علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - خلاصه مقالات

خلاصه مقالات


عدالت در انديشه سياسى امام على(ع)
از عدالت تعاريف مختلفى ارائه شده; تساوى, برابرى و هر چيزى در جاى مناسب خود قرار گرفتن, ليكن همگان اشاره به يك حقيقت دارند كه تناسب و شايستگى در هر چيز است.
عدالت كه رعايت تناسب در هر چيز است در جهان هستى داراى اصالت و حقيقت است و امرى اعتبارى و قرار دادى نيست.
امام على(ع) هستى خود را با هستى و عدالت تكوينى كه در جهان آفرينش وجود دارد هماهنگ كرد. عدالتى را كه در آسمان, زمين و تمام پديده هاى جهان وجود دارد در زندگى خويش, خانواده, ياران و جامعه مسلمانان پياده كرد و همه را با آن هماهنگ كرد. وى عدالت را راز بقاى حكومت و استمرار و دوام آن مى داند و آن را هدف عالى در تشكيل حكومت قرار مى دهد و وظيفه اى الهى كه خدا بر آن پيمان گرفته است. مردم را نيز در برابر حكومت براى اجراى عدالت وظيفه دار قلمداد كرده است. در انديشه امام على(ع) حاكم بايد عدالت گستر باشد و عدالت خود را با شريك شدن در رنج و غم مردم و زنده كردن احكام دين و داد خواهى ستمديدگان و دادگرفتن از ستمگران آشكار نمايد. بهترين بندگان خدا پيشواى عادل است كه خود هدايت يافته و ديگران را هدايت مى كند به مال مردم چشم ندوخته و از ستم كردن بر آنان دريغ نمايد.
امام على چنان عدالت را در سياست و امور سياسى گسترش داده كه شورا, و مشورت را نيز از نظر دور نداشته و همان گونه كه اجراى مشورت در مردم نوعى از عدالت اجتماعى است در چگونگى اجراى آن نيز عدالت را لازم دانسته و به آن سفارش مى كند و بهترين مشورت را مشورتى قرار داده كه عدالت در آن اجرا گردد.

مردم سالارى در بينش و منش امام على(ع)
در اين نوشتار مفهوم دو بعدى مردم سالارى از نگاه حضرت على(ع) مورد بررسى قرار گرفته كه عبارتند از: يكم, نقش مردم در حكومت مردم سالارى; دوم, وظايف حكومت مردم سالارى دينى در قبال مردم. در بخش آغازين با اشاره به بحث مشروعيت سياسى در نظريه شيعه, به محورهاى نقش مردم در حكومت از نظر حضرت على(ع) تحت عناوين زير پرداخته شده است: ١. نقش مردم در تإسيس حكومت دينى; ٢. نقش مردم در نظارت بر حاكمان و حكومت دينى; ٣. نقش مردم در مشاوره و نصيحت به رهبران در حكومت دينى; ٤. حق مردم در سوال و استيضاح از حكومت و حاكمان; ٥. وظيفه مردم در مخالفت با حكومت در صورت خروج از مدار دين و احكام الهى. در بخش دوم يعنى مسووليت هاى حكومت مردم سالار در قبال مردم, سعى در ترسيم ديدگاه هاى حضرت امير در اين زمينه شده و به طور محورى درباره سه كارويژه و مسووليت حكومت دينى در برابر مردم توضيحاتى داده شده است: ١. گسترش عدالت و مبارزه با مظاهر مختلف فقر و فساد و تبعيض; ٢. توزيع مناصب و مسووليت ها بر پايه امانت و كفايت (شايسته سالارى); ٣. حفظ رابطه حقيقى حاكمان با مردم, ساده زيستى و همطرازى با اقشار پايين جامعه در برخوردارىهاى دنيوى.

سياست خارجى دولت اسلامى از ديدگاه امام على(ع)
اين نوشتار در پى آن است كه ماهيت, مبانى و اهداف سياست خارجى دولت اسلامى را در كلام امام على(ع) مورد مطالعه و بررسى قرار دهد. ماهيت روابط خارجى از ديدگاه امام على با تإكيد بر اين كه آيا اصل جنگ بر اين روابط حاكم است يا اصل صلح, بررسى شده است. با توجه به انسان شناسى امام و اين كه جنگ و صلح ريشه در غرايز و فطرت انسانى دارد, هر دو پديده جنگ و صلح بر روابط خارجى حاكم مى باشد; اما در نهايت به دليل آن كه صلح ريشه در فطرت انسان دارد و از طرف ديگر هدف اصلى سياست دينى كه همانا سعادت و رفاه دينى و دنيوى بشر است, جز در پرتو صلح و امنيت تحقق نمى يابد; در اين راستا اصل صلح به عنوان يك فاكتور اصلى در ماهيت روابط خارجى دولت اسلامى مورد توجه قرار مى گيرد.

تحليلى جامعه شناختى از بحران هاى اجتماعى - سياسى حكومت علوى(ع)
اين مقاله در صدد است با به كارگيرى چارچوب هاى نظرى جامعه شناسى به تحليل مشكلات عصر حكومت علوى(ع) بپردازد. براى اين منظور از دو نظريه اقتدار كاريزماتيك و فرايند عادى سازى آن, و نظريه شكاف هاى اجتماعى استفاده شده است. طبق نظريه نخست برخى از مشكلات عصر پس از پيامبر(ص) ناشى از فرايند اقتدار سنتى عرب, و در نتيجه تعامل اين دو اقتدار, شاخه هاى سه گانه تسنن, تشيع و خوارج به وجود آمدند; از اين رو برخى از مشكلات عصر حكومت حضرت على, محصول چنين تعاملى در فرايند عادى شدن اقتدار كاريزماتيك آن حضرت بود; نظريه دوم نيز به بررسى شكاف هاى اجتماعى موجود در جامعه اسلامى آن روز مى پردازد. طبق اين نظريه, شكاف هاى اجتماعى با فعال شدن خود و نحوه رابطه آنها با يكديگر, موجب تحولات اجتماعى ـ سياسى مى گردند.

جايگاه دنيا در جهان بينى امام على(ع)
مقاله حاضر در دو بخش, بحث خود را متمركز كرده است:
١. الگوهاى مختلف درباره بينش هاى دنيوى;
٢. تطبيق انديشه هاى امام على(ع) درباره دنيا با يكى از اين الگوها.
در بخش اول, پنج بينش درباره دنيا الگو بندى شده است: الگوهاى مربوط به بينش هاى دو جهان نگر; الگوهاى مربوط به تك جهان نگر. الگوهاى تك جهان نگر در دو قسم دنيا محور و دنياگريز و الگوهاى دوجهان نگر در سه قسم دنياى حداكثر, دنياى حداقل و دنيا و آخرت حداكثر تدوين شده است.
بخش دوم مقاله, مشتمل بر تطبيق ديدگاه امام على درباره دنيا با الگوى پنجم مى باشد. به اين منظور سخنان و سيره آن حضرت به صورتى جامع ـ نه بريده ـ مورد مطالعه قرار گرفته. در اين بخش چند نكته محل تإكيد قرار گرفته است: چرا امام على بيشتر به بعد منفى دنيا و مضرات دنياگرايى پرداخته اند؟ جنبه مقايسه اى سخنان امام على بين زندگى دنيوى و اخروى; تإكيد روى ثروت اجتماعى و فردى و تلقى منفى از فردگرايى افراطى و فلسفه آن; توجه به كسب منافع دنيوى از طريق هدف قرار دادن نهايى جهان آخرت (عبور به آخرت از جاده دنيا و ورود به زندگى دنيوى).

قشربندى اجتماعى از ديدگاه امام على(ع)
در اين مقاله سعى بر اين است كه ضمن مقايسه مفهوم قشر بندى با مفاهيم مشابه از قبيل ((تفاوت)), ((نابرابرى)), تعريف مشخصى از قشربندى ارائه شود كه با شاخص هاى نابرابرى اجتماعى قابل تعريف باشد. ((قشربندى اجتماعى)) گر چه ممكن است در آغاز مبتنى بر نابرابرىهاى طبيعى و استعدادهاى خدادادى باشد, ولى قشربندى همواره ميل به نهادى شدن دارد و طى اين فراگرد, قشربندىهاى عمده اى از قبيل نظام بردگى, نظام كاستى و نظام سلسله مراتبى و نظام طبقه اى شكل گرفته است كه تحت عنوان ((قشربندى نهادمند)) مقوله بندى شده است. به زعم نگارنده, امام على با اصل ((قشربندى اجتماعى)) مخالفتى ندارند, ولى با نهادى شدن آن شديدا مخالف است; از اين رو برداشت محافظه كارانه و چپ گرايانه از اسلام مطرود است و ((مدل قشربندى)) ارائه شده از ديدگاه امام على يك مدل تلفيقى است كه ضمن محترم شمردن حاكميت خصوصى, و اجازه بروز توانمندىهاى ذاتى افراد, تإمين معيشت عامه مردم را در سطح ((كفاف)) بر جامعه فرض مى داند.

نهج البلاغه و مبانى خطمشى گذارى در حكومت
بازگشت نظرى و عملى به ميراث اسلامىـ سياسى از لوازم بالندگى ((تفكر و انديشه)) جديد است, و عمده ترين زير بناى اين ميراث بزرگ, سيره معصومين: بالاخص سيره حكومتى امام على(ع) است كه بخش عمده آن در نهج البلاغه آمده است. با الگو بردارى صحيح و متناسب با زمان از حكومت علوى, مى توان حكومت حقه على ابن ابى طالب(ع) را يك الگوى تمام عيار براى تمامى عدالت پيشگان و آزادگان معرفى كرد. امام على به عنوان يك انسان كامل به موضوعات و مسائل اجتماعى, سياسى و فرهنگى پرداخته و چشم اندازهاى گرانقدر خويش را در دوران حكومت پنج ساله خود عرضه كرده كه نهج البلاغه ثمره اين نگرش ها و تراوشات فكرى و عملى آن حضرت در عرصه سياست و حكومت است. كه به طور مسلم اين تراوشات عقلى ـ وحيانى امام در كارآمدى نظام اسلامى و بازشناسى مبانى فكرى و ارزشى آن راهگشاست اين مقاله گامى است در جهت اين هدف بلند تا اصول و مبادى حكومت اسلامى را با توجه به ميراث سياسى گرانقدرى كه در نهج البلاغه نهفته است استخراج كنيم.