تاریخ اسلام در آینه پژوهش - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٨ - گزارشي از همايش مالك اشتر نخعي(ره)/ تهيه و تنظيم حامد منتظري مقدم
تهيه و تنظيم: حامد منتظري مقدم*
اشارههمايش مالك اشتر در تاريخ ٢٦/١١/٨٧ و در آستانه عيد سعيد غدير با همكاري معاونت پژوهشي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني? و ادارة عقيدتي ـ سياسي دانشگاه صنعتي مالك اشتر تهران، پس از يك سال برنامهريزي و پيگيري مستمر، در سالن باقرالعلوم(ع) دانشگاه مزبور برگزار شد.
در اين گزارش اجمالي، نخست، برنامههاي روز همايش و پس از آن، گوشههايي از يافتههاي علمي همايش ارائه ميشود. پيشتر يادآوري ميشود كه علاقهمندان براي آگاهي تفصيلي از دستاوردهاي علمي همايش ميتوانند به «مجموعه مقالات همايش مالك اشتر» كه با تلاشي بيوقفه پيش از برگزاري همايش انتشار يافت و در روز همايش عرضه شد، مراجعه كنند.
مقدمه
مالك اشتر نَخَعي، بزرگ صحابيِ اميرمؤمنان علي(ع) و شيفته و شيداي مولا بود. در دوراني كه نامداران در سستي و ترديد وا مانده بودند، مالك، همة هستياش را به امير و مولاي خود بخشيد، و ولايتمداري را به اوج رسانيد. در شناساييِ وي، نميتوان هيچ تعبيري به بلندي تعابير اميرمؤمنان(ع) يافت. اميرمؤمنان(ع) هنگامي كه مالك را به امارت مصر گماشت، خطاب به مردم آنجا نگاشت:
... من بندهاي از بندگان خدا را به سوي شما فرستادم كه در روزهاي وحشت، نميخوابد و در لحظههاي ترس، از دشمن روي نميگرداند بر بدكاران از شعلههاي آتش تندتر است... او شمشيري از شمشيرهاي خداست كه نه تيزي آن كند ميشود و نه ضربت آن بياثر است... .[١]
و آنگاه كه خبر شهادت مالك به امام(ع) رسيد، فرمود:
مالك، چه مالكي! به خدا اگر كوه بود، در سرفرازي، كوهي بود يگانه، و اگر سنگ بود، سنگي سخت و محكم بود كه هيچ روندهاي به اوج قلّة او نميرسيد و هيچ پرندهاي بر فراز آن پرواز نميكرد.[٢]
همچنين، در فرازي ديگر درباره مالك فرمود: «خدا مالك را رحمت كند! او براي من چنان بود كه من براي پيامبر خدا بودم».[٣]
بازشناسيِ شخصيّت مالك اشتر، و پرتو افكني بيشتر برِ چهرة تابناكش، از انگيزههاي برپايي همايش مالك اشتر نَخَعي بود.
برنامههاي روز همايشهمايش با تلاوت آياتي از قرآن كريم و سپس قرائت پيام رياست محترم جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي دكتر احمدي نژاد افتتاح شد.
متن پيام رئيس جمهوربسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير انصاره واعوانه
والمستشهدين بين
يديه
قال علي(ع): «رحمالله مالكاً فلقد كان الأشتر لي كما كنت لرسولالله(ص)؛ خدا مالك اشتر را رحمت كند، او براي من آن گونه بود كه من براي رسول خدا(ص) بودم».
سپاس خداوندي را سزد كه پروردگار جهانيان است و درود بر بنده برگزيدهاش پيامبر اعظم محمد مصطفي(ص) و خاندان پاك و ذريه گرانقدرش، بالاخص حضرت ولي عصر?.
مالك اشتر نخعي برجستهترين عضو امارت اميرالمؤمنين، سردار نامدار
صحنههاي دفاع از حريم ولايت و امامت، عاشق و دلداده، شخصيتي كه شيرينترين
و دلپذيرترين امر در نزد او اجراي فرمان امام زمان بود از ياران صديق و
وفادار كه پروانهوار دور شمع وجود مقدس وليّ خدا سر و جان باخت. فرمان
امام علي(ع) هنگام نصب او به حكومت مصر به عنوان منشور جاودان
حكومتهاي عدل الهي، سندي پرافتخار محسوب
ميگردد.
تعاملات تحسين برانگيز او با امام علي بنابيطالب(ع) نشئت گرفته
از حقمداري و روح لطيف و قدسي اوست كه با تدبير خود، غم را از چهره آن
حضرت ميزدود و با شجاعت، صلابت، قاطعيت و بصيرت خدادادي خود، سهم بزرگي در
تحكيم پايههاي اسلام ناب محمدي(ص) ايفا نمود.
شناخت مالك اشتر، يعني شناخت عدالت، اخلاص، مهرورزي، خدمت به بندگان خدا،
وفاداري، شجاعت، علم و معرفت و شناخت جلوهاي از حقيقت حضرت اميرمؤمنان(ع)،
و امروز نيز با شناخت و تأسي به سيره بزرگواراني همچون سلمان، ابوذر،
مقداد، عمار ياسر و مالك اشتر ميتوان سيد علي زمان را ياريگر بود و در
امواج متلاطم نفيهاي نظام اسلامي به اثباتهاي شكوهمند ايران بزرگ،
جلوههاي علمي بخشيد.
اينك به لطف و فضل الهي، در سال نوآوري و شكوفايي، بازشناسي اين شخصيت
بزرگ، انگيزه همايشي است كه در دانشگاه صنعتي مالك اشتر، در روز وحدت حوزه و
دانشگاه و در آستانه عيد سعيد غدير خم برگزار و اين الگوي مخلص را به نسل
عزيز جوان معرفي مينمايد. اميدوارم اين حركت ارزشمند سرآغازي براي معرفي
ساير ياران و دوستان باوفاي اوليا و ائمه معصومين(ع) و موجب زدودن
غبار ناآشنايي و گمنامي از آن بزرگواران باشد و چه مكاني شايستهتر از
دانشگاهي كه مزين و مفتخر به نام مالك اشتر
است.
از دست اندركاران، محققان و پژوهشگران عزيز اين نشست، صميمانه تشكر و قدرداني مينمايم.
والسلام عليكم و علي عبادالله الصالحين
محمود احمدينژاد
رئيس جمهور
٢٦/٩/١٣٨٧
در ادامة بخش افتتاحيه، دبير اجرايي همايش حجتالاسلام و المسلمين جناب آقاي دهقان گزارش خويش را ارائه كرد. پس از آن، حجتالاسلام و المسلمين جناب آقاي سيدجمالالدين دينپرور، بنيانگذار و رئيس محترم بنياد نهج البلاغه دربارة شخصيت مالك از نگاه اميرمؤمنان(ع) سخنراني كرد. آنگاه نماهنگ صوتي و تصويري زيبايي، مشتمل بر مروري كوتاه بر زندگاني مالك و نيز تصاويري از مرقد او در مصر نمايش داده شد.
ارائة مقالات برگزيدهدر روز همايش، هفت مقاله از مقالههاي برگزيده در دو نوبت صبح و عصر بهوسيلة نويسندگان محترم مقالات قرائت شد. اين مقالات به ترتيب، عبارت بودند از:
١. حقوق و تكاليف و امور نظاميان از ديدگاه امام علي(ع) با تأكيد بر فرمان ايشان به مالك اشتر/ دكتر سيدفضلالله موسوي (دانشيار دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران)؛
٢. مالك، مردي كه بايد از نو شناخت/ مهندس شاپور فروتن (كارشناس مكانيك)؛
٣. از عدالت تا انصاف راهي به عدالت توزيعي (با تكيه بر عهدنامة مالك اشتر)/ حجتالاسلام و المسلمين دكتر مسعود راعي (دكتراي حقوق بينالملل)؛
٤. جايگاه مالك در ميان سرداران اميرمؤمنان علي(ع)/ آقاي علياكبر عباسي (دانشجوي دكتراي تاريخ اسلام)؛
٥. مالك اشتر در آينة دائرةالمعارفها و منابع شرح حال نويسي/ حجتالاسلام و المسلمين دكتر علي غلامي دهقي (استاديار معارف اسلامي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان)؛
٦ . روابط و تعاملات مالك اشتر نخعي با امام علي(ع)/ دكتر محمدعلي چلونگر (استاديار دانشگاه اصفهان)؛
٧ . تبارشناسي مالك اشتر/ آقاي مصطفي صادقي (عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي).
در ادامة گزارش، ضمن مروري بر يافتههاي علمي همايش، به محتواي مقالات يادشده نيز اشاره خواهد شد. همچنين، گفتني است كه پيش از ظهر همايش، حجتالاسلام و المسلمين امين دربارة مراتب ولايتمداري سخنراني كرد.
نشست علميدر عصر روز همايش، نشستي با عنوان «بررسي چالشهاي حكومت اميرمؤمنان(ع)»، با حضور اساتيد معظم: حجتالاسلام والمسلمين مهدي پيشوايي، مدير پژوهشي گروه تاريخ مؤسسه امام خميني?، دكتر اصغر منتظرالقائم، دانشيار گروه تاريخ و رياست دانشكدة ادبيات دانشگاه اصفهان، حجتالاسلام والمسلمين دكتر محمدرضا جباري، استاديار مؤسسة امام خميني? و مدير گروه تخصصي تاريخ حوزة علميّة قم برگزار شد. نگارندة اين گزارش نيز دبير و مجري نشست بود.
در اين نشست كه به مسئلهاي نزديك و مرتبط با عنوان همايش اختصاص يافته بود، كوشش شد تا مهمترين چالشها و مشكلاتِ فراروي حكومت اميرمؤمنان(ع) بازشناسي شود.
در اين باره، استاد پيشوايي، در بيان ديدگاههاي خويش، نخست بر اين نكته پاي فشرد كه اميرمؤمنان علي(ع) از همان آغاز، كاملاً آگاه بود كه حكومتش با چالشها و مشكلات اساسي روبهرو خواهد شد و حضرت به هيچ وجه در برابر آن مشكلات غافلگير نشد. ايشان همچنين تأكيد كرد كه از نگاه اميرمؤمنان(ع) جامعة اسلامي پس از رسولخدا (ص) گرفتار انحراف شد و از اين رو، حضرت كوشيد تا جامعه را به همان دوران عصر نبوي بازگرداند.
در ادامه، استاد پيشوايي به وجود چهار چالش اساسي در حكومت اميرمؤمنان(ع) اشاره و آن چالشها را بدينسان شناسايي كرد: بدعتهاي ديني، فقدان عدالت اقتصادي، فقدان مساوات بين عرب و عجم، و دنياگرايي و رفاهزدگي.
در ادامة نشست، دكتر منتظرالقائم به ريشهيابي چالشهاي حكومتِ اميرمؤمنان(ع) پرداخت، و در اين باره، مسئلة فتوحاتِ انجام شده در عصر خلفاي نخستين را مورد توجه قرار داد. ايشان تأكيد كرد كه اين فتوحات، گرچه سرزمينهاي بسيار وسيعي را به گسترة قلمروي اسلامي افزود و نيز امكانات مادّي فراواني را فراروي مسلمانان قرار داد، اما از پوشش تربيتي مناسب و كافي برخوردار نبود، و در نتيجه، جامعة اسلامي گرفتار مفاسد فرهنگي و اجتماعي شد. همچنين دكتر منتظرالقائم، قدرتطلبي اشراف، و وجود قاعدين و مردّدين را از ديگر چالشهاي حكومت اميرمؤمنان(ع) دانست و بر همراهي مالك اشتر با اميرمؤمنان(ع) در مبارزه با آن چالشها تأكيد ورزيد.
سپس دكتر جباري، در بازشناسيِ چالشهاي حكومت اميرمؤمنان(ع)، از زاويهاي ديگر به ريشهيابي مسئله پرداخت و تأكيد كرد كه مهمترين چالش و مشكل اين بود كه پس از رسول خدا(ص)، ملاك تعيين خليفه از آنچه حضرت رسول(ص) تعيين كرده بود، دگرگون شد. حضرت، براي تعيين امام و خليفه، نصّ و نصب الهي را ملاك قرار داده بود، اما اين ملاك تغيير يافت. همچنين ايشان يكي از چالشهاي حكومت اميرمؤمنان(ع) را اطاعت نكردنِ اصحاب و ياران علي(ع) از وي به شمار آورد كه اين مسئله، خود در بافت و فضاي عمومي عراق ريشه داشت.
در پايان، مجري همايش پس از جمعبندي ديدگاههاي اساتيد محترم، بر نقش بسيار محوريِ مالكاشتر در اطاعت محض از اميرمؤمنان(ع) و همراهي وفادارانهاش با حضرت تأكيد كرد و در اين باره از جمله يادآورِ اين سخنِ مالك شد:
اي اميرمؤمنان(ع)! ... هر وقت كه خواهي، بفرماى تا روي به جنگ دشمنان تو آريم ... [ كه در خدمت تو] يقيني صادق و اعتقادي كامل داريم... .[٤]
اجراي مراسم عقد اخوّتدر پايان همايش، به ميمنت تقارن آن با عيد سعيد غدير خم، عقد اخوّت ميان حاضران توسط حجتالاسلام و المسلمين جناب آقاي توحيدي و با همراهي همة حاضران انجام شد، و بر شكوه و غناي معنوي همايش افزود.
اهداي لوحهاي تقديردر نهايت، به تعدادي از دستاندركاران همايش در بخشهاي علمي و اجرايي و نيز به شماري از نويسندگان مقالات برگزيده، لوحهاي تقدير اعطا شد.
برپايي نمايشگاه كتابدر محل همايش، با حضور انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني? نمايشگاه كتابي برپا شد كه مورد استقبال ميهمانان و حاضران قرار گرفت.
پوشش خبري همايشگفتني است كه اخبار مربوط به همايش مالك اشتر، پيش از برگزاري و بعد از آن، از سوي برخي شبكههاي رسانة ملي، خبرگزاريها و سايتهاي خبري پوشش داده شد.
گُذري بر يافتههاي علمي همايشنخست بايد اذعان داشت كه اين همايش، از آن جا كه به نامِ بزرگسردارِ اميرمؤمنان(ع) بود، جلوهگاه ارادت و شور و شوقِ دوستانِ حضرت قرار گرفت، بهگونهاي كه پس از فراخوان همايش در اوايل سال ١٣٨٧، در فاصلهاي چند ماهه، نزديك به ١٥٠ مقاله كه بسيار فراتر از حد انتظار و پيشبينياوليه بود، به دبيرخانههاي همايش مستقر در قم و تهران ارسال شد. با همراهي و كوششِ اساتيد ارزياب و اعضاي محترم كميتة علمي، همة مقالههاي دريافتي، بررسي و ارزيابي شد و در نهايت با رعايت معيارهاي علمي و پژوهشي، نوزده مقالة برتر با عنوانِ «مجموعة مقالات همايش مالك اشتر» انتشار يافت و نيز تعداد چهل مقاله درخورِ تقدير شناخته شد.
مجموعه مقالات ياد شده، در واقع دستاورد علمي همايش مالك اشتر است كه بر پاية طراحي محورهاي همايش، مشتمل بر سه فصل است: «شخصيّت شناسي مالك اشتر»، «مالك اشتر و اميرمؤمنان(ع)» و «عهدنامة مالك اشتر».
در فصل نخست، شخصيّتِ مالك، تبار و جايگاه او، و در بخش دوم، تعاملات و ارتباطات مالك با اميرمؤمنان(ع) و نقش وي در دوران خلافت حضرت، شناسايي شده است. مقالات اين دو بخش، بيشتر تاريخي و در مواردي ادبي است. در بخش سوم، فرمان حكومتي اميرمؤمنان(ع) به مالك اشتر (نامة ٥٣ نهجالبلاغه)، در ابعاد حقوقي و مديريتي، كاوش شده است.
حال، يافتههاي هر يك از مقالات برتر، به تفكيك و به ترتيب درج در مجموعه مقالات مرور ميشود:
١. تبارشناسي مالك اشترتأليف آقاي مصطفي صادق*
مالك اشتر، خود از شخصيتهاي نامدار تاريخ اسلام و تشيع است، اما تبار
وي چندان شناخته شده نيست. در اين ميان، فقط فرزند او ابراهيم، شهرت
فراوان دارد. در دورههاي مياني و متأخر، افراد وخاندانهايي به مالك نسبت
داده شدهاند كه اين نوشتار به بازشناسي ايشان ميپردازد. گرچه مالك اشتر،
از بزرگان شيعه
و از ياران خاص و معتقد به اميرمؤمنان علي(ع) بود، اما همة افراد قبيلة نَخَع و
نيز تبار مالك چنين نبودند. در ميان ايشان كساني يافت ميشدند كه
رفتارهايشان بيشتر ماهيت سياسي داشت تا مذهبي و شيعي. در اين حال، در
دورههاي مياني
و متأخر از تاريخ اسلام، عالمان پرآوازهاي از شيعيان اماميه ـ از سيد
بنطاووس گرفته تا خاندان كاشف الغطاء ـ به مالك اشتر انتساب يافتهاند كه
از اين
امر ميتوان به افتخارآميز بودنِ شخصيت و نام مالك اشتر در درازاي تاريخ
اسلام پيبرد.
تأليف آقاي علي اكبر عباسي*
مالك اشتر در ميان سرداران حضرت امير(ع)، موقعيتي بينظير داشت. ستايشهاي امام از مالك، نشانه اعتماد آن بزرگوار به مالك اشتر است. شجاعت مالك، هماورديها، درايت و دورانديشي وي در نبردها از سايرين بيشتر بود. اين سردار، خصلتهايي داشت كه تأثيرگذاريِ وي بر حوادث را دو چندان ميكرد. ويژگيهايي مانند جوانمردي، صداي بلند و رسا، ذوق شاعري و مخصوصاً نفوذ قبيلهاي مالك، باعث ايفاي نقشي مؤثر در حكومت اميرمؤمنان(ع) ميشد. معاويه با شناختي كه از مالك داشت، هيچگاه به فكر نامه نوشتن به وي و جذبش نيفتاد. مالك در ايجاد امنيت در قلمرو حكومتي امام نيز نقش مهمي داشت، از اينرو، ناامنيهاي ايجاد شده از سوي سرداران معاويه در قلمرو حكومتي امام، به بعد از شهادت مالك مربوط بود.
٣ . درآمدي بر الگوي فرماندهي نظامي در سيرة مالك اشترتأليف دكتر اصغر منتظرالقائم*
در اين مقاله، نخست مباحثي چون تأثيرپذيري فرد از جامعه و الگوي برتر بودنِ رسولخدا(ص) از ديدگاه امام علي(ع) مطرح شده، سپس با تأكيد بر اينكه مالك اشتر يكي از نخبهترين ياران امام علي(ع) بوده است، مواردي از جنبههاي الگويي وي براي جامعه اسلامي به طور عام، و براي نظاميان به طور خاص تبيين شده است. نويسنده بر اين نكته تأكيد ميكند كه حيات مالك همواره در راه جهاد و كوشش براي اسلام سپري شد و او در حمايت از مولاي خود قدمي واپس نگذاشت و سرانجام در راه وفاداري به امام علي(ع) به فوز شهادت نائل گرديد.
٤. مالك اشتر در آينة دائرةالمعارفها و منابع شرححالنويسيتأليف حجتالاسلام والمسلمين دكتر علي غلامي دهقي**
اين مقاله، شناسهاي كوتاه و جامع از شخصيت مالك اشتر به دست ميدهد.
او، رئيس تيرة «نَخَع» بود. در فتوحات، از جمله در نبرد يَرموك شهرت
يافت. جزء منتقدان عثمان بود و دو بار تبعيد شد. از ياران خاص علي(ع) بود و
در مراحل گوناگون خلافت حضرت نقشي بارز داشت. مالك از سوي امام علي(ع) به امارت منطقة جزيره واقع در شمال عراق، و پس از جنگ صفين به
امارت مصر منصوب شد، اما پيش از رسيدن به آنجا با توطئه معاويه، مسموم و
به شهادت رسيد. ايمان، شجاعت، سياست و مديريت، اخلاق و معنويت،
فقاهت، اطاعت از رهبري و مهارتش در خطابه و شعر از ويژگيهاي برجستة
او بود. شرححالنويسان بسيار او را مدح كردهاند. البته برخي نيز
نسبتهاي ناروايي به او دادهاند كه در اين مقاله، هشت مورد از آن نسبتها
نقد و بررسي شده است.
تأليف آقاي رضا بابايي*
نويسنده در اين نوشتار كوشيده است كه اندكي از بازتاب كرامات و مقامات مالك اشتر را در ادب و فرهنگ فارسي گزارش كند. در اين نوشتار ميخوانيم: «نام مالك اشتر در حافظة تاريخي و شعر فارسي، مرادف است با شجاعت و وفاداري به آرمانهاي پيشوا. هرگاه نام او به شعري پا ميگذارد، براي نشان دادن دليريهايي است كه فقط در انسانهاي بزرگ ميتوان نشاني از آنها يافت. او، نماد دليري و قوت قلب و شجاعت است».
٦. سيماي مالك اشتر در آينه ادبيات و هنرتأليف آقاي كاظم كامران شرفشاهي**
در اين پژوهش، سيماي مالك اشتر در شعر و ادب پارسي، ادبيات داستاني، هنر نمايش و هنر هفتم، شناسايي و ارزيابي شده است. در اين نوشتار ميخوانيم: «يكي از ابعاد شخصيت مالك اشتر، شخصيت ادبي اوست. مالك در هر هنگامهاي، نخست با برهان به ميدان ميآيد و ميكوشد تا مرز حق و باطل را آشكار سازد و فريب خوردگان را از مذلّت برهاند. خطبههاي شيواي مالك، آميزهاي از معنويت و حماسه است كه هنوز پس از گذشت سدههاي متمادي، روح آدمي را به اهتزاز در ميآورد».
٧. مالك، مردي كه بايد از نو شناختتأليف مهندس شاپور فروتن***
در اين نوشتار كه برآمده از احساس و شوري زيباست، در وصف مالك ميخوانيم: «شيرمردي فرزانه، نشسته در ستيغ سترگ معرفت و بر فراز قلة رفيع شهامت، آنچنان در مكتب ولايت رشد يافته بود كه عمق و ژرفاي جريانات هزار رنگ را ميشناخت، و شبهه و ترديد، آرزوي ميزبانيِ ذهن و روحِ او را با خود به گور برد». نيز ميخوانيم: «در لابهلاي كتاب قطور تاريخ، لبة اين صفحة طلايي، از دور، چشمها را مينوازد و با زبانِ بيزباني، فرياد برميآورد كه اگر ميخواهي بداني كه بزرگي چيست و مردانگي، رفاقت، اميري، سربازي و سرافرازي كدام است، با نوك انگشتانت اين صفحه را بازكن و بخوان»!
٨ . نقش مالك در برپايي و تثبيت حكومت اميرمؤمنان(ع)تأليف آقاي مجتبي صادق
مالك در آغاز حكومت اميرمؤمنان(ع) در فراخوان بيعت با حضرت، نقشي محوري داشت. امويان براي زير سؤال بردنِ آن بيعت، مالك را به دستداشتن در قتل خليفة سوم متهم كردند. در اين مقاله، در پاسخگويي به اين اتهام، و تبيينِ نقش مالك در برپاييِ حكومت علي(ع)، به وقايع دوران عثمان، اشاره، و ويژگيهاي فردي و اجتماعي مالك بازشناسي شده است. ويژگيهاي او عبارتاند از: نفوذ در ميان قبايل يماني، قدرت بيان، فقاهت و هوشمندي سياسي. نويسنده با اذعان به اعتراضاتِ مالك به عثمان، هرگونه دخالت وي در قتل عثمان را انكار ميكند، و اين اتهام را ساختة راويان اموي ميداند. همچنين گزارش به كارگيري زور در بيعت با علي(ع) را انكار و مجعول بودن آن را اثبات ميكند. در ادامة نوشتار، نقش مؤثر مالك در ديگر مراحل حكومت علي(ع) تبيين شده است.
٩ .نقش مالك اشتر در جنگ صفّينتأليف حجتالاسلام و المسلمين محمدقاسم احمدي*
جنگ صفين، مهمترين، سختترين و طولانيترين جنگ دوران خلافت حضرت علي(ع) بود. مالك اشتر در اين جنگ، بسيار نقشآفرين بود. در اين نوشتار به تفصيل دربارة نقش مالك در آمادهسازيِ مردم كوفه براي همراهي در جنگ، حل برخي مشكلات مسير حركت سپاه به سوي صفين، آزادسازي شريعة فرات، حفظ روحيه و انسجام سپاه، فرماندهي در سطوح عالي، هماورديها و كشتن رجال نامي دشمن پرداخته شده است. نويسنده اذعان ميكند كه در جنگ صفين، پس از امام علي(ع)، مالك دومين شخصيت مؤثر و محوري بود و با شجاعت، فداكاري و تدبير خويش، در غلبة سپاه امام علي(ع) و رسيدن به موقعيت برتر در مقايسه با سپاه معاويه نقش بسيار مهمي داشت، گرچه اين برتري با نيرنگ عمروعاص نافرجام ماند.
١٠ .روابط وتعاملات مالك اشترنخعي با امام علي(ع)تأليف دكترمحمدعلي چلونگر*
مالك اشتر در ميان ياران امام علي(ع) برجستگي خاصي دارد. او، در دوران خلافت امام(ع) تا هنگام شهادت، يار و مشاوري امين و دلسوز براي حضرت بود. روابط و تعاملات مالك با امام، بر پاية ارادت، ايمان و اعتقاد شكل گرفته بود. در مقابل، امام(ع) نيز اعتمادي كامل به وي داشت و مناصبِ مهمي چون فرماندهي در نبردهاي جمل و صفين، و فرمانرواييِ جزيره (در شمال عراق) و مصر را به وي سپرد. سخنان مالك در توصيف امام و متقابلاً فرمودههاي امام دربارة مالك، بازگوي اين رابطه و تعامل است. در روابط مالك با امام، اصل اطاعتپذيري در همه حال حاكم بود و همين امر، موجب ميشد تا دشمنان نتوانند در روابط او با امام خللي وارد كنند. در اين باره گزارشهايي در دست است كه ميكوشند روابط مالك و امام را سياه جلوه دهند كه در اين نوشتار، اين گزارشها نقد و بررسي شده است.
١١. مالك؛ سردارِ حقمدارتأليف حجتالاسلام والمسلمين دكتر حامد منتظري مقدم*
تشخيص حق و نيز پايبندي به آن، در بسياري از موقعيّتها دشوار ميشود، چنانكه در خلافت اميرمؤمنان علي(ع) همين گونه بود. در آن شرايط، مالك اشتر، حق را در علي(ع) يافت و با او همراه شد، چندان كه حقمداريِ مالك، در ولايتمداريِ او تجلّي پيدا كرد. مالك، در تشخيص حقّ به ديگران ياري ميداد و نيز آنان را با رفتار و گفتار خود، به پايداري بر حقّ فرا ميخواند. مالك از آستانة خيمهگاه معاويه بازگشت، در حالي كه ميدانست: «حق به نقطه حساس و يك قدمي پيروزي رسيده است». آنجا او از پيروزي گذشت و وجودِ امام را برگزيد. مالك، همراهيِ حقمدارانه با اميرمؤمنان(ع) را معيار دوستي و دشمني خويش نهاده بود. بر اين اساس، او با عمارياسر كه خود وي نيز به فرمودة پيامبر(ص) شاخص حق بود، همگام شد و در همان زمان، راه خود را از كساني چون ابوموسي و اَشعث جدا كرد.
١٢. جايگاه عدالت و انصاف در عهدنامة مالك اشترتأليف آقاي امانالله شفايي*
عدالت و انصاف، از برجستهترين مفاهيم در زندگي اميرمؤمنان علي(ع) است. اين دو مفهوم، در عهدنامة مالك اشتر(نامة ٥٣ نهجالبلاغه) كه در آن، اصول حكومتي اسلام تبيين شده، بسيار نمايان است. در بخشهاي مختلف عهدنامه، بر رعايت عدالت و انصاف، تأكيد، و حاكم مسلمان موظّف ميشود كه تمام جنبههاي مديريتي را بر پاية تحكيم و توسعة عدالت و انصاف به كار گيرد. در عهدنامه، به رعايت عدالت و انصاف دربارة طبقة فروترِ جامعه با عبارتِ «الله الله في الطّبقة السفلي»، توجه ويژهاي ميشود. اين نوشتار، در بازشناسي جايگاه عدالت و انصاف در عهدنامة مالك اشتر، از جمله به اين بخشها ميپردازد: انصاف با خدا، خود و خلق؛ پرهيز از خاصگرايي؛ عدالت در شورا؛ طبقات مختلف جامعه؛ اجراي عدالت، چشمروشنيِ واليان؛ كمهزينه بودن اجراي عدالت و انصاف؛ و ضرورت بازگشت به عدالت.
١٣. از عدالت تا انصاف، راهي به عدالت توزيعيتأليف حجتالاسلام والمسلمين دكتر مسعود راعي*
در اين نوشتار با تكيه بر مفاد عهدنامة مالك اشتر، اذعان ميشود كه زيربناي نظام حقوقي اسلام عدالت است، چنانكه زيربناي نظام حقوقي غرب، آزادي، و زيربناي نظام سوسياليستي، اشتراك و سرمايهداري دولتي است. اصولاً فلسفة وجودي حكومت در نگاه امام علي(ع)، ايجاد و گسترش عدالت است. با اجراي عدالت، هر چيزي در جاي خود قرار ميگيرد و زمينة تحقق امنيت و توسعه فراهم ميشود. با اجراي عدالت، تمام استعدادها فرصت بروز پيدا خواهند كرد و در پرتو آن، ملاك استحقاق افراد، خود را نشان خواهد داد كه به نوبة خود، بهترين معيار براي توزيع عدالت است. نويسنده در اين نوشتار، انصاف را معيار اصلي عدالت توزيعي، و راهنماي استقرار آن دانسته و تأكيد ميكند كه با رعايت انصاف، عدالت از تعميمپذيري و كارايي مناسب برخوردار ميشود.
١٤. حقوق و تكاليف و امور نظاميان از ديدگاه امام علي(ع) با تأكيد بر فرمان ايشان به مالك اشتر تأليف دكتر سيدفضلالله موسوي*از ديدگاه اميرالمؤمنين(ع) نيروهاي مسلح، نگهبان مردم و ماية عزّت ديناند. در خصوص امور نظامي، مهمترين ويژگيها عبارت است از: عدم شروع جنگ، برخورد منصفانه با اسيران و مجروحان و غيرنظاميان دشمن، مهرورزي و تواضع نظاميان نسبت به مردم، و اجراي نظم در همة امور. در اين نوشتار، تأكيد شده كه ديدگاه امام علي(ع) دربارة حقوق، تكاليف و امور نظاميان همهجانبه و گسترده است، و در تبيين ديدگاه حضرت، اين مباحث مطرح شده است: ويژگيهاي انساني فرماندهان، حقوق و تكاليف فرماندهان نسبت به رهبر جامعه و به عكس، حقوق و تكاليف نظاميان، رفتار نظاميان با دشمن و نيز رفتار ايشان با مردم، روحيههاي لازم و تاكتيكهاي مؤثر در جنگ. نويسنده در اين نوشتار، اذعان كرده است كه رهبري جامعه بايد توجه ويژه به نيروهاي مسلح داشته و متقابلاً نظاميان نيز بايد از وي اطاعت كامل داشته باشند.
١٥. حقوق بنيادين بشر در عهدنامة مالك اشترتأليف حجتالاسلام والمسلمين محمدرضا باقرزاده*
نويسنده بر پاية مفاد عهدنامة مالك اشتر، ديدگاه اميرمؤمنان(ع) را دربارة
حقوق بنيادين بشر، كرامت انسان و بايستههاي حكومت متولي حقوق
بشر، بررسي كرده است. وي، با استناد به متن عهد مزبور، اذعان ميكند كه
اميرمؤمنان(ع) بر حقوق بنيادين بشر، از جمله حق حيات، آزادي، مالكيت فردي،
امنيت، عدالت و مساوات، تأكيد فرموده است كه از اين نظر، عهدنامة مزبور،
سندي كامل و متعالي به شمار ميآيد. در اين نوشتار به منظور شناسايي ديدگاه
اميرمؤمنان(ع) در زمينة كرامت انساني، ديدگاه حضرت در موضوعاتي چون حقوق
اقليتها، گشادهدستي در برابر مردم، مثبتانديشي دربارة مردم و رأفت و
مداراي اسلامي بررسي شده است.
نويسنده با تكيه بر عهدنامة مالك اشتر، به تفكيك ميان مرزهاي دو اصل عدالت و انصاف پرداخته و بر اين باور است كه اصل عدالت، ناظر به حقوق بشري، و اصل انصاف، ناظر به حقوق شهروندي است. وي اذعان ميكند كه حقوق بشري هيچگاه نقض يا تعطيل نميشود و تنها بر پاية مصالح عمومي ممكن است موقتاً تحديد و تعليق شود. اما حقوق شهروندي، چنانچه مصالح عامه اقتضا كند، ميتواند موجب امتيازاتي براي فرد يا افرادي خاص شود، البته هر گونه افزايش امتياز برابر است با افزايش مسئوليت.
١٧. مديريت ارتباطات در فرمان مالك اشترتأليف حجتالاسلام و المسلمين محسن منطقي**
در فرمان اميرالمؤمنين(ع) خطاب به مالك اشتر، سه نوع ارتباط براي كارگزاران، قابل شناسايي است كه عبارت است از: رابطه با خداوند متعال، رابطه با خود و رابطه با ديگران. در مدل ارتباطات، در يكسو فرستنده پيام و در سوي ديگر گيرنده پيام قرار دارد. هر كدام از اين دو بخش، گامهايي را براي ساختن و دريافت پيام انجام ميدهند. هدف فرستندة پيام وقتي تحقق مييابد كه پيام براساس شناخت دريافتكننده شكل گيرد. در اين نوشتار، به بايستههاي فرستندة پيام، توجه شده است.
١٨ . آموزههايي در مديريت دولتي بر مبناي رويكرد اسلاميتأليف حجتالاسلام و المسلمين محمدمهدي نادري***
در اين نوشتار با تكيه بر مفاد عهدنامه مالك اشتر، چندين آموزة مديريتي، شناسايي، و به شكل گزارههاي توصيهاي ارائه شده است. برخي از آن آموزهها عبارت است از: «ديدگاه انتقادي كه نسبت به ديگران داريد در مورد خودتان و شغلتان نيز اعمال كنيد، اين امر، راهكاري مؤثر در بهبود عملكرد شماست»، «نسبت به مردم نرمخو و گشادهرو باشيد و از صميم دل نسبت به آنان مهر بورزيد» و «هرگز با تقديم مصالح خواص بر مصالح جمعي و منافع عمومي، رنجش توده مردم را دامن نزنيد».
١٩ . اصول مديريتي از ديدگاه حضرت علي(ع) با محوريت عهدنامه مالك اشترتأليف خانم فرزانه نيكو برشراد*
در اين نوشتار، ديدگاههاي امام علي(ع) دربارة برخي از ابعاد مديريتي، شناسايي، و تأكيد شده است كه حضرت در دوران حكومت خويش با مشخص ساختن ويژگيهاي مديران و نگرش حكومت به مردم و تبيين وظايف آنها، الگوي كاملي را براي جوامع آينده ترسيم كردهاند.
سخن پايانياين همايش، با هدف ارائه تصويري روشنتر از شخصيت مالك اشتر، ارتباط وي با اميرالمؤمنين علي(ع) و عهدنامه مالك برگزار شد. در اين حال، بايد اذعان داشت كه اين موضوعات، همچنان درخور پژوهش و واكاوي بيشتر است و هنوز نكتههاي ناگفته و مسائل ناگشوده از زندگاني مالك برجاست.
در اينجا، با سپاسگذاري از همة همكاران و همراهان، از اساتيدي كه در نشست علمي همايش حضور پيدا كردند و پژوهشگراني كه به نگارش مقاله همت گماردند و محتواي علميِ همايش را ارتقا بخشيدند، ارج مينهيم.
اين همايش، با حمايتِ حجتالاسلام و المسلمين جناب آقاي دكتر احمدحسين شريفي، معاونت محترم پژوهش مؤسسه امام خميني(ره)، و كوشش اعضاي محترم كميته علمي همايش، حجج اسلام: استاد مهدي پيشوايي، دكتر محمدرضا جباري، دكتر مسعود راعي، دكتر حسين تاجزاده و آقاي محسن رنجبر، و همكاري علمي حججاسلام آقايان: مجتبي درودي، عبدالحكيم سليمي، محمدتقي نوروزي، محمدمهدي نادري، دكتر سيدكاظم رجايي، جواد محدثي و محمد دشتي، و اهتمام حججاسلام آقايان: عليرضا دانشور و محمدحسن دهقان، دبيران اجرايي همايش (دردو دوره)، سيدمهدي سيديان مسئول اداره همايشهاي مؤسسه، و كوشش اعضاي دبيرخانههاي تهران و قم مخصوصاً آقايان سيدعلي راستيتبار و محسن محمدرضايي به ثمر نشست كه از همة اين بزرگواران صميمانه سپاسگزاري ميشود. «و لله الحمد».
* استاديار مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني? و دبير علمي همايش. دريافت: ٥/١١/٨٧ ـ پذيرش ١٥/١١/٨٧.
* عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي
* دانشجوي دكتري تاريخ اسلام.
* دانشيار گروه تاريخ و رياست دانشكدة ادبيات دانشگاه اصفهان.
** استاديار معارف اسلامي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان.
* استاد و پژوهشگر در قلمرو ادبيات فارسي.
** پژوهشگر در قلمرو هنر و ادبيات آييني.
*** كارشناس مكانيك.
* دانشجوي دكتري تاريخ اسلام.
* استاديار گروه تاريخ دانشگاه اصفهان.
* استاديار مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
* كارشناس علوم سياسي.
* دكتراي حقوق بينالملل.
* دانشيار دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران.
* دانشجوي دكتري علوم سياسي.
* استاديار دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران.
** عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
*** عضو هيئت علمي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
* كارشناس ارشد علوم سياسي.
[١]. نهجالبلاغه، نامة ٣٨.
[٢]. همان، حکمت ٤٤٣.
[٣]. ابن ابيالحديد، شرح نهج البلاغه، ج ١٥، ص٩٨ ـ ٩٩.
[٤]. «يا أمير المؤمنين! فإن شئت فسر بنا إليٰ عدوّك ... و إنا لعَليٰ بيّنة من ربنا...» (ابن اعثم کوفي، الفتوح، ج٢، ص٤٩٩ و٥٠٠). ترجمة ياد شده در متن، برگرفته از ترجمة مستوفي هروي است، ر.ك: ص٤٥٣.