تاریخ اسلام در آینه پژوهش - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - آثار تاريخى محدثان قم تا قرن پنجم هجرى / محمدرضا جبارى
آثار تاريخى محدثان قم تا قرن پنجم هجرى
محمدرضا جبارى[١]
چكيده
قم از پرسابقه ترين مراكز شيعه نشين در ايران است. اين منطقه در نيمه دوم قرن اول هجرى، پذيراى مسلمانان عرب با گرايش شيعى شد و رفته رفته به يكى از قطب هاى علمى تشيع در عالم اسلامى تبديل گرديد. گرايش حديثى موجود در اين مركز شيعى موجب پديد آمدن محدثان بسيارى در آن شد، به گونه اى كه گاه ارقام شگفت آورى درباره تعداد محدثان اين حوزه حديثى گزارش شده است. اين حوزه حديثى تا قرن چهارم هم چنان پا برجا بود و نشاط و فعاليت داشت. شيخ صدوق، شخصيت برجسته حديثى اين قرنوبزرگ ترين نماينده فكرى اين حوزه بود.
حاصل تلاش محدثان اين حوزه تا پايان قرن چهارم، آثار بسيارى در محورهاى زير بوده است:
تفسير، علوم قرآن، فقه، كلام، سيره، تاريخ، مناقب، مثالب، اخلاق و آداب، رجال و تراجم و انساب، ادب و شعر، فن حديث، جغرافيا و كيهان شناسى، علوم غريبه، طب و بالأخره موضوعات متفرقه.
در اين مقاله، نگاهى داريم به نمونه هايى از آثار محدثان قم در زمينه هاى سيره نبوى، مغازى، خصائص النبى(صلى الله عليه وآله)، فضائل و مناقب اهل بيت(عليهم السلام)، مثالب دشمنان، تاريخ و سيره امامان شيعه، مقتل، دلائل، تاريخ انبيا، تاريخ خلفا، تراجم، تاريخ محلى، ملاحم و تاريخ عمومى.
قم از پرسابقه ترين مراكز شيعه نشين در ايران است. اين منطقه در نيمه دوم قرن اول هجرى، پذيراى اعراب مسلمان با گرايش هاى شيعى شد و رفته رفته به يكى از قطب هاى علمى تشيع در عالم اسلامى تبديل گرديد. گرايش حديثى موجود در اين مركز شيعى موجب پديد آمدن محدثان بسيارى در آن شد، به گونه اى كه گاه ارقام شگفت آورى درباره تعداد محدثان اين حوزه حديثى گزارش شده است. به گفته مولا محمد تقى مجلسى (متوفاى ١٠٧٠ق) در دوره زندگى على بن بابويه قمى (متوفاى ٣٢٩ ق) تعداد دويست هزار محدث در قم مى زيستند![٢] اين آمار گرچه خالى از مبالغه به نظر نمى رسد، اما به يقين مى تواند بر فراوانى محدثان در اين حوزه حديثى دلالت كند. البته مجلسى اول براى دفع استبعاد، اضافه كرده است كه در آن زمان، عموم مردم قم، حتى افراد عادى نيز با ثبت و ضبط حديث و عمل به آن، سروكار داشته اند. محدث قمى نيز در تأييد اين توجيه، به نقلى اشاره كرده كه از وجود سى صد هزار محدث در نيشابور به هنگام ورود امام رضا(عليه السلام) به آن شهر حكايت دارد كه براى استماع حديث، نزد آن حضرت گرد آمده بودند.[٣] اما احتمالا سى صد هزار، تصحيف شده سى هزار باشد. در نقل على بن عيسى اربلى از تاريخ نيشابور رقم ٢٤ هزار،[٤] و در نقل واسعى، رقم بيست هزار آمده است.[٥]برخى از محققان معاصر نيز براى توجيه سخن مجلسى اول، احتمال داده اند كه رقم دويست هزار، در اصل بيست هزار بوده كه گرفتار تصحيف شده است.[٦]
در هر حال، قرن سوم و چهارم هجرى را مى توان اوج دوران فعاليت حوزه حديثى قم دانست. به جز نقلى كه درباره كمّيّت محدثان قم در قرن ٣ و ٤ گذشت، آثار حديثى برجسته قمييّن در اين دو قرن نيز كه برخى از آن ها به دست ما رسيده و از برخى ديگر تنها نامى باقى مانده، از عظمت و پويايى اين حوزه حديثى حكايت دارد. تنها نگاهى به تعداد آثار برخى محدثان قم مى تواند اين مدعا را تأييد كند. به عنوان نمونه، نام ابن ابى جيّد قمى در بسيارى از روايات كشى، نجاشى و شيخ طوسى آمده است كه از پرتأليف بودن وى حكايت دارد.[٧] هم چنين آمار آثار على بن بابويه قمى بنا به نقل فرزندش، شيخ صدوق، يك صد اثر بوده است.[٨] و آمار تأليفات خود شيخ صدوق را نيز سى صد اثر ذكر كرده اند.[٩] شايان توجه است كه يكى از تأليفات وى ـ كه گويا از نظر وسعت و حجم، شبيه بحارالانوار بودهـ كتاب مدينة العلم اوست كه با كمال تأسف مفقود شده است.[١٠] همين طور، بنا به نقل نجاشى، محمدبن احمدبن يحيى اشعرى قمى كتابى با عنوان نوادر الحكمة داشته است كه آن را دبة شبيب مى ناميدند، چرا كه شبيب فردى سير فروش بود و دبّه اى از پوست داشت كه در قسمت هاى مختلف آن روغن و غير آن مى نهاد و مى فروخت، و كتاب مزبور را نيز به دليل تنوع موضوعات چنين نام نهاده بودند.[١١]
قدرت حفظ و قوه فقاهت برخى از محدثان قم نيز زبان زد بوده است. به عنوان نمونه، نجاشى درباره محمدبن احمدبن داود قمى، از حسين بن عبيداللّه نقل كرده كه گفته است: كسى را در حد محمدبن احمدبن داود قمى از نظر قوت حفظ و فقاهت و آشنايى به حديث، مشاهده نكردم.[١٢] تبحّر و مهارتِ حديثى و فقهى قميّين موجب آن شده بود كه به عنوان مرجعى براى تعيين قوت و ضعف آثار حديثى به حساب آيند. نقل شيخ طوسى در اين باره، جالب است كه بنابراين نقل، سومين سفير ناحيه مقدسه در عصر غيبت صغرا، يعنى حسين بن روح نوبختى كتابى را براى تعيين صحت و سقم رواياتش نزد محدثان قم فرستاد و آنان نيز ضمن بررسى، به جز يك حديث، ديگر احاديث كتاب را تأييد كردند.[١٣] اين اقدام نايب سوم علاوه بر اين كه از نوعى مرجعيت علمى محدثان اين حوزه در عصر غيبت صغرا حكايت دارد، هم چنين مى توان آن را در راستاى تعليم و عادت دادن شيعيان به مراجعه به فقها و محدثان برجسته در عصر غيبت كبرا توجيه كرد. اين حوزه حديثى در قرن چهارم نيز هم چنان پابرجا بود و نشاط و فعاليت داشت. شيخ صدوق، شخصيت برجسته حديثى اين قرن و بزرگ ترين نماينده فكرى اين حوزه بود كه با رحلت وى در سال ٣٨١ق از سويى، و جايگزينى مكتب عقل گراى بغداد به جاى مكتب حديث گراى قم در عصر شيخ مفيد، عملا بغداد جاى قم را گرفت.
حاصل تلاش محدثان در اين حوزه حديثى تا پايان قرن چهارم، آثار بسيارى در اين محورها بود: تفسير، علوم قرآن، فقه، كلام، سيره، تاريخ، مناقب و مثالب، اخلاق و آداب، رجال و تراجم و انساب، ادب و شعر، فن حديث و مجامع حديثى، جغرافيا و كيهان شناسى، علوم غريبه، طب و بالأخره موضوعات متفرقه. آثار مربوط به تاريخ، سيره، مناقب و مثالب در حوزه حديثى قم را مى توان در چند محور خلاصه كرد: سيره نبوى(صلى الله عليه وآله)، مغازى، خصايص النبى(صلى الله عليه وآله)، فضايل و مناقب اهل بيت(عليه السلام)، مثالب دشمنان، تاريخ و سيره امامان شيعه(عليه السلام)، مقتل، دلايل، تاريخ انبيا، تاريخ خلفا، تراجم، تاريخ محلى، ملاحم و تاريخ عمومى. اكنون، نمونه هايى را براى محورهاى ياد شده، تا آن جا كه منابع فهرست نگار آورده اند، ذكر مى كنيم:
١ـ سيره نبوى(صلى الله عليه وآله)، مغازى و خصائص
- مغازى النبى(صلى الله عليه وآله); احمدبن محمدبن خالد برقى[١٤]
- الخصائص; همو[١٥]
- المغازى; على بن ابراهيم قمى[١٦]
- خصائص النبى(صلى الله عليه وآله); احمدبن حسين بن حسن بن دؤل قمى[١٧]
- الخصائص; همو[١٨]
- اسماء رسول اللّه(صلى الله عليه وآله); حسن بن خرّزاذ قمى[١٩]
- اوصاف النبى; ابوجعفر محمدبن على بن بابويه قمى[٢٠]
-المنبىء عن زهد النبى(صلى الله عليه وآله); جعفربن احمدبن على فقيه قمى ايلاقى[٢١]
٢ـ فضائل و مناقب
ـ فضل النبى(صلى الله عليه وآله); سعدبن عبداللّه بن ابى خلف أشعرى[٢٢]
ـ فضل النبى(صلى الله عليه وآله); احمدبن محمدبن عيسى أشعرى قمى[٢٣]
ـ شواهد اميرالمؤمنين(عليه السلام) و فضائله; احمدبن محمد بن حسين بن حسن بن دؤل قمى[٢٤]
ـ فضائل اميرالمؤمنين(عليه السلام); على بن ابراهيم قمى[٢٥]
ـ مقصد الراغب الطالب فى فضائل على بن ابى طالب(عليه السلام); حسين بن محمدبن حسن قمى[٢٦]
ـ نوادرالاثر فى على(عليه السلام) خير البشر; جعفربن احمدبن على فقيه قمى[٢٧]
ـ فضل ابى طالب و عبدالمطلب و أبى النبى(صلى الله عليه وآله); سعدبن عبداللّه بن ابى خلف أشعرى[٢٨]
- المعرفة فى فضل النبى(صلى الله عليه وآله) و اميرالمؤمنين(عليه السلام) و الحسن و الحسين(عليهما السلام); محمدبن على بن بابويه قمى (شيخ صدوق)[٢٩]
- فضائل العلويّة; همو[٣٠]
- المائة منقبة (المناقب); محمدبن احمدبن على بن حسن بن شاذان فامى قمى[٣١]
- المناقب; احمدبن محمدبن حسين بن حسن بن دؤل قمى[٣٢]
- المناقب; حسين بن سعيد اهوازى (ساكن قم و مدفون در آن)[٣٣]
- المناقب; على بن ابراهيم قمى[٣٤]
- المناقب; محمدبن اورمة قمى[٣٥]
- المناقب; محمدبن حسن بن فرّوخ صفّار قمى[٣٦]
- مختصر بصائر الدرجات (فى مناقب السادات); سعدبن عبداللّه اشعرى قمى[٣٧]
٣- مثالب
- المثالب; احمدبن محمد بن حسين بن حسن بن دؤل قمى[٣٨]
- المثالب; حسين بن سعيد اهوازى[٣٩]
- المثالب; محمدبن أورمة قمى[٤٠]
- المثالب; محمدبن حسن بن فرّوخ صفّار قمى[٤١]
- المثالب; يونس بن عبدالرحمان قمى[٤٢]
- المثالب; احمدبن حسين بن سعيد اهوازى (مدفون در قم)[٤٣]
٤ـ تاريخ و سيره امامان شيعه(عليهم السلام)
- آثارى از شيخ صدوق با عناوين: اثبات الوصية لعلىّ(عليه السلام)، اثبات خلافت على(عليه السلام)، اثبات النص على علىّ(عليه السلام)، اثبات النص على الائمه(عليهم السلام). اين آثار طبيعتاً اطلاعات تاريخى دارند.[٤٤]
- اسماء اميرالمؤمنين(عليه السلام); حسين بن شاذويه صفّار قمى[٤٥]
- قضايا اميرالمؤمنين(عليه السلام); ابراهيم بن هاشم قمى[٤٦]
- مولد اميرالمؤمنين(عليه السلام); محمدبن على بن بابويه قمى (شيخ صدوق)[٤٧]
- الجمل; همو[٤٨]
- الجمل; احمدبن محمدبن خالد برقى[٤٩]
- مولد فاطمه(عليها السلام); محمدبن على بن بابويه قمى (شيخ صدوق)[٥٠]
- اخبار الزهراء(عليه السلام); همو[٥١]
- عيون اخبار الرضا(عليه السلام); همو[٥٢]
- كمال الدين و تمام النعمة; همو[٥٣]
- كتاب الزهد; همو[٥٤]
اين اثر، مشتمل بر سيزده كتاب بوده كه هر كدام به تبيين سيره يك معصوم (تا امام يازدهم) در زمينه صفت حميده زهد اختصاص داشته است.
٥ـ دلائل و معاجز
- الدلائل; احمدبن محمدبن حسين بن حسن بن دؤل قمى[٥٥]
- المعجزات; همو[٥٦]
- الدلائل; عبداللّه بن جعفر حميرى[٥٧]
- الدلائل; محمدبن على بن ابراهيم بن موسى قشى (ساكن قم)[٥٨]
- دلائل الائمة و معجزاتهم; محمدبن على بن بابويه قمى (شيخ صدوق)[٥٩]
٦ـ مقتل
- مقتل الحسين(عليه السلام); محمدبن يحيى عطار[٦٠]
ـ مقتل الحسين(عليه السلام); محمدبن احمدبن يحيى بن عمران بن عبداللّه اشعرى قمى[٦١]
ـ مقتل العرب; همو[٦٢]
- مقتل الحسن و الحسين(عليهما السلام); محمدبن على بن بابويه قمى (شيخ صدوق)[٦٣]
٧ـ تاريخ انبيا
- الانبياء; على بن ابراهيم قمى[٦٤]
- محن الأنبياء و الأوصياء و الأولياء; ابى بشر احمدبن ابراهيم بن احمد قمى فقيه متكلم[٦٥]
ـ الأنبياء; حسين بن سعيد اهوازى (ساكن و مدفون در قم)[٦٦]
- الأنبياء; احمدبن حسين بن سعيد اهوازى (مدفون در قم)[٦٧]
- جامع حجج الأنبياء; محمدبن على بن بابويه قمى(شيخ صدوق)[٦٨]
٨ـ تاريخ خلفا
- التاريخ العباسى; احمدبن اسماعيل بن عبداللّه بَجَلى قمى[٦٩]
به گفته نجاشى اين اثر با حجمى در حدود ده هزار ورقه، و كتابى عظيم، بى نظير و مستوفا درباره اخبار خلفا و دولت عباسى بوده است.
- تاريخ الخلفاء; ابى نصر حسن بن على قمى منجم
به گفته شيخ آقابزرگ تهرانى، صاحب كتاب التاريخ العباسى، ازاين كتاب نقل كرده و مؤلف كتاب تاريخ قم نيز اين نقل را ضمن يك صفحه آورده است.[٧٠]
٩ـ تراجم، رجال و انساب
- بنات النبى(صلى الله عليه وآله) و ازواجه; احمدبن محمدبن خالد برقى[٧١]
- ما رُوى فى أولاد الأئمه(عليهم السلام); محمدبن حسن بن فرّوخ صفّار قمى[٧٢]
- كتاب فى عبدالمطلب و عبداللّه و ابى طالب و آمنة بنت وهب ـ رضوان اللّه عليهم ـ ; محمدبن على بن بابويه قمى (شيخ صدوق)[٧٣]
- فضائل جعفر الطيار; همو[٧٤]
- كتاب فى زيدبن على(عليه السلام) (اخبار زيدبن على(عليه السلام)); همو[٧٥]
- اخبار سلمان و زهده و فضائله; همو[٧٦]
- اخبار أبى ذر و فضائله; همو[٧٧]
- الرجال المختارين من اصحاب النبى(صلى الله عليه وآله);همو[٧٨]
- كتاب المختار بن ابى عبيدة; همو[٧٩]
- جامع اخبار عبدالعظيم بن عبداللّه الحسنى; همو[٨٠]
- مناقب الرجال; محمدبن احمدبن يحيى بن عمران بن عبداللّه اشعرى قمى[٨١]
- الممدوحين و المذمومين; محمدبن احمدبن داود قمى[٨٢]
- الطبقات; احمدبن محمدبن حسين بن حسن بن دؤل قمى[٨٣]
- طبقات الرجال; (الطبقات، الرجال); احمدبن محمدبن خالد برقى[٨٤]
- الرؤسا; ابن ابى حجاج قمى
در كتاب تاريخ قم ـ كه در بند ١٠ خواهد آمد ـ از اين كتاب ياد شده، و در آن آمده است كه ابن ابى معاد جرجانى در ازاى دادن مبلغى، از ابن ابى حجاج خواست كه نام و ترجمه اش را در اين كتاب بياورد و او نپذيرفت![٨٥]
- المصابيح; محمدبن على بن بابويه قمى (شيخ صدوق)[٨٦]
اين كتاب مشتمل بر پانزده مصباح بوده و هر مصباح نيز به راويان از يك معصوم اختصاص داشته است، جز آن كه راويانِ مَرد از پيامبر(صلى الله عليه وآله) در مصباح اول، و راويان زن در مصباح دوم معرفى شده و در مجموع از پانزده مصباح تشكيل شده بود، اما متأسفانه اين اثر ارزش مند به دست ما نرسيده است.
- كتاب الرجال (ناتمام); همو[٨٧]
- مناقب رواة الحديث; سعدبن عبداللّه اشعرى[٨٨]
- مثالب رواة الحديث; همو[٨٩]
- المآثر و الأنساب; احمدبن محمدبن خالد برقى[٩٠]
- أنساب الأمم; همو[٩١]
١٠ـ تاريخ محلّى
ـ تاريخ قم و ذكر اخبار العرب الاشعريّين النازلين بقم و أيّامهم و حروبهم; على بن حسين بن محمدبن عامربن عمران بن ابى عمر اشعرى قمى. به گفته شيخ آقا بزرگ تهرانى، مؤلف تاريخ قم در مقدمه كتابش نقل كرده كه به جز كتابى كه آن را در خانه على بن حسين اشعرى ديده، كتاب ديگرى درباره تاريخ قم سراغ ندارد. وى حدس زده كه مؤلف كتاب نيز خود صاحب خانه بوده است، و در ادامه، از نابودى كتاب بر اثر سيلِ سال ٣٢٨ق خبر داده است.[٩٢]
- تاريخ قم; حسن بن محمد بن حسن قمى
مؤلف، كتاب را به سال ٣٧٨ يا ٣٨٥ق، به زبان عربى براى صاحب بن عبّاد تأليف كرد،اما متأسفانه اكنون دست رسى ما به كتاب جز از طريق ترجمه پنج باب اول از بيست باب آن كه در سال ٨٠٥ و ٨٠٦ ق توسط حسن بن على بن حسن بن عبدالملك قمى به فارسى ترجمه شده،[٩٣] ممكن نيست.
- المصنف فى تاريخ الكوفة; حسن بن محمدبن جعفر تميمى قمى (ابن نجار)[٩٤]
- فضل قم و الكوفة; سعدبن عبداللّه اشعرى(عليه السلام)[٩٥]
- الكوفة; محمد بن بكران بن عمران رازى (اهل قم و ساكن كوفه)[٩٦]
- مكّة و المدينة; محمد بن خالد برقى[٩٧]
١١ـ ملاحم
- الملاحم; حسين بن سعيد اهوازى[٩٨]
- الملاحم; محمدبن احمدبن يحيى بن عمران بن عبداللّه اشعرى قمى[٩٩]
- الملاحم; محمدبن حسن بن فرّوخ صفّار قمى[١٠٠]
- علامات آخرالزمان; محمدبن على بن بابويه قمى (شيخ صدوق)[١٠١]
١٢ـ تاريخ عمومى
- كتاب التاريخ; احمدبن محمدبن خالد برقى[١٠٢]
- كتاب التاريخ; محمدبن على بن بابويه قمى (شيخ صدوق)[١٠٣]
شيخ آقا بزرگ تهرانى احتمال داده كه اين كتاب، همان كتاب شيخ صدوق، مشتمل بر تراجم عامّه راويان، اعم از شيعه و غير شيعه باشد كه در تاريخ ابن عقده به آن تصريح شده است.[١٠٤]
- وصف قتال الشراة المارقين; همو[١٠٥]
- تاريخ الشهور و الحوادث فيها; جعفربن محمدبن قولويه قمى[١٠٦]
- كتب محمدبن اسحاق القمى فى الاخبار[١٠٧]
- حروب الاوس و الخزرج; محمدبن خالد برقى[١٠٨]
به جز آثار ياد شده، در ديگر آثار حديثى نيز اطلاعات تاريخى فراوانى درج مى شده است; به عنوان مثال، امالى شيخ صدوق كه با عنوان امالى يا مجالس، امروزه در دست است اطلاعات ارزش مند تاريخى دارد. اما از آن جا كه عنوان اين گونه آثار، عنوانى تاريخى نيست و در آثار مفقود، به دليل اطلاع نداشتن از محتواى آن ها نمى توان قضاوتى درباره ميزان گزارش هاى تاريخى آن ها داشت، لذا اسامى آن ها در اين پژوهش ذكر نشد. آثار ياد شده، بخشى از ميراث تاريخى دانشمندان در حوزه علمى قم تا آغاز قرن پنجم هجرى است. روشن است كه بسيارى ديگر از آثار نه به دست ما رسيده و نه نامى از آن ها در منابع فهرست نگارى ثبت شده است، گرچه اطلاعات موجود در برخى از آن ها در منابع بعدى آمده است. توجه به محورهاى مختلف تاريخى در آثار نام برده، از اين حقيقت حكايت دارد كه فنّ تاريخ نگارى در ميان دانشمندان شيعى ـ آن سان كه برخى مدعى اندـ فنّى مهجور نبوده است; تا جايى كه ـ چنان كه گذشت ـ تنها يك اثر از آثار تاريخى قميّين درباره خلفاى عباسى، بالغ به ده هزار ورقه بوده است! توجه دانشمندان اين حوزه حديثى به موضوع مغازى و سيره نبوى نيز نكته ديگرى است كه مى تواند بى پايگى اتهام كم توجهى شيعه به اين مقوله را روشن سازد. هم چنين آثار تاريخى متنوعى كه در فهرست آثار محدثى، همچون شيخ صدوق يا برقى يا ديگر محدثان قم به چشم مى خورد، گوياى ارتباط تاريخ و حديث و روايت در قرون مورد بحث است.
كتاب نامه
١. ابن نديم، الفهرست، بيروت، دارالمعرفة، ١٤١٧ق.
٢. اربلى، على بن عيسى، كشف الغمة فى معرفة الأئمة، بيروت، دارالأضواء، ١٤٠٥ق.
الواسعى، بيروت، منشورات دارمكتبة الحياة، [بى تا].
٣. بحرانى، يوسف بن احمد، لؤلؤة البحرين، تحقيق سيد محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، مطبعة النعمان، [بى تا].
٤. تهرانى، شيخ آقابزرگ، الذريعة إلى تصانيف الشيعة، بيروت، درالأضواء، ١٤٠٣ق.
٥. حسينى جلالى، سيد محمدرضا، مقدمه الإمامة و التبصرة من الحيرة، على بن بابويه قمى، بيروت، مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، ١٤١٢ق.
٦. حلّى، حسن بن على بن داود، كتاب الرجال، نجف، حيدريه، ١٣٩٢ق.
٧. حلّى، حسن بن يوسف (علامه حلّى)، خلاصة الأقوال، نجف، حيدريه، ١٣٨١ق/١٩٦١م.
٨. صدوق، على بن بابويه قمى، معانى الأخبار، تحقيق سيد محمد مهدى خرسان، نجف، حيدريه، [بى تا].
٩. طوسى، ابوجعفر محمد بن حسن، الفهرست، نجف، مرتضويه، ١٣٥٦ق.
١٠. طوسى، ابوجعفر محمد بن حسن، كتاب الغيبة، بيروت، دارالكتاب الإسلامى، ١٤١٢ق.
١١. عسكرى، سيد مرتضى، معالم المدرستين، تهران، مؤسسة البعثة، ١٤٠٥ق.
١٢. قمى، شيخ عباس، فوائد الرضوية فى أحوال علماء المذهب الجعفرية، تهران، كتابخانه مركزى، ١٣٦٧ق.
١٣. مجلسى، محمدتقى، لوامع صاحبقرانى، تهران، نشر برادران علمى، [بى تا].
١٤. نجاشى، احمد بن على بن عباس، فهرست اسماء مصنفى الشيعة (رجال النجاشى)، قم، انتشارات داورى، [بى تا].
١٥. نيشابورى كنتورى، سيد اعجاز حسين، كشف الحجب و الاستار عن اسماء الكتب و الاسفار، قم، كتابخانه آية الله مرعشى نجفى، ١٤٠٩ق.
١٦. واسطى، ابوخالد، مسند الإمام زيد، تحقيق شيخ عبدالواسع بن يحيى
١٧. همو، طبقات اعلام الشيعة، قم، اسماعيليان، بى تا، ج ٢.
*. دكترى علوم قرآن و حديث
[٢]- محمدتقى مجلسى، لوامع صاحبقرانى، ج ١ ص ٤٠٥ و يوسف بن احمد بحرانى، لؤلؤة البحرين، ص ٣٧٣.
[٣]- شيخ عباس قمى، الفوائد الرضوية، ص٢٨٢.
[٤]- على بن عيسى اربلى، كشف الغمة فى معرفة الائمة(عليه السلام)، ج٣، ص١٠١.
[٥]- ابوخالد واسطى، مسند الامام زيد، ص٤٤٠ـ ٤٤١.
[٦]- سيد محمدرضا حسينى جلالى، مقدمه الامامة و التبصره من الحيرة، ص٣٦.
[٧]- به عنوان نمونه ر.ك: شيخ طوسى، الفهرست، شماره هاى ٣٩، ٤٠، ٤٩، ٥٢، ٥٣، ٥٥، ٥٧، ٦٤، ٦٥، ٦٦، ٦٨، ١١٢،١٢٣،١٣١،١٥١،١٥٣،١٦١، ١٧٤، ١٨٥، ١٨٧، ١٩٠، ١٩٧، ٢٢٠، ٢٢١، ٢٢٢، ٢٣٠، ٢٣١، ٢٣٨، ٢٤١، ٢٥٥ و... .
[٨]- ابن نديم گويد: بر پشت يك جزء، اين جمله را به خط شيخ صدوق ديدم كه نوشته بود:«براى فلان بن فلان، روايت همه كتاب هاى پدرم را كه صد كتاب است اجازه دادم» و در برخى نسخه هاى فهرست ابن نديم به جاى عدد صد، عدد دويست آمده است، ر.ك: الفهرست، ابن نديم، ص٢٤٢.
[٩]- علامه حسن بن يوسف حلّى، خلاصة الاقوال، ص١٤٧.
[١٠]- علامه سيد مرتضى عسكرى، معالم المدرستين، ج ٣، ص ٢٧٨.
[١١]- نجاشى، رجال النجاشى، ص٢٤٥ـ ٢٤٦.
[١٢]- همان، ص٢٧٢; علامه حلى، همان، ص١٦٢ و حسن بن على بن داود حلّى، كتاب الرجال، ص١٦٢.
[١٣]- شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص٢٤٠.
[١٤]- نجاشى، همان، ص٦٠.
[١٥]- شيخ طوسى، الفهرست، ص٢١.
[١٦]- همان، ص ٨٩ و نجاشى، همان، ص ١٨٣.
[١٧]- نجاشى، همان، ص ٦٦.
[١٨]- همان.
[١٩]- همان، ص٣٣
[٢٠]- همان، ص٢٧٧ و شيخ طوسى، الفهرست، ١٥٧.
[٢١]- شيخ آقا بزرگ تهرانى، الذريعه،ج١، ص٦٨- ٦٩.
[٢٢]- شيخ طوسى، الفهرست، ص ٧٦ و نجاشى، همان، ص١٢٦.
[٢٣]- شيخ طوسى، الفهرست، ص٢٥ و نجاشى، همان، ص٥٩.
[٢٤]- نجاشى، همان، ص٦٦.
[٢٥]- همان، ص١٨٣ و شيخ طوسى،الفهرست، ص٨٩.
[٢٦]- شيخ آقابزرگ تهرانى، طبقات اعلام الشيعة، ج ١، ص ١١٩.
[٢٧]- همان، ج ١، ص ٦٨ـ ٦٩.
[٢٨]- نجاشى، همان، ص١٢٦ و شيح طوسى، الفهرست، ص٧٦.
[٢٩]- نجاشى، همان، ص٢٧٦.
[٣٠]- همان، ص٢٧٧ و شيخ طوسى، الفهرست، ص١٥٧.
[٣١]- طبقات اعلام الشيعة، ج١، ص ٣٣ و سيد اعجاز حسين نيشابورى كنتورى، كشف الحجب و الاستار عن اسماء الكتب و الاسفار، ص٥٥٥.
[٣٢]- نجاشى، همان، ص٦٦.
[٣٣]- همان، ص٤٣ و شيخ طوسى، الفهرست، ص٥٨.
[٣٤]- شيخ طوسى، الفهرست، ص٨٩ و نجاشى، همان، ص١٨٣.
[٣٥]- نجاشى، همان، ص٢٣٢.
[٣٦]- همان، ص٢٥١.
[٣٧]- شيخ آقا بزرگ تهرانى، الذريعة الى تصانيف الشيعة، ج ٢٠، ص ١٨٢. به گفته شيخ آقابزرگ، اين كتاب، تلخيص بصائر الدرجات است كه توسط شيخ حسن بن خالد حلّى (از شاگردان شهيد اول) انجام شده است.
[٣٨]- نجاشى، همان، ص٦٦.
[٣٩]- همان، ص٤٣ و شيخ طوسى، الفهرست، ص٥٨.
[٤٠]- نجاشى، همان، ص٢٣٢.
[٤١]- همان، ص٢٥١.
[٤٢]- همان، ص٣١٢.
[٤٣]- همان، ص٥٦ و شيخ طوسى، الفهرست، ص٢٢.
[٤٤]- نجاشى، همان، ص٢٧٦.
[٤٥]- همان، ص٤٩.
[٤٦]- همان، ص١٢ و شيخ طوسى، الفهرست، ص٤.
[٤٧]- نجاشى، همان، ص٢٧٧ و شيخ طوسى، الفهرست، ص١٥٧.
[٤٨]- نجاشى، همان، ص٢٧٧ و شيخ طوسى، الفهرست، ص١٥٧.
[٤٩]- نجاشى، همان، ص٥٥ و شيخ طوسى، الفهرست، ص٢١.
[٥٠]- نجاشى، همان، ص٢٧٧ و شيخ طوسى، الفهرست، ص١٥٧.
[٥١]- همان.
[٥٢]- شيخ آقا بزرگ تهرانى، همان، ج١٥، ص٣٧٥.
[٥٣]- همان، ج٢، ص٢٨٣ و ج١٨، ص٢٨٣.
[٥٤]- نجاشى، همان، ص٢٧٨ و شيخ طوسى،الفهرست، ص١٥٧.
[٥٥]- نجاشى، همان، ص٦٦.
[٥٦]- شيخ طوسى، الفهرست، ص٦٥.
[٥٧]- همان، ص١٠٢ و نجاشى، همان، ص١٥٢.
[٥٨]- نجاشى، همان، ص٢٣٤.
[٥٩]- همان، ص٢٧٨.
[٦٠]- همان، ص٢٥٠.
[٦١]- همان، ص١٨٣.
[٦٢]- شيخ طوسى، الفهرست، ص١٤٤.
[٦٣]- همان، ص ١٥٧.
[٦٤]- همان، ص٨٩ و نجاشى، همان، ص١٨٣.
[٦٥]- شيخ آقا بزرگ تهرانى، همان، ج٢٠، ص١٦٠.
[٦٦]- نجاشى، همان، ص٥٦ و شيخ طوسى، الفهرست، ص٢٢.
[٦٧]- نجاشى، همان، ص٥٦ و شيخ طوسى، الفهرست، ص٢٢.
[٦٨]- نجاشى، همان، ص٢٧٧.
[٦٩]- همان، ص٧١; شيخ طوسى، الفهرست، ص٣١ و شيخ آقابزرگ تهرانى، همان، ج ٣، ص ٢٦٤.
[٧٠]- شيخ آقابزرگ تهرانى، همان، ج٢٦، ص١٣٠.
[٧١]- شيخ طوسى، الفهرست، ص٢١.
[٧٢]- نجاشى، همان، ص٢٥١.
٤ـ تا ١٢ـ همان، ص ٢٧٧ - ٢٧٩; شيخ طوسى، الفهرست، ص ١٥٧.
[٨٢]- همان، ص١٣٦ و نجاشى، همان، ص٢٧٢.
[٨٣]- نجاشى، همان، ص٦٥.
[٨٤]- همان، ص٥٥ و شيخ طوسى، الفهرست، ص٢١.
[٨٥]- شيخ آقابزرگ تهرانى، همان، ج ١٧، ص ٢٧٥.
[٨٦]- شيخ طوسى، الفهرست، ص١٥٧ و نجاشى، همان، ص٢٧٧.
[٨٧]- شيخ طوسى، الفهرست، ص١٥٧.
٧و ٨ـ همان، ص٧٦ و نجاشى، همان، ص١٢٦.
[٩٠]- شيخ طوسى، الفهرست، ص٢١ و نجاشى، همان، ص ٥٥.
[٩١]- شيخ طوسى، الفهرست، ص٢١ و نجاشى، همان، ص٥٥.
[٩٢]- شيخ آقا بزرگ تهرانى، همان ،ج٣، ص٢٧٩.
[٩٣]- طبقات اعلام الشيعة، ج١، ص٩٩.
[٩٤]- شيخ آقابزرگ تهرانى، همان، ج ٢٣، ص ٤٧.
[٩٥]- نجاشى، همان، ص١٢٦.
[٩٦]- همان، ص٢٨٠ و طبقات اعلام الشيعة، ج١، ص٢٥٠.
[٩٧]- نجاشى، همان، ص٢٣٦.
[٩٨]- همان، ص٤٣ و شيخ طوسى، الفهرست، ص٥٨.
[٩٩]- نجاشى، همان، ص١٨٣.
[١٠٠]- همان، ص٢٥١.
[١٠١]- همان، ص٢٧٧ و شيخ طوسى، الفهرست، ص١٥٧.
[١٠٢]- شيخ طوسى، الفهرست، ص٢١.
[١٠٣]- همان، ص١٥٧ و نجاشى، همان، ص٢٧٧.
[١٠٤]- شيخ آقا بزرگ تهرانى، همان، ج٣، ص٢٢٢.
[١٠٥]- شيخ صدوق، معانى الاخبار، تحقيق سيد محمدمهدى خرسان، مقدمه، ص ٢٢.
[١٠٦]- نجاشى، همان، ص٩٠.
[١٠٧]- شيخ طوسى، الفهرست، ص١٥٤.
[١٠٨]- نجاشى، همان، ص٢٣٦.