، بر منبر مسجد كوفه رفت و در انتهاى سخنان عتاب‌آلودش به كوفيان گفت: (فأبدلنى بهم خيرا منهم و أبدلهم بى شرا منى اللهم مث قلوبهم كما يماث الملح فى الماء)[١]: خدايا! على را از اين مردم بگير و يكى ديگر را به اين‌ها بده. مردم كوفه! شما از بس كه مرا اذيت كرديد، دعا مى‌كنم كه خدا دل‌هايتان را بسايد؛ مانند: نمكى كه در آب ساييده شود.


[١] ١. نهج‌البلاغه، خطبه ٢٥.