علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - چكيده پاياننامههاى رشته علوم سياسى دانشگاه باقر العلوم عليه السلام
چكيده پاياننامههاى رشته علوم سياسى دانشگاه باقر العلوم عليه السلام
عنوان: نظريههاى گفتمان و انقلاب اسلامى
استاد راهنما: حجة الاسلام دكتر فيرحى
استاد مشاور: حجة الاسلام دكتر ميراحمدى
دانشجو: محمد فيوجى
مقطع: كارشناسى ارشد
پديدهها، امورى انضمامى هستند. هر پديده، در ميان شبكه پيچيدهاى از عوامل مختلف قرار گرفته است. ذهن آدمى محدود بوده و لذا براى فهم پديده، ناچار به گزينش بخش خاصّى از شبكه پيچيدهاى است كه پديده در آن قرار گرفته است؛ نظريهها، الگوهاى چنين گزينشى را براى ما فراهم مىنمايند. جهان براى آدمى از طريق نظريهها قابل فهم و درك مىشود. نظريهها، موقعيتمند هستند و به همين لحاظ، از محدوديتها و امكاناتى خاص برخوردارند.
نظريههاى گفتمان نيز از پديده انقلاب اسلامى تصوير ويژهاى را بازنمايى مىكنند، لذا اين نظريهها در بازنمايى و روايت انقلاب اسلامى از امكانات و محدوديتهاى خاصّى برخوردارند. پژوهش حاضر با عنوان: «نظريههاى گفتمان و انقلاب اسلامى»، در صدد است تا با اثبات گزاره اخير به مثابه فرضيه اصلى خود، به اين سؤال اصلى پاسخ گويد كه: «نظريههاى گفتمان در روايت انقلاب اسلامى، از چه امكانات و محدوديتهايى برخوردارند؟»
در اين راه، در پژوهش حاضر پس از بررسى روند حوادث منجر به پيروزى انقلاب و نوع تحليلهاى عرضه شده از آن، در قالب ساير نظريهها، محتواى نظريه گفتمان و اركان و عناصر آن تبيين گرديده است. سپس تصوير بازنمايى شده از انقلاب اسلامى در قالب اين نظريه، بررسى شده است؛ در نهايت با بررسى امكانات و محدوديتهاى ساير نظرياتى كه به تحليل انقلاب پرداختهاند، امكانات و محدوديتهاى نظريه گفتمان به تفصيل بررسى شده است. در اين بررسى به نكاتى مانند: ضد جوهرگرا و ضد ساخت گرا بودن اين نظريه توجه شده است. هم چنين بر عناصر و اركان و مفاهيم موجود در اين نظريه (تقليل جهان به نشانه، مفصل بندى، غيريت سازى، هژمونى، هويتهاى راكد و سيّال، موقعيّت سوژه و...) تأكيد گرديده، امكانات و محدوديتهاى آن، با توجّه به اين مفاهيم، در روايت و بازنمايى انقلاب اسلامى، بررسى گرديده است.
عنوان: اصول و مبانى سيره سياسى معصومين در دوران حكومت
استاد راهنما: حجة الاسلام دكتر غلامرضا بهروز لك
استاد مشاور: حجة الاسلام دكتر نجف لكزايى
دانشجو: محمد ملك زاده
مقطع: كارشناسى ارشد
سيره سياسى امامان معصوم به رغم احساس وجود برخى تفاوتهاى ظاهرى، يك حركت مستمر و پيوسته است. اين حركت از سال يازدهم هجرى با شروع هجرت رسول خدا از مكه به مدينه و رسميت يافتن حاكميت سياسى ايشان در مدينه آغاز و تا سال ٢٦٠ هجرى هم زمان با آغاز غيبت صغرى خاتمه مىيابد. پيوستگى اين دوره از ديد برخى به گونهاى است كه مىتوان آن را به دوران زندگى طولانى مدت يك امام معصوم تشبيه كرد؛ امامى با طول عمر ٢٥٠ ساله كه در منطق شيعه پيشوايان معصوم جملگى بسان نورى واحدند.
عمده تلاش نگارنده در پژوهش حاضر استخراج سبك، الگو و مدلى ايدهآل از سيره سياسى سه پيشواى معصوم (پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله، حضرت على و امام حسن مجتبىعليهما السلام) در دوران حاكميت سياسى و طرح آن در دوران غيبت براى تشكيل يك نظام مطلوب مطابق با معيارهاى شناخته شده در حكومت دينى است.
به اعتقاد نگارنده سيره سياسى سه پيشواى فوق گرچه در دورهها و شرايط مختلف اتفاق افتاد، اما به دليل آن كه اهداف كلى و مقاصد عاليه ايشان در چهارچوب يكسان و واحدى مىگنجد از اين رو مىتوان از آن، دستورالعملى واحد و اصول و قواعدى مشخص براى كل ايّام استخراج نموده و مورد استفاده جامعه بشرى قرار داد.
بر همين اساس پژوهش حاضر مىكوشد در راستاى كشف اين اصول كه بر محور شريعت اسلام، مصلحت جامعه اسلامى و حفظ عزّت وكرامت انسان جاى مىگيرند، به تبيين و تحليل عملكرد و رفتار سياسى حاكمان معصوم در ارتباط با سه بخش برجسته در يك نظام سياسى، يعنى مردم، كارگزاران حكومت و مخالفان نظام سياسى حاكم پرداخته و آن را ذيل اصول و قواعدى مشخص ارائه نمايد.
عنوان: بازتاب انقلاب اسلامى ايران بر راهبردهاى آمريكا در منطقه خليج فارس
استاد راهنما: دكتر محمد ستوده
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف لك زائى
دانشجو: حسين آخوندى ممقانى
مقطع: كارشناسى ارشد
پژوهش حاضر در رابطه با بازتاب انقلاب اسلامى ايران بر راهبردهاى آمريكا در منطقه خليج فارس، اين فرضيه را مطرح مىكند كه انقلاب اسلامى ايران باعث ايجاد تحول در الگوى مداخله منطقهاى آمريكا از مداخله غير مستقيم به مستقيم و توجه روزافزون اين كشور به تهديدات نامتقارن گرديده است. در راستاى آزمون فرضيه فوق ابتدا در فصل اول مباحث نظرى راهبردهاى سياست خارجى دولتها و عوامل مؤثر بر آنها و نحوه تحوّل در راهبردهاى سياست خارجى مورد بررسى قرار گرفت و مشخص گرديد كه دولتها و به ويژه قدرتهاى بزرگ با توجه به نوع تهديدات متقارن و نامتقارن، راهبردهاى متفاوتى را براى تأمين منافع ملّى خود انتخاب مىنمايند. سپس در فصل دوم با بررسى راهبردهاى آمريكا نسبت به منطقه خليج فارس بيان شد كه اين كشور قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، در راستاى راهبرد سدّ نفوذ شوروى، پيمانهاى زنجيرهاى ناتو، سنتو و سيتو را در محدوده جغرافيايى اروپا تا آسياى جنوب شرقى پديد آورد و ايران را به منزله عنصر مهمّ حلقه ميانى آن (سنتو) و بر اساس اصل دوستونى نيكسون براى تأمين و حفاظت از منافع خود در منطقه خليج فارس برگزيد.
فصل سوم اين پژوهش به بازتاب انقلاب اسلامى بر راهبردهاى آمريكا در منطقه خليج فارس پرداخت و بيان كرد كه پيروزى انقلاب اسلامى، حلقه امنيّتى ايالات متحده در جنوب غربى آسيا را گسست و اين كشور را مجبور به اتّخاذ راهبردهاى جديدى براى جلوگيرى از گسترش موج اسلامخواهى و حفظ منافع بينالمللى خود در منطقه نمود. ايالات متحده در مرحله اول با روى آوردن به مداخله مستقيم نظامى و ايجاد نيروى واكنش سريع و نهادينه كردن فعّاليّت نيروهاى نظامى خود در قالب ستاد فرماندهى مركزى و هميارى در ايجاد شوراى همكارى خليج فارس، در برابر انقلاب اسلامى از خود واكنش نشان داد و در مرحله بعد حمايت همه جانبه از عراق در جنگ عليه ايران و در نهايت رويارويى مستقيم با نظام جمهورى اسلامى ايران را در راستاى الگوى موازنه سازى منطقهاى، در دستور كار سران اين كشور قرار گرفت. با فروپاشى شوروى، از يك طرف در عرصه سياست خارجى آمريكا هراس از انديشههاى كمونيستى جاى خود را به هراس از [به اصطلاح] بنيادگرايى اسلامى داد و از سوى ديگر با اشغال كويت توسط عراق، ايالات متحده براى محافظت از شاهرگ حياتى نفت، رهبرى مداخله نظامى در منطقه خليج فارس را در راستاى ايجاد نظم نوين منطقهاى و جهانى عهدهدار گرديد و به دنبال آن با گسترش حوزه منافع ملّى و افزايش مداخلات مستقيم، سياست محصورسازى دوگانه را در منطقه، جاىگزين سياست تجهيز يكى در مقابل ديگرى نمود.
در فصل چهارم ضمن بررسى پىآمدهاى روى كار آمدن نومحافظهكاران در ايالات متحده، چنين مطرح شد كه هيئت حاكمه اين كشور از حادثه يازده سپتامبر به مثابه عنصر شتاب دهنده، در جهت تحقق نظم نوين جهانى مورد نظر خود بهره گرفت و با اتّخاذ راهبرد مقابله با تهديدات نامتقارن، در قالب تئورى مبارزه با تروريسم علاوه بر حمله به افغانستان و تهاجم پيشگيرانه به عراق و اشغال نظامى آن، به افزايش پايگاههاى عمليّاتى خود در منطقه اقدام نموده است و براى تضمين امنيّت اسرائيل، تثبيت هژمونى خود و تسلّط بر منابع انرژى و به ويژه براى از بين بردن زمينههاى استقرار حكومت دينى در كشورهاى منطقه، طرح استقرار ارزشهاى دموكراتيك در خاورميانه موسوم به طرح خاورميانه بزرگ را ارائه كرد.
عنوان: انديشه و مواضع سياسى آيةاللَّه العظمى بروجردى
استاد راهنما: حجة الاسلام دكتر داود فيرحى
استاد مشاور: حجة الاسلام دكتر منصور ميراحمدى
نام و نام خانوادگى دانشجو: سيد محمد مهدى ميرجليلى
مقطع: كارشناسى ارشد
مواضع و انديشههاى سياسى آيةاللَّه العظمى بروجردى عنوان پژوهشى است كه در اين جستار با رويكرد نظريه بحران، مورد بازكاوى و بازشناسى قرار گرفته است. نگارنده در ضمن بيان و توضيح مفاهيم كليدى و اساسى، «انديشه سياسى»، «فقه و سياست»، «ولايت در امور حسبيه»، و «ولايت مطلقه فقيه»، آيةاللَّه بروجردى را به منزله يك انديشور در حوزه فقه سياسى مورد مطالعه قرار داده است. آية الله بروجردى با توجه به جامعه بحرانى آن روزگار به بينش سياسى متفاوت از ديگر نگرشها رسيده و با «بى طرفى مثبت توأم با احتياط» و به مثابه يك «تز سياسى» و نه يك «تز در مقابل سياست»، به مسائل زمان خود نگريسته است. ايشان در حوزه نظرى با اتخاذ «موضع و انديشه اصلاحى كه بر مبناى فقهى نظريه ولايت در امور حسبيه است»، زندگى سياسى خود را سامان بخشيده است.
عنوان: آسيبشناسى انقلاب اسلامى ايران از منظر مقام معظم رهبرى
استاد راهنما: حجة الاسلام دكتر محمود شفيعى
استاد مشاور: حجة الاسلام لونى
دانشجو: رويا خوانسارى
مقطع: كارشناسى
پژوهش حاضر در صدد پاسخ به اين سؤال است كه به نظر مقام معظم رهبرى حضرت آية الله خامنهاى، مهمترين آسيبهاى انقلاب اسلامى از چه نوع است؟
بر اساس فرضيه پژوهش، آسيبهايى كه انقلاب اسلامى ايران را تهديد مىكند چند بعد دارد كه شامل آسيبهاى فرهنگى - اجتماعى، آسيبهاى سياسى و آسيبهاى معرفتى و دينى است. در اين ميان، آسيبهاى فرهنگى - اجتماعى از ساير آسيبها حساستر، دقيقتر و تأثيرگذارى بيشتر دارد.
عنوان: نقش زنان در حكومت جهانى حضرت مهدى(عج)
استاد راهنما: حجة الاسلام دكتر غلامرضا بهروزلك
استاد مشاور: حجة الاسلام دكتر نجف لكزايى
دانشجو: ليلا اميدى
مقطع: كارشناسى
به دليل آنكه زنان بخش مهمى از جامعه اسلامى را تشكيل مىدهند، در ارتباط با حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) نيز نقش زنان برجسته و حايز اهميت است. پژوهش حاضردر پاسخ به اين سؤال نگارش يافته است كه نقش زنان در ارتباط با حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) در عصر غيبت و ظهور چيست؟ در پاسخ اين سؤال، فرضيه پاياننامه چنين ارائه شده كه زنان در جامعه اسلامى در عصر غيبت از طريق فرآيند جامعهپذيرى سياسى هنجارها و ارزشهاى حكومت جهانى را ترويج مىكنند و در عصر ظهور نيز به مشاركت فعال در حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) مىپردازند.
زنان در عصر غيبت با تربيت فرزندان در بعد خانواده و انتشار فرهنگ مهدويت در جامعه، زمينه حكومت جهانى امام مهدى(عج) را فراهم مىكنند. آنها در اين عصر با حضور و شركت فعال به عنوان كارگزاران سياسى نقش ايفا مىكنند. فصل اول پايان نامه به كليات و مفاهيم و چارچوب نظرى اختصاص دارد. فصل دوم به نقش و جايگاه زنان در جامعه اسلامى مىپردازد. فصل سوم به نقش زنان در زمينه سازى حكومت جهانى امام مهدى(عج) در دو بعد خانواده و جامعه پرداخته است. فصل چهارم به نقش زنان در حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) اختصاص يافته است و در پايان نتيجهگيرى از بحث ارائه شده است.
عنوان: رفتار حاكمان در جامعه و نظام اسلامى از ديدگاه امام علىعليه السلام
استاد راهنما: دكتر عليرضا صدرا
استاد مشاور: حجة الاسلام دكتر محمود شفيعى
دانشجو: غفار رمضانى
مقطع: كارشناسى
دغدغه اصلى پژوهش اين سؤال است كه اصول حاكم بر رفتار حاكمان با مردم، كارگزاران، و مخالفان سياسى از ديدگاه امام علىعليه السلام چيست؟ در پاسخ اين فرضيه ارائه شده است كه اصول حاكم بر رفتار حاكمان با مردم، كارگزاران و مخالفان سياسى از ديدگاه امام علىعليه السلام بر اساس اصل اطاعت از خداوند، برپا داشتن حق و خود را خدمتگزار مردم دانستن، مساوات، عدالت، نظم، مشورت، ضابطه، آزادى و... قرار دارند. از طرفى فرض بر اين است كه يكى از بهترين ارائه دهندگان الگوى رفتار حاكمان تا به امروز امام علىعليه السلام است، چون خود آن حضرت در بطن جامعه بوده و به اصرار مردم آن عصر خلافت را به عهده گرفت و توانست الگويى را ارائه بدهد. الگوى آن حضرت را در دو سطح داخلى و خارجى مىشود تبيين كرد. در سطح داخلى الگوى ايشان الگوى مناسبى براى زمان حاضر مىتواند باشد. در سطح خارجى، از شرايط وزمان كنونى فهميده مىشود كه جهان امروز نياز شديد به چنين الگويى دارد و اين الگو مىتواند حيات بشر را نجات بدهد.
اين پژوهش مشتمل بر يك مقدمه و هفت فصل است. در مقدمه، طرح تحقيق آمده است. در فصل اول، به معرفى شخصيت امام علىعليه السلام و معرفى شخصيت مالك اشتر پرداخته شده است؛ فصل دوم، تعريف مفاهيمى همچون اصول، رفتار، حاكم و مفهوم حاكم از ديدگاه امام علىعليه السلام و ضرورت وجود حاكم از نظر امام على آمده است. در فصل سوم توضيح اصول ثابت در رفتار حاكمان از ديدگاه علىعليه السلام، در فصل چهارم رفتار شخصى حاكم اسلامى در برابر خداوند، در فصل پنجم توضيح رفتار حاكم اسلامى در برابر مردم، در فصل ششم توضيح رفتار حاكم اسلامى در قبال كارگزاران و در فصل هفتم رفتار حاكم اسلامى در برابر مخالفان سياسى (دشمنان) توضيح داده شده است.
عنوان: جريانشناسى فكرى سياسى حوزويان پس از انقلاب اسلامى
استاد راهنما: حجة الاسلام دكتر نجف لكزايى
استاد مشاور: حجة الاسلام دكتر منصور ميراحمدى
دانشجو: على زارع آلانق
مقطع: كارشناسى
ارتباط سياست با دين از مسائل مهمى بوده كه علماى اسلام ديدگاههاى مختلفى در مورد آن داشتهاند؛ عالمان بزرگ به نوعى ارتباط آن دو را در تأليفات خود منعكس ساختهاند. براى اثبات اين مسأله نياز به استدلالهاى عميقى نداريم، زيرا اگر اجتماعى بودن آيين مقدس اسلام را قبول داشته باشيم، «سياست ما عين ديانت ماست» را قبول خواهيم كرد.
در اين پاياننامه ديدگاههاى سه گروه عالمان سياست ستيز، عالمان سياست پرهيز و عالمان سياستگرا، در راستاى دخالت عالمان دينى در سياست بيان شده است و ضمن نقد ديدگاههاى دو گروه اول و دوم، در داخل گروه سوم، به ديدگاه جامعه روحانيت مبارز تهران، مجمع روحانيون مبارز، جامعه مدرسين حوزه علميه قم و مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم پرداختهايم. اين ديدگاهها در سه بخش سياسى، اقتصادى و فرهنگى پىگرفته شده است. در پايان ضمن مقايسه اين ديدگاهها به اين نتيجه رسيدهايم كه اين چهار تشكل حوزوى علاوه بر اين كه ديدگاههاى مشتركى دارند، اختلافشان اگر چه در برخى موارد شكل عقيدتى گرفته است، ولى صرفاً سياسى است و هر كدام از اين گروهها براى رسيدن به اهداف و آرمانهاى انقلاب و تعالى كشور، در برخى موارد متفاوت از ديگرى فكر مىكنند.
عنوان: نقش افكار عمومى در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران
استاد راهنما: دكتر محمد ستوده
استاد مشاور: دكتر عبدالقيوم سجادى
دانشجو: شكراله ستودهآرانى
مقطع: كارشناسى
پژوهش حاضر در مطالعه و بررسى نقش افكار عمومى در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران به آزمون اين فرضيه پرداخت كه نقش افكار عمومى در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران به صورت حمايتى بوده است. اين مسأله به صورت نظرى و عملى در سياست خارجى ايران در طى دو فصل مورد بررسى قرار گرفت و يك فصل نيز به چارچوب نظرى اختصاص يافت. در فصل نخست با استفاده از رهيافت سيستمى، از افكار عمومى به عنوان يكى از متغيرهاى محيطى مؤثر بر سياست خارجى ياد شد و در فصل دوم نقش افكار عمومى ملت ايران در پيروزى انقلاب اسلامى و تأثير نظام جمهورى اسلامى مورد بحث قرار گرفت. از سوى ديگر، بيان گرديد كه سياست خارجى ايران پس از انقلاب اسلامى تغيير اساسى يافت و از آن جا كه رابطه دولت و ملت مبتنى بر تعامل و همكارى است و دولت برآمده از آراى ملت است، افكار عمومى ملت نيز از سياستها و جهتگيرىهاى سياست خارجى حمايت كرده است. اين وضعيت در خصوص صدور انقلاب اسلامى، حمايت از ملتهاى محروم، حمايت از ملت فلسطين، مقابله با آمريكا، جنگ ايران و عراق و پذيرش قطعنامه ٥٩٨ مورد بررسى قرار گرفت. از سوى ديگر، مقطع پس از جنگ نشان مىدهد كه رفتار سياست خارجى ايران دست خوش تحول شد و روابط خارجى ايران با دولتهاى منطقهاى و فرا منطقهاى وارد مرحله جديدى گرديد. اين موضوع در فصل سوم بررسى شد و نقش افكار عمومى در مورد عادى شدن روابط ايران با عربستان و دولتهاى اروپايى مانند فرانسه، انگلستان، آلمان و ايتاليا بيان گرديد. همچنين مسأله مذاكره با آمريكا و برقرارى رابطه با آن و امضاى پروتكل الحاقى NPTكه از حساسيت خاصى در افكار عمومى برخوردار است مورد بررسى قرار گرفت.
عنوان: شرايط و زمينههاى اجتماعى تحقق آزادى سياسى از ديدگاههاى امام علىعليه السلام
استاد راهنما: حجة الاسلام دكتر سيد محمدتقى آل سيدغفور
استاد مشاور: حجة الاسلام دكتر منصور ميراحمدى
دانشجو: مرتضى بابايى ساخمرسى
مقطع: كارشناسى
هدف اصلى رساله حاضر، تبيين نقش تمايلات سيستمى، تمايلات فرايندى و تمايلات سياست گذارى در تحقق آزادى سياسى از ديدگاه امام علىعليه السلام است. اين مباحث در چهار فصل ساماندهى شده است.
در فصل اول، كه از چارچوب نظرى، مفاهيم و متغيرها تشكيل شده است، ابتدا مفاهيمى چون: تمايلات سيستمى، تمايلات فرايندى، تمايلات سياستگذارى و آزادى سياسى و در مرحله بعدى متغيرهايى چون: آزادى تفكّر و انديشه، آزادى عقيده، آزادى بيان و قلم (نقد و نظر)، آزادى انتخاب حاكم، آزادى مخالفان، آزادى نصيحت ائمه مسلمين، آزادى امر به معروف و نهى از منكر (نظارت همگانى)، آزادى در اعمال حقّ شكايت و آزادى انتخاب، تبيين و بررسى شد.
در فصل دوم، نقش تمايلات سيستمى (نظام سياسى) در تحقق آزادىهاى سياسى چون: آزادى تفكّر و انديشه، آزادى عقيده، آزادى بيان و قلم (نقد و نظر)، آزادى انتخاب حاكم و آزادى مخالفان از ديدگاه امام علىعليه السلام مورد بحث و بررسى قرار گرفت.
در فصل سوم، نقش تمايلات فرايندى در تحقق آزادىهاى سياسى چون: آزادى نصيحت ائمه مسلمين، آزادى امر به معروف و نهى از منكر (نظارت همگانى)، آزادى در اعمال حقّ شكايت و آزادى انتخابات از ديدگاه امام علىعليه السلام تبيين گشت.
در فصل چهارم هم به نقش تمايلات سياستگذارى در تحقق آزادىهاى سياسى چون: حقوق شهروندان بر حكومت، حقوق حكومت بر شهروندان، اهداف حكومت و چگونگى تحقق اهداف حكومت از ديدگاه امام علىعليه السلام پرداختيم.
عنوان: تفاسير مختلف از اختيارات رهبرى در جايگاه قانون اساسى
استاد راهنما: حجة الاسلام دكتر ميراحمدى
استاد مشاور: دكتر مهدى حسن زاده
دانشجو: نفسيه صالحى نفت چالى
مقطع: كارشناسى
در خصوص قلمرو اختيارات رهبر در نظام جمهورى اسلامى ايران و رابطه اختيارات ولى فقيه با قانون اساسى و ساير قوانين، ديدگاهها و تفسيرهاى مختلفى وجود دارد. برخى رهبر را مافوق قانون و حاكم بر آن مىشناسند كه هيچ قانونى نمىتواند او را محدود كند. با وجود اين بيشتر صاحبنظران بر لزوم پاىبندى رهبر به قانون اساسى و قوانين عادى تأكيد دارند، زيرا اداره جامعه نياز به برنامه، نظام و تشكيلات دارد و چنين برنامه و نظامى كه به تأييد ولى فقيه مىرسد، براى همه حتى رهبر لازم الرعايه است.
البته هدف و مبناى اين نظام و قوانين، تأمين مصلحت جامعه اسلامى است، بنابراين در موارد استثنايى كه حفظ مصلحت جامعه اسلامى، تصميم يا اقدامى را حتى خارج از قوانين اقتضا نمايد ولى فقيه مىتواند با استفاده از اختيار خود تصميم يا اقدام مقتضى، اتخاذ و يا اعمال كند. با اين همه، عدهاى بر محدود بودن رهبر به قوانين و منحصر بودن اختيارات او به موارد تصريح شده در قانون اصرار دارند.
عنوان: انديشه سياسى آيت اللَّه مكارم شيرازى
استاد راهنما: حجة الاسلام دكتر داود فيرحى
استاد مشاور: حجة الاسلام دكتر غلامرضا بهروزلك
دانشجو: على طهماسبى
مقطع: كارشناسى
رساله پژوهشى حاضر، سعى مىكند تا انديشه سياسى آيةاللَّه مكارم شيرازى درباره نظام سياسى اسلام را تبيين كند. نگارنده در آغاز ضمن بيان و توضيح مفاهيم كليدى فقه و سياست يا تعريف فقه سياسى به مجموعه قواعد و اصول فقهى برخاسته از مبانى اسلام، به بررسى زندگى، آثار مواضع سياسى - اجتماعى، انديشههاى فقهى - سياسى، مرجعيت و ولايت فقيه در انديشه سياسى آيةاللَّه مكارم شيرازى مىپردازد. به نظر مىرسد بيان مطالب و يافتههاى فوق در روشن شدن بخشى از انديشههاى فقهى - سياسى مؤثر است. سؤال و فرضيه اصلى رساله پژوهشى به بيان و اثبات انديشه سياسى آيةاللَّه مكارم در ترسيم نظام سياسى مبتنى بر ولايت فقيه، روايات و مصلحت اجتماعى - سياسى جامعه در عصر غيبت پرداخته است؛ به اين معنا كه ايشان معتقدند ولايت فقيه مىتواند در رأس حكومت اسلامى قرار گيرد و جامعه اسلامى را هدايت نمايد.
عنوان: تأثير حضور نظامى امريكا در خليج فارس بر امنيت منطقه (با تأكيد بر ايران)
استاد راهنما: دكتر سعيد تائب
استاد مشاور: دكتر سيد عبدالقيوم سجادى
دانشجو: صديقه خراسانى
مقطع: كارشناسى
اين پژوهش در صدد آن است كه تأثيرات نظامى حضور امريكا در خليج فارس را بر امنيت منطقه و ايران بررسى كند. لذا اين سؤال را مطرح مىكند كه حضور نظامى امريكا چه تأثيراتى را بر امنيت جمهورى اسلامى ايران برجا مىگذارد. در پرداختن به اين مسئله با استفاده از چهارچوب نظرى هژمونى و تعريف نظام بينالملل به اهميت خليج فارس و نقش جمهورى اسلامى ايران در آن پرداخته است.
در ادامه تحقيق، روند حضور آمريكا در خليج فارس و تبديل شدن آن منطقه به حوزه منافع اين كشور، استراتژىها و دكترينهاى شكل گرفته در خصوص تداوم اين حضور و سياستهاى ايالات متحده در قبال ايران پس از انقلاب اسلامى، جنگهاى خليج فارس، شكلگيرى نيروى واكنش سريع و ايجاد پايگاههاى نظامى در منطقه تا پس از حوادث ١١ سپتامبر مىپردازد.
در فصل چهارم نيز با پرداختن به چالشهاى امنيتى خليج فارس، روابط ايران با كشورهاى منطقه و ديگر مسائل امنيتى در آن، هم چون تروريسم و بنيادگرايى بررسى گرديد.
در پايان نيز با جمعبندى مطالب و اثبات فرضيه، نتيجهگيرى شد كه تداوم حضور نظامى امريكا در منطقه در درازمدت، امنيت منطقه و خصوصاً ايران را به مخاطره مىافكند. ضمن آن كه روند نظامىگرى، بازماندن از اقتصاد جهانى و رفاه عمومى و مقبوليت ملى را براى دولتهاى منطقه به دنبال خواهد داشت.
عنوان: علل و عوامل عقب ماندگى مسلمانان از ديدگاه آية الله خامنهاى و آيةالله هاشمى رفسنجانى
استاد راهنما: حجة الاسلام دكتر محمود شفيعى
استاد مشاور: حجة الاسلام دكتر نجف لكزايى
دانشجو: سلامت عبدلى
مقطع: كارشناسى
در باب علل انحطاط و عقبماندگى مسلمين از منظرهاى گوناگون بحث شده است، عدهاى از منظر غير دينى و درون تمدنى، علل وعوامل تكوين و فراز و فرود تمدن اسلامى را مورد بررسى قرار دادهاند. گروهى ديگر از منظر غير دينى، اما با ملاك قرار دادن علل پيشرفت و توسعه جوامع غربى به بررسى علل عقب ماندگى جوامع شرقى به طور كلى يا به طور موردى در قالب نظريههاى عقب ماندگى پرداخته و احياناً برخى از اين نظريهها، آموزهها و سنتهاى دينى را عامل عقب ماندگى معرفى نمودهاند. دستهاى ديگر از منظر دينى بر مبناى اعتقاد راسخ خود به اسلام به منزله دينى كامل و جامع كه تأمين كننده سعادت دنيوى و اخروى انسانهاست به پديده انحطاط و عقبماندگى مسلمين نگريستهاند. آيةاللَّه خامنهاى و آية الله هاشمى رفسنجانى از گروه اخير هستند. پژوهش حاضر اين سؤال اساسى را طرح و پاسخ داده است كه علل و عوامل انحطاط و عقبماندگى مسلمانان از ديدگاه اين دو انديشور كدامند؟ و چه عواملى بيشترين تأثير را داشتهاند؟
ديدگاه آية الله خامنهاى بر اساس اعتقادشان به كامل بودن دين اسلام و تأمين كننده سعادت دنيوى و اخروى و پيشرفت مادى و معنوى انسانها توسط اسلام، دورى از اسلام واقعى و قرآن، البته به سبب تبليغات استعمارگرانه و كوتاهى خود مسلمين است كه با القاى جدايى دين از سياست و عدم اجرايى شدن قوانين اسلام در جهت زوال و سقوط مسلمين قدم برداشتهاند. لذا تنها راه خروج از انحطاط، روى آوردن به اسلام واقعى و اجراى قوانين اسلام است. آية الله هاشمى رفسنجانى هم استعمار، استبداد و افراط و تفريط مسلمين را عامل زوال ايشان مىداند. آية الله هاشمى با ذكر شعار مخرب استعمار ثابت كرد كه استعمارگران چگونه با فقير و بىسواد نگه داشتن مردم آنان را در تباهى و وحشىگرى نگه داشتهاند و با هدايت دولتهاى دست نشانده خود در كشورهاى مسلمان از زمان جنگهاى صليبى به بعد توانستهاند از اسلام جز نامى باقى نگذارند تا مردم بىاعتقاد و بىهويت شده و از آرمانها و اعتقادات خويش دفاع ننمايند.
عنوان: حادثه يازده سپتامبر و امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران
استاد راهنما: دكتر محمد ستوده
استاد مشاور: دكتر سيد عبدالقيوم سجادى
دانشجو: مريم باقرى
مقطع: كارشناسى
امنيت ملى براى هر كشور و نظامى به منزله تلاش در جهت حفظ و مصونيت در مقابل خطرات داخلى و خارجى است و امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران براى مسئولين نظام در اولويت اول قرار دارد.
در اين پژوهش در پاسخ به اين سؤال كه حادثه يازده سپتامبر چه تأثيراتى بر امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران داشته است، اين فرضيه مطرح شد كه اين حادثه باعث ايجاد فرصتها و چالشهاى امنيتى براى جمهورى اسلامى ايران گرديد.
در اين راستا پژوهش در سه فصل سازماندهى شد. در اين فصول مشخص گرديد كه امنيت از مفهوم سنتى خود كه بر استفاده از ابزار نظامى در برابر تهديدهاى خارجى تأكيد داشت به مفهوم جديد، يعنى تأثير عوامل داخلى و اقتصادى بر روى امنيت، تغيير پيدا كرد. عواملى چند از جمله تحول در نظام بينالملل و پايان جنگ سرد عامل اصلى چنين تحولى به حساب مىآيند.
امنيت داراى ابعاد مختلفى چون بعد نظامى، اقتصادى، منابع / محيطى و سياسى / فرهنگى است و مقولاتى چون جهانى شدن و هم چنين وابستگى متقابل بين عناصر نظام بينالملل بر روى اين حوزه تأثيرگذار است.
امنيت ملى كشورها از عوامل مختلف ساختارى، منطقهاى و بينالمللى تأثير مىپذيرد و يكى از تحولاتى كه تأثيرى شگرف بر امنيت ملى كشورها و به خصوص ايران بر جاى گذارد، حادثه يازده سپتامبر آمريكا بود كه سياستهاى آمريكا زمينهساز اين حادثه بود و باعث به وجود آمدن فرصتها و چالشهاى فراوانى براى امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران شد. هرچند سقوط طالبان و صدام و هم چنين شكسته شدن ابهت ابرقدرتى چون آمريكا و تأثير اين واقعه بر گسترش و توسعه همكارىهاى امنيتى منطقهاى جهت مقابله با تروريسم به منزله فرصتهايى براى امنيت ملى ايران، مثمرتر بود، اما اين حادثه چالشهاى روانى و نظامى و سرزمينى زيادى براى ايران به وجود آورد كه از آن جمله مىتوان به مطرح شدن ايران در مجامع عمومى به مثابه محور شرارت، كشور حامى تروريسم و داراى تسليحات كشتار جمعى نام برد كه مقوله آخر باعث موضعگيرى آژانس بينالمللى اتمى با ايران گشت و ايران براى امضاى پروتكل الحاقى موسوم به ٢+٩٣ تحت فشار قرار گرفت. علاوه بر اين چالشهاى روانى، حضور همه جانبه آمريكا در منطقه از جمله در خليج فارس، افغانستان و عراق نيز چالشهاى نظامى و سرزمينى فراوانى براى كشور ما به وجود آورد كه در جهت سياست مهار ايران اسلامى بود و به نوعى سياست مهار دو جانبه ايران در دوران رياست جمهورى كلينتون را تكميل كرد. البته براى كاهش دامنه تأثيرگذارى اين تهديدات بر امنيت ملى جمهورى اسلامى و تبديل آنها به فرصت، راهكارهايى در پايان مورد توجه قرار گرفته است.
عنوان: مقايسه تطبيقى حكومت علوى و حكومت مهدوى(عج)
استاد راهنما: دكتر عليرضا صدرا
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر سيد تقى آل غفور
دانشجو: اعظم رضايى
مقطع: كارشناسى
رساله حاضر متشكل از چهار فصل است: فصل اول، چهارچوب نظرى رساله است كه مدينه فاضله فارابى را توضيح مىدهد. در اين فصل انواع اجتماعات از نظر فارابى آورده شد. اجتماع كامل و ناقص كه تقسيمى ماهوى دارد. اجتماعات كامل نيز به اجتماع عظمى، وسطى و صغرى تقسيم شده كه تقسيمى مادى و كيفى است. سه نوع نظام سياسى مدينه، امت و معموره (جهانى) اجتماعاتى هستند كه مردم آنها براى رسيدن به سعادت تعاون مىكنند. در فصل دوم در ابتدا بعد از تعريف نظام سياسى، دولت و حكومت و تعريف آنها در اسلام به بررسى مفهوم دولت در انديشه سياسى امام علىعليه السلام مىپردازيم. بعد از آن اهداف نظام سياسى در اسلام را بيان كرده، سپس به بررسى اهداف و اصول در حكومت علوى و مهدوى مىپردازيم. در آخر فصل بررسى تطبيقى اهداف و اصول دو حكومت علوىعليه السلام و مهدوى(عج) پرداختهام و اهداف و اصول اين دو حكومت را در جدولى جداگانه بررسى كردهام.
در فصل سوم، ساختار حكومتى اين دو حكومت مورد بررسى قرار داده شده است. ساختار آنها را كه شامل رهبرى (صفات رهبرى) قلمروى جغرافيايى حكومت، مركز خلافت و نهادهاى حكومتى مىشود جداگانه مورد بررسى قرار گرفته است در آخر هم روش حكومتى اين دو امام معصوم را بررسى كردهام و در آخر فصل به بررسى تطبيقى ساختار حكومت امام علىعليه السلام و امام مهدى(عج) پرداخته شده است.
در فصل چهارم، روشها و سيره حكومتى اين دو امام معصومعليهما السلام آورده شده است. اين روشها و سيرهها عبارتند از: سيره سياسى، اقتصادى، قضايى، فرهنگى و نظامى كه هر كدام در هر حكومت به طور جداگانه مورد بررسى قرار گرفتهاند. در پايان فصل هم مانند فصل قبل مقايسهاى تطبيقى بين روشها و سيره حكومتى اين دو امام معصوم صورت گرفته است.
بخش آخر كه نتيجهگيرى است شامل اشتراكات و افتراقات اين دو حكومت در تمام مسائل اعم از اهداف و اصول، ساختار حكومتى و روشها و سياستهاى حكومتى اين دو حكومت است.
عنوان: بحرانهاى توسعه اقتصادى ايران در دهه ١٣٧٠ و پيامدهاى سياسى - اجتماعى آن
استاد راهنما: دكتر ابراهيم متقى
استاد مشاور: دكتر يداللَّه دادگر
دانشجو: صديقه حسينى
مقطع: كارشناسى
تئورىهاى توسعه اقتصادى در دهه ١٩٥٠ از تنوع و فراگيرى قابل توجهى برخوردار بودند. در اين ارتباط مىتوان شاهد پارادايم متفاوتى در مورد توسعه در جهان سوم بود، مدلهاى توسعه به گونهاى تدريجى تكامل يافتهاند و با چالشهاى تئوريك و پارادايميك رو به رو گرديدهاند. در اين ارتباط تئورىهاى نوسازى از مطلوبيت و كارآمدى ويژهاى برخوردار بودند. موج اول تئورىهاى نوسازى در دهه ١٩٦٠ وارد ايران گرديد. تحولات سياسى و اقتصادى ايران تحت تأثير موجهاى نوسازى قرار گرفت. در دوران سلطنت پهلوى دوم، پنج برنامه توسعه اقتصادى ارائه شد. اين روند با پيروزى انقلاب اسلامى ايران دچار وقفه گرديد، اما پايان جنگ تحميلى زمينه را براى ارائه برنامههاى توسعه در دوران جديد به وجود آورد.
اولين برنامه توسعه اقتصادى - سياسى و اجتماعى ايران پس از انقلاب در سال ١٣٦٨ به تصويب مجلس شوراى اسلامى رسيد. برنامه اول داراى رويكرد رشد محور بود، هدف دولت آقاى هاشمى آن بود كه رشد اقتصادى را افزايش داده و زمينه ايجاد سياست مالى انبساطى را در حوزههاى اقتصادى - سياسى و اجتماعى فراهم آورد. براى تحقق چنين هدفى نياز قابل توجهى به قرضه خارجى وجود داشت. بنابراين از سال ١٣٦٩ ايران سطح ارتباطات اقتصادى خود را با شركتهاى چندمليتى افزايش داد. شركتهاى ياد شده تحرك قابل توجهى را در اقتصاد ايران ايجاد نمودند. اين امر به گونهاى تدريجى منجر به تغيير در هنجارهاى سياسى ايران گرديد. در اين ارتباط فاصله طبقاتى بين لايههاى مختلف جامعه افزايش يافت و در نتيجه شاهد ظهور جنبشهاى اعتراضى نسبت به موضوعاتى از جمله گرانى، فساد اقتصادى - عدم حمايت دولت از لايههاى آسيبپذير و ظهور هنجارهاى جديد بوديم.
على رغم شكلگيرى جدالهاى سياسى و اجتماعى در ايران شاهد تصويب برنامه دوم اقتصادى بوديم. برنامه دوم اقتصادى در سال ١٣٧٣ تصويب شد، اما به دليل نتايج اجرايى برنامه اول و دوم از سال ١٣٧٥ با تغييرات تدريجى همراه شد. رويكرد جديد معطوف به فرايندى بود كه به موجب آن زمينههاى تعديل شكاف اقتصادى فراهم شد. به عبارت ديگر اصلاحات انجام شده در برنامه دوم معطوف به الگوهاى عدالتگرا بوده است. اما جهتگيرى كلى برنامه دوم را مىتوان در برنامه سوم نيز مورد ملاحظه قرار داد.
به اين ترتيب برنامههاى توسعه اقتصادى در ايران منجر به شكلگيرى نتايج ذيل گرديد:
١. افزايش رشد اقتصادى در ايران به گونهاى كه متوسط رشد اقتصادى كشور طى سالهاى ١٣٦٨ تا ١٣٧٨ بالغ بر ٦% بوده است؛
٢. پىگيرى استراتژى جاىگزينى واردات در برنامه اول توسعه و هم چنين استراتژى توسعه صادرات در برنامه دوم توسعه كه اين امر منجر به افزايش تعامل اقتصادى ايران با كشورهاى صنعتى گرديد؛
٣. ضريب جينى در اقتصاد ايران افزايش يافت. اين امر به منزله گسترش شكاف اقتصادى بين لايههاى مختلف بوده است؛
٤. هنجارهاى سياسى - اقتصادى و اجتماعى در جامعه ايران تغيير يافت. اين امر به منزله آن است كه مؤلفههاى اقتصادى در شكل بندىهاى فرهنگى، اجتماعى و هنجارى در جامعه ايران تأثيرگذار بوده است؛
٥. طى سالهاى اجرايى برنامه اول، دوم و سوم توسعه شاهد افزايش و انتظارات اجتماعى در جامعه ايران مىباشيم، اين امر روحيه ملّى جامعه را تحت تأثير قرار داده و از سوى ديگر منجر به ظهور سطح فراگيرترى از انتظارات فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى گرديده است.
عنوان: جهانى شدن و چالشهاى امنيتى جمهورى اسلامى ايران
استاد راهنما: دكتر سيد عبدالقيوم سجادى
استاد مشاور: دكتر محمد ستوده
دانشجو: فهيمه ركنى حسينى
مقطع: كارشناسى
امروزه بشر بيش از هر زمان ديگرى خود را در محيطى ناامن حس مىكند. اگر در گذشتهاى نه چندان دور حس عصبيت قومى و سپس دين مشترك و بعد از چندى حس ناسيوناليسم مىتوانست به انسان اطمينان دهد كه از امنيت و پشتوانه قوى حمايت ديگران برخوردار است، امروزه تمامى مرزهاى اطمينان و امنيت در هم شكسته شدهاند و انسان خود را در تنهايى در مىيابد.
جهانى شدن يا تشكيل دهكده جهانى كه برخى آن را به منزله غايت آرزوى بهينه براى بشر مىدانند، تمامى كشورها و جوامع انسانى را با چالشهاى جدى و پر مخاطره روبه رو كرده است.
بحران هويت، بحران مشروعيت، ايجاد دو دستگى در جوامع، تشديد همبستگىهاى قومى و...؛ تنها بخشى از مسائلى هستند كه جهانى شدن آنها را به وجود آورده است.
صاحبان قدرت در اين زمان با در دست داشتن تمامى امكانات، صنايع نظامى، صنعت برتر جهان و... با استفاده از تبليغات و برنامههاى عامهپسند توانستهاند خود را به مانند نيروى برتر و فرهنگ ممتاز بشرى در اذهان به خصوص جوانان، جاى دهند.
هر كشورى امروزه براى رويارويى با چالشهايى كه روند جهانى شدن؛ برايش به وجود آورده است نياز به راهكارها و مديريت بحران دارد. ايران نيز به منزله يكى از كشورهاى جهان سوم كه علاوه بر تمامى مسائل اين گونه كشورها؛ با اغلب كشورهاى صاحب قدرت نيز، اختلافات اساسى دارد و منافع متضادى از منافع آنان براى خود تعريف نموده است، با مشكلات مضاعفى روبهرو است.
مشكلات امنيتى از جمله مهمترين دغدغههاى اين كشورها است. امروزه شكل و شمايل مسائل امنيتى نيز با گذشته تفاوت اساسى كرده است و بيشتر جنبه نرمافزارى پيدا نموده است.
در اين نوشته سعى شده است تا چالشهايى كه جهانى شدن براى كشورى مانند ايران به وجود مىآورد و راهكارهاى رويارويى با اين چالشها توضيح داده شود.
عنوان: بررسى علل توسعهنيافتگى سياسى در جوامع اسلامى از ديدگاه امام خمينى(ره)
استاد راهنما: حجة الاسلام دكتر غلامرضا بهروز لك
استاد مشاور: آقاى دكتر سيدعبدالقيوم سجادى
دانشجو: راضيه مهرابى كوشكى
مقطع: كارشناسى
موضوع اين پايان نامه، بررسى علل توسعه نيافتگى سياسى در جوامع اسلامى از ديدگاه امام خمينى(ره) است. هدف اين پژوهش حركت در جهت استخراج ديدگاه بزرگترين احياگر و مصلح اجتماعى معاصر درباره عوامل و ريشههاى توسعهنيافتگى سياسى جوامع اسلامى است. اما قبل از پرداختن به اين موضوع بايد دانست كه توسعه نيافتگى سياسى از ديدگاه امام چيست و اساساً چه معيارها و شاخصهايى دارد تا بتوان ريشههاى آن را جست وجو و درمان كرد. به اعتقاد امام، توسعه نيافتگى سياسى به مفهوم عدم توجه مسلمانان به مشاركت سياسى، استبداد سياسى حاكمان بلاد اسلامى و به دنبال آن عدم مشروعيت الهى و مقبوليت مردمى اين قبيل دولتها، وابستگى سياسى، غربزدگى و از دست دادن هويت دينى اسلامى و در نهايت تفرقه و چندپارچگى جهان اسلام است. در ادامه بررسى ديدگاه امام درباره علل و ريشههاى توسعه نيافتگى سياسى جوامع اسلامى به اين نتيجه مىرسيم كه عمده مشكلات سياسى مسلمين (از جمله توسعه نيافتگى سياسى) از فاصله گرفتن آنان از تعاليم و دستورات اسلام نشأت مىگيرد و به واسطه يك سرى عوامل داخلى و خارجى به توسعهنيافتگى سياسى ختم مىگردد. عوامل داخلى آن به غفلت و قصور روحانيون و روشنفكران به منزله متنفذين اجتماعى و دولتمردان به مثابه صاحبان قدرت و اقتدار در كشورهاى اسلامى برمىگردد. مهمترين عامل خارجى آن نيز استعمار غرب است كه با استفاده از حربههاى مختلف و گوناگون به اين عقبماندگى و توسعهنيافتگى دامن مىزند. در پايان نيز راه حلهاى مورد نظر امام حول محور اين عوامل جهت درمان معضل توسعهنيافتگى جوامع اسلامى مورد توجه قرار گرفته است.
عنوان: تأثير انديشههاى آية الله مطهرى و دكتر شريعتى در انقلاب اسلامى ايران
استاد راهنما: دكتر سيد عبدالقيوم سجادى
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر محمود شفيعى
دانشجو: سكينه صالحى
مقطع: كارشناسى
پژوهش حاضر در صدد پاسخ به اين سؤال است كه انديشهها و آراى دكتر شريعتى و آية الله مطهرى چه تأثيرى بر انقلاب اسلامى ايران داشته است؟ بر اساس فرضيه اين پژوهش: انديشههاى آية الله مطهرى و دكتر شريعتى، در شكلگيرى انقلاب اسلامى ايران تأثيرات مستقيم داشته است.
اين پژوهش در يك مقدمه و سه فصل و يك نتيجهگيرى سازماندهى شده است. در فصل نخست، ضمن تعريف مفاهيم كليدى، چهارچوب نظرى پژوهش در مورد تأثيرات فكرى نخبگان بيان شده است. در اين جا ابتدا نخبگان در ديدگاه عدهاى از انديشوران مانند پارهتو، موسكا و سريع القلم و سپس اقسام نخبگان بيان گرديده است. در اين نوشتار، نقش شهيد مطهرى و دكتر شريعتى در انقلاب اسلامى به دليل غالب بودن فعاليتهاى فكرىشان، در ذيل نخبگان فكرى - ايدئولوژيكى مورد بحث قرار مىگيرد.
فصل دوم، تأثيرات انديشههاى دكتر شريعتى بر انقلاب اسلامى ايران را به بحث و بررسى مىگيرد. در اين راستا مهمترين تأثيرات افكار و انديشههاى وى در محورهاى زير به بحث گذاشته مىشود: معرفى اسلام به منزله يك ايدئولوژى، تبيين فرهنگ غرب با تأكيد بر جنبههاى منفى آن، مبارزه با انحرافات ايدئولوژيكى و آسيبشناسى جوامع مسلمان.
در نهايت در فصل سوم، تأثير انديشههاى شهيد مطهرى بر انقلاب اسلامى ايران بررسى شده است كه از جمله مهمترين اين تأثيرات عبارتند از: طرح ايدئولوژى اسلامى، ايجاد تفكر انقلابى در بين مردم، التقاط ستيزى، ايجاد پيوند و رابطه بين حوزه علميه و دانشگاه، تبيين نظام حكومتى جمهورى اسلامى و ايجاد رابطه بين امام و گروههاى مبارز.
عنوان: بازتاب انقلاب اسلامى در انتفاضه فلسطين
استاد راهنما: دكتر مصطفى ملكوتيان
استاد مشاور: دكتر سيد عبدالقيوم سجادى
دانشجو: محمدعلى محمودى مهتاره
مقطع: كارشناسى
با پيروزى انقلاب اسلامى ايران شاهد نوعى اسلامخواهى بوديم كه داعيهدار آن كسى به غير از امام خمينى(ره) نبود. در اين تحقيق تلاش مىشود تا نشان داده شود كه حركت فلسطينىها قبل از انتفاضه چه روندى را طى كرده است و خلاصه آن كه آيا انقلاب اسلامى ايران به مثابه تحولى در يكى از زيرسيستمهاى خاورميانه بر اجزاى ديگر اثرگذار بوده است يا خير؟
براى پاسخ به اين سؤال آن چه مهم است الگوپذيرى مردم فلسطين از انقلاب اسلامى ايران است كه موجبات روند جديد مبارزات ضد صهيونيستى را شكل مىدهد. از طرف ديگر با بررسى ويژگىهاى مشترك انتفاضه و انقلاب اسلامى ايران، چيزى جز اثرپذيرى انتفاضه و اين كه انتفاضه بازتابى از انقلاب اسلامى ايران است به دست نمىآيد.
عنوان: سيماى سياسى منتظران حكومت جهانى حضرت مهدى موعود(عج)
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر غلامرضا بهروزلك
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر محمود شفيعى
دانشجو: گلاب سورى لكى
مقطع: كارشناسى
انتظار يكى از مهمترين رخدادهاى تاريخ تشيع به حساب مىآيد كه با غيبت امام دوازدهم حضرت مهدى(عج) در سال ٢٦٠ه .ق آغاز شده است و تا زمانى كه اراده خداوند اقتضا نمايد ادامه داشته و شيعيان به انتظار فرا خوانده شدهاند.
سؤال اصلى اين پژوهش عبارت است از اين كه سيماى سياسى منتظران حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) چيست. فرضيه پژوهش اين است كه مهمترين ويژگى سياسى منتظر، شناخت وظيفه سياسى خود در عصر غيبت به منزله فردى آماده مشاركت در عرصه سياسى و نيز مبارزه با ظلم بوده و در راستاى چنين وظيفهاى بايد براى ايجاد دولت اسلامى در عصر غيبت تلاش نمايد.
انتظار، مسئله مطرح در همه اديان الهى است و همه به نوعى به مسئله آخر الزمان و ظهور منجى موعود كه عدالت را در سراسر گيتى گسترانيده و جهان را از ظلم و ستم پاك مىنمايد، اعتقاد دارند، لكن جايگاه ويژهاى در انديشه سياسى شيعه داشته و اين آموزه دينى تأثيرات فراوانى در رفتار شيعيان در طول دوره غيبت گذاشته است. براى بررسى آن بايد مبانى فكرى و نظرى منتظران مورد توجه قرار گيرد. منتظران ظهورِ حضرت داراى صفات و ويژگىهايى هستند كه ايشان را از سايرين متمايز مىكند و در دوره غيبت وظايفى را براى ايشان رقم مىزند كه در اين رسله مورد بحث قرار مىگيرد.
عنوان: استراتژى بىطرفى در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران
استاد راهنما: دكتر محمد ستوده
استاد مشاور: دكتر سيد عبدالقيوم سجادى
دانشجو: طيبه امامى حجتى
مقطع: كارشناسى
پژوهش حاضر در صدد پاسخ به اين سؤال است كه چرا جمهورى اسلامى ايران در سياست خارجى خود نسبت به سه رويداد سرنوشتساز، يعنى جنگ دوم خليج فارس، اشغال افغانستان و اشغال عراق توسط امريكا، بىطرفى فعال اتخاذ نمود؟ و اتخاذ اين استراتژى چگونه تأمين كننده منافع ملى ايران بود؟
در اين جهت، رساله در چهار فصل تنظيم گرديد. در ابتدا، اهميت استراتژى و جهتگيرى سياست خارجى دولتها و انواع آن، همچنين استراتژى بىطرفى در اسلام بررسى شد. سپس شرايط و زمينههاى وقوع جنگ دوم خليج فارس و عواملى كه منجر به اتخاذ استراتژى بىطرفى ايران گرديد، بيان شد. در اين قسمت مواضع كشورهاى اروپايى، موقعيت منطقهاى و ملى توضيح داده شد و مشخص گرديد كه على رغم ديدگاههاى متعارض در ايران اسلامى، اتخاذ استراتژى بىطرفى گزينه مناسبى براى تأمين منافع ملى ايران بوده است.
در ادامه رساله، مسئله اشغال افغانستان و عراق توسط امريكا بررسى شد. در اين موارد هم شاهد طرح ديدگاههاى متفاوت در ايران جهت برخورد با اين دو رويداد مهم و تأمين منافع ملى ايران هستيم. در هر دو مورد زمينهها و عوامل ملى، منطقهاى و بينالملل براى ورود ايران به ائتلاف با طرفهاى درگير وجود نداشت، لذا گزينه