تاریخ اسلام در آینه پژوهش - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٣ - بررسي رخدادهاي شگفت پس از شهادت امام حسينعليهالسلام
سال ششم، شماره سوم، پاييز ١٣٨٨، ٦٧ ـ ١٢١
بررسي رخدادهاي شگفت پس از شهادت امام حسينعليهالسلاممحمدرضا جباري*
چكيده
رخداد عاشورا و شهادت امام حسينعليهالسلام در رأس مهمترين حوادث تاريخ بشريت قرار دارد. عظمت اين حادثه را ميتوان با تحليل زمينهها، چرايي، چگونگي وقوع، پيامدها و آثار آن بررسي كرد. يكي از نشانههاي عظمت اين حادثه، رخدادهاي شگفتي است كه غالب آنها شكل خرق عادت داشته و در پي شهادت امام حسينعليهالسلام به وقوع پيوست. بعضي از اين رخدادها، مربوط به اجزاي نظام هستي همچون خورشيد، ماه، ستارگان و زمين است. و بخشي ديگر به انبياء و فرشتگان، و بخشي هم به جنيان و حيوانات اختصاص داشته، و برخي نيز مربوط به انسانهاست. دراين نوشتار، با بررسي روايات شيعه و اهلسنت، اين رخدادها ضمن ده محور مورد بازكاوي قرار گرفته است.
كليد واژهها: عاشورا، امام حسينعليهالسلام، حوادث خارق العاده، رخدادهاي شگفت، كسوف، خسوف، بادهاي سرخ و سياه، بارش خاكستر و خون، گريه اجزاي هستي، گريه انبيا، گريه فرشتگان، گريه جنيان، گريه حيوانات.
مقدمهحادثة عاشورا به لحاظ ماهيت، اهداف و آثار، از بزرگترين رخدادهاي تاريخ بشريت است؛ چرا كه قهرمان حادثه، شخصيتي است چون امام حسينبنعليعليهالسلام، كه به منظور حفظ كاملترين و آخرين دين الاهي، جان خود را فدا كرد.
از جمله شواهد عظمت اين قيام و شدت فاجعة شهادتِ رهبر آن، رخدادهاي شگفتي است كه در پي شهادت آن حضرت، در جهان هستي پديد آمد. حتي در يك نگاهِ گذرا به متون تاريخي و روايي شيعي و سني، ميتوان به تعداد زيادي ازگزارشهاي اين حوادث برخورد كرد كه در مجموع حكايت از آن دارند كه اين حادثه، در ميان حوادثِ رخ داده در جامعة بشري، تافتهاي است جدابافته، و بدين لحاظ در خور دقت و بررسي.
فراواني روايات ياد شده در منابع غيرشيعي از سويي، و وجود بعضي روايات ضعيف ـ و گاه سخيفـ در ميان اين روايات از سوي ديگر، موجب پيدايش نوعي بدبيني نسبت به مجموع اين روايات ـ بهويژه منقولات در منابع غيرشيعيـ گشته است. برخي چنين پنداشتهاند كه نقل اينگونه روايات توسط مورخان غير شيعي، ناشي از نوعي حركت مرموز و پنهان، براي ايجاد غفلت نسبت به اصل قيام و اهداف آن، و توجه دادن اذهان مردم به امور و قصههاي عجيب است كه بعضاً ريشه در اخلاق و عادات عصر جاهلي دارد. زيرا در عصر جاهلي در پي فقدان افراد مهمِ قبيله حوادث عجيبي را نقل ميكردهاند.[١٤٥]
بعضي ديگر، به صِرف نقل اينگونه روايات توسط مورخان متمايل به امويان همچون ابنسعد، آنها را غيرقابل باور خواندهاند؛ چراكه مدعي هستند بيشتر اينگونه روايات توسط راوياني از اهل شام يا بصره نقل شده و در اين روايات، هيچ نكوهشي از يزيد يا قاتلان امامعليهالسلام صورت نگرفته است. [١٤٦]
از سوي ديگر، بعضي از مورخان متعصب اهل سنت ـ همچون ابنكثير دمشقيـ اينگونه روايات را ساخته و پرداختة شيعه و از مجعولات آنان دانستهاند. [١٤٧]
در بررسي ديدگاه ياد شده، توجه به چند نكته ضروري است:
١. هر چند غرضورزي مورخان متمايل به امويان در كم رنگ كردن هدف قيام امام حسينعليهالسلام قابل انكار نيست، اما انكارحوادث شگفتانگيز به صرف غرضورزي اين دسته از مورخان نيز از دقت و انصاف علمي به دور است.
٢. رواياتِ ناقلِ رخدادهاي عجيب پس از شهادت امام حسينعليهالسلام، علاوه بر منابع روايي اهل سنت، در بسياري از منابع روايي شيعه نيز به چشم ميخورد و تعداد زيادي از آنها از امامان معصومعليهمالسلام نقل شده است.
٣. مضامينِ رواياتِ ياد شده آنچنان نيست كه با بداهت عقلي و شواهد نقلي ناسازگار باشد. و مواردي عجيبتر از آنها، در خوارقِ عاداتِ نقل شده براي پيامبران و ائمه عليهمالسلام به چشم ميخورد. البته ناگفته نماند كه در ميان اين روايات، مواردي نيز وجود دارند كه قابل استبعاد بوده و به داستانسرايي شباهت بيشتر دارند تا نقل واقعيت.
٤. به هر حال، خود اين روايات ـ به گونه مستقيم يا غيرمستقيم ـ گوياي حقانيت مسير حسينيعليهالسلام و بطلان مسير يزيدي است. و بدين لحاظ، كساني كه با تأمل و هوشياري كافي با اين روايات مواجه شوند درس لازم را فراخواهند گرفت. ضمن اينكه در همين گزارشها ـ چنان كه اشاره خواهيم داشت ـ به رواياتِ جالبي درباره گرفتاريهاي دنيوي قاتلان امام حسينعليهالسلام و قاتلان اصحاب آن حضرت برميخوريم.
٤. در صورت درستي اين ادعا كه مؤلفان غيرشيعي و راويان بصري يا شامي اين روايات، با توجه دادن اذهان به سوي اموري عجيب و خارقالعاده، خواستهاند نفس حادثة كربلا و فلسفه و زمينههاي رخداد آن كمتر مطرح شود، باز اين امر، دليل كذب رواياتِ ياد شده و افسانه بودن آنها نميتواند باشد. شاهد اين مدعا، رفتارهاي رسانههاي تابع استكبار، در عصر حاضر است كه گاه براي انصراف اذهان از يك حادثه و توجه دادن به حادثهاي ديگر، تمام گزارشهاي خبري خود را در اقدامي هماهنگ، متوجه حادثة مورد نظرِ خود ميكنند. بنابراين، صرف عطف توجه بيشتر به يك حادثه ـ به هر منظوري كه صورت پذيردـ دليل كذب اين رخداد نيست.
اكنون با عنايت به آنچه گذشت، گذري بر روايات متعدد و متنوع مربوط به رخدادهاي شگفت پس از شهادت امام حسينعليهالسلام خواهيم داشت. و تلاش ما بر آن خواهد بود كه روايات را دستهبندي، بررسي و ارائه كنيم. گفتني است كه بعضي از اين گزارشها مربوط به رخدادهاي عجيبِ مرتبط با اجزاي تكويني نظام هستي همچون خورشيد، ستارگان، باد، باران، درياها و كوهها، و بعضي از آنها مرتبط با حيوانات و جنّيان، و بعضي نيز مرتبط با انبيا و فرشتگان است.
در تعدادي از اين گزارشها، عقوبتهاي دنيوي قاتلان شهداي كربلا و نيز تبدل ماهيت اشيا و اموال به غارت رفته از شهدا و اسراي كربلا آمده، و در گروهي ديگر، به گزارشهاي مربوط به جسم، سر، قبر و تربت مطهر امام حسينعليهالسلام برميخوريم. بدين لحاظ، مجموع اين گزارشها را در ده محور كلي ـ به گونهاي كه در پي ميآيدـ ارائه، و در بعضي موارد به تحليل روايات خواهيم پرداخت. شايان ذكر است كه بعضي از اين رخدادها- همچون گريه اجزاي نظام هستي و گريه انبيا و فرشتگان- براي مردم عادي قابل درك و مشاهده نبوده است. و حوادثي همچون كسوف و خسوف، اقتضاي آن را دارد كه عموم مردم آن را مشاهده كرده باشند. اما حوادثي چون وزش بادهاي سياه و سرخ يا بارش خاكستر و خون يا يافت شدن خون در بعضي نقاط، و نيز تبدل اشياء به غارت رفته، ميتواند در نقاط خاصي همچون مناطقي كه بيشتر ساكنان آن از مخالفان بوده اندـ رخ داده باشد. و رخدادهاي مربوط به جسم و سر مطهر امامعليهالسلام و نيز عقوبت جنايتكاران، طبيعي است كه براي شاهدان ماجرا محسوس بوده باشد.
١. كسوف و تاريكي آسمانيكي از رخدادهاي عجيبِ پس از شهادت امام حسينعليهالسلام در روز عاشورا، بروز كسوف (گرفتگي خورشيد) است، كه موجب تيرگي عجيب آسمان و حتي رؤيت ستارگان شد![١٤٨] اين حادثه ـ به همراه برخي رخدادهاي ديگرـ وضعيتي را پديد آورد كه به گفتة برخي شاهدان، مردم تصور بروز قيامت را داشتند![١٤٩] علاوه بر اين، برخي از محدثان از بروز خسوف در شام روز عاشورا نيز خبر دادهاند. [١٥٠] در بعضي از گزارشها، به تلاطم و برخورد ستارگان نيز اشاره شده است. [١٥١] به هر حال چنين تحولي در روز عاشورا، جزء گزارشهاي عجيب و مشهور در منابع شيعي و سني است. [١٥٢]
ممكن است با مشاهدة روايات ياد شده، برخي، بياختيار به روايت نبويصلياللهعليهوآله درباره كسوف آسمان پس از مرگ فرزندش ابراهيم منتقل شوند. براساس آن روايت، هنگامي كه ابراهيم (فرزند رسول خداصلياللهعليهوآله از مارية قبطيه) از دنيا رفت، خورشيد دچار كسوف گشت و مردم با خود گفتند: اين كسوف به علت مرگ فرزند رسول خداصلياللهعليهوآله رخ داده است. رسول خداصلياللهعليهوآله به محض شنيدن اين شايعه بر فراز منبر رفته و ضمن خطبهاي فرمود: «اي مردم! كسوف خورشيد و ماه، دو نشانه از نشانههاي خداوند هستند و به امر الهي در حركتند، و مطيع اويند و به خاطر مرگ و زندگي كسي دچار كسوف نميشوند، پس هرگاه كسوف كردند نماز به جاي آريد». [١٥٣]
بدين ترتيب، چگونه ميتوان روايات حاكي از كسوف و تاريكي آسمان پس از شهادت امام حسينعليهالسلام را پذيرفت؟
در پاسخ بايد گفت: آنچه در روايت نبويصلياللهعليهوآله نفي شده، رخداد كسوف يا خسوف به علت مرگ يا ولادت فردي از افراد است، حتي اگر فرزند پيامبرصلياللهعليهوآله باشد؛ اما آنچه در روز عاشورا رخ داد صرفاً مرگِ يك فرزندِ پيامبرصلياللهعليهوآله نبود، بلكه حادثهاي عظيم در تاريخ بشر بود كه از حوادث و فجايع متعددي تركيب شده و نقطة اوجِ آن، شهادت سبط رسول خداصلياللهعليهوآله با آن وضع دلخراش بود. از اين رو ـ نه فقط انسانهاي با ايمانـ كه نظام هستي متأثر از چنين رخدادي شد و حوادثي كه در حال شرح رخدادآنها هستيم- از جمله كسوف و خسوف- نمودها و جلوههاي اين تأثر ميباشند. و اين در حالي است كه با مرگ يك مؤمن ـ بر اساس برخي روايات كه پس از اين خواهيم آوردـ تنها محل نمازش و نيز محل صعود اعمال و نزول رزق او در آسمان، بر او ميگريند.
٢. وزش بادهاي سياه و سرخ و بارش خاكستر و خونسيد ابنطاووس در توصيف وضعيت پديد آمده پس از شهادت امام حسينعليهالسلام چنين گفته: «به هنگام شهادت امام حسينعليهالسلام غباري به شدت سياه و تاريك ـ كه باد سرخي آن را همراهي ميكرد ـ برخاست به گونهاي كه چيزي قابل مشاهده نبود و مردم گمان كردند عذاب بر ايشان نازل شده، و اين وضعيت تا ساعتي ادامه داشت سپس وضع به حال طبيعي بازگشت».[١٥٤]
به نظر ميرسد وزش باد سياه و سرخ متلازم با بارش خاكستر باشد كه در برخي روايات ديده ميشود. اين معنا در روايت صحيح السند و مشهور شيخ صدوق از ريانبنشبيب از امام رضاعليهالسلام به چشم ميخورد كه فرمود: «...هنگامي كه جدّم حسينعليهالسلام كشته شد آسمان خون و خاك سرخ باريد...»[١٥٥]
در روايت ديگرِ شيخ صدوق ـ كه به صورت مسند از طريق مفضلبنعمر نقل شدهـ آمده كه روزي امام حسنعليهالسلام به برادرش امام حسينعليهالسلام نگريسته و گريست و دربارة سبب گريهاش چنين فرمود:
... هيچ روزي همچون روز تو نيست اي اباعبدالله! سيهزار نفر در حالي كه مدعياند از امت جدّمان محمدصلياللهعليهوآلهـ ميباشند و خود را به اسلام نسبت ميدهند براي كشتن تو و هتك حريمت و اسارت اهل و فرزندانت و غارت اموالت همدست ميشوند و در چنين روزي، بنياميه سزاوار لعنت (دوري از رحمت خدا) خواهند شد و آسمان خاكستر و خون خواهد باريد و همه چيز ـ حتي وحشيان بيابان و ماهيان درياهاـ بر تو خواهند گريست.[١٥٦]
در روايت نسبتاً مفصلي كه از ميثم تمار نقل شده و او، بر اساس شنيدههايش از امير مؤمنان عليعليهالسلام، به جزئيات عجيبي از حادثة عاشورا و پيامدهاي شهادت امام حسينعليهالسلام اشاره ميكند، نيز بارش خاكستر به چشم ميخورد. از آنجا كه اين روايت، بسياري از شگفتيهاي مترتب بر شهادت آن حضرت را در بر دارد. بخشي از آن را از نظر ميگذرانيم. اين روايت را شيخ صدوق با سندش از جبلة مكيه و او از ميثم تمار چنين نقل كرده است:
به خدا قسم، اين امت، فرزند پيامبرش را در دهم محرم خواهد كشت و دشمنان خدا آن روز را روزي مبارك به شمار خواهند آورد. و اين حادثه، قطعاً رخ خواهد داد و علم الهي به آن تعلق گرفته و من آن را از مولايم امير مؤمنانعليهالسلام ـ پس از تعليم الهي به او ـ فرا گرفتهام. مولايم فرمود: همه چيز ـ حتي وحشيان بيابانها و ماهيان درياها و پرندگان آسمانـ بر حسينعليهالسلام خواهند گريست. و خورشيد و ماه و ستارگان و زمين و مؤمنان از انس و جن و همة فرشتگان آسمانها و زمينها و رضوان و مالك و حاملان عرش نيز بر او خواهند گريست. و آسمان خون و خاكستر خواهد باريد.... [١٥٧]
در دو روايت ديگر كه توسط ابنقولويه[١٥٨] و ابنعساكر[١٥٩] نقل شده، نيز به بارش خاك سرخ از آسمان اشاره شده است.
بارش خون از آسمان پس از شهادت ابيعبداللهعليهالسلام نيز يكي از
شگفتترين رخدادهاي تاريخي است. اين رخداد به طرق متعدد در منابع شيعه
و اهل سنت نقل شده به گونهاي كه جاي ترديد در وقوع آن باقي نميماند.
در رواياتي كه پيش از اين نقل كرديم ضمن پيشگوييهاي امام
حسنعليهالسلام دربارة حادثة كربلا، و نيز پيشگوييهاي ميثم تمار به نقل
از اميرالمؤمنين عليعليهالسلام دربارة اين حادثه، به بارش خون و خاكستر
از آسمان اشاره
شده بود.[١٦٠]
در روايت مسند شيخ طوسي از عماربنابيعمار نيز آمده كه: «در روز قتل حسينعليهالسلام، آسمان خون تازه باريد». [١٦١] در برخي منابع روايي نيز از فردي به نام قرظةبنعبيدالله چنين نقل شده:
در نيمة يك روز آسمان باريدن گرفت و چون به دستار سفيد رنگي (كه به آن باران خورده بود) نگريستم آنرا به رنگ خون يافتم. و شترم به بستر رودخانه رفت كه آب بنوشد اما خونين شده بود. و سپس دريافتم كه آن روز، حسينعليهالسلام كشته شده بود.[١٦٢]
در روايت ابنقولويه از مردي از اهالي بيتالمقدس نيز آمده كه: «تا سه روز بر ما خون تازه ميباريد!»،[١٦٣] و به گفتة حمادبنسلمه: «در شبهاي پس از قتل حسين، بر مردم خون ميباريد».[١٦٤]
در روايت مسند دولابي از ابراهيم نخعي نيز چنين ميخوانيم: «هنگامي كه امام حسينعليهالسلام كشته شد، آفاق آسمان سرخ گشت. سپس شكافته شد و خون باريد». [١٦٥]
در نقل قاضي نعمان از زني به نام امسالم نيز آمده كه:
آنگاه كه امام حسينبنعليعليهالسلام كشته شد از آسمان، باراني همچو خون باريدن گرفت به گونهاي كه خانهها و ديوارها سرخ رنگ شد و اين رويداد به بصره و كوفه و شام و خراسان نيز رسيد در حدي كه ما ترديدي در نزول عذاب نداشتيم.[١٦٦]
در روايت نَضْرة اَزْديه نيز ميخوانيم: «آنگاه كه حسين كشته شد از آسمان خون باريدن گرفت و كوزهها و سبوهايمان پر از خون گشت!»[١٦٧]
٣. مشاهدة خون در نقاط گوناگونيكي از رويدادهاي بسيار شگفت و شايان توجه پس از شهادت امام حسينعليهالسلام، مشاهدة خون در نقاط مختلف است. تنوع روايات حاكي از اين حادثه، و اعتبار سندي برخي از اين روايات، موجب حصول اطمينان به وقوع اين رويداد ميشود. رواياتِ ياد شده را ميتوان به چند دسته تقسيم كرد: بعضي از آنها، از يافت شدن خون در زير سنگها و كلوخها در نقاط مختلف حكايت دارند. و بعضي ديگر، وقوع اين رويداد را در ناحية شام و در بيتالمقدس گزارش كردهاند. در برخي روايات، به خونين شدن آب چاهها و نهرها اشارت رفته، و در بعضي ديگر به خونين شدن خاك به امانت سپرده شدة كربلا توسط پيامبرصلياللهعليهوآله به امسلمه! و در روايتي، ريزش خون از ديوارهاي دارالامارة كوفه، به هنگام ورود سرمطهر امام حسينعليهالسلام نقل شده و بالاخره در روايتي ديگر، به ريزش خون از درخت اممعبد اشاره شده است. و به جز اينها، روايات ديگري نيز در اين زمينه به چشم ميخورد كه در ادامه به بيان و بررسي اين موارد ميپردازيم.
الف) خونينشدن خاك كربلا نزد امسلمهتعدادي از منابع شيعي و غيرشيعي، [١٦٨] روايتي را از امسلمه ـ همسر گرامي رسول خداصلياللهعليهوآله ـ نقل كردهاند كه با توجه به تعدد منابع گزارشكننده و نيز شخصيت مقبول و برجستة امسلمه در ميان همسران پيامبرصلياللهعليهوآله، اين روايت شايان توجه است. بر اساس روايت ابنقولويه از امام صادقعليهالسلام در يك نوبت كه رسول خداصلياللهعليهوآله، در حُجرة امسلمه بود و جبرئيل نيز نزد آن حضرت حضور داشت، ناگاه حسينعليهالسلام داخل شد. در اين هنگام، جبرئيل به رسول خداعليهالسلام عرض كرد: امتت اين فرزند تو را خواهند كشت! آيا خاك زميني كه در آن كشته خواهد شد نشانت ندهم؟ رسول خداصلياللهعليهوآله فرمود: آري. پس جبرئيل دست برد و مشتي از خاك كربلا را به آن حضرت داد، كه به رنگ سرخ بود.[١٦٩] رسول خدا نيز ام سلمه را از ماجرا با خبر ساخته، فرمود: جبرئيل مرا از اينكه امتم حسين را خواهند كشت آگاه ساخته، و اين تربت را به من داده، هرگاه خون تازه در آن ديدي، بدان كه حسين كشته شده است.
امسلمه آن خاك را درون شيشهاي نهاد. اين شيشه و خاك درونش نزد امسلمه بود تا زماني كه امام حسينعليهالسلام قصد خروج از مدينه كرد. امسلمه نزد حضرت رفته، با نگراني، پيشگويي رسول خداصلياللهعليهوآله دربارة شهادت آن حضرت و جريان خاك را بازگو كرد. امامعليهالسلام در پاسخش فرمود: اگر نروم نيز كشته خواهم شد! سپس دستي بر چشمان امسلمه كشيد، و او، مكان شهادت امامعليهالسلام و يارانش در كربلا را مشاهده كرد. در اين هنگام امامعليهالسلام مقداري از خاك كربلا را به امسلمه داد و فرمود: اگر اين خاك و خاكي كه رسول خداصلياللهعليهوآله داده، خونين شد بدان كه من كشته شدهام.
وي پس از عزيمت امامعليهالسلام به كربلا، همواره به آن خاك مينگريست و عصر روز عاشورا آن را خونين يافت؛ ازاينرو، فرياد واحسينا وابن رسولالله سر داد. زنان مدينه نيز همراه او گريستند، و در مدينه آنچنان غوغايي بر پا شد كه مثل آن ديده نشده بود.[١٧٠]
ب) يافت شدن خون، زير سنگها و كلوخهابنابر نقل ابنقولويه از امام صادقعليهالسلام، در جريان مواجهة هشامبنعبدالملك با امام باقرعليهالسلام در شام، هنگامي كه هشام دربارة چگونگي آگاهي مردمِ نواحي مختلف از قتل اميرالمؤمنين عليعليهالسلام پرسيد، آن حضرت فرمود:
در شب قتل اميرالمؤمنين عليعليهالسلام تا طلوع فجر، هيچ سنگي از روي زمين برداشته نشد جز اينكه زير آن خون تازه يافتند. و اين وضعيت در شب قتل هارون (برادر حضرت موسيعليهالسلام) و يوشعبننون و شمعونبنحمون صفا و در شب بالا رفتن حضرت عيسيعليهالسلام به آسمان و شب پس از قتل حسينبنعليعليهالسلام نيز به وقوع پيوسته است. با شنيدن اين سخنان، چهرة هشام از خشم دگرگون شد و از امام باقرعليهالسلام پيمان گرفت كه تا او زنده است اين روايت را براي كسي بازگو نكند![١٧١]
همچنين بنابه نقل ابنعساكر، هنگامي كه عبدالملكبنمروان از فرزند رأس الجالوت (بزرگ عالمان مسيحي) دربارة علامت قتل امام حسينعليهالسلام پرسيد، او در پاسخ اظهار داشت: «هيچ سنگي در آن روز برداشته نشد جز اينكه زير آن خون تازه مييافتند».[١٧٢] اين مضمون كه پس از شهادت امام حسينعليهالسلام، زير هر سنگي كه برداشتند خون تازه يافتند ـ به جز موارد ياد شدهـ در تعداد ديگري نيز از منابع شيعي و سني به چشم ميخورد.[١٧٣]
چنانكه گفته شد، در بعضي از روايات، وقوع اين رويداد در ناحية بيتالمقدس گزارش شده است. به عنوان نمونه، در روايت شيخ صدوق، از فاطمه بنت عليعليهالسلام آمده كه: «پس از قتل امام حسينعليهالسلام هيچ سنگي در بيتالمقدس از زمين برداشته نشد جز آنكه زير آن خون تازه يافتند!»[١٧٤]
ابنقولويه نيز در روايتي، سخن فردي از اهالي شام را چنين گزارش كرده كه گفته: «به خدا سوگند! ما اهالي بيتالمقدس و اطراف و نواحي آن، شامِ قتل امام حسينعليهالسلام را چنين شناختيم كه هيچ سنگ و كلوخي را برنداشتيم جز آنكه در زير آن خون تازه و جوشان يافتيم».[١٧٥]
همين مضمون از محمد بن مسلم بن شهاب زُهْري ـ وابسته به دربار امويـ نيز نقل شده است؛ وي پس از آنكه اين حقيقت را براي عبدالملكبنمروان بيان كرد، او نيز ضمن تأييد مطلب،[١٧٦] زهري را از بازگويي آن براي ديگران منع نمود! و زهري اين خبر را پس از مرگ وي بازگو كرد.[١٧٧]
شايد بتوان گفت، سبب تأكيد رواياتِ دستة دوم بر منطقة شام و نيز بيتالمقدس، حضورِ بيشترِ دشمنان اهلبيتعليهمالسلام و غلبة خاندان اموي بر اين مناطق بوده باشد. و به همين لحاظ، اين رويداد در اين مناطق، از نمودِ بيشتري برخوردار بوده است.
ج) خونين شدن آب چاهها و نهرهاپيشتر به بارش خون از آسمان به دنبال شهادت امام حسينعليهالسلام اشاره كرديم. طبيعي است اشيا و زميني كه چنين بارشي بر آن صورت گرفته سرخ رنگ شود. اما روايات ديگري حكايت از آن دارند كه با شهادت آن حضرت، آب چاهها و بركهها و نهرها به رنگ خون درآمده است و در اين روايات، سخني از بارش خون در ميان نيست. به عنوان نمونه از فردي به نام قرظةبنعبيدالله نقل شده كه گفته: «روزي كه امام حسينعليهالسلام به قتل رسيد، شترم به وادي رفت تا آب بنوشد اما آب وادي خونين بود!»[١٧٨] از فرد ديگري به نام عمروبنزياد نيز نقل شده كه: «در روز قتل امام حسينعليهالسلام چاههاي ما مملو از خون شد!»[١٧٩] از نضرة أزديه[١٨٠] ـ از اهالي بصره[١٨١] ـ نيز نقل شده كه گفته: پس از قتل امام حسينعليهالسلام آسمان خون باريد و همه چيزمان، از جمله چاهها، ظروف و خمرههامان از خون پر شد!»[١٨٢] و قريب به همين مضمون، از فردي به نام عماربنابيعمار نقل شده است. [١٨٣] در بعضي از متون نيز چنين ميخوانيم: «صبحگاه روز پس از قتل امام حسينعليهالسلام، هر ديگي كه غذا در آن طبخ كردند و نيز همة ظروف آب، خونين شد!»[١٨٤]
با تأمل در روايات ياد شده ميتوان گفت اين حادثه بايستي در نقاط خاصي روي داده باشد. به عنوان مثال، در روايت نضرة أزديه، به وقوع حادثه در ناحية بصره اشاره شده است. و ميدانيم كه مردم اين منطقه در آن زمان داراي گرايشهاي عثماني بوده و دشمنان اهل بيتعليهمالسلام در آنجا سُكني داشتند. رواياتي نيز كه از خونين شدن ظروف آب يا محتويات ديگ غذا حكايت دارند بايستي درباره كساني باشند كه نقشي در وقوع حادثة كربلا داشتهاند؛ زيرا بر اساس رواياتي كه پس از اين خواهيم آورد، گوشت شتران به غارت رفته از حرم امام حسينعليهالسلام به هنگام طبخ خونين شد! و نميتوان پذيرفت كه ظروف و غذا و آب شرب مردم همة نواحي، خونين شده باشد!
د) ريزش خون از درخت اممعبداممعبد خزاعي، زني باديهنشين بود و در مسير مكه به مدينه در خيمهاي، سكونت داشت. رسول خداصلياللهعليهوآله در مسير هجرت به مدينه به خيمة او رسيد و به بركت قدوم مبارك آن حضرت، گوسفند لاغر و بيشيرِ اممعبد، داراي شير فراواني شد كه همه حاضران نوشيده و سيراب شدند. سپس درخت عوسجهاي (تمشك وحشي) كه در كنار خيمه بود به بركت آب وضوي آن حضرت كه به پاي آن ريخت، جان تازهاي گرفت، رشد كرد، خارهايش ريخت، ريشهاش قوي و شاخههايش فراوان شد و برگهاي سبز و ميوههاي بزرگ و خوشبو يافت. اين درخت پس از اين ماجرا، در دلِ آن بيابان خشكيده، ماية بركت براي خانوادة اممعبد و رهگذران، و نيز موجب شفاي بيماران بود. و حتي گوسفندان و شتراني كه از برگ آن ميخوردند فربه و پرشير ميشدند. بدين لحاظ، رفتهرفته، مردم آن نواحي، نام «مباركه» را براي آن درخت برگزيدند.
اين وضعيت ادامه داشت تا اينكه روزي، مردم آن ناحيه، با كمال تعجب مشاهده كردند كه ميوههاي درخت فرو ريخته و برگهايش زرد شده! و مدتي بعد، خبر رحلت رسول خداصلياللهعليهوآله در همان روزِ پژمردگي درخت، به آن ناحيه رسيد. از آن پس، ميوة درخت كمتر از قبل بود و كيفيت آن نيز به لحاظ بزرگي و طعم و بو، پايينتر!
اين وضع نيز تا سي سال استمرار داشت تا آنكه روزي، مشاهده شد كه خارهاي درخت بازگشته و همة ميوههايش نيز فرو ريخته و از سرسبزي درخت نيز كاسته شده است. و به دنبال آن، خبر شهادت اميرالمؤمنين عليعليهالسلام به گوش مردم آن ناحيه رسيد. مدت زيادي بدين منوال گذشت تا اينكه روزي مشاهده شد از ساقة درخت، خون تازه جاري شده و برگهاي آن نيز به گونهاي همچون خونابهاي كه از گوشت جاري است، خونين شده است! ازاينرو، مردم ناحيه، با خود ميگفتند كه حتماً امر عظيمي رخ داده است؛ و ناگاه در اوايل شب، صداي نالهاي از سوي درخت شنيدند كه اين بيت را ترنّم ميكرد:
|
أيا ابنَ النبي و يا ابنَ الوصي |
ويا مِنْ بقيّة السادات الأكرمينا |