تاریخ اسلام در آینه پژوهش - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٤ - بررسي نسبت تعداد حكومت هاي شام با ميزان پيروزي مسلمانان در جنگ هاي صليبي از سال ٤٩٠ق تا ٥٦٩ق
سال يازدهم، شماره اول، پياپي ٣٦، بهار و تابستان ١٣٩٣
مهدي محمدي قناتغستاني / دانشجوي دكتري تاريخ اسلام دانشگاه شيراز Mahdi_٥٥٠[email protected]
دريافت: ١٩/١/١٣٩٣ ـ پذيرش: ٢٠/٥/١٣٩٣
چکيدهتعدد حكومت هاي اسلامي در منطقة شام در آستانة حملة صليبيان،
موجب تضعيف قواي مسلمانان شد و در نتيجه، نتوانستند به صورت قابل توجهي در
برابر يورش اولية صليبيان مقاومت كنند. اين تشتت سياسي با درگيري هاي زيادي
بين حكومت هاي اسلامي همراه بود و ازاين رو، با گذشت زمان، حكومت هاي كوچك
فرسوده شد و توسط رقيبان از بين رفت و سرانجام، در سال ٥٢١ق با تأسيس
حكومت اتابكان زنگي در موصل، زمينة اتحاد منطقه در برابر صليبيان فراهم
شد.
با كمتر شدن حكومت هاي مسلمان منطقه و يكپارچگي سياسي، تعداد پيروزي هاي
مسلمانان بر صليبيان نيز بيشتر گرديد. درواقع، مي توان بين تعداد حكومت هاي
شام و پيروزي مسلمانان در مقابل صليبيان، رابطه اي معنادار يافت؛ بدين سان
كه هرقدر تعداد حكومت هاي اين منطقه بيشتر، تعداد پيروزي مسلمانان كمتر
بود و بعكس هرقدر تعداد حكومت ها كمتر، تعداد پيروزي ها بيشتر بود.
تحقيق اين مقاله بر اساس كاربرد علم آمار در تاريخ نگاري (Cliometrics)
صورت گرفته كه طي آن، داده هاي آماري بر يك بستر زماني ارزيابي مي شود و
ديگر عوامل مؤثر در پيروزي يا شكست مسلمانان در برابر صليبيان، در اينجا
مدنظر نيست.
كليدواژه ها: جنگ هاي صليبي، شام، حكومت هاي محلي ، آمار درتاريخ (كيلومتريك)، پيروزي مسلمانان.
مقدمه
بازة زماني اين پژوهش از ابتداي حملة صليبيان تا پايان حكومت نورالدين محمود زنگي را شامل مي شود. در اين دورة ٧٩ ساله، مسلمانان شام، هم تشتت سياسي شديد و هم يكپارچگي شام با مصر و جزيره را تجربه كردند. اما آنچه در اولين تماس مسلمانان با صليبيان روي داد آن بود كه ضعف مسلمانان اين فرصت را در اختيار صليبيان قرار داد تا حكومتي در سواحل پايه ريزي كنند كه قريب ٢٠٠ سال در سرزمين هاي اسلامي باقي بماند. اين امر تا حد زيادي به سبب تشتت سياسي منطقة شام بود؛ تشتتي كه ورود سلجوقيان آن را تشديد كرده بود.
در آستانة ورود سلجوقيان به منطقة شام، اين سرزمين در كشاكشي بين قواي فاطمي، بيزانس و قبايل عرب قرار گرفته و فاقد حكومتي منسجم و مركزي بود. ورود سلجوقيان به اين سرزمين همراه با ورود قبايل ترك و تركمن بود كه موجب تقويت نيروي گريز از مركز اين سرزمين گرديد. ورود اين قبايل و فرماندهان نظامي، حكومت هاي شام را به سه دستة كلي تقسيم نمود: فاطميان، قبايل عرب، و حكومت هاي وابسته به سلجوقيان.
اميران سلجوقي كه از طرف سلطان بزرگ به امارت شهرهاي شام گمارده شدند، غالباً با يكديگر دشمني و رقابت داشتند. سلاطين سلجوقي نيز تلاشي در جهت يكپارچه نمودن اوضاع سياسي آن نكردند و يا حتي در تعيين حكّام متعارض نيز تعمد داشتند. اين امر موجب گرديد قلمرو سلجوقيان در شامات عملاً به دو منطقة متخاصم شمالي، به رهبري حلب و جنوبي، به رهبري دمشق تقسيم شود. گروه شمالي به رهبري قسيم الدوله آق سنقر، و گروه جنوبي به رهبري تتش بن آلب ارسلان به رقابت پرداختند كه سرانجام، تتش توانست رقباي خود را حذف كند. حاصل اين كار تنها تفرقة بيشتر در قدرت حاكم بر منطقه بود. حكومت تتش پس از وي، به دو قسمت تقسيم شد و از بقاياي آن در دمشق، آل بوري سر برآورد و در شمال، مدتي ارتقيان بر حلب حكومت كردند و پس از آنها، حكّام موصل به دست اندازي در شام پرداختند.
با تضعيف خلافت فاطمي در مصر، تسلط فاطميان بر مناطق تحت حاكميتشان در شام نيز كم شد. بني عمار در طرابلس ازجمله حكومت هايي بود كه به ظاهر تحت تابعيت مصر بود، ولي مستقلاً حكم راني مي كرد. بني منقذ در شيزر نيز با رعايت صلح چندجانبه، توانستند مدتي نسبتاً طولاني در منطقة كوچك شيزر حكم راني كنند. بدين سان، منطقة شام در آستانة تهاجم صليبيان تقريباً در اوج تشتت قرار داشت.
همين امر موجب گرديد فتوحات آنها در مرزهاي اسلامي به راحتي صورت پذيرد و قواي منسجمي از سوي مسلمانان به مقابله با آنها نپردازد. ازاين رو، طي قريب سي سال اول ورود صليبيان به شام، بيشتر پيروزي ها از آنها بود. در سال هاي اولية جنگ هاي صليبي، قواي شواليه صليبي با روحية جنگاوري، در پي تثبيت موقعيت خود و كسب غنايم، مبارزات زيادي عليه مسلمانان شام انجام دادند. اما چون حكومت يكپارچه اي در منطقه نبود، بيشتر پيروزي ها نيز از آن صليبيان بود. ادامة روند چيرگي صليبيان بر مسلمانان منجر به حذف دولت هاي كوچك منطقه شد. اين امر گرچه در برخي مواقع، پايگاه هاي مستحكمي براي صليبيان ايجاد نمود (مانند طرابلس)، ولي خود موجب تضعيف فضاي هرج و مرج گرديد. در اين حال، شرايط براي قدرتي نوظهور از سوي مسلمانان فراهم شد كه بتواند منطقه را متحد نمايد. اين قدرت جديد، اتابكان زنگي بودند.
با قدرت گيري عمادالدين زنگي در موصل و لشكركشي وي به شمال شام، روند حذف دولت هاي كوچك تر تسريع گرديد و زنگيان توانستند مناطق گوناگون شام را تصرف نموده، قدرتي يك پارچه در منطقه ايجاد نمايند. همزمان با قدرت گيري زنگيان، پيروزي مسلمانان بر صليبيان نيز افزايش يافت، تا جايي كه در روابط نظامي، پيروزي غالب با مسلمانان بود. درواقع، هرقدر توسعة سياسي و نظامي زنگيان بيشتر مي گرديد از تعداد حكومت هاي شام نيز كاسته مي شد و پيروزي هاي مسلمانان توسعة بيشتر مي يافت. با توجه به مطالب يادشده، اين پژوهش به دنبال پاسخ به اين سؤال است: بين تعداد حكومت هاي اسلامي و پيروزي هاي آنها بر صليبيان چه رابطه اي برقرار است؟
فرض بر اين است كه هرقدر تعداد حكومت هاي اسلامي بيشتر باشد پيروزي مسلمانان بر صليبيان كمتر است و به تدريج، هرچه از تعدد اين حكومت ها كم مي شود پيروزي هاي بيشتري نسيب مسلمانان مي گردد. درنتيجه، بين تعداد حكومت ها و تعداد پيروزي مسلمانان رابطه اي معكوس وجود دارد.
براي اثبات اين فرضيه، ابتدا حكومت هاي شام در بدو حملة صليبيان بررسي مي شود و سپس با بررسي كرنولوژيك نبردهاي مسلمانان و صليبيان در بازة زماني ٤٩٠ق تا ٥٦٩ق مطالعه خواهد شد. سپس به صورت آماري، با تعداد حكومت هاي منطقه تطبيق خواهد شد. در اينجا، مراد از نبرد هر شكلي از لشكركشي است كه منجر به خسارتي به دو طرف شده و سه حالت نيز براي آن متصور است: پيروزي، شكست، و نبردهاي بي نتيجه. منظور از نبردهاي بي نتيجه آن قسم نبردهايي است كه هيچ يك از دو طرف غالب نشد و گاهي نيز جزو شكست ها محسوب شده كه طرف مقدم در لشكركشي، در نيل به اهداف خود ناكام مانده است.
بررسي هاي آماري در تاريخ، از پژوهش هاي جديد به شمار آمده، غالباً رويكرد اقتصادي دارند. اما مي توان از آنها در هر جايي استفاده نمود كه اعداد و ارتباط معناداري بين آنها در اختيار مورّخ باشد. در اين پژوهش، نويسنده در پي يافتن ارتباط معناداري بين تعداد پيروزي هاي مسلمانان و تعداد حكومت هاي آنها در شام است تا از اين طريق، بتواند فرضية خود را در ضعف مسلمانان هنگام ورود صليبيان تأييد نمايد. مشخصاً نويسنده تا جايي كه اطلاع دارد، از اين روش تاكنون در مسائل سياسي جنگ هاي صليبي در بين پژوهشگران ايراني و عرب زبان استفاده نشده است و اولين پژوهش از اين دست محسوب مي شود. منابع موردنياز اين پژوهش غالباً منابع دسته اول بوده اند؛ چراكه اطلاعات خام دربارة سال هاي حكومت دولت هاي مسلمان و محدودة آنها و نيز نبردهاي آنها با صليبيان را بايد از منابع دسته اول استخراج نمود. ازاين رو، در اين تحقيق، به پژوهش كمتر توجه شده وـ براي مثال ـ در جايي كه دست رسي به منابع دست اول اروپايي ميسر نبوده و يا مورخي دسته بندي صريحي ارائه داده، از پژوهش ها استفاده شده است.
براي تأييد اين فرضيه، ابتدا منطقة شام در آستانة جنگ هاي صليبي بررسي گرديده و سپس حكومت هاي شام تا سال ٥٦٩ق مطالعه شده است. پس از بيان شرايط سياسي شام، نبردهاي مسلمانان و صليبيان بررسي شده است تا از اين طريق، به ارتباط معنادار بين تعداد حكومت ها و ميزان پيروزي هاي مسلمانان بر صليبيان پي برده شود.
شام در آستانة جنگ هاي صليبيحملة لشكر شواليه هاي جنگ اول صليبي به مرزهاي اسلامي شام، از سال ١٠٩٦م/ ٤٨٨ق شروع شد و موجب گرديد اولين و بزرگ ترين حكومت صليبي در منطقه تشكيل شود (صلابي، ٢٠٠٦، ص٥٠٠). حملة اول صليبي- لشكركشي شواليه ها- به شام از مناطق جنوبي آسياي صغير به شام صورت گرفت كه با فتح تل باشر و قلعة راوندان، فتوحات صليبيان در شام آغاز شد. تل باشر دژى استوار و خورهاى گسترده در شمال حلب است كه با حلب دو روز فاصله دارد. مردمانش مسيحى ارمنىاند و بيرونى بزرگي با بازارهاى آباد و پرجمعيت دارد (حموي، ١٣٨٠، ج ٢، ص٤٠). راوندان نيز دژى استوار و خورهاى خوش آب و هوا و پرچمن و پردرخت از بخش هاى حلب است (حموي، ١٩٩٥م، ج ٣، ص١٩).
ثوروس (Thoros) فرمان رواي شهر ارمني رُها (شهرى در جزيره، ميان موصل و شام با فاصله شش فرسنگ) (حموي،١٩٩٦م، ج ٣، ص١٠٦) صليبيان را براي فتح آن شهر دعوت كرد، ولي فرمانده صليبي بالدوين در توطئه اي، ثوروس را به قتل رساندند و رُها در سال ١٠٩٧م/ ٤٩١ق به تصرف صليبيان درآمد (عودي، ١٣٨٧، ص٨٠). پس از آن، رها در دست صليبيان بود تا عمادالدين آن را فتح كرد. سپس صليبيان به سمت جنوب سرازير شدند و به فتوحات در نواحي ساحلي شام پرداختند. شهرهاي انطاكيه، طرابلس و سرانجام، بيت المقدس ـ به ترتيب ـ به دست صليبيان افتاد و بدين سان، دولت هاي صليبي در شام تشكيل گرديد. حكومت صليبيان در شام، به چهار منطقة لاتيني تقسيم شد: ١. رها در شمال فرات، ٢. انطاكيه در شمال شام، ٣. طرابلس در ساحل شام، و ٤. حكومت بيت المقدس در قلب فلسطين، به اضافه كنت نشينان بزرگ صيدا، يافا، عسقلان و جليل و دوازده اقطاع كه صاحبانشان آنها را از حاكم بيت المقدس به اقطاع گرفته بودند؛ مانند ارسوف، حبرون، الدروم، قيصريه، و نابلس (صلابي، ٢٠٠٦، ص٥٠٠). علت اصلي پيروزي صليبيان و شكل گيري دولت هاي آنها و بقاي آن، نبود همكاري بين دولت هاي شام و مصر و عدم تطابق ديني آنها بود. اين تفكيك سياسي موجب پيروزي صليبيان گرديد (باركر، بي تا، ص٤٨؛ احمد عوض،٢٠٠٠م، ص١٥٥).
فتح شهرهاي رها و بيت المقدس تأثير زيادي بر مسلمانان منطقه گذاشت و سبب به وجود آمدن حركت هاي جهادي عليه صليبيان در شام شد (عاشور، بي تا، ص١١). اين حركت هاي جهادي عناصر غيرعرب را به شرق ميانة اسلامي، به ويژه سرزمين هاي شام براي جهاد با صليبيان وارد كرد. ازجملة اين عناصر، ترك ها، كردها و تركمانان بودند و بعداً در منطقة شام، عامل مهمي در جنگ هاي بعدي عليه صليبيان شدند (شبارو، ١٩٩٤م، ص١٢٦).
در اين ميان، موقعيت حكومت هاي اسلامي شام چندان مناسب نبود. با شروع فتوحات سلطان ملكشاه سلجوقي در شام از سال ٤٧٩ق، تعدادي از فرماندهان عالي رتبة وي در شهرهاي اين منطقه ساكن شدند (ر.ك: الغزي، ١٤١٩ق، ج٣، ص٦٨). اين فرماندهان عبارت بودند از: قسيم الدوله آق سنقر در حلب، امير بوزان در رها و امير ياغيسيان در انطاكيه. اين حكّام به ظاهر تابع تتش بودند، اما غالباً در تعارض با وي عمل مي كردند. قرار دادن اين افراد در اين منطقه از سوي سلطان ملكشاه تا حدي نيز به اين سبب بود كه مانع قدرت گيري تتش در شام شوند (ضامن، ١٩٨٨م، ص١٩١). از ميان اين سه امير، تنها ياغيسيان با تتش رابطه اي خوب داشت و توانست تا سال ٤٩١ق، حكومت خود را حفظ نمايد. دو حاكم ديگر در نبرد سال ٤٨٧ق به دست تتش كشته شدند (ابن واصل، ١٣٨٣، ج١، ص٥٦).
تتش بن آلب ارسلان، حاكم سلجوقي شام، در دوران حكومت خود (٤٧١-٤٨٨ق) تمام همّ خود را صرف مبارزه با رقباي سلجوقي خود مانند قسيم الدوله آق سنقر نمود و سرانجام توانست در سال ٤٩٧ق رقيبان شمالي خود را از ميان بردارد (همان). اين امر، شروع جنگ هاي فرسايشي شام در زمان سلجوقيان بود. پس از مرگ تتش بن آلب ارسلان در سال ٤٨٨ق (بنداري، ٢٥٣٦، ص٩٦) سرزمين وي بين دو فرزندش تقسيم شد و مبارزه اي طولاني بين دو شهر مهم حلب و دمشق به وجود آورد. حلب ٢٣ سال در دست فرزندان تتش ماند و پس از آن، بين ملوك ارتقي و حكّام جزيره دست به دست مي شد (ابن عديم، بي تا، ج١، ص٣٨٤). دمشق نيز تنها نه سال پس از مرگ تتش در دست فرزند وي، دقاق ماند. در سال ٤٩٧ق اتابك طغتگين حكومت دمشق را در دست گرفت (ابن عساكر، ١٤١٥ق، ج١٧، ص٣٠٥). حكومتي كه در زمان فرزند وي به آل بوري معروف گرديد و تا سال ٥٤٩ق دوام آورد (ابن واصل، ١٣٨٣، ج١، ص١٧٢).
سلاطين سلجوقي نيز هر از گاهي مستقيم يا از طريق حكّام خود در موصل و جزيره به دخالت در امور شام پرداختند كه موجب دسته بندي حكومت هاي شام عليه آنها گرديد. اين امر اوضاع را بيش از پيش آشفته كرد (ر.ك: الغزي، ١٤١٩ق، ج٣، ص٦٨). حكومت هاي محلي كوچك مانند طرابلس و شيزر نيز تنها با در دست داشتن منطقه اي كوچك و راهبردي روزگار مي گذراندند و مانعي ديگر در پيوستگي سياسي در شام بودند. اين امر موجب گرديد شهر راهبردي طرابلس بتواند تنها سيزده سال در كنار صليبيان دوام آورد و در سال ٥٠٣ق به كنت نشين مهم صليبي تبديل شود و تا ديرهنگام، در منطقه پابرجا باشد.
در اين مدت، جنگ هايي عليه حكومت هاي صليبي از طرف حاكمان اسلامي شكل گرفت. در شمال، آل ارتق به فرمان دهي دو برادر ايلغازي و سكمان، جنگ هايي عليه صليبيان در رها و انطاكيه انجام دادند (باركر، بي تا، ص٤٩). در جنوب، در طرابلس و سرزمين هاي بيت المقدس، حكومت سلاجقه و بعداً آل بوري حملاتي به صليبيان نمودند؛ مانند حملات آنها به طرابلس و نبردهايشان با فلوك، شاه بيت المقدس و ريموند دوم. (الحريري، ١٣٧١، ص٧٦؛ ابن واصل،١٣٨٣، ج١، ص٦٠؛ ابن اثير، بي تا، ص١٨). اين دولت ها تا پيش از تشكيل دولت زنگيان و آل بوري بيشترين نقش را در جنگ با صليبيان به عهده داشتند.
اتابكان موصل نيز نبردهايي با صليبيان داشتند؛ مانند حملات مودود، اتابك موصل، در سال ٥٠٦ق به عكا (عكا نام موضعي غير از عكه بر ساحل شام است) (ابن عبدالحق بغدادي، ١٤١٢ق، ج٢، ص٩٥٢؛ حموي، ١٩٩٥م، ج٤، ص١٤١). اما به سبب برخي مشكلات در شرق و دوام نيافتن زياد در قدرت نتوانستند به صورت يك پارچه و منسجم به جهاد عليه صليبيان بپردازند.
تعداد حكومت هاي شام از ٤٩٠ق تا ٥٦٩قاز شروع جنگ هاي صليبي در جهان اسلام، كه با حملة صليبيان به منطقة شام در سال ٤٩١ق و تسخير انطاكيه آغاز گرديد، تا زماني كه مسلمانان توانستند حكومتي يك پارچه در منطقه ايجاد نمايند (سال ٥٥٢ق) تعداد ده حكومت در شام فرمان روايي كردند. از اين تعداد، پنج حكومت شامي و دو حكومت غيرشامي (حكّام موصل و خلافت فاطمي مصر) همزمان با ورود صليبيان به منطقه وجود داشتند. اين امر موجب تجزية قدرت مسلمانان گرديد و ازاين رو، ضربات سختي به مسلمانان وارد آمد. تضعيف قدرت از ناحية صليبيان و درگيري حكومت هاي اسلامي با يكديگر موجب گرديد كه اولاً، حكومت صليبيان در منطقه تثبيت شود و ثانياً، حكومت هاي كوچك منطقه با نبردهاي فرسايشي به تدريج، حذف شده، شرايط براي حكومتي قوي و متمركز فراهم آورند.
|
رديف |
نام حكومت |
سال آغاز (ه .ق) |
سال پايان (ه .ق) |
مدت حكومت |
|
١ |
سلجوقيان شام (حلب) |
٤٨٨ |
٥١١ |
٢٣ سال |
|
٢ |
سلجوقيان شام (دمشق) |
٤٨٨ |
٤٩٧ |
٩ سال |
|
٣ |
امير ياغيسيان |
٤٧٩ |
٤٩١ |
١٢ سال |
|
٤ |
آل بوري |
٤٩٧ |
٥٤٩ |
٥٢ سال |
|
٥ |
ارتقيان حلب |
٥١١ |
٥١٩ |
٨ سال |
|
٦ |
حكام موصل |
٤٧٧ |
٥٢١ |
٤٤ سال |
|
٧ |
اتابكان زنگي |
٥٢١ |
٥٦٩ |
٤٨ سال |
|
٨ |
بني منقذ |
٤٧٤ |
٥٥٢ |
٧٨ سال |
|
٩ |
بني عمار |
٤٦٢ |
٥٠٢ |
٤٠ سال |
|
١٠ |
خلافت فاطمي |
٣٥٨ (حضور در شام) |
٥٦٧ |
٢٠٩ سال |