معرفت اخلاقی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٥ - دو اصل اخلاقي شاخص در روابط همسران (حسن معاشرت و پاكدامني همسران)
سال سوم، شماره سوم، تابستان ١٣٩١، صفحه ٧٣ ـ ٩٤
Ma'rifat-i Ākhlaqī, Vol.٣. No.٣, Summer ٢٠١٢
علياحمد پناهي*
چكيده
نظام خانواده، جامعه كوچكي است كه هريك از اعضاي آن بايد به وظايفي پايبند باشند. زن و شوهر(همسران) كه اركان اصلي خانواده شمرده ميشوند، وظايف مهمتري داشته و پايبندي به آن وظايف، نقش ارزندهاي در روابط خودشان و در روابط ساير اعضاي خانواده دارد. حسن معاشرت و رعايت پاكدامني از وظايفي است كه در مقايسه با وظايف اخلاقي ديگر شاخصتر و پراهميتتر است.
در آموزههاي ديني و تربيتي به اين دو وظيفه، عنايت ويژهاي شده و به نقش آن در سلامتي خانواده، توجه خاصي شده است. در اين مقاله با نگاهي تحليلي ـ توصيفي به وظايف اخلاقي همسران، به ويژه حسن معاشرت و پاكدامني همسران پرداخته شده است. هدف از پژوهش حاضر اين است كه اين دو نقش و وظيفه اساسي از نگاه ديني و تربيتي و روانشناختي بررسي شود.
كليدواژهها: همسران، شاخص، وظايف اخلاقي، آموزههاي ديني، استحكام، پاكدامني، حسن معاشرت.
* كارشناس ارشد روانشناسي باليني مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خمنيي(ره) a.panahi٣١٣@gmail.com
دريافت: ٢١/١/١٣٩١ ـ پذيرش: ٣١/٥/١٣٩١
مقدّمه
نهاد خانواده به مثابة جامعة كوچكي است كه هريك از اعضاي آن به گونهاي بر ديگري تأثيرگذار است. همسران و كيفيت روابط آنان به دليل ركن بودن همسران در خانواده، تأثيرگذاري مضاعف و دوچندان بر فضاي عمومي خانواده و بهويژه بر فرزندان دارد، زيرا خانواده به صورت سيستمي متعامل[١] و به هم پيوسته بوده كه هر كدام از اعضاي آن متناسب با جايگاه و نقش خود، در ديگران تأثيرگذار است.
پدر و مادر در جايگاه محوريترين عنصر تعاملات خانوادگي، وقتي در روابط همسري توجه اساسي به آموزههاي اخلاقي داشته و به وظايف خويش پايبند بودند، ميتوانند هم روابط خود را سالم و جذاب كنند و هم الگوي پذيرفته و ارزندهاي براي انتقال مفاهيم و دستورات اخلاقي به فرزندان خود باشند.
بسياري از انديشمندان روانشناسي، بهويژه آلبرت بندورا[٢] اعتقاد دارند كه بيشترين يادگيريها و تأثيرپذيريهاي افراد انساني از طريق يادگيري مشاهدهاي و ديدن الگوهاي ارائه شده است. بر اساس نظريه وي هر چقدر الگوها از محبوبيت و جايگاه ارزشي ويژهاي بهرهمند باشند، تأثيرگذاري بيشتري بر الگوگيرندهها دارند. همچنين او اعتقاد دارد والدين به عنوان اولين الگو، بر شخصيت كودكان، اجتماعي شدن آنها، روشهاي تعامل با ديگران، چگونگي برخورد با مشكلات زندگي و مسائل اخلاقي كودكان, تأثير جدي و اساسي دارند.[٣]
بديهي است كه وقتي پدر و مادر به آموزههاي اخلاقي و اصول همسرداري، التزام جدي داشته و روابط عاطفي و اخلاقي محبتآميز و مؤدبانه، دلسوزانه و دينمدارانه بين آنها برقرار باشد، بر فرزندان خود نيز اثر گذاشته و آنان را به سوي مسائل تربيتي سوق خواهند داد. علاوه بر اينها وقتي محيط خانواده، دوستانه، صادقانه، محبتآميز و همراه با حس وظيفهشناسي و احترام باشد، فضايي آرام و معنوي به وجود خواهد آمد و اين فضا در آرامش رواني، شكوفايي استعدادها و همچنين خلاقيت فرزندان مؤثر خواهد بود، زيرا يكي از شرايط عمده براي رشد عاطفي، ذهني، فكري و رواني كودكان، محيط مناسب خانواده است كه اين فضا در خانوادههايي كه به حقوق متقابل و نقشهاي اختصاصي افراد ملتزم هستند، به وجود ميآيد. اين گونه خانوادهها بيشترين شباهت را به خانوادهاي كه در روانشناسي به خانواده مقتدر معروف است، دارند. خانوادة مقتدر، بهترين نوع خانوادهها و بهترين نوع تربيتي است.[٤]
التزام همسران به حقوق اخلاقي متقابل علاوه بر آثار ذكرشده دربارة فرزندان، در ترقي معنوي و رشد معنوي و تربيتي يكديگر نيز تأثيرگذار است. وقتي همسران در محيطي عاطفي، دوستانه و مملو از ارزشهاي اخلاقي، عمر خود را سپري ميكنند، آرامآرام و به صورت ناهوشيار بر كمالات و زيباييهاي اخلاقي آنان افزوده ميشود، زيرا همانگونه كه محيط سالم و پاكيزه (از نظر اخلاقي) در شخصيت و نوع كاركردهاي افراد تأثير ميگذارد، همينطور افراد سالم و بهنجار، متقابلاً در محيط و بهتر شدن آن مؤثرند.
شاخصترين رفتار اخلاقي در نظام خانوادهروشن است كه همسران وظايف اخلاقي و حقوقي متفاوتي در برابر يكديگر دارند كه برخي از آنها اهميت بيشتري دارد. حسن معاشرت و رعايت عفت و پاكدامني از شاخصترين آنهاست.
الف) حُسن معاشرتيكي از حقوق و وظايف متقابل و مشترك زوجين (زن و شوهر) حُسن معاشرت آنها با يكديگر است. به عبارت ديگر، زن وظيفه دارد با شوهرش به نيكي معاشرت كرده و نيز حق دارد از شوهر خويش حُسن معاشرت بخواهد، چنانكه مرد نيز حق دارد از همسر خويش تكريم و معاشرت نيكو طلب كرده و هم موظف است با همسرش به نيكي و مهرباني رفتار كند.
اصولاً بسياري از قوانين و دستورات و احكام اسلام و توصيههاي پيشوايان دين، جنبه پيشگيري دارد كه اگر دقيقاً اجرا شود، بسياري از مشكلات و گرفتاريهاي احتمالي خانواده، برطرف ميشود. همانطور كه مشهور است «پيشگيري، بهتر و آسانتر از درمان» است. در احكام اسلام نيز اگر به دستورات و توصيههايي كه جنبة ارشادي و اخلاقي دارد عمل شود، از بسياري از نزاعهاي حقوقي كه گاهي خسارتهاي فراوان و غيرقابل جبراني در پي دارد، جلوگيري شود.
يكي از دستورات اخلاقي در زندگي زناشويي كه قرآن كريم و پيشوايان دين بر آن تأكيد بسيار كرده تا جايي كه اين دستور اخلاقي جنبه حقوقي و تكليفي پيدا نموده، همين مسئله «حُسن معاشرت» و خوشرفتاري با يكديگر است. اهميت و نقش حياتي حُسن معاشرت در زندگي زناشويي تا آنجاست كه به شكل مادهاي از قانون مدني درآمده و ضمانت اجرايي دارد. در قانون مدني، ماده ١١٠٣ آمده است: «زن و شوهر مكلف به حُسن معاشرت با يكديگرند.»
در زندگي زناشويي آنچه بيش از همه اهميت دارد آن است كه زن و شوهر خودشان را متعلق به يكديگر دانسته و هر كدام از آنها سعادت و خوشبختي ديگري را سعادت و خوشبختي خويش بداند و بدبختي و گرفتاري ديگري را گرفتاري و غم خويش به حساب آورد. اگر هر دو با اين ديدگاه به زندگي زناشويي گام نهاده و همينگونه ادامه دهند، بيترديد زوجي موفق، خوشبخت و سعادتمند خواهند بود و در پرتو اين خوشبختي و موفقيت، فرزندان صالحي نيز به جامعه تحويل ميدهند.
مرد توانا و فعال، تمام روز را كار كرده است و هرگونه مشقت و سختي را تحمل نموده، در سرما و گرما فرسوده شده و شب به خانه برميگردد كه محل امن و امان و جايگاه راحت و آسايش روح و جسم اوست؛ همه ناملايمات و ملالتها اينجا فراموش و زنگ هر غمي از خاطر مرد زدوده ميشود.
درون خانه، كعبه آمال مرد است و زنِ خانه، خداي اين كعبه است و نوباوگان معصوم فرشتگاني هستند كه درون خانه گرد كانون مهر و صفا طواف ميكنند. در روي زمين ستارگاني هستند روشنتر و مرموزتر از كواكب فلكي و آنها زناناند.
بانوي خانه نيز كه به سبب وابستگي به همسر و زندگي مشترك با او، از همه كسان و عزيزانش جدا شده، چه بسا از موطن و زادگاهش نيز دور شده، از صبح تا غروب درون منزل محصور گرديده، با سر و صدا و گريه و بعضاً بيماري و بهانهگيري كودكان دست و پنجه نرم ميكند، (بدون هيچ وظيفة شرعي) كارهاي سخت و طاقتفرساي منزل را متحمل ميشود، ايثارگرانه و تبرعاً و فقط به انگيزة عشق به همسر و فرزندانش به صورت كارگري تماموقت، كار و تلاش ميكند، پيوسته به اين فكر است كه شوهر او چه غذايي را دوست دارد، همان را تهيه ببيند، چه پوششي را ميپسندد، همان لباس را بپوشد و از چه نوع زيور و آرايشي محظوظتر ميشود تا خود را بدان بيارايد و هر لحظه منتظر بازگشت همسر و شريك خويش است تا در كنار او لحظهاي بيارامد و ناگفتههاي خويش بدو باز گويد و بدينوسيله از رنج و تعب خانهداري اندكي بكاهد، بهترين پاداشي كه در برابر آنهمه ايثار و رنج غربت از نزديكانش ميتواند دريافت كند، تبسم همسر هنگام ورود به منزل و احوالپرسي محبتآميز اوست.
يك ـ نمودهاي حسن معاشرت١. خوش خلقي
خوشخلقي و مهرباني با همسر يكي از نمودهاي برجستة معاشرت پسنديده است. اين ويژگي اخلاقي دو جانبه بوده و هريك از همسران بايد به آن آراسته باشند. كسي كه در برخورد با همسر با چهرهاي بشّاش، اداي كلمات زيبا، با صداي آرام، منطقي، متواضعانه و دلسوزانه ظاهر ميشود، شخص خوشاخلاق تلقّي ميگردد. اين شخص (چه زن و چه مرد) با حضور خود در جمع خانواده علاوه بر ايجاد صفا و آرامش، از اجر معنوي نيز بهرهمند شده و همچنين با رغبت و لطف اعضاي خانواده روبهرو ميشود. فضاي به وجود آمده با حضور پدر و مادر خوشاخلاق، در آرامش رواني، اعتماد به نفس، شكوفايي و پيشرفت همه اعضاي خانواده، بهويژه فرزندان تأثير زيادي دارد. پيامبر گرامي(ص) دربارة ارزش و جايگاه خوشاخلاقي ميفرمايند: «شايستهترين مردم از نظر ايماني، خوشاخلاقترين آنها و مهربانترين آنها با خانوادهاش است و من مهربانترين شما با خانوادهام هستم.»[٥]
ترشرويي، اخم، داد و فرياد، غُر زدن و بيحوصلگي با همسر، نه تنها زندگي را به جهنمي سوزان تبديل ميكند، بلكه هيچ منفعتي نداشته و فقط اعمال و حسنات انسان را نابود ميكند و انسان را از معنويت بهدور كرده و از چشم اعضاي خانواده ساقط ميكند. امام رضا(ع) ميفرمايند: از بدخلقي بپرهيزيد، زيرا بدخلقي شما را جهنمي ميكند.[٦] پيامبر گرامي نيز ميفرمايد: «بداخلاقي، اعمال و حسنات انسان را نابود ميكند همان طوري كه سركه عسل را نابود مينمايد.»[٧]
كسي كه اهل بدخلقي است، اعصاب ديگران را خرد ميكند، ظلم روا ميدارد، زندگي را جهنم و آرامش را سلب ميكند و همه اينها در ضايع شدن اعمال و گرفتار شدن به عذاب، دخالت دارند. استاد اخلاقي درباره خوشخلقي با زن ميفرمود: برخي از زنها را با هيچ ابزاري نميتوان مطيع كرد و فقط دواي درد آنها خوشاخلاقي و محبت به آنان است كه در اين صورت، مطيع و تسليم خواهند بود.
٢. پرهيز از آزردن شوهرزن بايد از هرگونه عمل، حركت و حرفي كه رنجشخاطر شوهر را فراهم ميكند، پرهيز نمايد و چون فرشتهاي در قلب شوهر جاي گيرد و هرگز درصدد آزار شوهر كه از گناهان بزرگ است، برنيايد. البته مرد نيز وظيفه دارد كه معاشرت نيكو داشته باشد. پيامبر گرامي(ص) در اينباره ميفرمايند: «زني كه با زبان، شوهر را بيازارد، خداوند هيچ عمل خوب و هيچ حسنه و نماز و روزهاي را از او قبول نميكند، هرچند همواره روزها در روزه باشد و شبها در حال نماز، مگر آنكه همسرش از او راضي شود.»[٨]
در روايتي ديگر كه از محضر نوراني امام صادق(ع) نقل شده، چنين آمده است: «هر زني كه شوهر خود را بيازارد و با او بدخلقي كند و شوهر از او ناراضي باشد (در موردي حق) نمازش قبول نميشود، مگر اينكه شوهر را راضي نمايد.»[٩]
٣. مهرباني و محبتمحبت و به همسر و مهرباني با او يكي از راهكارهاي اساسي براي شيريني و شادكامي زندگي زناشويي و يكي از آموزههاي اخلاقي اسلام است. اين شاهكليد خوشبختي گرچه دوجانبه بوده و هم زن و هم مرد موظف هستند تا به آن ملتزم باشند، ولي همانطور كه در فصل اول و در تفاوتهاي زن و مرد بيان شد، زن عاطفيتر و احساسيتر از مرد بوده و وجودش لطيفتر از مرد است، از اينرو نياز زن به محبت و مهرباني، بيش از مرد ميباشد. مهرباني با همسر اكسيري كمنظير است و تأثيري كه در نزديكي دلها و ايجاد صميميت دارد، كمبديل است. اين تأثير شگرف به اين سبب است كه انسان ذاتاً تشنه دوستي و محبت است و يكي از نيازهاي رواني انسان تعلق و دوستي ميباشد. محبت، انگيزه بسياري از تلاشها و زحمتهاي طاقتفرساي زندگي است. انسان همانطور كه از محبت كردن به ديگران لذت ميبرد، پيوسته در تلاش است كه محبت ديگران را نيز به خود جلب كند. انسان ميخواهد او را دوست داشته باشند و اگر احساس كند كه هيچ كس به او علاقه ندارد، جهان با همه وسعتش براي او تنگ و تاريك خواهد بود.
برخي از روانشناسان، نظير آبرهام مزلو و كويينگ محبت و تعلقپذيري را از نيازهاي اساسي و روانشناختي تلقي كرده و اعتقاد دارند كه ارضاي اين نيازها در آرامش رواني و سلامتي رواني افراد تأثير اساسي دارد.[١٠]
از منظر اسلام، اساس و شالوده زندگي خانوادگي بر محبت استوار است. خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: «از نشانههاي قدرت خداوند اين است كه از جنس خودتان همسراني برايتان آفريد تا در كنار آنها آرامش يابيد و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد، در اين امر نشانههايي است براي گروهي كه تفكر ميكنند.»(روم: ٢١)
بر همين اساس، ميتوان ادعا كرد كه نيرومندترين عامل دوام و رشد خانواده، عاطفه و محبت است و بهترين عامل براي استحكام و بقاي آن، برانگيختن عواطف متقابل افراد خانواده، بهويژه همسران به يكديگر است. به همين علت است كه در آموزههاي ديني بسيار توصيه شده كه همسران، بهويژه مرد، به همديگر اظهار محبت و مهرباني كرده و اين محبت خود را آشكار سازند. پيامبر گرامي(ص) ميفرمايند: با زنان مهرباني كنيد و دلهايشان را به دست آوريد تا با شما همراهي كنند، و هرگز آنان را مجبور و خشمگين نكنيد.[١١] در روايت ديگري نيز ميفرمايد: اگر مردي به همسرش بگويد «دوستت دارم» هرگز از قلب او خارج نميشود.[١٢] همچنين آن حضرت فرمودهاند: هرگاه كسي را دوست داشتي، او را بدان آگاه ساز، زيرا اين كار، دوستي را در ميان شما استوارتر ميسازد.[١٣]
لازمه شادابي و نشاط رواني زن و مرد، بهويژه زن اين است كه خود را محبوب همسر خويش ببيند و از عشق و علاقه او به خودش مطمئن باشد. اگر زن در مورد محبت و علاقه همسرش به خود، ترديد كند يا به علاقه او به افراد ديگر پي ببرد، احساس درماندگي و ناتواني عاطفي به او دست ميدهد و از اينكه نتوانسته عواطف شوهر را تصرف كند، احساس خسران ميكند. در نتيجه اين احساس، ممكن است رو به پژمردگي نهاده و از نشاط روحياش كاسته شود. اين مسئله چنان بر روان زن تأثير ميگذارد كه موجب كمتر شدن علاقه او به فرزندانش نيز ميشود؛ يعني حتي عاطفه مادري نيز به شدت از عواطف شوهر به زن تأثير ميپذيرد. حمايت و مهرباني قلبي مرد، آنقدر براي زن ارزش دارد كه زندگي زناشويي بدون آن براي زن قابل تحمل نبوده و هرگز احساس خوشبختي نميكند.[١٤]
زن به سبب ويژگيهاي خاصي كه دارد اغلب نميتواند به طور مستقيم از بيمهري يا كمتوجهي شوهرش به خود گلايه كند؛ گويي اين كار را يا در شأن خود نميداند و يا آن را مايه تحقير خود و چهبسا مايه تحقير شوهر بداند. حال اگر از چنين وضعي پيوسته رنج ببرد، آثار نامطلوب اين احساس دروني به مرور زمان در رفتارهاي او با اعضاي خانواده، بهويژه همسر پديدار ميشود. زن اگر از عواطف همسري ارضا شود، عاليترين احساسات خود را نثار شوهر ميكند و بيشترين فداكاري را نثار زندگي و شوهر خواهد كرد. بنابراين، مهمترين وظيفة اخلاقي و انساني مرد اين است كه همسر خود را از همان آغاز زندگي از محبتي كه به او دارد، آگاه سازد و پيوسته با نثار محبت و انجام كارهايي كه نشاندهنده علاقه و عشق او به همسر است، او را مطمئن كرده و سعي كند با بذل محبت و مهرباني، نهال نورسيده زندگي زناشويي را سيراب و سرسبز سازد. زن نياز دارد كه حرفهاي پرمهر و محبت را به طور مداوم بشنود، با شوهرش بيرون برود، در تحسين و تمجيد از هرچيزي با شور و شوق شوهرش شريك شود و نيز يكي شدن واقعي با همسرش را در سكوتي لذتبخش تجربه كند. عشق براي زن به معناي علاقه دايمي و در سطح عالي است، و به همين علت است كه ميخواهد هميشه در كنار شوهرش باشد. زن براي مدت زماني كه شوهرش در كنار اوست، ارزش قائل است. اگر شوهر به كاري و تفريحي بپردازد كه مورد رضايت زن نيست (مثل فوتبال يا فيلمهاي پليسي) زن احساس ميكند كه ديگر شوهرش به او علاقه نداشته و از اين كار همسر، عصباني ميشود.[١٥]
زن بايد به شوهر خود عشق داشته و از اظهار محبت به او دريغ نكند و علاقه خود را به گونههاي گوناگون بيان نمايد و از خدمات مرد و تلاش او قدرداني كرده و با برجسته كردن فداركاريهاي مرد، توجه خود را به او ابراز كند. ابراز علاقه زن به شوهر علاوه بر جلب رضايت و عواطف شوهر، باعث افزايش انگيزه مرد براي تلاش و تأمين آسايش خانواده و نيز رضايتخاطر مرد از زندگي شده و احساس ارزشمندي را در خانواده در پي دارد.
امام صادق(ع) در اينباره ميفرمايند: زن بايد با اظهار علاقه و با دلربايي و آرايش در برابر شوهر به گونهاي عمل كند كه رضايت و خشنودي شوهر جلب شود.[١٦]
اسلام، افراد را به احسان كردن به خانواده، دعوت كرده و هر چيزي را كه به بنيان خانواده زيان برساند، حرام ميداند. خداوند ميفرمايد: «با همسرتان خوش رفتاري كنيد»[١٧] و نيز ميفرمايد: «به زنان زيان وارد نسازيد كه زندگي برايشان سخت شود.»[١٨] همچنين پيامبر(ص) فرمودهاند: بهترين شما بهترين كس براي خانوادهاش هست، و من براي خانوادهام بهترينم.[١٩]
اسلام بر ديباچه كتاب زناشويي سرلوحهاي از مهر و محبت نگاشته است، طرفين اين معامله مهم اجتماعي را دو دل رئوف و دو قلب مهربان قرار داده، آفرينش زن و مرد را يكسان و از خمير واحدي اعلام كرده است: «اي مردم! از پروردگارتان بترسيد، آن خدايي كه شما را از نفس واحدهاي آفريد و از همان نفس واحده، همسرش را بيافريد.»[٢٠]
دوـ آثار حُسن معاشرتزن و مردي كه در پي تحصيل سعادت و خوشبختي، به زندگي مشترك تن داده و هريك هزاران مسئوليت را در اين راستا ميپذيرند، بايد بدانند كه تحصيل سعادت و خوشبختي صرفاً با احقاق حقوق ميسر نيست، بلكه آنچه در زندگي زناشويي نقش اساسي را بازي ميكند، ابراز محبت و تكريم يكديگر است. اگر اين زيربنا و شالوده اصلي، در زندگي وجود داشته باشد احقاق حقوق خود به خود ميسر شده و نيازي به مطالبه آن نيست.
قرآن كريم پيوند و ارتباط زناشويي را از آيات و نشانههاي الهي و از شاهكارهاي خلقت معرفي ميكند: «و از نشانههاي الهي اينكه براي شما از خودتان همسراني آفريد تا بدانها آرامش يابيد، و در ميان شما مودت و رحمت قرار داد.»[٢١]
آري هريك از زن و مرد از نظر جهاز تناسلي دستگاهي دارند، كه اين دستگاه بهكار نميافتد، مگر وقتي كه با دستگاه طرف مقابل جمع شود و از مجموع آن دو، توالد و تناسل صورت ميگيرد، پس هريك از آن دو در حد خود و فينفسه ناقص و محتاج به طرف ديگر است، و به سبب همين نقص و احتياج است كه هريك به سوي ديگري حركت كرده و چون بدان رسيد، آرامش و سكونت مييابد، چون هر ناقصي مشتاق به كمال است و هر محتاجي مايل به زوال حاجت و فقر خويش است، و اين نياز در رابطه همسري محقق ميشود.
كلمه مودت در آية شريفه: «وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً» تقريباً به معناي محبتي است كه اثرش هويدا ميشود، به خلاف خشوع كه به معناي نوعي تأثر نفساني است كه از مشاهده عظمت و كبريايي در دل پديد ميآيد. كلمه رحمت در آيه شريفه نيز به معناي نوعي تأثير نفساني است كه از مشاهده محروميت محرومي كه كمالي را ندارد يا به رفع نقيصه خود احتياج دارد، در دل پديد آمده و صاحبدل را وادار ميكند كه او را از محروميت نجات داده و نيازش را برطرف كند.[٢٢]
بنابراين، عقد ازدواج صرفاً قراردادي براي قانوني كردن كامجويي جنسي نيست، بلكه قرارداد پيوند همهجانبهاي ميان دو همسر است كه همه وجود آنها را به هم پيوند داده، به زندگي آنها رنگ و آهنگ تازه بخشيده و آنها را از تنهايي درميآورد. اين حقيقت، يعني ايجاد كانون آرامش براي دو همسر، صريح آيه قرآن است كه ميفرمايد: «از نشانههاي او اينكه از خود شما برايتان همسراني آفريد تا در كنار آنها آرام گيريد و ميان شما دوستي و دلسوزي به وجود آورد.»[٢٣]
زناشويي، تجويز و قانوني ساختن عشقبازي نيست، بلكه براي اين است كه زن و مرد به طور دائم به هم بپيوندند تا از فرزندانشان پرستاري كرده و خودشان نيز به آرامش و سكون برسند. بنابراين، هريك از زن و شوهر به منظور توفيق در انجام وظيفه حُسن معاشرت و رعايت حقوق همسر خويش، بايد بكوشد روحيات همسر خويش را درك كرده و آنگونه كه شايسته و متناسب روحيه همسرش ميباشد او را نوازش و تكريم كند.
همانطوري كه «دل» و عواطف زودرنج و احساسات پرغليان زن همواره نيازمند «مهر و نوازش» شوهر و «تحسين» او از ظرافت و هنرنمايي زن و نظافت خانه است، همچنين لازم است زنان نيز به اين نكته توجه كنند كه مرد، به علت دارا بودن نيروي عقلاني و جسماني بيشتر، غروري خاص در خود احساس ميكند كه زن نيز به لحاظ تفوّق، او را «ملجأ» و تكيهگاه خود احساس مينمايد و اين احساس خاص مرد را بايد زن به وسيله «احترام و تكريم» و «بزرگ شمردن» شوهر تصديق و تأييد كرده، و در حقيقت به جاي «نوازش و مهر و تحسين» كه از شوهر ميگيرد، به او «تكريم» و «حرمت» پس دهد.
شايد سرّ اينكه بهترين جملهاي كه يك مرد ميتواند به زني بگويد، اصطلاح «عزيزم تو را دوست دارم» و بهترين جملهاي كه يك زن به مرد مورد علاقهاش ميگويد، جمله «من به تو افتخار ميكنم» همين دريافت محبت از مرد و پس دادن تكريم به او باشد.
ب) پاكدامني و عفتيكي ديگر از وظايف و مسئوليتهاي مهم زن و مرد در زندگي زناشويي رعايت پاكدامني و عفت است كه البته پاكدامني درباره زنان مهمتر و تأثيرگذارتر است. به سبب اهميت اين ويژگي و تأثير آن در روابط خانوادگي و تربيت فرزندان، مناسب است به اين بحث با تفصيل بيشتري پرداخته و جوانب مختلف آن بررسي شود.
يك ـ مفهوم عفاف و پاكدامنيعفت در لغت به معناي حفظ نفس از تمايلات و شهوت نفساني است.[٢٤] به عبارت سادهتر و عموميتر، عفت، يعني نگاه داشتن نفس از چيزهاي حرام كه بيشتر جنبة شهواني دارد يا چيزي كه شايسته نيست. استاد مطهّري در تعريف عفاف ميگويد: عفت حالتي نفساني است به معناي رام بودن قوة شهوت و تحت حكومت عقل و ايمان درآمدن، يعني تحت تأثير قوة شهواني نبودن.[٢٥] حضرت علي(ع) دربارة حقيقت عفت ميفرمايد: «عفت، مقاومت در برابر شهوتهاست.»[٢٦]
در يك جمعبندي ميتوان گفت: اگرچه عفت در لغت به معناي خودداري از غلبه مطلق شهوت و تمايلات دروني و همچنين پارسايي و باز ايستادن از هر زشتي است،[٢٧] ولي در آيات و روايات غالباً در خصوص خودداري از شهوت جنسي و شهوت شكم به كار رفته است كه در فارسي از آن به پاكدامني تعبير ميشود، و همچنين واژة عفت و پاكدامني در مورد زنان بيشتر استفاده ميشود.[٢٨]
دو ـ اهميت پاكدامني و عفتعفت و پاكدامني در آموزههاي قرآني و روايي جايگاه ويژه و قابلتوجهي دارد. قرآن كريم از اين ارزش انساني و اسلامي با عظمت خاصي ياد كرده و يكي از ويژگيهاي مؤمنان راستين را، پاكدامني و عفت دانسته و ميفرمايد: «آنان (مؤمنين) كساني هستند كه خويشتن را از بيعفتي حفظ ميكنند.»[٢٩]
حضرت علي(ع) درباره صفات پرهيزكاران ميفرمايند: «پرهيزكاران، نفسهايشان عفيف است و حاجاتشان سبك است و خيرشان بيشتر و شرّشان كمتر است.»[٣٠]
پيامبر گرامي(ص) ميفرمايند: «بيشترين چيزي كه امتم را به دوزخ در ميآورد، دو ميانخالي است؛ يعني شكم و فرج.»[٣١]
بسيار بديهي است كه بيشتر گناهان به سبب خوردن و شهوات جنسي است و اگر اينها كنترل شوند، مخصوصاً شهوات جنسي، انسانها نهتنها كمتر به گناه آلوده ميشوند، بلكه ميتوانند به مقاماتي بالاتر از ملائكه نايل شوند. عبدالله بن سنان ميگويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم كه ملائكه بالاترند يا انسان؟ حضرت جواب دادند: جدم علي(ع) فرمودند: خداوند متعال به ملائكه، عقل بدون شهوت، و به چهارپايان، شهوت بدون عقل داد، اما به انسان هم عقل داد و هم شهوت. همين انسان اگر عقلش بر شهوتش غلبه داشته باشد از ملائكه برتر است و اگر شهوتش بر عقلش غلبه كند از چهارپايان پستتر ميگردد.[٣٢]
سه ـ فوايد عفت و پاكدامني١. محفوظ ماندن از پستيها
پاكدامني انسان را از آلوده شدن به زشتيها و صفات ناپسند مصون داشته و از فراهم شدن زمينه گناه و كارهاي زشت جلوگيري ميكند. حضرت علي(ع) فرمودند: «ميوه عفت، محفوظ ماندن است.»[٣٣]
٢. عزت و سربلنديانسان در سايه عفاف، عزت و سربلندي پيدا ميكند. حضرت علي(ع) در اينباره ميفرمايند: «هر كس به عفت و ميانهروي آراسته باشد، عزت و بزرگي پيدا ميكند.»[٣٤]
٣. سلامت جامعهجامعه متشكل از افراد بوده و بديهي است كه اگر افراد جامعه، با عفت و پاكدامن باشند، آن جامعه نيز در سلامت و امنيت خواهد بود و ناهنجاري اخلاقي در آن جامعه وجود نخواهد داشت.
٤. پاكي اعمالاگر در اعمال و كردار ما عفت و پاكي وجود داشته باشد، اعمال و كردارمان از نورانيت و پاكي بيشتري بهرهمند شده و اخلاص و طلب رضايت الهي بيشتر خواهد شد. حضرت علي(ع) در اينباره ميفرمايند: «به وسيلة عفاف، اعمال پاك ميشود.»[٣٥]
٥. قدر و منزلت الهيحضرت علي(ع) فرمودند: «كسي كه عفت داشته باشد گناهانش سبك و منزلتش در درگاه خداوند زياد خواهد شد.»[٣٦]
٦. فرونشاندن آتش شهوتاميرالمؤمنين علي(ع) در اينباره ميفرمايند: «عفت و پاكدامني شهوت را كاهش ميدهد.»[٣٧]
٧. استحكام بنيان خانوادهاگر جوانان قبل و بعد از ازدواج، عفت و پارسايي پيشه كنند، پايههاي زندگي استوار شده، ارتباطات زناشويي و همسري، زيباتر و پرجاذبهتر خواهد شد. يكي از فوايد مهم عفت و حجاب در بُعد خانوادگي، اختصاص يافتن التذاذهاي جنسي به محيط خانواده و در كادر ازدواج مشروع است. اهتمام به اين مسئله، باعث پيوند و اتصال قويتر زن و شوهر و در نتيجه، استحكام بيشتر كانون خانواده ميشود؛ و برعكس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. در جامعهاي كه برهنگي و بيعفتي حاكم باشد، هر زن و مردي همواره در حال مقايسه است؛ مقايسه آنچه دارد با آنچه ندارد. و آنچه ريشه خانواده را ميسوزاند اين است كه اين مقايسه، آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن ميزند.
٨. آرامش روانييكي از فوايد و آثار مهم حجاب و عفت عمومي، ايجاد آرامش رواني بين افراد جامعه است كه يكي از عوامل ايجاد آن عدم تهييج و تحريك جنسي است. در مقابل، فقدان حجاب و آزادي معاشرتهاي بيبندوبار ميان زن و مرد، هيجانها و التهابهاي جنسي را فزوني ميبخشد و تقاضاي سكس را به صورت عطش روحي و يك خواست اشباعنشدني درميآورد. غريزة جنسي، غريزهاي نيرومند، عميق و دريا صفت است كه هرچه بيشتر اطاعت شود بيشتر سركش ميگردد، همچون آتشي كه هرچه هيزم آن زيادتر شود شعلهورتر ميشود. بهترين شاهد بر اين مطلب اين است كه در جهان غرب كه با رواج بيحيايي و برهنگي، اطاعت از غريزة جنسي بيشتر شده است، هجوم مردم به مسئله سكس نيز زيادتر شده و تيراژ مجلهها و كتابهاي سكسي بالاتر رفته است.
چهار ـ عوامل عفت و پاكدامنيعوامل متعددي در ايجاد عفت و پاكدامني و جلوگيري از هرزگي دخالت دارند كه به نمونههايي از آنها اشاره ميشود.
١. ايمانايمان به خدا و زندگي پس از مرگ از مهمترين و قويترين عوامل پيشگيري از شهوات و هوسهاست. شخص با ايمان، خداوند متعال را همهجا حاضر و ناظر ميبيند و باور دارد كه همه كارهاي او به وسيله فرشتگان الهي در پروندهاي ثبت و زماني به آنها رسيدگي ميشود. اين سخن و تعبير امام خمينيŠ بسيار زيبا و تكاندهنده است كه فرمودند: «عالم محضر خداست در محضر خدا معصيت نكنيد.»[٣٨] حضرت علي(ع) دربارة نقش ايمان و اعتقاد قلبي در جلوگيري از طغيان ميفرمايند: «خداوند، سعادتمندان را به وسيله ايمان (از خطر گناه) حفظ كرد و ظالمان را به سبب عصيان و نافرماني، ذليل و خوار گرداند.»[٣٩]
كسي كه ايمان به خدا و روز واپسين دارد و ميداند كه خداوند بر اعمال او نظارت دارد، هرگز تن به ناپاكي و بيعفتي نميدهد. شخصي از امام صادق(ع) سؤال كردند كه زندگي و كارهايت را بر چه اساسي بنياد نهاده و بنا كردهاي؟ حضرت فرمودند: بر اساس چهار اصل و چهار محور: اول، اينكه دانستم و متوجه شدم كه تكاليف مرا كسي غير از خودم انجام نميدهد، و از اينرو خودم تلاش كردم، دوم، اينكه فهميدم خداوند متعال بر احوال و كردار من آگاه است و به همين علت شرم كردم، سوم، اينكه دانستم رزق و روزي مرا كسي نميتواند بخورد و به همين سبب مطمئن شدم؛ چهارم، اينكه فهميدم و متوجه شدم كه آخر و نهايت زندگي، مرگ است و از اينرو آماده شدم.[٤٠]
امام جواد(ع) نيز دربارة نظارت الهي بر اعمال انسانها ميفرمايند: «بدان كه از دايره ديد خداوند بيرون نخواهي بود؛ اكنون ببين چگونه هستي؟»[٤١]
٢. تقواتقوا سدي محكم در برابر بيعفتي و آلودگي به گناه است. حضرت علي(ع) ميفرمايند:
بندگان خدا! بدانيد كه تقوا حصاري بلند و نفوذناپذير است، اما هرزگي و گناه، خانهاي در حال فروريختن و خواركننده است كه از ساكنان خود دفاع نخواهد كرد و كسي كه بدان پناه برد در امان نيست. آگاه باشيد كه با پرهيزكاري ميتوان ريشههاي گناهان را بريد.[٤٢]
٣. آگاهييكي از زمينههاي عفت، اطلاع و آگاهي از فوايد عفت و ضررهاي بيعفتي است. اگر كسي علم و يقين داشته باشد كه كاري يا چيزي برايش ضرر و زيان دارد، بعيد است كه در پي آن باشد يا آن را مرتكب شود. حضرت اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايند: «هر كه آگاه باشد، از انجام گناه باز ايستد.»[٤٣]
اين آگاهي و اطلاعات را ميتوان از راههاي متعدد، مثل مطالعه كتابهاي اخلاقي، نشريات مربوطه، عبرت گرفتن از حوادث و تجربيات ديگران و سرگذشت خانوادههايي كه بر اثر بيعفتي به نابودي و بيآبرويي كشيده شدهاند، مطالعه آيات مربوط به عفت و... به دست آورد. امام صادق(ع) ميفرمايند:
اموال و دامن خود و همسرانتان را با خواندن سوره نور حفظ كنيد، زيرا كسي كه روزي يك بار اين سوره را قرائت كند (و به احكام و مجازات بيعفتي آشنا شود) به فحشا كشيده نخواهد شد تا بميرد.[٤٤]
٤. كنترل نگاههاچشم دريچهاي به خانه دل است؛ معمولاً هر چيزي را كه چشم ميبيند و مشاهده ميكند، دل هم طلب ميكند و در پي آن ميرود، مخصوصاً در مسائل غريزي كه نگاه حرام و شهوتانگيز، مواد اوليه و مصالح لازم تصورات و تخيلات جنسي را فراهم ميكند و افراد با ديدن منظرهاي تحريكآميز، سفر بيپايان و خطرناكي را آغاز كرده و به نتايج نامطلوبي ميرسند.
نگاههاي غيرمجاز كه معمولاً به جنس مخالفِ نامحرم است، باعث انقلاب دروني و ميل انسان به طرف گناه و انحراف جنسي ميشود و از آنجا كه چشم، پيشقراول و پيشرو قلب و دل است، او را ميتواند به فساد و تباهي رهنمون شود، و اگر به نگاه حرام گرفتار شود، دل را هم گرفتار ميكند. حضرت علي(ع) در روايتي نوراني ميفرمايد: چشم، پيشرو و پيشقراول قلب و دل است[٤٥]. و به هر جا چشم نظر كرده و مايل شود، دل هم تمايل پيدا ميكند.
نگاه به تصاوير، افراد يا منظرههايي كه باعث تحريك شهوت شده و انسان را به سوي گناه و مسائل جنسي ميكشاند، در دستورات ديني ممنوع و حرام شمرده شده و علت اين ممنوعيت، آن است كه اين نگاهها باعث ميشود تا زمينه گناه براي انسان فراهم شود، و ديگر اينكه نگاه آلوده و شهوتانگيز باعث حسرت و اضطراب روحي و آشفتگي اعصاب ميگردد و انسان را از تعادل خارج ميسازد. حضرت علي(ع) در اينباره ميفرمايند: «چشم پوشيدن از نگاه حرام و آلوده، باعث منصرف شدن از شهوات است.»[٤٦]
امام صادق(ع) نيز فرمودهاند: «نگاه به نامحرم و نگاه به حرام، تيري از تيرهاي مسموم و زهرآگين شيطان است و چه بسا يك لحظه نگاه به حرام، غم و اندوه طولاني و گرفتاري در پي داشته باشد.»[٤٧]
اين به آن علت است كه چشم قويترين ابزار حسي است؛ يعني ميدان آستانه تحريك چشم از بقيه حواس بيشتر است و بيشترين تحريكات حسي را دريافت ميكند و اين دل است كه بعد از نگاه به كار ميافتد؛ يعني آنچه را ديده، ميبيند، دل طلب ميكند و چون امكان رسيدن به آنچه ديده شده فراهم نميشود، افسردگي و رنجوري عايد انسان ميشود.
به هر حال، چشمچراني انحرافي جنسي است كه در پي آن، اختلال ديگري به نام بيعفتي پديد ميآيد و شخص چشمچران علاوه بر گرفتار شدن به تزلزل خانواده و رواج هرزگي در خانواده به عقوبت پروردگار هم گرفتار ميشود. پيامبر گرامي(ص) درباره گناه چشمچراني ميفرمايند: «هر كس چشم خود را از گناه پر كند و به نامحرم نگاه كند، خداوند در روز قيامت، چشم او را از آتش پر ميكند مگر اينكه از گناه خود توبه كرده باشد.»[٤٨]
٥. حاضر نشدن در محيطهاي آلودهمحيطهاي آلوده و غيراخلاقي ميتواند زمينة انحراف و بيعفتي خانوادهها را فراهم كند. به بيان ديگر، يكي از مصاديق انحراف، مجالس لهو و مجالسي است كه زن و مرد نامحرم حضور داشته و حدود حجاب را رعايت نميكنند، اين مجالس، آثار تخريبي و جبرانناپذيري براي افراد جامعه، خصوصاً خانوادهها دارند.
اگر زن و مرد جوان در عروسياي حاضر شوند كه در آن موسيقي حرام نواخته ميشود يا زنان بدحجاب حضور دارند و يا در مهمانيهايي حاضر شوند كه مردان و زنان به صورت مختلط و با وضعي ناپسند، حضور دارند، يقيناً در افكار و تمايلات آنها اثر گذاشته و علاوه بر اينكه با حضور خود در چنين مكانهايي مرتكب حرام شدهاند، به انحراف جنسي و بيعفتي نيز كشيده ميشوند. بيشك، حضور در اينگونه مكانها گرايش به انحراف و بيبند و باري را تسهيل كرده و بستر را براي روي آوردن همسران به طرف ناهنجارهاي اخلاقي آماده ميسازد، زيرا نقش محيط در تأثيرگذاري بر افراد انساني از مقولههايي است كه بيشتر انديشمندان بر آن اتفاقنظر داشته و حتي محيط اجتماعي در مباحث جامعهشناختي و روانشناسي شخصيت، عامل مهم در شكلگيري شخصيت انسان معرفي شده است. آشنايي همسران را با زنان و مردان نامحرم كه هر كدام نيز ممكن است با رنگ و لعاب و آرايش خاص حضور پيدا كرده باشند، به وجود ميآورد و زمينه دلبستگي به نامحرم را ايجاد ميكند. بيشتر دلبستگي ها به سبب مجاورت و همنشيني با افراد ديگر (نامحرم) است، از اينرو بايد از زمينههاي ايجاد گناه و دلدادگي حرام، پرهيز كرد.[٤٩]
حضرت علي(ع) دربارة دوري از محيطهاي ناپاك در نامهاي به حارث همداني چنين ميفرمايد: «از مكانهايي كه مردم آن از ياد خدا غافلاند و به يكديگر ستم روا ميدارند و بر اطاعت از خدا به يكديگر كمك نميكنند، بپرهيز.»[٥٠]
اميرالمؤمنين علي(ع) در اين حديث شريف از مؤمنان و دوستان خواستهاند تا در محيطهاي آلوده به گناه و جاهايي كه معصيت الهي ميشود، پرهيز كنند و خود را در معرض گناه و نافرماني قرار ندهند.
٦. عزت و كرامت نفسوقتي كسي به عزت و كرامت نفس رسيده باشد و براي خودش ارزش و جايگاهي قايل باشد و حقيقت وجودي و گوهر وجودي خود را دريافته باشد، به طرف گناه و بيعفتي روي نميآورد. اگر كسي به خودپنداره مثبت از خويش رسيد و ارزش قابل قبول براي شخصيت و هويت خود قائل بود، هرگز حاضر نميشود اين اعتبار و ارزشمندي را لكهدار كند. روانشناسان اعتقاد دارند كه عزت نفس، ما را از دست يازيدن به امور نامطلوب باز ميدارد و ماهيت بازدارندگي دارد.[٥١] كسي كه براي خودش ارزش و اعتبار قائل است، آبروي خود را در معرض تاراج قرار نميدهد.
حضرت علي(ع) ميفرمايند: «كسي كه داراي بزرگواري و كرامت نفس باشد، هوا و هوس در نظرش خوار شمرده ميشود.»[٥٢]
٧. خلوت نكردن با نامحرمزن و مرد نامحرم در هر مرحلهاي از صفات اخلاقي و دينداري هم كه باشند، در خلوت، به صورت جدي در معرض وسوسههاي شيطاني قرار ميگيرند و دامن عفتشان لكهدار ميشود. خطر اين عمل تا اندازهاي است كه شيطان به حضرت موسي كه بنده برگزيده پروردگار است، ميگويد:
اي موسي! با زني كه با تو حلال نيست خلوت مكن، زيرا هر كس چنين كند من خودم براي گمراه كردن و آلوده ساختن او حاضر ميشوم و اين كار را به يارانم واگذار نميكنم.[٥٣]
٨. پرهيز از شنيدن موسيقي مطرب و مبتذلموسيقي مطرب و تحريككننده، يكي ديگر از عوامل بيعفتي است. موسيقي مطرب به سبب تحريك شهوات و قواي جنسي، زمينه و بستر بيعفتي را مهيا كرده و افراد را به سوي آن سوق ميدهد. علّامه محمدتقي جعفري مينويسد: موسيقي تأثيرات شوم زيادي براي انسان دارد كه از جملة آنها ايجاد عدم تعادل و توازن بين اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك،[٥٤] مرض پارانويا،[٥٥] ضعف اعصاب، هيجان كاذب، از دست دادن نيروي فكري، تهييج عشق و عامل فحشا بودن و زمينه بيعفتي را ميتوان نام برد.[٥٦] علّامه مجلسي در كتاب شريف بحارالانوار ميفرمايند: غنا و موسيقي مقدمه زنا و زمينهساز بيعفتي است.[٥٧]
٩. پرهيز از گفتوگوهاي عاشقانهگفتوگوهاي عاشقانه چه از طريق نامهنگاري، چت، پيامك (SMS) و چه مستقيم، علاوه بر اينكه جايز نبوده و خلاف اخلاق اسلامي است، چه بسا زمينهساز بيعفتيهاي ديگر و زمينهساز ارتباطات جنسي باشد. بسيار مشاهده ميشود كه زنان و مردان جوان ابتدا به بهانه گفتوگوي علمي، همكاري اداري، خريد و فروش، همسايگي يا مسائل ديگر با همديگر ارتباط برقرار كرده و آرام آرام اين گفتوگوها عاشقانه و جنسي شده و بالأخره به بيعفتي و بدنامي منجر ميشود.
١٠. آرايشهاي نامناسبآرايش و خودنمايي زن براي مردان بيگانه، علاوه بر حرمت شرعي، از لحاظ مصالح خانواده و اجتماع زيانبار است؛ بدين صورت كه اگر بنا باشد زنان با خودآرايي در جامعه ظاهر شده و به جلب نظر و توجه مردان ديگر بپردازند، اولاً: زمينه بيعفتي را پديد ميآورند، ثانياً: موجب ميشوند تا هر مردي كه از خانه خارج ميشود، با زنان آراسته و جذابي روبهرو شود و دل و ديدهاش جذب آنان شود. و اين مجذوب شدن به طور طبيعي از توجه و علاقه مرد به همسرش ميكاهد. گويي هر بار كه او زني آراسته را ميبيند ناخودآگاه همسر خويش را در ذهن با او مقايسه ميكند و كدام زن ميتواند با همه زنان رقابت كند و همچنان موقعيت خود را نزد همسرش حفظ كند. بر اين اساس، يكي از علتهاي اصلي تحريم خودآرايي و دلربايي زنان براي مردان بيگانه، حفاظت از عفت و پاكدامني زنان و مردان و حفاظت از خانواده و روابط همسري است. پيامبر گرامي(ص) دربارة جايز نبودن آرايش براي ديگران (نامحرم) ميفرمايند: «همانا بهترين زنان شما زنهايي هستند كه خود را براي شوهر ميآرايند، اما در مقابل غير او خود را حفظ ميكنند.»[٥٨]
همچنين آن حضرت فرمودهاند: «هر زني كه خود را خوشبو سازد و از خانه شوهرش خارج شود، تا زمان بازگشت به خانه، مورد لعن و نفرين است، بازگشت او هر زمان كه باشد.»[٥٩]
١١. غيرتغيرت به معناي نفرتي طبيعي است كه از ناحيه مشاركت ديگران در امر مربوط به محبوب فرد سرچشمه ميگيرد.[٦٠] از جمله محبوبترين افراد براي انسان، همسر و فرزندان هستند. فرد غيور به سبب علاقهاي كه به همسر و فرزندان دارد، اجازه نميدهد ديگران به حريم آنان وارد شوند و به ناموس خود حساس است. حضرت علي(ع) دربارة نقش غيرت در به وجود آمدن عفت ميفرمايند: «ارزش هر كس به اندازه همت، و عفتش به اندازه غيرت اوست.»[٦١]
غيرت و توجه كافي به پاكدامني همسر، زمينهساز حفاظت از آلودگيهاي مختلف و سبب دلبستگي بيشتر به همسر خواهد شد. البته نبايد فراموش كرد كه به همان ميزان كه غيرت در جايگاه خود در عفت همسر مؤثر است، غيرت بيمورد و بيجا، در دوري همسر از پاكدامني تأثير دارد، از اينرو حضرت علي(ع) در وصيتنامه خود به امام حسن(ع) فرمودند: «بپرهيز از رشك و غيرت نابجا، بهدرستي كه غيرت نابجا (بيمورد) فرد درستكار را به نادرستي، و پاكدامن را به بدگماني ميكشاند.»[٦٢]
آثار پاكدامني و عفت در خانوادهدر بحث فوايد عفت و پاكدامني و عوامل پاكدامني به نكتههايي اشاره شد كه اگر با نگاهي تربيتي و روانشناختي به هر كدام نگريسته شود، هر كدام از آنها سهمي وافر در استحكام و پويايي خانواده و همچنين سهمي سترگ در زمينهسازي پيشرفت معنوي، اخلاقي و رشد خانواده خواهند داشت. همسري كه به سبب تقوا، عزت نفس، غيرت، كنترل نگاه، پرهيز از خلوت با نامحرم و رعايت حدود آرايش و حدود گفتوگو با نامحرم، به صفت پاكدامني و عفت آراسته ميشود، در ايفاي نقش همسري و انجام وظايف همسري موفق عمل كرده و تمام وفاداري، محبت و ارادت قلبي خود را نثار همسر خويش خواهد كرد. اين شخص به علت مصون بودن از انحرافات، محبت و عشق و وفاداري خود را فقط در منزل و در رابطه با همسرش هزينه خواهد كرد، زيرا در جاي ديگر آنها را هزينه نكرده است و دلش در گرو ديگري نيست و بنابراين، زندگياش مملو از صفا، پاكي، معنويت و فداكاري خواهد بود. وقتي مرد با مراقبت از خويش، لذتها و كامجوييهاي جنسي را به همسر منحصر ساخت و نيازهاي عاطفي خود را براي ديگران هزينه نكرد، در تعامل با همسر خود موفق خواهد بود. همچنين زن اگر كوچكترين ارتباط عاطفي و ارتباطات ديگر كه خلاف اخلاق است، با ديگران نداشت و فقط خود را در اختيار شوهر گذاشت، دلبسته شوهر شده و تمام لذات و كامجوييهاي عاطفي، جنسي و غيره را در خانه جستوجو خواهد كرد. علاوه بر اين، مورد اعتماد و علاقه شوهر شده و از تمام مزاياي مادي و معنوي اين كار بهرهمند خواهد بود.
در آموزههاي ديني ضمن تأكيد بر عفت و پاكدامني همسران، بهويژه زنها، اين ويژگي از وظايف همسران جوان، بخصوص زنان شمرده شده است.[٦٣]
پيامبر گرامي(ص) در حديثي ميفرمايند: «بهترين زن، زني است كه در برابر شوهرش با تبرج[٦٤] و زينت، و در برابر ديگران پاكدامن و با عفت ظاهر ميشود.»[٦٥]
امام باقر(ع) نيز فرمودهاند: «بهترين زنان، آنهايي هستند كه وقتي با شوهر هستند، تمام زيباييها و جذابيتها و عواطف را نثارش ميكنند و هنگامي كه با ديگران هستند، لباس حيا و پاكدامني بر تن ميكنند و كاملاً پوشيده هستند.»[٦٦]
پاكدامني زمينة ظهور پليدي و ناهنجاري اخلاقي و جنسي را سد كرده و مانع ايجاد تزلزل در خانواده ميشود و در خانوادهاي كه عفت وجود ندارد و زن و شوهر به طرف شهوتپرستي و انحراف تمايل دارند، علاوه بر ايجاد محيطي ناسالم و زندگياي آميخته با زشتي و بيحرمتي، فرزندان اين خانواده نيز در معرض آسيبهاي جدي اخلاقي و تربيتي خواهند بود و به انحراف كشيده خواهند شد.
در ايام دانشجويي وقتي براي انجام كار عملي و گذراندن واحد عملي به يكي از بيمارستانها و يكي از مراكز رواندرماني رفته بودم، در جلسه مصاحبه، دختري را آورده بودند كه حدوداً هيجده سال داشت و چندين بار از منزل فرار كرده بود و با دوستان خود كه اغلب پسرهاي هرزه بودند، به مسافرت و كنار دريا رفته بود. ايشان خودش ميگفت كه در هر سفر صدها هزار تومان هزينه ميكنم و قسمت عمده اين هزينه مربوط به مواد مخدر است. وقتي از اين دختر فراري دربارة علل گرايش به بيعفتي و فرار سؤال شد، در جواب گفت: من دختر باهوش و درسخواني بودم، اما متأسفانه پدر و مادرم با يكديگر اختلاف شديد داشتند و هر كدام نيز به انحراف اخلاقي آلوده بودند و پدرم با زنان ارتباط نامشروع داشت و مادرم نيز پاكدامن نبود. من هم آرام آرام با پسرهاي بيبند و بار آشنا شده و حالا به جايي رسيدهام كه بدون آنها نميتوانم زندگي كنم و هرزگي دامنگيرم شده است. ايشان ميگفت: با وجودي كه از خودم و زندگيام نفرت دارم، ولي راه بازگشت ندارم و پناهگاه امني براي خود سراغ ندارم.
نتيجهگيرينكتههاي اخلاقي و حقوقي و تربيتي متعددي وجود دارد كه بايد در روابط همسران ملاحظه و رعايت شود. رعايت هر كدام از اين نكتهها و وظايف اخلاقي به نوعي در استحكام خانواده و شيريني زندگي و همچنين در بسترسازي براي تربيت فرزندان دخالت دارد. حسن معاشرت و بهرهمندي از اخلاق نيكو و هچنين رعايت عفت و پاكدامني، از اصول اخلاقي شاخص در روابط همسران است كه در اين مقاله بررسي شد و اميدواريم براي خوانندگان عزيز مفيد باشد.
پينوشتها:
[١]. درست مثل سيستم بدن انسان که هر کدام از اعضاي آن در تعامل با ديگري بوده و از همديگر تأثير و تأثر دارند و اعضايي که نقش و جايگاه مهمتري دارند (مثل قلب و مغز) تأثيرشان در سيستم بدن و مجموعة بدن، بيشتر است.
[٢]. Albert Bandura
[٣]. دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، روانشناسي رشد، ج ٢، ص ٤٦٠.
[٤]. ر ك: روانشناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي، ج ٢، ص ٨٧٠ ـ٨٨٠.
[٥]. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسايل الشيعه، ج ١٢، ص ١٥٣
[٦]. همان، ص ١٥٢
[٧]. همان.
[٨]. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ٢٤٤.
[٩]. محمد بن الحسن الحر العاملي، همان، ج ٢٠، ص ١٥٩.
[١٠]. H. Koenig, Hand Book of Religion and mental health, p.٢٨٣-٢٩٤.
[١١]. حسين نوري طبرسي، مستدرك الوسايل، ج ١٤، ص ٢٥٢.
[١٢]. محمد بن الحسن الحر العاملي، همان، ج ٢٠، ص ٢٣
[١٣]. محمدبنيعقوب كليني، كافي، ج ٢، ص ٦٤٤.
[١٤]. مجتبي حيدري، دينداري و رضامندي خانوادگي، ص ١٠٣.
[١٥]. پل تورينر، راز تفاهم در زندگي زناشويي، ترجمة ناصر فرجي، ص ١٠٢.
[١٦]. محمدباقر مجلسي، همان، ج ٧٥، ص ٢٣٧
[١٧]. نساء: آيه ١٩.
[١٨]. طلاق: آيه٧.
[١٩]. محمد بن الحسن الحرالعاملي، همان، ج ٢٠، ص ١٧١.
[٢٠]. نساء: آيه١؛ حقوق زن در اسلام و اروپا، ص١٥٢.
[٢١]. روم: آيه٢٢.
[٢٢]. ترجمه تفسير الميزان، ج ١٦، ص ٢٦٣ ـ ٢٦٤؛ المنجد في اللغة، ص٣٧٢.
[٢٣]. روم: آيه ٢٢.
[٢٤]. حسن مصطفوي، التحقيق في کلمات القرآن الکريم، ج ٨، ص ١٨٠.
[٢٥]. مرتضي مطهري، تعليم و تربيت در اسلام، ص ١٥٠.
[٢٦]. جمالالدين محمد خوانساري، شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ٢، ص ٨٢، ح ١٩٢٧.
[٢٧]. علي اكبر دهخدا، لغتنامه، ج ١٠، ص ١٤٠٩٠ و ١٤٠٨٩.
[٢٨]. ر ك: محمدبنيعقوب كليني، اصول کافي، ج ٣، ص؟؟
[٢٩]. مؤمنون: آيه٥.
[٣٠]. جمالالدين محمد خوانساري، همان، ص٨٣، ح١٩٣١.
[٣١]. محمدبنيعقوب کليني، همان، ص١٢٦، ح١٦٣٥، باب عفت.
[٣٢]. الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج١٥، ص٢١٠، ح٢٠٢٩٧.
[٣٣]. محمد محمدي ريشهري، ميزان الحکمة، ج ٦، ص٣٦٣، ح١٢٨٥٧.
[٣٤]. همان، ح١٢٨٦٣.
[٣٥]. همان، ح١٢٨٦٢.
[٣٦]. همان، ح١٢٨٥٨.
[٣٧]. همان، ح١٢٨٥٥.
[٣٨]. صحيفه نور ,ج ٥, ص ١٦٦.در تاريخ ٧/١٠/٥٩ در ديدار با خانواده شهدا.
[٣٩]. محمد محمدي ريشهري، همان، ص٣٤٤، ح١٢٧٧٧.
[٤٠]. محمدباقر مجلسي، همان، ج٧٥، ص٢٨٨، ح١٠٠.
[٤١]. همان، ص٣٥٨، ح١.
٤٢ . نهجالبلاغه، ترجمه دشتي، خطبه ١٥٧، ص٢٩٢
[٤٣]. عبدعلي بن جمعه، الحويزي، تفسير نورالثقلين، ج٣، ص٥٨٣.
[٤٤]. محمدبن الحسن حر عاملي، همان،ج ٦، ص ٢٥٢.
[٤٥] عبدالواحد الآمدي التميمي، غررالحکم و دررالکلم، ج ١، ص ٢٥، ح٤٢٠.
[٤٦]. همان، ج ٢،ص ٢٩٣، ح ٤٤.
[٤٧]. محمد بن الحسن الحر العاملي، همان، ج ١٤، ص ١٣٨، باب١٠٤، ح ١.
[٤٨]. همان، ص١٤٢ ، باب ١٠٥، ح ١.
[٤٩] .ر ك: مسعود آذربايجاني و همکاران، روانشناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي.
[٥٠]. نهجالبلاغه، ترجمه دشتي، نامه٦٩، ص٦١٠.
[٥١]. مارستون استعفاني، معجزة تشويق، ص ١٩.
[٥٢]. نهجالبلاغه، کلمات قصار، ح٤٤٤٩.
[٥٣]. محمد باقر مجلسي، همان، ج٧٣، ص٣٣٤.
[٥٤]. ر.ک: محمد كريم خداپناهي، روانشناسي فيزيولوژيك.
[٥٥].paranoia يعني آشفتگي رواني, اختلال هذياني وآشفتگي عاطفي مثل, خود بزرگ بيني و حسادت و....
[٥٦]. محمدتقي جعفري، مباني فقهي، رواني موسيقي، ص ٣٤.
[٥٧]. محمد باقر مجلسي، همان، ج ١٦، ص ٢٩٧.
[٥٨]. محمد بن الحسن الحر العاملي، همان، ج ٢٠، ص ٢٩.
[٥٩]. همان، ص ١٦١.
[٦٠]. فخرالدين طريحي، مجمع البحرين، ج ٣، ص ٤٣٢.
[٦١]. نهجالبلاغه، ترجمة دشتي، حکمت ٤٧، ص ٦٣٤.
[٦٢]. همان، نامه ٣١، ص ٥٣٦.
[٦٣]. محمد محمدي ريشهري، همان، ج ٦، ص٣٦٣، ح١٢٨٥٧؛ ح١٢٨٦٣؛ ح١٢٨٥٥
[٦٤]. يعني اظهار زينت و زيباييها.
[٦٥]. محمد بن الحسن الحر العاملي، همان، ج ٢٠، ص ٢٩.
[٦٦]. همان،
منابع
آذربايجاني، مسعود و همكاران، روانشناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي، قم، مؤسسة پژوهشي حوزه و دانشگاه، ١٣٨٢.
استفاني، مارستون، معجزة تشويق، ترجمة توراندخت تمدن، تهران، علمي، ١٣٧٥.
تورينر، پل، راز تفاهم در زندگي زناشويي، ترجمة ناصر فرجي، تهران، جوان، ١٣٧٩.
جعفري، محمدتقي، مباني فقهي، رواني موسيقي، قم، دفتر تبليغات اسلامي، ١٣٦٩.
الحر العاملي، محمد بن الحسن، وسايل الشيعه، قم، مؤسسه آلالبيت، ١٤١٢.ق.
الحويزي، عبدعلي بن جمعه، تفسير نورالثقلين، قم، مجاهدي، ١٣٨٣.
حيدري، مجتبي، دينداري و رضامندي خانوادگي، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خمينيŠ، ١٣٨٥.
دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، روانشناسي رشد، با نگرش به منابع اسلامي، تهران، سمت، ١٣٧٥.
دهخدا، علياكبر، لغتنامه، تهران، دانشگاه تهران، ١٣٧٣.
طريحي، فخرالدين، لغتنامه مجمع البحرين، تهران، مرتضوي، ١٣٦٥.
كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ترجمة سيد جواد مصطفوي، [بيجا]، دفتر نشر فرهنگ اهلبيت(ع)، [بيتا].
ـــــ، الفروع من الكافي، دار الكتب الاسلامية، تهران، ١٣٥٠.
ـــــ، كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ١٣٦٥.
نهج البلاغه، ترجمة جعفر شهيدي، تهران، آموزش و انقلاب اسلامي، ١٣٧٢.
طباطبايي، سيدمحمدحسين، تفسير الميزان، قم، جامعة مدرسين، [بيتا].
مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي، ١٤٠٣ق.
مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ١٣٦٠.
مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، قم، صدرا، ١٣٦٩ش.
نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسايل، بيروت، مؤسسه آلالبيت لاحياء التراث، ١٤٠٨ق.
Koenig, H (١٩٩٨). Hand Book of Religion and mentall health, Academic Press.