علوم سیاسی
(١)
از عقل قدسى تا عقل ابزارى -
١ ص
(٢)
كنترل قدرت سياسى از ديدگاه امام خمينى ره -
٣ ص
(٣)
كتاب تدبير المتوحد 2 لابن باجه الاندلسى المتوفى 533 -
٤ ص
(٤)
گزارش كنفرانس تورنتو كانادا -
٥ ص
(٥)
چكيده پاياننامههاى رشته علوم سياسى دانشگاه باقرالعلوم -
٦ ص
(٦)
ملخص المقالات -
٧ ص
(٧)
Abstracts -
٨ ص
(٨)
حقوق بشر جهان شمولى يا نسبيت دينى - فرهنگى - امین سید حسن
٩ ص
(٩)
زندگى و انديشه سياسى ابوريحان بيرونى - مقيمى غلامحسن
١٠ ص
(١٠)
حكومت در انديشه نجمالدين رازى - اسلامی جمیله
١١ ص
(١١)
كليات رهيافت راهبردى قرآن با تأكيد بر سوره حمد - صدرا على رضا
١٢ ص
(١٢)
ميراث سياسى مسلمانان2 نقد روششناختى مطالعات سياسى معاصر - محمدعارف نصر
١٣ ص
(١٣)
نظارت بر قدرت از ديدگاه قرآن - داورى رضا
١٤ ص
(١٤)
ديپلماسى و رفتار سياسى در اسلام 1 - سجادى سيد عبد القيوم
١٥ ص
(١٥)
جايگاه اقليت و اكثريت در قرآن - کريم پور قراملکى على
١٦ ص
(١٦)
نظريه دولت در انديشه سياسى حسن البنا - مرادى مجيد
١٧ ص
(١٧)
اصول و شاخصههاى كارآمدى دولت در انديشه سياسى امام خمينى ره - رضوانى محسن
١٨ ص
(١٨)
«استبداد» از منظر قرآن - پزشکى محمد
١٩ ص
(١٩)
مفهوم قرآنى عدل - نصر حامد ابوزید
٢٠ ص
(٢٠)
آموزههاى سياسى در قابوسنامه - ترابى يوسف
٢١ ص
علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - حكومت در انديشه نجمالدين رازى - اسلامی جمیله
حكومت در انديشه نجمالدين رازى
اسلامی جمیله
تاريخ دريافت: ٤/ ٥/ ٨١
تاريخ تأييد: ٢٠/ ٩/ ٨١
نجمالدين رازى از جمله انديشمندان قرن هفتم هجرى است كه در شرايطى كه خلافت عباسى رو به افول رفت و بنيان تازهاى براى جامعه اسلامى گذارده شد، نظريات خود را در مورد حكومت بيان نمود.
در انديشه نجمالدين رازى، حكومت عطيه الهى به حاكم است، بنابراين او بايد اين عطيه را به بهترين نحو حفظ كند و وظايف ناشى از داشتن حكومت از جمله اجراى شريعت و عدالت را به خوبى انجام دهد. وى براى اداره بهتر جامعه، از تشكيلاتى چون وزارت و قضاوت و شرايط متوليان آنها نيز ياد مىكند.
واژههاى كليدى: نجمالدين رازى، انديشه سياسى، حكومت، وزارت، قضاوت.
مقدمهبنيان هر جامعه و پايدارى و سلامت آن بستگى به عناصر تشكيل دهنده آن دارد و فرد يا گروهى كه وظيفه حفظ و نظم جامعه را به عهده دارد و شرايطى كه اين فرد يا افراد بايد داشته باشند همواره مورد توجه صاحبنظران و انديشمندان بوده است. همچنين در جوامع مسلمان، چون حكومت همواره امرى الهى و مقدس قلمداد مىشد و حاكم نيز داراى نوعى شأن قدسى بود، از اين رو متفكران اسلامى بر اساس انديشه كلامى به اين بحث در قالب امام و خليفه مىپرداختند.
در اين ميان، نجمالدين رازى نيز در مرصاد العباد و موموزات اسدى به بحث حكومت و حاكم پرداخته و شرايط حاكم را برشمرده است، كه در اين مقاله در صدد تبيين انديشه و ديدگاههاى رازى در خصوص حكومت هستيم.
نجمالدين رازى، ملقب به دايه، در سال ٥٧٣ه . در عصر خوارزمشاهيان و نيز خليفه عباسى الناصرلدين اللّه به دنيا آمد. وى از رى به خوارزم رفت اما با حمله مغولها به خوارزم در سال ٦١٦ه آن جا را به قصد همدان ترك كرد و از همدان به اردبيل و سپس آسياى صغير كه تحت حكومت سلاجقه روم قرار داشت رفت. سرانجام در سال ٦٥٤ه . به بغداد رفت و در آن جا درگذشت.
حمله مغولها شرايط نابسامانى را در حوزههاى فرهنگ، سياست، علم و اقتصاد ايجاد كرد، نجمالدين در اين شرايط رشد كرد و تحصيل نمود و طبعاً نگاه او به حكومت را نيز بايد در چارچوب اين شرايط و تحولات تحليل كرد. الهى بودن حكومت از ديدگاه نجمالدين رازى
از ديدگاه نجم الدين، حكومت نوعى خلافت و نيابت از حق بوده و سلطان يا حاكم سايه خدا بر روى زمين است و چون سايه خداوند داراى صفات خداوندى است، زيرا سايه نمودارى از خود شخص است، از اين رو حاكم يا پادشاه هم تلؤلو الطاف خداوندى است.١ وى در اين زمينه به حديث «خَلَقَ آدم عَلى صورته» اشاره مىكند و معتقد است الطاف خداوند در سلطان كه عكس ذات و گوهر كمال است به وديعت نهاده شده است.٢ به اعتقاد رازى، براى سلوك راه حق و رسيدن به كمال مطلق، جهاندارى بهترين وسيله تقرب انسان به خدا است؛ چنان كه حضرت سليمان طلب حكومت كرد٣ و شرط حكومت را مغفرت قرار داد؛ مغفرت به اين معنا كه از آفاتى كه پادشاه به آن دچار مىشود محفوظ بماند و بزرگترين مزيت حاكم بودن ملبس شدن به اخلاق خداوندى است.٤
از الطاف خداوندى به انسانها ارسال رسل براى هدايت جامعه بشرى است؛ اما به نظر نجمالدين، وجود سلطان نيز براى جامعه از الطاف خداوندى است و اين كه هر كس استعداد و گوهرى داشته باشد به مرحله سلطان و حاكم شدن مىرسد.
نجمالدين به نصيحت پادشاه مىپردازد و به وى تذكر مىدهد كه رابطه پادشاه با خداى خويش در گرو ايجاد عدل و خدمت به مردم است و به عبارتى، خود را براى مملكت قرار دادن و نه مملكت را براى خود٥ رازى عبادت پادشاه را رعايت حقوق مسلمانان مىداند و معتقد است نگرش پادشاه به قدرت بايد به گونهاى باشد كه خداوند را ناظر بر خود ببيند.٦ و بتواند حق مظلوم را از ظالم بستاند و ظالم را به قصاص برساند و همواره در نظر داشته باشد كه همان طور كه خداوند پادشاهى را به او ارزانى داشته مىتواند آن را بازستاند. همچنين حاكم موظف است كه با رعاياى خود به شفقت برخورد كند.٧ ١. صفات حاكم
از آن جا كه نجمالدين رازى، حاكم را برگزيده و سايه خدا بر زمين مىداند، از اين رو حاكم بايد صفات خداوند را نيز دارا باشد. در اين راستا وى صفات پادشاه را به صفات لطف و رأفت و صفات قهر و قصاص تقسيم مىكند. از جمله صفات لطف حق و حاكم، حلم است كه از ويژگىهاى پادشاه مىداند و آن باعث قوت و شوكت سلطنت مىگردد، همچنين صفت عفو. از صفات قهر حق و حاكم، اين كه سلطان بتواند با اهل نفاق و بدعت برخورد جدى كند و در تعذيب آنها بكوشد و همچنين با دشمنان بجنگد و ظالمان و مفسدان و جنايتكاران را مجازات كند.٨
نجمالدين رازى معتقد است همان طور كه حاكم مىتواند داراى صفات الهى باشد، در او صفات ذميمه و حيوانى نيز امكان رشد دارد؛ براى مثال فرعون كه كبر و غرور در وى آن قدر شدت يافت كه ادعاى خدايى كرد و در عين حال، حاكمانى مانند حضرت سليمان و حضرت داود در عين داشتن نبوت و علم الهى، صاحب حكومت دنيوى شدند و به بهترين نحو به اداره جامعه پرداختند.٩
به هر حال، از ديدگاه نجمالدين حاكم بايد به صفات الهى آراسته شود و الگوى يك انسان كامل در جامعه خود باشد. وى قائل به اعلم بودن حاكم نيست، اما علم را از جمله صفات حاكم بر مىشمرد و حاكم را موظف مىداند كه از علما استفاده كند. ٢. دين و حكومت
در ديدگاه نجم الدين، نوعى همبستگى ميان حكومت و دين ديده مىشود كه هر چند پادشاه مسؤول امور دنيوى مردم است، امّا به امور اخروى آنها نيز بايد بپردازد؛ از اين رو امر به معروف١٠ و حفظ مردم و اجراى شريعت١١ را از وظايف حاكم مىداند. البته وى حاكم را به حاكم دنيوى و حاكم دينى تقسيم مىكند و هر كدام را آيينه صفات الهى مىداند، امّا وقتى به شرح وظايف حاكم و شرايط حاكم شدن مىپردازد، بر مسأله اجراى شريعت تأكيد كرده و از نوعى پيوند دين و حكومت سخن مىگويد و معتقد است نمىتوان رعايا را به حال خود گذاشت١٢ و در اين مورد به حديثى نبوى استناد مىكند.١٣ ٠٣ مشروعيت حكومت
نجمالدين معتقد است هر فردى كه كه قادر بر اجراى عدالت و حفظ شريعت باشد مىتواند حاكم جامعه باشد؛١٤ حتى شرط قرشى بودن امام را، كه بسيارى از انديشمندان قبلى ذكر مىكردند، از شرايط امام يا سلطان نمىشمارد؛ البته معتقد است فرد حاكم جامعه داراى استعدادهاى ذاتى است كه خداوند به وى عطا كرده است.١٥ بنابراين در ديدگاه نجم الدين، مشروعيت حكومت به رعايت شريعت و اجراى آن است، به ويژه بر عدالت تأكيد بسيار مىكند، به طورى كه آن را ضرورى مىداند.
از ديدگاه نجم الدين، حكومت هر كسى كه به قدرت برسد قابل توجيه است، چرا كه اين حكومت و قدرت را از ناحيه الهى به دست آورده و خدا خواسته كه وى حاكم شود.
از آن جا كه وى معتقد است حاكم از طرف خداوند به اين مقام مىرسد و بايد صفات الهى داشته باشد، از اين رو مردم نيز موظف به اطاعت از چنين پادشاهى و حمايت از وى هستند. او براى اثبات نظر خود به احاديث نبوى استناد مىكند و كار حاكم را عبادت مىداند.١٦ همچنين اطاعت از حاكم را به استناد آيات قرآنى واجب مىداند١٧ و مصداق اولى الامر را همان حاكم جامعه مىداند كه لازمالاطاعة است.١٨ وظايف حاكم
به نظر نجم الدين، وظيفه پادشاه در مقابل مردم، شفقت بر احوال آنها، جلوگيرى از بروز فساد در جامعه،١٩ ايجاد سنتهاى نيكو و منع از بدعتها٢٠ و رعايت عدالت است.٢١ همچنين ترويج اخلاق حسنه و تخلق به اين اخلاق، مانند كرم، مروت، شجاعت، سخاوت، حلم، حيا، عفو، مرحمت، پارسايى، عفت، علم، حكمت، وفا، امانت، هوشيارى و دين دارى و نيز جلوگيرى از رواج اخلاق ناپسند، مانند بخل، كبر، غصب، حسد، بى وفايى، مكر و حيله، بى رحمى و سنگدلى٢٢ هم از وظايف حاكم محسوب مىشود. پادشاه بايد به گونهاى عمل كند كه عمال و كارگزاران او نتوانند مردم را آزار و اذيت كنند،٢٣ جلو شيوع ظلم و ستم بگيرد،٢٤ اعتدال در جامعه را حفظ كند، به عمران و آبادانى مملكت مانند ساخت مدارس و سدها همت گمارد، راهها را امن كند و مملكت را از آسيب دشمنان حفظ نمايد و در مقابل مشكلاتى كه برخى افراد براى مردم ايجاد مىكنند بر حسب شرايط، با تهديد و و عيد يا قصاص، از آن جلوگيرى نمايد.
عضوى ز تو، گر دوست شود با دشمن
دشمن، دو شمر، تبع دو كش، زخم دو زن٢٥ پادشاه نه چندان سياست نمايد كه مردم وحشت زده و هراسان شوند و نفرت از حكومت در آنها ايجاد شود و نه چندان حلم ورزد و رأفت نشان دهد كه فاسدان و اراذل دلير گردند و در امر حكومت خلل ايجاد شود. علاوه بر اين، موظف است كه بر لشكريان اميرى شجاع قرار دهد كه بتواند در جهاد عليه دشمن مردانه بجنگد و جامعه را حفظ كند.٢٦ همچنين بايد به وضعيت اقتصادى مردم نيز توجه كند و مردم را به كار و تلاش تشويق نمايد،٢٧ چون اگر وضعيت اقتصادى و معيشتى مردم مناسب باشد زمينه رشد مفاسد در جامعه كمتر مىشود، چرا كه فقر خود باعث رواج بدىها و جرمها مانند دزدى و ربا مىگردد. علاوه بر آن بايد بر مأموران خراج نظارت داشته باشد و از ظلم آنها به مردم جلوگيرى كند و مردم را به رعايت شرع و انجام امور شرعى وادار نمايد.٢٨
يكى از كارهايى كه نجمالدين آن را از وظايف پادشاه مىشمارد، جنگ با كفار براى گسترش اسلام در ميان آنان است، هر چند آنها زحمتى براى او ايجاد نكنند.٢٩
همچنين حاكم بايد براى بالا بردن سطح آگاهى مردم تلاش كند و تحصيل علوم در ميان مردم را رواج دهد و به علما اهميت دهد. هر قدر سطح فرهنگ جامعهاى در اثر رشد آگاهىها بالا رود ارزشها بيشتر رواج مىيابد و در نتيجه جامعه بيشتر به رشد و بالندگى مىرسد. پند و اندرز حاكم
نجمالدين رازى در كنار ذكر وظايف پادشاه او را به انجام امورى و ترك امورى ديگر سفارش مىكند. او حاكم را به دورى از غرور و نخوت توصيه مىكند كه آن بيمارى مهلكى براى حاكم و آفتى براى جامعه است كه در نتيجه احساس استغنا و تحقير ديگران رشد مىيابد سفارش ديگر وى به حاكم، خوددارى از معاشرت با مردم فرومايه است، چرا كه آنها ظلم و فساد را در نظر پادشاه زيبا جلوه مىدهند و خود را دوستدار حاكم نشان مىدهند، در حالى كه باعث از بين رفتن نظم و انتظام جامعه مىشوند، خزانه را خالى مىكنند، به بى گناهان تهمت مىزنند و باعث ناامنى راهها شوند.٣٠ ديگر توصيه رازى به پادشاه اين كه ميزان دخل و خرج او بايد متعادل باشد و از افراط و تفريط خوددارى كند كه اگر بخيل باشد باعث بدنامى پادشاه مىگردد و اگر سخاوتمند باشد و در آن افراط كرده و به اسراف بپردازد مملكت دچار مشكل مىشود و عدهاى فقير و عدهاى ديگر غنى مىشوند و شكاف شديد طبقاتى به وجود مىآيد كه در نهايت منجر به نارضايتى مردم مىشود. همچنين پادشاه بايد به قدر وسع مردم بر آنها كار تحميل كند و الاّ منجر به از هم گسيختگى جامعه مىشود.٣١
بنابراين جامعه مطلوب نجم الدين، نوعى جامعه عادله دينى است كه در آن، حاكم ارزشها و هنجارهاى جامعه را رعايت مىكند. و مردم نيز به تبع او آن ارزشها را رعايت مىكنند. در واقع نوعى مدينه فاضلهاى است كه در آن همه امور بر اساس شريعت انجام مىشود.
از طرف ديگر، نجمالدين پادشاه را به طبيبى تشبيه مىكند كه عدل را به عنوان دارويى در جامعه به كار مىبرد و وقتى كه طبيبى حاذق باشد، سلامتى جامعه تأمين مىشود. و در جايى ديگر، جامعه را بدنى مىداند كه پادشاه به منزله قلب است و اگر قلب سالم باشد ساير اعضا نيز سالم خواهد بود.٣٢
همچنين معتقد است پادشاه بسان شبانى است كه رعيت را كه مانند رمهاند از دستبرد دشمنان حفظ كرده و شر آنها را دفع مىكند و بر پادشاه نيز لازم است كه جامعه اسلامى را از نفوذ دشمنان حفظ نمايد. تشكيلات حكومت
نجمالدين رازى معتقد است در جامعه بايد نهادها و تشكيلاتى باشند كه در اداره جامعه به حاكم يارى رسانند؛ اين تشكيلات عبارت است از وزارت، قضاوت، اوقاف، ولايتدار و حاجب. او براى هر يك از اين تشكيلات خصوصياتى را بيان كرده است.
١. وزارت: به اعتقاد نجم الدين، وزير براى پادشاه يا حاكم به مثابه عقل است و چنانچه حاكم از مشاور و وزير كاردان و لايقى برخوردار باشد جامعه رو به توسعه و تكامل پيش مىرود:
به داناى فرماى همواره كار
چو خواهى كه كارت بود چون نگار
كه دانا به هر كار باشد تمام
به دانا سپارد زمانه لگام٣٣
در اين صورت، حاكم براى سامان دادن به امور جامعه مىتواند بخش مهمى از كارهاى مملكت به وزير يا وزيران بسپارد تا به همت و مساعدت آنان، وضع مردم و رعيت بهتر بشود.٣٤
جامعه مانند خيمهاى است كه ستون آن وزير صاحب رأى است؛ چنانچه ستون خيمه محكم بوده و جامعه داراى افرادى بزرگ براى اداره باشد دوام و بقا مىيابد. وزير بايد داراى خصلتهايى نظير راستى، بلندى، ثبات و تحمل باشد تا بتواند جامعه را به سوى عظمت و شكوه ببرد.٣٥
نجمالدين رازى معتقد است تنها خداوند از داشتن وزير و مشير بى نياز است و حتى انبيا نيز گاهى از خداوند تقاضاى مشاور و وزير مىكردند؛ چنان كه حضرت موسى از خداوند تقاضا مىكند: «و اجعل لى وزيراً»، كه وزير را براى قوت و قدرت خود لازم مىداند.٣٦ حاكم نيز به وزير احتياج دارد كه به وسيله وى در دين پرورى و عدالت گسترى موفق شود. همچنين ساير امرا مانند ساير اعضاى بدن هستند كه اگر وزير به عنوان عضو مهم بدن، سالم باشد، آنها نيز به تبع سالم خواهند بود.٣٧
رابطه ميان وزير و پادشاه بايد به گونهاى باشد كه در ظاهر و باطن وى با پادشاه صادق باشد و از خيانت به پادشاه پرهيز كند و به خدمت به مردم بپردازد.
٢. قضاوت: وجود نهاد قضا براى جلوگيرى از رواج فساد و منكرات و تنبيه مجرمان ضرورى است. همچنين مىتواند ياريگر حاكم در اداره جامعه باشد. البته قاضى خود بايد صالح باشد تا جامعه به صلاح رهنمون شود و مانع بدىها و مفاسد گردد. چنان كه نجمالدين رازى معتقد است قاضى بايد فردى عالم، عاقل و ديندار و صالح باشد، و از مال يتيمان حفاظت كند، رشوه نگيرد و براى كسب پول حق را باطل و باطل را حق جلوه ندهد.٣٨ البته او مىگويد كه در زمان خودش امر قضا در دست اهلش نبوده است.٣٩
٣. اوقاف: نجمالدين بر اين باور است كه حاكم بايد براى اوقاف فردى امين و صاحب ديانتى مشفق و كاردان بگمارد، كه حق را به مستحقان دهد و مال اوقاف را در موارد آن صرف كند و نبايد در امور لشكرى و براى ساختن پل و سد و امثال آنها صرف گردد و نبايد در موارد مصرف آن، تغيير و تبدل صورت پذيرد.٤٠
٤. ولايتدارى: رازى معتقد است براى اداره هر شهر يا ولايتى لازم است كه واليانى به شهرها فرستاده شوند. ولايتدار بايد فردى عاقل و ديندار و داراى مروت باشد تا بتواند به خوبى شهر را اداره كند و نبايد ظالم باشد كه موجب آزار و اذيت مردم خواهد شد.٤١
٥. حاجبى: حاكم براى آگاهى از اوضاع عمومى مردم لازم است حاجب يا معتمدى داشته باشد تا او را از هر حادثه و تحولى مطلع سازد. در حقيقت، حاجب يك نيروى اطلاعاتى است كه حاكم را از وضع و حال مردم و نيز از خيانت و ظلم كارگزاران آگاه مىكند.پىنوشتها *) كارشناسى ارشد تاريخ دانشگاه الزهراء. ١. نجمالدين رازى، مرموزات اسدى در مرموزات داودى، به اهتمام محمد رضا شفيعى كدكنى (تهران: مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مك گيل شعبه تهران، ١٣٥٢) ص ٤٨. ٢. همان، ص ٤٩. ٣. «رب اغفر لى وهب لى ملكاً». ٤. مرموزات اسدى در مرموزات داودى، ص ٥٠ - ٥١. ٥. نجمالدين رازى، مرصاد العباد من المبدأ و المعاد، به اهتمام محمد امين رياحى (تهران: علمى و فرهنگى، ١٣٧٣) ص ٣٢٠. ٦. مرموزات اسدى در مرموزات داودى، ص ٦٣. ٧. مرصاد العباد من المبدأ و المعاد، ص ٤٢١ - ٤٢٢. ٨. همان، ص ٤٢١ - ٤٢٤. ٩. همان. ١٠. همان، ص ٤٢٢. ١١. همان، ص ٤١٤ - ٤١٧. ١٢. همان، ص ٤٣٩. ١٣. «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته، فالاميرُ راعٍ رعيته و هو مسئول عنهم». ١٤. مرصاد العباد، ص ٤١٤ - ٤١٧. ١٥. مرموزات اسدى در مرموزات داودى، ص ٤٩. ١٦. «انّ أفضل عباداللّه...». ١٧. «اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول و أولى الأمر منكم». ١٨. مرصاد العباد، ص ٤٣٤. ١٩. همان، ص ٤٥٠. ٢٠. مرموزات اسدى در مرموزات داودى، ص ٥٨ - ٥٩. ٢١. «إنّ اللّه يأمر بالعدل و الإحسان». ٢٢. مرموزات اسدى در مرموزات داودى، ص ٩٧ - ١٠١. ٢٣. مرصاد العباد، ص ٤٣٩. ٢٤. نجمالدين رازى، رسالة الطيور، تصحيح محمد امين رياحى (بى جا: توس، ١٣٦٢). ٢٥. مرموزات اسدى در مرموزات داودى، ص ٦١ - ٦٢. ٢٦. مرصاد العباد، ص ٤٦١. ٢٧. مرموزات اسدى در مرموزات داودى، ص ١٠٦. ٢٨. مرصاد العباد، ص ٤٣٧ - ٤٣٦. ٢٩. همان، ص ٤٣٨. ٣٠. همان، ص ٤٣٩. ٣١. همان، ص ٤٤٠. ٣٢. مرموزات اسدى در مرموزات داودى، ص ١٠٦ - ١٠٧. ٣٣. همان، ص ١٠٥. ٣٤. مرصاد العباد، ص ٤٥٢. ٣٥. همان، ص ٤٥٣. ٣٦. همان، ص ٤٤٦ - ٤٤٧. ٣٧. مرموزات اسدى در مرموزات داودى، ص ٦٠. ٣٨. مرصاد العباد، ص ٤٦١. ٣٩. مرصاد العباد، ص ٤٦٢. ٤٠. همان، ص ٤٥٧. ٤١. همان، ص ٤٦٠.