علوم سیاسی
(١)
چكيده پايان نامه ها -
١ ص
(٢)
دين و دانش سياسى -
٢ ص
(٣)
خلاصه مقالات -
٣ ص
(٤)
ملخص المقالات -
٤ ص
(٥)
Abstracts -
٥ ص
(٦)
تاريخ اقتصاد سياسى ايران - امجد محمد
٦ ص
(٧)
عقل و رابطه آن با دين و عرفان1 - احمدی احمد
٧ ص
(٨)
مبانى انديشه سياسى در آيات مكى قرآن - تيجانى عبدالقادر حامد
٨ ص
(٩)
زوال دولت در فلسفه سياسى فارابى - مهاجرنيا محسن
٩ ص
(١٠)
وفاق اجتماعى و توسعه در جمهورى اسلامى ايران - موثقى سيد احمد
١٠ ص
(١١)
انتفاضه مسجد الاقصى ؛ دلايل و پيامدها - حاجى يوسفى امير محمد
١١ ص
(١٢)
اركان علم مدنى در ديدگاه فارابى - صدرا على رضا
١٢ ص
(١٣)
نگاهى به كتاب انديشه هاى سياسى در اسلام و ايران - لک زايى نجف
١٣ ص
(١٤)
رويكرد گفت و گوى تمدن ها - متقي ابراهيم
١٤ ص
(١٥)
حقوق سياسى مردم در انديشه محقق نائينى - شريعتمدار جزائرى سيد نور الدين
١٥ ص
(١٦)
گزيده رساله الفت نامه فيض كاشانى - خالقى على
١٦ ص
(١٧)
انديشه سياسى كشفى در بوته نقد - پزشکى محمد
١٧ ص
(١٨)
فرهنگ سازى در نهج البلاغه - ماندگار محمدمهدى
١٨ ص

علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - چكيده پايان نامه ها

چكيده پايان نامه ها



فرهنگ اصطلاحات و مفاهيم سياسى قرآن
استاد راهنما: آيه الله محمد هادى معرفت
استاد مشاور: سيد محمد تقى آل سيد غفور
دانشجو: عبد الله نظرزاده اوغاز
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
از آن جا كه قرآن كريم, كتاب الهى مسلمانان, حاوى قواعد و قوانين الهى براى تإمين سعادت بشرى است, كه غايت هر جامعه و نظام سياسى اسلامى نيز مى باشد, مبانى و اصول علوم انسانى بر مبناى انديشه اسلامى را بايد در آيات قرآنى جست وجو كرد, به خصوص در علوم سياسى كه تدبير امور جامعه انسانى را بر عهده دارد.
براى ورود عالمان و دانشوران سياسى در محضر قرآن و تدبر در آيات الهى, اولين قدم, آشنايى دقيق و فهم مراد و معناى حقيقى اصطلاحات و واژه هاى قرآنى است كه بر مفاهيم سياسى دلالت نموده و به مخاطبان منتقل مى كنند. اين پژوهش, عهده دار (تبيين معناى اصطلاحات و واژه هاى سياسى قرآن كريم) و تا حد امكان, معادل يابى آنها در علوم سياسى و همچنين ارايه اين اصطلاحات در چارچوب يك مدل و چارچوب سياسى است.
براى رسيدن به معناى حقيقى و همچنين معادل يابى مناسب هر اصطلاح, از روش (زبان شناسانه قومىEthnoliniquistics) () كه (توشيهيكو ايزوتسو) دين شناس و قرآن پژوه ژاپنى در تحليل (مفاهيم اخلاقى ـ دينى قرآن كريم از آن بهره گرفته, استفاده شده است. بر اين اساس, در فصل اول اين پژوهش, حدود چهارصد اصطلاح و واژه سياسى قرآنى ريشه يابى, معادل يابى و تحليل شده اند.
با توجه به وجود نظريات و تفكراتى كه قرآن كريم را كتابى غير سياسى و مرتبط با حوزه فردى و معنوى انسان قلمداد مى كنند, در فصل دوم, با به كارگيرى (تحليل گفتمانىDiscourse Analysis) () به عنوان (تكنيك و چارچوب), براى سامان دهى اصطلاحات سياسى قرآن در گفتمان هاى سياسى, در صدد اثبات اين فرضيه بوده ايم كه قرآن كريم, در ابعاد مختلف سياسى ـ اجتماعى حاوى مقررات, الزامات و قوانينى است كه حداقل, حكومت اسلامى (مدينه الرسول) را سامان داده و در دوره اى از تاريخ اسلام, اين گفتمان سياسى را حاكميت بخشيده است. سامان دهى گفتمان هاى سياسى قرآن, در فصل دوم بر اساس محورهاى زير است: گفتمان نهادسازى و اقتدار بخشى, كار ويژه هاى دولت, آسيب شناسى و دشمن شناسى, فرهنگ سازى و جامعه پذيرى, دشمن ستيزى و عوامل موثر بر تحولات سياسى و اجتماعى.
روش و نظريه سياسى اى كه عامل ارتباط دهنده و هماهنگ كننده گفتمان هاى قرآنى است, نظريه سياسى هنجارىNormative) ) با رهيافت اجتماع گرايى است كه در آن, كشف يا كاربرد انديشه هاى اخلاقى در عرصه روابط سياسى, به عنوان اصل مطرح است, و به باورها و كنش ها و رفتارهاى انسان وضعيت مندSituated Self) ) كه در جامعه ساخته و تربيت مى شود و براى خير و نفع عمومى و مشترك تلاش مى كند, توجه دارد. در واقع, سير تكوين اين پژوهش, از لحاظ روشى, عكس ترتيب ذكر شده در چكيده بوده است; يعنى, بر اساس نظريه سياسى هنجارى, اصطلاحات مورد نظر از قرآن كريم, استخراج و با بهره گيرى از تحليل گفتمان, چينش و بر طبق نظريه (زبان شناسانه قومى) تحليل شده اند.

جامعه مدنى و انديشه دينى
استاد راهنما: دكتر سيد احمد موثقى
استاد مشاور: دكتر داود فيرحى
دانشجو: على ملكى
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
يكى از مباحث مهم در جامعه ما, بحث جامعه مدنى است. ديدگاه انديشه هاى دينى موجود در جامعه, در باره جامعه مدنى چيست؟ در اين باره, دو انديشه دينى سنتى و نوگرا مشخص و تعريف شده اند كه ديدگاه آنها در باره جامعه مدنى با هم متفاوت است. انديشه دينى سنتى, جامعه مدنى را كه با زمينه هاى فرهنگى و ارزش هاى تمدنى غرب شكل گرفته است, با ارزش هاى دينى قابل جمع نمى داند. اما انديشه دينى نوگرا امورى مانند: فرهنگ سازى, تمدن سازى و... را امرى غير ايدئولوژيك و بشرى دانسته و جامعه مدنى را به عنوان دست آورد عقلانى بشر با ارزش هاى دينى قابل جمع مى داند.
در اين پژوهش به دو مولفه مهم جامعه مدنى, يعنى تكثرگرايى فرهنگى (دينى) و تكثرگرايى اجتماعى (سياسى) توجه شده است كه در تكثرگرايى دينى, ديدگاه دو انديشه دينى سنتى و نوگرا در باره تكثرگرايى بين اديان الهى, تكثرگرايى بين مذاهب اسلامى و تكثرگرايى درون مذهبى تشريح شده است.
طرفداران انديشه دينى سنتى, تكثرگرايى بين اديان الهى و تكثرگرايى بين مذاهب اسلامى را نپذيرفته تنها تكثرگرايى درون مذهبى را در محدوده مسائل اعتقادى فرعى و ظنى و همين طور احكام فقهى مى پذيرند. در مقابل, طرفداران انديشه دينى نوگرا, به دنبال تكثرگرايى در عرصه هاى مختلف هستند.
در تكثرگرايى سياسى, ديدگاه دو انديشه دينى سنتى و نوگرا در باره شاخصه هاى مختلف آن مانند امكان جابه جايى قدرت, وجود احزاب سياسى و آزادى (آزادى قلم, بيان, مطبوعات و...) مورد بررسى قرار گرفته است كه طرفداران انديشه دينى سنتى, جابه جايى قدرت و احزاب سياسى را نپذيرفته و رإى مردم در نظر آنها, نقش كارآمدى براى نظام سياسى دارد. سنت گرايان دينى همچنين آزادى را در چارچوب ارزش هاى دينى قابل پذيرش مى دانند. طرفداران انديشه دينى نوگرا به شاخصه هاى مختلف تكثرگرايى سياسى تإكيد كرده و با تإكيد بر رإى مردم, به دنبال حكومت دموكراتيك دينى هستند.
از ديدگاه انديشه سنتى, جامعه مدنى با ارزش هاى دينى سازگارى ندارد; اما بر طبق نظر انديشه دينى نوگرا, جامعه مدنى يكى از دست آوردهاى عقلانى بشر بوده و با دين هم سازگارى دارد.
در خلال اين مباحث, براى روشن شدن زواياى بحث و طرح ديدگاه هاى ديگر, به ديدگاه برخى انديشمندان دينى از جمله مرحوم مرتضى مطهرى, اشاره شده است كه در عين اختلاف نظر با ديدگاه هاى انديشه سنتى و نوگرا در برخى موارد, افكار و انديشه هاى آنان با جامعه مدنى مطابقت دارد.

تإثير ساختار سياسى بر فرهنگ سياسى: دوره صفويه
استاد راهنما: دكتر محمود سريع القلم
استاد مشاور: سيد محمد تقى آل سيد غفور
دانشجو: سيد محمد حسين بهشتى
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
اين تحقيق بر آن است تا تإثيرات ساختار سياسى بر فرهنگ سياسى را در دوره صفويه مورد كنكاش قرار دهد. در اين راستا, نگرش پاتريمونياليستى ماكس وبر كه نظر به ديوان سالارى سنتى دارد و همچنين تقسيم بندى گابريل آلموند مبنا قرار گرفته است; زيرا ساختار سياسى در دوره صفويه داراى سلسله مراتب ادارى مى باشد كه ميراث حكومت قبل از خود مى باشد, و نيز تقسيم ساختار سياسى به دو قسمت عمده اهل قلم و اهل شمشير و قرار گرفتن شاه در رإس ساختار سياسى, شكل ويژه اى از اقتدار سياسى را در ساختار سياسى به وجود آورده است كه ديوان سالارى, ادامه وجودى شاه بوده و گويى روح او در زيردستان حلول كرده است, و حكومت چون قائم به شخص است, از معيارهاى شايسته سالارى دور مانده است; شاه قطب بوده و شرط تقرب به او, وفادارى و اطاعت بى قيد و شرط مى باشد. اين مسإله در سلسله مراتب طولى نيز وجود دارد كه چنين ساختارى, زمينه ساز نوعى فرهنگ سياسى گشته كه در آن, رابطه ميان دولت و جامعه, رابطه اى اقتدارگرايانه و پيرومنشانه خواهد بود; چرا كه مردم اتباع حاكم تلقى گشته و حقى براى مشاركت و رقابت ندارند. اين خود مانع رشد فرد به لحاظ فرهنگ سياسى گرديده است; زيرا فرد مى كوشد تا به نحوى از انحا, رضايت حاكم را به دست آورده و به حريم او نزديك شود. از اين جاست كه فضاى فرصت طلبى و چاپلوسى گسترش مى يابد. جهت روشن شدن اين فرهنگ سياسى از چگونگى بررسى فرهنگ سياسى به وسيله آلموند, كمك گرفته ايم. زيرا آلموند براى ترسيم فرهنگ سياسى هر ملتى, آن را در سه سطح از نظام سياسى مورد بررسى قرار مى دهد; سطح نظام, سطح فرايند و سطح سياست گذارى و در پايان اين پژوهش به نمادهاى تإثيرگذارى نيز اشاره اى شده است. نتيجه اين كه, ساختار سياسى صفويه, فرهنگ سياسى تبعى را به همراه داشته است.

تحول نظرى فقه سياسى شيعه از مشروطيت تا انقلاب اسلامى
استاد راهنما: سيدمحمدتقىآل سيدغفور
استاد مشاور: دكتر على رضا صدرا
دانشجو: عباس حيدرىبهنوئيه
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
شكل گيرى اجتهاد دين شناختى جامع و ناب, گفتمان ولايت را در فقه سياسى شيعه از دوره مشروطيت به بعد, مسلط ساخت و گفتمان حسبه را در حاشيه قرار داد. بيان ويژگى هاى اين اجتهاد جديد و آثار آن, هرچه باشد, براى اين پژوهش اهميت زيادى ندارد; بلكه آنچه در درجه اول اهميت قرار دارد, بيان عوامل شكل گيرى اين اجتهاد است.
اين پژوهش همراه با ملاحظه بعضى از اصول معرفت شناسى و بايدها و نبايدهاى مكتب هرمنوتيك, چارچوب نظرى را طراحى مى كند و در پرتو آن, عوامل زير را به عنوان عوامل ذهنى و عينى شكل گيرى اجتهاد جديد در فقه سياسى شيعه در دوره مورد نظر شناسايى مى كند.
١ـ بسط تحقيقات اصولى; ٢ـ گرايش فلسفى فقها; ٣ـ افزايش نفوذ اجتماعى فقها; ٤ـ همكارى متقابل استبداد و استعمار.

دولت در انديشه سياسى فارابى
استاد راهنما: دكتر على رضا صدرا
استاد مشاور: نجف لك زايى
دانشجو: محسن مهاجرنيا
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
دولت (حكومت) جوهره فلسفه سياسى فارابى و علم موجده اجتماع مدنى اوست. در نقطه مركزى حكومت مطلوب (در الگوى برتر حكومت), استعداد فائقه و عقل مستفادى قرار دارد كه با (روح القدس) و (عقل فعال) در ارتباط است و مجراى فيضان انوار قدسى براى استكمال نفوس (اهل مدينه فاضله) است تا همه عقول منفعل را به فعليت رسانده و با وضع (آيين فاضله) و ترويج (آرإ فاضله) زمينه نيل به سعادت را فراهم آورد.
معلم ثانى اجتماعى مدنى و دولت را از منظر عناصر جمعيت, قلمرو, حكومت و حاكميت در سه سطح ملى (مدينه), منطقه اى (امت) و جهانى (معموره ارض) طراحى كرده است و از منظر حكومت فاضله و حاكمان سياسى پنج مدل حكومتى را به صورت على البدل براى اداره جامعه پيشنهاد كرده است. نوع اول حكومت فاضله, (رياست اولى) به رهبرى (رئيس اول) كه مقصود از آن حكومت پيامبر اكرم٩ است. نوع دوم حكومت فاضله, (رياست تابعه مماثل) به رهبرى (رئيس مماثل) كه مقصود حكومت (امامان معصوم) مى باشد.
نوع سوم از حكومت فاضله, (رياست سنت) است كه به زعامت فقيه جامع الشرايط مى باشد نوع چهارم حكومت فاضله (روساى سنت) به زعامت دو نفر كارشناس است كه يكى از آنها فقيه مى باشد. آخرين نوع حكومت فاضله, (روساى افاضل) است كه به رهبرى حداكثر شش كارشناس كه يكى از آنها لزوما بايد فقيه باشد. هر كدام از اين حكومت ها مى تواند در قالب يكى از آن سطوح دولت تشكيل شود. ارايه گونه هاى مختلف حكومت بيان گر رويكرد واقعگرايانه معلم ثانى نسبت به اوضاع و شرايط جوامع مختلف است. او معتقد است در صورت فقدان آخرين مدل حكومتى, (دولت فاضله) با زوال و فروپاشى روبه رو مى شود و از اين جا بحث دولت ها و حكومت هاى غيرفاضله بر اساس آرا و افعال غيرفاضله مطرح مى شود و بر اساس معارف قرآنى چهارگونه حكومت غيرفاضله متصور است:
الف ـ حكومت جاهله; ب ـ حكومت مبدله; ج ـ حكومت فاسقه; د ـ حكومت ضاله.
هر كدام از آنها با توجه به اهداف و غايات و كار ويژه هاى خود به شش مدل حكومتى تقسيم مى شوند و چون هر مدلى در يكى از سطوح مختلف (دولت) قابل تحقق است; مجموع حكومت هاى فاضله به ٧٢ نوع مدل حكومتى غيرفاضله تقسيم مى شود.

دولت, نوسازى و هويت ايرانى
استاد راهنما: دكتر حميد احمدى
استاد مشاور: روح الله حسينيان
دانشجو: على رضا زهيرى
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
با روى كار آمدن دولت نوگراى رضاشاهى, عصر نوسازى به طور واقعى در ايران آغاز گشت. فرآيند نوسازى از همان ابتدا, چالش ميان فرآيند نوسازى و ارزش هاى دينى را در پى داشت. شكاف حاصل از اين منازعه تا روزهاى آخر عمر سلسله پهلوى ادامه داشت. نخبگان عصر پهلوى براى حل بحران هاى حاصل از اين منازعه, دست به تلاش هاى گسترده اى زدند. مهم ترين رويكرد آنان در قبال اين چالش, دست يازيدن به ايرانى گرايى مبتنى بر ارزش هاى ايران پيش از اسلام بود. آنان براى تضعيف مذهب كه آن را مانع اساسى در قبال نوسازى مى پنداشتند, به آفرينش هويت ملى جديد كه با ارزش هاى دينى بيگانه است, دست زدند. آنچه حاصل چنين فرآيندى بود, شامل موارد زير مى شد: ١ـ همگرايى تجدد و ناسيوناليسم; ٢ـ ظهور ناسيوناليسم ضد استعمارى; ٣ـ تشديد چالش ميان سنت و نوسازى; ٤ـ تضعيف مذهب به عنوان مانع نوسازى; ٥ـ منفعل شدن فزاينده نيروهاى سنت گرا.
با ظهور امام خمينى در عرصه تحولات سياسى ايران, چالشى سخت و مستمر ميان نيروهاى چالش گر و رژيم سياسى درگرفت كه سرانجام به تخريب ساختار كهنه نظام شاهنشاهى و تإسيس جمهورى اسلامى منجر شد.
دهه اول انقلاب با گفتمانى مبتنى بر ارزش هاى دينى, در پى آن بود تا امنيت از دست رفته دنياى سنتى را با عرضه ايدئولوژى فراگيرى جبران نمايد. بنابراين با نفى ارزش هاى رژيم پيشين, اراده خود را براى دگرگونى در ساختارهاى پيشين معطوف ساخت و با وام گيرى از انديشه هاى سياسى شيعى به اصلاح و جايگزين كردن ارزش هاى دينى پرداخت. بدين ترتيب, نوسازى به مفهوم اصلاح و پالايش اخلاق جامعه و ايجاد عدالت اجتماعى آغاز گرديد. بنابراين, علاوه بر طرد فرآيند نوسازى به مفهوم رايج آن, ملت گرايى و اركان غيردينى هويت ايرانى نيز مورد انكار قرار گرفت.
پس از گذار از دوران دشوار پر تنش دهه اول انقلاب, دوره دوم, (دوران سازندگى) نام گرفت. در اين دوران, شرايط و الزامات درونى و بيرونى موجب تحول در ساختار سياسى و اقتصادى كشور گرديد و دولت هاشمى رفسنجانى, نوسازى اقتصادى را به عنوان هدف اصلى برنامه هاى خود قرار داد.
بدين ترتيب, دوران تازه اى از چالش ميان سنت و نوسازى در حيات جمهورى اسلامى ايران, آغاز گرديد. اين چالش در اواخر دهه دوم به ويژه در دولت محمد خاتمى آشكارتر شد. در همين زمان از سوى نخبگان غيررسمى, احياى ارزش هاى ملى, به معناى مطالبات جديدى بود كه دولت هاى وقت را وادار به اتخاذ رويكردهاى تازه اى در قبال هويت ملى مى نمود. بنابراين, در يك چارچوب جديدى, نخبگان رسمى در تلاش اند با پيوند ميان دو لايه سنت هاى دينى و هويت ملى فرهنگ ايرانى, آن دو را در مجموعه اى واحد و منسجم در كنار يكديگر قرار دهند.

آزادى سياسى در انديشه آيت الله مطهرى و آيت الله بهشتى
استاد راهنما: دكتر على رضا صدرا
استاد مشاور: منصور مير احمدى
دانشجو: شريف لك زايى
مقطع: كارشناسى علوم سياسى
موضوعاتى نظير آزادى و به ويژه آزادى سياسى, همواره محور بحث و گفت وگوهاى فراوان بوده است; اما پاسخ انديشمندان مسلمان شيعى به اين پرسش كه (آزادى سياسى چيست؟), كمتر مورد بحث و پژوهش قرار گرفته است. پژوهش حاضر, به اين بحث از زاويه نگاه آيت الله بهشتى و آيت الله مطهرى مى پردازد و در پى پرسش فوق, اين فرضيه را مطرح مى سازد كه: آزادى سياسى عبارت است از: فقدان موانع رشد و تكامل و وجود شرايط رشد و تكامل فرد در عرصه اجتماع.
بهشتى و مطهرى در بحث از آزادى, معتقدند كه آزادى, گوهر آدمى و نشان گر هويت و شخصيت انسان است. از اين رو, انسان مى تواند در زندگى خود دست به انتخاب گرى بزند و زندگى, محيط, جامعه و نظام سياسى خويش را ساخته و در آن تإثيرگذار باشد. برقرارى يك نظام سياسى, منوط به پذيرش و اقبال مردم است. مردم در نظام سياسى از حق رإى و آزادى انتخاب برخوردارند و مى توانند نسبت به امور نامطلوب, واكنش نشان داده, انتقاد و اعتراض كنند و بر عملكرد مسوولين نظارت داشته باشند. از ديگر سوى, كارگزاران نظام سياسى نيز در هر سطحى مى بايست نسبت به مردم پاسخ گو باشند. در چنين نظامى, احزاب و گروه هاى سياسى در چارچوب قانون شكل گرفته و به فعاليت مى پردازند.
به هر روى, با توجه به بحث هاى ارايه شده در پاسخ (چيستى آزادى سياسى در انديشه بهشتى و مطهرى), اين نتيجه به دست مىآيد كه: آزادى سياسى زدودن موانع و برقرارى شرايط رشد و تكامل آدمى در سطح جامعه است. موانعى كه رودرروى انسان قرار دارند, عبارتند از: استبداد, ظلم و ستم, جهل, فقدان قانون, هوا و هوس هاى درون و شهوات. شرايطى كه منجر به بهبود وضعيت آزادى سياسى مى شوند نيز عبارتند از: حكومت قانون و نظم, آگاهى, برقرارى عدالت و وجود معنويت. هنگامى كه موانع, زدوده و شرايط مهيا شد, رابطه اى ميان مردم و حاكم شكل مى گيرد كه با عنوان (آزادى سياسى) مى توان از آن ياد نمود. به عبارتى, آزادى سياسى را مى توان بيان رابطه متقابل حاكمان و شهروندان دانست.

انديشه سياسى علامه محمد تقى جعفرى (ره)
استاد راهنما: دكتر سيد احمد موثقى
استاد مشاور: سيد صادق حقيقت
دانشجو: جواد نجاتى
مقطع: كارشناسى علوم سياسى
در اين تحقيق, انديشه سياسى علامه محمد تقى جعفرى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. اين پژوهش داراى دو بخش و هر بخش نيز داراى دو فصل مى باشد. در فصل اول از بخش نخست, زندگى نامه سياسى و اجتماعى استاد جعفرى مورد بحث قرار گرفته و در فصل دوم از همين بخش, بحران ها و مشكلات سياسى و اجتماعى زمانه مورد بررسى واقع شده است. بخش دوم نيز داراى دو فصل است: فصل اول, سياست و قدرت را بررسى نموده در فصل دوم نيز انواع حكومت از ديدگاه استاد جعفرى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. و علامه جعفرى سه نوع حكومت را مطرح مى كنند: الف) حكومت خودكامه; ب)حكومت لايق; ج) حكومت الهى. به اعتقاد علامه جعفرى, حكومت نوع اول پاسخ گوى مشكلات سياسى و اجتماعى نخواهد بود. و نوع دوم نيز تنها قسمتى از مشكلات و نابسامانى هاى سياسى اجتماعى را بر طرف مى كنند و سرانجام نوع سوم يعنى حكومت الهى اگر چه از نظر تعداد بسيار كم بوده و به تعداد انگشتان دست هم نمى رسد, اما مى تواند پاسخ گوى معضلات و مشكلات و نيز بحران هاى سياسى و اجتماعى باشد.