معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - وفاى به عهد - بهارى طيبه
وفاى به عهد
بهارى طيبه
گزيده اى از پژوهش هاى شماره ٥٦
مقطع دبيرستان
شماره اشتراك, ١٢٤٣, از اراك
واژه شناسى
عهد در لغت به چند معنا آمده است: (شناختن امرى, حفظ كردن, وصيت كردن, اندرز دادن و نيز: وفا, ميثاق, پيمان و… . )١
(ميثاق به معناى طناب و ريسمانى است كه اسيران جنگى يا حيوانات را با آن مى بندند, و از آن جا كه عهد, يك گره ارتباطى ميان دو سوى پيمان است و طرفين را به وعده يكديگر مطمئن مى سازد, آن را ميثاق مى نامند.
از واژه ميثاق, مفهوم استحكام و اعتماد استفاده مى شود و لذا ميثاق, عبارت است از پيمان و قراردادى كه با سوگند يا تعهد مستحكم مى گردد. )٢
واژه عهد با تمام مشتقات آن, ٤٥ بار در قرآن به صورت هاى مختلف آمده است, كه عبارت اند از:
١ ـ به صورت دستور: (و اوفوا بعهد الله;٣ به پيمان خدا وفادار باشيد. )
٢ ـ به شكل توصيف حال نيكوكاران: (الذين يوفون بعهد الله;٤ آنان كسانى هستند كه به پيمان هاى الهى وفا دارند. )
٣ ـ گاهى خدا را وفادارترين مى شمارد, (وَ مَنْ اوفى بعهدِه مِنَ الله;٥ و چه كسى بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد كرد؟)
٤ ـ گاهى به خلف وعده نكردن خدا اشاره دارد: (ان الله لا يخلف الميعاد;٦ خداوند خلف وعده نمى كند. )
امام سجاد(ع) وقتى دچار مضيقه مالى شد, براى حل مشكل خود, از غلام آزاد شده خود مبلغ ده هزار درهم قرض كرد, او نيز پذيرفت و از حضرت چيزى به عنوان وثيقه درخواست كرد. امام(ع) نخى از عباى خويش كشيد و به او داد, ابتدا پذيرش آن براى غلام سخت بود ولى با توجه به شخصيت امام سجاد(ع) آن را پذيرفت و آن را در يك قوطى گذاشت. به زودى خداوند براى حضرت گشايش مالى قرار داد, پول را براى غلام برد و خواستار وثيقه شد. غلام گفت: من نخ عبا را گم كرده ام, حضرت فرمود: در اين صورت طلب خود را از من نگير! زيرا تعهد شخصى چون مرا نبايد ناچيز گرفت. غلام رفت و قوطى را آورد و ديد نخ عبا در ميان آن است. نخ را به امام برگرداند و امام نيز پول را به او داد.٧
مهرى آجيلى
شماره اشتراك ٣٠٢٠, از سنقر و كليايى
قرآن, تورات و انجيل, ميثاقى ميان خدا و انسان ها هستند, از اين رو به تورات, (عهد قديم) و به انجيل, (عهد جديد) و به قرآن (عهد اخير) گفته مى شود.
انسان با قبول دين و كتاب آسمانى و بيعت با پيامبران, عهد و ميثاق الهى را مى پذيرد و تعهد مى كند كه به امر و شرايط و ميثاق الهى عمل كند و در برابر, خداوند گذشته از نعمت هايى كه تاكنون به او داده, وعده داده است كه بندگان شايسته و وفا كنندگان به عهد را وارث زمين گرداند و به تمدن و اقتدار برساند و در آخرت پاداش هاى نيكو و عظيم تر عطا كند. در مقابل, كسانى كه عهد الهى را فراموش كرده و از شياطين پيروى مى كنند, بركات الهى و تمدن و اقتدار از آنها گرفته شود و به عذاب اخروى گرفتار آيند.
اهميت عهد و ميثاق در قرآن, از چند جهت قابل بررسى است:
١ ـ ميثاق, اساس كتاب هاى آسمانى است;
٢ ـ ميثاق, ارتباط ميان خدا و انسان است و او, خليفه خدا در روى زمين است;
٣ ـ ايمان, رشته ارتباطى ميان انسان هاى مسلمان به شمار مى رود;
٤ ـ خداوند ملتى را كه به پيمان او وفادار باشد, هلاك نمى كند;
٥ ـ ميثاق, كليد هم بستگى آيات الهى است. حتى آيات يك سوره كه به ظاهر در باره موضوعات مختلف است, وقتى آنها را در دستگاه و فرمول ميثاق قرار دهيم, مى بينيم چگونه به هم مربوط مى باشند.
عبد الحميد ثامنى
شماره اشتراك ٧٢٥, از سنقر
اهميت و آثار وفاى به عهد
قرآن مجيد يكى از ويژگى هاى افراد با ايمان را وفاى به عهد مى داند: (و الذين هُم لِاَماناتِهِم وَ عَهْدِهِم راعُون;٨ مؤمنان كسانى هستند كه امانت ها و عهد خود را مراعات مى كنند. )
در آيه اى ديگر, آن را نشانه افراد نيكوكار مى داند: (و الموُفُون بِعَهدِهِم اِذا عاهَدوا;٩ نيكوكاران كسانى هستند كه به عهد خود [ هنگامى كه بستند ] وفا مى كنند. )
آن گاه كه مى خواهد از حضرت اسماعيل به عظمت نام ببرد, وفاى به عهد را يكى از اوصاف برجسته او شمرده و مى فرمايد: (و اذكُر فى الكتاب اِسمعيل اِنَّه كانَ صادِقَ الوَعد;١٠ در كتاب آسمانى از اسماعيل ياد كن, كه او در وعده هايش صادق بود. )
در روايات ائمه معصومين & نيز در باره وفاى به عهد زياد سفارش و تأكيد شده است. از جمله:
١ ـ وفاى به عهد, از ويژگى هاى مؤمنان است; حضرت على(ع) مى فرمايد: وفاى به عهد, از نشانه هاى مردم متدين است. ١١
٢ ـ وفاى به عهد, نشانه ايمان به خداست; پيامبر گرامى اسلام(ص) مى فرمايد: هر كس كه به خدا و روز رستاخيز ايمان دارد, هر گاه وعده داد وفا كند. )١٢
٣ ـ وفاى به عهد, رحمت خدا و مايه آرامش بندگان است; حضرت على(ع) مى فرمايد: به عهد خويش وفادار باش و بر آنچه به عهد گرفتى, امانت دار باش و جان خويش را سپر پيمان خود گردان, زيرا هيچ يك از واجبات الهى همانند وفاى به عهد نيست كه همه مردم جهان با تمام اختلافاتى كه در افكار و تمايلات دارند, در آن اتفاق نظر دارند تا آن جا كه مشركين زمان جاهليت, به عهد و پيمانى كه با مسلمانان داشتند, وفادار بودند, زيرا آنان آينده ناگوار پيمان شكنى را آزمودند; پس هرگز پيمان شكن مباش و در عهد خود خيانت مكن و دشمن را فريب مده, زيرا كسى جز نادان بدكار بر خود گستاخى روا نمى دارد. خداوند عهد و پيمانى را كه با نام او شكل مى گيرد, با رحمت خود, مايه آسايش بندگان و پناهگاه امنى براى پناه آورندگان قرار داده است تا همگان به حريم امن آن روى آورند. پس فساد و خيانت و فريب در پيمان راه ندارد. ١٣
آثار وفاى به عهد در زندگى فردى
كسانى كه به پيمان خويش وفا دارند, شخصيت اجتماعى ممتازى دارند و مردم به آنها احترام و اعتماد مى كنند, چنين افرادى داراى كرامت و عزت نفس بوده, راست گو و درست كردارند و به شخصيت حقيقى و حقوقى افراد احترام مى گذارند, در انجام معاملات و معاهدات, موفق و پر طرفدارند, در زندگى فردى داراى نظم و انضباط بوده و اصولى و قانونمند رفتار مى نمايند و از طرفى, خوش قولى آنان باعث تقويت ايمان و اراده شان مى شود.
آثار وفاى به عهد در جامعه
١ ـ آرامش و اطمينان ; اگر افراد يك جامعه به تعهدات خود در قبال يكديگر عمل كنند, اطمينان و آرامش در جامعه حكمفرما خواهد شد و مردم با خيالى آسوده به انجام امور خواهند پرداخت و اين مايه ثبات و قوام نظام اجتماعى است.
٢ ـ قدرت, شوكت و پيشرفت;
٣ ـ اعتماد عمومى و هم بستگى بين آحاد مردم; اصولاً آنچه جامعه را از صورت آحادِ پراكنده بيرون مى آورد و همچون رشته هاى زنجير به هم پيوند مى دهد, همين اصل اعتماد متقابل است كه پشتوانه فعاليت هاى اجتماعى و همكارى در سطح وسيع باشد. عهد و پيمان و سوگند, تأكيدى براى حفظ اين هم بستگى و اعتماد متقابل است.
رضوان صالحى
شماره اشتراك ٦٦٤, از نجف آباد
وفاى به عهد و پيمان در تمام شئون زندگى فردى و جمعى اثر مستقيم دارد. به هر نسبت كه اين صفت نيك انسانى مراعات شود و مردم به آن پاى بند باشند, به همان نسبت زندگى بهتر شده و آسايش جامعه فزونى خواهد يافت.
تعهدات مالى و قراردادهاى اقتصادى, يكى از اركان مهم زندگى اجتماعى است. مردمى كه وفاى به پيمان ها را از وظايف مسلّم خود بشناسند و در انجام آن ها كوشا باشند, امور مالى آنان بر اساس اعتماد و اطمينان و در كمال صحت و سلامت و سرعت جريان پيدا مى كند; بدهكار در موعد مقرر, دِين خود را مى پردازد و فروشنده, جنس را بر اساس تعهد موجود تسليم خريدار مى كند و خلاصه اين كه, همه مردم به عهد و پيمان احترام گذاشته, خود را در وفاى به آن موظف مى دانند, ارزش تعهد در چنين شرايطى از هر سند رسمى, فضيلتى بيشتر دارد و از هر متاع گران بهايى ارزنده تر است.
سجاد جعفرى
شماره اشتراك ٢٨١٦, از زرند كرمان
عهد و پيمان است كه خانواده را تشكيل مى دهد و شهرها و كشورها را به يكديگر مرتبط مى سازد.
هر جامعه اى كه به تعهدات خويش وفادار باشد, امور اجتماعى در آن به خوبى اداره مى شود. مردم چنين جامعه اى به دليل اعتماد و حسن ظن به يكديگر, از آسايش و آرامش روانى مطلوبى برخوردارند, نزاع و مرافعه در بين آنان زياد نيست و كمتر به ضعف اعصاب و ناراحتى هاى روانى مبتلا مى شوند.
وفاداران به عهد و پيمان, نزد ديگران عزيز و محترم و مورد اعتمادند, اما افراد پيمان شكن, نزد ديگران همواره پست و ذليلند.
سكينه سلطانى نژاد
شماره اشتراك ٢٣٢٩, از كرمان
ريشه فطرى وفاى به عهد
احترام به پيمان و لزوم عمل به آن, ريشه فطرى و ارتكازى دارد. هر انسانى پيمان را ابتدا در مدرسه (تربيت) يعنى فطرت و سرشت انسانى مى آموزد و از آن الهام مى گيرد. كودكان در آغاز زندگى با سرشت پاك خود, عمل به پيمان را لازم مى دانند و پيمان شكن را نكوهش مى كنند و از پيمان هاى پوچ و توخالى بعضى از پدران و مادران ناراحت مى شوند. كودكان با اين احساس, رشد و نمو مى كنند و بزرگ مى شوند و تا زمانى كه به هر دليلى از راه درست فطرت منحرف نشوند, اين احساس در نهاد آنان باقى مى ماند.
به دليل فطرى بودن اين اصل در جامعه انسانى, نقض عهد و پيمان شكنى از رذايل اخلاقى بزرگ شمرده مى شود, كه ضربه شكننده اى بر شخصيت و انسانيت فرد وارد مى سازد. تنها كسى عزيز و سربلند است كه به تعهدات خود عمل كند و آن را محترم بشمارد.
تاريخ از شخصيت هاى برجسته اى نام مى برد كه عمل به پيمان را تا پاى جان محترم مى شمردند. در باره حَجّاج خون ريز مى خوانيم:
وى به قتل گروهى فرمان داد. وقتى نوبت به قتل آخرين فرد رسيد, صداى مؤذن بلند شد. وى آن فرد را به يكى از مأموران سپرد كه شب را از او مراقبت كند و فردا صبح به دارالاماره ببرد تا مجازاتش كند. وقتى هر دو نفر مقر حكومت حجاج سفّاك را ترك كردند, آن فرد رو به مأمور كرد و گفت: من بى جهت گرفتار شده ام و به رحمت خداوند اميدوارم, تمناى من از تو اين است كه به من نيكى كنى و اجازه دهى امشب به خانه خود بروم و با همسر و فرزندانم وداع كنم, وصاياى خود را بگويم, حقوق مردم را ادا كنم و فردا صبح اول وقت پيش شما خواهم آمد.
مأمور حجاج از اين درخواست در شگفت شد و گفت: هرگز ديده اى مرغ را كه از قفس آزاد گردد دوباره باز آيد, من چگونه تو را آزاد كنم در حالى كه به تو اميد بازگشت ندارم؟ آن فرد گفت: عهد مى كنم كه فردا اول وقت باز گردم و به خدا سوگند ياد مى كنم.
مأمور حجاج بر خلاف مأموران دستگاه طاغوتى, لحظه اى منقلب شد و او را آزاد ساخت. وقتى آن مرد رفت و از پيش روى او غايب گشت, سخت ناراحت شد و خود را در معرض خشم حجاج ديد. آن شب از فكر, به خواب نرفت. وقتى صبح شد, آن مرد به پيمان خود عمل كرد و درِ خانه مأمور حجاج را زد. وقتى چشم مأمور به آن مرد افتاد, گفت: چرا آمدى؟ گفت: هر كس عهد كند و خداوند را به آن گواه گيرد, بايد به آن وفادار باشد و از طرف ديگر, به رحمت پروردگار جهان اطمينان دارم.
مأمور, او را به دارالاماره برد و سرگذشت خود را با حجاج در ميان نهاد و از وفاى او به پيمان خود سخت تعجب كرد. حجاج او را به مأمور بخشيد, وى نيز با كمال مهربانى او را آزاد ساخت. موقع آزاد شدن, از مأمور حجاج سپاس گزارى نكرد و رفت, ولى فرداى آن روز آمد و مراتب حق شناسى خود را ادا نمود و علت تأخير آن را چنين بيان كرد: نجات دهنده من خدا بود و تو وسيله اين كار بودى. هر گاه از تو تشكر مى كردم, تو را شريك نعمت خدا قرار داده بودم; لازم دانستم نخست از خدا تشكر كنم و آن گاه از تو قدردانى نمايم.
حميد محمدى
شماره اشتراك ٨٠٠٣, از تهران
عوامل زمينه ساز پاى بندى به پيمان
١ ـ راستى و صداقت: راستى و صداقت, از لوازم پاى بندى به عهد و پيمان است. امير مؤمنان على(ع) در باره ويژگى هاى مديريتِ همراه با وفا مى فرمايد: (پيشواى قوم بايد با مردم خود به راستى سخن راند. )١٤
آن حضرت, خود برترين مصداق چنين مديريتى است. در خطبه اى پس از بيعت مردم مى فرمايد: (پيمان من بدانچه مى گويم, در گرو است و به درستى گفتارم, متعهّد و كفيلم… به خدا سوگند, هرگز حقيقتى را كتمان نكرده ام و هيچ گاه دروغى نگفته ام. )١٥
پاى بندى به عهد و پيمان حتى نسبت به دشمن, امرى مسلّم است. در ماجراى حكميت, در پيكار صفين, با آن كه امام(ع) راضى به آن وضع نبود, بعد از آن كه صلح نامه تنظيم شد, آن را محترم شمرد و در پاسخ آنها كه اعتقاد به نقض عهد نامه داشتند, فرمود: آيا پس از آن كه آن را نوشتيم, نقض كنيم; اين كار جايز نيست. ١٦
٢ ـ نفى خيانت: براى تحقق عهد و پيمان, بايد از خيانت و بى وفايى دورى گزينيم. از ديدگاه حضرت على(ع) تا انسان به پست ترين مراتب خود سقوط نكند, دست به پيمان شكنى نمى زند. آن حضرت مى فرمايد: (خيانت و پيمان شكنى, اخلاق انسان هاى پست است.)١٧ در جاى ديگر مى فرمايد: (خيانت و پيمان شكنى, زشت ترين خيانت هاست. )١٨
٣ ـ هم سويى سخن و عمل: كسانى مى توانند به عهد و پيمان خود پاى بند باشند كه ميان سخن و عملشان دو گانگى نباشد و خود را در گرو سخن و وعده خويش بدانند. امام على(ع) مى فرمايد: (از اين كه به مردم وعده دهى و سپس تخلف كنى, بپرهيز; زيرا خلف وعده, موجب خشم خدا و خلق است. )١٩
ايوب محمدى
شماره اشتراك ١٨٧١, از ايلام, ايوان غرب
عوامل پيمان شكنى
١ ـ مقابله به مثل: هر گاه طرف قرارداد به تعهداتش در قبال فرد يا جامعه پاى بند نباشد, طرف ديگر نيز مى تواند پيمانش را بشكند. قرآن مى فرمايد: (چگونه مى شود مشركان نزد خدا و رسول او پيمان داشته باشند, مگر آنان كه در مسجد الحرام با آنها پيمان بستيد; پس تا زمانى كه آنان وفا دارند, شما نيز وفادار باشيد. )٢٠
٢ ـ خيانت: هر گاه فرد بترسد كه طرف مقابل قصد خيانت دارد, مى تواند پيمان را فتح كند, به شرطى كه طرف مقابل را از اين موضوع مطلع سازد. قرآن مى فرمايد: (اگر از خيانت گروهى بترسى, منصفانه به آنان اعلام كن. خدا خيانت كاران را دوست نمى دارد. ٢١
٣ ـ ترس: ترس از قدرت ما فوق, شايد مهم ترين عامل شكستن پيمان ها باشد.
٤ ـ منافع شخصى: بسيارى از مردم منافع شخصى را بر مصلحت متقابل ترجيح داده و پيمان شكنى مى كنند.پى نوشت ها:
١ ـ فرهنگ فارسى عميد, واژه عهد.
٢ ـ عبد الكريم بى آزار شيرازى, تفسير كاشف, ج ٥, ص ٢٦٠.
٣ ـ نحل(١٦) آيه ٩١.
٤ ـ رعد(١٣) آيه ٢٠.
٥ ـ توبه (٩) آيه ١١١.
٦ ـ رعد(١٣) آيه ٣١.
٧ ـ بحار الانوار, ج ٤٦, ص ١٤٦.
٨ ـ مؤمنون(٢٣) آيه ٨ و سوره معارج (٧٠) آيه ٣٢.
٩ ـ بقره(٢) آيه ١٧٧.
١٠ ـ مريم (١٩) آيه ٥٤.
١١ ـ سفينة البحار, ج ٢, ص ٦٧٥.
١٢ ـ بحار الانوار, ج ٧٧, ص ١٤٩.
١٣ ـ نهج البلاغه, نامه ٣١.
١٤ ـ همان, نامه ٤٥.
١٥ ـ همان.
١٦ ـ تاريخ طبرى, ج ٥, ص ٧٢.
١٧ ـ نهج البلاغه, نامه ٢٠.
١٨ ـ همان, نامه ٧٢.
١٩ ـ همان, نامه ٤١.
٢٠ ـ توبه(٩) آيه ٧.
٢١ ـ انفال (٨) آيه ٥٨.